c روز نامه آرمان ملي - Arman -e- Mili News Paper روز نامه آرمان ملي - Arman -e- Mili News Paper

سرمقاله

!فساد، لکه ی ننگ برپیشانی حکومت

در نشست هاي بين المللي و در ملاقات مقامات بلند پايه کشورهاي خارجي با رهبران حکومت افغانستان، نخستين موضوع که مطرح و به بحث گرفته مي شود، گسترش فساد اداري و تعهد رهبران حکومت در امر مبارزه بر ضد اين مرض مزمن است. پس از شکست طالبان و تشکيل اداره موقت و با توجه به کمک هاي جهاني که در افغانستان سرازير شد، باندهاي مافيايي فساد در سطح ملي و بين المللي فعال شدند و در اين شبکه ها برخي از مقامات بلند پايه دولت افغانستان و کشورهاي بيروني هم شامل گرديدند و سرانجام بيشتر مساعدت هاي بين المللي حيف و ميل شد. با پايان يافتن دوره رياست جمهوري حامدکرزي و شکل گيري حکومت به اصطلاح وحدت ملي و شعار هايي که در دوران کارزارهاي انتخاباتي سر داده مي شد فکر مي گرديد گراف فساد در کشور سير نزولي را طي خواهد کرد ولي با توجه به چند سالي که از عمر حکومت مي گذرد و تجربه نشان داده است نه تنها که فساد کاهش نيافته است بل دامنه يي گراف فساد هم گسترش يافته است. به هيمن منظور است هر زماني که يک مقام کشور بيروني به افغانستان سفري مي داشته باشد خبر مبارزه برضد فساد بالا مي گيرد. در ديدار مک مستر مشاور امنيت ملي امريکا با رهبران حکومت نيز موضوع گسترش فساد در کشور مطرح شد. حال پرسشي است  که چرا با وجود نهادهاي متعدد مبارزه بر ضد فساد و تعهد مقامات حکومت و وعده هاي آنها، هنوزهم موضوع فساد لکه ننگي به پيشاني حکومت است؟ در بسياري از نهادهاي دولتي و قرارداد هايي که ص


امریکا متعهد به همکاری با افغانستان است

!درنگی به گفته های دیروز کرزی

!از نابود سازی پایگاه های تروریستان استقبال می کنیم

!شهر کابل بسیار وحشتناک شده است



3
H: 3°
L: -2°
Kabul
Saturday, 14 January
See 7-Day Forecast
Sun Mon Tue Wed Thu Fri
           
-9° -9° -11° -11° -12° -9°

مصـیـبت دینـی کشـورهای اســلامی بازار فــروش اسلحــه دنیاســت

     شايد کسي و يا کساني بر اين نوشته هايم خرده گيري کنند و يا هم حرف هاي تندي بزنند، ولي متأسفانه واقعيت تلخي است که ما درين عصر با آن شديداً روبرو هستيم. در مقابل اين عملکرد ها چه دفاعيه ي داريم؟ به نظر من هيچ! جز آن که بگوئيم ما همانند آنها فکر نمي کنيم و يا اين که آنها تند روان متعصب هستند. آيا حرف ديگري براي گفتن داريم؟؟ خوب اين در ميان ما مسلمان ها! اما در مقابل يهود و نصاري و اديان ديگر و جهان بشريت چه برهاني خواهيم داشت؟ و چگونه مي توانيم  ازين عملکردها دفاع کنيم؟ و چگونه مي توانيم حقيقت دين خود را بر آنها عرضه کنيم؟ چون ديگر آنها فرصت مطالعه و تدقيق را ندارند و دين ما را از عملکرد ما مي سنجند. کي مي توانيم به گوش تک تک آنها برسانيم که دين ما جدا از عملکرد ماست؟ رسانه ي جهاني قوي اي نيز در اختيار نداريم تا با اساليب نيکو به تبليغ دين بپردازد و حالانکه رسانه ها يا کلاً در اختيار يهود و نصاري است و يا اين که به نوعي بالاي آنها تسلط دارند؟ ما در همين کابل که پايتخت يک کشور اسلامي است، رسانه هاي اسلامي چنداني نداريم، ديگر از رسانه هاي بين المللي چگونه مي توانيم استمداد بجوئيم؟

    وقتي که من اين وضعيت را مي بينم بار ديگر متوجه مي‌شوم که پيامبر "ص"فرموده است: (الاسلام بدآ غريبا و سيعود کما بدآ، فطوبي للغرباء) "اسلام در دياري غير از ديار خودش (ديار غربت) شروع شد و انتشار يافت و بار ديگر همانگونه خواهد شد، پس براي دور شده گان از وطن (مهاجرين) گوارا باد".

      علامه اقبال لاهوري يک سده قبل زماني که غرب را ديده بود، نگاشته بود: "آن همه خوبي هايي را که اسلام بيان کرده و بايد بر مبناي آن رفتار کنيم، ما نه بلکه اين غربي‌هاي کافر به آن عمل مي کنند و آن اعمالي را که اسلام نهي کرده است، ما مسلمانان انجام مي دهيم و غربي هاي کافر انجام نمي دهند. نشود که اين غربي‌ها مسلمان شده باشند و ما مسلمان ها از دين خود دور"! و يا قطعه رباعي زيبايش:

زما بر صوفي و ملا سلامي  

که پيغام خدا آورد ما را

ولي تفسير شان در حيرت انداخت

خدا و جبرئيل و مصطفي را

در آنوقت اين نوشته هاي اقبال را با تعجب مي خواندم و به حقيقت موضوع نمي فهميدم. و يا اين که سيد قطب بي هدف شب نشين از امريکاي کافر با ديانت و ديانتمداري به مصر بازگشت و چنان شد که تا پاي چوبه دار و وداع با دنياي فاني هرگز از راهش برنگشت. جاي تعجب نيست بار ديگر اسلام از قاره اروپا و امريکا سر بلند کند و با معقوليت عالم گير شود، اما متأسفيم که ما در آن هيچگونه سهمي نخواهيم داشت و علاوتاً در بد نامي آن يد طولايي داشته باشيم.

     دوستي در صفحه فيسبوک خود نوشته بود: "مردم هند (بزرگترين نفوس جهان) با داشتن 150 دين و 80 خدايان متعدد مي توانند در صلح و صفا زنده گي کنند، اما ما مسلمان ها با داشتن يک خدا، يک دين، يک کتاب و يک پيامبر به جان هم افتيده ايم و ريختاندن خون همديگر را روا مي پنداريم". اين نوشته شديداً متأثرم ساخت و آنرا بار بار خوانده و فکر مي کردم چقدر حرف به جا و جالبي!

     باز بر مي گردم به همان دعاي پيغمبر اکرم "ص"که بر امتش خيلي مهربان و بر جهان بشريت و همه عالم  رحمت بود. آيا اگر امروزه ممکن باشد که بيايد و اين اعمال و عملکرد ما را ببيند، بر ما چه خواهد گفت؟  شايد هيچ نشناسد که آن آيين خدايي با مدارا را که بر بشريت عرضه کرده بود، از آن نشاني مانده باشد. پس بدا به حال امتي که دين پيامبر شان را که همه نشانه هاي آن واضح و جلي است بدينگونه پامال کرده اند و کسي نيست تا بخش هاي تحريف شده آن را راست کند و يا آن الگويي باشد که بشريت را از ورطه هلاک نجات و به جاده صواب رهنمون شود.

    اينست "مصيبت ديني"و اينجاست که بعضي ها آنگاه که راه بيرون رفت ازين سوال ها را نمي يابند، يکسره بار گناهان را به دوش دين مي اندازند. و يا يهود و نصاري را ملامت مي کنند و يا عملکرد حکومات محلي را. و يا فقر و بيسوادي امت را و هيچکسي نيست متوجه "مصيبت ديني"شود و به رفع آن بپردازد.

    در عصر حاضر کشور جمهوري اسلامي ايران به بهانه دفاع از حقوق شيعيان و کشور شاهي عربستان سعودي به بهانه دفاع از حقوق اهل تسنن، تقريباً همه مقدرات مسلمانان را به قمار گذاشته اندو در زير روپوش دين، سياست بازي مي کنند. متأسفانه آنها سياست ديني ندارند، بلکه دين سياسي دارند که به مقتضاي سياست، دين را آله دست ساخته اند. مصيبت بزرگ ما هم در منطقه همين است. مصيبتي که پيامبر "ص"به درگاه رب العزت دعاء کرده است تا امتش را از شر آن نجات دهد. "مصيبت ديني".

مخاصمت هاي ذات البيني مسلمان ها آنها را زمينگير کرده است و در طول بيشتر از يکصد سال اخير که قرن اختراعات و اکتشافات علمي بوده است، مسلمان ها هيچگونه سهمي در آن ندارند. فرصت ايجاد گري و خدمت به خلق الله و انجام رسالت خليفه اللهي را از دست داده اند. صاحبان ديني که اولين جمله کتاب شان با کلمه "بخوان"آغاز مي شود، چنان از خواندن و علم و اختراع و پيشرفت و تمدن دور اند که گويي اين کتاب بر مخالفين آنها آمده است، نه براي آنها و هدايت شان به سوي سعادت و رستگاري. از نگاه اقتصادي اگر همين منبع خدا دادنفت و گاز در بسياري از کشور هاي اسلامي نباشد، ديگر هيچگونه ظرفيت ديگري که بنيان اقتصادي آنها را راست کند در دسترس ندارند. همه ما يحتاج زنده گي خود را از کشورهاي غير اسلامي بدست مي آورند. تا آنجا که حتا اسلحه اي که با آن بر يکديگر مي تازند و شهر ها را به ويرانه مبدل مي سازند، دست ساز خود شان نيست. با بهاي گزافي از نزد کفار مي خرند و با فخر فروشي بر سر و روي همديگر حواله مي کنند و اينست مصيبت بالاي مصيبت.

    کشور هاي اسلامي بازار فروش اسلحه دنياست. اي کاش اين اسلحه براي نگهداري جان و مال شهروندان و حفظ حدود و ثغور کشور هاي اسلامي مورد استفاده قرار مي گرفتند که چنين نيست. بلکه بلايي بر سر مردم و مظلومين است.

    اگر بار ديگر موضوع را جمع کرده به قضاياي وطن باز گردم، مي بينيم که مصيبت ما چند چندان است و تا هنوز تعدادي گمان مي برند با پديده "مصيبت ديني"از راه زور و يا زر مي توانند فايق آيند. ديگر اين خيال خام است و بايد تصحيح شود. هر قدر فشار درينجا بيشتر شود، همان قدر خون هاي بيشتري ريختانده خواهد شد.

    دولت بايد به جاي توجه يکطرفه به وضعيت امنيتي، ابعاد ديگر زنده گي را نيز مد نظر داشته باشد، مخصوصاً موضوع ديني را. اين پديده "مصيبت ديني"، جز با تصحيح روش برخورد ديني و اقناع عام مردم کشور مبني بر پذيرش حکومت از طريق علماي دين امکان پذير نيست. مردم ما مسلمانان متدين و بيسواد اند و آن باورمندي را که بالاي ائمه مساجد که در همه مسايل خير و شر شان حاضر اند دارند، هرگز بالاي نظام و زورمندان داخلي و خارجي ندارند. در طي پانزده سال گذشته اگر دولت با پلان گذاري دقيق و منظم درين راستا به پيش مي رفت و علي الاقل ائمه مساجد را از دارالعلوم ها و مدرسه هاي داخل کشور تربيه نموده توظيف مي نمود، امروز جلو هزاران حادثه خورد و بزرگ گرفته مي شد که دولت متوجه آن نشده و هرگز به آن وقعي نگذاشته است.

     شما دقت کنيد فرزندان ما جهت فراگيري علوم ديني به کشور همسايه (پاکستان) مي روند و بعد از چند سالي با بستن دستار فضيلت مولوي گري، مفتي گري و حافظ شدن قرآنکريم که معمولاً آنرا قاري مي گويند به وطن بر مي گردند، در حالي که داراي علم کم و عقده فراوان در مقابل دولت و کارمندان آن به بهانه همدست بودن کفار اند. ديگر شما از آن ها چه توقعي داريد؟ آيا کشور دشمن براي شما افراد سالم الذهن و سالم‌المفکوره مي فرستد؟ و يا اين که در هر قدم و قلم و هر ورق درس يک بار از جهاد و انتحار و حور و شراب و .... شاگرد را چون بمبي آماده انفجار براي تان اعزام مي دارد. آنگاه امام مسجدي شده فتواي قتلت را صادر مي کند و اگر حرفي زدي متهم به خروج از دين مي شوي و بالاخره زمينه خود به خود براي فساد گسترده مهيا مي شود.

   از يکسو با همسايه خود دعواي ارضي داريم و مي گوئيم قسمتي از خاک ما را غاصبانه گرفته است، در حالي که در مورد نه استدلال منطقي و تاريخي داريم و نه زور استرداد ملکيت هاي از دست رفته را. ولي با اين ادعاي ميان تهي و بي وقت و نا به جا هزاران بلا را به جان خود مي خريم. و با وجود همين دعوي و جنجال اولاد خود را براي فراگيري علوم ديني و سپس پيشبرد امور ديني خود بدانجا مي فرستيم !!؟؟

    اگر دولت و دولتمردان تا حالا به خواب بودند، حالا بايد بيدار شوند و بدانند که اگر يک يک باب مدرسه بزرگ ديني (دارالعلوم) تحت قيموميت دولت در هر ولايت تأسيس شود و در پهلوي مضامين ديني، مضامين عصري و توجه به مسايل ملي به شاگردان طور هدفمندانه تدريس شود و بعد از يک دوره مشابه به دوره دانشگاه فارغ التحصيل بدهند و سپس از همين جمع ائمه مساجد و خطبا و وعاظ تعيين گردند، رفته رفته منابر و امامت مساجد بدست خود افغانها مي آيند و در آن وقت شده مي تواند جلو افراط گرايي ديني و اعوجاج آنرا گرفت. در غير صورت شما نمي توانيد از کشور دشمن اميد خيري را داشته باشيد.

     دولتمردان بايد بدانند که زمام امور در اکثريت مساجد دهات و قسماً مراکز شهرها بدست ملا ها و خطيب هايي هست که با نظام مخالف اند. آنها در خفا و در علن بر ضد نظام تبليغ نموده زمينه فعاليت را براي مخالفين مهيا مي نمايند. توجه به اين مهم هر زماني که صورت بگيرد، توجه به "مصيبت ديني"است که بايد از ماتمش نجات يابيم.

    اين ملاها کارکردن در چوکات دولت را و لو به هر سويه اي که باشد جرم مي پندارند. براي آنها فرقي نمي کند که کارمند دولت نظامي است و يا ملکي؟ داکتر است و يا معلم؟ مامور است يا ضابط؟ جاروب کش است و يا موذن مسجدي؟ و بسيار با خاطر آسوده به کشتن آنها فتوي مي دهند و کشته شده را دوزخي و قاتل را غازي مي نامند.

    دولتمردان ما بايد شنيده باشند –چون بيرون از دفاتر شان را ديده نمي توانند –اين که در اکثر ولسوالي ها جنازه هاي سربازان شهيد بدون نماز جنازه و با حضور تعداد معدودي از اقارب شهيد دفن مي شوند و حتا در بعضي از ولسوالي ها انتقال جنازه هاي شهدا ممکن نيست. چرا؟ براي آن که ملاهاي آنجاها که اکثراً از پاکستان برگشته اند، اين شهدا را مردار خطاب مي کنند و من خود اين حالت را شاهد بوده ام. بناءً اصدار همين فتوي "مصيبت ديني"است.

      کساني هم آناني را که به عمل انتحار دست مي زنند، خود فروخته و مزدور خطاب مي کنند و يا حد اکثر فريب خورده و مواد مخدر تزريق شده. نه، هرگز چنين نيست. آنها شستشوي مغزي شده اند. از طرف انسان هاي ابليس صفت قناعت داده شده اند که اين عمل شان يک حرکت شهادت طلبانه (استشهادي) است و کسي که به اين عمل دست مي زند، مستقيماً و بدون درنگي وارد بهشت شده با حور و سرور و شراب و کباب استقبال مي شوند. انتحاري‌ها 95 درصد از ميان جوانان انتخاب مي شوند. سن و سالي که احساسات بر عقل غلبه دارد. آنها هرگز از طريق تطميع مادي و تلاش هاي بي ثمر غير ديني به عمل انتحار آماده نمي شوند. و اين عقيده جزم آنهاست که ديوانه وار آنها را به سوي نابودي و تباهي مي کشاند. اين مرض را با داروي خودش درمان کنيد؛ زيرا هيچگونه تطميع مادي و ريزاندن بمب‌هاي مختلف‌النوع و بند و زندان جلو آنها را گرفته نمي تواند. جلو آنها را اقناع ديني و استدلال قوي مذهبي گرفته مي تواند و اينست که "مصيبت ديني"با تعقل ديني قابل مداواست.

    دولت افغانستان و آنهايي که براي افغانستان کار مي کنند –اگر راست مي گويند –که براي تأمين امنيت برنامه ريزي دارند، بايد تأسيس مدارس و دارالعلوم هاي ديني در تحت قيموميت دولت را در صدر برنامه هاي خود داشته باشند و تأکيد من در کلمه تحت قيموميت دولت عبارت از آنست که اگر دولت مراقبت جدي از استادان، شاگردان و نحوه تدريس اينگونه مدارس نداشته باشد، شکي نيست که فارغان همين دارالعلوم ها و مدارس عين عملي را انجام خواهند داد که فارغان مدارس، دارالعلوم و دارالحفاظ هاي کشور همسايه.

    قابل تذکر مي دانم اين که آنچه را در مورد مدارس و دارالعلوم هاي اهل تسنن ياد آوري کردم، در مورد حوزات علميه، مدارس و دارالعلوم هاي اهل تشيع نيز صدق مي کند.

   اگر با طرح خردمندانه براي آباداني فرداي خود به پيش رفتيم مي توانيم ادعا کنيم که ما مضمون، محتوا و دستور دعاي پيامبر "ص"را درک کرده ايم و کوشيده ايم تا از "مصيبت ديني"  
آينده گان خود را نجات دهيم.
"فهل من مجيب؟؟".             پایان

...


صفحه فرهنگ وهنر

فعل جمع یا مفرد

2017-Mar-26 ||  دوکتور استاد اسدالله حبی

نوشته اند که برای جانداران درحال یکی بودن، فعل مفرد نوشته می شود و درصورت چند تا بودن، فعل جمع باید بیاید و برای بیجان‌ها تنها فعل مفرد باید به کار برود. مانند:  دراین وادی‌ها دریاها آرام است .  درخت‌ها ازبی آبی خشک شده است .  درکنار این حکم‌ها می نویسند به استثنای آن که چیزی به جاندار تشبیه شده باشد، مانند :  ستارگان چشمک می زدند .  علف‌ها ضجه می کشیدند. مگردر متن‌های قدیم این قید وقاعده بارها شکسته است . قاضی گفت: بدان وقت که از بخارا لشکرهای ایلک باسباشی تگین بیامد ومردمان بلخ با ایشان جنگ کردند . ( تاریخ بیهقی ، رویة ۸۳۳)  لشکر اسم جمع است و لشکرها جمع آن ، مگر فعل، مفرد بکار رفته است . دو سه مثال از دانشنامة علایی ابن سینا می آورم تا دیده شود که با چه گونه اسم‌ها فعل جمع می آوردند و با چه گونه اسم‌ها فعل مفرد : ـ جسم‌ها که یک اندر...

به گرامیداشت از 74 سالگی استاد واصف باختری

2017-Mar-26 || 

«خراسان اینک از خورشید خالی می کند آغوش!» در هفته پایانی ماه حوت سال گدشته استاد واصف باختری از قله های بلند شعر فارسی- دری پا به هفتاد و چهار ساله‌گی گذاشت. ضمن تبریک این روز خجسته به جناب استاد بزرگوار و آرزوی سلامتی ایشان،  روزنامه آرمان ملی این روز را گرامی داشته دو سروده را از دو شاعر کشور به ایشان پیشکش می دارد: از این جابلقا  نثار آن تناور درختِ سرود و سخن، آن که برمن بسی مهربان بوده است و از سایة پربارش فیض بسیار برده ام، استاد همیشه در یادم، واصف باختری! (محمد افسر رهبین، تهران ـ اسفند 1391) جهان را یک قدم طی میکند پیرِ عصا بردوش چه پر کرده ست بر جامش مگر؟ این مرد دریانوش چنان افتاده رو بر خاک در برهوت تنهایی  که گویی دو رَکعت عشق میخواند چنین خاموش مگر از «نوبهار» آیینِ دیگر غیر دودش نیست! که تسخر میزند اینگونه بر تاریخ آتش پوش گما...

نوروز و سال نو شما مبارک

2017-Mar-19 ||  دوکتور محمد ظاهر عزیز

فرخی شاعر بزرگ دربار غزنه، دوستان و عزیزانش را در نوروز با این کلمات به بوستان  دعوت می نماید: (بیا در بوستان چونان که رسم باستان باشد                تو سروی و گلی و سرو و گل در بوستان باشد) تا جهان باقیست لطافت کلمات این شاعر و مرد بزرگ غزنه، جاویدان خواهد بود. با پیروی از کلام پر لطف شاعر بزرگ دیار ما، من هم آرزومندی نیکویم را به هموطنان عزیزم و مردمانی که نوروز و سال نو را با لذت و خوشحالی تجلیل می نمایند، با آرزومندی خوشی و سعادت  شان و نیک خواهی  معنوی و مادی و صحی برای همه، از جانب خودم و خانواده ام در روز مبارک نوروز و به مناسبت  حلول سال ۱۳۹۶خورشیدی،  با حرمت تقدیم می نمایم. آن عده از مردم شریف کشور که با فرهنگ و تأریخ خیلی قدیم وطن علاقه و وابستگی دارند، می پذیرند که تجلیل از نوروز که از روز اول سال آغاز می گ...

راجع‌ به تجلیل و تحریم نوروز در افغانستان

2017-Mar-19 || 

در افغانستان، جشن نوروز همواره و به ویژه در سالیان اخیر، با مناقشاتی همراه بوده است. بخشی از مردم به گرمی از آن استقبال می‌کنند و برخی حلقات مذهبی، به شدت با آن مخالفت نشان می‌دهند. دلایل مخالفین نوروز: مخالفان جشن نوروز که برخی جناح‌های سنتی و گروه‌های شبه سلفی اند، از موضعِ دینی به تحریم نوروز و هر گونه مراسم مربوط به آن حکم می‌دهند. آنان دلایلی برای این کار بر می شمارند، از جمله این که: ۱- برگزاری آیین‌های کهنی از این ...

ښاغلی قاضي باران د نوروز اړوند څه ښه ليکي: نوروز ته مطلق حرام ویل د دین په احکامو ناپوهي ده

2017-Mar-18 || 

نورې خبرې به نه کړو ځکه همدغه شرعي فقهي لیکنه البته کفایت کړي. کړنې ته هغه وخت حرام ویل کېږي چې صريح لفظ سره د دلیل په بنسټ ورڅخه منع راغلي وي. سمه ده چې د دوه اخترونو لمانځل زموږ په دین کې شته،لومړی کمکی اختر د قرآن او روژې بشپړتيا د شکر په مناسبت او دوهم،لوی اختر د حج مناسب لپاره چې دواړه دیني شرعي مناسبتونه دي. راغلو نوروز ته چې دیني مناسبت نه دی،بلکې یو ټولنیز عرف او رسم او رواج یا عادت دی.  د نوروز په ورځ له خوشحالۍ څخه منع نشته...

مفاهیم کلیدی در فلسفة میان فرهنگی از چاپ برآمد

2017-Mar-18 || 

مفاهیم کلیدی در فلسفة میان فرهنگی، عنوان کتابی است که اخیراً به کوشش مؤسسة علمی و فرهنگی تسامح از چاپ برآمده است. نویسندة این اثر سید حسین اشراق، استاد فلسفه است که در فلسفه و جامعه شناسی کارشناس و نظریه پرداز طراز اول کشور می باشد. این اثر گرانبهای آقای اشراق، حاوی 119 صفحه و شش فصل است که پیوند متقابل فلسفه و فرهنگ را به بررسی گرفته و تلاش کرده تا به توسل به بازخوانی ادبیات فلسفی در فرهنگ های متفاوت ما مسیر گفتگو و مدارا را فراهم کند و ...

!ادبیـات بـی مخاطـب ادبیـات مـرده اسـت

2017-Mar-11 ||  پرتو نادری

تا ادبیات بوده و تا ادبیات هست، ستیزۀ  همیشه‌گی اصالت ادبی و ابتذال ادبی ادامه دارد. حلقه بازی‌های ادبی گسترۀ بینش ادبی انسان را تنگ می سازد، گونه‌یی بیماری است که با دریغ از چندین سال به اینسو ادبیات و فرهنگ افغانستان از چنین حلقه بازی‌هایی رنج می برد! آن هم وقتی این حلقه‌های ادبی چنان مافیای ادبی عمل می کنند یاهم مهار خود را به دست این یا آن مافیای سیاسی – قومی  می دهند!  در روزگارما این حلقه بازی‌های ادبی گاهی همان قدر بیهوده و مبتذل است که حلقه بازی های سیاسی در کشور. آنانی که بر ادامۀ همه تجربه ها و ارزش های ادبی گذشته، پشت پا می زنند و می پندارند که گویا  به پیامبرزاده یی  بدل شده و به منبری رسیده اند، با دریغ در نمی یابند که تنها به جایی نرسیده اند، بل از پا مانده‌گانی بیش نیستند که در گودال توهم خود دست و پا می‌زنند. هرچند هیاه...

!زبـان؛ همـۀ هستـی انسـان اسـت

2017-Feb-26 ||  پرتو نادری

انسان هرچیزی که دارد از زبان دارد. انسان جهان را با زبان است مفهوم می بخشد. زبان تنها نظامی از واژگان نیست؛ بلکه نظامی است از مفاهمی که انسان در پروسۀ شناخت خود  از هستی ایجاد کرده است. هر واژه یک مفهوم است که بخشی از هستی را بازتاب می دهد. یکی از دانشمندان، زبان را به نور و روشنایی همانند می کند و می گوید همه چیز را با نور می توان دید و نور را نیز با نور می توان دید. این امر در مورد زبان نیز صدق می کند، همه چیز را با زبان می توان شناخت، خود زبان را نیز با زبان می توان شناخت. واژگان می آیند و هویت همه چیز می‌شوند. دیگر همه چیز با زبان بیان می‌شود و زبان خود نیز با زبان بیان می‌شود.  وقتی نور نیست چیزی را نمی بینیم، اگر فرض کنیم که زبان نباشد هیچ مفهومی در ذهن ما نمی تواند وجود داشته باشد و ما نمی توانیم مفهومی را به دیگری انتقال دهیم. از این جا می شود گفت که زبان همۀ...

Previous   ||   Next