سیاسی

پشت پرده توافق دوحه:  مجاهدين در خدمت اشغالگران

 

خبرگزاري رويترز به نقل از سه مقام غربي گزارش داده که حفاظت طالبان در اين مدت از پايگاه‌هاي خارجي‌ بر اساس يک ضميمه مخفي توافق‌نامه صلح دوحه صورت گرفته و جنگ‌جويان طالبان در اين مدت مانع از حملات ساير گروه‌هاي تروريستي بر نظاميان ‌خارجي شده‌اند.

دو مقام غربي که نخواسته‌اند نام‌شان افشا شود، گفته‌اند که گروه طالبان به امريکا پيشنهاد حفاظت از پايگاه‌هاي نظامي نيروهاي امريکايي را در برابر حملات ساير گروه‌هاي تندرو چون داعش داده‌بود که از سوي واشنگتن پذيرفته شد.

به گفته اين مقام‌ها، طالبان خواستند با محافظت از نيروهاي خارجي حسن نيت‌شان را ثابت کنند.

يک ديپلمات ديگر که در گفت‌وگوهاي صلح امريکا و طالبان دخيل بوده، گفته‌است که «آنان [طالبان] يک لايه پوشش، مانند يک منطقه حائل [در اطراف پايگاه‌هاي نيروهاي خارجي] ايجاد کردند و به جنگ‌جويان خود دستور دادند که هيچ سرباز خارجي را در اين مدت زخمي نکنند يا نکشند.»

توافق يک‌جانبه امريکا با طالبان، تنها ناشي از خيانت و عهدشکني آشکار امريکا در قبال تعهدات صريح اش با دولت و مردم افغانستان و از مصاديق نقض آشکار حاکميت ملي کشور نبود، بلکه همزمان، مشروعيت و صداقت و اعتبار جهاد ادعايي طالبان را هم از بنياد زير سوال برد، زيرا نشان داد که آن گروه نه عليه اشغال‌گران خارجي، بلکه براي به دست آوردن قدرت مي‌جنگد.

طالبان پس از صلح با امريکايي‌ها و به تبع آن، صلح با همه نيروهاي خارجي، کليه حملات خود بر نظاميان غربي را متوقف کردند. البته پيش از امضاي توافق‌نامه دوحه نيز عمده ترين حملات، عمليات نظامي و اقدامات انتحاري طالبان از مردم مسلمان و مظلوم افغانستان، نيروهاي امنيتي و کارمندان دولتي قرباني مي گرفت و کمتر عليه نيروهاي خارجي انجام مي شد، اما توافق دوحه اين رويکرد را رسميت بخشيد.

طالبان اگر در جهاد ادعايي خود صادق بودند بايد پس از امضاي توافق‌نامه صلح با امريکا، به حملات نظامي خود عليه نيروهاي افغان و مسلمان پايان مي‌دادند و چرخه خونين خشونت را که تنها از غير نظاميان و نيروهاي امنيتي، خبرنگاران و فعالان سياسي و مدني قرباني مي‌گيرد، متوقف مي کردند، اما در کمال شگفتي، اين اتفاق نيافتاد و آن گروه حتا به فتاواي صريح علماي دين افغانستان و سراسر جهان اسلام درباره عدم مشروعيت ديني ادامه جنگ افغانستان نيز توجهي نکردند، زيرا پاکستان و کارخانه‌هاي فتواساز مدرسه حقانيه و ديگر مولوي‌هاي تندرو و تروريست پاکستاني، به آن گروه به عنوان مزدور فوج پاکستان، جواز‌ »شرعي» جنگ را صادر مي‌کردند.

اکنون اما يک بعد تازه بر رسوايي جهاد بي بنياد و بدنام طالبان افزوده شده و آن تعهد رسمي و مخفيانه طالبان در حفاظت مستقيم از پايگاه هاي نظاميان خارجي در افغانستان پس از امضاي توافق‌نامه دوحه است. اين تعهد شرم آور نشان مي دهد که «مجاهدين» رسماً و رأساً در خدمت «اشغال‌گران» قرار گرفته اند و در يکي از شگفت انگيزترين دستبردها به مفاهيم پوياي ديني، جهاد عليه اشغال به جهاد در خدمت اشغال، استحاله پيدا کرده است.

اين رويداد تنها از عهده سازوکار توجيه گر منظومه فقه تروريستي طالبان برمي آيد که جهادگران و اشغال‌گران را با هم آشتي مي‌دهد و بدتر از آن اين‌که جهادگران را به محافظت از اشغالگران مي‌گمارد.

صرف نظر از اين‌که اين اقدام با مفهوم و محتوا و هدف سازوکار پويايي و انقلابي جهاد در فرهنگ دين اسلام، تضاد و تنافر دارد، پيشنهاد اوليه و مستقيم مذاکره کننده‌گان طالبان به امريکايي ها براي حفاظت از پايگاه‌هاي آنان در برابر حملات ديگر گروه‌هاي تروريستي به منظور «اثبات حسن نيت» هم يک پيشنهاد تحقيرآميز و در ضديت آشکار با اهداف رياکارانه اي بوده که طالبان در نزديک به سه دهه گذشته به آن تظاهر کرده اند، اهدافي مانند جهاد در راه خدا، استقلال وطن، عدم پذيرش سلطه کفر و مبارزه با اشغال‌گران تا زماني که آخرين سربازشان خاک کشور را ترک نکرده باشد.

با اين حساب، اين‌که در بيش از يک‌سال گذشته پس از امضاي توافق‌نامه دوحه، حتا يک نظامي خارجي در افغانستان، کشته نشده اند، معجزه اي رخ نداده، اين حاصل مزدوري جهادگران براي اشغالگران است.

نکته جالب توجه اين است که در همين مدت، هزاران نفر از نظاميان و غير نظاميان مسلمان افغان به دست طالبان و يا در نتيجه حملات، بم‌گذاري‌ها، ترورها و انتحارهاي طالبان، کشته شده اند که تازه ترين نمونه آن، شب گذشته در لوگر رخ داد که ده‌ها نفر را به خاک و خون کشاند.

با اين حساب، طالبان برخلاف قول قوي قرآن کريم، اشداء علي‌الکفار رحماء بينهم بوده اند. به اين ترتيب، مردم افغانستان به ويژه آن بخش از مردم که از طالبان طرفداري مي‌کنند، به آنان پناه مي‌دهند و براي بازگشت شان به قدرت به اميد برپايي «نظام اسلامي» دعا و لحظه‌شماري مي‌کنند، بايد بدانند که طالبان در پشت پرده، در خدمت اهداف استراتيژيک اشغال‌گر بزرگ هستند و حتا در يک‌سال اخير که هزاران نفر از مسلمانان افغان را کشته اند، در اطراف پايگاه هاي خارجي، نگهباني داده اند تا کساني نظاميان اشغالگر غربي را نکشد. اين جهاد و اسلام و نظام اسلامي مولوي‌هاي محصول کارخانه‌هاي توليد تروريست آي اس آي است.

 

نرگس اعتماد

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
رفتن به نوار ابزار