c روز نامه آرمان ملي - Arman -e- Mili News Paper
Warning: mysql_fetch_assoc() expects parameter 1 to be resource, boolean given in /home/armanemi/public_html/viewcatpost.php on line 46
روز نامه آرمان ملي - Arman -e- Mili News Paper

سرمقاله

!بدبختي بيكاري ،جوانان را رنج مي دهد

یکی از مشکلات دولت ها در هر جامعه یی، فراهم آوری زمینه های شغلی وفرصت های کاری برای شهروندان کشور ها می باشد. در انتخابات های کشور های صاحب دموکراسی نیز اولین توجه کاندیدا ها در کنار پرداختن به مصالح امنیتی و اقتصادی، یکی هم مسأله اشتغال زایی در آن کشور ها می باشد، ولی در کشور ما این مسأله در میان هیچ کاندیدایی تا هنوز علاقه‌مند نداشته است و آن ها به این مسأله توجه نکرده اند. افغانستان سرزمینی است که در آن میلیون ها تن بیکار اند و این مشکل می تواند برای امنیت و رشد اقتصادی زنگ خطر جدی باشد. شماری از این بیکاران به همین دلیل و به دلیل بد امنی در چند سال اخیر کوله بار بردوش انداخته راهی کشور های اروپایی شدند و شماری در این راه جان های عزیز شان را از دست دادند. ولی می‌دانیم که هنوز نیز ما میلیون‌ها بیکار دیگر در کشور خویش داریم که باید به آن ها عطف توجه گردد. بخشی از جامعه را افراد تحصیل کرده تشکیل می دهند که همه ساله از نهاد های آموزشی وتحصیلی کشور فارغ می شوند و بعد به جامعه تقدیم می گردند. همه می‌دانند که امسال نیز بیشتر از سال های گذشته ما فارغ التحصیلانی داریم که تا چند هفته دیگر فراغت می یابند و به جمع بیکاران کشور افزوده می گردند. این خیل بیکاران جدید کسانی اند که آمو زش یافته اند وباید حکومت از نیرو های فکری و کاری آن ها در ساختن این سرزمین بهره کافی ببرد، اما با دریغ و درد که این جمع نیز همانند صد ها هزار هموطن دیگر مان چنین ف


!مجاهد تروریست مجازات شود

!مردم از سربازان بي قانون حمايت نمي كنند

!این اقدام رئیس جمهور غنی را می ستاییم

!بينوايان را دستگيري و كمك كنيد



3
H: 3°
L: -2°
Kabul
Saturday, 14 January
See 7-Day Forecast
Sun Mon Tue Wed Thu Fri
           
-9° -9° -11° -11° -12° -9°

جنگنامۀ حمید کشمیری شاهنامۀ سدۀ نزدهم

 حمید کشیمری یکی از شاعران حماسی سدۀ سیزدهم است که جنگنامۀ او به نام « اکبرنامه» یاد می‌‌شود. محمد حیدر ژوبل  باور دارد که  گوینده: «حقایق را با کمال صراحت بیان داشته، امیدوار هیچگونه صله و سیم نبوده است. اکبرنامه در روح خوانندهگان در افغانستان و هندوستان تأثیر گرمی ‌‌کرد و ممکن است که این کتاب را شاهنامۀ قرن نزدهم افغانستان خواند که فصل معاصر شاهنامۀ فردوسی میتواند حساب شود.» 

تاریخ ادبیات افغانستان، ص‌259.

 در پیوند به زنده‌‌گی حمید کشمیری اطلاعات زیادی در دست نیست؛ با اینحال زادگاه او را دهکدهیی گفته اند به نام نوپگ در پرگنۀ شاه آباد کشمیر، پدرش حمایت الله نام داشته و مردی بوده است معروف، عالم دین و ادیب. به روایت آمده در دانشنامۀ ادب پارسی، حمید در آخرین لحظههای زندهگی خود این بیت را سرود:

کسی گر زمن پرسدت ای عزیز!

بگویش به خلد برین شد، حمید

از این بیت مادۀ تاریخ سال خاموشی او را پیدا کرده اند. آموزشهای خود را در اسلام آباد کشمیر تمام کرد و گذشته از دانشهای ادبی و دینی در زبان عربی نیز مهارت داشت. پیوسته با ادبیات کلاسیک پارسیدری سروکار داشت و کلاسیکهای نظم پارسی را می‌‌‌‌‌خواند. به روایت  دانشنامه ادب پارسی، روزی در نشستی یکی از دوستان میگوید: «افسوس که در این روزگار شاعری چون فردوسی یافت نمی‌‌شود»، میگویند که این جملۀ انگیزۀ بزرگی را برای سرودن  اکبرنامه در حمید پدید آورد.

چنان بود که ماجراهای جنگ نخست افغانستان با انگلیس و رزمهای سردار محمد اکبرخان را در وزن شاهنامه به نام « اکبرنامه» سرود که سرایش آن یک سال را در بر گرفت.

آوازۀ اکبرنامه به زودی به کابل رسید و آن را در انجمنها و نشستهای فرهنگی میخواندند. اکبرنامه را به نام  تاریخ ملی و آزادی افغانستان نیز خوانده اند. روایتهای وجود دارد که اکبرنامه چنان در میان مردم و گروههای فرهنگی شهرت نیک یافت که حمید را به نام « فردوسی کشمیر» نیز یاد می‌‌کردند. این امر نشان میدهد که مردم چقدر به اکبرنامه و سرایندۀ آن حمید کشمیری به دیدۀ احترام نگاه می‌‌کردند.

حمیدکشمیری در جنگنامۀ خود، رزم  زنان کابل را در برابر نیروی متجاور بریتانیا این گونه با زبان شور انگیز حماسی بیان می‌‌‌‌کند:

چو لشکر به بازار کابل تمام

در آمد بر آمد خروش عوام

زن و مرد، پیر و جوان سو به سوی

ستادند بر برزن و بام و کوی

هژبران کابل پس و پیش راه

گرفتند بر لشکر کینهخواه

نمودند در کوچۀ تنگ بند

ز بام و در غرفههای بلند

به هر کس فتاد آنچه در دم بدست

به فرق سر خصم سرکش، شکست

نهانی غزالان نخچیر گیر

که گاهی شکاری زدندی به تیر

در آن جنگ آشفته چون ماده شیر

زبالا ندیدند بالا و زیر

ز هر روزن و برزن و پیش طاق

بر آمد صدای ترقاتراق

یکی را به سر کاسهیی از هوا

بیفتاد و شد کاسۀ سر جدا

یکی خمرۀ گاو دوشه به دست

بر آورد و بر فرق دشمن شکست

دیگر را شکستند بر سر سبو

که شد حلقه اش راست اندر گلو

تو گفتی که در گردن آن عنود

شد از آسمان طوق لعنت فرود

ادبیات دری در نیمۀ نخستین سدۀ بیستم ، ص 30- 31.

گاهی چنین دیدگاهی نیز وجود داشته است که اکبرنامه گویا داستانهای رزم یک سردار وابسته به خاندان حاکم است، پس نمی‌‌تواند ارزش مردمی داشته باشد و حتا با چنین استدلالی خواسته اند نقش و اهمیت اکبرنامه را در امر پاسداری مردم از سرزمین و آزادی کمبها جلوه دهند. اگر از این دیدگاه نگاه کنیم؛ مگر شاهنامه همان خداینامه نیست و این خدای نامه حدیث شاهان نیست؟ در شاهنامه در این حدیث شاهان رشادتهای مردم و رزم مردم و آزادی خواهی مردم و مقابلۀ مردم با دشمن است که بیان می‌‌شود. بدون تردید «اکبر نامه» و «جنگنامه» آثاری نیستند که بتوانندبا شاهنامه مقایسه شوند؛ اما در تاریخ معاصر افغانستان این دو اثر خود تأثیر گذاری و انگیزه دهی مهمی برای مردم در جهت پاسداری سرزمین و آزادی داشته اند.

 به گفتۀ داکتر اسدالله حبیب:« حمید، چنانکه در سر آغاز اکبرنامه مینویسد، تصمیم داشت که کارنامههای سردار محمد اکبر را به شعر بیاورد و بنا برآن قصههای جنگها را از اشخاص مختلف که باشندۀ آن نبردگاهها بوده‌اند شنیده و روایتها را پهلوی هم گذاشته و بر درستترین روایتها و اقوال مؤکد منظومه اش را بنا کرده است.

بپرسیدم ازمردم هوشیار

که بودند باشندۀ آن دیار

در اخبار بود اختلاف کلام

به هم داده تطبیق گفتم تمام

ادبیات دری در نیمۀ نخستین سدۀ بیستم، ص 26.

ظاهراً نام کتاب «اکبر نامه»، در نگاه نخست این پندار را پدید میآورد که کتاب ستایشنامهیی است برای سردار محمد اکبرخان، به گفتۀ داکتر حبیب، شاعر در جریان سرایش حماسۀ خویش بیشتر شیفتۀ حقایق تاریخی شده است تا سیمای اکبر: « در این منظومه شخصیتها چنانکه از آزمایش تاریخ بر آمده اند تصویر میشوند. پایداری و استقامت شان، سربازیهای شان در موارد لغزشها و خطاهایشان همه صادقانه و صمیانه تجسم مییابد و حمید به نفع هیچ کسی از اظهار حقیقت چشم نمیپوشد.»

 ادبیات دری در نیمۀ نخستین سدۀ بیستم،ص 27.

این جنگنامهها در برابر تجاوز بریتانیا و در دفاع از سرزمین، آزادی و آزادهگی به تقلید و پیروی شاهنامه فردوسی سروده شده اند. گویندهگان هردو با انصاف و با حوصلهمندی به گردآوری داستانهای رزمی مردم پرداخته اند. حال هر نامی داشته باشند مهم این است که آنان بخشی از تاریخ آزادیخواهی و بخشی، از جنگ افغانستان با بزرگترین کشور سلطهگر جهان را به زبان رزمی و حماسی به نظم کشیده اند. چگونه می‌‌شود « اکبرنامه» را به سبب نامی که داشته به دور انداخت و از اهمیت رزمی و هستی مقاومتگرانۀ آن چشم پوشی کرد. پرسش دیگر این است، در خاور زمین همیشه چنین بوده است، که تودهها رهبری خود را به دست آنانی دادهاند که حس نمودهاند سزاوار رهبری اند. این اکبر نامه داستانهای زندهگی خصوصی محمد اکبرخان نیست؛ بلداستان مردمی است که با او پیوند خورده است؛ مگر این سردار اکبرخان با این جنبش نبود! یا این که حمیدکشمیری او را چنان یک کرکتر دروغین به کتاب پیوند زده است؟ این که سردار محمد اکبر خان چقدر اشتباهاتی در این جنبش داشته است چیزی هم به نام تاریخ است که به دور از مبالغه پروریهای شاعرانه قضاوت می‌‌‌‌کند. چنانکه داوری هم شده است.

محمدیونس طغیان ساکایی جنیش جنگنامه سرایی و شاهنامه خوانی را از گونههای تحریک مردم علیه تجاوزگران میداند. او مینویسد: «تصادفی نیست که ما از همین دوره چندین منظومه باسبک وسیاق شاهنامه در شرح حوادث وپیکارهای مردم این مرزوبوم با انگلیسها داریم. منورین و شاعران درک کرده بودند که افغانستان در میان دو نیروی استعمارگر روس و انگلیس قرار گرفته و یگانه راه برون رفت از آن همت و پایمردی مردم است. چنانکه در یکی از این منظومهها[جنگنامۀ غلامی] می خوانیم:

چهگویم ز اوصاف سلطان، سخن

سخا پیشه و مرد شمشیر زن

گه رزم اگر تنگ بندد میان


صفحه فرهنگ وهنر

مثلث وضعیت ادبی

2017-Jan-01 ||  پرتونادری

هربار که مسألۀ نقد ادبی به میان می آید این گفته دانشمند ایرانی داکترشفعی کدکنی به یادم می آید که باری در کتاب  شاعری در هجوم منتقدان، نوشته بود: «  بعد از عمری جست وجو در تاریخ شعر فارسی، هنوز این نکته به روشنی برمن مسلم نشده است که میان تعالی و انحطاط دوره‎های ادبی و کیفیت و کمیت نقد ادبی ارتباطی هست یا نیست و اگر هست این ارتباط آیا مستقیم است یا در این مورد پیوند باژگونه برقرار است؟ از مطالعۀ اسناد موجود، احتمالاً به این نتیجه خواهیم رسید که بهترین ادوار شعر فارسی، عصر فردوسی و خیام یا عصر مولوی و سعیدی، دوره‌هایی است که " نقد ادبی" در آن، کاملاً از صحنۀ تاریخ ادبیات ما غایب است و برعکس، اواخر دورۀ صوفویه و زندیه را- که عصر انحطاط آشکار شعر وشاعری است- باید دورۀ اوج و شکوفایی نقد ادبی در زبان فارسی به شمار آورد». کدکنی، یک چنین امری را در ادبیات ...

!یلـدا آوردگـاه نـور و تـاریکـی

2016-Dec-19 ||  پرتو نادری

آخرین شب پاییز، نخستین شب زمستان که درازترین شب سال است، آن را شب یلدا گویند . باورها براین است که دراین شب ویا نزدیک به آن تحویل خورشید به برج جدی است. گاهی هم گفته اندکه یلدا نام یکی ازملازمان حضرت مسیح بوده است؛ اما چنین باوری طرفدارن زیادی ندارد. دهخدا درلغت‌نامه دراین پیوند نوشته است که:« ظاهراً از بیت/ به صاحب دولتی پیوند اگر نامی همی جویی/ که ازیک چاکر عیسی چنان معروف شد یلدا / بعضی ازفرهنگ نویسان از جمله مؤلف برهان، پنداشته اند که یلدا نام یکی از ملازمان عیسی بوده است؛ ولی چنین نامی درزمرۀ ملازمان او درما خذی دیده نشده و"چاکری"کردن هم در بیت سنایی به معنی اختصاص یافتن زمان مزبور به ولادت وی می باشد.» در پیوند به ریشۀ واژۀ یلدا درلغت‌نامه آمده است که:«لغت سریانی است به معنی میلادعربی، وچون شب یلدا را با میلاد مسیح تطبیق می‌کرده اند ازاین رو ...

عبدالحفیظ منصور: اسلام گرایی آنقدر گسترده شده که در یک سو اردوغان و در سوی دیگر ابوبکر البغدادی جا گرفته است

2016-Dec-19 || 

چکیـــده اسلام گرایی از مقوله هایی است، که به وسیلة اندیشمندان غربی وضع شده است، این مقوله نزد غربی ها بار معنایی منفی و در جوامع اسلامی به مقصد مثبت آن بکار می رود. اسلام  گرایی مجموعة از گرایش های اسلامی را احتوا می کند، که (1) اسلام را دین جامع و کامل دانسته، (2) مسلمانان را در امر سیاسی مسؤول می شمارند، (3) برای حراست از هویت اسلامی در برابر هویت های بیگانه جدی اند و (4) در مجموع خصلت واکنشی دارند. اسلام گرایی چنان گسترده و فراخ است که در یکسویآن رجب طیب اردوغان و در گوشة دیگر آن ابوبکرالبغدادی جا گرفته اند. بدین ترتیب بر قرار کردن پیوند صد در صدی میان اسلام گرایی و خشونت بنیاد علمی نداردو از عهده چنین کاری تنها سیاسی اندیشان بر آمده می توانند. واقعیت این است، که پاره‌ای از اسلام گراها، ره افراط پیش گرفته اند و در حال حاضر در چهار چوب طالبان، القاعده، داعش و بو...

!تا استاد بیسد رفت، تیاتر افغانستان یتیم شد

2016-Dec-06 ||  پرتو تادری

 اضافه از هفتاد سال، از آن روزی می گذرد که نمایشنامۀ « میراث» نوشتۀ روان شاد استاد عبدالرشید لطیفی در شهر کابل  به نمایش در آمد. درکنارشخصیت های دیگری که در جغرافیای هنری این نمایشنامه می زیستند ، میرزایی  کم سوادو پر ادعایینیز فرصت زیستن یافته بود. نقش  این میرزا را بهنوجوانی داده بودند، تازه راه یافته به تیاتر، که هنوز او را در این اقلیم نامی و نشانی نبود. این بعداً جوان چنان تندیسی با مشعلی از نام و نجابت بر سکوی پیروزی و افتخار جاودانه ایستاد! استاد عبدالقیوم بیسد گویی با « میراث» تیاترآغاز یافته است. به زبان دیگر استاد عبدالرشید لطیفی از« میراث » تیاتر در همان روزگاران نوجوانی  به استاد سهمی د اد. چنین است که استاد بیسد، پیوسته این کوله بار سنگین را عاشقانه بر دوش کشیده .شاید بهتر باشد بگویم که او پیوسته این مشعل را به پیش برده است ت...

!سیم های خاردار را دور سازید

2016-Dec-03 ||  پرتونادری

زنان و مردان به گونۀ یک سان حق  دارند که ازدواج کنند؛ هدف از ازدواج تشکیل خانواده است. هیچ کس نمی تواند مانع ازدواج کس دیگری شود. ازدواج قراردادی است که بین دونفر صورت می گیرد که هر دو طرف به موجب آن برای یک‌دیگر حقوق برابر، قایل اند. در شرایط یک‌سان وبرابر هرکدام شخصیت خود را در اختیار دیگری قرار می دهد یعنی وقتی در ازدواج یک تن شخصیت خود را با رضایت به دیگری واگذار می کند، به جای آن، شخصیت دیگری را به دست آورد که درحقیقت دوباره شخصیت خود را به‌دست آورده است.  زن و مرد دو نیمه یک پیکراند. آن گاه که خداوند هنوز بی بی حوا را نیافریده بود، حضرت آدم تنها بود ونیمة ازهستی او تاریک بود. با آفرینش بی بی حوا خانواده پدید آمد که این خانواده سرچشمۀ جاودانۀ جامعه و زنده‌گی گردید. ازهمین جاست که گاهی بشریت یا جامعه بشری را به پرنده یی همانند می کنند که مرد و زن دو بال آ...

فیدل کاسترو در شعر چهگوارا

2016-Nov-29 ||  پرتونادری

انقلاب کوبا در 1959 حکومت استبدادی و فاسد باتیستا را سرنگون کرد. ناخوش‌ترین خبر برای امریکا؛ ایجاد یک حکومت انقلابی در بیخ ریش سردمدار امپریالیزم جهانی؛ در دوران جنگ سرد،نه تنها خبری بود ناخوش آیند؛ بلکه زنگ خطری نیز بود که به صدا درآمده بود.  چنان بود که سازمان سیاه جنگی خلیج، خوک‌ها را در 1961 برضد کاسترو به راه انداخت که شکست سختی خورد. پس از آن دموکراسی امریکا پیوسته خواست تا کاسترو را با راه اندازی برنامه‌های هراس افگنانه از میان بردارد که هربار ناکام می‌شد. او 50 سال چنان یک رهبرکرازماتیک کوبا را رهبری کرد و در این مدت زمان یازده رئیس جمهور در امریکا آمدند و رفتند؛ ولی برنامه همان بود، سرنگونی نظام کاسترو یا دست کم ترور او. این که کاسترو این همه به اتحاد پایه شوروی سابق نریدک شد؛ بدون تردید یکی از عوامل کلیدی‌همان سیاست‌های امریکا در برابر کوبا بود. ...

سنت شاهنامه خوانی

2016-Nov-02 ||  پرتو نادری

 این نکته قابل یاددهانی است که شاه‌نامه تنها برای نخبه‌گان نیست؛ بلکه شاه‌نامه و سنت شاه‌نامه‌خوانی در افغانستان ریشۀ دراز تاریخی دارد؛ اما بر بنیاد پژوهش‌های انجام شده، این سنت در سدۀ نزدهم پس از نخستین هجوم سپاهیان انگلیس گسترش بیشتری یافت و اما این رسم در بازارهای کابل نسب به شهرهای دیگر کشور رونق بیشتری داشت. این تا چند دهۀ گذشته نیز در شماری از ولایت‎های کشور رواج داشت. گفته می‌شود شاه‌نامه خوانان در بعضی از نقاط پرجمعیت شهر کابل به گونۀ تمثیلی به خوانش بخش‌های پهلوانی شاه‌نامه می‌پرداختند. این شاه‌نامه خوانان‌سیمای خود را چنان پهلوانان می‌آراستند و با به‌کارگیری شمشیر، خنجر و کمانی تلاش می‌کردند تا به صحنه‌آرایی داستان‌ها نیز بپردازند. شاه‌نامه‌خوانان باچنین شیوه‌یی می‌خواستند تا توجه شمار بیشتری ب...

رویا سادات - رویای زیبای سینمای افغانستان حرف هایی که نگذاشتن زده شود

2016-Oct-25 || 

 در روزهایی که خبرها خبر نیستند، شبیه بمب هستند، تخریب می کنند، می کشند و سیاهی را روی چهرة هر شهروند این کشور می گستراند ِ کسی هست که خبرش خبر است و این خبر مثل آب است. ‌مثل خاک است. مثل زنده گی است. مثل تصویر است. مثل سینماست. آن خبر چهارمین جشنواره بین المللی فلم زنان هرات است. رویا سادات از کمتر کسانی است که حرف می زند و عمل می کند. فلم می سازد وجشنواره برپا می کند. او غوغا گر سینما است که از چهرة تلخ زنان افغانستاننوید بخش رویای شیرین ...

Previous   ||   Next