c روز نامه آرمان ملي - Arman -e- Mili News Paper
Warning: mysql_fetch_assoc() expects parameter 1 to be resource, boolean given in /home/armanemi/public_html/viewcatpost.php on line 46
روز نامه آرمان ملي - Arman -e- Mili News Paper

سرمقاله

رئیس جمهوری کشور اتهامات وارده نسبت به خودش را توضیح بدهد

تا چند روز دیگر کنفرانس بروکسل در اتحادیه اروپا برگزار می گردد و رهبران حکومت وحدت ملی در آن حضور بهم خواهند رساند. این کنفرانس یک بار دیگر موضوع کمک به مردم افغانستان را بررسی خواهد کرد و تعهدات تازه یی را به حکومت و مردم ما خواهند داد. کشور های کمک کننده یکی از پیش شرط های شان به دولت افغانستان این بوده است که باید افغانستان بر ضد فساد شایع در این کشور مبارزه بی امانی را آغاز کند تا روند کمک های جهانی ادامه یابد. اکنون به زودی رهبران افغانستان روانه بروکسل خواهند شد ولی معلوم است که بساط فساد در این کشور همچنان گسترده است و دزدان دارایی های عامه و مردم ما همچنان در کار تاراج و تالان ما هستند و هنوز افغانستان در ردیف سومین کشورهای فاسد جهان قرار دارد. هنوز تغییرات چشم گیری در امر مبارزه بر ضد فساد و نابسامانی های ناشی از آن صورت نگرفته است و هنوز رشوت ستانی و تاراج قرارداد های پروژه های کلان که از سوی دولت روی دست گرفته می شود، در وطن بیداد می کند و در نهادهای دولتی هیچ کاری بدون دادن رشوت انجام نمی یابد. برخی از نهاد های عدلی و قضایی، دستگاه های کشف و تحقیق و بررسی جرایم در گودال فساد  افتاده اند و اختلاس در بسیاری از نهاد های دولتی هنوز هم مایه نومیدی مردم ما می باشد. اما در حالی که رهبران حکومت وحدت ملی در امر مبارزه برضد فساد، ظاهراً برنامه هایی دارند و رئیس جمهور قرار دادهای کلان را در چارچوب امور تدارکات نظارت می کند


!کرزی با برخی از مقامات حکومت همآهنگ است

!حامد کرزی با دفاع و حمایت‌اش از طالبان خاین ملی است و باید محاکمه شود

!تا قدرت در انحصار غنی باشد به وعده‌ های حکومت باور نمی‌شود

تعامل حزب اسلامی با تمامیت خواهان نظام چگونه خواهد بود؟



3
H: 3°
L: -2°
Kabul
Saturday, 14 January
See 7-Day Forecast
Sun Mon Tue Wed Thu Fri
           
-9° -9° -11° -11° -12° -9°

اکرم عثمان، مردی از تبار اندیشه و قلم

بودیم شمع محفل روشندلان رهی
رفتیم وداغ خویش به دلها گذاشتیم                                                

داکتر اکرم عثمان شخصیت بزرگ ادبی ودانشمند بی بدیل عرصه علم وفرهنگ وادبیات معاصر افغانستان بادریغ ودرد،جهان فانی را وداع گفت. انا لله وانا الیه راجعون
اشک بر چشمانم خشکیده است. از بسکه درد ورنج ومصیبت مرگ این ابر مرد، دل ودرونم را مثل موریانه می مکد وتحمل این مصیبت جانکاه را در قلبم سخت دشوار وسنگین می سازد.

آری: گریه امانم نمی دهد. روز هایی را که هر از گاهی باوی هم صحبت می شدم به یاد می آورم وخاطرات خوش وماندگاروی، لحظه به لحظه در ذهنم تداعی می شود. روزی را به یاد می آورم که در اوج محبوبیت وشهرت قرار داشت وتا بلندترین وتا اوج قله های پیروزی صعود کرده وبر سکوی افتخارات آثار گرانبهایش تکیه زده بود. به یاد می‎آورم که روزی از وی پرسیدم: استاد محترم، هنر نویسنده در چیست؟ بی محابا وبدون معطلی گفت:" در ساده نویسی اش"

این ابر مرد تاریخ ادبیات کشور مان که عمر گرانبهایش راصرف آفرینش های ادبی و خلاقیت های هنری نمود در شرایطی که کابل عاری از جنگ ووحشت ووحشتگران بود در رادیو تلویزیون وقت با افتخار وسربلندی کار می نمود. من که شناخت کامل از وی داشتم. در یکی از روز ها افتخار بیشتر از یک ساعت صحبت را با وی حاصل نمودم. هر واژه یی که از زبان شیرین وگهر بار وی،بیرون می شد گوش‎های شنونده را نوازش می دادو همچون مروارید های سپید و شفاف توگویی از آبشار سراسر مهر وعاطفه، قلب‎ها را طراوت وشادابی می بخشید.آری: این هنر آفرین وادب شناس با تقوا ومتواضع، به صورت پیوسته و دوامدار در اندیشه تغییر وتحول عرصه ادبیات وادب شناسی بود. شعر های شاعران مشهور را با آواز گیرایش دکلمه وداستانهای بزرگ خودش را به خوانش  می گرفت که همین اکنون همه شعر های دکلمه شده و داستانهای ثبت شده به آواز خودش در آرشیف رادیو تلویزیون ملی موجود است.

اکرم عثمان، مردی بود از تبار قلم واندیشه؛ وی که حدود هفتاد ونه  سال پیش در شهر باستانی هرات زاده شد، اما درمحله فقیر نشین وخانه های کاه گلی شهر کهنه کابل، جایی که سراسر انباشته ازصفا وپاکیزه گی ولطف ومحبت وهمدلی وهمرهی با یاران وهمسفران سخن سنج وسخن آفرین بود، پر وبال باز کرد وزیست  نمود. داکتر عثمان، آهسته آهسته ودر عنفوان نوجوانی وجوانی روانه سرزمین سبز وزمردین ادبیات گردید وبه گفته خودش، "تولدش درهرات باستان شد و نوشتن را در کابل شروع کرد."

 سال هایی را که در مکتب استقلال و بعداً در لیسه حبیبیه درس می خواند، انگشت های هنر آفرینش، اورا به سوی تازه های ادبی سوق می داد که اشتراک وی در کنفرانس های مکتب وبه خوانش گرفتن آفرینش های نخستین او از پشت تربیون مکتب، شاهد ادعای مان است.

در سالهای  نوجوانی، اولین داستانی که نوشت " دختر پا به زنجیر بود" که با نوشتن این داستان، شور وشوق وهیجانات نوشتاری  برای به تصویر کشیدن پرسناژهای اصلی در حالت اصلی در ذهن وروان وی بارورگردید و تراوش های فکری اش در قالب داستانهای  کوتاه وبلند به سرعت گل نمود، شکوفا شد ونضج یافت.

اکرم عثمان مردی بود از تبار عاطفی ترین سرزمین عشق وریاضت وهمچون کوه  بلند آشنایی به همه کس وهمه چیز وهر آنچه از زیبایی ها و ارزش‎های انسانی در طبیعت ومحیط وماحول او چهره می نمود عشق می ورزید وازبیکران بحرمحبت هایش، همه را سیرآب می ساخت.

خیلی فصیح وروان وبا ساده ترین واژه ها سخن می گفت وقلب رووف ومهربان داشت.

جنگ‎های وحشتزا ومصیبت باراورا نیز همچون هزاران کابلی آواره از کابل به سرزمین‎های بیگانه ودور از میهن کشاند واو نیزازچشیدن طعم تلخ دوری از وطن بی نصیب نماند.

 باری از وی پرسیدند که در دیار هجرت وغربت، گاهی درد دوری از وطن رنجت نمی دهد؟ در پاسخ چه زیبا گفته بود آری: واین درد تا مغز استخوانم کار  می کند. روزها در سویدن و شب‎ها در وطن هستم. طی این ده سال، هرشب سفری به کابل نموده ام و با کوچگی ها و عزیزان مرده و زنده دیدارهایی داشته ام. زندگی در وطن برایم ادامه دارد و این فریفتگی و دلبستگی را در رمان « کوچهء ما» برکشیده ام که چاپش در دوهفته نامهء «زرنگار» ادامه دارد."

افغانستان و آسیای میانه در چنبره بازی بزرگ دومین اثر وی که پژوهشی بود و پیوند های  تاریخی وعاطفی را با مردم آسیای میانه تصویر می نماید در شرایطی اقبال چاپ یافت  که به گفته روانشاد، ضرورت روح وی بود که با نوشتن آن، روحش آرامش یافت.

اثر جاودانه وبیش بهای او" مرد هاره قول اس" که زبانزد عام وخاص شد چندین بار اقبال چاپ یافت وبه همت سعید ورکزی، کارگردان موفق سینما، فلم سینمایی نیز از او ساخته شد. این اثرگرانبها وارزنده داکتر اکرم عثمان، در لندن ودر دانشگاه اکسفورد به زبان انگلیسی وبه وساطت وکوشش انتشارات کاوه اقبال چاپ یافت.واما" کوچه ما" که مثل سایر آثارش، صمیمانه درخشید وبر دلها چنگ زد، در 1450 صفحه وبا تیراژ بلند به کمک وبه مصرف مالی یوسف نظری یکتن از ادب دوستان کشور، در آلمان چاپ گردید.

به همین گونه ارادتمندان بی شمار وفراوانی که نسبت به این سخن پرداز تاریخ ادبیات معاصر کشورمان صمیمانه محبت داشتند وهرچند گاهی داستانهای اورا نقد می نمودند، خاطره های شاد ودل انگیز وتوأم با صمیمیت های بی شایبه یی از وی را در اذهان شان تداعی می نمایند وبه کتاب های بیش بهایش که گرانبها تر از طلاست، ارج می گذارند ویاد ها ولحظه های با او بودن را در درازنای تاریخ به ویژه طی هفت دهه اخیر، گرامی می دارند.

وفات این ستاره درخشان ادبیات معاصر کشور ودانشمند بی بدیل،برای حلقات فرهنگی وادبی،ضایعه جبران ناپذیریست که بدون شک بعد زمان ومکان، برپایا بودن و جاودانگی آن صحه گذاشته وجایگاه او را در میان فرهنگیان وادب شناسان ودانشمندان عرصه هنر وادب تا جاودانه ها حفظ خواهد کرد.

تردیدی نیست که خوانش داستانهای همیشه ماندگار او، دلها را نوازش نموده وخواننده آثار گرانسنگش، لحظه های شاد ودل انگیزی را به تکریم خواهند نشست. روح بزرگش شاد وبهشت برین نصیبش باد.

 

...


صفحه فرهنگ وهنر

اکرم عثمان، مردی از تبار اندیشه و قلم

2016-Aug-17 ||  محمد یونس مهرین

بودیم شمع محفل روشندلان رهی رفتیم وداغ خویش به دلها گذاشتیم                                                 داکتر اکرم عثمان شخصیت بزرگ ادبی ودانشمند بی بدیل عرصه علم وفرهنگ وادبیات معاصر افغانستان بادریغ ودرد،جهان فانی را وداع گفت. انا لله وانا الیه راجعون اشک بر چشمانم خشکیده است. از بسکه درد ورنج ومصیبت مرگ این ابر مرد، دل ودرونم را مثل موریانه می مکد وتحمل این مصیبت جانکاه را در قلبم سخت دشوار وسنگین می سازد. آری: گریه امانم نمی دهد. روز هایی را که هر از گاهی باوی هم صحبت می شدم به یاد می آورم وخاطرات خوش وماندگاروی، لحظه به لحظه در ذهنم تداعی می شود. روزی را به یاد می آورم که در اوج محبوبیت وشهرت قرار داشت وتا بلندترین وتا اوج قله های پیروزی صعود ...

آقای گنجی! شما به عنوان ناقد مسایل سیاسی قابل احترام هستید ولی در زمینه های دیگر صاحب نظر نمی باشی

2016-Jul-05 || 

روزنامه آرمان ملی در چند شماره خویش مقاله اکبر گنجی را زیر عنوان « سروش؛ تفسیر سخنان خداوند یا تعبیر خواب های محمد» به نشر رساند که اینکیکی استادان دانشگاه که نخواسته نامش فاش شود، مطلبی در پاسخ به برخی ایراد ها و شبهات ایشان ارسالکردهاست که از دید شما خواننده گان عزیز می گذرد. واقعه ای بدیده ام، لایق لطف و آفرین خیز معبّرالزمان صورت خواب من ببین خواب بدیده ام قمر، چیست قمر به خواب درزانک به خواب حل شود آخر کار و اوّلین (مولانا) با سلام خدمت آقای گنجی، پیش از هر چیز اجازه دهید بگویم برای بسیاری مثل من، شما به دلیل مبارزات آزادیخواهانه و تا پای مرگ رفتن به خاطر آزادی، و پس از آن به خاطر روشنگری ها و نقدهای سیاسی خود قابل احترام هستید. اما زمینه ی مبارزاتی و نقدهای سیاسی شما لزوماً به این معنی نیست که خود را در همه ی زمینه ها صاحبنظر بدانید. از آنجا که سال ...

سروش؛ تفسیر سخنان خداوند یا تعبیر خواب های محمد

2016-Jul-02 ||  اکبر گنجی

اشکال نهم- “استنتاج از راه بهترین تبیین” سروش نامعتبر است مسائل و معضلاتی در قرآن وجود دارد. سروش مدعی است که روایت سنتی از وحی که قرآن را سخنان خداوند به شمار می آورد قادر به حل هیچ یک از آن مسائل و مشکلات نیست، اما فرضیه خواب رسولانه او همه آن مسائل و معضلات را “حل و منحل” می سازد. سروش می نویسد: “قدرت تبیینی این نظریه و «پوشش دادن»اش به داده های قرآنی چندان است که آن را از فرضیات رقیب، محتمل‍تر و موفق‍تر می نماید. همین فراگیری داده هاست که عین دلیل بر صحّت یا تأیید فرضیه است و ناقدانی که طلب دلیل می کنند، در این داده ها بنگرند و توفیق فرضیه های دیگر را برای پوشش دادن به آنها ارزیابی کنند”. “ما مدلی داریم که باید سازگاری درونی و فراگیری‌‌اش را نشان دهیم، و همین کافیست. ابطال‌پذیری از آنِ نظریاتِ خرُد است نه برنامه‌های پژوهشی ...

سروش؛ تفسیر سخنان خداوند یا تعبیر خواب های محمد

2016-Jul-02 ||  اکبر گنجی

اتفاقاً برول بر خصلت شاعرانه و رویاپردازانه به اصطلاح تفکر بدوی تأکید فراوان می کرد. مسأله سروش این است که قرآن پر از تناقض نما(پارادوکس ها) و تناقض هاست. قرآن سرشار از خطا هاست(تعارض با علم تجربی و عقل فلسفی). راه حل سروش چیست؟ ذهن پیشا منطقی محمد آنها را در خواب دیده است. بدین ترتیب، مدعیات سروش به شرح زیرند: الف- خداوند وجود بی صورت محض است که سخن نمی گوید، نمی شنود، تأیید و تصویب هم نمی کند. ب- قرآن سخنان محمد است. پ- محمد انسانی متعلق به اعصار ذهن پیشامنطقی است. ت- قرآن سرشار از تناقض نما، تناقض، خطاهای ناشی از ناسازگاری با عقل تجربی و فلسفی است. ث- محمد همه آنها را خواب دیده است. اما انسان شناس سروش فقط و فقط اینجا به کار نمی آید، روانکاو او نیز باید به ما بگوید که محمد دارای چه شخصیتی است که دائماً حورالعین و غلمان به خواب می بیند. روانکاوان چه ویژگی ها...

سروش؛ تفسیر سخنان خداوند یا تعبیر خواب های محمد

2016-Jul-02 ||  اکبر گنجی

نکته محوری دیگری هم وجود دارد. “خدای بی صورت محض” یا “خدای نامتشخص ناانسانوار” خالق هم نیست. وقتی همه وجود خود خداست، همه حرکت ها و رویش ها و زادن ها هم حرکات و رویش ها و زادن های خود خداست. هر مادری که فرزندی می زاید، خداست که در حال زایش و تولد است. محمد استثنایی در زایش های خدای بی صورت محض نبود. امواج اقیانوس را فراموش نکنیم. همه زنده کردن ها و مردن ها کار خود خداست. به همین دلیل سروش می گفت که در هولوکاست خود خدا یهودیان را می سوزاند. البته سروش در جایی به دشواری سخن گفتن از خلقت توسط خدای بی صورت محض اشاره کرده است. اشکال دوم- فرضیه ای در باب وحی یا فرضیه ای تنها درباره قرآن؟ سروش به صراحت روشن نمی سازد که فرضیه رقیبی درباره وحی عرضه کرده یا فرضیه او فقط و فقط ناظر به قرآن است؟ تا حدی که من می فهمم، سروش سرشت و ماهیت- به زبان ذات گرایان- وحی را خواب قلمداد ک...

حکم روزه در کشورهایی که روز و یا شب طولانی دارند

2016-Jun-24 ||  مفتی کشور مصر: استاد دكتو

در کشورهای خارجیِ که ساعات روزه گرفتن به بیست ساعت [بلکه به ۲۲ساعت هم] می رسد، برای روزه و نماز چه تدبیری باید سنجید؟ پاسخ : معیار در تشریع احکام، اکثریت است نه اقلیت در کشورهایی که روال عادیِ روز، بر‌هم‌خورده است، به پیمانه ای که مسلمانان گرفتارِ سختی و دشواری شده اند و روزه گرفتن را دشوار ساخته است، درچنین کشورهایی روزه و نماز از راهِ سنجش و مقایسه با «مکه مکرمه» ادا می گردد، علاماتی را که خدای متعال وسیله‌ی تشریع و اجرای احکام برای نماز و روزه قرار داده است –مانند طلوع و غروب خورشید، زوال و یا پنهان شدن شفق و مانند آنها- در چنین حالاتی نمی توانند معیار حکم شرعی قرار بگیرند و کنارگذاشته می شوند؛ زیرا سنت الهی براین استوار بوده است که احکام تکلیفی را برغالبِ احوال، تشریع کند نه بر حالات استثناء. این نظر، دیدگاهی است که فقها و اصولیون به صراحت ...

بفرمود تا پارسی دری نبشتند و کوتاه شد داوری چرا پارسی دری؟

2016-Apr-19 ||  عزیز آریانفر

5 پارسی پارسی، منسوب به اوپائیری سئن، اپارسن و پارس است. دین زرتشت و زبان این دین، به پارسی شهرت یافته است. چون کوه اوپائیری سئن، خاستگاه دین زرتشت است، این دین به «دین پارس» و «پارسی» مشهور شد. انسان متدین به دین پارسی را «پارسا» می‌گفتند. بیشتر هم در ادبیات عرب‎ها به دین رزتشتی و سرزمین رزتشتیان، فارس و فرس گفته شده است. همراه با متن مقدس اوستا، زبان مکتوب آن نیز به سایر مناطق جهان، به ویژه غرب کویر نمک و جزیره نمای...

بفرمود تا پارسی دری نبشتند و کوتاه شد داوری چرا پارسی دری؟

2016-Apr-19 ||  عزیز آریانفر

4 یک بخش این حساسیت در افغانستان، به غیر پارسی زبانان برمی‎گردد که بدون تأمّل تاریخی، دو تعبیر از یک زبان را به دو زبان تعبیر می‎کنند و لهجه‎ایران را یک زبان جداگانه و بیگانه می‎پندارند و برای تضعیف زبان دری یا پارسی، لهجه‎ی ایرانی را زبان بیگانه می‎شمارند. اگر تأمّلی در خاستگاه تاریخی دو اصطلاح دری و پارسی انجام شود؛ یگانگی ماهیت آن روشن خواهد شد. این قلم در صدد است ریشه تاریخی تعبیر پارسی و دری را بکاود و نشان دهد که هر دو ت...

Previous   ||   Next