c روز نامه آرمان ملي - Arman -e- Mili News Paper روز نامه آرمان ملي - Arman -e- Mili News Paper

سرمقاله

!با انحصار قدرت سلامت نظام با خطر مواجه شده است

مکارم

دامنه‌ي بي اعتمادي ها نسبت به حکومت و رهبران اين دستگاه، با گذشت هر روز افزايش مي يابد. بيکاري، ناامني ها، انحصار قدرت به وسيله ي يک تيم و فساد رو به گسترش و برخي عوامل ديگر سبب شده است که اعتبار و مشروعيت حکومت زير پرسش برود و صداي مخالفت از هر سو در برابر قوم گرايي‌ و انحصار قدرت به وسيله ي تيم رييس جمهور بلند شده است. گروه ها و کساني که ديروز از رييس جمهور حمايت کردند و وي را به اريکه ي قدرت رسانيدند، امروز آن گروه ها نيز مخالفت شان را با سياست هاي حکومت ابراز مي دارند و عملکرد هاي تيم رييس جمهور را انتقاد مي کنند. برخي از آگاهان باور دارند که همه ي قدرت در تمام کشور در دست چند تن مي باشد که در ارگ بود و باش دارند و سرنوشت و آينده کشور را رقم مي زنند. اين تيم بالاي هيچ کس باور ندارد و همه را بيگانه تلقي مي کند. صلاحيت برخي از نهادهاي حکومتي نيز سلب و تصميم گيري هاي برخي از نهادهاي حکومتي زيرنام هاي گوناگون به مراکزي که به ارگ وصل اند داده شده است. اداره امور در نظر دارد که برخي از افراد را زير نام ظرفيت سازي و جذب و کادرها، مستقيماً استخدام کند و به برخي از نهادها و وزارت ها معرفي بدارد که اين تشبث و دخالت آشکار در امور کاري کميسيوني به نام اصلاحات اداري و خدمات ملکي و وزارت ها و ادارات حکومتي است. قرار است که همه ي رياست هاي ساختماني ادارات دولتي به وزارت شهرسازي تعلق بگيرد که اين برنامه در وسط سال، بي نظمي هاي زيادي را


!امریکا تا اکنون اشتباه کرده است

!میزان اخذ مالیه از شهروندان مورد بازبینی قرار گیرد

!تضاد های قومی را دفن کنید

!اسرار نشست چرخبال ها روشن شود



3
H: 3°
L: -2°
Kabul
Saturday, 14 January
See 7-Day Forecast
Sun Mon Tue Wed Thu Fri
           
-9° -9° -11° -11° -12° -9°

افغانستان باید به سیاست عنعنوی، بیطرفی وغیرانسلاکیت خود برگردد!

افغانستان وارد يکي ازبحراني ترين مراحل موجوديت تاريخي خود مي گردد. وضع داخلي کشور نمايانگر حد اعلي انقطاب هاي قومي، منطقوي و محلي است. سازمان‌ها و حلقات تروريستي و وابسته به حلقات شرارت پرور منطقوي و بين المللي و در رأس همه، طالبان بيشتر از پيش قدرتمند مي شوند و همين اکنون بر بخش بزرگي از محلات کشور تسلط دارند. وضع امنيتي کشور در بدترين حالت خود قرار دارد.

حکومت کنوني و شوراي امنيت آن عملاًَ راهکار مدوني براي جنگ و صلح ندارد. ولي مشخصة اصلي قطب بندي هاي داخلي را مي توان چنين خلاصه کرد: در يک صف، تماميت خواهان و نيروهايي که به انحصار قدرت دل بسته اند (اين نيروها هم در ميان دولت اند و هم در ميان به اصطلاح مخالفان دولت) ايستاده اند و در صف ديگر، آناني که به تقسيم قدرت وغيرمتمرکز ساختن حاکميت دولتي باورمند اند؛ صف کشيده اند. هواداران اين صف نه تنها هنوز زبان مشترک ندارند و همديگر را نيافته اند، بلکه براي تفاهم، يافتن همديگر و همديگر پذيري نيز کمتر تلاش مي نمايند. برعکس اين صف هر روز بنابر ملاحظات فردي و منافع شخصي افراد، رو به ضعف مي‌رود.

توافقنامه سياسي و تشکيل "حکومت وحدت ملي"با آن که دست آورد بزرگي بود و انتظار مي رفت تا با تحقق مفردات آن ساختار حاکميت به سوي دموکراتيزه شدن متمايل گردد؛ ولي بعد حدود سه سال نه تنها هيچ يکي از مفردات اساسي آن توافقنامه جنبة اجرايي نگرفت، بل قدرت بيشتر از پيش نه تنها متمرکز تر گرديد، بلکه به يک حاکميت فرد محور تبديل شد. آقاي اشرف غني نه تنها به شرکاي قدرت خود در حکومت وحدت ملي (رياست اجرائيه و معاونين رئيس جمهور) وقعي نه گذاست، بلکه با ايجاد مؤسسات موازي همه صلاحيت هاي وزارت خانه ها و رياست هاي مستقل را نيز در قبضة خود گرفته است. اين شيوة حکومت داري به هيچ صورتي نمي تواند جوابگوي وضع بحراني موجود باشد. ارگ با چنين طرز اداره يي، دير يا زود صلاحيت اداره کردن کشور را از دست خواهد داد که در آن صورت جاي حکومت را آنارشي مطلق فرا خواهد گرفت که به نفع هيچ فرد، گروه، جريان، نهاد و حزب سياسي نخواهد بود.

وضع بين الملل نيز رو به بحران است. نظم جهاني اي که بعد از فروپاشي اتحادشوروي شکل گرفته بود، با آن که شايد براي سال هاي فراوان ديگري يک قطبي بماند، ولي درز برداشته است و ما در آينده نه تنها شاهد جهان يک قطبي، بلکه نظاره گر جهان چند قطبي خواهيم بود. اين تغييرات جهاني بر سرنوشت جنگ و صلح در افغانستان تأثيرات مستقيم خود را خواهند داشت.

با آن که طي حدود چهارو نيم دهه جنگ در افغانستان، هيزم آتش اين جنگ مردم افغانستان بوده اند، عوامل داخلي در اين جنگ نقش داشته اند ولي اداره، سازماندهي، تمويل و تجهيز جنگ و جنگ آوران توسط قدرت‌هاي خارجي (ابرقدرت ها، قدرت هاي منطقوي و همسايه) صورت گرفته است.

چرا چنين است؟

براي جواب به اين سوال شايد بتوان دلايل و عوامل زيادي را برشمرد، ولي اساسي ترين آن به نظرمن موقعيت جغرافيايي افغانستان است. موقعيت افغانستان منحيث چهارراه بسوي آسياي ميانه، شرق ميانه و هند در طول تاريخ باعث لشکرکشي هاي قدرت هاي زمان چون مقدوني ها، اعراب، مغول ها، انگليس ها و روس ها و حالا هم ايالات متحده و متحدين آن گرديد.

افغانستان با جغرافياي کنوني در اواخر قرن نزدهم در زمان امير عبدالرحمن خان بالاثر رقابت ها و در نهايت توافق ميان دو امپراطوري بزرگ آن زمان (بريتانيا و روسيه تزاري) منحيث يک منطقه حايل شکل مي گيرد تا از رو در رويي نيروهاي ايشان جلوگيري صورت گيرد. بعد از آن که افغانستان استقلال خود را مي گيرد با آن که اتحاد شوروي آن زمان اولين دولتي است که افغانستان را به رسميت مي شناسد و دوستي ميان اين دوکشور شکل مي گيرد ولي افغانستان مي کوشد  تا ازستاتوس حايل بودن خود پافراتر نگذارد و به همين منظور جنرال محمد ولي خان دروازي نمايندة فوق العاده امير امان‌الله خان به کشورهاي اروپايي (از جمله آلمان ايتاليا، فرانسه و انگليس) و ايالات متحده امريکا سفر مي نمايد تا شناسايي رسمي اين کشورها را بدست آرد و روابط دوستانه و حسنه با اين کشورها ايجاد نمايد.

 اتخاذ سياست بي طرفي  حکومت افغانستان در جريان جنگ دوم جهاني و حتا بعداً پيوستن افغانستان به جنبش عدم انسلاک نيز ناشي از همين موقعيت افغانستان بوده است.

اگر از انصاف نگذريم با ثبات ترين زمان در افغانستان سه دهة اخير حکومت ظاهر خان بود. درين زمان است که حکومت آن وقت هم روابط خوبي با امريکا و کشورهاي غربي ايجاد کرد و هم با کشورهاي بلاک شرق و اتحاد شوروي.

سياست بيطرفي و غير انسلاکيت افغانستان بعد از کودتاي بيست و شش سرطان سال 1352 و به قدرت رسيدن محمد داوود خان عملاً کنار گذاشته مي شود، دولت افغانستان سياست ادعاي ارضي برقلمرو پاکستان را تحت بهانة دفاع از حق خلق هاي پشتون و بلوچ در سرلوحه سياست خارجي خود قرار مي دهد و بيش از حد لزوم به اتحادشوروي متمايل مي شود که در نهايت به کودتاي ثور 1357 و بعداً به لشکر کشي اتحاد شوروي مي انجامد.

اتحاد شوروي در ده هاي 60 تا 80 قرن گذشته زير تأثير موفقيت هاي موقتي اش در قارة افريقا، شرق ميانه و امريکاي لاتين برسياست عنعنوي و توافقات قبلي روسيه با بريتانيا مبني بر حايل بودن و بيطرفي افغانستان پشت پا زد و تحت بهانه ستر سرحدات خود يک بار ديگر در فکر رسيدن به سياست هاي تزاري شد و با اردوي 140هزار نفري وارد افغانستان گرديد.

اتحاد شوروي شايد فکر مي کرد که بتواند افغانستاني ها را مانند خلق هاي آسياي ميانه مطيع سازد. ولي روحيه خارجي ستيزانة مردم افغانستان و کمک‌هاي بي حساب امريکا و کشورهاي غربي و اسلامي به "مجاهدين"بعد از ده سال جنگ خونين باعث شکست اردوي سرخ و اتحاد شوروي در افغانستان شد.

 مجاهدين نه تنها نتوانستند حکومت کارايي را بسازند، بلکه درگير با همديگر شدند و بنيادهاي حکومت داري و ارتش ملي را نيز برکندند.

حلقات استخباراتي منطقه و جهان تنظيم طالبان را ايجاد کردند. طالبان بيش از 90درصد خاک افغانستان را در اختيار داشتند.

جهان به استثناي سه کشور تروريست پرور(پاکستان، عربستان سعودي و امارات متحده) رژيم طالبان را به رسميت نشناخت. طالبان افغانستان را به جهنمي براي مردم کشور به خصوص براي زنان و جوانان و به مرکز القاعده و تروريزم بين المللي تبديل نمودند. در چنين جوي است که امريکا و غرب تحت شعار جنگ با تروريزم با حمايت قاطع اعضاي سازمان ملل و شوراي امنيت آن زير شعار "مداخلة بشردوستانه"به افغانستان لشکر کشي مي نمايند.  ولي بعد از سقوط طالبان سياست امريکا در رابطه به طالبان تا آنجا متغيير مي شود که جوبايدن معاون رييس جمهور قبلي امريکا صريحاً اعلام مي دارد که طالبان دشمن امريکا نيستند.

 در حقيقت امريکايي ها همان اشتباه قبلي و بي نتيجة شوروي ها را به تکرار گرفتند.

امريکا و متحدينش بعد از شانزده سال با همه تلفات نظامي و مصارف تريليون دالري نه تنها نتوانستند در افغانستان صلح، رفاه و دموکراسي را بيارند، بلکه از کنفرانس بن تا امروز با مشورت امريکائيان افغان تبار سيستم ناکار آمد پريزدنشيال را که در افغانستان سابقه نداشت بر سيستم اداري و حکومت داري کشور تحميل نمودند و در رأس نيز اشخاص گم نام ولي شهروندان خود ويا اشخاص وابسته به سازمان‌هاي امنيتي خود را توظيف نمودند. چند انتخاباتي که در افغانستان براه انداخته شد، همه پر از تقلب بود و در نهايت کس يا کساني انتخاب شدند که امريکا مي خواست. ورنه چه کسي اين حقيقت را نمي داند که در حالي که بيش از 90درصد بودجه دولت افغانستان به شمول مصارف انتخابات افغانستان را امريکا و متحدينش مي پردازند، ممکن نيست حلقات داخلي چنين تقلبات گسترده و علني را بر انتخابات پارلماني و رياست جمهوري تحميل کنند و امريکا و غرب نظاره گر آن باشند.

يکي ديگرازاشتباهات امريکا ايجاد پايگاه هاي نظامي "دايمي"آن کشور در خاک افغانستان است. با آن که اين قررارداد براي ده سال عقد گرديده است ولي اکثر ناظران امور بين المللي را عقيده بر اين است که امريکا تا آن زماني که برايش مقدوراست ازين پايگاه ها دست بر نخواهد داشت.

 مسلم است که امريکا و افغانستان به انعقاد قرارداد دوستي و قرارداد امنيتي و قانوني سازي حضور نيروهاي امريکايي و بين المللي در افغانستان نياز داشتند ولي هيچ نيازي نبود که قراردادي براي ايجاد پايگاه هاي "دايمي"خود در افغانستان را برحکومت کابل تحميل کنند.

افغانستان هم امروز و هم فردا به دوستي و کمک‌هاي ايالات متحده امريکا و کشورهاي اروپايي نياز خواهد داشت ولي نه به قيمت دشمني با روسيه، چين و کشورهاي ديگر. ما به دوستي باهند و ايران نياز حياتي داريم ولي نه به قيمت دشمني با پاکستان و کشورهاي خليج و عربي.

 موجوديت يک افغانستان بيطرف و باثبات هم به نفع ايالات متحده امريکا و غرب است و هم به نفع کشورهاي همسايه، روسيه، چين و ساير قدرت هاي منطقه.

بحران در افغانستان تشديد خواهد شد و دولت کنوني حتا امکانات يک هفته به پا ايستادن بدون کمک‌هاي پولي و نظامي خارجي را نيز نخواهد داشت، کما اين که حکومت کنوني از اختلافات غير قابل انکار دروني نيز رنج مي برد. اگر احياناً چنين شود، افغانستان وارد يک مرحله بسيارخطرناک "بي حکومتي"  و انارشي مطلق  خواهد شد که به نفع هيچ شخص و گروهي نيست. اين حالت بدتر از زمان به قدرت رسيدن "مجاهدين"خواهد بود؛ چون در آن زمان صرف تنظيم‌ها با هم رقابت داشتند ولي حالا همان تنظيم‌هاي قبلي داراي رقابت‌هاي درون تنظيمي نيز هستند.

برخي ها براي برون رفت ازين وضعيت تدوير لويه جرگه عنعنوي را پيشنهاد مي کنند و برخي هم تشکيل حکومت موقت و انتقالي را حلال مشکلات مي دانند. تجربه نشان داده که لويه جرگه ها فرمايشي بوده ونماينده‌گي از ارادة مردم نمي کنند و تشکيل حکومت موقت يا انتقالي نيز چيزي بيشتر از برگشت به عقب نيست. سوال اين است که اين حکومت موقت را چه نيروهايي مي سازند؟ آيا اين به معناي برگشت به قدرت آناني نيست که اکنون هم در قدرت اند يا درگذشته بخشي از قدرت بوده اند؟ شايد عاقلانه ترين راه اين باشد تا دولت کنوني با موافقت وکمک جامعة جهاني انتخابات زود هنگام را سازماندهي نمايد تا يک حکومت با ثبات تر و مشروع تر روي کار آيد.

اما مشکل اساسي درين حقيقت نهفته است که همين اکنون نيروي ملي و ترقي پسندي که بتواند زمام امور کشور را در دست گيرد و روابط دوستانه با همه کشورهاي جهان ايجاد کند عملاً در کشور وجود ندارد. با آن که بيش از صد حزب وصدها سازمان اجتماعي در کشور ثبت هستند ولي کمتر آن ها غير وابسته و ملي اند و بيشتر يا به مراکز قدرت و حلقات مافيايي در داخل وابسته اند ويا به کشورهاي خارجي. اصلاً، هم امريکايي ها و هم حکومت کرزي اجازه ندادند تا احزاب ملي در کشور شکل گيرند. اکثراين احزاب يا فرکسيون‌هاي از احزاب و تنظيم‌هاي دوران جنگ سرد اند و يا هم بر مبناي قبيله و قوم ساخته شده اند. هرگاه اگر مراجع تمويل کننده کمک‌هاي خود را قطع کنند اکثر اين احزاب و سازمان‌ها يک هفته هم قابليت زيست مستقلانه را ندارند.

سياست هاي قوم و قبيله محور در نهايت به ديکتاتوري، تماميت خواهي و درفرجام به فاشيزم مي انجامند؛ دير يا زود به شکست مواجه خواهند شد. بايد بر عدالت، اصالت انسان و حق شهروندي که در آن هيچ قوم وقبيله برتر از ديگري نيست تکيه کرد.

دموکراسي اکثراً از بستر چپ بر مي خيزد. ولي چپ امروز را نبايد با چپ ديروزي و احزاب زمان جنگ سرد عوضي گرفت. اکثر احزاب و سازمان‌هايي که امروز خود را چپ مي پندارند، فرکسيون‌هاي از احزاب چپ ديروزي اند که نه از نگاه فکري و نه از نگاه کادري و ساختاري نتوانسته اند خود را تغيير و با واقعيت هاي زمان کنوني تطابق دهند.

 نسل جوان و صاحب فکر امروزي کشور که آيندة کشور متعلق به آنها است، از بستر حقايق امروز برخواسته است و اين جفاکاري خواهد اگر آن ها را بخاطر آن که پدران شان در سه، چهار دهه قبل در تنظيم‌هاي جهادي و يا در احزاب چپ ديروزي عضويت داشته اند، مارک جهادي يا حزبي ديروزي زد. اين نسل دير يا زود به ساختار سياسي اي که ممثل اعتقادات و آرمان هاي شان باشد خواهند رسيد. رسالت نسل قبلي، قبل از همه در اين خواهد بود که تجارب مثبت و منفي خود را به نسل نو کشور انتقال دهند، به آن ها مشورت دهند و ياري رسانند و رهبري نسل نوين کشور را بپذيرند.

بصورت کل، افغانستان کنوني از سه مشکل اساسي رنج مي‌برد؛

- سياست غير عادلانة داخلي –انقطاب هاي قبيلوي، قومي و محلي و سياست هاي تماميت خواهانه و عظمت طلبانه؛

- سياست خارجي نا متوازن که با حقايق چيوپوليتيکي کشور و منطقه همخواني ندارد؛

- ترياک و مافياي مواد مخدر.

براي فايق آمدن به اين سه چالش بزرگ به نيروي قوي و متعهد ملي و وطن دوست که بر اصول دموکراسي معتقد باشد نياز است. چنين گرداني متأسفانه امروز غايب است. اين مسؤوليت همه نيروها و شخصيت هاي ملي و معتقد به پيشرفت و دموکراسي خواه است تا از منافع فردي و سليقه هاي شخصي خود بگذرند وطي يگ گفتمان دموکراتيک راه اتحاد به همديگر را دريابند. اين خواست زمان و مسؤوليت وطني و اخلاقي همه احزاب، سازمان‌ها، شخصيت‌هاي ملي، مقاومتگر، مجاهد، روشنفکر، دموکرات، وطن دوست، عدالت خواه است تا متحد شوند وکشور را از فاجعه کنوني و از هم پاشيده‌گي در آينده نجات دهند.

...


مقاله های سیاسی

نگـذارید قـوت های مسـلح ما سیاسی و تنظیمی شوند

2017-May-21 ||  احمد سعیدی

روز  سه شنبه مورخ 26 ثور 1396 بنا به دعوت آقاي طارق شاه بهرامي سرپرست وزارت دفاع ملي به مقر آن وزارت رفته بودم، تعداد ديگري از کارشناسان سياسي و نظامي نيز حضور داشتند. نخست آقاي بهرامي وضعيت جنگ و دفاع مستقلانة قوت هاي مسلح را در نبرد سرنوشت ساز حق عليه باطل همه جانبه به حاضرين معلومات داد بعداً آقاي وزير صميمانه تقاضا نمود تا، هر يک به نوبت ديدگاه خود را جهت بهبود وضعيت در قواي مسلح با وي شريک سازيم از صحبت ها، برده باري، درجه تحصيل  و حوصله مندي آقاي بهرامي و آنچه را که صادقانه به ما شريک ساخت دريافتم که آقاي طارق شاه بهرامي انتخاب مناسبي است به وزارت دفاع ملي. هم جوان است و هم آب ديده در جبهات جنگ و دفاع. دوستان ديگر که از اقشار مختلف نهاد هاي سياسي و مدني نماينده گي مي‌کردند ابراز نظر کردند، اما من و جناب جنرال يارمند سابق معين وزارت امور داخله از سياسي شدن ارودي...

ترکیه؛ کشوری که برایم شناخت‌ناپذیر شده است

2017-May-21 ||  محمد فتح‌الله گولن

هفته گذشته رييس جمهوري امريکا و رييس جمهوري ترکيه در کاخ سفيد باهم ملاقات نمودند و محور ملاقات آنها را. مبارزه در برابر داعش، آيندة سوريه و بحران مهاجرين، مسايل مشترکِ امريکا و ترکيه تشکيل مي داد. ولي، ترکيه‌اي که يک زماني در راستاي کامل ساختن دموکراسي و پايه‌گذاريِ يک باورِ معتدلِ لائيک، يک کشور اميدبخش به حساب مي‌آمد، اکنون به دست رييس جمهوري افتاده است که براي دست يافتن به اقتدارگرايي و براي آن‌که مخالفانش را به زانو درآورد، هرچه از دستش بيايد انجام مي‌دهد و ترکيه در دست چنين شخص، شناخت ناپذير شده است. غرب بايد ترکيه را براي بازگشت به سوي دموکراسي، ياري کند. ملاقات اخير و نشست کشورهاي عضو ناتو که قرار است در هفتة روان برگزار شود را بايد فرصت خوبي براي اين کار دانست. اردوغان، در پي کودتاي منفورِ 15 جولاي که در سال گذشته به وقوع پيوست، در برابر انسان...

چرا پاکستان می خواهد امریکا در افغانستان شکست بخورد؟

2017-May-20 ||  نویسنده: لارنس سیلین، دک

پاکستان، چين را به عنوان شريك، همکار و دوست استراتيژيک خود مي بيند، نه ايالات متحدة امريکا را. پاکستان همواره افغانستان را به مثابه ي يک کشور مشتري يا بازار مصرفي محصولات پاکستاني و يک ديوار حائل امنيتي در برابر نفوذ و محاصرة بالقوة اقتصادي هندوستان بر مناطق داراي منابع غني آسياي مرکزي مشاهده مي نمايد. حالا پاکستان انگيزة اقتصادي قابل توجه براي حذف کشور هاي غربي دارد تا آنان را از سرمايه گذاري و حفظ نفوذ آنان در افغانستان جلوگيري کند. پروژة مشترک پاکستان و چين که «دهليز بازرگاني چين –پاکستان» نام دارد؛ بخشي از کمربند بزرگ راه تجارتي چين است که به هدف اتصال آسيا از طريق راه هاي زميني و دريايي به مناطق اقتصادي راه اندازي شده است. دهليز بازرگاني چين –پاکستان؛ يک پروژه زيربنايي و يک ستون فقرات شبکة حمل و نقل و داد و ستد کالاهاي بازرگاني است که چين ر...

همواره قربانی های ملت را رهبران خودخوانده تاراج کرده اند

2017-May-20 ||  مهرالدین مشید

نمي دانم از کجا آغاز بايد کرد و با چه حرف هايي بايد سخن گفت؛ زيرا هر آغازي در اين کشور بي سرانجام و هر سخني در آن بي سرانجام و بدون اتمام حجت باقي مانده است. از همين رو است که هر روز در اين کشور، تاريخ تکرار مي شود، بازيکنان اش هم ناموفق تر از گذشته از آب بيرون مي شوند و هر از گاهي، آنان به گونة آدم هاي گويي تحريف شده، تکراري و خسته کننده رخ مي نمايند. از اين رو نسل هاي اين جامعه از گذشته تا امروز با مسخ و جعل تاريخ رو به رو اند. اين در حالي است که شهروندان اين کشور در هر برهه يي از تاريخ براي بدست آوردن آزادي و توسعة آگاهي و تحقق عدالت اجتماعي، قرباني هاي بزرگي را متحمل شده اند؛ اما با تأسف که اين قرباني ها در هر مقطع تاريخي به تاراج رهبران خودخوانده رفته است. مردم افغانستان تنها در چهار دهة اخير بازنده نبوده‌اند و دستآوردهاي شان پس از رويارويي هاي خونين با بزرگترين ارت...

باید حامیان تروریستان از داخل نظام تصفیه شوند!

2017-May-17 ||  صدیق الله توحیدی

چرا پرده از ماجراهاي حمله بر بيمارستان سردار محمد داوود و قول اردوي 209 شاهين برداشته نمي شود؟ هر حمله انتحاري و پيچيده اي که انجام مي شود، دولت کميسيوني را مؤظف مي کند تا مسأله را تحقيق نموده، عاملان اين گونه حوادث، به پنجه قانون سپرده شوند. اين رسم از دوران رئيس جمهور کرزي به حکومت وحدت ملي به ميراث رسيد و برخلاف توقع، هيچ گونه اقدامي مؤثري را اين کميسيون ها انجام نمي دهند. کميسيون بررسي حمله بر بيمارستان چهارصد بستر فقط اذعان کرد که گويا غفلت وظيفوي بوده و خاطيان به سارنوالي معرفي شدند اما درمورد عمال نفوذي دشمن به ويژه فردي بنام داکتر شاکر ( ناشر) توضيحات لازم ارايه نکرد.  در مورد حمله تروريستي برقول اردوي 209 شاهين نيز فقط اعلام شد که افرادي در داخل قول اردو نفوذ کرده بودند، اما نه نام آن ها افشاء شد ونه هم افرادي که تروريستان را تضمين کرده بودند بازداشت شد...

غـربی‌ها سیاسـت شـان‌را درباره خط دیورنـد به اساس واقعیت‌های تاریخ تغییر بدهند

2017-May-16 ||  عبدالحمید مبارز

نايب رييس پارلمان اروپا اخيراً گفت که «براي از بين بردن تروريزم زمان آن فرا رسيده که اشتباه تاريخي در درست کردن خط ديورند جبران و بازبيني کاملي در اين راستا براساس واقعيت‌هاي تاريخي  انجام شود.» ريچاردچارنسکي نايب رييس پارلمان اروپا با بيان اين که مرز پاکستان وافغانستان به مکاني براي تروريزم جهاني تبديل شده، گفت: نياز است تا اروپا وامريکا سياست خود را در افغانستان براي تحقق يک صلح بادوام تغيير دهند. چارنسکي گفت:پاکستان براي اين که بتواند به کنترول خود بر ديورند احاطه داشته باشد، به دخالت و بي ثباتي در اين منطقه ادامه خواهدداد. وي افزود، نياز است تا کشورهاي غربي سياست خود در قبال ديورند را رها کرده و مرز بندي در اين منطقه را بر اساس تاريخ وواقعيت ها احياء کنند و بلوچ ها و قبايل پشتون که به زور از اين منطقه اخراج شده اند مجدداً به منطقه و تحت حکومت اف...

آقای رییس جمهور! پـروژه تاپی چه شـد؟

2017-May-16 ||  احمد سعیدی

بند سلما با عشق و علاقة فراواني افتتاح شد. آغاز کار بند کمال خان در نيمروز نيز تصاويرش چوک هاي شهر کابل را پر کرده است. از پروژه کاسا 1000 که خيلي ما به آن دل بسته بوديم تا هنوز خبري نيست، گرچه افغانستان از چندي به اينسو در تلاش است  تا با توجه به کشف منابع هايدرو کاربني، خود در راستاي خودکفايي گام بردارد، اما نياز اين کشور به منابع انرژي همچنان بسيار است که ساليان زيادي را دربر خواهد گرفت. واقعيت اين است که نياز افغانستان به دريافت انرژي از خارج، از گذشته هاي دور خيلي زياد بوده است، اما اخيراً چينايي ها سرمايه گذاري در بخش نفت و گاز در منطقه شمال افغانستان کرده اند که ظاهراً کم کم به سطحي مي رسد که تا حدي مشکلات محدود از گرد و نواحي خود را حل نمايد. به باور من  آن چيزي که در حال حاضر از همه مهم تر در مورد افغانستان مطرح است، طرح تاپي است که در واقع گاز ترکمنستان را ...

نداشتن مرزهای دفاعی معضلی که افغانستان را آسیب پذیر ساخته است

2017-May-15 ||  محمدعلی مهرزاد

روزي يک نفر از حضرت علي(ک) پرسيد که چه قدر زمان خلافت حضرت ابوبکر صديق (رض) و حضرت عمر(رض) خيلي خجسته وخوب بود. حضرت علي به شخص مذکور گفت: که خلافت حضراتي چون من رعاياي داشتند، ولي من چون تو رعاياي دارم اين است فرق وتفاوت. بنابران، اين بحث که فردجامعه را مي سازد يا جامعه فرد را؛ ويا اصولاً فرد وجامعه دايماً درحال ساختن وپرداختن يکديگرند.پيغمبربزرگوار(ص) کوشش شان درين مورد به دومرحله صورت گرفت : يعني مرحله فردسازي(13سال مکه) ومرحله جامعه سازي( 10سال مدينه)، اما درمرحله فردسازي مکه مي بينيم که آن حضرت اين (فرد) راچگونه مي سازد، فرددرکاروان جامعه به سر مي برد و در مسير تاريخي اين کاروان درحرکت است. در حالي که درکشورما اين کاروان سالاران به تفنگ سالاران مبدل شدند؛زمان ومکان را براي خشونت و افراط‌گرايي مذهبي وفساد اداري مساعد ساختند.  درين صورت بدون شک، روابط اجتماعي فاسدا...

Previous   ||   Next