سرمقاله

!حلقات فاشیستی مانع توزیع شناسنامه های برقی شدند

2017-Jan-21  || 

از چند سالبه اینسو آماده گی هایی گرفته شده بود که برای شهروندان کشور سند معتبری کهنشان بدهد ما شهروندان افغانستان هستیم، توزیع گردد. این سند شناسنامه هایالکترونیک بود که از سوی کشور های دوست کمک شد تا کمپیوتر ها و دیگر وسایلضروری آن تأمین گردد و حتی برای دوسال معاش و دیگر نیازمندی های کارمنداندفاتر آن از سوی کشور های کمک کننده داده شد ولی بی عرضه گی ها و بیکفایتی های مسؤولان و زعامت کشور مانع اجرای این امرمهم ملی گردید. درپهلوی بی کفایتی ها، عوامل دیگری چون آشکار شدن تعداد شهروندان هر قوم نیزبه مثابه مانع دیگر برای اجرای این پروژه مهم و ضروری، سد راه شده است، زیرادر آن صورت موضوع اکثریت و اقلیت نیز در میان می آمد و این به ذوق زعامتکشور خوش نمی آمد. از جانبی همة، اگر این شناسنامه های الکترونیک توزیعمی گردید از آن روز دیگر حضور در نهاد های انتخاباتی برای گزینش نمایندهگان مردم و حتی رئیس جمهور بی تکلف انجام می گردید و گلیم تقلب و جعل ازروند انتخابات ها برچیده می شد و مردم ما شاهد برگزاری انتخابات روشن وشفاف می بودند ونیازی نمی بود تا برای گزینش رؤسای جمهوری و یا نماینده گانمردم در پارلمان، این همه تنش و جنجال ها در کشور بوجود می آمد و اوضاعدر کشور متشنج می گردید. نیات سوء و تعلل دم و دستگاه دولت سبب شد کههزینه های کلانی در این راه ضایع گردد و شهروندان کشور از داشتن چنین سندمعتبر بین المللی محروم گردند. کشور های کمک کننده ن


!منافع امریکا و افغانستان با هم گره خورده است

!رئيس جمهور جديد امريكا با ديد تازه به افغانستان نگاه كند

!برنامه هاي اقتصادي با جديت دنبال شوند

!فرمان ماتم ملی پسندیده است، اما بسنده نیست



3
H: 3°
L: -2°
Kabul
Saturday, 14 January
See 7-Day Forecast
Sun Mon Tue Wed Thu Fri
           
-9° -9° -11° -11° -12° -9°

SUBSCRIBE TO RSS

عبدالحفیظ منصور: اسلام گرایی آنقدر گسترده شده که در یک سو اردوغان و در سوی دیگر ابوبکر البغدادی جا گرفته است

چکیـــده

اسلام گرایی از مقوله هایی است، که به وسیلة اندیشمندان غربی وضع شده است، این مقوله نزد غربی ها بار معنایی منفی و در جوامع اسلامی به مقصد مثبت آن بکار می رود. اسلام  گرایی مجموعة از گرایش های اسلامی را احتوا می کند، که (1) اسلام را دین جامع و کامل دانسته، (2) مسلمانان را در امر سیاسی مسؤول می شمارند، (3) برای حراست از هویت اسلامی در برابر هویت های بیگانه جدی اند و (4) در مجموع خصلت واکنشی دارند.

اسلام گرایی چنان گسترده و فراخ است که در یکسویآن رجب طیب اردوغان و در گوشة دیگر آن ابوبکرالبغدادی جا گرفته اند. بدین ترتیب بر قرار کردن پیوند صد در صدی میان اسلام گرایی و خشونت بنیاد علمی نداردو از عهده چنین کاری تنها سیاسی اندیشان بر آمده می توانند.

واقعیت این است، که پاره‌ای از اسلام گراها، ره افراط پیش گرفته اند و در حال حاضر در چهار چوب طالبان، القاعده، داعش و بوکوحرام تنظیم یافته اند. وحشت آفرینی این گروه ها را زیر نام اسلام گرایی، همه اسلام گرایان را بدنام ساخته است. همة اسلام گرایان افراطی از رهگذر فکری از سلفیت سیراب می شوند. سیاست های توسعه طلبانه قدرت های غربی و رقابت های منطقوی ایران،عربستان و پاکستان در شکل دهی و تقویت آن ها نقش بارز داشته است.

یـاد آوری

پیشاپیش ذکر دو نکته لازمی به نظر می آید:

غرب در کنار تولید اسباب و وسایل جدید، به خلق مفاهیم و مقوله های تازه نیز می پردازد؛ مقوله هایی همچون اسلام سنتی، اسلام سیاسی، بنیادگرایی، اسلام گرایی و اسلام میانه رو و نظایر آن ها ساخته و پرداختة غرب اند.

مقوله ها، دارای بار معنایی خنثی نیستند، بلکه به درجات متفاوت به جانبی تمایل دارند، از آن میان "اسلام گرایی" نزد غربی ها بار معنایی منفی دارد؛ زیرا اسلام گرایی با غرب مناقشه دارد و این در حالی است، که در پاره‌ای از جوامع اسلامی، اسلام گرایی یک برتری و فضیلت پنداشته می شود.

مسأله

خشونت چیست؟ و اسلام گرایی به چه معناست؟ در فرجام چه نسبتی میان خشونت و اسلام گرایی وجود دارد؟

خشونت از کلماتی است، که کار برد دامنه داری دارد؛ به گونة که در حوزه های اندیشه، گفتگو و رفتار آدمی دخیل می باشد. این کلمه جلوگیری از رفتن دختران به مکتب، سخت گیری های خانواده‌گی، سخت گیری مدیران مدارس و ادارات، موضع گیری های مغایر با حقوق بشر را تحت پوشش قرار می دهد. توسل به اقدامات مسلحانه به منظور نیل به اهداف سیاسی و راه اندازی حملات انتحاری در حد کمال، معنی و مفهوم خشونت را می رساند. به همین منوال مقولة "اسلام گرایی" وضع بهتری از کلمة خشونت ندارد؛زیرا اسلام گرایی مجموعة از جنبش های اسلامی با گرایش های نرم و درشت را احتوا می کند. افزون بر آن "اسلام گرایی" از مفاهیم جدیدی است، که تا هنوز نزد همه پژوهشگران معنای مشخص خود را نیافته است، لذا گاهی جابجایی هاییدر این مورد صورت می گیرد. بدین معنی که کسانی اسلام گرایی را برابر با بنیاد گرایی شمرده اند، پاره‌ای هم، غرب ستیزی را اسلام گرایی تعبیر کرده اند. کسانی دیگر اسلام گرایی را با جنبش های تکفیری و تروریستی یکی پنداشته اند، گاهی هم اسلام گرایی با واپسگرایی همردیف دانسته شده است. زمانی معنای اسلام گرایی مغشوش می گردد، که عمومیت معنایی اسلام گرایی به سود یک گرایش خاص سلب می گردد. به سخن دیگر، کلیه جنبش هاییکه از وضعیت کنونی مسلمانان ناخشنود اند، و هر کدام می کوشند، تا به گونة این درمانده‌گی را مرفوع سازند، اسلام گرا اند. همة گروه های اسلام گرا، در پی تثبیت هویتی مستقل اند، تا از غرب و سایر قدرت های جهانی تفکیک گردند. اسلام را دین جامع و کامل دانسته، که دارای عقیده و شریعت و تعلیمات فردی و اجتماعی می باشد. در همه جای عالم، این گروه، "اسلام را راه حل می دانند" و بدین گونه راه خود را از مارکسیسم و لیبرالیسم سرمایه داری جدا می سازند.

فرقه های شامل جریان اسلام گرایی چنان متنوع و متعدد اند، که در یک گوشة آن حزب توسعه و عدالت قرار گرفته است و در رأس جانب دیگرش داعش؛ رجب طیب اردوغان بامشی سکولار، اهداف اسلام گرایی را دنبال می دارد، راشد غنوشی به دولت ائتلافی تن در می دهد، تا امنیت و ثبات در تونس بر قرار بماند، اخوان المسلمین مصر کودتای نظامیان را علیه دولت انتخابی –تاحدی- با مدارا تحمل کرد. روح الله خمینی بسیج عمومی علیه رژیم شاه ایران و امریکا را، راه اندازی کرد، مجاهدین افغانستان در برابر تجاوز شوروی رزمیدند، القاعده، داعش و بوکوحرام با سفاکانه ترین شیوه در پی تحقق اهداف و برنامه های اسلام گرایانة شان می باشند، همه این گروه ها زیر مجموعة اسلام گرایی را می سازند.

دسته بندی گروه های اسلام گرا نشان می دهد، آن هایی که میان اسلام گرایی و خشونت پیوند صددرصدی بر قرار می کنند، یا ساده لوح اند و یا مغرض! زیرا؛ (1) پیشتازان اسلام گرایی مانند، سید جمال الدین افغان، محمد عبده و حسن البنا و حتی سید قطب –در مرحلة نخست فکری اش- جنگ و کودتا را تجویز نداشته اند، (2) شماری از گروه های اسلام گرا همچون گروه تحت رهبری حسن الترابی، راشد غنوشی و نجم الدین اربکان با وجود تحمل مشقات فراوان از توسل به سلاح ابا ورزیدند و (3) دستة از اسلام گراها از روی ناگزیری دست به اقدام مسلحانه زدند، مانند نهضت اسلامی افغانستان که به منظور دفاع از سرزمین شان در برابر تجاوز شوروی به جنگ رو آوردند.

پرسش اصلی

پرسش اساسی این است که چه عوامل، پاره‌ای از اسلام گراها را به جنگ و خشونت کشانیده است؟

همة ادیان در مقام عقیده بی آزار اند، اما وقتی پای دین به جامعه کشیده می شود، بحث قدرت به میان می آید، کار به کش و گیر، بزن و ببند می رسد؛ مسیحیت چه جنگ ها و خون ریزی هایی را سامان نداده است، در آخرین مورد،جنایات صرب ها دربوسنی و جنگ های قومی میان توتوها و توتسی ها در افریقا فراموش ناشدنی است. هندو های افراطی بر سر مسالة مسجد بابری در هند، جنایات بودائی ها در میانمار و قساوت پیروان شئتو –جاچان- در جنگ دوم جهانی و آن چه که دولت یهود در فلسطین انجام می دهد، پرده از این حقیقت بر می دارد. این سخن بدین معناست که جنگیدن و سوزاندن ویژة افراطی های مسلمان نیست، بلکه گروه های متعلق به همه ادیان در برهه هایی دست به بیداد زده و جنایات هولناکی آفریده اند.

متون اسلامی مانند هر متن دیگری منبع قرائت هایی است، که پارة از آن قرائت ها خشونت زدا و شماری خشونت زا اند. اهلحدیث که بنـام سلفـی هـم یـاد می شوند، و در نص گرایی مشهور اند، بخاطر؛ (1) ظاهر گرایی از نصوص و غفلت از مقاصد متن، (2) تأکید بر اسناد حدیث و بی اعتنایی به متن آن، (3) پرهیز از علوم عقلی و طرد فلسفه و کلام در نصاب درسی و (4) وظیفه گرایی، از سایر گروه های اسلامی متمایز اند. این گروه تاریخ، را به عنوان یک جریان مستقل برای تفکر و تدبر نمی شناسند. از نظر ایشان تاریخ دارای حرکت کمانی است که از گمراهی و ضلالت آغاز گردیده، پیامبران الهی آن را به اوج رسانیده اند، که در عهد حضرت محمد(ص) درجة کمال خود را پیموده و از آن به بعد رو به زوال دارد، اهلحدیث الگوی زنده‌گی خویش را از عصر بعثت می گیرند. این دسته به جای آن که اصول اسلام را بر گیرند و زنده‌گی امروز خویش را بر اساس آن سامان بخشند، در مواردی می کوشند، امروز را به عصر بعثت بر گردانند. آن چه گروه طالبان در مورد تلویزیون و سینما بکار بستند، از همین نظریه حکایت
 می دارد.

اسلام گراها به فریضة جهاد علاقه و دلبستگی ویژة دارند، با این تفاوت که اسلام گراهای میانه رو جهاد را به معنای وسیع کلمه می گیرند و هر گونه تلاش سازنده مانند درس، تعلیم، روشنگری اذهان مردم، حمایت از حقوق محرومان و مستضعفان و عرصة خدمات اجتماعی را نیز شامل جهاد می شمارند، اما اسلام گراهای تندرو، جهاد در نظر شان تنها معنی قتال و مبارزة مسلحانه را دارد و همة مسلمانان از دید ایشان باید به نحوی در خدمت جهاد مسلحانه قرار گیرند ورنه جاهل و گمراه اند. از دید این فرقه جهاد از چنان جایگاهی برخوردار است، که ایمان بدون آن ماهیت خود را از دست می دهد و از اعتبار ساقط می گردد. ابومصعب زرقاوی مسلمان هاییرا که به جهاد نمی پردازند، خدمتگاری بیش در خدمت دشمنان اسلام نمی داند.

پیام اسلام گراهای افراطی از جاذبه نیرومندی برخوردار می باشد؛ زیرا پیام سادة دارند، که بر اساس آن بشریت در دو جبهة حق و باطل و سیاه و سفید قرار دارد و بیرون از آن جایگاهی وجود ندارد. فهم چنین پیامی برای عامة مردم و جوانان سهل و آسان است. آن ها ادعا دارند که پاسخ همه مسایل در قرآن و حدیث وجود دارد، و با این پیام، در واقع راه رسیدن به مطلوب را به جوانان کوتاه ساخته اند. ریشة همة بدبختی ها را این طایفه در عدم تطبیق شریعت اسلامی وانمود می سازند؛ دعا و تضرع، ادای عبادات را حلال همة مشکلات انگاشته می شود و به اینصورت ریشة همة مصائب در دوری از تطبیق شریعت –مورد نظرشان- محاسبه می گردد.

اهلحدیث، یک الگوی خوب و آماده هم در اختیار دارند و همیشه از آن سخن بمیان می آورند، که همانا قدرت و صلابت مسلمانان در سده های اولیة اسلام است. از دید آن ها این الگو، چنان از عظمت و درخشنده‌گی برخوردار می باشد، که اهلحدیث آیندة را از یاد برده و همیشه در حسرت بدست آوردن گذشته می کوشند.

این همه در خلأ شکل نگرفته است. ضعف و درمانده‌گی همه جانبة مسلمانان از یکسو اسلام گراها را بر آن داشته، تا به هر وسیلة دست یا زند و برای عزت و سرفرازی مسلمانان بکوشند و جوانان مسلمان را در این راستا ترغیب بدارند. جدی تر از آن، تجاوز و تعدی قوتهای غربی و اسرائیل در زنده‌گی مسلمانان چنان فضای مملو از کینه و عداوت را خلق کرده است، که گاهی دفاع مشروع به انتقام جویی وحشیانه بدل شده است.

اسلام گرایی در کلیت، جریان واکنشی است؛ سید جمال الدین افغانی با دیدن مظاهر استعمار مغرب زمین قد علم کرد و پرچم مبارزه را بر افراشت. با فروپاشی خلافت اسلامی در جنگ اول جهانی سازمان های اسلام گرای همچون اخوان المسلمین و حزب التحریر سربلند کردند. حملة اسرائیل بر اراضی اعراب نخستین جرقة بود، که اسلام گراها را به میدان جنگ کشاند. از آن روز تا کنون سیاست های غاصبانه و ضد بشری اسرائیل، اسلام گراهای فلسطینی را به انواع مبارزة مسلحانه سوق داده است؛ از حملات چریکی گرفته، تا بمب گذاری و حملات انتحاری.

تجاوز شوروی به افغانستان علاوه بر این که اسلام گراها را از مکتب و مدرسه به میدان های خونین نبرد کشاند، صد ها دانشجوی عرب را نیز به این معرکه سوق داد


صفحه فرهنگ وهنر

نگاهی بر شعر و شاعری قاری زاده

2017-Jan-21 ||  پرتو نادری

هشتاد و پنج سال داشت که خاموش شد و اما پیش از آن بینایی‌اش را از دست داده بود. گویی پس از سده‌های دراز رودکی آن شاعر روشن بین - نیای بزرگ - چشم‌هایش را به ضیای قاری‌زاده هدیه کرده بود. گویی در سا‌ل‌های پسین قاری‌زاده جهان را با چشم های رودکی تماشا می کرد. شاید قاری‌زاده خود ادامۀ معنویت بزرگ رودکی بود. نه در شعر؛ بل در موسیقی و آواز نیز. قاری‌زاده موسیقی می دانست، می نواخت و می سرود و آوازی داشت به نکویی مژدۀ دیدار یار پس از سال‌های بلند دوری. آوازی داشت به رازناکی یک اندوه ناشناخته، یک اندوه مقدس. رودکی نیز موسیقی می دانست، چنگ می نواخت و آوازی داشت به شور انگیزی سمفونی دریاها در خلوت شب‎های مهتابی. گاهی قاری‌زاده را از دیدگاه شیوۀ آفرینش شعری با پروین اعتصامی مقایسه کرده اند؛ اما تا جایی که من می پندارم این مقایسه ما را به هم‌گونی های چشم...

جنگنامۀ حمید کشمیری شاهنامۀ سدۀ نزدهم

2017-Jan-15 ||  پرتو نادری

 حمید کشیمری یکی از شاعران حماسی سدۀ سیزدهم است که جنگ‌نامۀ او به نام « اکبرنامه» یاد می‌‌شود. محمد حیدر ژوبل  باور دارد که  گوینده: «حقایق را با کمال صراحت بیان داشته، امیدوار هیچ‌گونه صله و سیم نبوده است. اکبرنامه در روح خواننده‌گان در افغانستان و هندوستان تأثیر گرمی ‌‌کرد و ممکن است که این کتاب را شاهنامۀ قرن نزدهم افغانستان خواند که فصل معاصر شاهنامۀ فردوسی می‌تواند حساب شود.»  تاریخ ادبیات افغانستان، ص‌259.  در پیوند به زنده‌‌گی حمید کشمیری اطلاعات زیادی در دست نیست؛ با این‌حال زادگاه او را دهکده‌یی گفته اند به نام نوپگ در پرگنۀ شاه آباد کشمیر، پدرش حمایت الله نام داشته و مردی بوده است معروف، عالم دین و ادیب. به روایت آمده در دانش‌نامۀ ادب پارسی، حمید در آخرین لحظه‌های زنده‌گی خود این بیت را سرود: ...

اسحاق فایز و قلم کشی های نخستین

2017-Jan-15 ||  پرتو نادری

زادگاه فایز دهکدۀ تاجیکان نام دارد. در جبل السراج ، درولایت پروان. گذشته گان او همه‌گان در  همین دهکده زیسته اند. سال 1336 بود که فایز در همین دهکده چشم به جهان گشود. آموزش‌های ابتدایی، میانه و لیسه  را در دهکدۀ خود فرا گرفت. بعداً به کابل آمد و در دانشکدۀ علوم دانشگاه کابل  در بخش ریاضی و فزیک مشغول آموزش شد. او ازاین دانشکده به سال 1360خورشیدی گواهی‌نامۀ لیسانس به دست آورد. از این نقطه نظر او با نورالله وثوق، داوود سرمد، میرویس موج، علی محمد رسولی، من وشاید هم چند تن دیگر همانندی دارد. برای آن که این‌ها همه گان از دنیای مجردات علوم طبیعی و ریاضیات به دنیای عواطف و تخیل ، شعر و سرایش با دشواری راه زده اند، بی آن که چراغی فرا راه بوده باشد و پیشوایی و رهبری و استادی، تا آن‌ها را با فن و فوت شعر و نویسنده گی آشنا سازد. شاید جای داشته باشد تا از آن شمار شاعران...

بحث فرهنگ

2017-Jan-11 ||  دوکتور محمد ظاهر عزیز

این مبادلات، تماسها و پخش سریع اطلاعات ، برای یکسان سازی سلیقه ها ، روشها، رفتارها و دیگر اجزای هر روزه ای زندگی انسانها همرا است و هم مانند کردن، هم نوع کردن بعضی از نمونه های زندگی، تفکر و عمل تولید و مصرف را تبلیغ میکند. این عمل همنوائی و یکسان سازی روبه توسعه، به تدریج حوزه های بیشتری از فعالیت انسانی را در سطوح ملی و محلی ، مورد تهاجم قرار میدهد و شاید در حالاتی ، باعث تغییر شکل ناموزون گردد زیرا هر آنچه را که با آن مطابقت دارد، ارتقاء می دهد و هرچه که بر سر راهش  می ایستد و مقاومت میکند، نابود می سازد. اگر این منطق به افراط کشیده شود، می تواند به تحجر انسانها بیانجامد، زیرا تنوع، چنانچه بر مبنای تساوی کامل پذیرفته شود یک منبع اساسی و نیروی حیات بخش برای هریک از جوامع انسانی بحساب می آید. خواست دفاع ازهویت فرهنگی مردم افغانستان در حال حاضر می باید به عنوان ...

بحث فرهنگ

2017-Jan-11 ||  دوکتور محمد ظاهر عزیز

بخش سوم خلاصه اینکه بعد از فراغت از لیسۀ دارالمعلمین تحصیلات عالیتر را در رشته های تأریخ و جغرافیه، تعلیم و تربیه و علوم سیاسی و روابط بین المللی در کابل، نیویارک و پاریس تکمیل نمودم و به اصطلاح کابل، کاملاً عصری شدم.  من دیگر تقه نمی پوشم، شپو می پوشم. کورته و ایزار نمی پوشم. دریشی ساخت فرانسه، پراهن ساخت امریکا یا ملیزیا، بوت اسپانوی، نکتایی چینایی و شپوی ساخت انگلستان را دوست دارم. در مدت اجرای وظیفۀ رسمی از سویدن تا افریقای جنوبی، از جاپان تا کلیفورنیا و از آسترلیا تا ارجنتاین در بیشتر از هشتاد کشور سفر کردم و در تماس با مردمان جهان با فرهنگ های  زیادی در تماس شدم. از ارزشهای فرهنگی شان یاد گرفتم وبه آنها احترام خاص دارم. با غذا های زیاد، روشهای حیات مردمان جهان، ادیان مختلف و طرز تفکر شان آشنایی حاصل کردم. حالا میدانم که تنوع فرهنگی در هر اجتماع و در هر ک...

بحث فرهنگ

2017-Jan-11 ||  دوکتور محمد ظاهر عزیز

بخش دوم در فاصلۀ میان پایان قرن دوازدهم و مابین قرن سیزدهم، جهان غرب لاتین به کمک دو موج بزرگ ترجمۀ مفاهیم عالی علمی عربی - اسلامی با سواد شد، و این مجموعه ها بنیان اصلی رویۀ علمی پوهنتون های بعدی را در غرب لاتین در پی داشت. پوهنتون ها قرون وسطی اروپا که در ابتدای قرن سیزدهم شکل گرفت به نوعی بنیادی، طرح ریزی دانشی بود که فارابی آنرا فراهم آورده بود. مجموعۀ دانش عرب که ترجمه شده و به جهان غرب انتقال یافته بود، پایه و بنیان علمی پوهنتون های اروپایی را و در واقعیت برنامه های درسی و متون و محتوای این برنامه ها را شکل داد. پس دانش ها و روش علوم عرب - مسلمان پایه و اساس نهادی را به غرب لاتین ارزانی داشت که امکان پیشرفت و برتری روز افزون بر مباقی جهان را به آن داد. بنابراین، تأثیر دانش های عرب - مسلمان بسیار گرانبها و ارزشمند بوده است، تأثیری که صرفاً به پیشرفت در این و یا آن ر...

بحث فرهنگ

2017-Jan-11 ||  دوکتور محمد ظاهر عزیز

الف: تعریف فرهنگ: اگر فرهنگ را به مفهوم وسیع کلمه در نظر بگیریم، شامل کلیه جنبه های زندگی سیاسی، علمی، اجتماعی ، فکری، دینی، هنری، اقتصادی و زیبائی شناسی یک ملت خواهد بود. فرهنگ مختصر آکسفورد (۱۹۹۰)، فرهنگ را "رسوم، تمدن و دست آوردهاییک دورۀ معین یا یک ملت خاص " تعریف کرده است. درگزارش کمیسیون جهانی فرهنگ وتوسعه، که توسطیونسکو در سال ۱۹۹۴م به نشر رسید، فرهنگ را به مفهموم وسیعتر از "دست آوردهای فکری انسان " به کار می برد. امروز در همه جوامع انسانها و موسسات بزرگ بین المللی مانند یونسکو بصورت قطع پذیرفته شده است که فرهنگ به تمامی تفکر، تخیل و افکارمان شکل می بخشد. فرهنگ هم در حال انتقال و تغییر و هم وسیلۀ انتقال رفتار، کردار و همچنین منبع تحقیقات ، تجدد، آفرینش، آزادی و بیداری فرصت های نو آوری است. فرهنگ برای اکثر گروه ها و جوامع، منبع انرژی، الهام و تو...

شعر سفری است بی پایان

2017-Jan-08 ||  پرتو نادری

در سال‌های اخیرالهۀ شعر کمتر به دیدار من می آید؛ حتا شبانه‌ها هم که بسیار دل‌تنگم. من نیز او را دنبال نمی کنم. می ترسم که روی برگرداند وبگوید: مگر آزرمی نداری که پیرانه سرهم، مرا رها نمی کنی! با این حال گاه گاهی شرفۀ نازک بال‌هایش رامی شنوم که چنان نسیمی از دهلیز ذهن من می گذرد؛ اما تا بر می خیزم که پنجره یی به رویش بگشایم، با دریغ که نه شرفۀ بالی‌است ونه جرقۀ الهامی! دوباره همان سکوت سنگین دل‌تنگی‌است که برهمۀ هستی من سایه می افگند. او وقتی این گونه می آید و بر می گردد، دردناکترین لحظه‌ها را برای من برجای می گذارد. با این حال گاهی پنجره را می گشایم ومی بینم که اودر پشت پنجره لبخند می زند و می آید ومی نشیند درکنارم و آرام آرام ، با روح من درمی آمیزد چنان درآمیختن بامدادی با دریایی دردامنۀ کوهستانی! تا با من است،ازهستی لبریزمی شوم وشور نا شناخته‌یی هم...

Previous   ||   Next