موسس، صاحب امتياز و مدير مسوَل

مير حيدر مطهر

شماره تماس: 0700282673

 

 


 

صفحه اصلی

اخبار

سرمقاله

مطالب سیاسی

گزارش ویژه

فرهنگ کده

نامه های وارده

تماس با ما

درباره ما

 
 
::: بازديدکننده گان
 
 

آیندۀ نزدیک کشور ما افغانستان




نوشتۀ دوکتور محمد ظاهر عزیز

مراد ازآیندۀ نزدیک کشورما سال ۲۰۱۴میلادی است که درامورسیاسی، اجتماعی، اقتصادی وامنیتی کشورما ومسایلی که مردم افغانستان به آن درگیرخواهند بود،تأثیرات عمده وسرنوشت سازدارد.

* در سال ۲۰۱۴م بیشتراز۹۰فیصد عساکرونظامیان کشورهای اروپائی وابسته به ناتوازافغانستان می برایند.

* برحسب تصمیم فعلی ایالات متحدۀ امریکا،همه ویا تعداد کثیرقوای آن کشورازوطن ما به کشورشان برمیگردند.

بنابر تأثیرات مشکل بزرگ اقتصادی درامریکا وجامعۀ اقتصادی اروپا، جاپان ودیگر کشورهای کمک کننده به افغانستان،اکثربرنامه های بازسازی بی ثمرکه در سال ۲۰۰۲م ودرسالهای بعد شروع شده بودند،یا کاملا" معطل خواهند شد ویا بی ثمرتر خواهند بود.

* سیاستمداران پرنفوذ کشورهای بزرگ وخاصتا" مردم جهان بنابررسوائیهای سیاسی، عدم کفایت و ظرفیت کاری دولت مردان درافغانستان،فساد سیاسی،مالی واداری وبرنامه های ناقص وبی ثمربازسازی وناکامی ها، که ازطرف دستگاه های اطلاعاتی به اطلاع جهانیان رسیده، مردمیکه در شروع سال ۲۰۰۲م ، دلسوزی قابل ملاحظه به مردم افغانستان داشتند، آرزومند و امید وارهستند تا هرچه زودترعساکرشان ازافغانستان بیرون شوند وبارهنگفت مصارف عساکر شان بدوش آنها نباشد.

* باید متذکر گردید که بیرون شدن عساکرونظامین خارجی ازافغانستان درسال ۲۰۱۴م تأثیرات قابل ملاحظۀ برتقلیل عوائد خالص درکشورما مینماید.هزارها نفردرافغانستان با دستگاه مغلق وعظیم عسکری و نظامی امریکا وناتومصروف کاروکسب عایدات ماهانه هستند. دستگاه های مذکورازبازارهای افغانستان اموال وکالای مصرفی زیاد خریداری مینمایند.علاوه ازتقلیل کمک های بازسازی که قبلا" ذکرشد، برامدن عساکرونظامیان خارجی ازافغانستان تأثیرات منفی قابل ملاحظه براقتصاد وطن ما خواهد داشت. این حقیقت درگزارش بانک جهانی که درکابل نشرشدودرشمارۀ ۲۲نوامبر۲۰۱۱م نیویارک تایمزنیزمنعکس گردیده است، به وضاحت ملاحظه میگردد.با بیرون شدن عساکرو نظامیان خارجی ازممالک عراق،کاسووا،هاییتی وبوسنییا، سهمگیری مستقیم وغیرمستقیم کشورهای خارجی، دراقتصاد کشورهای مانندعراق۶۹فیصد، کاسووا ۵۲فیصد،هاییتی۴۳فیصد ودربوسنییا ۶۰فیصد تقلیل یافته که تاثیرات منفی آن دراقتصاد کشورهای مذکورواضح است.

با مطالعۀ حالات زارفعلی درکشورونبود سیاست وستراتیجی ملی سیاسی ، اجتماعی، اقتصادی، امنیتی،عدم پلان بازسازی درکشور،که منافع علیای کشوردرآن مضمرباشد وضرورتهای اصلی کافۀ مردم افغانستان با حفظ ارزشهای معنوی وفرهنگی مردم، طرح ریزی شده باشد تا فقر،گرسنگی، بیسوادی ، نا امنی،مریضی و بی عدالتی دامنگیر مردم وطن مانباشد، من با تأسف، امیدی برای بهبود حیات مردم وطن درسال ۲۰۱۴م و سالهای نزدیک بعدی نمی بینم، مگراینکه مردم افغانستان دررهبری شخص سیاستمدار، وطنخواه، آشنا با مشکلات عمدۀ مردم وطن واموربین المللی با اشخاص پاک نفس ومتخصصین امور دولتداری وتکنوکراتهای با ایما ن وصادق افغان همه امورمملکت را دردست بگیرند وافغانستان را ازتباهی نجات دهند.

در این نوشته من نظریاتم را درسه بخش (۱- فرصت های ازدست رفته درسالهای ۲۰۰۲الی ۲۰۱۱م ودلایل ناکامی های بزرگ،۲- حالات فعلی کشورما و۳- پیشنهادات چند درجهت بازیابی منافع علیای مردم افغانستان و بهبود حالات درکشور)، با هموطنان کشور درمیان میگذارم.

بخش اول: فرصت های ازدست رفته درسالهای ۲۰۰۲الی۲۰۱۱م ودلایل ناکامیهای بزرگ آن: بعد ازشکست اتحاد شوروی سابق درافغانستان توسط آزادیخواهان یعنی کافۀ مردم افغانستان،ختم جنگهای حزبی وگروهی وختم دورۀ تاریکی سیاسی وفرهنگی طالبان که با ختم حضورروشن نظامی پاکستان درافغانستان همراه بود،کشورما دریک مرحلۀ کاملا" نوکه در تاریخ معاصرکشورمثالی نداشت، وارد شد وتوجه همه دستگاه های سیاسی ونظامی قدرتهای بزرگ را درغرب و سازمان ملل متحد را به خود معطوف نمود.

واقعۀ مرگبار۱۱سبتامبر۲۰۰۱م که درزمان نظام طالبی ازطرف القاعده دروطن ما طرح ریزی شده بود،درتغییرخارق العادۀ اوضاع سیاسی ونظامی جهان وروابط بین المللی نقش بزرگ داشت که تا امروزادامه دارد. باید یاد آوری نمایم که قبل از تخریب دو برج بزرگ(مرکز تجارت جهان) درمنهتن نیویارک، تخریب بخشی از پنتگان درواشنگتن دی سی وسقوط طیارۀ ملکی توسط تروریستهای ساخت القاعده در پنسلوانیا که بیش ازسه هزاربیگناه جان های خود را ازدست دادند و هزارها خانواده رادراندوه دایمی قرارداد،طالبان به امرامیرالمومنین وتوصیۀ نظامیان پاکستانی، دواثر بزرگ تاریخی افغانستان (بتهای بامیان)را که قدامت تاریخی بیش ازیکهزاروپنجصد سال داشتند، ویران کردند. احمد شاه مسعود یکی ازسرداران جهاد افغانستان، در۹سبتامبر ۲۰۰۱م توسط القاعده درزادگاه او،پنجشیربه شهادت رسید.

حملات وقتل هزاران مرد و زن بیگناه درداخل خاک امریکا درتصمیم این قدرت بزرگ نظامی جهان به منظورازبین بردن القاعده وهواخواهان القاعده درافغانستان نقش بزرگ داشت فلهذا ریژیم طالبی درمدت کوتاه ازپا افتاد و تارومارشد.

درکنفرانس مهمی که به رهبری ملل متحد به تاریخ ۲۲دسامبر۲۰۰۱م دربن،جرمنی منعقد گردید،بر تاسیس و تشکیل یک دولت موقت درافغانستان به ریاست آقای حامد کرزی ووعدۀ ملیونها دالرازطرف جامعۀ بین المللی درجهت بازسازی افغانستان ویران شده ودولت سازی، تصمیم اتخاذ گردید وتصامیم کنفرانس بن بلافاصله به فیصلۀ شورای امنیت ملل متحد نیزرسید.

فیصله های کنفرانس بن درموارد زیرتآکید می نمود:

* شناخت وحفظ تمامیت ارضی افغانستان به حیث یک کشورمستقل وعضوملل متحد.

* ازبین بردن القاعده و فعالیتهای طالبان و تآمین امنیت سراسری درافغانستان.

* کمکهای قابل ملاحظۀ جامعۀ بین المللی خاصتا" امریکا درجهت دولت سازی (تسوید وتصویب قانون اساسی،تشکیل قوای سه گانه وروش انتخابات آزادومستقیم رئیس جمهوردولت اسلامی افغانستان ونمایندگان مردم درولسی جرگه ومشرانو جرگه) با اصول دیموکراسی.

* کمکهای زیاد به منظوربازسازی کامل افغانستان دراموروحیات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی ،فرهنگی،رعایت حقوق بشر وتآمین وتطبیق عدالت اجتماعی.

این همه تصامیم توسط عالیترین منابع تصمیم گیرجهانی ودولت های بزرگ و پرقدرت جهان،حضوربیش ازصد هزارعسکرونظامی خارجی درافغانستان،تاسیس ادارۀخاص ملل متحد برای افغانستان،وعدۀ کمک های مالی و بازسازی بیرون ازحساب که مردم افغانستان حتی درخواب هم تصورش را نمیکردند،بازدید پی درپی عالیترین مقامات کشورهای بزرگ ازافغانستان، کنفرانس ها، گفته ها، نوشته ها درروزنامه ها ورسانه ها، دوامید بزرگی را که مردم رنجدیدۀ افغانستان ازسالها در پی یافتن آنها بودند، دردل هرزن،مرد و طفل افغان تازه کرد که اکثرا" از خوشحالی خواب نمی کردند.این دو امید عبارت اند از:

الف: صلح و آرامش کامل در وطن جنگ زده و ویران شدۀ ما.

ب: زندگی آرام و با وقاربا داشت یک لقمه نان،دسترسی به تعلیم وتربیه و وسایل ابتدائی صحی،حفظ هویت،آثار وارزشهای فرهنگی، تعمیم عدالت اجتماعی برمبنای ارزشهای معنوی و فرهنگی مردم افغانستان،حفظ وقاروشخصیت انسانی کافۀ مردم افغانستان وبالاخره داشت یک رژیم حکومتی مسؤل،وطنخواه،پاک نفس، صادق،راستگوو راستکار وحکومتی که با دانشمندی ازمنافع علیای کشوردفاع نموده بتواند واعضای آن خود را خدمتکاران مردم حساب کنند، رشوت نخورند، توانائی ادارۀ مملکت را داشته باشند وبه وطن و مردم با حفظ ارزشهای والای اسلامی صادق بوده و همیشه دربرابرمردم حسابده و جوابگو باشند.

این آرزوها، آرزوهای برحق، مناسب،بجا وقابل درک بودندکه مردم افغانستان ازسالهای دوردردسترسی به آنها امید واربودند وهنوزهم هستند.

با تآسف باید گفت که هنوزیکی ازاین آرزوهابه صورت کامل برآورده نشده است وامیدی درجهت دسترسی به آنها درآیندۀ نزدیک یعنی تا سال ۲۰۱۴م میسرنیست.

ازدسامبر۲۰۰۱الی دسامبر ۲۰۱۱م کنفرانسهای مهم ذیل بین المللی دربارۀ افغانستان منعقد گردیده است که دران کشورهای بزرگ جهان وسازمان ملل متحد اشتراک نموده اند.اهداف اصلی کنفرانسهای زیرتآمین امنیت،دولت سازی، وعدۀ کمکها در جهت بازسازی کامل وطن ما،از بین بردن تولید مواد مخدروفساد اداری و بهبود حالات اجتماعی، تعلیمی،صحی، زراعتی و غیره درافغانستان بود:

کنفرانس بن ۲۲دسامبر۲۰۰۱م،کنفرانس توکیو۲۱و۲۲جنوری۲۰۰۲،کنفرانس برلین اول اپریل ۲۰۰۴،کنفرانس لندن۱فبروری۲۰۰۶،کنفرانس پاریس ۱۲جون۲۰۰۸،کنفرانس هاگ۳۱مارچ ۲۰۰۹،کنفرانس لندن ۲۸ جنوری ۲۰۱۰،کنفرانس کابل۲۰جولای ۲۰۱۰ وکنفرانس سران کشور های ناتو۲۰نوامبر۲۰۱۰م.

کنفرانس بزرگ دیگر به نام کنفرانس بن دوم در۵ ماه دسامبر۲۰۱۱م منعقد گردید تا بر سرنوشت کشورما بعداز۲۰۱۴م تصمیم بگیرند.

بن دوم طوریکه انتظارمیرفت، با نبود توافق برجذب طالبان،عدم توافق منطقه ای برمعضلۀ افغانستان وعدم تعیین اندازۀ کمکهای مالی کشورهای بزرگ، به اندازه ایکه دولت آقای کرزی آرزومند بود،موفق نبود.

دربن دوم ازدولت آقای کرزی مطالبه شده است که باید خود را به انجام اصلاحات دیموکراتیک و مباره با فساد اداری متعهد سازد. این موضوع بصورت حتمی ازامروزتا سال۲۰۱۴م از طرف جامعۀ بین المللی نظارت خواهد شد.

حالامطالعه می نمائیم که با وجود مصارف سرسام آورامریکا،جامعۀ اروپائی، جاپان،هند و دیگرکشورها درافغانستان(تنها ایالات متحدۀ امریکا از سال ۲۰۰۲ م الی امروزمبلغ ۵۵۸ بلیون دالردرافغانستان مصرف نموده است)،چرا جامعۀ بین المللی دربرآوردن اهدافیکه درکنفرانسهای فوق الذکریعنی تا کنفرانس بن دوم جامعۀ بین المللی برای تأ مین امنیت،دولت سازی، دیموکراسی و بهبود حیات مردم افغانستان تعیین نموده بودند، موفق نیستند.

دولت افغانستان از سال۲۰۰۲م تاامروزدرتأمین مرامها وبهبودحیات سیاسی،اجتماعی، اقتصادی، دولت سازی، تآمین عدالت اجتماعی ودولت داری درکشور،آنطوریکه مردم افغانستان ازدولت ورهبری دولت توقع داشتند، ناموفق و شریک درناکامیهای بزرگ جامعۀ بین المللی محسوب میگردد.دلایل عمدۀ این ناکامیها عبارت انداز:

۱- در پلانهای بزرگ به منظورتآمین امنیت و بازسازی عمومی که دیگران برای افغانستان طرح کرده بودند،حالات حاد کشورجنگزده وویران شده و ضرورتهای اصلی مردم وطن ما در نظر گرفته نشده بود.

۲ - ساختاراجتماعی وفرهنگی مردم افغانستان وسهمگیری آنهادرتطبیق برنامه های بازسازی،طوریکه ایجاب می نمود مراعات نگردید.

۳- نبود صلاحیت و لیاقت مسلکی دروزارتخانه هاو موسسات اقتصادی،اداری، تعلیمی، صحی،درعدم موفقیت کامل دولت واستفادۀ معقول ازکمکهای خارجی وبرنامه ها، نقش بزرگ دارد.

۴ -عدم صلاحیت کامل درانجام امورمهم کشوری درسطح رهبری وعدم توانائی دررهبری کشور به منظور حل مشکلات عظیم که کشورما به آنها درگیربود وهست، درناکامیهای بزرگ سهم زیاد دارد.

۵- نبود ظرفیت وصلاحیت دولتداری ،ادارۀ ناسالم وکمبود ظرفیت مسلکی،عدم تطبیق عدالت و پرسش،فساد اداری،رشوت خوری سراسری را درکشوررواج داد،کندی را دراجرای امورکشورتشویق نمود که بالاخره به رسوائی اداری و دزدی ازمال و ملک مردم و بانکهای کشور،تمام شد.

۶- کشورهای خارجی تمویل کنندۀ برنامه ها وحتی بعضی موسسات بین المللی دردستگاه ملل متحد،بانک جهانی آنطوریکه خواستند،بدون درنظرداشت ضرورتهای واقعی نیاز وزارتخانه ها وموسسات دولتی، راه و رسمی راکه درکشورها وموسسات خود شان معمول بود تعقیب کردند وحق اولیت به برنامه های دادند که توسط (ان،جی،او)های غیرمسلکی ووابسته به خود شان باید تطبیق میشد.

با این نوع روش، کشورهای خارجی وعدم ظرفیت کاری دولت ،بخش زیادترپولهای وعده داده شده از کشورهای تمویل کننده بیرون نشد وبه اصطلاح از گاو،غدود برای برنامه های بازسازی کشورما به مصرف نرسید. در نتیجه هزارها (ان، جی،او) تازه تأسیس غیرمسلکی درزیرعنوان جامعۀ مدنی به افغانستان سرازیر شدند،به این وزارت و آن وزارت سرزدند،تنها با مقامات عالی دولتی وکارمندان عالیرتبه درتماس بودند ودرواقعیت بازارسودا گری ویافتن پول وافر، رابازکردند.اکثراین موسسات غیردولتی درجریان ده سال گذشته، صاحب ملیونها دالر شدند، درحالیکه کافۀ ملت افغان درفقر،مریضی ،بیسوادی وبیکاری بسرمی برند.

۷- مقامات تصمیم گیردولتی، نه صلاحیت و نه جرأت اعتراض راعلیه این نوع خود سریها، داشتند و یا اینکه نمی خواستند ازدسترخوان این نوع موسسات غیردولتی بی نصیب بمانند.

۸- به جز از بعضی موسسات تخصصی در دستگاه ملل متحد،اکثر کشورهای تمویل کنندۀ برنامه ها،علاقۀ چندانی به تقویت ظرفیت اداری و مسلکی کارمندان دولتی نداشتند.به جزازگپ زدن و مجالس پی درپی،درتأسیس و پایه گذاری موسسات و نهاد های ملی تعلیمی،علمی، فرهنگی،اجتماعی،سیاسی و اقتصادی، کمتر کوشیدند وحتی برنامه های تربیت معلم را به موسسات غیرحکومتی که هیچ تجربه و دانشی دراین رشته نداشتند،با موافقت حکومت سپردند.

۹- ادارۀ اکثر وزارتخانه ها،خاصتا" وزارتهای مسلکی به ذوات و اشخاصیکه دررشتۀ کارو مسؤلیت خود صلاحیت و ظرفیت مسلکی نداشتند، سپرده شد.درانتخاب اشخاص، نفوذ گروه های حزبی و ذوات پرنفوذ و صاحب قدرت و یا احساسات قومی وحتی زبانی ورفاقتهای دیروز،نقش بزرگ داشت و دارد. در نتیجه کدرعلمی و مسلکی در وزارتخانه هاو موسسات وابسته به دولت، تقویت نشدو ظرفیت کاری درحد اقل باقی ماند.

۱۰ - درمعاشات و حقوق ماهانۀ مامورین دولتی هیچ نوع تعادل وعدالت مراعات نگردید. تعدادی از کارمندان دولتی بنامهای عجیب وغریب مانند مشاورارشد و یا نیمه ارشد که اکثرا" بی تجربه و دارای تعلیم اندکی بودند، معاش ماهانۀ قابل ملاحظه بالاترازمعاش ماهانۀ بیست معلم اخذ میکردند وهستند کسانیکه هنوزهم ازاین نوع امتیازبرخورداراند.

۱۱- تصمیم گیریهای مهم درادارات ووزارتخانه ها یا به خارجی هایکه دانش علمی ومسلکی کم داشتند ویا از طرف مشاورین کم تجربه وغیرمسلکی مقامات عالیرتبه، اتخاذ میگردد. با تأسف باید گفت که به توصیه ها و پیشنهادات دانشمندان،متخصصین و ذوات تعلیم یافته و صاحب مسلک افغان که آمادۀ خدمتگذاری به کشور بودند، هیچ ویا درحد اقل توجه کردند. این نوع روش هنوزادامه دارد.

۱۲- جامعۀ بین المللی چه دردستگاه ملل متحد و یا دولتهای بزرگ کمک کننده، بزرگترین اشتباهات را درافغانستان مرتکب شدند. متأ سفانه یا جامعۀ افغانستان را خوب نمی شناختند و یا نخواستند بشناسند.به حالات زارمردم وطن ما وویرانیها وخرابیهای چشمگیردرسراسرکشورما یا قطعا" توجه نشد و یا توجه اندکی صورت گرفت.

عدم شناخت روشهای فرهنگی و حیاتی کافۀ مردم افغانستا ن، عدم مراعات و حرمتگذاری به ارزشهای فرهنگی مردم، درناکامی و یا عدم موفقیت کامل جامعۀ بین المللی نیزنقش قابل ملاحظه دارد.

۱۳- در تأمین امنیت و مصالحۀ ملی به منظور برقراری صلح دایمی و یا درانتخاب روش معقول درجهت رسیدن به یک صلح دایمی واستادگی درمقابل تهاجم خارجی خاصتا" پاکستان، تفاهم سیاسی همه جانبه درسطح ملی صورت نگرفت.

۱۴ - عدم موفقیت کامل قدرتهای بزرگ نظامی راکه درکشورما حضوردارند، درشکست تروریست ها،القاعده،طالبان خارجی ومخالفان افراطی دولت(طالبان) میتوان درزیرخلاصه نمود:

الف: درطول سالهای گذشته،نپذیرفتن و یا نشناختن این حقیقت که ناامنی،اجرای اعمال تروریستی و عملیات جنگی علیه قوای نظامی خارجی و افغانها درکشورما،کاملا وابسته به پلانگذاری،عملکرد،هماهنگی و همکاری متداوم یک مثلث تخریب کنندۀ و تصمیم گیرنده (آی،اس،آی،القاعده و طالبان افراطی) که همه مراکز پلانگذاری،آموزشی و تصمیم گیری آنها در پاکستان بود وازجانب آی،اس،ای رهبری میشد.

بعد از ده سال کشتار،تخریبات و ویرانیها درکشورما که اسباب کشتن چند هزارعسکر امریکائی و ناتو رانیز بارآورد،خاصتا" بعد از عملیات گروه حقانی درهوتل انترکانتینانتل، سفارت امریکا در کابل و شهادت استاد ربانی که از جانب آی،اس،آی، رهبری میگردید، بالاخره مقامات عالیربۀ امریکائی اعلام نمودند که مشکل اصلی درحل معضلات حاد امنیتی در افغانستان، پاکستان و خاصتا" آی،اس،آی وگروه حقانی می باشند.

رئیس جمهور امریکا، آقای اوباما به تاریخ ۷ اکتوبر۲۰۱۱چنین اعلام نمود."پاکستان و امریکا دید های ستراتیجی مخالف دارند.کاملا" روشن است که ما(امریکا)با طرز و روش ستراتیجی دراز مدتیکه پاکستان انتخاب نموده است،خوشحال نیستیم،وقتی مطمین شویم که پاکستان منافع ما را درنظرنمیگیرد. روشن است که آی،اس،آی پاکستان با بضی افراد مخرب رابطه دارد که برای ما مشکل خلق نموده و ازطرف ما قابل قبول نیستند.من فکر میکنم که پاکستانیها درمورد آیندۀ افغانستان به یک نوع قماری دست زده اندو آن مبنی براینکه باید با گروه های درتماس باشند، همکاری وداد رسانی نمایند که به تصور پاکستانیها بعد ازبرامدن قوای امریکا از افغانستان، قدرت را به دست می آورند."

ب: عدم پذیرش ویا نفهمیدن این حقیقت که امورو مشکلات بزرگ امنیتی دیروزوامروز افغانستان یک مسله و موضوع منطقوی وحتی جهانی است ومی باید راه های حل آنرا دورترو درورای سرحدات شرق وغرب وشمال و جنوب افغانستان جستجوکرد.

ج: عدم مراجعه وعدم اعتماد به کافۀ مردم افغانستان درامورامنیتی و بازسازی کشورشان. در عوض، قدرتهای بزرگ و تمویل کننده حتی درامورامنیتی،یا به جنگ سالارها ،چند ذوات خاص دولتی ویا ذوات پرنفوذ حزبی ویا به موسسات غیردولتی رشوتخوارورشوت ده، مراجعه کردند وملیونها دالررا به راه های مصرف نمودند که از آن هیچ ویا کمترین نتیجه حاصل شد.

بخش دوم: حالت فعلی در وطن ما:

حالت فعلی افغانستان را نمیتوان با حالات وحشت باروتاریک دورۀ طالبان و یا دهۀ نود میلادی سالهایکه مردم افغانستان پامال جنگهای خونین حزبی،قومی، گروهی وطالبی بودند و وطن ما در حال ویرانی بود مقایسه نمائیم.

دولتمردان امروز حالت فعلی را درافغانستان با حالاتیکه دردورۀ طالبان وقبل ازآن در افغانستان حکمفرما بود، مقایسه می نمایند وبا تغیرات سیاسی، اداری،اقتصادی، اجتماعی، تعلیمی، صحی و بازسازی که صورت گرفته، مباهات مینمایند.گاه گاهی اوضاع نا هنجار، کثیف، امراض آلود، پردود کابل را که درودیوارو کوچه ها و بازارهای آن آلوده و پراز هزارنوع مکروب است، ازفضا می بینند، میگویند که کابل زیبا شده وبا چند تعمیریکه کافۀ مردم افغانستان نمیدانند پول ساختمان آنها ازکجا شده، با خوشحالی میگویند،کابل جان، تغیر نموده است.

من هم میگویم که حالات فعلی ازدورۀ طالبان وخاصتا"با مقایسۀ سالهای جنگ های حزبی درطول سالهای هفتاد شمسی تفاوت قابل ملاحظه دارد و با مقایسۀ سالهای جنگ و دورۀ وحشت طالبان، وضع کشور ما بهبود حاصل نموده است.اما، با ملیاردها دالریکه درافغانستان مصرف شد، وضع فعلی کشور ماباید هزارها مرتبه بهتر می بود.مردم دررفاه نسبی زندگی میکردند درحالیکه اکثر مردم افغانستان درفقر، ناتوانی ،گرسنگی ،مریضی،بیسوادی، درد وعذاب تأسف آور،شب و روز بسرمی برند.

من اوضاع عمومی کشورم را دررشته های مختلف با نظروسیع وبیطرفانه ،ازنگاه یک افغان متعهد به منافع علیای کشورش، مورد تحلیل و ارزیابی قرار میدهم.

(الف) وضع عمومی امنیتی:

ما میدانیم که وضع امنیتی در کشورما در سالهای ۲۰۰۲الی ۲۰۰۵به مراتب از حالت فعلی بهتر بود. آن سالها زمانی بود که هنوز طالبها مصروف التیام درد و زخمهای خود بودند و یا اینکه رشتۀ تماسها با آی،اس،آی اندکی سست شده بود.طالبهای افراطی که از طرف القاعده و آی اس آی تنظیم و رهبری میشدند، چند سال به کارداشتند تا منظم گردند واسلحه به دست آرند وآن به منظور اینکه پرقدرت به عملیات جنگی،تخریبات و کشتارفرزندان کشورما شروع نمایند.

وضع امنیتی امروز درهیچ ولایت و ولسوالی کشورما به مرام خاطرمردم نیست.کسی با خاطرآسوده و دل گرم از کابل تا شهرغزنی رفته نمواند.او میترسد دروردک مورد حمله و قتل قرار گیرد.چند هفته قبل طالبان مادرودخترک او را در چند متری دفتر والی غزنی سنگ باران نمودند. کسی نبود آنها رااز این وحشی گری نجات دهد.

از کشتاروبیرحمی ووحشتگری روزعاشورا که بیش ازهشتاد مسلمان با دیانت افغان از طرف دشمنان نامسلمان مردم افغانستان،شهید شدند،همه مطلع هستند.دستگاه امنیتی دربیچارگی تمام مانند دیگرهموطنان افسوس میخوردند و بیچارگی خود را اظهارمیداشتند.

ذوات عالیرتبۀ دولتی با موترهای ضد گلوله و چندین محافظ درشهرکابل ازجائی به جائی میروند.هیچ کس نشنیده و یا ندیده که رئیس جمهورکشور،به ده متری قصرریاست جمهوری ازمردم شهرکابل احوال پرسی نماید ویا روزی به کلبه های محقرمهاجرین گرسنه و مریض، درحومۀ شهر کابل،جایکه اطفال از سردی وگرسنگی جان میدهند، تشریف ببرد واز بدبختی آنها بپرسد ودرجهت التیام درد ورنج روزانۀ انها هدایت صادرنماید.

مردم کشور ما خاصتا" درشهرهای بزرگ،در ترس ونا آرامیهای خاصی بسرمیبرند. چونکه مردم افغانستان، مردم با دیانت هستند،خود وخانوادۀ خود را به لطف و پناه خداوند(ج) سپرده اند.ما خوب میدانیم که مردم وطن ما نه درپایتخت کشور،نه درشهرهای بزرگ ونه دردهات، درامان اند.

امورامنیتی کشورما مانند امورسیاسی خاصتا" درسالهای اخیردردست بازی آی اس آی پاکستانیهاو طالبان افراطی، تربیت شدۀ آی اس آی، قرار دارد و ما هنوزازچنگ آنها بیرون نشده ایم ولی هنوزهم دادمیزنیم که آنها(پاکستانیها) برادران وهمسایگان مسلمان نیک خواه ما هستند.

(ب) امور سیاسی و دولت سازی:

بزرگترین و مهمترین سند موفقیت مردم افغانستان درده سال گذشته، تصویب قانون اساسی افغانستان است.با آنکه بعضی ماده های قانون اساسی درموقع مناسب به بازنگری ملی ضرورت دارد،قانون اساسی درمجموع، حقوق مردم افغانستان را برمبنای ارزشهای دینی وفرهنگی مردم افغانستان، رعایت ازاعلامیۀ جهانی حقوق بشر،احترام به منشورملل متحد درقالب مزایا و انتخاب روش دیموکراسی رهبری وحکم مینماید.

به منظوردولت سازی و اجرای اموردرکشور،به تشکیل ،اجرای اموردولتی و پذیرش مسؤلیتها، قوای سه گانۀ اجرائی،عدلی و مقننه را، حکم مینماید.

قانون اساسی افغانستان به وحدت ملی،حراست ازاستقلال،حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشور و نظام متکی برارادۀ مردم، حکم مینماید.تأ مین عدالت اجتماعی وساخت جامعۀ مبتنی برقانونمندی نیزازمزایای احکام قانون اساسی افغانستان است.

باوجود احکام قانون اساسی وآرزومندی جامعۀ بین المللی،جریان،روش،پذیرش،تطبیق وحرمت به دیموکراسی درمراعات به قانون اساسی درکشورما، هنوزدرمرحلۀ ابتدائی قراردارد.انتخابات ریاست جمهوری،ولسی ومشرانوجرگه،عدم حرمت به تصامیم نمایندگان مردم از طرف قوۀ اجرائی به رهبری رئیس جمهور، عدم مراعات به قوانین اداری،عدلی واحکام مراجع عدلی را درحال حاضر، میتوان مثال آورد.

به وضاحت میتوان گفت که عمل وروش دولت سازی دروطن ما بنابرنبود تفاهم ملی درزمینه های انتخاب روشهای سیاسی، حکومتداری،روش دولتداری مبتنی برمصالح علیای مردم افغانستان وکمبود کدرعلمی ،مسلکی و اداری، هنوزبه مشکلات بزرگ مبتلا است.

برای اجرای امورواتخاذ تصامیم بزرگ که منافع علیای مملکت درآن ضمرباشد،تفاهم وهمکاری لازم بین قوای سه گانۀ دولت( اجرائیه، مقننه و قضائی) وجود ندارد. مدت بیش از دوسال است که هفت وزیرکابینۀ افغانستان سرپرست وزارتخانه های مربوط بودند.

مقام رهبری افغانستان، با هیچ گروه وحزب سیاسی که با رئیس جمهوردراتخاذ تصامیم مهم و یا درمسایل مهم وحاد افغانستان دید و نظر دیگری داشته باشد ، مشورت و تبادل نظرنمیکند.

تفاهم سیاسی و تصمیم گیری واحد دراموروستراتیجی ملی که افغانستان را ازاین بن بست سیاسی واوضاع نا منظم اداری و دولت سازی، بیرون نماید،همبستگی ووحدت مردم افغانستان را تأمین نماید، در سطح ملی ،وجود ندارد. این نوع حالت سردرگم دولتداری، کشورما را درچشم آزمند دشمنان ما و گروه های متخاصم افراطی، ضعیف ونا توان ساخته وما با ناتوانی سیاسی واداری هرروزمی بینیم که انها درحریم کشوروامورداخلی وطن ما تجاوزواضح مینمایند ،وطن ما را ویران می سازند و مردم افغانستان را به شهادت میرسانند.

سیاست خارجی افغانستان بادرک اوضاع سیاسی منطقه ای وجهانی تثبیت،تعیین و پلانگذاری نگردیده است.افغانستان درحال حاضریک ستراتیجی سیاست خارجی قوی که با درک مشکلات امروز وطن وفهم سیاست همسایگان و دیگر کشورها نسبت به افغانستان طرح و درعمل قرارگیرد، ندارد.دراجرای امورسیاسی ومقابله با اوضاع جهانی ومنطقه ای رهنماوستراتیجی خاصیکه ازمنافع علیای افغانستان دفاع گردد ودرهمآهنگی با همه نمایندگی های سیاسی درعمل اجرا قرارگیرد، وجود ندارد.هیچ تفاهم،تبادل نظر،مشورت ویا مبادلۀ اطلاعات که ازسیاست واحد دولتی نمایندگی نماید،میان نمایندگی های سیاسی افغانستان موجود نیست.دستگاه سیاست خارجی افغانستان ضعیف،دیرفهم ودردست اشخاص غیرمسلکی که یک موضوع راهروقت ودرهرجا تکرار مینمایند،قرارگرفته است.

برخورد دولت با وقایع حادومهم، با سیاست کهنه و پا افتاده تثبیت میگردد ودرمناسبات سیاسی نظربه عدم تکتیک های سیاسی ونداشتن دانش مسلکی سیاسی با طرف مقابل ازروش وسیاست اخلاقی،عواطف انسانی وحتی ارزشهای دینی معامله مینمایند. تصور براین است که طرف مقابل که هم زیرک وهم با سیاست آشنا است، دل شان به حال ما میسوزد وبه ما رحم مینماید. اگرنمایندۀ سیاسی افغانستان صد مرتبه دست به ریش خود ببرد،درمقابل دشمنان آزمندو سختگیرو کهنه کارافغانستان ،هیچ فایدۀ ندارد.

یکی ازآرزومندی های خاص مرد وزن افغان، تعمیم وتحکیم صلح پایدار در کشور، با حفظ شخصیت و منافع ملی افغانستان است.این هدف بزرگ درصورتی امکان پذیراست که دراین زمینه توافق ملی بوجوداید ورهبری این پروسۀ بزرگ دردست حکومت افغانستان باشد تا درتوافق با نمایندگان مردم افغانستان دراجرا ورسیدن به این خواست مردم افغانستان،موفقیت بدست اید.متأسفانه که موضعگیریهای ضعیف دولت افغانستان درده سال گذشته برمسایل مهم وابسته به دایعۀ افغانستان وعدم شفافیت درسیاست داخلی وخارجی این دولت باعث شده است که امروزدریکی ازمهم ترین مسایل مربوط به افغانستان، (مذاکرات صلح با طالبان)، دولت ومردم کشورما نقش "تماشاچی" داشته باشند.

به خوبی دیده میشود که نه تشبث معاملات و مذاکرات صلح دردست ماست ونه رشتۀ مذاکرات رادر دست داریم. بدون آنکه با مردم و دولت افغانستان مفاهمه و مذاکره صورت گیرد، دیگران ازدولت افغانستان نمایندگی مینمایند و ما کاملا" در خاشیه ودر حال تماشاچی قرارگرفته ایم.

بعدازآنکه جناب کرزی باراول از طرف مردم افغانستان با شوق وامیدواری فراوان به ریاست جمهوری انتخاب شد و زن ومردافغان با پاهای برهنه وشکم گرسنه به پای صندوق های رای گیری رفتند وبا آرزومندی فراوان اورا به ریاست جمهوری انتخاب نمودند، امید وار بودند که همبستگی،وحدت واتفاق نظربین مردم افغانستان درحرمت به ارزشهای اسلامی واحکام قانون اساسی، روز بروز تقویت گردد.مردم ونمایندگان شان درتصمیم گیریهای بزرگ ملی شریک شوند.

همکاران، اطرافیان نزدیک اداری واجرائی رئیس جمهور، وزرا و ماموران عالی رتبۀ دولتی ازمیان افغانهای وطنخواه،متخصص،کارمند بدون درنظر داشت احساسات قومی،زبانی و منطقوی ویا رفاقت های کاذب،انتخاب گردند. کسانیکه که منافع علیای کشوررا بالاترازمنافع شخصی،قومی، زبانی، منطقوی، مراعات واحترام نمایندوهمچنان، منافع علیای مملکت ،همبستگی ملی،هویت و شخصیت مردم کشوررا درمقابل دشمنان آزمندافغانستان وجامعۀ بین المللی با هوشیاری ودانشندی دفاع نمایند. خود را خدمتگارمردم بیچارۀ افغانستان بدانند، زمین وخانۀ مردم را بزورغضب ننمایند، فساد اداری ومالی را روش روزمره و معمول نسازند، اعضای خانواده وخویشاوندان خود را ازدزدی وفساد، منع سازند، قرارداد های ملیون دالری را به اعضای خانواده ودوستان خود نسپارند وبالاخره درتحکیم عدالت اجتماعی بکوشند.آیا مردم افغانستان با این همه آرزوها به پای صندوق های رای نرفتند؟

(ج) تأمین عدالت اجتماعی و ساخت جامعه مبتنی برقانونمندی:

اکثریت عظیم اتباع وطن ما درموقع اشغال افغانستان ازطرف اتحادجماهیرشوروی،

جنگهای قدرت خواهی ودرزمان تاریک طالبان یا مجبوربه ترک ازوطن ،خانه وزمین پدران شان شدند،یا دروطن خود شان مهاجرگردیدند ویا به هزارمشکل، ترس، بیچارگی وحرمان در فقرزندگی نمودند. به حقوق شخصی و خانوادگی شان تجاوز صورت گرفت، هزارها افغان زمین و خانۀ آبائی خود را ازدست دادند. هرنوع ظلم،چوروچپاول عمدی را متحمل گردیدند. هرنوع بی عدالتی که درتاریخ معاصرافغانستان مثل ومانند نداشت،برمردم افغانستان تحمیل گردید.تعداد محدود هم درزمان سالهای جنگ وهم درده سال گذشته ازبیچارگی مردم و بی سامانی وضعف دولت،حاکمیت ضعیف نهاد های قانونی وسیاست معافیت دولت ازمجازات، استفاده های عظیم نمودند وامروزصاحب ملیونها افغانی ودالردراینجا وآنجا هستند.

افغانهایکه زمین،خانه و جایداد های اندکیکه داشتند اما ازدست داده بودند، امید پس گرفتن جایداد های خود راداشتند وهنوزهم دارند.

آنهاییکه در مهاجرت با قبول انواع ظلم و تعدی به سرمیبردند،به خواهش خودبه وطن خود بازگشتند و امید یک سرپناه، دسترسی به کار،دسترسی به خدمات صحی و دسترسی به تعلیم وتربیت فرزندان خود را داشتند اما برای شان میسرنیست.علاوه برآن، وسیلۀ بازگشت به خانۀ پدری وده و قریۀ خودرا ندارند.

بیش ازپینجا فیصد مردم افغانستان درفقرواضح و کامل،گرسنگی تمام ودرحالت مریضی زندگی مینمایند. آنها هیچ وسیله برای بهبود حیات روزمره و زندگی بعدی خود وخانوادۀ خود ندارند.

هزارها کودک چهارساله هم درشهرها وهم درقریه ها، یا گدائی مینمایند ویا اجبارا" به کارهای شاقه درجهت به دست آوردن یک لقمه نان خشک روزده ساعت مصروف کارشاقه هستند. هزارها کودک درشهرکابل ازمدرک گدائی نان میخورد.

اکثریت باقیماندۀ مردم افغانستان،مثلا" معلمان درحالت بخورونمیرحیات بسر میبرند.محض یک فیصد یا دو فیصد که ازبرکت جنگهای خانمانسورویا دردهۀ گذشته صاحب پول ودارائی عظیم شده اند، درنعمت بیرون ازتصورزندگی مینمایند. کمترکسی دسترسی به نهاد های قانونی وعدلی دارد.زمینهای دولتی ومردم بیچاره وکمزورهرروزغضب وتصرف زورمندان میگردد.گرسنگی، فقرکامل، مریضی،بیسوادی که خودعامل اصلی فقراست،بیکاری ونا امیدی، دامنگیراکثرمردم افغانستان است.ما میدانیم که تعدادی ازاتباع افغانستان هنوزدرمغاره ها زندگی مینمایند.

من منبع و مقامی راکه درپی تأمین عدالت اجتماعی،حاکمیت قانون ویا ختم حالت وفرهنگ معافیت باشد، هنوزسراغ ندارم.

( د ) فساد اداری و مالی در کشور:

فساد به صورت قطع زهرقاتل وکشندۀ است که سرشت وبنیاد سیاسی،اداری،اقتصادی واجتماعی را درهرکشور، مخصوصا" کشورهای غریب و دارای حاکمیت ضعیف مانند افغانستان برهم میزند.فساد اداری به اخلاق وارزشهای مردم ضررمیرساند،اعتماد را در بین جامعه و مردم ضعیف میسازد، درممالک مانند وطن ما،سبب قتل،تعرض به حقوق مردم وهمچنان سبب بی اعتمادی وعدم حرمت میان مردم ودستگاه حکومتی وعدلی میگردد.

دوام فساد اداری درهرکشوروهرجامعه، زمانیکه با دیگرعوامل و بدبختیها یکجا شود،سبب انقلابهای اجتماعی ومردمی میشود که نتایج آن گاگاهی برای رژیم های حاکم،خیلی دردآورو خطرناک است.انقلابهای اخیررادرکشورهای عربی که هنوزنتایج کامل اجتماعی آنها روشن نیست، میتوان مثال آورد. درکشورهای دارای سیستمهای دیموکراتیک وصاحب قانون و محاکم عدلی صاحب اعتبارمانند فرانسه،رئیس جمهورراکه به فساد اداری ومالی متهم باشد، محاکمه نموده به حبس محکوم مینمایند.

با تأسف ،درکشورما فساد اداری ومالی تمامی دستگاه دولتی را فراگرفته واسباب بی اعتمادی بین مردم و دولت،عدم حرمت به تصامیم و احکام رهبری کشور،استفاده های ناجایزازمنابع و دارائیهای دولتی و مردم، غضب خانه وزمین مردم و دولت،عدم تطبیق مقررات و قانون، استفادۀ نا جایزوناسالم ازروش واقتصاد بازارآزاد، کندی فیصله های جنائی وعدلی،گردیده است.این حالت دردزدی منابع مالی وابسته به کافۀ مردم افغانستان و بانکهای ملی ومال مردم نقش اساسی دارد.

تأسف بیشتراز اینکه مقام رهبری کشور وبعضی ذوات کلیدی مملکت به صورت واضح ازاین حالت حرف میزنند وبه جامعۀ بین المللی وعده میدهند که جلوفساد را خواهند گرفت ومفسدان را محاکمه خواهند نمود. اما، انهاییکه ملیونها دالرمردم را ازبانکها دزدیدند، ازروش ناقص اقتصاد بازاراستفاده نموده ومینمایند،زمین های دولت ومردم راغضب نموده اند، امورسیاسی، عدلی دولت راکند وناقص ساخته اند، گاهی تعقیب نمی شوندوهیچ وقت به محاکم عدلی معرفی نگردیده اند.

با در نظر داشت حالت فعلی، آیا مردم کشور حق ندارندبگویند که سیاست معافیت،عدم تطبیقق قانون، استفادۀ نامعقول از منابع مالی کشور،زمینه سازی برای انحصارمافیایی درسکتورهای منفعت آورمالی واقتصادی،عدم تعقیب فاسدان شناخته شده،سیاست تصمیم گرفتۀ مقام عالی دولتی است؟ اگرنیست چه کاریکه درحد معلومات وشناخت مردم ازحقیقت باشد درروشنی کامل ودرقالب ارزشهای اسلامی وقانون اساسی، برای ازبین بردن این فساد سراسری درکشور،از طرف مقام رهبری صورت گرفته است؟

اگرما ازدزدی ملیونها دالرمال مردم وپولهای خارجی که به جهت بازسازی وطن ما داده شده بود ویا ازجوالهای دالرفاسد،ازپولهای دزدی شده جهت خریدن خانه ها وقصرها دردوبی و ابوضابی، ازخانه های ملیون دالری درکارتۀ وزرا درکابل، ازغضب زمینهای مردم ودولت در اطراف بند قرغه وازهزارها جریب زمین دولتی که بزورتفنگداران تصرف شده است، حرف نزنیم وفراموش کنیم، فسادبه سرحدی دروطن ما عام ومعمول است که کسی مصارف برق، آب،صفائی و حفظ ومراقبت ماهانۀ خود را بدون دادن رشوت به حساب دولت تحویل نمیتواند.

اگرروزی مقام رهبری افغانستان با موتربه کوچه های شیک محلات دیگری درکابل تشریف برد وملاحظه نماید که این همه تعمیرات وخانه هایکه مردم عام حتی اجازۀ داخل شدن را درآن سرکها ندارند،هرکدام با چند ملیون دالر تعمیرشده است،به کدام کسانی تعلق دارند؟ پول تعمیرآن قصرها ازکجا پیدا شده است؟،میداند که دستگاه اداری وطن ما در فساد زهرآلود گرفتار است. این گفته یکی ازهزارها مثال فساد واضح واعمال زهرآلوداست که دستگاه دولت را کند نموده وآنرا درچشم مردم بی اعتماد ساخته ،کافۀ مردم افغانستان رادربدبختی وبی عدالتی عظیم مبتلا نموده و داد وصدای مردم را به آسمانها بلند نموده است. حالت فعلی دولت افغانستان را درنزد جامعۀ بین المللی بی اعتبارساخته وآنرا بحیث یکدولت فاسد معرفی نموده است.

(هـ ) تعلیم وتربیه:

کشورما مانند دیگر کشورهای جهان به تعلیم و تربیۀ مترقی، متجسس و با کیفیت که جوابگوی ضرورتهای فعلی و آیندۀ فرزندان کشورباشد،ضرورت عاجل دارد. مردم افغانستان بدون داشت تعلیم وتربیۀ همگانی، مترقی و باکیفیت به حل مشکلات بزرگیکه وطن ما به آنها روبرواست، نایل شده نمی توانند.

مشکلات بزرگ درافغانستان امحای کامل بیسوادی، جهل،فقر،گرسنگی،مرض،محرومیت وهمچنان وحدت ملی،عدالت اجتماعی،تعمیم صلح پایه دار،دیموکراسی وحفظ هویت ملی هستند که بدون تعلیم وتربیۀ همگانی و مترقی و دارای ظرفیت تعلیمی که نظر به ضرورتهای کافۀ مردم افغانستان پلانگذاری و تطبیق گردد، ما نمی توانیم به حل مشکلات فوق الذکردست یابیم.

با پذیرش این اصل که توصیه ها و ارزشهای اسلامی رهنمای بزرگ ما درراه تعمیم تعلیم وتربیۀ همگانی مترقی ،باکیفیت و متجسس باشد، سیاست و ستراتیجی تعلیم وتربیه ایکه در حال تغییرو تحول باشد، پیشرفتهای علمی و تخنیکی را بپذیرد،شخصیت انسانی هر افغان را تکامل بخشد و فرزندان ما را آزاد،راستکار،راستگوو خلاق بارآرد،وسیلۀ حل مشکلات بزرگ امروز و فردای وطن ما خواهد بود.

دین مبین اسلام انسان را به كسب دانش فرا مي خواند، رازوخرد را با يكديگر پیوند مي بخشد و كساني را كه نسبت به همنوعان خود امين اند، بزرگ ميدارد.

اصالت اسلام تنها در آن نيست كه اهميتي استثنايي براي علم قايل است بلكه همچنين در آن است كه بي وقفه در طلب علم است. علم از ديدگاه اسلام ميراث مشترك تلقي ميشود كه در انحصار هيچ كس نيست. در اسلام هيچ چيز بيگانه تر از سيستمي نيست كه استفاده و بهره گيري و مبادله دانش را محدود ميكند و جريان اطلاعات علمي و فني را محض در خدمت سیاست و یابازاروسود بيشتر قرار ميدهد.

پيغمبر اسلام به مومنان اندرز داده است كه از "گهواره تا گور دانش بجويند و در طلب علم حتي به چين بروند". وزارت معارف که موظف تربیت وتعلیم فرزندان وطن است،باید وسیلۀ کسب دانش را برحسب حکم پیغمبراسلام به همه فرزندان افغان میسر سازد.

اسلام به قابليت انسان براي رسيدن به كمال از راه تعليم و تربيت، اطمينان داشت و درنتيجه براي نخستين باردرتاريخ بشريت، نظريه آموزش مداوم را توصيه كرد. اسلام مردان وزنان واطفال را به آموختن امركرد تا بتوانند به نوبه خود تعليم و تربيت ديگران را برعهده بگيرند.

آن ارزشهاي آزادي، مسووليت، همبستگي، پاكي نفس، و حكم براي كسب دانش، كه به نور ايمان منور و منزه شده بودند، براي انسان امروز نيز همچون زمان پيغمبر(ص) داراي اهميت اند. برماست كه از راه تعلیم آن ارزشها را درك نمائيم ، بفهميم و درمسير زندگي، سرمشق حيات شخصي و اجتماعي جامعه خود بسازيم.

وظایف مبرم و اصیل وزارت معارف این است که دختران و پسران افغانستان را بنابر حکم ارزشها و منابع دینی، معنوی و انسانی تربیت نماید تا لیاقت،شخصیت و اخلاق نیک، راستی،پاکی و خدمت راستین به کافۀ مردم افغانستان را بالاترومهمترازدیگر مظاهرو وابستگیهای فرهنگی،قومی،زبانی ومذهبی دانسته، درتحکیم و حفظ صلح، و حدت ملی، حفظ استقلال و تمامیت ارضی، دفاع از قانون اساسی کشورواعتلای افغانستان ازطریق کسب دانش وخدمت نجیبانه به وطن،وسیلۀ سعادت و رفاه برای شخص و خانوادۀ خود جستجو نمایند بلکه درپی سعادت مردم وطن خود نیز باشند.

این هدف در صورتی برآورده میشودکه تاریخ و فرهنگ مردم افغانستان بخوبی و با صداقت، راستی و راستگوئی به فرزندان افغان تفهیم گردیده ،تدریس گردد. دروغ گفتن ومسخ نمودن تاریخ مردم افغانستان گناه بزرگی است که نتایج وخیم و نامطلوب درقبال خواهد داشت.

با تأسف باید تکرار نمود که امروز در وطن ما فقر،مرض وبيسوادی، رشد وترقی جامعه ما را تحت شعاع قرارداده است. کشور ما به مشکلات عمده اجتماعی واقتصادی وکارهای بزرگ بازسازی مواجه می باشد. ما برای اعماريک جامعه نوين، به پروگرامهای کوتاه مدت بازسازی و استراتيژی درازمدت نياز داریم. تعليم وتربيۀ با کفیت می تواند نقش مهمی درکمک به رشد وترقی اجتماعی و اقتصادی ايفا نمايد.

در زمان جنگهای بیست ساله وخاصتا" دردورۀ تاریک فرهنگی طالبان، اتباع وفرزندان افغان از نعمت تعلیم وتربیه محروم بودند.دختران افغان بصورت قطع به تعلیم وتربیه دسترسی نداشتند.این وضع خلاف ارزشهای اسلامی ومنافع علیای کشوربود.

با احساس خوشی باید تذکر دهم که یکی از دست آوردهای مهم ده سال گذشته دسترسی تعداد زیاد فرزندان کشور(دختر و پسر) به تعلیم وتریبه است.اما، این هدف عالی ملی طوریکه لازم بود، با وجود کوشش جامعۀ بین المللی، برآورده نشد و ما مانند سایرخدمات اجتماعی نظربه عوامل مختلف، طوریکه لازم بود دراین رشته، به پیشرفتهای بزرگ دست نیافتیم.

در وطن ما، درحد اقل هفتاد فیصد مردم که اکثرا" جوانها اند ،بیسواد هستند.درمجموع بیشتراز هشتاد فیصد زنهای افغانستان بیسواد هستند.این رقم دردهات وقریه های دورافتاده به بالاتراز نود وپنج فیصد میرسد. بیسوادی یکی ازعوامل اصلی فقروبی عدالتی اجتماعی محسوب میگردد.

من میدانم که بالاترازشصت فیصد دخترانیکه سن مکتب رفتن را دارند، به تعلیم و تربیه دسترسی ندارند.حد اقل چهل فیصد پسران و جوانان هنوزبه هیچ نوع تعلیم وتربیه دسترسی ندارند.

کیفیت تعلیم و تربیه دروطن ما هنوزبه پایانترین درجۀ تعلیمی قراردارد. این گفته درمورد برنامه های تربیۀ معلم نیزصدق مینماید.

مهمترین کاریکه درجهت ارتقای تعلیم وتربیۀ همگانی وباکیفیت انجام میشد که نشد عبارت اند از تأسیس ،تشکیل و بنیان گذاری موسسات ونهاد های تعلیم وتربیه (پلانگذاری تعلیم وتربیه، پالیسی و اداره،تحقیق آموزشی وانکشاف نصاب تعلیمی،تعلیمات مسلکی و تخنیکی، آموزش ازراه دور،مراکز ساینس و تکنالوجی و تربیۀ معلم)بود که تا حال بطوریکه مورد ضرورت کشوراست، تأسیس نشده اند.با تأسف یاد آوری میگردد که حتی برنامه های تربیۀ معلم را به موسسات غیردولتی که هیچ دانشی دراین رشته نداشتند سپردند و به این صورت ملیونها دالرکمک های بیرونی به هدررفت.

یکی ازعوامل مهم ناکامی دراین زمینه این بود که رهبری وادارۀ انکشاف تعلیم وتربیه افغانستان، باوجود شناخت مشکلات عظیمیکه متوجه معارف افغانستان بود، بدست ذواتی سپرده شد که دانش وتجربۀ اندک مسلکی دررشته تعلیم وتربیه داشتند.این امر در حال حاضر نیز صدق میکند.

(و) امورفرهنگی، اطلاعات و نشرات:

۱- امور فرهنگی:

جنگهای چندین ساله٬ تاریکی فرهنگی٬ عدم صداقت برای حفظ میراثهای فرهنگی٬ عدم توجه برای ارتقای فرهنگ و ارزشهای فرهنگی٬ عدم دانش برمزایای فرهنگ به حیث منبع آفرینش٬ تحقیقات٬ آزادی٬ بیداری٬ دیموکراسی و فرصتهای نو آوری وهمچنان ادامۀ مظالم انسانی و طبیعی درتخریب٬٬ بیرحمی برو دزدی میراث ها وآثارفرهنگی کشورما نقش عمده بازی کرده است.

میراثهای فرهنگی پر افتخار نیاکان ما که آئینهء هویت فرهنگی وملی مردم افغانستان محسوب میگردند. درصورت نبود انها٬ ما انچه ازهویت فرهنگی و افغانی درخود داریم٬ به صورت حتمی درمعرض خطروضرربزرگ قرارمیگیرند. ملت بی فرهنگ٬ملت بی نام وبی نشانی است که در مسیرارتقای شخصیت انسانی٬ سهم بزرگ ندارد٬.فلهذا، در حفظ شخصیت وهویت خود ناکام خواهد بود.

شکوفائیهای تمدنهای اوستائی٬ بودائی٬ یونان و باختری تا شکوفائی تمدن و هنراسلامی در بلخ٬ آی خانم٬ قندهار٬ بامیان٬ کابل٬ ننگرهار٬ غزنی٬ غور٬ هرات وعینک که در دوره های مختلف تاریخ کشور ما به عنوان مراکز تمدن٬ فرهنگ٬ علوم و هنر به رشد عظیم علمی٬ سیاسی٬ فرهنگی و هنری ارتقا نمودند٬ اجزای اصیل هویت فرهنگی و ملی مردم وطن ما را تشکیل میدهند و ضمنا اسباب افتخارات مردم کشور گردیده اند.

درحقیقت همین میراثهای فرهنگی هستند که در بزرگواری٬ همبستگی اجتماعی٬ اساسات دیموکراسی واقعی نقش بزرگ دارند و در صورت حفظ و استفادهء معقول و بافضیلت از این غنایم٬ سرچشمهء رشد متداوم اجتماعی و اقتصادی مردم افغانستان را میسر میسازند.

تخریب کامل بتهای بامیان٬ چور٬ چپاول و تخریب آثار منقول فرهنگی موزیمهای افغانستان خاصتا موزیم کابل که آیینهء فرهنگ وهنرمردم افغانستان بودند٬ صدمۀ بزرگ در پیکر فرهنگی کشور وارد نمود واین وحشی گریها مورد انتقاد ونفرت موسسات بین المللی چون یونسکو و فرهنگ دوستان جهان قرارگرفت.

با تاسف باید گفت که افغانها درس بزرگی ازتخریب آثارگرانبهای مذکورنگرفته اند. حالت فعلی ناگوار،تشویش کننده ودربعضی مراکزفرهنگی کشورما٬حالت آثارفرهنگی تأسف آوراست.

برای حفظ٬ ترمیم و نگهداری آثارفرهنگی دربلخ توجه صورت نمیگیرد.منابع تاریخی آی خانم به سرحدی مورد تهاجم٬ دزدی و تخریب قرارگرفته که گوی درآنجا بمباران هوائی صورت گرفته باشد.هیچ اثری ازاین مرکز تمدن یونان وباختری باقی نمانده است.

آثار تاریخی یکی از مراکزپرافتخاردور تمدن اسلامی وطن ما درهرات درمعرض تخریب٬ تعرض و نابودی دایمی قراردارد. شایسته بود اگرآثار تاریخی هرات که یکی از نمونه های صاحبقدر تمدن و هنر اسلامی کشور است٬ در لست میراث فرهنگی جهانی شامل میشد٬ اما افسوس که ما ٬ بنابر نفوذ زورمندان٬ سرک منحوسی راکه مانع اصلی این افتخار است و بدون شناخت اهمیت نگهداشت آثار تمدن اسلامی هرات در بین محل تاریخی و در پهلوی منارها تعمیر گردیده٬ تخریب نتوانیستیم. من به هموطنان میگویم که اگر حالت فعلی درهرات ادامه یابد درمدت کوتاهی اثری از تمدن بزرگ هرات٬ باقی نخواهد ماند.

آثار گرانبها وپر افتخارغزنی حتی قبور بزرگان غزنی در حال تخریب٬ ویرانی و تباهی کامل قرار دارند. غزنی٬ این مرکز پرافتخار تمدن٬ فرهنگ٬ هنر٬ علوم٬ فلسفه و دیانت که شخصیت علمی٬ مقام و بزرگی فرهنگی آن خاصتا نقش آن در ارتقا و تعالی فرهنگ وهنراسلامی از طرف جهان اسلام شناخته شد و در سال ۲۰۰۷م به حیث پایتخت تمدن کشور های اسلامی برای سال۲۰۱۳م انتخاب گردید٬ در معرض تباهی دایمی قرار دارد.با تاسف و تاثر عمیق اظهار میدارم که رهبری کشور، دولت به صورت مجموع و وزارتهای مسؤل و مربوط به صورت خاص ، اهمیت اعطای این بزرگواری و افتخار را به مردم افغانستان٬ درک نکردند و اقدامات صاحبقدرکه شایستهء غزنی و مقام فرهنگی این گنجینۀ فرهنگ وهنر اسلامی باشد٬ برای تجلیل از این افتخار٬ تا حال انجام نداده اند.تجلیل و یاد آوری، اهمیت این افتخاربزرگ وحرمت بربزرگواری تمدن اسلامی غزنی،با تأسف ازطرف مقامات دولتی فهمیده وشناخته نشد.فرزندان این سرزمین شریف میدانند که مسوولان تصمیمگیردولت محض با نشراین خبروآن خبر،افتخاری راکه جهان اسلام به مردم افغانستان بخشیده بودند، درزیرویرانه های غزنین عمیقتردفن نمودند.

در حال حاضر گنجینۀ دیگر بودائی کشور ما که دوهزارو ششصدسال قدامت تاریخی دارد و اخیرا از طرف باستان شناسان افغان وفرانسوی در جایکه ذخایر معدن بزرگ مس عینک وجود دارد٬ کشف گردیده است٬در معرض خطر قراردارد.

ما میدانیم که دولت در حفظ آثار منقول وغیرمنقول فرهنگی افغانستان تا آنجا که مقام و بزرگواری آثار فرهنگی افغانستان حکم مینماید واهمیت دارد، اقدامات صاحبقدرانجام نداده است.هنوز تفحصات فرهنگی غیر قانونی درتمام مناطق افغانستان جریان دارد و آثار تاریخی افغانستان قاچاق میگردند.وزارت اطلاعات و فرهنگ یک پالیسی فرهنگی جامع به منظورارتقای فرهنگ،حفظ هویت فرهنگی وحفظ بناهای تاریخی و فرهنگی افغانستان ندارد.من میدانم که افغانها٬ چه مرد و یا زن٬ خواهان توسعه و بازسازی کامل وطن شان هستند.

افغانها میخواهند با سواد شوند٬ اطفال شان به مکتب بروند٬ وسایل بهبود صحی برای شان میسرگردد٬ وضع اقتصادی خانوادهء شان خوب شود٬ دانش امروزه را بیاموزند تا آمادهء حیات فردا شوند. اما، باید گفت که افغانها بر حفظ شخصیت و هویت خود نیزتاءکید دارند چونکه انتخاب چنین شیوه ای به معنای گام نهادن درتاریخ با سر بلند و قلب امیدوار وآمادگی مقابله با مشکلاتی خواهد بود که به آسانی قابل رفع نیستند.

حفظ شخصیت و هویت افغانها درحفظ ارزشهای فرهنگی ودرحفظ میراث فرهنگی محسوس وغیرمحسوس وطن ما مضمر است.کوتاه اینکه تا زمانیکه مسایل توسعه و بازسازی درکشورما از مسایل حفظ ارزشها و نگهداری گنجینه های فرهنگی مردم جدا باشد٬ ناسازگاریهای اجتماعی و اقتصادی وجود خواهند داشت.

۲- اطلاعات و نشرات:

با احساس خوشی ملاحظه میگردد که از سال ۲۰۰۲م درتمامی ساحات اطلاعات ونشرات (روزنامه ها،جراید،طبع کتب،رادیووتلویزون)که درروشنی افکارمردم،درتقویت وارتقای فرهنگ مردم،کسب دانش و اطلاعات،عمل و جریان دیموکراسی ودولت سازیُ نقش بس بزرگ دارد، هم درکمیت وهم درکیفیت وسایل اطلاعات ونشرات تحول و پیشرفت قابل ملاحظه صورت گرفته است.

سهمگیری مردم،نهاد ها وبنیادهای شخصی وابتکارتعداد زیاد علاقمندان متخصصان اطلاعات ونشرات به منظورتقویت و پیشرفت نشرات واطلاعات درکشوروهمچنان درجهت فایدۀ بزرگ مالی دراین ساحۀ درحال انکشاف سریع ونفع آور،درانکشاف وتقویت وسایل نشرات و اطلاعات نیزتأثیرجدی وچشمگیردارد.

نوشتن، گفتن واظهارنظرآزاد ازجملۀ حقوق انسانی است که دراعلامیۀ جهانی حقوق بشر و اساسنامۀ یونسکو بوضاحت متذکرگردیده است.این حقوق انسانی افغانها درمادۀ سی وچهارم قانون اساسی افغانستان تضمین گردیده است، لذا افغانها حق دارند آزادانه بنویسند،بگویند ومطابق به احکام قانون مطبوعات به فعالیتهای مطبوعاتی ونشراتی بپردازند.

باید متذکرگردید که یکی ازوظایف بزرگ موسسات و بنیاد های مطبوعاتی ونشراتی دولتی و شخصی درافغانستان، حفظ و تقویت هویت فرهنگی مردم افغانستان است. در حالیکه درارتقای فرهنگ باید کوشش گردد،حفظ وتقویت هویت فرهنگی مردم،در بقای شخصیت مردم افغانستان، اثرمهم وپر قیمت دارد.

من قبول دارم که تمامی فرهنگها درحال تغیرو تحول است.هرفرهنگ(فرهنگ بصورت کل) ازدیگرفرهنگها متأثرمیگردد.ضمنا" میدانم که مردم افغانستان دارای فرهنگ غنی ومتنوع هستند که درطول هزارها سال تحول نموده و بزرگ گردیده، به مردم افغانستان بمیراث مانده ، دارای شایستگی های صاحبقدروعظیم هستند که باید حفظ وتقویت گردند. موسسات مطبوعاتی و نشراتی، مانند دانشمندان وفرهنگیان افغان دراین راه، وظیفۀ جدی دارند.

با تأسف ملاحظه میگردد که دولت درمحافظت خبرنگاران وظیفۀ خود را انجام نمیدهد. خشونت علیه خبرنگاران هرسال بیشترمیگردد. درده سال گذشته بیست ونه خبرنگاردر اجرای خدمات شان، جانهای خود را ازدست داده اند اما دولت نه درمحافظت خبرنگاران و نه درشناسایی قاتلان، کاری نکرده است. ( ز) خدمات صحی:

خدمات صحی دروطن ما ازحالت سالهای نود میلادی بهبود حاصل نموده است.اما، گفته های حکومت مبنی براینکه هشتاد فیصد مردم افغانستان به خدمات صحی دسترسی دارند، نامعقول ونادرست است.

هنوزصدها زن درهنگام زایش و طفل آوری میمیرند.هزارهاطفل قبل ازسن پنج سالگی دراثرامراض گوناگون وگرسنگی وفات مینمایند.درهیچ قریه وحتی دراکثرولسوالیها هیچ نوع خدمات صحی وجود ندارد. من متولد قریه ای هستم که بیش ازشش هزارانسان درآنجا زندگی مینماید. درآن قریه نه داکتراست، نه دوا خانه،نه پرستارونه کلینیک صحی.

در کابل کلینیکهای شخصی که صفت وکارتجارتخانه را دارند، اجازۀ دکانداری رااز دولت حاصل نموده اند که بجزاز پولداران دیگرکسی به آن نوع کلینیکها مراجعه نمیتوانند زیرا از پنج الی ده هزارافغانی باید محض برای معاینات صحی بپردازند. معاش یک معلم ماهانه سه و یا چهارهزارافغانی است.پس معلم چطورمیتواند به این نوع کلینیکها مراجعه و تداوی نماید؟

دواخانه ها که پرازدواهای خودسازو پودری پاکستانی هستند دردکانهای غیرصحی نگهداری میشود ومانند دکانداری کلینیکها مصروف دکانداری هستند وتحت هیچ نوع ادارۀ صحی قرار ندارند.

لوحه های معاینه خانه های داکترها را ملاحظه فرمایئد وبخوانید که یک داکتر،متخصص امراض داخله،گرده،عقلی وعصبی وهمچنان متخصص امراض شکر وفشارخون نیز است.

در تمامی ولایت غزنی واکثرولایات افغانستان، حتی یک شفاخانۀ مجهزموجود نیست.نه شفاخانۀ موجود است که مردم بیچاره وفقیرافغانستان تداوی گردند ونه مردم توان خریدن ادیه های ناقص پاکستانی را دارند.

اکثر مردم افغانستان نه به خدمات صحی دولتی دسترسی دارند ونه توان تادیۀ فیس داکترو خرید ادویۀ پاکستانی را دارند.مقامات صحی افغانستان باید بدانند که درتعداد زیاد کشورهای آسیائی، هشتاد فیصد مردم به خدمات صحی دسترسی ندارند.

(ح) اقتصاد:

دستگاه حاکم به منظور به دست داشتن کلید فعالیتهای اقتصادی و تصمیمگیری همه اموراقتصادی و تجارتی ازطرف کسانیکه وابسته به قدرتمندان دردستگاه دولتی هستند، روش و سیاست اقتصاد بازار آزاد را انتخاب نمود.این نوع روش اقتصادی که دراکثر کشورهای جهان امروزرایج و معمول است، درآن کشورها با داشت قوانین درست،از طرف دولت رهبری، رهنمائی ودربعضی حالات نظارت و مراقبت میگردد تا امور اقتصادی و تجارتی درانحصار کسی و یا گروه خاصی قرارنگیرد.دروطن ما محض دردست چند نفرپرنفوذ که وابستگی با قدرتمندان وحاکمیت دارند، قراردارد.

این نوع سیاست وزمینه سازی برای گروه خاصی که دربدل پول وافربه وجود می اید و یا اینکه تصمیمگیرخود شریک معامله تجارتی و اقتصادی میباشد، اصلا" با روش اقتصاد بازارآزاد در توافق نیست.ما ملاحظه مینماییم که دزدی چندصد میلیون دالرازکابل بانک هیچگاهی با سیاست اصیل اقتصاد بازارآزاد درتوافق نبوده ومعاملۀ پت وپنهان دراین زمینه استفادۀ نادرست از این نوع سیاست اقتصادی و مال و ملک مردم است. با تأسف که مانند دیگر امورکشوری، ما فرصت بزرگی رادراین زمینه یعنی انکشاف اقتصاد ورفاه عامه را ازدست دادیم. در حال حاضرما تولید اندکی درکشورداریم.جامعۀ اففانستان بیک جامعۀ مصرفی تبدیل شده است.ما گندم، برنج و حتی میوه ازبیرون وارد میکنیم،چای بوره،روغن، گوشت،لباس،مواد سوخت وحتی ماست ازخارج وارد میشود. بازارهای افغانستان پرازکالاو مواد تعمیراتی وحتی تخم مرغ،ایرانی و پاکستانی است.

در مدت ده سال گذشته نتوانیستیم ازمنابع سرشارطبیعی(زمین و آب)افغانستان استفاده نماییم تا از یکطرف برای مردم کارمیسرمیشد وازجانبی وسیلۀ معشیت عادی یعنی یک لقمه نان برای مردم وطن میسرمیگشت.

بهترین توان اقتصادی افغانستان بازوی پرقدرت کاری مردم شریف کشور است.همین توان کاری مردم افغانستان بود که در طول قرنهامردم را از حاصل زمین واستفاده ازآب، نان میداد.

بنابر بیجا شدن مردم از خانه و قریۀ شان وبنابرعدم سیاست معقول اقتصادی،بیش از هفتاد فیصد مردم افغانستان که اکثرشان جوانان اند،بیکارمیباشند وهیچ ستراتیجی ملی در شقوق زراعت وآبیاری،نه درامورصنعتی ویا برنامه های بازسازی که وسیلۀ کاررا برای مردم میسرسازد، در سطح ملی وجود ندارد.

در جهان امروز خاصتا" درممالکیکه محیط طبیعی خشک و بارندگی کم دارند،داشتن آب از همه اشیای قیمتی دیگرمانند پطرول،طلا و یا نقره،حیاتی تروبا ارزشتراست.با ارزشترین منبع طبیعی افغانستان، آب است وما هنوزبیشترازدوازده فیصد منابع آبی خود رااستفاده نمیکنیم. امروزکشورهای زیادی ازآب به صفت سیاست خارجی قابل برش واسلحۀ سیاسی استفاده مینمایند.ما هنوزهیچ رهنما و یا طرح ملی درجهت استفاده ازدریاهای خود برای انکشاف زراعت،انکشاف تولیدات زراعتی، تولید انرجی آبی،کاریابی برای زارعین وتجارویا استفاده از آب، درمذاکرات سیاسی با همسایه های خود،نداریم.

درده سال گذشته،هیچ پروژۀ بزرگ قابل ملاحظه بمنظوراستفاده ازاین گنجینۀ طبیعی مملکت،یعنی آب درجهت انکشاف زراعت ویا انکشاف برق مورد ضرورت افغانستان،دست درکار نبوده وهنوزدریا های پرازآب افغانستان که از قلب دره های این سرزمین شریف سرچشمه میگیرند،به ازبکستان ،ایران،پاکستان وترکمنستان سرازیرمیشوند.

عدم قدرت مسلکی،عدم بینش وبصیرت ملی وفساد اداری دروزارتخانه های مربوط ومسؤل سبب شد که بسترآن بند هایراکه هزارسال قبل(بندسلطان غزنه)ودردهۀ شصت وهفتاد میلادی تعمیرشده بودند، پاک کاری ویا ترمیم ننمایند. منبع دیگریکه برکاریابی،عایدات مردم ودولت نهایت موثراست ودرانکشاف اقتصاد وطن ما اهمیت بسزا دارد،استفادۀ درست وصادقانه ازذخایرومعادن وافرافغانستان است. درصورت استفادۀ معقول ازمنابع زیرزمینی افغانستان، هزارها افغان کارووسیلۀ زندگی آبرومند پیدا میکنند وعایداتیکه ازمنابع معدنی بدست میآید،هم درتوسعۀ اموراقتصادی وهم دربهبود خدمات اجتماعی ازطریق استفاده ازاین نوع منابع موثر است، مشروط براینکه شرایط زیرومحیط اداری سالم وشفاف درادارات دولتی میسرگردد.

الف: قرادادهای بزرگ استفاده ازمنابع زیرزمینی افغانستان باید درمعرفت کامل بازارجهانی معادن مربوط تهیه ومعامله گردد ومتون قرارداد ها قبل ازقبول وامضای نهائی باید حتما" بدسترس واطلاع نمایدگان مردم افغانستان برسد.(میگویند که درقبول وامضای قرارداد مس عینک، بیش ازسی ودوملیون دالررشوت گرفته شده است).

آنچه من خوب میدانم اینست که درمتن قرارداد مس عینک، حفظ منابع وذخایربزرگ فرهنگی عینک وحفظ محیط زیست، درنظرگرفته نشده است. نشناختن این امرمهم، گناه بزرگ درحق فرهنگ مردم افغانستان است ومجرمان آن باید به جزای اعمال نا جایزخود برسند.

ب: حفظ محیط زیست یکی ازشرایط مهم استفاده ازمعادن افغانستان است.این موضوع باید همیش درمتن قرارداد ها بصورت واضح ذکرگردد.

ج :عایداتیکه ازمدرک استخراج معادن بدست می آید، باید بصورت واضح،مفصل با در نظرداشت زمان استفاده ازمعدن مذکور،ازطریق منابع اطلاعاتی،به اطلاع مردم افغانستان برسد. د: در صورت استخراج معادن با شراکت با شرکتهای افغانی، باید هویت کامل شرکت ها و صاحبان این چنین شرکت ها به اطلاع مردم برسد.

(و ) راه سازی وانکشاف انرجی برق:

یکی از کارهای مثبتیکه درده سال گذشته انجام داده شد،تعمیرو یا ترمیم جاده های مهم درکشوربود. این کارنه تنها رفت وآمد را بین ولایات وشهرهای افغانستان تسهیل بخشید بلکه درتبادلۀ تجارت وانکشاف اقتصاد نیزتأثیرمثبت دارد.

با آنکه کارمهمی درتعمیربند های بزرگ درجهت استفاده ازمنابع بزرگ آب دریاها به منظوراستفاده ازآب برای تولید انرجی آبی صورت نگرفت،برق مورد ضرورت وطن را که هنوز کامل نیست،ازخارج خاصتا" ازبکستان وارد نمودند وبه این صورت ضرورت تعداد کثیروطنداران ازاین ناحیه مرفوع گردیده است.

بخش سوم: راه ها ووسایل درحل مشکلات عظیم وبحران موجود وطن ما:

همه میدانیم که وطن ما به مشکلات بزرگ اجتماعی ،اقتصادی ،امنیتی وبحران سیاسی مبتلا است.این مشکلات که تاحدی زادۀ تجاوزاتحاد شوروی سابق دردۀهشتادمیلادی ومداخلۀ واضح پاکستان درامورداخلی، همراه با تجاوزانکشوردرحریم مقدس افغانستان است، وطن ما را به طرف تباهی سوق میدهد.بایدعلاوه نمایم که دیگرهمسایه های کشورما هنوزسیاست حسن همجواری که موافق به ارزشهای اسلامی،اخلاقی ومنشورملل متحد باشد،بحق مردم افغانستان روا نداشته اند.

تذکر داده شد که اکثرمردم افغانستان درفقر،گرسنگی،مریضی،بیسوادی،بیکاری ،بیعدالتی، در محیط فساد اداری ومالی ودریک فضا ومحیط سیاسی بحران انگیززندگی مینمایند.این همه حالات وحدت وهمبستگی ملی،حاکمیت ملی ورفاه وآرامش مردم وطن ما رابخطرانداخته و سرنوشت این ملت با دیانت وشریف رادرحالت سردرگمی مبتلا ساخته است.

وضع سیاسی و امنیتی امروزدرکشورما نهایت بحران آمیزوخطرناک است.باهمه آرزوهای صادق و یا کاذب،جریان مذاکرات برای رسیدن به توافق به یک صلح کامل سراسری درکشورنه بدست حکومت افغانستان است ونه مخالفین مصلح(طالبان ورفقای آنها وجبهۀحزب اسلامی گلبدین حکمتیار)حکومت افغانستان را به حیث طرف قابل اعتباروحاکم درامورملی و دولتداری،نمی شناسند.هردوطرف مخاصمین مسلح،دولت افغانستان رابنام دولت کابل خطاب مینمایند که این خود اشاره به ضعف و بی اختیاری حکومت درامور ومسایل داخلی،منطقه ای وبین المللی،است.

حکومت امریکا که دربازکردن یک دفتر(سیاسی)برای طالبان با توافق حکومت قطرتصمیم گرفتند،حکومت افغانستان درجریان نبود وبهمین دلیل بود که حکومت افغانستان سفیرخود را به رسم اعتراض ازقطربه کابل خواست. اما، درنهایت مجبورا"این تصمیم امریکائیها راقبول کرد . حکومت افغانستان بیهوده اصرار میورزد که مدیریت جریان گفتگو با طالبان باید به دست دولت کابل باشد. درحقیقت مردم و حکومت افغانستان به منظور رسیدن به یک توافق نهائی سیاسی درراه برقراری صلح درکشورخود شان درحاشیه قرار گرفته وجریان اموررابنابر ضعف سیاسی ونبود توافق سیاسی درسطح ملی،دردست ندارد.

باراول نیست که وطن ما به مشکلات بزرگ وتجاوزخارجی روبروشده باشد. در هربار، کافۀ مردم افغانستان دست برادری وخواهری بهم دادند ودرقبول تساوی حقوق همه اتباع این کشوردرزیرلوای ارزشهای دینی وفرهنگی ودرهمبستگی ملی،مشکلات داخلی را تا حدی حل کرده اند ودستهای متجاوزین را ازبند بریدند،بیرق وحدت،همبستگی ،آزادی ،افتخارات مردمی وملی رابدست خود گرفتند وسرنوشت سازآیندۀ خود شدند.

اطمینان کامل دارم که این بارهم مردم افغانستان با درک این مشکل وبحران میتوانند درورای ارزشهای معنوی، فرهنگی وصیانت تاریخی مشترک خود،وطن خود را ازاین حالت زارنجات بدهند مشروط براینکه اصل های زیررا درهمه حلقه های سیاسی، گروهی،حزبی ومذهبی با ضمیرپاک و راستی برای نجات افغانستان، قبول نمایند وازطی دل وشرافت انسانی وافغانی، با صداقت پروسۀ حل مشکلات وبحران سیاسی وطن را درمعرض عمل واجرا قراردهند:

(الف) در سطح ملی:

۱- قبول شناخت حقوق مساوی (حقوق سیاسی،اجتماعی،فرهنگی،اقتصادی ودیگرحقوق انسانی که دررفاه وحیات معنوی ومادی مؤثرباشد)برای همه اتباع افغانستان بدون درنظر داشت جنس (زن ومرد)،قوم،زبان،مذهب،عقاید سیاسی ویا دیگرتفاوتهای فرهنگی مردم افغانستان.

۲- پذیرش حقیقت وضرورت تبادل نظرومفاهمه ازطرف رهبری کشوربا همه گروه های سیاسی، حزبی ومذهبی افغانستان،مذاکره میان همه حلقه های سیاسی درداخل وبیرون دستگاه دولتی به منظورراه یابی مشکلات وبحران حاد کشورما و بمنظوراتخاذ تصامیم ملی که ما را درمذاکرات و مناقشات درسطح ملی ،منطقه ای وبین المللی کمک وراهنمائی نماید.

۳- مراجعه به روشهای عنعنوی ومردمی حل منازعات، درهرگوشه وکنار افغانستان،جمع آوری افکارونظریات مردم (نه تنها مردم بانفوذ،ملک ها،تفنگداران وزورمندان) بلکه به نظریات و آرای مردم عادی،دهقانان،معلمان،کسبه کاران که دارای شخصیت ودیانت کامل افغانی هستند، مراجعه گردد.

۴- راستکاری وراستگوئی به مردم کشوردرتمام مراحل مذاکرات درجهت تحکیم تفاهم وتصامیم ملی ودر موردجریان مذاکرات با گروه های مخالف ،کشورهای منطقه ودرسطح جهانی.

۵- درتفاهم به ارزشهای اسلامی وقانون اساسی کشور،تآمین عدالت اجتماعی وقبول این امرکه آنچه ازمال،ملک،زمین،خانه، چه ازدولت و یا اشخاص غصب گردیده ، درمدت کوتاه بمردم سپرده خواهد شد.

۶- ارزیابی حوادث وواقعات تاریخی نزدیک کشوردرجهت کسب درس عبرت وهوشداری وتقویت حسن تفاهم وهمزیستی میان مردم افغانستان.باید واضح ګفته شود که درتاریکی وقساوت فکری ،جدائی، عدم تفاهم ملی ودربرانداختن دشمنی براساس مظاهر قومی ، زبانی،منطقوی ومذهبی،صیانت ملی وافغانی ازبین میرود وهمه درفقروبیچارگی بدترازامروزمبتلا میشوند وحاکمیت و شخصیت ملی خدانخواسته، پامال خواهند شد.

۷- درروشنی حفظ منافع علیای افغانستان(حفظ ارزشهای معنوی وفرهنگی، تمامیت ارضی، استقلال،همبستگی وحدت و حاکمیت ملی)،بحث هوشیارانه با نظروسیع و بدون مخاصمتهای شخصی و احساسات زبانی و قومی برضرورت بازنگری قانون اساسی افغانستان به منظورانتخاب نظام سیاسی،اجتماعی،اقتصادی،فرهنگی و چکونگی دولت سازی ودولت داری درقبول تساوی حقوق کافۀ مردم افغانستان(مرد وزن) واختیارات واضح قوای اجرائی،قضائی ومقننه وروش وطرزاختیارات درسطح ولایات افغانستان.

۸ - انتخاب روش واخلاق اسلامی،انسانی وافغانی وقطع انتقادات نامعقول ازطرف دستگاه دولتی وازطرف گروه های مخالف ودستگاه های سیاسی بیرون ازدولت.همکاری شایسته ومسؤلانه ازطرف نویسندگان،روزنامه نگاران وموسسات اطلاعاتی افغانی درداخل وبیرون ازافغانستان.

۹- انتخاب راه دین ودانش وعدالت اجتماعی به کمک متخصصین ودانشمندان افغان، کسانیکه چه درداخل وطن ویا بیرون ازافغانستان زندگی مینمایند، به منظورطرح ستراتیجی ملی انکشافی وطرح برنامه های قصیرالمدت وطویل المدت خاصتا" درساحات تعلیم وتربیه، انکشاف وارتقای فرهنگ، اقتصاد،زراعت و استفاده ازمنابع بزرگ طبیعی خاصتا" زمین وآب،استفاده ازمنابع زیرزمینی با حفظ محیط زیست و توسعۀ خدمات صحی بمردم کشور.

۱۰- استفاده ازقوای بشری درافغانستان ،توجه به مناطق کمترین انکشاف یافته بدون در نظرداشت ملحوظات سیاسی،قومی ومنطقوی وحرمت گذاری به فرهنگ مردم افغانستان و استفاده ازفرهنگ به صفت منبع بزرگ تحرک وانکشاف اجتماعی واقتصادی،همبستگی ملی،تقویت مزایای دیموکراسی ووسیلۀ شایسته درتطبیق برنامه های انکشافی خاصتا" در مناطق کمتر انکشاف یافتۀ افغانستان.

۱۱ - دربخش اول این نوشته به وضاحت تذکرداده شده است که یکی ازدلایل ناکامی دولت افغانستان دربازسازی کشور،عدم توانائی وظرفیت کاری مامورین دولت درتمامی شقوق دولتداری، دولت سازی واموربازسازی افغانستان است.

۱۲- ضمنا" ذکرگردید که با تأسف عمیق،حکومت افغانستان ازدانشمندی،تخصص و قابلیت علمی ومسلکی هزارها زن ومردتعلیم یافته افغان که درتمام شقوق علمی ومسلکی امروزی صاحب دانش وتجربۀ علمی وکاربه سویۀ متخصصان کشورهای غربی هستند ودرخارج ازوطن زندگی دارند،استفادۀ معقول نکرد.من خود تعداد کثیرافغانهای متخصص ودانشمند را می شناسم که یابمدت کوتاه ویا درازمدت، آمادۀ خدمتگذاری بکشور بودند.باید تذکردهم که تعداد کثیرافغانهای متخصص یا بدون حقوق ماهانه ویا با معاش اندکی آمادۀ خدمت به وطن هستند.تا حال دولت افغانستان برنامۀ صاحب اعتبارندارد که ازافغانهای تعلیم یافته و متخصص مقیم خارج دربازسازی وتعلیم ارتقای ظرفیت علمی ومسلکی مامورین واستادان موسسات تعلیمیو تحصیلی استفادۀ معقول گردد تا آنها مصدرخدمت به وطن شوند.

۱۳- پیشنهاد میگردد که دولت افغانستان با همکاری ادارۀ پروگرام انکشافی ملل متحد درکابل وسفارتهای افغانستان که متأسفانه اکثرا" محض مصروف اجرای امورروزمرۀ اداری هستند،یک جلسۀ کاری بمدت یک هفته بنام "کانگرس ملی متخصصان و دانشمندان افغان" درکابل دایر نماید و درآن بیش ازصد افغان متخصص درشقوق مختلف را دعوت نماید تا با تمامی دستگاه اداری و وزارتهای مسلکی بحث،تبادل نظر وگفتگو نمایند و پیشنهادات مشخص به دولت بسپارند.

پیشنهاد های افغانهای متخصص درخارج که درضمن بحث و مذاکره به روش برنامه های قصیرالمدت وطویل المدت که درقالب یک سراتیجی انکشافی ملی تهیه خواهد شد،دولت افغانستان رادرساختن وتطبیق برنامه های بازسازی کمک خارق العاده مینماید.علاوه برآن،افغانهای متخصص مقیم خارج که نظربه دلایل متعدد درافغانستان زندگی نمی توانند،به صفت یک منبع معلومات وتماس های علمی،تخصصی ومسلکی با موسسات ووزارتخانه ها درافغانستان درتماس دایمی ولاینقطع بوده تا بتوانند و دراین عصرتکنالوجی، مصدرخدمات روزانه بوطن شوند.

۱۴- دید و نظروسیع وانتخاب روشهای سیاسی مختلف احزاب سیاسی، تنوع فرهنگی مردم افغانستان اسباب تقویت اساسات دموکراسی،همبستگی ملی واجتماعی،تحمل وبردباری، عدالت اجتماعی و احترام متقابل بین مردم واقوام مختلف ومحلات افغانستان میشود. برای تقویت صلح وامنیت، حقوق بشروشناخت واحترام به یک دیگردرسطوح محلی وملی ضروری به حساب می آید.

۱۵- در طول تاریخ جوامع مختلف انسانهای صاحب عقل و دارای بینش، زمانیکه مملکت شان مانند وطن ما به مشکلات بزرگ گیرمیاید،میان احزاب سیاسی وحتی گروه های متخاصم،در جهت تبادل نظروراه یابی به تفاهم ملی کوشش بعمل می آورند.دروطن مانیزحل مشکلات و بحران امروزازطریق گوش دادن به نظریات مختلف ویا مخالف به منظور ایجاد تفاهم ملی به کمک وهمکاری صادقانۀ ولسی ومشرانو جرگه،احزاب سیاسی، دانشمندان صاحبنظرومتعهد به منافع علیای افغانستان،دریک فضای آزاد وبدون مخاصمت، امکان پذیر است.

۱۶ - با همه انتقادات دراینجا ودرآنجا براشخاص واین وآن گروه حزبی وسیاسی،باید بپذیریم که تمامی شخصیت های سیاسی شناخته شدۀ امروزچه درداخل ویا بیرون ازدستگاه حکومتی، درمسایل عمدۀ ملی مانند حرمت کامل به ارزشهای دینی، حفظ تمامیت ارضی، استقلال وحاکمیت ملی،وحدت کامل مردم افغانستان وانتخاب روش دیموکراسی،چنانچه درقانون اساسی افغانستان حکم گردیده و قبول شده است،تفاهم وجود دارد.آنچه از ضرورتهای اصلی امروزبه شمارمیرود اینست که برای پذیرش وتصمیم گیری ملی،درحال حاضراین تفاهم را دربحث وتبادل نظرکه امرضروری وعاجل است، قراردهند.

۱۷- اگر تاریخ دردآورسالهای نه چندان دورکشورما درسی برای ما داشته باشد ،این درس آن است که باید درتفاهم وهمبستگی ملی برای حل مشکلات بزرگ افغانستان تصمیم مشترک بگیریم. ازتنوع و تفاوتهای فرهنگی مردم افغانستان خوشنود باشیم وازآنها درس زندگی درراه برابری،عدالت اجتماعی،همبستگی نه تنها قبول احترام بدیگران بلکه عمل احترام به همه بگیریم وبنیان اجتماعی، اقتصادی وسیاسی کشورخود را مبتنی بربردباری وسازگاری متقابل افزایش دهیم.اگر چنین روشی را درحیات شخصی،گروهی ودرسطح ملی اختیار نمائیم،دشمنان افغانستان جرات تجاوزرادرامورداخلی وحریم مقدس افغانستان نخواهند داشت.

(ب) در سطح منطقوی:

مدت بیش ازسی سال است که افغانستان درقید بازی همسایگان آزمندخود خاصتا" پاکستان قراردارد.بعد ازجنگ عمومی دوم، کمترکشوری درجهان به چنین حالت درد ورنج، کشتار،فقر،بیچارگی ،تباهی وخانه جنگیها قرارگرفته است.اشغال افغانستان توسط اتحاد شوروی سابق دربیست وپنج دسامبر۱۹۷۹م برای پاکستان هم جشن بود وهم عید یعنی حادثۀ خوشی آورنه حزن آور. با دروغگوئیهاکه ازعادات خاص نظام عسکری وآی اس آی پاکستان است،اشغال افغانستان راتهدید برای پاکستان اعلان نمودند.اما،درحقیقت آمدن روسها رابه افغانستان وسیلۀ بزرگ برای سرازیرشدن اسلحه خاصتا"ازامریکا وپول ازغرب وکشورهای عربی به پاکستان حساب کرده بودند واین حساب درست سنجیده شده بود.

حکومت پاکستان هیچوقت طرفدارموفقیت کامل مجاهدین ویا تفاهم واتفاق میان شان درجهت ساخت یک دولت متحدوقوی درافغانستان مبتنی برپایه های ارزشهای دینی،فرهنگ افغانی، دیموکراسی وحاکمیت ملی مردم افغانستان نبود وتا امروزبه ا نواع بازیهای کثیف ودشمنانه علیه افغانستان ادامه میدهد.

سیاست و روش فعلی حکومت پاکستان وآی اس آی نسبت به مردم افغانستان دشمنانه ونا جوانمردانه است. قساوت جنرالان نظامی وآی اس آی پاکستان درحق مردم افغانستان به درجه ئی است که حتی افتخارات تاریخی و بزرگی سلاطین افغانستان(محمود غزنوی واحمد شاه بابا) را زمانیکه درغربت افتخارات ملی ناتوان وفقیرترمیشوند،ازخود حساب میکنند وبربزرگی شاهان افغانستان به نفع پاکستان، تبلیغ به راه می اندازند.

مامردم افغانستان با مردم پاکستان ودیگرهمسایگان خود درقالب منافع علیای افغانستان به دوستی و زندگی آبرومندانه برحسب ارادۀ کافۀ مردم افغاانستان ، ضرورت داریم ودرراه حصول چنین دوستی،می باید باهوشمندی و صداقت به اصلهای زیرمراجعه نمائیم:

۱- با داشت یک ستراتیجی قصیرالمدت وطویل المدت که درآن منافع علیای افغانستان در نظر ګرفته شده باشد،تبادل نظرباهمه گروه های سیاسی،حزبی ونمایندگان مردم افغانستان درولسی جرگه ومشرانو جرگه به منظوررسیدن به یک درک وتفاهم ملی طوریکه در بخش سوم (الف) پیشنهاد گردید.

۲- مراجعه به مردم افغانستان جهت کسب پشتیبانی کامل مردم از طریق روشهای عنعنوی ومردمی.دراجرای این عمل و پروسۀ ملی مردمی، راستگوئی،راستکاری وشفافیت شرط اصلی موفقیت بشمار میرود.

۳- با حسن نیت،آرزومندی زندگی آبرومندانه با همه همسایگان دربرابری واحترام متقابله،شناخت و قبول صادقانۀ تمامیت ارضی،حاکمیت ملی، استقلال وعدم مداخله در امورداخلی یکدیگروبالاخره تقویت همکاری درتمامی امورحیاتی کشورهای منطقه به شمول همکاریهای منطقوی درمسایل امنیتی بحث،مذاکره وگفتگوبا همه کشورها خاصتا" پاکستان ضروری ولازمی پنداشته میشود.

۴- گفتگوومذاکرات ما باپاکستان بایدروشن وواضح بوده وهمه مسایل مورد اختلاف هردومملکت را دربرگیرد.این نوع گفتگوها باید با دیپلوماسی هوشیارانه وحتما" درقالب معیارهای بین المللی قبول شدۀ حسن همجواری،همکاری ودوستی دوجانبه، آغازوتعقیب گردد.

۵- همه میدانیم که پاکستان و دیگر کشورهای منطقه ازافغانستان تقاضاهائی دارند. در حالیکه به نگرانیهای مشروع آنها ویا تقاضا هایکه اهداف شان مداخله درامورداخلی ویابی حرمتی به حاکمیت ملی افغانستان نباشد و با حسن نیت و همکاری ودوستی متقابله ارایه گردد، با گوش هوش شنیده شود.اما به آن نوع تقاضاهایکه با زبان واهداف برادربزرگ ارایه میگردد ویا اهداف آنها عدم دوستی ویا سستی همکاری با کشورهای دیگردوست افغانستان درمنطقه مثلا" هندستان"،باشد،جواب عاقلانه ورد داده میشود.

۶- با داشت سیاست هوشیارانه،دانش سیاسی وتاریخی افغانستان وتفهیم این مطلب به همسایگان، که افغانستان هم ازلحاظ تاریخی وهم ازلحاظ اهمیت جغرافیائی شمال وجنوب وشرق وغرب درقلب آسیا،افغانستان بحیث یک پل خاکی،مصدرخدمات بزرگی برای همسایه ها،آسیای میانه،چین وشرق دور،کشورهای آسیای مرکزی وهندوستان شده میتواند.مرکز وصل آسیای میانه با هندوستان و چین با ایران و شرق میانه ، افغانستان است.پل خاکی می تواند در خدمت همه مردمان این کشورها باشد،مانند گذشته و راه ابریشم ،در تبادل افکار،فرهنگ، اقتصاد،تجارت و تکنالوجی امروزی وفردا کمک قابل ملاحظه نماید وهمه مردمان بهره مند گردند.

۷- تا جاییکه احساس میگردد ،افغانستان هیچ گاهی باهمسایگان خود خاصتا" با مردم پاکستان، روش ونیت منفی و دشمنانه ندارد وباید هم همین طورباشد. مردم پاکستان با مردم افغانستان علاقه وسوابق تاریخی وارزشهای معنوی وفرهنگی مشترک ودرازمدت دارند.ما بدوستی وهمکاری همه همسایگان خودضرورت داریم.اما اگرحکومت پاکستان روش فعلی راکه دشمنانه و مداخله درامورداخلی افغانستان است، دوام بدهد،به منظور حفظ منافع علیای افغانستان، حفظ حاکمیت ملی، حفظ شرافت وغرورملی وبالاخره استقرارامنیت دروطن ما ودرمنطقه،افغانستان اجبارا" وحتما" به شورای امنیت ملل متحد ودیگرنهاد های بین المللی مراجعه نموده، تا حکومت پاکستان وخاصتا" دستگاه تخریب کنندۀ آی اس آی درنهایت امرمجبورگردند که ازسیاست خصمانۀ خوددرمقابل افغانستان و مردم کشورما دست بردارند.

(ج) در سطح بین المللی:

وقتی به گذشته های دورافغانستان مراجعه گردد،پیداست که این سرزمین با موقعیت جغرافیائی آن درچهارراه ملاقاتها ی فرهنگی ویا تهاجمات قرارگرفته است.مثال برجسته راه ابریشم است که تمدنهای متعدد،روش حیاتی مردمان مختلف رابه همدیگرآشنا نمود،دانش زمان را از یک کشور به جای دیگری انتقال داد وتجارت وتبادلۀ انواع کالاها را رونق بخشید.کشورما دراین زمینه نقش خارق العاده داشت وازآن مستفید شد.

موقعیت جغرافیائی افغانستان هنوزبرجاست ومیتواند مانند گذشته نقطۀ وصل مردمان وحکومات کشورهای منطقه وشرق وغرب باشد.کشورما درطول تاریخ مورد تهاجمات نیزقرارگرفته که اکثرا"ویران کننده ودردآوربوده،وطن مارادرخاک وخون قرارداده اند.حملات چنگیز، تیمورلنگ،انگلیس، روس ودرنهایت پاکستان را مثال میدهم.

درتاریخ نه چندان دورافغانستان،کشورما یکی ازسرزمینهای است که دررقابت قدرتهای بزرگ وقت(روسیه وانگلیس)قرارداشت.این امراسباب اشغال بخش عظیم کشورما رادرجنوب، شمال، شرق وغرب بارآورد وآنچه باقی ماند افغانستان امروزی گردید.حتی امروزافغانستان ازشرمداخلات واضح درامورداخلی خود وسیاستهای آزمند همسایه ها خاصتا" پاکستان درامان نیست.عملکرد وسیاست خصمانۀ پاکستان علیه کشورما ثبات وامنیت را دروطن ما برهم زده،به مردم افغانستان موقع میسرنمیگردد که با گروه های متخاصم ومسلح ازدرصلح، مذاکره ومصالحۀ ملی اختلافات خود را برطرف نمایند ووطن خود را ازمصائب جنگ،کشتار،ویرانی ووحشتگریها نجات دهند.

روشن است که افغانستان بدون داشت یک سیاست خارجی هوشیارانه وفعال که در تفاهم با اکثراحزاب وگروه های سیاسی امروزی طرح ریزی شود،ثبات سیاسی وامنیت نخواهد داشت.

درعدم ثبات وتفاهم سیاسی کامل درسطح ملی برمسایل مهم کشور،درعدم امنیت کامل بنابرمداخلۀ واضح همسایگان درامورداخلی افغانستان،درعدم موفقیت چشمگیرجامعۀ بین المللی ودولت افغانستان دردولت سازی ودولتداری ودربازسازی کشورما وبنابرمشکلات متعدد دیگرحل نشده درافغانستان ودرمنطقه،کشورما تاسالهای زیادی به کمک وهمکاری جدی درساحات سیاسی، اقتصادی،انکشافی وتأمین امنیت، جامعۀ جهانی خاصتا" آن کشورهایکه درکنفرانس بن اول و کنفرانسهای بعدی بمردم افغانستان تعهد سپردند،ضرورت دارد.

با همه خوشبینیهایکه بدون دلایل علمی وتحقیقی ارایه میگردد،وطن ما تا بیست سال آینده متکی به خود نخواهد شد. افغانستان وقتی مشکلات خود را خود حل میتواند و پلانهای بازسازی وانکشافی را خود طرح وتطبیق میتواند که ثبات سیاسی وامنیت میسرباشدومنابع زیرزمینی،آب وزمین افغانستان با درایت ،شفافیت ، پاکی وصداقت ،حسن وطنخواهی ودرجۀ مسلکی و علمی مناسب مورداستفاده قرارگیرد،ظرفیت مسلکی مامورین درادارات دولتی واستادان درموسسات تعلیمی بدرجۀ قابل ملاحظه تقویت گردد،فسادودزدی ودروغگویی وخویشخوری کم شود،روش اقتصاد بازار بنوع مافیائی ازبین برود، کمک های جامعۀ بین المللی بصورت درست مطابق به ضرورتهای اولی جامعۀ افغانستان دربازسازی وطن ما از طرف حکومت وموسسات علمی ومسلکی که موظف اموربازسازی وانکشافی باشند، بمصرف برسد.

واقعات دردآور،کشتار،ویرانی ها،اشغال خارجی وطن ماولانه های تروریستی درافغانستان که نتایج آن به دیگرکشورها الی امریکا رسید، باید درس عبرت عمیق وتاریخی به افغانها وجامعۀ جهانی داده باشد مبنی براینکه ثبات سیاسی وامنیت درافغانستان بستگی وارتباط مستقیم با امنیت درمنطقه ودرسطح جهانی دارد.این گفته، پلان و تجویزبیرون شدن بی تدبیر قوای خارجی از افغانستان را در سال ۲۰۱۴م مورد سوال عمده قرار میدهد.اگر عساکرخارجی کاملا"ازافغانستان ویکباره خارج شوند بهصورت حتمی پشیمانی بارمی آورد.

علاوه از تشدید تفاهم وهمکاری باکشورهای همسایه،افغانستان بصورت مطلق به ادامۀ کمک ها،همکاری ودوستی مشخص،واضح وشفاف باکشورهایکه افغانستان راازدسامبر۲۰۰۱م تاامروز کمک نموده،مخصوصا" ایالات متحدۀ امریکا،ضرورت جدی دارد.درراس این کشورها،علاوه ازامریکا،ممالک جامعۀ اروپا، هندوستان،جاپان وکشورهای عربی خلیج قراردارند.

همکاری افغانستان باکشور های دوست وجامعۀ بین المللی وخاصتا"باکشورهای بزرگ باید متکی براصول،رهنمائی ها وشایستگی های زیرودرپذیرش مطلق منافع علیای افغانستان،که از طریق امضای توافقنامه ها،پیمانهای همکاری ستراتیژیک ادامه خواهد داشت،تثبیت گردد:

۱- همه کمک ها باید با نظر داشت ضرورتهای اصلی جامعۀ افغانستان ودرقالب یک پالیسی وستراتیجی قصیرالمدت و طویل المدت طرح ریزی شده، عملی گردد.

۲- اولویتهای اصلی درافغانستان تأمین امنیت،تقویت حقوق بشروارزشهای دیموکراسی، مجادله علیه تولید مواد مخدره و فساد اداری،عدالت اجتماعی از طریق دسترسی مردم به دستگاه اداری و عدلی و خدمات اجتماعی، انکشاف قابلیت وتقویت ظرفیت کاری ومسلکی دولت وجامعۀ افغانستان ازطریق تحصیل وانکشاف تعلیم وتربیه خاصتا" تعلیمات مسلکی وحرفوی،تعمیم سواد وآمادگی مردم ودولت افغانستان درجهت استفاده ازمنابع طبیعی خاصتا" زمین،آب ومنابع زیرزمینی افغانستان است.

۳- کمکها وتعهدات جامعۀ بین المللی وکشورها به افغانستان که درضمن توافقنامه ها وقرارداد های همکاری ستراتیژیک بین دوکشورامضا کننده تثبیت، تشریح وتوضیح میگردد، باید طویل المدت بوده ودرآن منافع هرکشوربه صورت واضح ومشخص تذکر داده شود وحتما"به صحۀ شورای ملی افغانستان برسد.

۴- یکی ازعمده ترین شرایط ومشخصات تعهدات،توافقنامه هاویا پیمانهای ستراتیژیک که بین افغانستان وکشورهای خارجی به امضا میرسند،حرمت به استقلال وتمامیت ارضی وحاکمیت ملی افغانستان است که مطابق به منشورملل متحد ومیثاقهای بین المللی تعیین وتشخیص شده، مسؤلیتهای هردوجانب،دراجرای تعهدات تعقیب وحسابدهی هردوطرف درطول مدت تعیین شدۀ تعهدات، مشخص شده ، بازرسی میگردد.

۵- با آنکه میدانیم که ملل متحد مانند دیگرجوامع بین المللی، وظایف خودرا درطول ده سال گذشته،درراه بازسازی افغانستان بدرستی انجام نداد،استفادۀدرست وهوشیارانه ازمنابع بزرگ ملل متحد وموسسات تخصصی ملل متحد نهایت مهم است.متأسفانه درحال حاضر،وطن ما نظربه ملحوظات متعددازمنابع بزرگ ملل متحد استفادۀ درست نمی نماید. دلایل اصلی،عدم پلان وستراتیجی درست دستگاه ملل متحد برای بازسازی وطن ما وعدم قابلیت وظرفیت مسلکی دروزارت امورخارجه ووزارت های مربوط دردستگاه دولتی افغانستان است.

ایجاب مینماید که وزارت امورخارجه دراین زمینه توجه خاص نموده،درتقویت دانش مسلکی وظرفیت اداره ومامورین آن وزارت بکوشد.کسانی راکه دارای دانش مسلکی مشخص در شقوق مختلف موسسات تخصصی ملل متحد باشندبرای اجرای امورتوظیف نماید نه اشخاصی راکه هیچ دانش مسلکی درامورمربوط ندارند.

بایدازملل متحد بحیث منبع اطلاعات دراموربین المللی، درک وتطبیق معاهدات ومیثاقها ی تصویب شده ازطرف دستگاه ملل متحد،کسب دانش مسلکی درشقوق فعالیت های موسسات تخصصی،منبع مشورتهای سیاسی،خاصتا"مشورتهای مسلکی درطرح وتطبیق پلانهای بازسازی وانکشافی وبالاخره وسیلۀ کسب کمک های مالی، استفادۀ درست گردد.

ایجاب مینماید که درموسسات تحصیلات عالی افغانستان کورسهای خاصی، نه تنهادر شناخت سیاسی ملل متحد بلکه درجهت شناخت امورمسلکی وعلمی و صورت استفادۀ درست ازتمامی دستگاه ملل متحد تدریس گردد. این موضوع بصورت مطلق امکان پذیراست.

هموطنان گرامی وعزیز:

قبل ازختم این نوشته که با دید واحساس اصیل وطنخواهی و درک مسوولیت میهنی تهیه ونگاشته شده وامید است درراه تحقق اهداف ونظریاتیکه مردم شریف کشورعزیزبه آن نیاز دارند کمک بتواند.ضمنا" با تقدیم سلام وحرمت مطالب زیررا به عرض میرسانم:

شما فرزندان نجیب،وطندوست وبا دیانت این کشورصاحب تاریخ درخشان وبا فرهنگ که هیچ وقت درمقابل تعرض وستم خارجی تسلیم نشده اید ودرراه حفظ استقلال، هویت وارزشهای دینی وفرهنگی افغانستان عزیزازهیچ نوع جانبازی وخود گذری دریغ نکرده اید، شما همه مشترکا" سرنوشت سازاصلی وتصمیم گیرامروز وآینده کشورهستید.

درساخت افغانستان آرام ودارای امنیت کامل،افغانستان متحدومرفه وبافرهنگ دارای استقلال وحاکمیت ملی،افغانستان دارای مردم با تعلیم،افغانستان پیشرفته وقوی وصاحب موسسات علمی و اقتصادپیشرفته وافغانستانیکه بطرف دیموکراسی واقعی وعدالت اجتماعی درفضای صلح وآرامش درحرکت باشد،هرتبعۀ افغانستان بدون درنظرداشت جنس، زبان، وابستگی قومی ومنطقوی ویا مذهبی،حقوق و وظایف مساوی ومشترک دارند.

کافۀ مردم افغانستان،مردم باشرف،باعزت وصاحبقدرهستند.هیچ کسی نظربه وابستگی قومی،زبانی،مذهبی ویا منطقوی برشخص دیگری برتری ویا حقوق بیشتری ندارد.بزرگواری هرتبعۀ افغانستان محض دردیانت وحرمتگذاری به ارزشهای دینی وفرهنگی مردم وطن،توانائی علمی، خدمتگذاری بمردم وطن، ،وطنخواهی، صلح خواهی صداقت،پاک نفسی وپذیرش تساوی حقوق مرد وزن،اتحاد وامید مشترک،حرمت وارزیابی میگردد. این اصل،ازاساسات اصیل دیموکراسی که درپیام واصول اسلامی نهفته است ودر قانون اساسی افغانستان منعکس گردیده، محسوب میگردد.

امروزاکثرمردم وطن به مشکلات بزرگ،فقر،گرسنگی،مریضی،بیکاری، بیسوادی مبتلا هستند وعلاوه بران نا امنی و مداخلات واضح خارجی درامورداخلی کشور ما ، وطن ما را به خطر بزرگ روبرونموده است. راه بیرون رفت از این مشکلات موجود درکشور،اتحاد وتفاهم میان همه طبقات، اقوام احزاب وجریانات سیاسی درافغانستان وانتخاب راه های معقول و زودرس وروش دانش با حفظ ارزشهای مردم افغانستان است.

ما درزمانی زندگی مینمائیم که بدون فهم کامل مشکلات خودما درداخل وطن و آشنائی ودانش درمورد کشورهای همسایه وممالک دیگریکه درامورکشورما مداخلت دارند و شریک هستند وهمچنان بدون آشنائی باروش وسیاستهای آن کشورها نسبت به افغانستان،به حل مشکلات بزرگ وطن خود موفق نخواهیم شد.

در تاریخ نه چندان دور، تعداد زیاد کشورهای خارجی به حالتیکه امروزافغانستان دچاراست ،روبرو بودند. زعامت مردم،تصامیم مشترک مردم به منظورحل مشکلات شان و رهبری صادق ووطنخواه ،درروشنائی عقل ،راستگوئی وراستکاری وصداقت عمل، پاک دلی با عزم راسخ ودراتحاد وهمبستگی مردم، البته با همکاری دوستان خود، راه پیشرفت و رفاه ملی خود را یافته اند.از این گفته چنین نتیجه میگیریم که ما نیز میتوانیم در این زمینه ها موفق گردیم.

برماست که بااتکا به ارزشهای دینی،فرهنگی،تاریخی ومردمی،باگذشتهءخويش، باحرمت،افتخار،صداقت وسربلندی بنگریم واساس وبنای افغانستان امروزرا درروشنی ارزشهایکه کافۀ مردم وطن به آنها معتقد بودند وهستند،با فهم وتربيت انسانی، پاکی وصداقت فضل،دانش،دید فرهنگی وسیع،فکروبیان آزاد،وطنخواهی،پذیرش حقوق مساوی همه اتباع افغانستان، دیموکراسی،عدالت اجتماعی وصلح دایمی بنا نمائیم.

باید بدانیم و بپذیریم که مردم افغانستان به جزازانتخاب راه صلح،تفاهم وهمبستگی میان خود شان و زندگی، با مراعات روشهای دوستی، با همسایه گان و با مردم جهان، راه دیگری برای پیشرفت و رفاه ندارند. مطمین هستم که مردم وطن با مراجعه به ارزشهای معنوی و فرهنگی خود، درانتخاب راه معقول وصلح آمیز،موفق میشوند. انشا الله.

ختم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



 

 

    

All Right Reserve To Arman-e-Mili 2009 |Powered by Webmaster (APMC)