سیاسی

طالبان؛ عساکر بدون مزد پاکستان

صائم

گفته های اخیر رییس جمهوری افغانستان در تاشکند ازبیکستان می‌رساند که پاکستان در تعهدات خود در قبال افغانستان صادق نیست. حل معضل افغانستان از مسیر یک اجماع منطقه‌یی و فرا منطقه‌یی یک اصل است، کشورهای زیادی به شمول پاکستان اند که وارد چنین یک اجماع شده اند مگر در این میان، رفتار و کردار پاکستان پرسش برانگیز است این کشور در ظاهر امر جانبدار چنین یک اجماع است ولی درباطن برای ادامۀ جنگ در افغانستان و به قدرت رسیدن طالبان کار می‌کند. محمد اشرف غنی می‌گوید؛ سازمان‌ها و شبکه‌های حامی طالبان در پاکستان به‌گونه‌‌ی علنی ویرانی افغانستان را جشن می‌گیرند. او روز جمعه در کنفرانس بین‌المللی زیر عنوان «آسیای مرکزی و جنوبی: اتصال منطقه‌یی، فرصت‌ها و چالش‌ها» در تاشکند، پایتخت ازبیکستان گفت «خلاف تضمین‌های مکرر عمران خان، نخست‌وزیر پاکستان و جنرالان آن کشور، شبکه‌ها و سازمان‌های حامی طالبان در پاکستان ویرانی دارایی‌ها و توانایی‌های مردم و حکومت افغانستان را علنی جشن می‌گیرند… مقام‌های پاکستانی در گذشته گفته بودند که تسلط طالبان بر افغانستان را به سودشان نمی‌دانند و از نفوذشان برای کشانیدن این گروه به میز مذاکره استفاده می‌کنند» وی از پاکستان به دلیل پشتیبانی آن‌کشور از طالبان انتقاد کرده و گفته است که براساس معلومات استخباراتی، اخیراً حدود ۱۰ هزار جنگجو از پاکستان و بخش‌های دیگر وارد افغانستان شده‌اند. این گفته ها زمانی مطرح می شود که پاکستان همیشه در نشست های بین‌المللی از راه‌ حل سیاسی مسأله‌ی افغانستان پشتیبانی کرده است مگر در عمل چنین نیست. واقعیت این است که پاکستان برای رسیدن به اهداف راهبردی خود به یک افغانستان ضعیف و قابل کنترل نیاز دارد و طالبان وسیله خوبی برای پاکستان در رسیدن این کشور به اهدافش در افغانستان و منطقه است. خاتمه بخشیدن به درامه خط دیورند، استفاده همچنانی از آب های افغانستان در حالی که نظام های اخیر در افغانستان تاکید بر مدیریت آب های کشور داشته اند، استفاده سهل و بدون دادن امتیاز از مسیر ترانزیتی افغانستان به سوی آسیای میانه، کاهش فعالیت های سیاسی و اقتصادی هند و ایران در افغانستان… جزء برنامه های راهبردی پاکستان در افغانستان است .

کوشش پاکستان بر این است تا بار دیگر گروه طالبان در ساختار سیاسی افغانستان قرار گیرد که هم بتواند اهداف سیاسی و اقتصادی خود را در داخل افغانستان دنبال و هم دست رقبای منطقه‌یی خود را  از این کشور کوتاه کند. تصمیم اسلام‌آباد مبنی بر پیوستن به جبهه ضد تروریزم در بیست سال قبل، اقدامی در جهت دور ماندن از خشم امریکا بعد از حوادث یازده سپتمبر بود، آنان کنار آمدن موقت با امریکا را ترجیح دادند تا  منافع در جنوب آسیا حفظ شود، استخبارات پاکستان و جنرالان ارتش آن کشور می‌دانستند که  رجوع دو باره امریکا به آنان، حتمی است بناءً  با اتخاذ سیاست و راهبردی چند بعدی  با امریکا وغرب بازی کردند٬ به خصوص این که٬ پاکستان از گذشته  ها با امریکا و انگلیس راز و نیاز های داشت و کرنیل های پاکستانی مطمین بودند که بازگشت امریکا به سوی آنان حتمی است. در این شکی نیست که تروریزم، به بخشی مهم از راهبرد پاکستان برای رسیدن به منافع سیاسی و اقتصادی این کشور در منطقه بوده است. راهبردی که در تبانی با مهم‌ترین قدرت های جهانی «انگلیس و امریکا» و قدرت های منطقه‌یی در دنیای عرب شکل گرفت و برای پاکستان امتیاز های به ارمغان آورد، این راهکار هنوز هم یکی از اساسی‌ترین برنامۀ  راهبردی اسلام آباد است که قدرت های مهم جهانی در آن شریک اند و تبعات آن  در کشور های همسایه «افغانستان، ایران، هند و…» به وضوح دیده می‌شود. اکنون که پاکستان با بی اعتنایی تمام به موازین بین‌المللی، به خود حق می‌دهد که وارد بحث سرنوشت افغانستان شود. پیامد همان معامله های است که بین این کشور امریکا و انگلیس وجود دارد. برنامه های راهبردی که از آن، نه افغانان آگاه اند و نه طالبان و اگر چنین نیست بایدن در سفری که در زمان معاونیت ریاست جمهوری خود به کابل داشت با صراحت گفت که پاکستان پنجاه مرتبه با ارزش‌تر از افغانستان برای امریکا است٬ باور ها براین است که معاملات راهبردی میان پاکستان – امریکا و انگلیس به زمانی بر می‌گردد که اتحاد شوروی وقت در افغانستان حضور یافت و پاکستان تمام دار و ندار خود را در خدمت این دو کشور قرار داد تا در برابر رقیب قوی شان «اتحاد شوروی» در میدان افغانستان مقابله کنند و حالا از همان قمار خود امتیاز و سود می گیرد و اندیشه ژاندارم منطقه را از سر بیرون نکرده است. بدون شک آنچه را که پاکستان در افغانستان انجام می‌دهد شکل گرفته و طراحی شده از سوی سازمان های استخباراتی آن کشور است که در تبانی با استخبارات کشور های که در بالا از ٖآنها ذکر شد به وجود می آیند و بخش سیاسی و دیپلماتیک پاکستان از آن آگاه نیستند بل  تنها مامور انجام آن بخش‌های اند که به آنها ارتباط می‌گیرد. در این برنامه ها طالبان به عنوان عساکر بدون مزد مورد استفاده قرار می‌گیرند و درمحور منافع پاکستان در جنگ اند. در مجموع پاکستان با رویکرد های متفاوت و در وجود جریان که بیشتر متحجر و ویرانگر اند، داخل جنگ و در افغانستان شده است این کشور با کار گیری منابع متعدد در افغانستان  و نفوذ خدا داد که بعد از تجاوز ارتش سرخ به افغانستان کسب کرد. به عنوان بازیگر قدرتمند در قضیه افغانستان و قضایای دیگر منطقه‌یی عرض اندام کرده است. بدون شک جز به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان چیز دیگری نمی‌خواهد. آنچه را عمران خان می‌گوید و یا آنچه را شاه محمود قریشی فریاد می‌زند، نمی‌تواند اصل سیاست پاکستان در قبال افغانستان را بازگو کند٬ این ارتش پاکستان است که این  کشوررا در عمق جنگ جاری در افغانستان قرار داده است. در اصل جنگ جاری، جنگ افغانان نیست، جنگ یک گروه برای منافع پاکستان در افغانستان و منطقه است. اگر نه تهدید هواپیما ها ارتش افغانستان از حمله برمواضع طالبان دربولدک قندهار، چه معنای دارد؟  سپاهیان افغان در جنگ بولدک شماری از شهروندان پاکستان را از میدان جنگ گرفتار کردند و یک هوا پیمای بی سر نشین پاکستان که برای انجام وظایف جاسوسی وارد حریم افغانستان شده بود تلاشی برای حمایت از طالبان در میدان جنگ نیست؟ واقعیت های زیادی است که از نقش منفی پاکستان در جنگ افغانستان حکایه دارد مگر این واقعیت ها در پناه حمایت امریکا و انگلیس از پاکستان ناگفته باقی مانده است.

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
رفتن به نوار ابزار