سرمقاله

به سخنان رییس جمهور نمی توان اعتماد کرد!

2017-Jul-09  || مجید آهنگر

عاقبت رييس جمهوري کشور نيم رخ ديگرش را نيز به مردم افغانستان نشان داد. او در تازه ترين اظهاراتش ديروز ابراز داشته است که ديگر انقطاب هاي قومي را پذيرفته نمي تواند که در واقعيت کار درخشاني است ولي آيا ما باور داشته باشيم که رييس جمهور غني اين نکته را بربنياد انديشه هاي واقعي خود گفته است يا علل و انگيزه هاي ديگري در پي داشته است؟ ما باور داريم که رييس جمهوري کشور اين اظهارات تازه اش را براي آن بيان کرده است که نتوانست با راهکار هاي حلقه دور و برش ايتلاف شکل گرفته از احزاب سياسي جمعيت اسلامي، جنبش ملي اسلامي و وحدت اسلامي مردم افغانستان را در هم بشکند. اين ايتلاف به تازه گي ها شکل گرفته است و قرار است بيانية رسمي ظهور آن نهاد جديد به زودي در کابل در نشستي صادر گردد و موجوديت آن رسماً اعلام گردد. ديروز در سرمقاله روزنامه آرمان ملي نيز به اين نکته اشاره شد که افغانستان سرزميني است که در آن اقوام گوناگوني زنده گي دارند و اين اقوام با زبان هاي مختلفي نيز تکلم مي کنند ولي اين مرز بندي ها تا هنوز نتوانسته است شيرازة اين همزيستي را برهم زند. واقعيت اين است که رييس جمهوري کشور بنابر گرايش هايي که خودش دارد، حلقه اي را به دورش ساخته است که همه در تار مناسبات قومي و زباني خويش گير افتاده اند و اين مناسبتي است که نيم رخ حکومت او را بد منظر  کرده است. راهکار هاي رييس جمهوري بيشترينه براين مبنا شکل گرفته است، تا آنجا که حتا بنيادهاي اقتص


دولتمردان! از خواب برخیزید، شمال در خطر است

پاکستان به ساده‌گی دست از حمایت هراس افگنان برنمی دارد!

حکومت به تقاضای مشروع معترضان پاسخ دهد!

آتش بس طالبان پیش شرط اصلی حکومت افغانستان باشد!



3
H: 3°
L: -2°
Kabul
Saturday, 14 January
See 7-Day Forecast
Sun Mon Tue Wed Thu Fri
           
-9° -9° -11° -11° -12° -9°

SUBSCRIBE TO RSS

به گرامیداشت از شب لیلة القدر: شب قدر یا جهش روحی برای انسان متواضع

من با اين سخن همدلي بسيار دارم و باورمندم که شب قدر را بايد چنين فهميد ودرک کرد . اين‌که شب قدر چه شبي است و چگونه  انسان متوجه اين شب ها مي شود اصلاً شب قدر يعني چه از زبان دکتور سروش مي خوانيم :

شب  قدر يا شب هاي قدر ، شبي نيست که اتفاقي در بيرون بيفتد، بلکه اتفاق قرار است در درون آدميان بيفتد. به همين سبب به تعداد آدميان، شب قدر وجود دارد. هر کسي به قدر خودش مي رسد و قدر هم عبارت است از نوعي پرواز ويژه روحي که در اثر تحمل رياضات در اين ماه پديد مي آيد. حقيقت اين است که اين اولين بار شب قدر پيامبر بود و ايشان در همين دهه سوم ماه مبارک رمضان وحي را دريافت داشته اند . يعني رياضت هايي که کشيدند و روزه هايي که گرفتند و خلوت نشيني ها و خلوت گزيني هايي که داشتند به اين نتيجه غير منتظره منتهي شد و ناگهان پرده ها از پيش چشم پيامبر کنار رفت. رازهاي عالم بر او آشکار شد و به زبان ديني، منصب نبوت به ايشان اعطا شد.

اين شب قدر پيامبر بود. يک جهش روحي بود که براي ايشان اتفاق افتاد . اين تجربه را با پيروان خودش هم در ميان نهاد که اگر شما نزديک 20 روز يا بيست و چند روز روزه بگيريد کمابيش مي توانيد وارد همان احوال و همان مقام بشويد. براي شما هم محتمل است که همان تجربه پيش بيايد و از همان نعمت ها و برکت هاي روحاني برخوردار بشويد. لذا شب قدر نوعي پيشبيني است کساني که پيشاپيش آن رنج ها و رياضت ها را برده اند مي توانند که از يک تجربه استثنايي و ويژة روحاني برخوردار بشوند و آن در همين ايام است. لذا نه فقط 21 يا23، از حدود 20 تا 30 اين شب قدر وجود دارد. علت اختلاف روايات هم همين است و به عدد روزگاران و به تنوع تجربه هاي آن ها اين اتفاق رخ مي دهد و هر کسي بايد منتظر رخ دادن آن باشد. خود را بکاود و به درون خود نظاره کند و بکوشد که آن تجربه را در خود بيابد و زنده کند. خواندن دعاهاي ويژه در اين شب و اعمال ويژه اي که توصيه شده است به خودي خود هيچ اهميتي و ويژگي ندارند. به طور کلي دعاها در شرع پيشنهادي اند. يعني به آدميان گفته اند که اگر مي خواهيد خداوند را بخوانيد، چنين بخوانيد. اگر مي خواهيد از او چيزي بخواهيد، چنين چيزهايي را بخواهيد. ولي اصل در دعا کردن در ميان نهادن خواسته واقعي خود آدمي با خداوند است. يعني خواسته هاي مصنوعي، خواسته هاي ديگران را با خدا در ميان نهادن شرط نيست.معناي چنداني هم ندارد. البته دسته جمعي دعا کردن مطلوب است. براي اين که چنانکه گفته اند، وقتي که روح هاي پاک و دل هاي همدم کنار هم مي نشينند، دعاي شان مستجاب تر است.  به اين معنا که نيروي روحاني که حاصل مي شود، قوي‌تر است. ولي اصل دعا دروني است و ازآن هر فردي با ويژه‌گي آن فرد است و خواسته هاي خود آدمي بايد با خداوند در ميان نهاده شود.

خواسته هاي خوب در اين جهان خيلي زياد است. مطلوبات عالي فراوان است. کمالات نهايت ندارند. همة اين ها را مي توان از خداوند خواست. اما آن طور خواستن ها که عشق و تشنگي پشت آن نباشد، معلوم نيست که نتيجه چنداني داشته باشد. وقتي شما تشنة چيزي هستيد، عطشناک هستيد، گرسنه هستيد و مدت ها دنبال چيزي دويديد و حقيقتاً از عمق جان خواستار او هستيد اين دعاي واقعي شماست. به زبان هم نياوريد دعاي شماست. به زبان هم بياوريد البته آن را به خودتان آگاهي بيشتري بخشيده ايد. ولي به زبان آوردن مرتبه اي از مراتب دعاست و الا دعا کردن در حقيقت کار دلست و کار زبان نيست. چيزي را که به زبان هم نخوانيد، اما در دل بگذرانيد و بلکه حتا در دل هم نگذرانيد اما دل شما مشغول او باشد، دغدغه او را داشته باشد ، طلب آن را به نحو عميقي داشته باشد، آن دعاي شماست. اين‌که انسان دعاهاي مختلف بکند شبيه اين است که شما هر لباسي ، هر کفشي، هر مبلي ، هر منزلي را ببينيد بگوييد که اين هم خوب است که من داشته باشم،آن هم خوب است که من داشته باشم.ولي اين داشتن نيست اين خواستن نيست. شما بايد ببينيد کفشي که به پاي شما مي خورد، لباسي که به تن شما مي خورد، آن را بخواهيد.آن هم وقتي که آدم احساس برهنگي بکند. اگر آدم حس بکند که سير است و گرسنه نيست، طلب غذا نمي کند.اگر آدم فکر بکند که لباس مناسب دارد که دنبال لباس نمي گردد.وقتي که احساس برهنگي و تشنگي و گرسنگي مي شود از عمق جان و انسان آن چيزي را مي خواهد که واقعاً لازم دارد و مي شناسد و به دنبالش بوده در آن صورت است که دعاي آدمي نام واقعي دعا به خودش مي گيرد. بقيه آن در واقع يک نوع عمل اجتماعي است که در جامعه ديني براي ايجاد همبستگي ميان مومنان است. البته کار نيکويي است. مثل يک صفوف دسته جمعي که همه با هم مي خوانند، مثل کارهاي دسته جمعي که در ارتش و جاهاي ديگر صورت مي گيرد. به افراد روحيه مي دهد.اين ها همه درست، اما دعا يک چيز ديگري است يا آن چيزي است که بايد درعمق جان آدمي  بگذرد.


صفحه فرهنگ وهنر

زور آورخان سر تمبه در قاضی خانۀ شهر خربوزه!

2017-Jul-02 ||  پرتو نادری

  ما خون را با خون نه، بل با تیزاب می شوییم   روايت است که باري در شهر خربوزه، مردي را به دادگاه بردند. جرم اش اين بود که کسي را در خيابان با ضربه هاي کارد کشته بود. قاضي مي پرسد: - چرا اين گونه اين مرد را با کارد بر سربازار کشتي! قاتل مي گويد : - من گناهي ندارم؛ گناه از خودش بود! قاضي مي گويد: - هم انساني را کشته اي و هم مي گويي گناه او بود، اين ديگر چگونه دليلي است؟ قاتل مي گويد: - من وقتي کارد را کشيدم ؛ او بايد مي گريخت، او مي دانست که من کارد دارم، بايد با من گپ و سخن را دراز نمي کرد و مي گريخت. اگر او مي گريخت حالا زنده مي بود و مرا هم قاتل صدا نمي زدند. من از خود نام و نشاني دارم. همه مردم مي دانند که من، زورآورخان سرتمبه هستم  گاهي هم مردم به شوخي مرا سرتمبه خان زور آور هم مي گويند. او با نگريختن خود دو گناه کرده است. يکي اين که سبب مرگ خود شد، ديگر اي...

به گرامیداشت از شب لیلة القدر: شب قدر یا جهش روحی برای انسان متواضع

2017-Jun-21 || 

من با اين سخن همدلي بسيار دارم و باورمندم که شب قدر را بايد چنين فهميد ودرک کرد . اين‌که شب قدر چه شبي است و چگونه  انسان متوجه اين شب ها مي شود اصلاً شب قدر يعني چه از زبان دکتور سروش مي خوانيم : شب  قدر يا شب هاي قدر ، شبي نيست که اتفاقي در بيرون بيفتد، بلکه اتفاق قرار است در درون آدميان بيفتد. به همين سبب به تعداد آدميان، شب قدر وجود دارد. هر کسي به قدر خودش مي رسد و قدر هم عبارت است از نوعي پرواز ويژه روحي که در اثر تحمل رياضات در اين ماه پديد مي آيد. حقيقت اين است که اين اولين بار شب قدر پيامبر بود و ايشان در همين دهه سوم ماه مبارک رمضان وحي را دريافت داشته اند . يعني رياضت هايي که کشيدند و روزه هايي که گرفتند و خلوت نشيني ها و خلوت گزيني هايي که داشتند به اين نتيجه غير منتظره منتهي شد و ناگهان پرده ها از پيش چشم پيامبر کنار رفت. رازهاي عالم بر او آشکار شد و به زبان د...

داروين و خلفــت انســان

2017-Jun-14 ||  مُحسن کديور

داروين يکي از زيست شناسان بسيار مشهور انگلستان با ارايه تيوري تکامل غوغاي عجيبي بر پاکرد . عده اي تيوري تکامل  را  در تناقض آشکار با کتاب مقدس گفتند و عده اي هم با تأمل به انديشه هاي وي نظر کردند. اينجا يک انديشمند مسلمان پاسخ به اين پرسش دارد  که  آيا ،  نظريه تکامل داروين يک نظريه  کاملاً پذيرفته شده است  يا اين که اشکالاتي هم متوجه اين نظريه نيز هست ؟ ظريه داروين درباره منشأ انواع (OriginsofSpices) از زمان ابراز (1859ميلادي) تا کنون خود منشأ تحول و تکميل قرار گرفته است، تا آنجا که در قرن اخير از آن به نئوداروينيسم (Neo-Darwinism) ياد مي شود. سه نظريه مهم پس از داروين يعني مکانيسم وراثت مندل (Mendel)، کشف ژن توسط مورگان (Morgan) و نقش دي ان إِ (DNA) در انتقال اطلاعات ژنتيکي توسط واتسن (Watson) و کريک (Crick) از جمله مؤلفه هاي نئوداروينيسم هستند. به هر حال مراد از داروينيسم يا نظريه د...

سر الاغ را می برید، یا خُم را می شکنید!

2017-Jun-11 ||  پرتو نادری

روايت است که روزي در دهکدة دوري الاغي سر در خُم کرد تا چيزي براي خوردن پيدا کند. الاغ چيزي نيافت و تا خواست سر از خُم بيرون بياورد که نتوانست. سر الاغ در خُم گير کرده بود. الاغ جز تاريکي در خُم چيزي نيافت. هرقدر که چشمان اش را باز ميکرد همان تاريکي بود و همان فضاي تنگ خُم که نفس گير شده مي رفت. الاغ نه آسمان را مي ديد نه باغ ها و نه هم سبزه زاران کنار جوبياران را. يک لحظه با خود گفت شايد جهان همين است که مي بينم. شايد بيرون از خُم، جهاني وجود نداشته باشد. شايد آن چه را که ديده بودم خوابي بيش نبوده است. شايد هم جهان خود يک خُم است که از الاغان تا نا الاغان همه سر در چنين خُمي کرده و بعد از آسمان و ريسمان سخن ميگويند.  الاغ با چنين تصوراتي با تاريکي خُم عادت کرد و آرامش يافت؛ اما در بيرون مردمان گرد آمده بودند تا سر الاغ را از خُم بيرون آورند. هرکس به قدر فهم خود چيزي مي گفت؛ ا...

نیمــروز درگــذرگــاه تــاریـخ !

2017-May-29 ||  محمد علی مهرزاد

مفکوره بناي شهرزرنج به شهادت(( تاريخ سيستان)) نيمروزبه چهارنام ( سيستان) ،( زابل) ،( زرنگ)و( نيمروز)يادمي شده، عبارت از دلتاي هيرمند است که از ميليون سال اين(( گودال مرگ)) را ((به بهشت عدن )) تبديل نموده. اين خطه کشور، (( کندوخانه اي غله )) درآسيا معروف بوده.ابوالموئد بلخي درمورد رود بارسيستان چنين مي گويد (( ...واکنون پيداست که رود هيرمند ورخد رود وخاشرود وفراه رود وهريرود از همه اطراف سيستان در(( هزارسنگ)) همه به( زره)آيدويک سوراخ است آن را ( دهان شير) گويند که همه اين چندين آب بدان فروشود، هيچ کس نداند که کجا شود مگرخداي متعال وتقدس‌...))اين شش رود که ابوالموئد بلخي درسيستان مي شمارد ،همه درخاک افغانستان امروزي مي ريزد وموقعيت دارد وازين جا سرچشمه مي گيرند. دهان شير که از آن (( شيردهن)) ساخته اند ، سوراخي بوده درقديم که آب هير مند يکي ازبزرگترين رودخانه هاي افغانستان از آنجا ع...

من تابوشکنم، مرا بشناسید!

2017-May-29 ||  پرتو نادری

اين روزها همه اش شکستن شکستن است، طالبان مي شکنند، داعش مي شکند، هراس افگنان کمربستة ديگر مي شکنند، دولت هم  پس نمانده ، مي شکند، اما با چکش دموکراسي. در بازار پرهياهوي شکستن شکستن، تابو شکني نيز به يک صداي بلند بدل شده است. تا مي بيني تا بو است که يکي پشت ديگري شکسته مي شود. هراس من اين است که اگر اين تابو شکني‌ها اين گونه دوام يابد، ما ديگر تابويي نخواهيم داشت.  روزي کسي را ديدم تنبان آهنين پوشيده بود، گفتم: اين چه کار است؟ گفت: من تابو شکني مي کنم! در حمام رفتم،  ديدم کسي پشت و پهلوي خود را با کف پاي خود کيسه مي کرد. گفتم چرا با دستانت؟ گفت: تابو شکني مي کنم. جواني ديدم که کتاب را از صفحة آخر به سوي صفحة نخست مي خواند. گفتم: چرا کتاب را سر چپه مي خواني؟ گفت: تابو شکني مي کنم! کسي، ديدم که سگرت را در سوراخ بيني خود فروبرده و کش مي کند. گفتم: اين دي...

آیا بر توانگران، روزه‌داری در ماه رمضان، لازم است؟

2017-May-29 ||  مهران موحد

بررسي تفسيرهاي پرشماري که از سده‌هاي نخستينِ تاريخ اسلام تا به عصر حاضر در مورد قرآن نوشته شده نشان مي‌دهد که در مواردي، مفسران مسلمان، ديدگاه‌هاي شخصي و پيش‌فرض‌هاي ذهني خود را بر آيه‌هاي قرآني، تحميل کرده‌اند و هرگز پايبندي به قواعد زبان و بنيادهاي همه‌گاني تفسير از خود نشان نداده‌اند. مشکل وقتي برجسته‌تر مي‌شود که مي‌بينيم بسياري از متدينان به اين گمان هستند که «اقوال مفسران» طابق‌النعل بالنعلِ مقاصد قرآني است. به عبارت ديگر، بسياري از متدينان، ميان مفسِّر و ميان نص الهي (قرآن) هيچ مسافت و حايلي نمي‌بينند. اين در حالي است که مفسِّر، انسان است و در چارچوب افق تاريخي‌اي مشخص به تفسير قرآن مي‌پردازد و در زمانه و جامعه‌اي با شاخصه‌هاي فرهنگي ويژه نفس مي‌کشد و زنده‌گي مي‌کند. از اين رو، سخنان مفسران به هيچ صو...

نشست منطقه ای مارشناسان در پلخمری!

2017-May-27 ||  پرتونادری

گفتند چندي پيش مار روزگارديده‌يي ازکوهستان‌هاي بلندي فرود آمده و در يکي از دهکده هاي نزديک به شهر پلخمري براي خود جايگاهي جور کرده است. خواب از چشم شهريان پلخمري پريده که نکند اين مهمان ناخوانده شبي به خانة آنان سري زند. گويند اين مار، پنج متر دراز است و هرمترآن هزار سال منزل است. شبانه‌ها به دور دهکده حلقه مي زند و کس نمي داند که سر او در کجاست؟ انجمن مار شناسان افغانستان پس از آن که تمام دانش مارگيري و مارشناسي خود را روي هم کردند، به اين کشف بزرگ رسيدند که اين مار پنجاه سال عمر دارد و هر سال آن هزار سال باشد. چنين است که پنداشته مي شود که نه تنها تاريخ افغانستان؛ بلکه تاريخ کشورهاي زيادي ذره ذره در چشم هاي او ورق مي خورد. ازهمين سبب چشم هايش مانند کاسة خون مي درخشد. پيدايي اين مار به گونة ناگهاني بحث‌ها و گفتگوهاي زيادي را در کشور پديد آورده است. انجمن پ...

Previous   ||   Next