c روز نامه آرمان ملي - Arman -e- Mili News Paper
Warning: mysql_fetch_assoc() expects parameter 1 to be resource, boolean given in /home/armanemi/public_html/viewcatpost.php on line 46
روز نامه آرمان ملي - Arman -e- Mili News Paper

سرمقاله

!رئیس جمهور غنی از مسخره‌گی اش نسبت به رسانه‌ها معذرت بخواهد

 رئیس جمهور غنی در دیدارش با منسوبان قول اردوی (209) شاهین که اخیراً در شهر مزار شریف صورت گرفت، رسانه های کشور را مسخره کرد ودقیقاً این جمله را به زبان آورد: « تلویزیون ها را یک طرف بگذارید، بگذارید از آنها باد برآید، از شما بمب می برآید». این مسخره‌گی رئیس جمهور با واکنش تند شماری از رسانه ها و نهادهای دفاع از حقوق روزنامه نگاران مقابل شد و هم خبر داغ در شبکه های اجتماعی. نی، در خبرنامه‌یی نوشت: « از یک رئیس جمهور تکنوکرات و تحصیل یافته توقع نمی رفت تا با اظهارات این چنینی به رسانه ها و در کل آزادی بیان در این کشور اهانت کند». گرچه سخنگویان رئیس جمهور باتماس های غیر رسمی این گفته و نظر رئیس جمهور را نسبت به رسانه توجیه کردند و گفتند، هدف رئیس جمهور رسانه های پاکستانی بود و یا این که در تلویزیون ها تحلیلگران؛ گپ‌های هوایی می زنند، اما مشکل است سخنان رئیس جمهور توجیه گردد ووی برائت داده شود. جمله‌یی را که محمد اشرف غنی به زبان آورد ضمن توهین و اهانت به تلویزیون ها، جمله‌ی بی معنی و بی مفهوم می‌نماید و هم شخصی که خودش را مغز متفکر دوم جهان معرفی کرده است، چگونه جمله‌یی را که دور از اخلاق است، به زبان خودش جاری می سازد. نه تلویزیون ها باد می زنند و نه از نیروهای امنیتی بمب بیرون می شود !! هرچه به آن جمله دقت شود و پهلوهای آن بررسی گردد جز بی منطقی، مفهوم دیگری نخواهد داشت. این مسخره گی رئیس جمهور ن


!طالبان از برنامه توسعه‌یی در کشور حمایت می‌کنند

!اعتبار رئیس جمهور زیر سوال رفته است

!گشایش خط لاجورد مبارک باد

!طالبان می خواهند، پاکستان از زیر فشار نجات پیدا کند



3
H: 3°
L: -2°
Kabul
Saturday, 14 January
See 7-Day Forecast
Sun Mon Tue Wed Thu Fri
           
-9° -9° -11° -11° -12° -9°

فیدل کاسترو در شعر چهگوارا

انقلاب کوبا در 1959 حکومت استبدادی و فاسد باتیستا را سرنگون کرد. ناخوشترین خبر برای امریکا؛ ایجاد یک حکومت انقلابی در بیخ ریش سردمدار امپریالیزم جهانی؛ در دوران جنگ سرد،نه تنها خبری بود ناخوش آیند؛ بلکه زنگ خطری نیز بود که به صدا درآمده بود.  چنان بود که سازمان سیاه جنگی خلیج، خوکها را در 1961 برضد کاسترو به راه انداخت که شکست سختی خورد. پس از آن دموکراسی امریکا پیوسته خواست تا کاسترو را با راه اندازی برنامههای هراس افگنانه از میان بردارد که هربار ناکام میشد. او 50 سال چنان یک رهبرکرازماتیک کوبا را رهبری کرد و در این مدت زمان یازده رئیس جمهور در امریکا آمدند و رفتند؛ ولی برنامه همان بود، سرنگونی نظام کاسترو یا دست کم ترور او. این که کاسترو این همه به اتحاد پایه شوروی سابق نریدک شد؛ بدون تردید یکی از عوامل کلیدیهمان سیاستهای امریکا در برابر کوبا بود. این نزدیکی برای کاسترو این امکان را به دست داد تا نه تنها با تحریم های سخت امریکا ایستادهگی کند؛ بل توانست نیرومندی ارتش را در امریکای لاتین پایه گذاری کند.

حتا پس از فروپاشی شوروی در دهۀ نود نیز همچنان در برابر امریکا ایستاد.  بدون تردید او یکی از بزرگترین شخصیت سیاسی دوران ماست و حتا هوادارناش او را استورهیی در تاریخ می دانند. بدون هر انقلاب جامعه را به دو بخش تقسیم میکند که مخالفان از او به نام دیکتاتور یاد کرده اند.

کوبای دوران باتیستا را بهشت ثروتمندان عیاش غربی‌‌ها و عمدتاً امریکایی می دانستند. چنین بود که باری او گفته که انقلاب حیثیت اجتماعی وانسانی کوبا را به آن برگشتانده است.

امروزه نام کاسترو با نام چهگوارا چنان پیوند یافته است که نام یکی نام آن دیگری را در ذهنها بیدار میسازد. هرچند در آغاز آن ها از کدام نظام بستۀ ایدئولوژیک پیروری نمی کردند؛ اما بعد از پیروزی انقلاب، معلوم شد که چهگوارا اندیشۀ انقلابهای پی درپی در سرداشته است. شاید فکر می کرد که کوبای انقلابی نمیتواند در زیر ریش امریکا دوام بیارد؛ پس باید شبکۀ از کشورهای انقلابی در امریکای لاتین پدید آید. در مقابل کاسترو می خواسته است تا پایههای انقلاب را در کوبا بیشتر استوار سازد تا در آینده بتواند پشتیوانهیی برای جنبشهای انقلابی در امریکای لاتین شود.

چنین بود که چهگوارا رفت به دنبال انقلابهای پی درپی و کاسترو ماند برای تحکیم انقلاب در کوبا.

چهگوارا، سی ونهُ سال داشت و جنبش انقلابی بولیوی را رهبری میکرد که به وسیلۀ سازمان سیا کشته شد و امروزه یک نام پر افتخار در سراسر جهان است، حتا در کشوری او را کشت.

 

 آنگاه که چهگوارا به هدف راه اندازی چنین انقلابهایی کوبا را ترک میکرد، نامۀ بدرودی نوشت برای یار همرزم خود کاسترو. در بخشی از این نامه این جملهها آمده است: « مردی را ترک میکنم که مرا چون پسر خود میدانست و این جدایی زخمهای عمیقی به من وارد میکند. اما من با ایمانی که به من آموختی به سنگرهای دیگر میروم. سرشار از احساسات انقلابی برای انجام مقدسترین وظایف، برای مبارزه با امپریالیزم به هرجای که لازم باشد میروم و این عمیقترین زخمها را درمان میکند

یکی از امواج رنگین شخصیت چهگوارا شاعری او بود. شعرهای او از گونۀ شعرهای پایداری است. برای کاسترو نیز شعری دارد. این شعر را شاعر بانوی ایرانی فریده حسنزاده مصطفوی که به گونۀ پیگیر و هدفمند به ترجمۀ شعرمعاصر جهان میپردازد، زیر نام « ترانهیی برای فیدل» در کتاب شعر امریکای لاتین در قرن بیستم، ترجمه شده است.

 

تو گفتی خورشید طلوع خواهد کرد

پس باید قدم بگذاریم

به جادههای نامکشوف در نقشهها

و آزاد سازیم الیگاتور* سبز محبوبت را

باشلیک اولین گلوله، بیدار خواهد شد جنگل

در حیرت پر طراوت،

 و همانگاه از همانجاه

به تو خواهند پیوست

جماعت ایمان آورده به تو

 

و آنگاه آوازت

بادهای چهارگانه چهارپاره کند

همصدا با تو خواهیم خواند:

اصلاحات ارضی، عدالت، نان و آزادی

و از پس نبردی بیامان برضد دیکتاتور بزرگ

در پایان روز

برای حملۀ نهایی

در کنار تو خواهیم بود.

 

و آنگاه که جانور وحشی لیس میزند

زخم پهلوی خود را، شگافته از نیزۀ کوبا

در کنار تو خواهیم بود

با قلبهایی آکنده از غرور.

 

ترا نمیفروشیم

به گلهای مزین به مدالها و نشانهای نظامی

و هیچ هدیهیی از آنها نمیپذیریم

جز تفنگها، گلولهها و دژهای تسخیرناپذیر شان

 

و اگر سر راهمان مرگ قد افرازد

کفنی خواهیم پوشید از اشکهای کوبایی

برای پوشاندن استخوانهای چریکها

در سفر جادوانهگی

و پیوستن به تاریخ امریکا

 

*- الیگاتور، جانوری شبیه تمساح، بومی آبهای گرم امریکا و چنین.( مترجم)

در این شعر الیگاتور می تواند نمادی برای کوبا باشد.

 

پیش از آن که کاسترو همراه یا چهگوارا و گروه از چریکهای انقلابی اش، مبارزۀ خود را از کوهستانهای کوبا آغاز کند در 1953 به سبب دست داشتن در کودتایی برضد نظام دستگیر و محکوم به زندان شد. وقتی  حکم دادگاه را برایش ابلاغ کردند، گفته بود: تاریخ مرا برائت می دهد! این سخن بزرگی است. شخصیتهای سیاسی و رهبران سیاسی و حاکمان سسرزمینها سرانجام میمیرند و این تاریخ است که پیوند به آن ها داوری میکند!

...


صفحه فرهنگ وهنر

فیدل کاسترو در شعر چهگوارا

2016-Nov-29 ||  پرتونادری

انقلاب کوبا در 1959 حکومت استبدادی و فاسد باتیستا را سرنگون کرد. ناخوش‌ترین خبر برای امریکا؛ ایجاد یک حکومت انقلابی در بیخ ریش سردمدار امپریالیزم جهانی؛ در دوران جنگ سرد،نه تنها خبری بود ناخوش آیند؛ بلکه زنگ خطری نیز بود که به صدا درآمده بود.  چنان بود که سازمان سیاه جنگی خلیج، خوک‌ها را در 1961 برضد کاسترو به راه انداخت که شکست سختی خورد. پس از آن دموکراسی امریکا پیوسته خواست تا کاسترو را با راه اندازی برنامه‌های هراس افگنانه از میان بردارد که هربار ناکام می‌شد. او 50 سال چنان یک رهبرکرازماتیک کوبا را رهبری کرد و در این مدت زمان یازده رئیس جمهور در امریکا آمدند و رفتند؛ ولی برنامه همان بود، سرنگونی نظام کاسترو یا دست کم ترور او. این که کاسترو این همه به اتحاد پایه شوروی سابق نریدک شد؛ بدون تردید یکی از عوامل کلیدی‌همان سیاست‌های امریکا در برابر کوبا بود. ...

سنت شاهنامه خوانی

2016-Nov-02 ||  پرتو نادری

 این نکته قابل یاددهانی است که شاه‌نامه تنها برای نخبه‌گان نیست؛ بلکه شاه‌نامه و سنت شاه‌نامه‌خوانی در افغانستان ریشۀ دراز تاریخی دارد؛ اما بر بنیاد پژوهش‌های انجام شده، این سنت در سدۀ نزدهم پس از نخستین هجوم سپاهیان انگلیس گسترش بیشتری یافت و اما این رسم در بازارهای کابل نسب به شهرهای دیگر کشور رونق بیشتری داشت. این تا چند دهۀ گذشته نیز در شماری از ولایت‎های کشور رواج داشت. گفته می‌شود شاه‌نامه خوانان در بعضی از نقاط پرجمعیت شهر کابل به گونۀ تمثیلی به خوانش بخش‌های پهلوانی شاه‌نامه می‌پرداختند. این شاه‌نامه خوانان‌سیمای خود را چنان پهلوانان می‌آراستند و با به‌کارگیری شمشیر، خنجر و کمانی تلاش می‌کردند تا به صحنه‌آرایی داستان‌ها نیز بپردازند. شاه‌نامه‌خوانان باچنین شیوه‌یی می‌خواستند تا توجه شمار بیشتری ب...

رویا سادات - رویای زیبای سینمای افغانستان حرف هایی که نگذاشتن زده شود

2016-Oct-25 || 

 در روزهایی که خبرها خبر نیستند، شبیه بمب هستند، تخریب می کنند، می کشند و سیاهی را روی چهرة هر شهروند این کشور می گستراند ِ کسی هست که خبرش خبر است و این خبر مثل آب است. ‌مثل خاک است. مثل زنده گی است. مثل تصویر است. مثل سینماست. آن خبر چهارمین جشنواره بین المللی فلم زنان هرات است. رویا سادات از کمتر کسانی است که حرف می زند و عمل می کند. فلم می سازد وجشنواره برپا می کند. او غوغا گر سینما است که از چهرة تلخ زنان افغانستاننوید بخش رویای شیرین ...

اکرم عثمان، مردی از تبار اندیشه و قلم

2016-Aug-17 ||  محمد یونس مهرین

بودیم شمع محفل روشندلان رهی رفتیم وداغ خویش به دلها گذاشتیم                                                 داکتر اکرم عثمان شخصیت بزرگ ادبی ودانشمند بی بدیل عرصه علم وفرهنگ وادبیات معاصر افغانستان بادریغ ودرد،جهان فانی را وداع گفت. انا لله وانا الیه راجعون اشک بر چشمانم خشکیده است. از بسکه درد ورنج ومصیبت مرگ این ابر مرد، دل ودرونم را مثل موریانه می مکد وتحمل این مصیبت جانکاه را در قلبم سخت دشوار وسنگین می سازد. آری: گریه امانم نمی دهد. روز هایی را که هر از گاهی باوی هم صحبت می شدم به یاد می آورم وخاطرات خوش وماندگاروی، لحظه به لحظه در ذهنم تداعی می شود. روزی را به یاد می آورم که در اوج محبوبیت وشهرت قرار داشت وتا بلندترین وتا اوج قله های پیروزی صعود ...

آقای گنجی! شما به عنوان ناقد مسایل سیاسی قابل احترام هستید ولی در زمینه های دیگر صاحب نظر نمی باشی

2016-Jul-05 || 

روزنامه آرمان ملی در چند شماره خویش مقاله اکبر گنجی را زیر عنوان « سروش؛ تفسیر سخنان خداوند یا تعبیر خواب های محمد» به نشر رساند که اینکیکی استادان دانشگاه که نخواسته نامش فاش شود، مطلبی در پاسخ به برخی ایراد ها و شبهات ایشان ارسالکردهاست که از دید شما خواننده گان عزیز می گذرد. واقعه ای بدیده ام، لایق لطف و آفرین خیز معبّرالزمان صورت خواب من ببین خواب بدیده ام قمر، چیست قمر به خواب درزانک به خواب حل شود آخر کار و اوّلین (مولانا) با سلام خدمت آقای گنجی، پیش از هر چیز اجازه دهید بگویم برای بسیاری مثل من، شما به دلیل مبارزات آزادیخواهانه و تا پای مرگ رفتن به خاطر آزادی، و پس از آن به خاطر روشنگری ها و نقدهای سیاسی خود قابل احترام هستید. اما زمینه ی مبارزاتی و نقدهای سیاسی شما لزوماً به این معنی نیست که خود را در همه ی زمینه ها صاحبنظر بدانید. از آنجا که سال ...

سروش؛ تفسیر سخنان خداوند یا تعبیر خواب های محمد

2016-Jul-02 ||  اکبر گنجی

اشکال نهم- “استنتاج از راه بهترین تبیین” سروش نامعتبر است مسائل و معضلاتی در قرآن وجود دارد. سروش مدعی است که روایت سنتی از وحی که قرآن را سخنان خداوند به شمار می آورد قادر به حل هیچ یک از آن مسائل و مشکلات نیست، اما فرضیه خواب رسولانه او همه آن مسائل و معضلات را “حل و منحل” می سازد. سروش می نویسد: “قدرت تبیینی این نظریه و «پوشش دادن»اش به داده های قرآنی چندان است که آن را از فرضیات رقیب، محتمل‍تر و موفق‍تر می نماید. همین فراگیری داده هاست که عین دلیل بر صحّت یا تأیید فرضیه است و ناقدانی که طلب دلیل می کنند، در این داده ها بنگرند و توفیق فرضیه های دیگر را برای پوشش دادن به آنها ارزیابی کنند”. “ما مدلی داریم که باید سازگاری درونی و فراگیری‌‌اش را نشان دهیم، و همین کافیست. ابطال‌پذیری از آنِ نظریاتِ خرُد است نه برنامه‌های پژوهشی ...

سروش؛ تفسیر سخنان خداوند یا تعبیر خواب های محمد

2016-Jul-02 ||  اکبر گنجی

اتفاقاً برول بر خصلت شاعرانه و رویاپردازانه به اصطلاح تفکر بدوی تأکید فراوان می کرد. مسأله سروش این است که قرآن پر از تناقض نما(پارادوکس ها) و تناقض هاست. قرآن سرشار از خطا هاست(تعارض با علم تجربی و عقل فلسفی). راه حل سروش چیست؟ ذهن پیشا منطقی محمد آنها را در خواب دیده است. بدین ترتیب، مدعیات سروش به شرح زیرند: الف- خداوند وجود بی صورت محض است که سخن نمی گوید، نمی شنود، تأیید و تصویب هم نمی کند. ب- قرآن سخنان محمد است. پ- محمد انسانی متعلق به اعصار ذهن پیشامنطقی است. ت- قرآن سرشار از تناقض نما، تناقض، خطاهای ناشی از ناسازگاری با عقل تجربی و فلسفی است. ث- محمد همه آنها را خواب دیده است. اما انسان شناس سروش فقط و فقط اینجا به کار نمی آید، روانکاو او نیز باید به ما بگوید که محمد دارای چه شخصیتی است که دائماً حورالعین و غلمان به خواب می بیند. روانکاوان چه ویژگی ها...

سروش؛ تفسیر سخنان خداوند یا تعبیر خواب های محمد

2016-Jul-02 ||  اکبر گنجی

نکته محوری دیگری هم وجود دارد. “خدای بی صورت محض” یا “خدای نامتشخص ناانسانوار” خالق هم نیست. وقتی همه وجود خود خداست، همه حرکت ها و رویش ها و زادن ها هم حرکات و رویش ها و زادن های خود خداست. هر مادری که فرزندی می زاید، خداست که در حال زایش و تولد است. محمد استثنایی در زایش های خدای بی صورت محض نبود. امواج اقیانوس را فراموش نکنیم. همه زنده کردن ها و مردن ها کار خود خداست. به همین دلیل سروش می گفت که در هولوکاست خود خدا یهودیان را می سوزاند. البته سروش در جایی به دشواری سخن گفتن از خلقت توسط خدای بی صورت محض اشاره کرده است. اشکال دوم- فرضیه ای در باب وحی یا فرضیه ای تنها درباره قرآن؟ سروش به صراحت روشن نمی سازد که فرضیه رقیبی درباره وحی عرضه کرده یا فرضیه او فقط و فقط ناظر به قرآن است؟ تا حدی که من می فهمم، سروش سرشت و ماهیت- به زبان ذات گرایان- وحی را خواب قلمداد ک...

Previous   ||   Next