سرمقاله

!سرقوماندان اعلی نیز از مردم معذرت بخواهد

2017-Apr-25  || 

پس از فشارهاي زياد به ويژه کاربران شبکه هاي اجتماعي در رابطه به حادثه خونين قول اردوي شاهين در ولايت بلخ که تعداد زيادي از سربازان کشور شهيد و زخمي شدند، ديروز وزير دفاع و رييس ستاد ارتش ظاهراً استعفا دادند. اگر اين دو مقام وزارت دفاع کشور خود شان داوطلبانه استعفا داده باشند، کار با ارزشي کرده اند. زيرا در کشور ما افغانستان اساساً فرهنگ استعفا و کنار رفتن داوطلبانه رسم نيست در حالي که در برخي از کشورها، با کوچکترين حوادث ناگوار به ويژه مسايل امنيتي، مسؤولان کنار مي روند. اما در رخداد غم انگيز و مرگبار قول شاهين، نهادها و افراد ديگري هم مقصر اند که بايد استعفا بدهند و يا دست کم از مردم معذرت بخواهند و به کم کاري و ضعف شان اعتراف بدارند. رييس جمهوري کشور که همواره به سرقوماندان اعلي بودن خود افتخار مي کند بايد بپذيرد که در اين رخداد مقصر است. در روزهاي نخست همين وزير دفاع که از سوي رييس جمهور معرفي شد، در رسانه ها آگاهان نظر دادند که وي شايستگي وزارت دفاع را ندارد و نمي تواند جنگ را در کشور مديريت کند. اما رييس جمهور به اين نظريات سالم آگاهان توجه نکرد و وزير دفاع و رييس ستاد ارتش از سوي غني و عبدالله با ملاحظات سياسي و قومي گماشته شدند که نتايج آن را ديديم. به همين گونه مجلس نماينده گان، نهاد ديگري است که در قضيه قول اردوي شاهين و رخدادهاي غم انگيز و مرگبار ديگر مقصر شناخته مي شود. همين مجلس نماينده گان بود که به مسؤول


ضرورت قیام ملی در برابر طالبان!

!مسؤولان نهادهای کشفی مورد بازپرس جدی قرار بگیرند

!طرح اداره موقت واکنش در برابر انحصار قدرت

!پاکستان به عنوان کشور حامی تروریستان به جهان معرفی شود



3
H: 3°
L: -2°
Kabul
Saturday, 14 January
See 7-Day Forecast
Sun Mon Tue Wed Thu Fri
           
-9° -9° -11° -11° -12° -9°

SUBSCRIBE TO RSS

«ما زمانی می توانیم آینده را به آغوش بکشیم که جامعۀ خردمند بار آییم»

اهميت علم، حقيقتي است که از گذشته ها به اينسو در کانون توجه انسان‌ها بوده است. اين علم است که انسان را از ساير موجودات متمايز ساخته و به آن برتري داده است. سجده کردن فرشته‌گان به حضرت آدم  چه به معناي انقياد از او و چه به معناي پذيرفتنِ بزرگي و برتري اش؛ بر مبناي همين حکمت است. خداوند  با آموختنِ «اسماي الهي» به حضرت آدم، او را فضيلت و برتري بخشيده بود. از آنجا که اسماء را نمي توان جدا از مُسَمّا تلقي کرد، پس آنچه خداوند به آدم  آموخته بود، حقيقتِ اشيا بود. از جهتي، عينِ مظهريت به حضرت محمد(ص) نيز داده شده بود. ولي با يک فرق: چيزهايي که اجمالاً به حضرت آدم داده شده بود، به حضرت محمد(ص)  به تفصيل داده شده بود. حضرت آدم «اسماء» را مطابقِ سوية انسان هاي روزگار خود که رهبريِ آنها را به عهده داشت، ميدانست و به قدري به ترکيبِ دانسته‌هايش مي‌پرداخت که براي انسان هاي آن روز کافي بود.

آري، الله (ج) اسما و مُسَمّا را به حضرت آدم آموخت، او را از پشت پردة حوادث آگاه ساخت و امکانِ حقِ مداخله به اشيا و حوادث را برايش داد. شما مي توانيد خلافتِ داده شده به حضرت آدم را از اين منظر بنگريد و آن را اين گونه تعريف کنيد: «خلافت به معناي مداخله به هستي به جانشيني از خداوند است». اين مظهريت فقط در ساية خِرَد و معرفت مي تواند تحقق يابد.

در روزگاران ما نيز مسأله مداخله به اشيا وجود دارد. ولي از اين که اين مداخله با دستانِ نااهل صورت مي‌گيرد، مشکلات و ناهنجاري‌ها را در پي داشته است. ناهنجاري‌هايي که جلوگيري آن ناممکن است. آري، از همين جهت با مشکلات و نابساماني‌هاي بسياري مواجه هستيم. حال آن که بينشِ پيامبرانه هيچگاه چنين ناهنجاري‌ها را به همراه ندارد.

اساساً آنچه حضرت آدم زير نامِ تعليمِ اسما از خداوند آموخته است، «دانايي و معرفت» است. اين را مي توان «دانشِ ساينسي» نام گذاشت، ويا «علم» قلمداد کرد، چيزي که در نتيجة پژوهش‌هاي گسترده در قلمرو مبدا و منتها بدست مي آيد. در پس پردة رجحانيتِ حضرت آدم به فرشته گان، همين علم و دانش نهفته بود. اين دانش در حضرت نوح  وسعت يافت، در حضرت ابراهيم گسترش‌اش سرعت بيشتري پيدا کرد، در حضرت هود و حضرت صالح دوچند شد و در حضرت افتخار بشريت (ص)  در اوج رسيد و به قول بديع‌الزمان، به تفصيلِ کامل دست يافت. چراکه پس از ايشان ديگر پيامبري نمي‌آمد. بنابراين گفته هاي او چه قرآن باشد چه سنت، با کشفيات تازهاي که در آينده سر مي‌کشند، نبايد در تقابل قرار بگيرد.

به تعبير ديگر: براي آن که انسان بتواند در دهليزِ کتابِ کاينات که خداوند با قدرت، اراده و مشيت خود آن را نوشته است، به راحتي گشت و گذار کند، راهنمايِ «شريعت غرّا» را که برخاسته از صفتِ کلام خداوند است، در اختيار انسان گذاشته است. از اينرو، انسان به آساني مي تواند در اين دهليز گشت و گذار کند.

آري، قرآن ميانِ انسان و هستي پل هايي بنا کرده است و انسان در ساية آن از بيگانه گي در برابر هسـتي نجات يافته و آن را به صـورت «انيس و جليس»ِ خـود مشاهده کـرده است. از اين جهت مي توان گفت که پيامبر گرامي (ص)  چيزهايي را که بايد، در بارة هستي گفته است. علوم تا قيامت هرچه پيشرفت کنند، آنچه در بارة هستي خواهند گفت، برخلافِ گفته‌هايِ 14 قرن پيش و متفاوتتر و فراتر از آن نخواهد بود. آنگونه که برخي‌ها ادعا دارند، اين گفته‌هاي ما بدان معنا نيست که چيزهايي که تا کنون در عرصة فيزيک، کيميا، رياضيات، زيست شناسي، اناتومي و... کشف شده‌اند، پيامبر(ص)  قبلاً از آن سخن گفته است. آنچه ما مي خواهيم بگوييم اين است که بيانات پيامبر(ص)  با يافته هايي که در آينده در زمينة هستي عرض وجود خواهند کرد، در تناقض قرار نخواهد گرفت و حتا با آنها سازگار خواهد بود. از همين‌رو، علم از اهميت بسياري برخوردار است و به علت مهم بودنش مي توانيم بگوييم: «همه چيز از جهت نتيجه به علم بستگي دارد».

آري، سرنوشتِ آينده را علم تعيين مي‌کند. بي علم نمي‌توان به جايگاهي رسيد. به خصوص فرايندِ جهاني شدن، بر اهميت علم افزوده است. در روزگاري که غرب انقلاب صنعتي را رقم مي‌زد، ما بهاي عقب‌ماني در اين زمينه را بسيار سنگين پرداختيم و تاوان آن را چندين عصر متحمل شديم و هنوز هم متحمل مي‌شويم. از شوکِ عقب‌ماني در برابر انقلابِ تکنالوژي، هنوز هم به خود نيامده ايم. اگر به سوية امروزي دنيا نتوانيم دست بيابيم و بار ديگرِ فرصتي که به دست ما آمده است را از دست بدهيم، شايد دشمن مجالِ بلند شدن از زمين را ندهد.

از همينرو، بايد از يکسو به خداوند کاملاً باورمند باشيم، به پيامبر (ص)  حرمت بگذاريم و  به تماميِ ظرافت‌هاي اسلام به درستي پي ببريم، از ديگر سو زنده‌گي را با همه جوانب آن به آغوش بگيريم، يعني از بهترينِ مراکزِ پژوهشي برخوردار باشيم، همانند ناسا (NASA)، نهادهايي را بنيان گذاريم که از شهرت جهاني برخوردار باشند و ايجاد پايگاه‌هاي مسکوني در فضا، به دستان ما تحقق پذيرد. ورنه در موازنة دنيا دخالتي نخواهيم داشت و حوادثِ دنيا عليهِ ما جريان خواهد يافت.

کساني که در اين راه شتاب زده‌گي مي‌کنند، در واقع به اين هدف که مستلزم آهستـه روي و انتظام است، زيان مي‌رســانند. حال آن که تا کنون در هيچ زمينه کادرهاي حرف‌هاي و کــارآزمــوده پرورش نيافته است.

امروزه فقه اسلام، يعني نظام حقوقي اسلام را مجدداً بايد از نظر گذراند و آن را به گونه‌اي ترتيب، تنسيق و تنظيم کرد که پاسخگوي نيازمندي‌هاي امروز باشد. ولي با تأسف بايد گفت که هم به لحاظ کيفيت و هم به لحاظ کميت، اشخاص کارداني را سراغ نداريم که بتوانند از عهدة اين کار بدرآيند. برعلاوه، معلوماتِ فقهيِ موجود را بايد در کامپيوترها بارگذاري کرد. اين کار نيز زمان بسياري را دربر خواهد گرفت. حال آن که اين کار، فقط به بارگذاريِ اين معلومات خلاصه نميشود. به منظور بهرهوري از اين معلومات، بايد به ترکيبات تازهايدست يافت. يک بارديگر تأسف خويش را ابراز مــيدارم که در حـالت کــنوني کادري نداريم که اين همه مسايل را در سطح بلند و دلخواه بجا آورند. آنگونه که براي مديريتِ مراکزِ بزرگِ پژوهشيِ چون (NASA) کارمندانِ کافي در اختيار نداريم و اين را به راحتي اعتراف ميکنيم، به همانگونه براي مديريتِ مراکزِ پژوهشيِ اسلامي نيز از کادرهاي حرفوي برخوردار نيستيم. من به اين گفته هايم مبالغه نکرده ام و امکاناتِ موجود را نيز دست کم نگرفته ام. فقط ميخواهم حقيقتي را بازگو بکنم.

بنابراين، انسان هايِ ناکافياي که خواستار مسايل بزرگي هستند، ممکن است به نام اسلام به اين جامعه نتايج نادرستي را به بار بياورند، که اين اقدام نادرست هرج و مرجهايِ مهارناپذيري را به همراه خواهد داشت که در چنين حالت، بدست آوردنِ مجددِ فرصتهاي از دست رفته، دشوار خواهد بود. با رويکردهايِ خام و کودکانه نمي توان به همچو نتيجة مهم دست يافت. تا زماني که شخصيت‌هاي برجسته اي چون در فقه، ابوحنيفه‌ها و ابويوسف‌ها؛ در حديث، بخاري‌ها، ترمذي‌ها، مسلم‌ها؛ در کلام، سيد شريف جرجاني‌ها، تفتازاني‌ها؛ در اخلاق و تصوف امام غزالي‌ها، امام رباني‌ها، بديع‌الزمان‌ها پرورش ندهيم، هرگونه معالجة جامعه اشتباه است، مشکلات را بار ميآورد و بارِ ديگر از زيرِ بارِ گرانِ ناهنجاري‌هايي که باعث بروز اين مشکلات ميگردند، نجات نخواهيم يافت.

من حاضر هستم در پيشگاهِ خداوند پاسخِ اين گفته هايم را بدهم. ممکن است برخي‌ها بپرسند: «چرا قوة معنويه را مي شکني؟». در اين باره وجدان من راحت است و آماده هستم حسابِ اين انديشه ام را بدهم. چراکه اين مسأله قطعاً تحملِ شوخي و مزاح و تمثيل شدنِ آن به دست انسان هاي غيرجدّي را ندارد.

کوتاهِ سخن اين که؛ آنگونه که در سوال مطرح شده است، ما زماني مي توانيم آينده را به آغوش بگيريم که جامعة آگاه و بامعرفت بار آييم. چراکه دانش و معرفت به معناي پي بردن به مقصد والاي آفريدگار و درکِ پديده‌هايي است که اشيا و حوادث و اوامر تکويني از آن به ما سخن مي‌گويند. انساني که در جايگاهِ حکم راندن بر اشيا آفريده شده است، مي بيند، مي خواند، درک مي‌کند و مي‌آموزد. پس از اين که آموخت؛ راه هاي فرمانروايي بر حوادث و تسخير آنها را مي جويد. اين نقطه، همان نقطه ايست که اشيا به فرمان خداوند در انقياد انسان قرار ميگيرند و تحت فرمان انسان قرار مي گيرند.

برخي ها به اين باور اند که اداره و رهبريِ دنيا در پرتو علم، فلاکت هايي همچون ماشيني شدنِ انسان و درآمدنِ به حالت جمعيتِ مورچه گان را به دنبال دارد. اين پندار قطعاً درست نيست. آنگونه که گذشتة بي علم وجود ندارد، از آيندة بي علم نيز سخن نمي توان گفت. همه چيز به لحاظ نتيجه، به علم وابسته است و در نبود علم، دنيا هيچ ارمغاني براي انسان ندارد.

اين واقعيت است که در بسا شهرهاي ما انسان ها رو به ماشيني شدن نهاده، حواس انساني، انديشه، صحت و فضايلِ انساني از بين رفته است. ولي تحميل کردنِ اين نابساماني‌ها به علم و تکنيک، بي‌عدالتي است. تقصيرِ اصليِ اين نابساماني ها را در دانشمنداني بايد جستجو کرد که از مسئوليت شانه خالي کرده اند. دانشمنداني که از شعورِ مسئوليت اجتماعي برخوردار هستند، اگر آنچه از ايشان توقع ميرفت را ادا کرده بودند، شايد هيچکدامِ اين مواردِ نگرانکننده وقوع نمييافت!.

 

 


مقاله های سیاسی

!از اسب تروا تا اسب حافظ سعید

2017-Apr-25 ||  پرتو نادری

گفتند والي ننگرهار اسبي به رييس جمهور بخشيده است. چموش و سخت لگام. اسبي که آن را جز اميران و شاهان کس ديگري نتواند پاي بر رکاب گذاشتن. گفتند اين اسب در گذشته از حافظ سعيد امير خراسان داعشيان بوده است و رفتاري دارد داعشي، اما روشن نيست که اسب امير خراسان مي تواند رفتار دموکراسي افغاني را ياد گيرد يا نه! وقتي اين خبر را شنيدم نمي دانم چرا ماجراي اسب شهر تروا يادم آمد. در حماسه هاي يوناني آمده است که چون يونانيان به سرکرده گي «آشيل» به هدف تسخير شهر تروا کشتي ها بر آب افگندند و تروا را در محاصره کشيدند، سپاهيان تروا تيرها در کمان ها گذاشتند و در برابر مهاجمان انتقام جو ايستادند. خون ريختند و اما از شهر و سرزمين خود پاسداري کردند. تروا ده سال تمام در محاصرة يونانيان ماند؛ اما کاري از پيش نرفت. دروازة شهر همچنان بسته ماند و تيرهاي پاسدارن در افقها به پرواز! آشيل دل...

ارگ از تــک روی دســت بکشــد

2017-Apr-25 ||  قشلاقی

در بحبوحه افزايش بد امني و خطر سقوط برخي از ولايت ها به دست دشمن، ارگ شديد تر از پيش بر طبل انحصار گري هاي خويش مي کوبد و به جان اقوام افغانستان افتاده است. اين کار را طالبان نيز در آغاز اولين سال حکمراني شان بر کابل کردند. آنان در آغاز با شعار مبارزه بر ضد شر و فساد کمر بستند تا افغانستان را از چنگال فرماندهان مسلح جهادي پاک کنند، ولي به مجرد اشغال کابل به اصل خويش برگشتند و به برچيدن بساط اقوام ديگر در افغانستان آغاز کردند. يکي از دلايل شکست طالبان همين تک روي هاي قومي شان نيز بوده است؛ زيرا همه دانستند و کمر به مبارزه مقاومت بر عليه آنها بستند و حتا ناگزير شدند براي نجات از اين بلاي خون آشام، کمک و مداخله امريکا را براي سرنگوني اين رژيم قبول کردند. افغانستان اينک بار ديگر بر لبه پرتگاهي قرار دارد که  بيست سال پيش قرار داشت. رييس جمهوري کشور به بهانه هاي گوناگو...

سید حسین اشراق در گردهمایی زیر نام فراخوان اجندای ملی: بحران مشروعیت در کشور وضعیت را غیر قابل تحمل کرده است

2017-Apr-25 ||  سيد حسين اشراق

نابسامانی ها موجب شده است تا سلطه اقلیت بازیگران سیاسی بر اکثریت، به جریان مسلط مبدل شود حضار گرامي، شخصيت هاي عاليقدر اشتراک کننده در مجلس سلام بر شما! خوشحال هستم که در خدمت شما قرار دارم، از برگذار کننده گانِ اين مجلس پرشکوه مخصوصاٌ برادر عزيزم جناب سفير صاحب احمد ولي مسعود سپاسگزارم که اين فرصت را در اختيار من قرار دادند.   بحثِ امروز پيرامون مرحلة جديدِ آجنداي ملي است، آجنداي ملي که از جنس حزب و سازمان سياسي صرف نيست، بلکه به عنوان يک تجربة جديد، گفتمانِ سياسي ناشي از فلسفة اجتماعي است که از چشم اندازِ اخلاق، عدالت و هنجار هاي شهروندي به مسايلِ مربوط به قدرت، زعامت و مديريتِ تحولات سياسي و اجتماعي مي پردازد.     حضار گرامي! افغانستان در شرايط نابساماني قرار دارد، ضروري به نظر مي رسد تا نيروهاي سياسي آينده نگر و فعالانِ جامعة مدني از رهگذرِ مک...

آقای رییس جمهور! تو ملامت هستی

2017-Apr-24 ||  صدیق الله توحیدی

دوسال از رياست جمهوري جناب شما و تأسيس حکومت وحدت ملي گذشت، هرروز مردم اميدشان را نسبت به آينده از دست مي دهند. حملات پيهم ومخوف تروريستي وعدم شناسايي و مجازات عاملان نفوذي دشمن در نيروهاي امنيتي؛ اين نگراني رابه وجود آورده است که حکومت نمي تواند امنيت شهروندان را تأمين نمايد.  جناب رييس جمهور!  وقتي بررياست محافظت رجال برجسته حمله صورت گرفت، مردم مي خواستند که بدانند کدام دست هاي نامرئي است که اين فاجعه را آفريده است، اما ازآن واقعه روزها وماه ها سپري شد نه نتيجه تحقيق اعلام شد ونه هم کسي به اين اتهامات بازداشت گرديد ونه هم مجازات شد. فاجعة بيمارستان چهارصد بستر داغ ديگري بردل هاي مردم گذاشت که جناب شما به سرعت کميسيوني را توظيف و وعده سپرديد که عاملان وايادي نفوذي دشمن را اين کميسيون شناسايي وبه پنجه قانون خواهد سپرد، نه تنها اين که کميسيون به اصطلاح ...

بند کمال خان بعد از پنجاه سال

2017-Apr-24 ||  عبدالحمید مبارز

در پايان پنجاه سال است که اکمال دو فاز بند کمال خان اعلان و کار ساختمان فاز سوم آن آغاز شد. آغاز اين کار کار بزرگي مي باشد؛ زيرا مديريت آب هلمند بدست افغانستان قرار مي گيرد، آن وقت افغانستان براي ايران همان مقدار آبي را جاري خواهد ساخت که در قراردادي که بين محمد موسي شفيق، آخرين صدراعظم دوره شاهي افغانستان و عباس هويدا، آخرين صدراعظم دورة شهنشاهي ايران امضا شد و پارلمان هاي هر دو کشور آن قرارداد را به تصويب رسانده و دو پادشاه وقت دو کشور آن را توشيح کرده اند و ملت هاي ايران و افغانستان از آن به خوشي استقبال کردند و مردمان هر دو کشور انتظار داشتند که بر پايه اين قرارداد روابط دوستانه ي افغانستان و ايران وسيع‌تر و محکم تر بگردد. اين که براي ساختمان فاز سوم بند کمال خان، وزير آب و برق چهارسال وقت تعيين کرده و علت و شکل ساختمان و موادي را که در آن بکار مي رود توضيح نکرد تا...

توطیه های بزرگ بر ضد مردم و کشور

2017-Apr-23 ||  مهرالدین مشید

موجودیت تروریستان در درون نظام مرگ آفرین شده است اوضاع در کشور طوري به پيش مي رود که گويا هر لحظه دستان نامريي اي هر روز بيشتر از روز ديگر وضعيت امنيتي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي را نابسامان تر مي کند و کشتي توفان زدة کشور را به سوي توفان هاي خطرناک يدک مي کنند. با تأسف که  شرايط بد سياسي در موجي از توطيه هاي خطرناک افغانستان را هر لحظه بيشتر از روز ديگر بر لبة پرتگاه مي کشاند که  به صورت قطع به نفع مردم و کشور نيست. از پيشامد هاي کنون در کشور معلوم مي شود که دستاني از شرق و غرب و شمال و جنوب به سوي کشور دراز شده و در کار توطية بزرگ برضد مردم و کشور دست دارند و چنان رخداد ها به گونة زنجيره يي يکي پيهم به وقوع مي پيوندند که حتا بدتر از کارگزاران ستون پنجم امنيت ملي و منافع ملي را تهديد مي کنند. اين تهديد ها در حالي افزايش مي يابند که مخالفان مسلح در يک سلسله حمله هاي ز...

حکومت وحدت ملی یا گدام مشاوران بیکاره

2017-Apr-22 ||  احمد سعیدی

وقتي به خودسري وخود کامه گي سران حکومت وحدت ملي نگاه مي کنم در مورد جذب ونصب مشاورين شان تعجب مي نمايم. بعد از سبکدوشي آقاي داوود اساس مشاور ارشد داکتر عبدالله عبدالله در يکي از رسانه ها با وي از نزديک ديدم، علت برطرفي خود را برايم بيان نمود، از آقاي اساس پرسيدم که داکتر عبدالله چند مشاور دارد؟ وي گفت: 162 مشاور. برايش گفتم بعد از سبک دوشي شما شايد تعداد به 161 رسيده باشد. از او پرسيدم مشاورين رييس جمهور به کدام تعداد است؟ گفت، دقيق نمي دانم، شايد از 180 نفر زيادتر باشد. از معاشات پرسيدم، برايم گفته شد هيچ کس از 50000 افغاني کمتر و از 300000 افغاني معاش بالاتر ندارد. با خود گفتم اي داد و بيداد. از سوي ديگر گاهي اين سوال نزد من مطرح مي شود واز خود مي پرسم چطور ممکن است رهبران ديکتاتور وخود پسند خود کامه به مشوره مشاورين که خود توجه کنند. در جهان رؤساي جمهور حد اکثر از پانزده مش...

روسیه در فکر ویتنامی ساختن جنگ افغانستان برای امریکاست

2017-Apr-22 ||  محمد علی مهرزاد

روسيه بعدازتجاوز به افغانستان وکشتار مردم بيگناه وويراني داشته هاي مادي ومعنوي درکشور ما؛ اين دومين فاجعة ننگين درقاموس جنايات بشري است که درکشتاردسته جمعي توسط حکومت دست نشانده خود درسوريه با استفاده ازبمب هاي خوشه اي وفلج کنندة اعصاب که منجربه کشتن بالاترازصدنفراعم ازکودک، جوان، پيرمردان  و زنان معصوم، بيگناه و غيرنظامي شد، قلب ميليون ها انسان با وجدان را جريحه دارساخته است؛ حتا در ملل متحد به حدي انعکاس داشت که با اکثريت مطلق مخالف اين عمل ددمنشانه بودند و آن را محکوم کردند. بازگشت روسيه بعد ازشکست درافغانستان درسطح بين المللي حادثة مصيبت باردر سوريه، تکرار جنايت تاريخي است که موقع تجاوزواشغال افغا نستان انجام گرفت. روسيه قبل از اين که مبارزه عليه تروريستان را انجام دهد ،خود به حيث تروريست دولتي درکشتارمردم غير نظامي ديروز درافغانستان وامروز درسوريه ...

Previous   ||   Next