سرمقاله

ناامنی‌ها در شهر کابل افزایش یافته است

2017-May-24  || 

شهر کابل اين روزها شاهد بد امني هاي فراواني مي باشد که بسياري از اين رويداد ها رسانه يي نمي شوند. رخداد دارالامان که در آن يک خانم آلماني با محافظش کشته شد و يک تن ديگر از آنان اختطاف گرديد، بسيار مهم است و بايد به آن با دقت توجه کرد. دزدي و رهزني در موتر ها و کوچه هاي شهر بيداد مي کند و شبانه ها کسي جسارت نمي کند حتا براي اجراي امور مهم زنده گي خويش به بيرون از خانه پا نهاد؛ زيرا هرلحظه ممکن است از سوي دزدان و رهزنان مورد حمله قرار بگيرد و جيب هايش غارت گردد. اين رويداد ها حتا در نزديک ترين نقاط مرکزي شهر چون قلعه فتح الله و کمي دور تر از آن در خيرخانه و جا هاي ديگر همه روزه و همه شبه‌ها اتفاق مي افتد. وقوع اينگونه واقعات نشانة آن است که اوضاع امنيتي در پايتخت کشور بدتر شده است و علامت آن است که مسؤولان امنيتي توجه به اين مسأله ندارند و به وظايف شان رسيده گي نمي کنند. شايد اين نهاد هاي امنيتي در داخل پايتخت برنامه مدوني ندارند و امنيت اين شهر فقط بربنياد توکل به خداوند تأمين است و دزدان و رهزنان و مجرمين آزاد اند که هر چه مي‌خواهند بکنند. در بخش هايي از شهر افراد مسلح غير مسؤول با شکل و شمايلي ترسناک ديده مي شوند و اين کار گوياي اين حقيقت است که بي بندوباري ها در شهر روبه فزوني نهاده است و ايجاب مي کند تا به امور امنيتي پايتخت بايد از منظر جديدي نگاه کرد و راهکار هاي جديدي نيز در پيش گرفت. توجه در دروازه هاي ورودي شهر، خلع سلا


چرا ترامپ از کشورهای حامی تروریستان نام‌نبرد؟

!شهرداری کابل توجه کند

پاکستان حامی داعش نیز است!

با انحصار قدرت سلامت نظام با خطر مواجه شده است!



3
H: 3°
L: -2°
Kabul
Saturday, 14 January
See 7-Day Forecast
Sun Mon Tue Wed Thu Fri
           
-9° -9° -11° -11° -12° -9°

SUBSCRIBE TO RSS

عبدالحفیظ منصور: اسلام گرایی آنقدر گسترده شده که در یک سو اردوغان و در سوی دیگر ابوبکر البغدادی جا گرفته است

چکیـــده

اسلام گرایی از مقوله هایی است، که به وسیلة اندیشمندان غربی وضع شده است، این مقوله نزد غربی ها بار معنایی منفی و در جوامع اسلامی به مقصد مثبت آن بکار می رود. اسلام  گرایی مجموعة از گرایش های اسلامی را احتوا می کند، که (1) اسلام را دین جامع و کامل دانسته، (2) مسلمانان را در امر سیاسی مسؤول می شمارند، (3) برای حراست از هویت اسلامی در برابر هویت های بیگانه جدی اند و (4) در مجموع خصلت واکنشی دارند.

اسلام گرایی چنان گسترده و فراخ است که در یکسویآن رجب طیب اردوغان و در گوشة دیگر آن ابوبکرالبغدادی جا گرفته اند. بدین ترتیب بر قرار کردن پیوند صد در صدی میان اسلام گرایی و خشونت بنیاد علمی نداردو از عهده چنین کاری تنها سیاسی اندیشان بر آمده می توانند.

واقعیت این است، که پاره‌ای از اسلام گراها، ره افراط پیش گرفته اند و در حال حاضر در چهار چوب طالبان، القاعده، داعش و بوکوحرام تنظیم یافته اند. وحشت آفرینی این گروه ها را زیر نام اسلام گرایی، همه اسلام گرایان را بدنام ساخته است. همة اسلام گرایان افراطی از رهگذر فکری از سلفیت سیراب می شوند. سیاست های توسعه طلبانه قدرت های غربی و رقابت های منطقوی ایران،عربستان و پاکستان در شکل دهی و تقویت آن ها نقش بارز داشته است.

یـاد آوری

پیشاپیش ذکر دو نکته لازمی به نظر می آید:

غرب در کنار تولید اسباب و وسایل جدید، به خلق مفاهیم و مقوله های تازه نیز می پردازد؛ مقوله هایی همچون اسلام سنتی، اسلام سیاسی، بنیادگرایی، اسلام گرایی و اسلام میانه رو و نظایر آن ها ساخته و پرداختة غرب اند.

مقوله ها، دارای بار معنایی خنثی نیستند، بلکه به درجات متفاوت به جانبی تمایل دارند، از آن میان "اسلام گرایی" نزد غربی ها بار معنایی منفی دارد؛ زیرا اسلام گرایی با غرب مناقشه دارد و این در حالی است، که در پاره‌ای از جوامع اسلامی، اسلام گرایی یک برتری و فضیلت پنداشته می شود.

مسأله

خشونت چیست؟ و اسلام گرایی به چه معناست؟ در فرجام چه نسبتی میان خشونت و اسلام گرایی وجود دارد؟

خشونت از کلماتی است، که کار برد دامنه داری دارد؛ به گونة که در حوزه های اندیشه، گفتگو و رفتار آدمی دخیل می باشد. این کلمه جلوگیری از رفتن دختران به مکتب، سخت گیری های خانواده‌گی، سخت گیری مدیران مدارس و ادارات، موضع گیری های مغایر با حقوق بشر را تحت پوشش قرار می دهد. توسل به اقدامات مسلحانه به منظور نیل به اهداف سیاسی و راه اندازی حملات انتحاری در حد کمال، معنی و مفهوم خشونت را می رساند. به همین منوال مقولة "اسلام گرایی" وضع بهتری از کلمة خشونت ندارد؛زیرا اسلام گرایی مجموعة از جنبش های اسلامی با گرایش های نرم و درشت را احتوا می کند. افزون بر آن "اسلام گرایی" از مفاهیم جدیدی است، که تا هنوز نزد همه پژوهشگران معنای مشخص خود را نیافته است، لذا گاهی جابجایی هاییدر این مورد صورت می گیرد. بدین معنی که کسانی اسلام گرایی را برابر با بنیاد گرایی شمرده اند، پاره‌ای هم، غرب ستیزی را اسلام گرایی تعبیر کرده اند. کسانی دیگر اسلام گرایی را با جنبش های تکفیری و تروریستی یکی پنداشته اند، گاهی هم اسلام گرایی با واپسگرایی همردیف دانسته شده است. زمانی معنای اسلام گرایی مغشوش می گردد، که عمومیت معنایی اسلام گرایی به سود یک گرایش خاص سلب می گردد. به سخن دیگر، کلیه جنبش هاییکه از وضعیت کنونی مسلمانان ناخشنود اند، و هر کدام می کوشند، تا به گونة این درمانده‌گی را مرفوع سازند، اسلام گرا اند. همة گروه های اسلام گرا، در پی تثبیت هویتی مستقل اند، تا از غرب و سایر قدرت های جهانی تفکیک گردند. اسلام را دین جامع و کامل دانسته، که دارای عقیده و شریعت و تعلیمات فردی و اجتماعی می باشد. در همه جای عالم، این گروه، "اسلام را راه حل می دانند" و بدین گونه راه خود را از مارکسیسم و لیبرالیسم سرمایه داری جدا می سازند.

فرقه های شامل جریان اسلام گرایی چنان متنوع و متعدد اند، که در یک گوشة آن حزب توسعه و عدالت قرار گرفته است و در رأس جانب دیگرش داعش؛ رجب طیب اردوغان بامشی سکولار، اهداف اسلام گرایی را دنبال می دارد، راشد غنوشی به دولت ائتلافی تن در می دهد، تا امنیت و ثبات در تونس بر قرار بماند، اخوان المسلمین مصر کودتای نظامیان را علیه دولت انتخابی –تاحدی- با مدارا تحمل کرد. روح الله خمینی بسیج عمومی علیه رژیم شاه ایران و امریکا را، راه اندازی کرد، مجاهدین افغانستان در برابر تجاوز شوروی رزمیدند، القاعده، داعش و بوکوحرام با سفاکانه ترین شیوه در پی تحقق اهداف و برنامه های اسلام گرایانة شان می باشند، همه این گروه ها زیر مجموعة اسلام گرایی را می سازند.

دسته بندی گروه های اسلام گرا نشان می دهد، آن هایی که میان اسلام گرایی و خشونت پیوند صددرصدی بر قرار می کنند، یا ساده لوح اند و یا مغرض! زیرا؛ (1) پیشتازان اسلام گرایی مانند، سید جمال الدین افغان، محمد عبده و حسن البنا و حتی سید قطب –در مرحلة نخست فکری اش- جنگ و کودتا را تجویز نداشته اند، (2) شماری از گروه های اسلام گرا همچون گروه تحت رهبری حسن الترابی، راشد غنوشی و نجم الدین اربکان با وجود تحمل مشقات فراوان از توسل به سلاح ابا ورزیدند و (3) دستة از اسلام گراها از روی ناگزیری دست به اقدام مسلحانه زدند، مانند نهضت اسلامی افغانستان که به منظور دفاع از سرزمین شان در برابر تجاوز شوروی به جنگ رو آوردند.

پرسش اصلی

پرسش اساسی این است که چه عوامل، پاره‌ای از اسلام گراها را به جنگ و خشونت کشانیده است؟

همة ادیان در مقام عقیده بی آزار اند، اما وقتی پای دین به جامعه کشیده می شود، بحث قدرت به میان می آید، کار به کش و گیر، بزن و ببند می رسد؛ مسیحیت چه جنگ ها و خون ریزی هایی را سامان نداده است، در آخرین مورد،جنایات صرب ها دربوسنی و جنگ های قومی میان توتوها و توتسی ها در افریقا فراموش ناشدنی است. هندو های افراطی بر سر مسالة مسجد بابری در هند، جنایات بودائی ها در میانمار و قساوت پیروان شئتو –جاچان- در جنگ دوم جهانی و آن چه که دولت یهود در فلسطین انجام می دهد، پرده از این حقیقت بر می دارد. این سخن بدین معناست که جنگیدن و سوزاندن ویژة افراطی های مسلمان نیست، بلکه گروه های متعلق به همه ادیان در برهه هایی دست به بیداد زده و جنایات هولناکی آفریده اند.

متون اسلامی مانند هر متن دیگری منبع قرائت هایی است، که پارة از آن قرائت ها خشونت زدا و شماری خشونت زا اند. اهلحدیث که بنـام سلفـی هـم یـاد می شوند، و در نص گرایی مشهور اند، بخاطر؛ (1) ظاهر گرایی از نصوص و غفلت از مقاصد متن، (2) تأکید بر اسناد حدیث و بی اعتنایی به متن آن، (3) پرهیز از علوم عقلی و طرد فلسفه و کلام در نصاب درسی و (4) وظیفه گرایی، از سایر گروه های اسلامی متمایز اند. این گروه تاریخ، را به عنوان یک جریان مستقل برای تفکر و تدبر نمی شناسند. از نظر ایشان تاریخ دارای حرکت کمانی است که از گمراهی و ضلالت آغاز گردیده، پیامبران الهی آن را به اوج رسانیده اند، که در عهد حضرت محمد(ص) درجة کمال خود را پیموده و از آن به بعد رو به زوال دارد، اهلحدیث الگوی زنده‌گی خویش را از عصر بعثت می گیرند. این دسته به جای آن که اصول اسلام را بر گیرند و زنده‌گی امروز خویش را بر اساس آن سامان بخشند، در مواردی می کوشند، امروز را به عصر بعثت بر گردانند. آن چه گروه طالبان در مورد تلویزیون و سینما بکار بستند، از همین نظریه حکایت
 می دارد.

اسلام گراها به فریضة جهاد علاقه و دلبستگی ویژة دارند، با این تفاوت که اسلام گراهای میانه رو جهاد را به معنای وسیع کلمه می گیرند و هر گونه تلاش سازنده مانند درس، تعلیم، روشنگری اذهان مردم، حمایت از حقوق محرومان و مستضعفان و عرصة خدمات اجتماعی را نیز شامل جهاد می شمارند، اما اسلام گراهای تندرو، جهاد در نظر شان تنها معنی قتال و مبارزة مسلحانه را دارد و همة مسلمانان از دید ایشان باید به نحوی در خدمت جهاد مسلحانه قرار گیرند ورنه جاهل و گمراه اند. از دید این فرقه جهاد از چنان جایگاهی برخوردار است، که ایمان بدون آن ماهیت خود را از دست می دهد و از اعتبار ساقط می گردد. ابومصعب زرقاوی مسلمان هاییرا که به جهاد نمی پردازند، خدمتگاری بیش در خدمت دشمنان اسلام نمی داند.

پیام اسلام گراهای افراطی از جاذبه نیرومندی برخوردار می باشد؛ زیرا پیام سادة دارند، که بر اساس آن بشریت در دو جبهة حق و باطل و سیاه و سفید قرار دارد و بیرون از آن جایگاهی وجود ندارد. فهم چنین پیامی برای عامة مردم و جوانان سهل و آسان است. آن ها ادعا دارند که پاسخ همه مسایل در قرآن و حدیث وجود دارد، و با این پیام، در واقع راه رسیدن به مطلوب را به جوانان کوتاه ساخته اند. ریشة همة بدبختی ها را این طایفه در عدم تطبیق شریعت اسلامی وانمود می سازند؛ دعا و تضرع، ادای عبادات را حلال همة مشکلات انگاشته می شود و به اینصورت ریشة همة مصائب در دوری از تطبیق شریعت –مورد نظرشان- محاسبه می گردد.

اهلحدیث، یک الگوی خوب و آماده هم در اختیار دارند و همیشه از آن سخن بمیان می آورند، که همانا قدرت و صلابت مسلمانان در سده های اولیة اسلام است. از دید آن ها این الگو، چنان از عظمت و درخشنده‌گی برخوردار می باشد، که اهلحدیث آیندة را از یاد برده و همیشه در حسرت بدست آوردن گذشته می کوشند.

این همه در خلأ شکل نگرفته است. ضعف و درمانده‌گی همه جانبة مسلمانان از یکسو اسلام گراها را بر آن داشته، تا به هر وسیلة دست یا زند و برای عزت و سرفرازی مسلمانان بکوشند و جوانان مسلمان را در این راستا ترغیب بدارند. جدی تر از آن، تجاوز و تعدی قوتهای غربی و اسرائیل در زنده‌گی مسلمانان چنان فضای مملو از کینه و عداوت را خلق کرده است، که گاهی دفاع مشروع به انتقام جویی وحشیانه بدل شده است.

اسلام گرایی در کلیت، جریان واکنشی است؛ سید جمال الدین افغانی با دیدن مظاهر استعمار مغرب زمین قد علم کرد و پرچم مبارزه را بر افراشت. با فروپاشی خلافت اسلامی در جنگ اول جهانی سازمان های اسلام گرای همچون اخوان المسلمین و حزب التحریر سربلند کردند. حملة اسرائیل بر اراضی اعراب نخستین جرقة بود، که اسلام گراها را به میدان جنگ کشاند. از آن روز تا کنون سیاست های غاصبانه و ضد بشری اسرائیل، اسلام گراهای فلسطینی را به انواع مبارزة مسلحانه سوق داده است؛ از حملات چریکی گرفته، تا بمب گذاری و حملات انتحاری.

تجاوز شوروی به افغانستان علاوه بر این که اسلام گراها را از مکتب و مدرسه به میدان های خونین نبرد کشاند، صد ها دانشجوی عرب را نیز به این معرکه سوق داد


صفحه فرهنگ وهنر

ره‌نورد زریاب در شب بخارا

2017-May-23 || 

در اين دهه، من بدين باور رسيدم که برخي از بزرگان عرصة فرهنگ ايران، به چهره‌هاي کلاسيک و ماندگار زبان پارسي دري، مبدل شده اند؛ چون: - محمد علي فروغي با کتاب سير حکمت در اروپا؛ - ملک الشّعراء بهار، با کتاب سبک شناسي؛ - استاد فروزان‌فر، با پژوهش‌هايش در بارة مولانا و عرفان؛ - استاد عبدالحسين زرين‌کوب، با نوشته‌هايش در باره نقد ادبي و شعر؛ - امير حسين آريان پور، با ديدگاه‌هاي تازه‌اش در بارة هنرها و جامعه؛ - دکتور ذبيح الله صفا، با تاريخ ادبيّاتش؛ - رضا سيد حسيني با کتاب مکتب‌هاي ادبي‌اش و... چند تن ديگر. مي‌شود گفت که، در اين دهه، لايه‌هاي گونه‌گون مردم، به چهره‌هاي ويژه‌يي در ايران، دل‌بسته‌گي داشتند: - براي کشتي‌گيران کابل، غلام رضا تختي و حبيبي، نمادهاي پهلواني بودند؛ - دل‌بسته‌گان سينما، به فردين، بيگ اي...

آلوده گی صوتی، بخشی از آلوده‌گی محیط زیست!

2017-May-23 ||  پرتونادری

سرو صدا هاي آزار دهندة مردم، هارن موترها، فرياد دست فروشان، صداي بلند موسيقي در رستورانت ها و کافه‌ها، غرش طياره‌ها  و صداهاي بلند ديگري که همه روزه مي شنويم  سبب نا آرامي انسان مي گردد. اين همه گونه‌هاي از آلوده گي صوتي اند. آلوده‌گي صوتي خود بخشي از آلوده‌گي محيط زيست است. با دريغ در کشور ما هنوز به اين امر توجه چنداني صورت نمي‌گيرد. هر صدايي سبب حرکت ماليکول‌هاي هوا مي شود وهرقدرکه منبع صدا بلند تر باشد، به همان اندازه ماليکول هاي هوا به شدت بيشتري به حرکت در مي آيد. هرقدر که حرکت ماليکول ها به شدت بيشتري به حرکت در آيند، به همان پيمانه  برخورد آن ها بر پردة گوش شديد تر مي باشد. ‎وقتي ماليکول هاي هوا به گونة يک انگيزه  بر پرده‌ها گوش ما برخورد مي کند، پرده‌ها گوش ما به اهتزار مي آيند. ميزان و شدت اين اهتزار وابسته به شدت حرکت ماليکو...

ره‌نورد زریاب در شب بخارا

2017-May-22 || 

شب‌هاي بخارا از مهم‌ترين نشست‌هاي فرهنگي در ايران است که علي دهباشي آن را برگذار مي‌کند. شب‌هاي بخارا تجليل از نويسندگان و متفکران بزرگ جهان است که تا اکنون (1396) نزديک به سه صد شب برگذار شده است. در اين شب‌ها اغلب از چند نويسنده و متفکر و شاعر دعوت مي‌شود تا دربارة کارنامة شخصيت‌هاي علمي و فرهنگي که شبي برايشان اختصاص داده شده است، سخن‌راني کنند. از نام‌هاي معروف حوزه فرهنگي ما و جهان تا اکنون براي اين شخصيت‌ها شبي برگذار شده است: پرويز ناتل خانلري، عبدالحسين زرين‌کوب، مجتبا مينوي، بهمن فرزانه، نجف دريابندري، به آذين، جلال آل احمد، جلال خالقي مطلق، مهدي اخوان ثالث، اومبرتو اکو، گونتر گراس، فرانتس کافکا، جيمز جويس، انا اخماتوا، رابيندرانات تاگور، موهنداس کرم چند گاندي، نلسون ماندلا، هانا آرنت و ديگر نام‌آوران جهان. شب 282، شب‌هاي ب...

آلوده گی صوتی، بخشی از آلوده‌گی محیط زیست!

2017-May-22 ||  پرتونادری

سرو صدا هاي آزار دهندة مردم، هارن موترها، فرياد دست فروشان، صداي بلند موسيقي در رستورانت ها و کافه‌ها، غرش طياره‌ها  و صداهاي بلند ديگري که همه روزه مي شنويم  سبب نا آرامي انسان مي گردد. اين همه گونه‌هاي از آلوده گي صوتي اند. آلوده‌گي صوتي خود بخشي از آلوده‌گي محيط زيست است. با دريغ در کشور ما هنوز به اين امر توجه چنداني صورت نمي‌گيرد. هر صدايي سبب حرکت ماليکول‌هاي هوا مي شود وهرقدرکه منبع صدا بلند تر باشد، به همان اندازه ماليکول هاي هوا به شدت بيشتري به حرکت در مي آيد. هرقدر که حرکت ماليکول ها به شدت بيشتري به حرکت در آيند، به همان پيمانه  برخورد آن ها بر پردة گوش شديد تر مي باشد. ‎وقتي ماليکول هاي هوا به گونة يک انگيزه  بر پرده‌ها گوش ما برخورد مي کند، پرده‌ها گوش ما به اهتزار مي آيند. ميزان و شدت اين اهتزار وابسته به شدت حرکت ماليکو...

فـرازی از نظـریات دکتـور فضـل‌الـرحمان در پیـوند به دین و مدرنیته

2017-May-17 ||  حمید بخشی

يکي از چهره هاي برجسته و نام آشنا در پروژه اصلاح فکر ديني، دکتور فضل الرحمان است. انديشمندي که  درقرن بيست (1988-1919)  درشبه قاره هند ظهورکرد و تز هاي اصلاحي خود را  در فهم تازه از قرآن و  سازگاري دين و جهان مدرن عرضه داد. دکتور فضل الرحمان زماني ميزيست که موج عظيمي ازتحولات علمي فني غرب  به نام مدرنيته داشت سراسر جهان را تسخير مي‌کرد . مدرنيته رادريک  تعريف کُلي ، به  کوشش عقلاني بشر براي  کسب سرنوشت انسان  ميتوان  گفت  که در آن عقل انتقادي و انسان محوري جايگاه بسيار رفيع و ويژه اي دارد. دکتور فضل الرحمان زماني عرض اندام  کرد که از  يک سو موج اين تحولات بسيار عظيم و سرنوشت ساز مانند سونامي جهان را در کام مي‌کشيد، از سوي ديگر، تمدن اسلامي در يک انحطاط چند قرن خود داشت با رويکرد عقل گرايي و توليدات علمي فکري پشت کرده بود. انديشه هاي اسلام...

مطبوعات افغانستان یکصد و چهل و چهار ساله شد

2017-May-08 ||  پرتو نادری

نخستين نشريه در افغانستان، شمس النهار نام دارد که به سال 1873 در زمان امير شير علي خان در شهر کابل نشرات خود را آغازکرد. اين نکته  روشن است  که مطبوعات در افغانستان به مانند کشور هاي ديگر آسيايي، در زير نظارت مستقيم  حکومت‌ها شکل گرفته است. البته چنين  تجربه‌يي را شماري از کشور هاي غربي در سده هاي هفدهم و هجدهم پشت سر گذاشته اند. در يک نگاه فشرده  به پس منظر مطبوعات در افغانستان مي توان گفت که نظام مطبوعات در اين کشور بيشترينه بر بنياد  استبداد حکومت ها استوار بوده است و اما در دوره هايي هم نظام مطبوعاتي در کشور متکي بر آزادي و قانون نيز بوده است.  شماري باورمند اند که امير شير علي خان جهت  تحقق و گسترش برنامه هاي اجتماعي - فرهنگي خويش نياز ايجاد  يک چنين  نشريه يي را در يافته بود و بناءً اجازه داد تا افغانستان نشريه يي داشته باشد. در هر...

!حکمـت بیـامـوزیـد تـا رستگـار شـویـد

2017-May-07 ||  پرتو نادری

گويند باري مردي بردرختي فراز آمده بود و شاخه هاي سبز و پرشگوفة درخت را مي بريد. رهروي که از راه مي گذشت ايستاد و خيره خيره در کار مرد نگريست. مرد گفت: مگربا من کاري داري؟ رهرو گفت: نه کاري ندارم؛ اما انگشت حيرت زير دندان دارم که تو چگونه اين همه شاخه هاي سبز و پرشگوفه را مي بري و شاخه هاي خشکيده را برجاي مي گذاري؟ مرد گفت: راه خود گير و برو که من حکمت آموخته اي آن فلسفه دان بزرگم! رهروگفت: من در اين حوالي که فلسفه داني نمي شناسم، پس اين فلسفه دان بزرگ کي است؟ مرد گفت: کسي که حکمت چهار گوشة جهان را درانبان تفکر خويش پنهان کرده است، و چون درياي تفکرات فلسفي اش توفاني شود، در شبانه روز جاي پنج وقت نماز پنجاه بار چنان چيغي زند که گويي آن انفجار نخستين بار ديگردر هستي رخ داده است. رهرو گفت: پس اين حکمتي که تو ميگويي او در چه زماني به تو آموخته است؟ مرد گفت: گاهي باشد ک...

سفرجاودانۀ «فانی» ده ساله شد!

2017-Apr-26 ||  پرتونادری

وقتي شاعري خاموش مي  شود، واژه گان يتيم مي  شوند، زمزمة زيبايي در گلوي عشق مي خشکد و بامدادان آفرينش، غبار آلود مي گردد. وقتي شاعري مي‌ميرد، الهة شعر به ماتم مي نشيند و خاوران، ميلاد خورشيد را  ازياد مي برد. وقتي شاعري مي‌ميرد چه دشوار لحظه‌يي است که خبر جانسوز خاموشي او را در مي يابي، آن گونه که من خبر دردناک مرگ  جاودان ياد رازق فاني را در سايت فردا خواندم و چقدر ساده انگارانه دلت مي خواهد که اين واقعيت تلخ را باور نکني، اما واقعيت همين است که ديگر فاني هيچ‌گاهي براي ما غزلي زمزمه نخواهد کرد، براي آن که مرگ غزل زنده‌گي او را چنان مقطعي سروده است که ديگر آن را قافيه‌يي نيست. واقعيت همين است که با مرگ رازق فاني، غزل معاصر فارسي دري يکي از چاووشان خود را از دست داده است . خداي من شاعري که پيوسته در هواي بي‌رنگي و آزاده گي فرياد مي‌زد: &nbs...

Previous   ||   Next