موسس، صاحب امتياز و مدير مسوَل

مير حيدر مطهر

شماره تماس: 0700282673

 

 


 

صفحه اصلی

اخبار

سرمقاله

مطالب سیاسی

گزارش ویژه

فرهنگ کده

نامه های وارده

تماس با ما

درباره ما

 
 
::: بازديدکننده گان
 
 

به مناسبت حوادث 7 و 8 ثور: جنايت و مزدورى چه افتخار دارد؟

سيدمکارم


سى و چهار سـال قبل از امروز کودتاى ننگين کمونيستى از سوى شمارى جاهلان در جامعۀ اسلامى افغانستان راه اندازى گرديد و خلقى ها و پرچمى ها به قدرت رسيدند. پس از گذشت چند روز، اختلاف ميان گروه هاى خلق و پرچم نمايان شد و خلقى ها تمام اداره کشور را به رهبرى نور محمد تره کى به دست گرفتند. کودتاى کمونيستى در کشور عقب مانده مانند افغانستان، با تيورى ماترياليزم تاريخى مارکسيسم جور نمى آمد، چگونه جامعه يى که هنوز در دوران نيمه فيودالى به سر مى برد و دوران سرمايه دارى را تجربه نکرده است، به سوسياليزم برسد و طبقه کارگر رهبر جامعه شود؟ بيشتر خلقى ها، سواد کافى نداشتند و رهبران شان هم با تيورى هاى مارکسيستى آشنا نبودند، اما کمونيست هاى شوروى وقت، خلقى ها را جهت مى دادند و کودتاى کمونيستى را که آنها از آن تعبير انقلاب داشتند، توجيه مى کردند و اميدوار بودند که آنها به زودى سوسياليزم را تجربه مى کنند و پس از آن به کمونيزم مى رسند و انسان نوين با حذف دولت، سرنوشت ساز مى شود!! به همين منظور خلقى ها تا توان داشتند بالاى مردم مسلمان افغانستان از وحشت و بربريت کار گرفتند، مسلمان ها و آزادى خواهان را به خاطر باور هاى شان به زندان مى افگندند و بسيارى از زندانيان در زير شکنجه هاى طاقت فرسا جان مى دادند. در اتاق هاى تحقيق اداره امنيت خلقى ها که به نام "اگسا" ياد مى شد، ديوار هاى آن با خون زندانيان رنگين بود. من در 26 جوزاى سال 1358 هنگامى که در يکى از ادارات (اگسا) در تعمير دوطبقه يى واقع در وزارت داخله زندانى بودم، مى ديدم که خلقى ها، حتا کودکان خورد سال را برق مى دادند و ناله و فغان آنها همه جا را فرا مى گرفت و به چشم سر خود ديدم که پس از حادثه قيام چنداول يک خلقى با بروت هاى کشـال خود، بالاى شکم کودکى بالا مى شد و آن را لگد مـال مى کرد. برخى خلقى ها به حدى خون خوار بودند که به اصطلاح مخالفان انقلاب را در محلات و ادارات حکومتى جا به جا به قتل مى رسانيدند، مدير ليسه ميخانيکى از همين جمله بود و در پولى تخنيک کابل به ده ها دانشجو به همين گونه به قتل رسيده اند و رئيس پولى تخنيک مشهور به اين آدم کشى ها بود. در کشور به حدى اختناق بود که کسى آزادانه راديوى بى بى سى را هم شنيده نمى توانست و برخى به همين منظور مجازات هاى شديد مى شدند.

خلقى ها، مسلمان ها را جوقه جوقه به پوليگون پلچرخى مى بردند و آنها را زنده و يا مرده زير خاک مى کردند و. . .

شهنواز تنى از جملۀ همين خلقى ها است که از فرماندهى غند ضربتى آغاز کرد و سر انجام به وزارت دفاع رسيد و با قومانده آن به صد ها مسلمان در جبهات به شهادت رسيده است.

تنى با کودتايى که بر ضد داکتر نجيب الله انجام داد و به ده ها غيرنظامى را با ريختن بمب در پل باغ عمومى کابل به قتل رسانيد و خودش را به آغوش سازمان استخبارات پاکستان (ISI) رسانيد.

تنى از مزدورى شوروى ها به مزدورى پاکستانى ها رو آورد و ISI تمام مصارف آن را پرداخت و آن را دوباره برضد منافع مردم افغانستان آماده ساخت.

به دستور ISI و رهبرى تنى بود که خلقى ها در ميان صفوف طالبان بر ضد مردم کشور مى جنگيدند، نقيب پيلوت، کمـال رئيس ارکان گارد طالبان، قيوم معين وزارت داخله طالبان و. . . خلقى هايى اند که رهبرى جبهات جنگ طالبان را برعهده داشتند.

در حالى که دو پسر تنى امروز براى اردوى پاکستان خدمت مى کند، اما وى با بى حيايى در برابر کمره هاى تلويزيون ها ظاهر مى شود و گاهى سنگ وطندوستى را به سينه مى کوبد!!

شهنواز تنى از گذشته و حـال ننگين خود حد اقل خجالت بکشد و خودش را قهرمان جلوه ندهد.

اما معلوم نيست که چرا تنى با اين جنايات واضح و مشخصى که انجام داده است به دادگاه کشانيده نمى شود و فرصت مى يابد که از طريق رسانه ها ظاهر شود و نظر بدهد؟

برخى مردم که جنايت و گناه کرده اند يا پشيمان اند و يا نمى خواهند به جنايات شان افتخار کنند.

مخالفت با رژيم کمونيستى و وحشى گرى خلقى ها بالاى همۀ مردم فرض بود و کسانى که معذرت نداشتند و مخالف خلقى ها و پرچمى ها نبودند بايد از آن گناه بزرگ خود از خداوند(ج) عفو بخواهند.

به هر مسلمان لازم بود که با دست و زبان و نفرت قلبى، به مخالفت خودش با کفار آن زمان ادامه مى داد و در يک کشورى که همه مسلمان بودند، حکومت مزدور و کافر، هيچ توجيه نداشت و نبايد به چنين حکومت ها و نظام ها افتخار کرد.

اما تمام دستآورد هاى مجاهدين راستين و آن عده کسانى که دين خدا، مردم و کشور شان را دوست داشتند، به وسيله توطئه هاى کشور هاى خارجى و وسيله قرار گرفتن شمارى از رهبران مجاهدين به خاک يکسـان شد. برخى رهبران مجاهدين براى رسيدن به قدرت و قرار گرفتن در برابر هم و مشتعل شدن جنگ هاى تنظيمى، به خون و آرمان شهدا خيانت کردند و اسلام عزيز را در نزد جهانيان خوار ساختند.

جنگ هاى گروهى سبب گرديد که به هزار ها افراد بيگناه جان هاى شان را از دست بدهند و زمينه براى چور و چپـاول دارايى هاى ملى مساعد گردد و تا چند صد سال آينده مردم از حکومت اسلامى وحشت داشته باشند. اما ما نبايد آن عده کسانى را که صادقانه در برابر اشغالگران و نظام کفرى از جان و مـال شان گذشتند، به بهانه خيانت رهبران مجاهدين آنها را فراموش کنيم و همۀ آن ايثار گرى ها و جان بازى ها را ضرب صفر کنيم.

ياد و خاطرۀ اين مجاهدين را بايد گرامى داشت و آن را جزء تاريخ با افتخار کشور ساخت و حوادث هفتم ثور و هشتم ثور را تحليل واقعبينانه کرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



 

 

    

All Right Reserve To Arman-e-Mili 2009 |Powered by Webmaster (APMC)