سرمقاله

به سخنان رییس جمهور نمی توان اعتماد کرد!

2017-Jul-09  || مجید آهنگر

عاقبت رييس جمهوري کشور نيم رخ ديگرش را نيز به مردم افغانستان نشان داد. او در تازه ترين اظهاراتش ديروز ابراز داشته است که ديگر انقطاب هاي قومي را پذيرفته نمي تواند که در واقعيت کار درخشاني است ولي آيا ما باور داشته باشيم که رييس جمهور غني اين نکته را بربنياد انديشه هاي واقعي خود گفته است يا علل و انگيزه هاي ديگري در پي داشته است؟ ما باور داريم که رييس جمهوري کشور اين اظهارات تازه اش را براي آن بيان کرده است که نتوانست با راهکار هاي حلقه دور و برش ايتلاف شکل گرفته از احزاب سياسي جمعيت اسلامي، جنبش ملي اسلامي و وحدت اسلامي مردم افغانستان را در هم بشکند. اين ايتلاف به تازه گي ها شکل گرفته است و قرار است بيانية رسمي ظهور آن نهاد جديد به زودي در کابل در نشستي صادر گردد و موجوديت آن رسماً اعلام گردد. ديروز در سرمقاله روزنامه آرمان ملي نيز به اين نکته اشاره شد که افغانستان سرزميني است که در آن اقوام گوناگوني زنده گي دارند و اين اقوام با زبان هاي مختلفي نيز تکلم مي کنند ولي اين مرز بندي ها تا هنوز نتوانسته است شيرازة اين همزيستي را برهم زند. واقعيت اين است که رييس جمهوري کشور بنابر گرايش هايي که خودش دارد، حلقه اي را به دورش ساخته است که همه در تار مناسبات قومي و زباني خويش گير افتاده اند و اين مناسبتي است که نيم رخ حکومت او را بد منظر  کرده است. راهکار هاي رييس جمهوري بيشترينه براين مبنا شکل گرفته است، تا آنجا که حتا بنيادهاي اقتص


دولتمردان! از خواب برخیزید، شمال در خطر است

پاکستان به ساده‌گی دست از حمایت هراس افگنان برنمی دارد!

حکومت به تقاضای مشروع معترضان پاسخ دهد!

آتش بس طالبان پیش شرط اصلی حکومت افغانستان باشد!



3
H: 3°
L: -2°
Kabul
Saturday, 14 January
See 7-Day Forecast
Sun Mon Tue Wed Thu Fri
           
-9° -9° -11° -11° -12° -9°

SUBSCRIBE TO RSS

حکمتیار و تفاهم ملی؟؟

هفته گذشته آقاي گلبدين حکمتيار رهبر حزب اسلامي نيز پس از تشکيل ايتلاف منتقدان آقاي اشرف غني رييس جمهور در ترکيه طي نشستي اعلام کرد که ايتلافي را با نام «تفاهم ملي» با حضور احزاب و جريان هاي سياسي ايجاد مي نمايد.

 به گفته آقاي حکمتيار يگانه راه بيرون رفت از بحران موجود ايجاد تفاهم ملي است. از سوي ديگر، در اين نشست رهبر حزب اسلامي نظام موجود در افغانستان را به عنوان يک واقعيت هرچند تلخ قبول نمود، اما به گفتة حکمتيار، حکومت وحدت ملي از ابتدا مورد پشتيباني و تأييد ما نبوده و نيست، طرح تفاهم ملي نه تنها از زبان آقاي حکمتيار، بلکه از زبان هر شخصيت ديگري که بعد از چهار دهه به اين باور رسيده باشد که فتنه ها و آسيب هاي تقريباً چهار دهة تاريخ پراضطراب کشور ما به معني نگارش غمنامة چهار دهه اندوه و درد مادران داغ ديده و پدران قامت خميده و خواهران به ماتم نشسته است.

بازتاب چهار دهه تراژيدي خونبار با تعفن دود و باروت و چهار دهه بازي با خون و استخوان و بازي به آبرو و عزت و چهار دهه خورد کردن ملت سرفرازي که در دوام تاريخ، افتخارات انکار ناپذير داشته و بالاخره چهار دهه تجربه و تکرار بازي هاي سياسي (هم مضحک وهم غم آفرين) که روح هر انسان آزاده و بيداردل را مي آزارد و اثر مشابه بر آينده گان نيز خواهد داشت؛ نه تنها جناب حکمتيار، همه بايد با گذشته اي که هرگز جز ويراني دست آورد ديگري نداشته براي هميش وداع کنيم و به آينده بخاطر تفاهم ملي صادقانه گام بر داريم. اين راه بهتر است، اکثر از سياسيون اين کشور با گذشته‌اي که جز ويراني ثمري نداشته منحيث يک عبرت نامه نگاه کنند. از طرف ديگر، به باور من طرح تفاهم ملي آقاي حکمتيار آيينه‌اي خواهد بود براي نمايش پيشينة زنده‌گي سياسي بازيگران ميدان سياست و حتا زنده‌گي سياسي شخص خودش که پيوسته جرعة تلخ ناکامي ها و ناگواري ها را به کام کشيده و کوله بار رنج ها وغم ها را تا امروز بر دوش داشته است.

چه خوب است اين تفاهم ملي که گذشته اش رنگ خون و بوي دود و باروت و طعم زقوم دارد آينده‌اش اميد و روشني به مردم افغانستان تقديم نمايد. من نويسنده نيز در اين سرزمين، زيادي از ايتلاف ها و زد و بند هاي سياسي را ديده ام از شوراي همآهنگي گرفته تا عهد و پيمان در خانة خدا همه را به ياد دارم، متأسفانه در گذشته زير اين ايتلاف ها و تفاهم ها، خون هاي زيادي به زمين ريخت. اميدوارم اين تفاهم عاري از گذشته ها باشد. شايد اعلاني را که رهبر حزب اسلامي نموده، صادقانه باشد، اما زماني که مردم به گذشته نگاه مي کنند ديگر به وعده هاي نوبتي بعضي از سياسيون ما در مورد اين که همين امروز يا فردا تفاهمي صورت مي گيرد يا دشمن قاطعانه سرکوب مي شود صلح به پيروزي نهايي خود مي‌رسد، باور ندارند. در جامعه و نزد هر فرد اين کشور اين سوال مطرح است که بالاخره ادامة اين جنگ به کجا مي انجامد. بهتر است قبل از تفاهم ملي، وضعيت پيش آمده را به شيوة جديد تحليل نمود و به حالت رکود و بن بست موجود پايان داد. تحليل انکشافات اوضاع، بايد طوري ارزيابي و تفسير شود که ديگر نمي توانيم به چنين جريان، امور کشور و مردم را به طرف سعادت رهنمون شويم، زماني که حرف از تفاهم ملي يا اجماع ملي به ميان مي آيد که ما طراحان تفاهم ملي نخست به پيشينة تفکر عدالتمحور و داد خواهانه بايد پرداخته شود. اعتراض هدفمند، ناسازگاري هاي آتش افروزي هاي گذشته با وضع موجود و تمايل به تغيير و مبارزه براي عدالت و آزادي را در بيش از چهار دهة اخير يعني چهار دهة خون و آتش، چهار دهه تحقير و توهين مقايسه کنيم. اگر جناب حکمتيار تمايل به قانون و نظم، انديشة دگرگون شدن و تغيير در کشور را در باور هاي خود صادقانه جا داده اند اميدوارم جناب عالي آگاهي از وضع سياسي و اجتماعي افغانستان و کشورهاي ديگر هم گام و هم زمان شوند. تفکر عدالتمحور در افغانستان از تمايل به جامعة سامانمند، قانونمدار و تغيير مايه مي‌گيرد، نه در لفظ. خوشبختانه درحال حاضر با همه کمي و کاستي ها با گذشت اضافه تر از يک و نيم دهه، افغانستان از نگاه آزادي بيان و دمکراسي گام هاي خيلي استواري را بر داشته که در منطقه نظيري ندارد چون رسانه ها در حقيقت آکسيجن دمکراسي اند. مردم افغانستان تشنة صلح اند و هر صدايي که بخاطر تفاهم ملي بلند شود مورد استقبال اکثريت مردم افغانستان قرار مي‌گيرد، اما طراحان تفاهم ملي بايد بدانند، در گفتگوهاي سياسي چيزي که خيلي اهميت دارد طرفين، همديگر را درست بفهمند. بد فهمي همديگر باعث عدم تفاهم و حتا مي تواند باعث تراژيدي گردد. در گفتمان سياسي يا تفاهم ملي براي پرهيز از بد فهمي بايد در شرايط برابر حقوق به گفت و شنود پرداخت. آقاي حکمتيار را نمي‌دانم، اما به نظر من با گذشته که مؤثر نبوده براي هميش وداع کردن و آينده نگر، بودن هم انساني است و هم اسلامي اعتراف به گذشته چه مربوط به ما باشد چه مربوط به آينده، به اندازه اي اهميت دارند که مي توان مجموع آن دو را اکسيجن دمکراسي و عدالت پروري خواند. به يقين جناب حکمتيار مي‌داند تفاهم ملي از باور ها و سيستم‌هاي سياسي با اجزاي مختلفي که دارند، تشکيل مي شوند. بديهي است عملکرد همآهنگ اين اجزاي نهايتاً باعث مي شوند يک سيستم سياسي که محتواي تفاهم ملي را شکل گذاري نمايد رضايت بخش شمرده شود.

 اگر هر يک از اين اجزاي کارکرد متضاد با اجزاي ديگر داشته باشد باعث تأثير منفي در کل سيستم سياسي و تفاهم ملي خواهد شد. براي مثال، در طرز تفکر دموکراتيک نحوة اعمال قدرت سياسي بر اساس پلوراليسم يعني پذيرش چند گانه‌گي ارزش‌هاي سياسي، ديني، فرهنگي، زباني و ملي صورت مي گيرد و تقسيم قدرت سياسي و اقتصادي هم بر پاية اين چندگانهگي ارزش‌ها تحقق مي يابد. در کشور کثير المله اي مثل افغانستان پذيرش پلوراليسم به آن معناست که سياسيون اين کشور به شمول جناب حکمتيار، همه بايد بپذيرند که در اين سر زمين همه اقوام با يک ديگر برادر و از نگاه حقوق، برابر اند. درست است که ما داراي ارزش‌هاي متفاوت زباني، فرهنگي و ملي هستيم و بايد از حق آ زادي بيان و از حق آزادي تشکل بر خوردار باشيم و نهايتاً در تقسيم قدرت سياسي سهم مستقل خود را داشته باشيم. اما متأسفانه در رفتار وگفتار اکثريت از سياسيون کشور ما در گذشته و حال تضاد آشکار وجود داشته و دارد. آنان در حرف پلوراليسم را اساس دمکراسي مي‌شمارند، اما در عمل از به رسميت شناختن اقليت‌هاي کوچک، بعضي اوقات ابا ورزيدند.

(کنفوسيوس) مي گويد حرف هاي سياستمداران را بشنويد، اما بر اساس اعمال شان قضاوت کنيد. اگر ما رفتار و کردار گذشتة بعضي ها را ملاک عمل و قضاوت قرار دهيم، به اين نتيجه خواهيم رسيد که متأسفانه نوعي برتري طلبي و ناسيوناليسم کور بر ذهنيت بعضي از آن ها تا هنوز حاکم است.

در جهان امروز برتري طلبي بر اساس مليت، فرهنگ و نژاد امري مطرود به حساب مي آيد. البته هر فردي بنام عضوي از يک جامعه حق دارد تلاش کند، موقعيت ممتاز در کشور داشته باشد و هر شخصي هم در مقام مقايسه با اشخاص ديگر حق دارد تلاش کند تا جايگاه برتر و بهتري را براي خود اختصاص دهد.

در جهان امروز يگانه شاخص برتري، دانايي است. جهان به اردوگاه دانايان و نادانان تقسيم شده است و هر فرد و يا هر شخص، خود انتخاب مي کند به کدام يک از دو اردوگاه تعلق داشته باشد و نادانان بايد بدانند بهاي حماقت خود را از جمله با فقر، بيکاري، بيماري، جنگ و مرگ زودرس خواهند پرداخت. اگر ما براي حل مشکلات مان به جاي پناه بردن به گذشته، چشمان مان به آينده است، بايد باور کنيم که معلومات علمي يگانه راه حل مشکلات مان مي باشد و براي دسترسي به آن، راهي جز گفتمان سياسي و آزادي، بهره‌مندي از حقايق، چيز ديگري نداريم.

اگر سياسيون ساکن در افغانستان در عملي ساختن تفاهم ملي موفق شوند، گام بسيار مهم و اساسي به جلو برداشته شده است. طبيعي است براي رسيدن به اين هدف بايد ميتود و عملکرد هاي گذشته مورد بازنگري قرار گرفته و نقاط ضعف آنها تعيين گردد چون بدون شناختن درد، امکان درمان وجود ندارد. در واقع آسيب شناسي گفتمان سياسي ما را قادر مي سازد ميتود و روش ها را تغيير داده و در گرفتن نتيجة بهتر کامياب باشيم. با بازنگري تجارب گذشته، مي توان راه فردا را بهتر دريافت.

به باور من، در افغانستان گفتمان سياسي يک ترم رفتار تجربه شده نيست، چون بعضي از سياسيون ما به آن عادت ندارند. در نتيجه در بکارگرفتن اش هم دچار مشکل مي شوند. اگر به گذشته نگاه کنيم همه جنگ ها در افغانستان منازعه بر سر قدرت بوده است.

نبايد فراموش کرد مباحثات و مبارزات سياسي در کشور ما متداوم بخاطر دستيابي به قدرت سياسي و اقتصادي صورت گرفته است. بنابراين در گفتمان سياسي که هدف صادقانة تفاهم ملي فراگير باشد برد و باخت هم موضوعيت دارد و به همين دليل، بعضي از سياستمداران براي اين که طرف بازنده نباشند به اصول اخلاق پابندي کمتري نشان مي دهند و اين موضوع هم به نوبة خود سلامت گفتمان سياسي و تفاهم ملي را تهديد مي کند.

دانش اجتماعي جوامع بشري نيز مانند افراد از نقطه نظر دانش سياسي باهم فرق دارند. در کشورهاي پيشرفته بطور کلي افکار عمومي مي تواند بين شانتاژ سياسي و گفتمان سياسي فرق بگذارد و شانتاژ سياسي را مورد نکوهش قرار دهد چون براي شانتاژ سياسي، تقاضاي زياد وجود ندارد به اين دليل به طور گسترده مورد استفاده قرار نمي گيرد.

در افغانستان براي شانتاژ سياسي تقاضا وجود دارد و مي توان با توصل به آن به اهداف معين سياسي رسيد، بنابراين فقر دانش اجتماعي باعث مي شود در بسياري از موارد، شانتاژ سياسي جاي گفتگوي سياسي را بگيرد و تفاهم ملي نتيجه ندهد.

سخن آخر اين که گفتمان سياسي اگر زهر حس انتقام جوئي، نفرت و پيشداوري در آن نهفته نباشد با حوصله مندي و برده باري دنبال شود در دراز مدت مي تواند شيرازه اي معقول و پيوند نا گسستني ملي را ايجاد نمايد، در غير آن از يک حرف که در کنفرانس هاي مطبوعاتي سياستمداران در خور مطبوعات مي‌دهند بيش از آن چيزي ديگري نيست.


مقاله های سیاسی

ترور دولتی درافغانستان خطرناک تر از داعش است

2017-Jul-09 ||  دکتور علی احمد کریمی

شانزده سال ازحضورنظامي امريکا درافغانستان سپري مي گردد. درسال 2011 يکصد وسي هزار نظاميان امريکايي به هدف مبارزه باتروريسم، قاچاق موادمخدر، تأمين امنيت وحکومت داري خوب درافغانستان مستقر گرديدند. امريکا طي اين مدت طولاني با وجود حمايت کشورهاي منطقه وجهان نتوانست ماموريت خودرا موفقانه انجام بدهد. درسال 2014 تعداد زيادي ازسربازان امريکا ونيروهاي ايتلاف، افغانستان را ترک گفتند وبيشترازسيزده هزار نيروهاي آنان ظاهراً به خاطر حمايت وآموزش نيروهاي ملي افغانستان اما در واقع براي حفظ دولت دست نشانده باقي ماندند. اوضاع درافغانستان بدتر از 16 سال پيش گرديده است، تروريست‌ها درکابل، قلب افغانستان آزادانه و بدون موانع مرتکب انفجار و قتل مردم بي گناه مي گردند و حتا در کنار سفارت هاي خارجي که تحت کنترول ومراقبت شديد امنيتي قرار دارند، خود را منفجر مي گردانند. با اين عمليا...

حکمتیار و تفاهم ملی؟؟

2017-Jul-09 ||  احمد سعیدی

هفته گذشته آقاي گلبدين حکمتيار رهبر حزب اسلامي نيز پس از تشکيل ايتلاف منتقدان آقاي اشرف غني رييس جمهور در ترکيه طي نشستي اعلام کرد که ايتلافي را با نام «تفاهم ملي» با حضور احزاب و جريان هاي سياسي ايجاد مي نمايد.  به گفته آقاي حکمتيار يگانه راه بيرون رفت از بحران موجود ايجاد تفاهم ملي است. از سوي ديگر، در اين نشست رهبر حزب اسلامي نظام موجود در افغانستان را به عنوان يک واقعيت هرچند تلخ قبول نمود، اما به گفتة حکمتيار، حکومت وحدت ملي از ابتدا مورد پشتيباني و تأييد ما نبوده و نيست، طرح تفاهم ملي نه تنها از زبان آقاي حکمتيار، بلکه از زبان هر شخصيت ديگري که بعد از چهار دهه به اين باور رسيده باشد که فتنه ها و آسيب هاي تقريباً چهار دهة تاريخ پراضطراب کشور ما به معني نگارش غمنامة چهار دهه اندوه و درد مادران داغ ديده و پدران قامت خميده و خواهران به ماتم نشسته است. باز...

آب‌هاملکیت افغانستان است، هر طوری که بخواهد مدیریت می‌کند

2017-Jul-08 ||  عبدالحمید مبارزه

اظهارات تهديدآميز حسن روحاني رييس جمهوري ايران سبب شده تا يکبار ديگر متذکر شويم که سيستان منطقه‌يي است که درياهاي هلمند، خاشرود، فراه‌رود و غيره از کوه‌هاي افغانستان سرچشمه مي‌گيرد و به جهيلي که آن را «هامون صابري» يا «هامون سيستان» مي نامند مي ريزد و اگر بارنده گي برف و باران در افغانستان بيشتر باشد و موجب ازياد آب بگردد، آب اضافي ازهامون جريان پيدا کرده به گود زره که 33 ميليون مترمکعب ظرفيت دارد و سالانه 33 هزار متر مکعب آب آن تبخير مي شود مي ريزد. سيستان که جزء جغرافيايي و تاريخي افغانستان بوده در دوره‌يي که نفاق در بين بارکزايي ها پيدا شده  و مردم و اداره ي افغانستان مصروف جنگ هاي قدرت طلبي داخلي بودند و چون هنوزهم اداره کشور به صورت فيودالي صورت مي گرفت و اين فيودال ها به هرات يا به قندهار ماليات شان را تحويل مي دادند، در اين موقع بود که...

اردوی ملی؛ نمادِ وحدت ملی در افغانستان

2017-Jul-05 ||  تورنجنرال دولت وزیری

جوامعي که ساختار اجتماعي آن متشکل از گروه‌هاي مختلف انساني با تنوعات نژادي، مذهبي، زباني و فرهنگي است، ظرفيت‌ عبور از بحران و رسيدن به ثبات اجتماعي را نيز دارا مي‌باشد. به بيان ديگر؛ کثرت گروه‌هاي انساني، عامل اساسي در تحکيم مردم سالاري در جوامع به شمار مي‌رود. افغانستان از جمله کشورهاي است که زمينه‌هاي فراوان براي تحکيم خردمندانه همبستگي و وحدت ميان گروه‌هاي متکثر انساني در آن وجود دارد. مردم اين کشور ضمن داشتن تاريخ، فرهنگ و دين مشترک، با سرنوشت به هم تنيده و غير قابل انفکاک نيز مواجه اند که همه را در مسير واحد حرکت مي‌دهد و اين مسأله براي هر فرد بالغ و عاقل اين سرزمين قابل درک و فهم است. منافع جمعي، شادي‌ها و رنج‌هاي مشترک اين مردم که با تشخيص دوست و دشمن در ادوار مختلف تاريخ صورت گرفته، عامل يکپارچگي و اتحاد ميان اقوام اين سرزمين بوده اس...

جان مک کین بعد از اسلام آباد، به کابل آمد

2017-Jul-05 ||  احمد سعیدی

با این رفت و آمدها مشکل افغانستان حل نمی شود جان مککين رئيس کميته نيروهاي مسلح سناي امريکا در رأس هيأت بلندپايه، پس از سفر 2 روزه خود به پاکستان و ديدار با سران اين کشور شب گذشته وارد کابل شد. آقاي مک کين پس از ديدار با «نواز شريف» نخست وزيرپاکستان، قمر جاويد باجو  فرمانده اردو و «سرتاج عزيز» مشاور سياست خارجي نخست وزير آن  کشور  در مصاحبه با تلويزيون دولتي  پاکستان گفت که بدون همکاري اسلام آباد، صلح در افغانستان برقرار نخواهد شد. وي پس از ديدار با سران پاکستان گفته است که روابط  اسلام آباد- واشنگتن بيش از گذشته اهميت يافته است. همچنان نواز شريف نيز در ديدار با سناتورهاي امريکايي گفته است که مشارکت قوي بين پاکستان، امريکا و افغانستان لازمه دست يافتن به صلح پايدار در افغانستان شمرده مي شود. با در نظرداشت بيانيه مشترک  منتشر شده از سوي د...

آیا امریکایی ها جنگ در افغانستان را باخته اند یا بازی هنوز ادامه دارد؟

2017-Jul-05 ||  مهرالدین مشید

مقام هاي امريکايي اعتراف کردند که جنگ را در افغانستان باخته اند. آيا اين حرف مقام هاي امريکايي را مي توان به ساده گي پذيرفت که بر باخت جنگي اذعان دارند که در آن تا کنون در حدود يک ميليارد دالر هزينه کرده اند. آيا امريکا پيش از حمله به افغانستان فکر کرده بود که درگير در سرزميني مي شود که قبرستان بزرگ ترين مهاجمان تاريخ بوده است؟  آيا به اين ساده گي مي توان باور کرد که کشوري به گونة شتاب زده و ناعاقبت انديشانه در جنگ افغانستان وارد شده است که پيش از اين تهاجم شوروي پيشين به آن به بهاي نابودي و تجزيهء امپراطوري آن تمام شد؟ نه تنها اين، بلکه پيش از آن امريکا و سال ها تجربة جنگ در کشور هاي لائوس، کامبوج و ويتنام را پشت سر نهاده بود و قصه هاي واقعي چون بيرحمي ها در اين کشور ها و قاچاق هيرويين به وسيلة سربازان امريکايي از آن ها زير پوشش تابوت هاي سربازان هنوز هم در وجدان ک...

اردو، سلامت کشور و ملت، حافظ استقلال عزور و عزت ماست

2017-Jul-05 ||  عبدالحمید مبارز

نويسنده: عبدالحميد مبارز رييس اتحاديه ملي ژورناليستان افغانستان اردوي افغانستان که هسته هاي اولي آن در عصر احمدشاه، تيمورشاه، زمان شاه گذاشته شده در عصر اميرشيرعلي خان بود که اين اردو از تشکيلات قومي جداساخته شده و به يک اردوي ملي که توسط دولت تمويل مي گرديد تحول کرد. چون در آن عصر رهبران کشور خود رهبران ملي بودند، قومگرايي وجود نداشت. با آن که امير شيرعلي خان به قوم محمدزايي پشتون تعلق داشت، سپهسالار آن که عنان تمام قوا را به دست داشت، سپهسالار حسين عليخان هزاره بود، يعني شخص دوم از لحاظ داشتن قدرت در نظام سلطنتي همين حسين علي خان بود که تا آخرين روز زنده گي حتا در زمان گذشتاندن ايام تبعيد و دور از وطن، به امير شيرعلي خان و وطن خود  افغانستان وفادار بود. اين اردو در دوره صدارت سردارمحمد داوود خان و شاهي اعليحضرت محمدظاهر شاه پا به مدر نيزه شدن گذاشت، افسران جو...

قدرت های موازی با دولت عامل ویرانی وحدت ملی و ساختار دولتی

2017-Jul-04 ||  محمد علی مهرزاد

در افغانستان کارشناسان سياسي در تعريف حکومت وحدت ملي؛ چون بحرانات گوناگون درکشور به يک نوع بن بست رسيده اند. اگر نجات ازين بن بست هاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي زمانگير باشد، ولي در قسمت تعريف حکومت وحدت ملي به اين تعريف متحدالقول اند که حکومت وحدت ملي عبارت است: از حکومتي تا حد امکان متشکل از طرفداران ملا عمر، طالبان ناراضي و مخالف ملاعمر، سران جهادي، هوادار گروپ سراج‌الدين حقاني و اعضاي سابق وکنوني حزب اسلامي گلبدين حکمتيار، خلقي ها، پرچمي ها  وگروه‌هاي چپ و راست ديگر و طرفداران سلطنت سابقه، سران جهادي و بقاياي اتحاد هفت‌گانه در پاکستان و هشت‌گانه در ايران، ستمي‌ها، افغان ملتي‌ها و اعضاي جنبش اسلامي عبدالرشيد دوستم و افغان هاي تکنوکرات، تحصيل يافته‌هاي غرب و هم طرفداران آقاي کرزي. اين هم يکي از ابتکارات حکومت وحدت ملي است  که مي خواهد حکو...

Previous   ||   Next