c روز نامه آرمان ملي - Arman -e- Mili News Paper روز نامه آرمان ملي - Arman -e- Mili News Paper

سرمقاله

!دزدان کلان هم مورد پیگرد قرار بگیرند

مقام های وزارت دفاع کشور دیروز در یک نشست خبری اعلام کردند که به تعداد 1394 تن از کارمندان آن وزارت به دلیل دست داشتن در فساد اداری و سوء استفاده از صلاحیت های وظیفوی بازداشت و برکنار شدند. معاون وزارت دفاع در  امور استخباراتی و استراتیژیک توضیح داد که به تعداد 946 تن از این افراد افسر، 230 تن معتمد و محاسب و به تعداد 209 تن آمرین بستن قراردادها هستند و تعدادی هم در بخش های لوژستیکی و شعبات تخنیکی مصروف کار بودند. این اقدام وزارت دفاع در حالی صورت می گیرد که اخیراً برخی از نهادها و مقامات امریکایی به وزارت دفاع کشور اتهام وارد کردند که فسادهای بسیار کلان اداری در این وزارت وجود دارد و اشاره آنها نسبت به برخی از جنرالان و مقام های بلند پایه وزارت دفاع بوده است. با توضیحاتی که دیروز مقامات وزارت دفاع در خصوص فساد در آن وزارت داشتند، بیشتر  کارمندان پایین رتبه به اتهام فساد برکنار و یا بازداشت شده اند و از دست داشتن جنرالان و بلند پایه گان وزارت دفاع در فساد چیزی نگفتند. در حالی که تا مقامات بلند پایه در فسادهای کلان به ویژه قراردادها دست نداشته باشند، کارمندان پایین رتبه و زیر دست، کاری را انجام داده نمی توانند. تجربه نشان داده است، در آن نهاد هایی که مقام های رهبری و بلند پایه گان در فساد های اداری ذیدخل نباشند بعید است که کارمندان عادی بتوانند مرتکب فسادهای کلان شوند. ممکن است در نهادهایی که مقامات رهبری پاک داشته باشند، کارمند


استیضاح وزیران یا استهزای نماینده گان؟

!انتقام رییس جمهور به کشور آسیب می رساند

!معارف کشور کاستی های فراوان دارد

!آرمان ملی 15 ساله شد



3
H: 3°
L: -2°
Kabul
Saturday, 14 January
See 7-Day Forecast
Sun Mon Tue Wed Thu Fri
           
-9° -9° -11° -11° -12° -9°

جلال نورانی دیگر طنز نمی نویسد!

چه دردناک است که ناگهان نگاهایت روی سطرهای می دوند و در پایان در می یابی که دوستی خاموش شده و بعد قطره قطره لغزش داغ اشک هایی را روی گونه هایت احساس می کنی.
روز دوشنبه  بیست و هفتم مارچ 2017 برابر باهفتم حمل 1396 خورشیدی نگاه های من همین گونه روی سطرهای خبر خاموشی طنز نویس، نمایشنامه نویس و پژوهشگر ادبی کشور جلال نورانی دوید، چنان کودکی پا برهنه یی که از خط قوغ آتش بگذرد!
روانت شاد باد! چه نا به هنگام تکاور زنده گی به آن سوی دیوار شکستۀ مرگ جهاندی!
چند سال پیش در پیوند به چگونه گی طنز نویسی افغانستان چیزی نوشته بودم و این سطرها در پیوند به جایگاه طنز نویسی نورانی  شکل گرفته بودند.
***
نام جلال نورانی با طنز نویسی افغانستان چنان پیوندی دارد كه اساساً نمی شود بدون نام او بحث طنز نویسی در كشور را مطرح كرد. او را می توان یكی از پایه گذاران طنز نویسی به مفهوم امروزین آن در كشور خواند.
جلال نورانی به سال «1327» خورشیدی در  شهر كابل چشم به جهان گشود. پس از آموزش های  ابتدایی و لیسه در شهر كابل به سال «1351» خورشیدی از دانشكده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه كابل گواهینامۀ لیسانس گرفت.
او هنوز دانشجوی دانشگاه بود كه در حلقات مطبوعاتی شهر كابل به حیث یك طنز نویس با استعداد شناخته شد. بدون تردید این امر برای یك دانشجو و آن هم در افغانستان می توانست موفقیت بزرگی به شمار آید. به گمان من نمایشنامه های طنزی جلال نورانی كه در نخستین سال های دهۀ پنجاه از رادیو افغانستان پخش می گردید برای او شهرت زیادی در پی داشت.  در آن سالها برنامه های رادیو افغانستان در میان مردمان كشور شنونده گان زیادی داشت. از آن شمار نمایشنامه های رادیویی كه جمعه شب ها انتشار می یافت یكی از سرگمی های مهم و آموزنده برای خانواده ها بود. اكثراً خانواده ها چه در شهرها و چه در دهكده ها جمعه شب ها غالباً ساعت «9» شام به دور رادیوهای خود حلقه می زدند و دریك سكوت لذت بخش به چنین نمایشنامه های كه زیر زیگنال «رادیو درام امشب ما» انتشار می یافت گوش می دادند. او در همین زمان بود که طنزهایش را در نشریۀ طنزی « ترجمان» انتشار می داد. با این همه در دهۀ شصت خورشیدی است كه جلال نورانی طنزها و ترجمه های از طنزیاش را به گونۀ گزینه های مستقل انتشار می دهد.  به گونۀ مشخص زمانی كه او به سال «1361» خورشیدی پس از یك دورۀ آموزش چند ساله از اتحاد شوروی پیشین به افغانسان برگشت درارتباط به طنز نویسی و ترجمۀ طنز به كوشش های جدی تری دست زد.
چنان كه گزینه های طنزی «ای هموبیچاره گك اس» و «چه كنم عادتم شده» در همین سالها انتشار یافت. همچنان او دراین سال ها طنزهایی را از منابع بلغاریایی ترجمه كرد كه بعداً آن طنزها زیر نام «مربای مرچ» انتشار یافت.
با این حال به پندار من بزرگترین كار جلال نورانی در زمینه، ترجمۀ طنز همان كتاب «طنزهایی از چهار گوشۀ جهان» است.
«طنزهایی از چهار گوشۀ جهان» كه نمی دانم نورانی چند سال روی آن كار كرده بود سرگذشت جالبی دارد و آن سر گذشت چنین است كه این كتاب در یكی دو شبانه روز در زمستان «1371» خورشیدی نایاب شد.
 یكی دو بار این جا و آن جا دیده ام كه بعضی از شاعران و نویسنده گان عزیز آن گاه كه در صفحۀ چهارم  پشتی اثر تازۀ خود آثار گذشتۀ شان را معرفی كرده اند در برابر آثار چاپ شدۀ شان در دهۀ شصت در كابل نوشته اند: نایاب. چه معلوم كه این دوستان به فحوای این شعر حافظ :
«زاهد از خندۀ می در طمع خام افتاد» وقتی شنیده اند كه آثار گذشتۀ شان در كابل یا پشاور دست یاب نمی شود، به این طمع خام نیفتاده باشند كه آن آثار چنان ورق از دست به دست برده شده و نایاب گردیده است.
من از همین جا می خواهم به همین شاعران و نویسنده گان ارجمندی كه در دهۀ شصت در انجمن نویسنده گان افغانستان كتاب چاپ كرده اند این مژده! را بدهم كه دوستان عزیز آثار همۀ شما نایاب شده است، اما نه به وسیلۀ به اصطلاح «كرم های كتاب» بلكه به وسیلۀ فاتحان انجمن نویسنده گان افغانستان. اگر دوستان دیناری در كیسه دارید و نسخۀ منحصر به فردی لطفاً آن آثار خود را تجدید چاپ كنید. به هر صورت بر گردم به ماجرای «طنز های از چهار گوشۀ جهان».
یكی از روزها كه به خانه بر میگشتم نگاهم از پشت آن پنجرۀ بزرگ به درون دفتر رییس انجمن نویسنده گان افتاد كه حالا دیگر به خوابگاه فرمانده و یاران همدل او بدل شده بود.
روی میز رییس «طنزهایی از چهار گوشۀ جهان» را دیدم كه چنان خشت هایی بدون هیچ گزافه یی شاید به ارتفاع یك متر سر هم چیده شده بودند. اتفاقاً پوش این كتاب نیز رنگی شبیه به رنگ خشت پخته داشت. به كسی كه در كنارم بود و به گمان غالب «حمید مهروز» گفتم: امشب در چهار گوشۀ جهان طنزی باقی نخواهد ماند.
بر گشت و دزدانه از گوشۀ پنجره به سوی میز نگاه كرد. گفت آ، امشب نوبت «همو بیچاره گك» است. ما به تجربه در یافته بودیم كتاب های كه روی میز یا در كنار بخاری قرار میگرفتند جز رفتن به كورۀ كتاب سوزی سرنوشت دیگری نداشتند. به خانه كه رسیدم هنوز «طنزهای چهار گوشۀ جهان» پیش نظرم بود، به خیالم آمد كه نورانی به چهار گوشۀ بخاری می دود و ورقپاره های نیم سوخته یی را گرد آوری می كند. فكر كردم كه «مربای مرچ» خورده است كه این همه بیتابی می كند. چشماش كه به من می افتد می گوید: «چه كنم عادتم شده» در این جا هم در چهار گوشۀ بخاری به دنبال طنز سر گردانم. می گویم این طنزها را مگر به چه زبانی ترجمه می كنی؟ می گوید: به زبان فارسی دری. می گویم حالا زبان رسمی در كشور كه زبان آتش و دود است. تا چیزی بگوید می بینم كه بخاری مترجم طنزهای چهار گوشۀ جهان را به زبان دود به طنز سیاهی ترجمه می كند و به چهار گوشۀ آسمان می فرستد. فردا كه به انجمن برگشتم روی میز كاملاً خالی بود. تعجب كردم كه یك شبه چگونه این همه كتاب راسوختانده اند. از این اثر نایاب نورانی كه بگذریم از او دو كتاب دیگر به نام های «تیاتر كودك» و «تیاتر و مكتب» نیز انتشار یافته است. شماری از طنزهای نورانی به زبان های روسی، آلمانی و بلغاریایی ترجمه شده است.
با این حال، پس از آن كه نورانی در دوران دكتور نجیب الله كشور را ترك كرد ظاهراً در مطبوعات برون مرزی كشور حضور گسترده یی نداشته است و شاید من با آثار تازۀ او بر نخورده ام .
به هر حال، او را در طنز نویسی افغانستان میتوان از شمار راه گشایان دانست و شاید یگانه كسی است كه ظرف چند دهۀ گذشته با جدیت و مسؤولیت بیشتر به نوع ادبی  و ژورنالیستی طنز پرداخته است.
*
در ساله ای پسین، نورانی در افغانستان زندهگی می کرد و زمانی هم مشاور وزارت اطلاعات و فرهنگ بود. او در این سال ها نیز خامو شانه و در تنهایی می نوشت.
کتاب پژوهشی « هنر طنزپردازی» او که  دست کم در 690 صفحه در موسسۀ انتشارات بیهقی در کابل نشر شده است، نتیجۀ پژوهش چندین سالۀ اوست. به گونة قطع می توان که این اثر نورانی در افغانستان کتابی بی مانندی و یگانهیی
 است.

 

...


صفحه فرهنگ وهنر

جلال نورانی دیگر طنز نمی نویسد!

2017-Mar-28 ||  پرتونادری

چه دردناک است که ناگهان نگاهایت روی سطرهای می دوند و در پایان در می یابی که دوستی خاموش شده و بعد قطره قطره لغزش داغ اشک هایی را روی گونه هایت احساس می کنی. روز دوشنبه  بیست و هفتم مارچ 2017 برابر باهفتم حمل 1396 خورشیدی نگاه های من همین گونه روی سطرهای خبر خاموشی طنز نویس، نمایشنامه نویس و پژوهشگر ادبی کشور جلال نورانی دوید، چنان کودکی پا برهنه یی که از خط قوغ آتش بگذرد! روانت شاد باد! چه نا به هنگام تکاور زنده گی به آن سوی دیوار شکستۀ مرگ جهاندی! چند سال پیش در پیوند به چگونه گی طنز نویسی افغانستان چیزی نوشته بودم و این سطرها در پیوند به جایگاه طنز نویسی نورانی  شکل گرفته بودند. *** نام جلال نورانی با طنز نویسی افغانستان چنان پیوندی دارد كه اساساً نمی شود بدون نام او بحث طنز نویسی در كشور را مطرح كرد. او را می توان یكی از پایه گذاران طنز نویسی به مفهوم امروزین آن در ...

فعل جمع یا مفرد

2017-Mar-26 ||  دوکتور استاد اسدالله حبی

نوشته اند که برای جانداران درحال یکی بودن، فعل مفرد نوشته می شود و درصورت چند تا بودن، فعل جمع باید بیاید و برای بیجان‌ها تنها فعل مفرد باید به کار برود. مانند:  دراین وادی‌ها دریاها آرام است .  درخت‌ها ازبی آبی خشک شده است .  درکنار این حکم‌ها می نویسند به استثنای آن که چیزی به جاندار تشبیه شده باشد، مانند :  ستارگان چشمک می زدند .  علف‌ها ضجه می کشیدند. مگردر متن‌های قدیم این قید وقاعده بارها شکسته است . قاضی گفت: بدان وقت که از بخارا لشکرهای ایلک باسباشی تگین بیامد ومردمان بلخ با ایشان جنگ کردند . ( تاریخ بیهقی ، رویة ۸۳۳)  لشکر اسم جمع است و لشکرها جمع آن ، مگر فعل، مفرد بکار رفته است . دو سه مثال از دانشنامة علایی ابن سینا می آورم تا دیده شود که با چه گونه اسم‌ها فعل جمع می آوردند و با چه گونه اسم‌ها فعل مفرد : ـ جسم‌ها که یک اندر...

به گرامیداشت از 74 سالگی استاد واصف باختری

2017-Mar-26 || 

«خراسان اینک از خورشید خالی می کند آغوش!» در هفته پایانی ماه حوت سال گدشته استاد واصف باختری از قله های بلند شعر فارسی- دری پا به هفتاد و چهار ساله‌گی گذاشت. ضمن تبریک این روز خجسته به جناب استاد بزرگوار و آرزوی سلامتی ایشان،  روزنامه آرمان ملی این روز را گرامی داشته دو سروده را از دو شاعر کشور به ایشان پیشکش می دارد: از این جابلقا  نثار آن تناور درختِ سرود و سخن، آن که برمن بسی مهربان بوده است و از سایة پربارش فیض بسیار برده ام، استاد همیشه در یادم، واصف باختری! (محمد افسر رهبین، تهران ـ اسفند 1391) جهان را یک قدم طی میکند پیرِ عصا بردوش چه پر کرده ست بر جامش مگر؟ این مرد دریانوش چنان افتاده رو بر خاک در برهوت تنهایی  که گویی دو رَکعت عشق میخواند چنین خاموش مگر از «نوبهار» آیینِ دیگر غیر دودش نیست! که تسخر میزند اینگونه بر تاریخ آتش پوش گما...

نوروز و سال نو شما مبارک

2017-Mar-19 ||  دوکتور محمد ظاهر عزیز

فرخی شاعر بزرگ دربار غزنه، دوستان و عزیزانش را در نوروز با این کلمات به بوستان  دعوت می نماید: (بیا در بوستان چونان که رسم باستان باشد                تو سروی و گلی و سرو و گل در بوستان باشد) تا جهان باقیست لطافت کلمات این شاعر و مرد بزرگ غزنه، جاویدان خواهد بود. با پیروی از کلام پر لطف شاعر بزرگ دیار ما، من هم آرزومندی نیکویم را به هموطنان عزیزم و مردمانی که نوروز و سال نو را با لذت و خوشحالی تجلیل می نمایند، با آرزومندی خوشی و سعادت  شان و نیک خواهی  معنوی و مادی و صحی برای همه، از جانب خودم و خانواده ام در روز مبارک نوروز و به مناسبت  حلول سال ۱۳۹۶خورشیدی،  با حرمت تقدیم می نمایم. آن عده از مردم شریف کشور که با فرهنگ و تأریخ خیلی قدیم وطن علاقه و وابستگی دارند، می پذیرند که تجلیل از نوروز که از روز اول سال آغاز می گ...

راجع‌ به تجلیل و تحریم نوروز در افغانستان

2017-Mar-19 || 

در افغانستان، جشن نوروز همواره و به ویژه در سالیان اخیر، با مناقشاتی همراه بوده است. بخشی از مردم به گرمی از آن استقبال می‌کنند و برخی حلقات مذهبی، به شدت با آن مخالفت نشان می‌دهند. دلایل مخالفین نوروز: مخالفان جشن نوروز که برخی جناح‌های سنتی و گروه‌های شبه سلفی اند، از موضعِ دینی به تحریم نوروز و هر گونه مراسم مربوط به آن حکم می‌دهند. آنان دلایلی برای این کار بر می شمارند، از جمله این که: ۱- برگزاری آیین‌های کهنی از این ...

ښاغلی قاضي باران د نوروز اړوند څه ښه ليکي: نوروز ته مطلق حرام ویل د دین په احکامو ناپوهي ده

2017-Mar-18 || 

نورې خبرې به نه کړو ځکه همدغه شرعي فقهي لیکنه البته کفایت کړي. کړنې ته هغه وخت حرام ویل کېږي چې صريح لفظ سره د دلیل په بنسټ ورڅخه منع راغلي وي. سمه ده چې د دوه اخترونو لمانځل زموږ په دین کې شته،لومړی کمکی اختر د قرآن او روژې بشپړتيا د شکر په مناسبت او دوهم،لوی اختر د حج مناسب لپاره چې دواړه دیني شرعي مناسبتونه دي. راغلو نوروز ته چې دیني مناسبت نه دی،بلکې یو ټولنیز عرف او رسم او رواج یا عادت دی.  د نوروز په ورځ له خوشحالۍ څخه منع نشته...

مفاهیم کلیدی در فلسفة میان فرهنگی از چاپ برآمد

2017-Mar-18 || 

مفاهیم کلیدی در فلسفة میان فرهنگی، عنوان کتابی است که اخیراً به کوشش مؤسسة علمی و فرهنگی تسامح از چاپ برآمده است. نویسندة این اثر سید حسین اشراق، استاد فلسفه است که در فلسفه و جامعه شناسی کارشناس و نظریه پرداز طراز اول کشور می باشد. این اثر گرانبهای آقای اشراق، حاوی 119 صفحه و شش فصل است که پیوند متقابل فلسفه و فرهنگ را به بررسی گرفته و تلاش کرده تا به توسل به بازخوانی ادبیات فلسفی در فرهنگ های متفاوت ما مسیر گفتگو و مدارا را فراهم کند و ...

!ادبیـات بـی مخاطـب ادبیـات مـرده اسـت

2017-Mar-11 ||  پرتو نادری

تا ادبیات بوده و تا ادبیات هست، ستیزۀ  همیشه‌گی اصالت ادبی و ابتذال ادبی ادامه دارد. حلقه بازی‌های ادبی گسترۀ بینش ادبی انسان را تنگ می سازد، گونه‌یی بیماری است که با دریغ از چندین سال به اینسو ادبیات و فرهنگ افغانستان از چنین حلقه بازی‌هایی رنج می برد! آن هم وقتی این حلقه‌های ادبی چنان مافیای ادبی عمل می کنند یاهم مهار خود را به دست این یا آن مافیای سیاسی – قومی  می دهند!  در روزگارما این حلقه بازی‌های ادبی گاهی همان قدر بیهوده و مبتذل است که حلقه بازی های سیاسی در کشور. آنانی که بر ادامۀ همه تجربه ها و ارزش های ادبی گذشته، پشت پا می زنند و می پندارند که گویا  به پیامبرزاده یی  بدل شده و به منبری رسیده اند، با دریغ در نمی یابند که تنها به جایی نرسیده اند، بل از پا مانده‌گانی بیش نیستند که در گودال توهم خود دست و پا می‌زنند. هرچند هیاه...

Previous   ||   Next