سرمقاله

ناامنی‌ها در شهر کابل افزایش یافته است

2017-May-24  || 

شهر کابل اين روزها شاهد بد امني هاي فراواني مي باشد که بسياري از اين رويداد ها رسانه يي نمي شوند. رخداد دارالامان که در آن يک خانم آلماني با محافظش کشته شد و يک تن ديگر از آنان اختطاف گرديد، بسيار مهم است و بايد به آن با دقت توجه کرد. دزدي و رهزني در موتر ها و کوچه هاي شهر بيداد مي کند و شبانه ها کسي جسارت نمي کند حتا براي اجراي امور مهم زنده گي خويش به بيرون از خانه پا نهاد؛ زيرا هرلحظه ممکن است از سوي دزدان و رهزنان مورد حمله قرار بگيرد و جيب هايش غارت گردد. اين رويداد ها حتا در نزديک ترين نقاط مرکزي شهر چون قلعه فتح الله و کمي دور تر از آن در خيرخانه و جا هاي ديگر همه روزه و همه شبه‌ها اتفاق مي افتد. وقوع اينگونه واقعات نشانة آن است که اوضاع امنيتي در پايتخت کشور بدتر شده است و علامت آن است که مسؤولان امنيتي توجه به اين مسأله ندارند و به وظايف شان رسيده گي نمي کنند. شايد اين نهاد هاي امنيتي در داخل پايتخت برنامه مدوني ندارند و امنيت اين شهر فقط بربنياد توکل به خداوند تأمين است و دزدان و رهزنان و مجرمين آزاد اند که هر چه مي‌خواهند بکنند. در بخش هايي از شهر افراد مسلح غير مسؤول با شکل و شمايلي ترسناک ديده مي شوند و اين کار گوياي اين حقيقت است که بي بندوباري ها در شهر روبه فزوني نهاده است و ايجاب مي کند تا به امور امنيتي پايتخت بايد از منظر جديدي نگاه کرد و راهکار هاي جديدي نيز در پيش گرفت. توجه در دروازه هاي ورودي شهر، خلع سلا


چرا ترامپ از کشورهای حامی تروریستان نام‌نبرد؟

!شهرداری کابل توجه کند

پاکستان حامی داعش نیز است!

با انحصار قدرت سلامت نظام با خطر مواجه شده است!



3
H: 3°
L: -2°
Kabul
Saturday, 14 January
See 7-Day Forecast
Sun Mon Tue Wed Thu Fri
           
-9° -9° -11° -11° -12° -9°

SUBSCRIBE TO RSS

«ما زمانی می توانیم آینده را به آغوش بکشیم که جامعۀ خردمند بار آییم»

اهميت علم، حقيقتي است که از گذشته ها به اينسو در کانون توجه انسان‌ها بوده است. اين علم است که انسان را از ساير موجودات متمايز ساخته و به آن برتري داده است. سجده کردن فرشته‌گان به حضرت آدم  چه به معناي انقياد از او و چه به معناي پذيرفتنِ بزرگي و برتري اش؛ بر مبناي همين حکمت است. خداوند  با آموختنِ «اسماي الهي» به حضرت آدم، او را فضيلت و برتري بخشيده بود. از آنجا که اسماء را نمي توان جدا از مُسَمّا تلقي کرد، پس آنچه خداوند به آدم  آموخته بود، حقيقتِ اشيا بود. از جهتي، عينِ مظهريت به حضرت محمد(ص) نيز داده شده بود. ولي با يک فرق: چيزهايي که اجمالاً به حضرت آدم داده شده بود، به حضرت محمد(ص)  به تفصيل داده شده بود. حضرت آدم «اسماء» را مطابقِ سوية انسان هاي روزگار خود که رهبريِ آنها را به عهده داشت، ميدانست و به قدري به ترکيبِ دانسته‌هايش مي‌پرداخت که براي انسان هاي آن روز کافي بود.

آري، الله (ج) اسما و مُسَمّا را به حضرت آدم آموخت، او را از پشت پردة حوادث آگاه ساخت و امکانِ حقِ مداخله به اشيا و حوادث را برايش داد. شما مي توانيد خلافتِ داده شده به حضرت آدم را از اين منظر بنگريد و آن را اين گونه تعريف کنيد: «خلافت به معناي مداخله به هستي به جانشيني از خداوند است». اين مظهريت فقط در ساية خِرَد و معرفت مي تواند تحقق يابد.

در روزگاران ما نيز مسأله مداخله به اشيا وجود دارد. ولي از اين که اين مداخله با دستانِ نااهل صورت مي‌گيرد، مشکلات و ناهنجاري‌ها را در پي داشته است. ناهنجاري‌هايي که جلوگيري آن ناممکن است. آري، از همين جهت با مشکلات و نابساماني‌هاي بسياري مواجه هستيم. حال آن که بينشِ پيامبرانه هيچگاه چنين ناهنجاري‌ها را به همراه ندارد.

اساساً آنچه حضرت آدم زير نامِ تعليمِ اسما از خداوند آموخته است، «دانايي و معرفت» است. اين را مي توان «دانشِ ساينسي» نام گذاشت، ويا «علم» قلمداد کرد، چيزي که در نتيجة پژوهش‌هاي گسترده در قلمرو مبدا و منتها بدست مي آيد. در پس پردة رجحانيتِ حضرت آدم به فرشته گان، همين علم و دانش نهفته بود. اين دانش در حضرت نوح  وسعت يافت، در حضرت ابراهيم گسترش‌اش سرعت بيشتري پيدا کرد، در حضرت هود و حضرت صالح دوچند شد و در حضرت افتخار بشريت (ص)  در اوج رسيد و به قول بديع‌الزمان، به تفصيلِ کامل دست يافت. چراکه پس از ايشان ديگر پيامبري نمي‌آمد. بنابراين گفته هاي او چه قرآن باشد چه سنت، با کشفيات تازهاي که در آينده سر مي‌کشند، نبايد در تقابل قرار بگيرد.

به تعبير ديگر: براي آن که انسان بتواند در دهليزِ کتابِ کاينات که خداوند با قدرت، اراده و مشيت خود آن را نوشته است، به راحتي گشت و گذار کند، راهنمايِ «شريعت غرّا» را که برخاسته از صفتِ کلام خداوند است، در اختيار انسان گذاشته است. از اينرو، انسان به آساني مي تواند در اين دهليز گشت و گذار کند.

آري، قرآن ميانِ انسان و هستي پل هايي بنا کرده است و انسان در ساية آن از بيگانه گي در برابر هسـتي نجات يافته و آن را به صـورت «انيس و جليس»ِ خـود مشاهده کـرده است. از اين جهت مي توان گفت که پيامبر گرامي (ص)  چيزهايي را که بايد، در بارة هستي گفته است. علوم تا قيامت هرچه پيشرفت کنند، آنچه در بارة هستي خواهند گفت، برخلافِ گفته‌هايِ 14 قرن پيش و متفاوتتر و فراتر از آن نخواهد بود. آنگونه که برخي‌ها ادعا دارند، اين گفته‌هاي ما بدان معنا نيست که چيزهايي که تا کنون در عرصة فيزيک، کيميا، رياضيات، زيست شناسي، اناتومي و... کشف شده‌اند، پيامبر(ص)  قبلاً از آن سخن گفته است. آنچه ما مي خواهيم بگوييم اين است که بيانات پيامبر(ص)  با يافته هايي که در آينده در زمينة هستي عرض وجود خواهند کرد، در تناقض قرار نخواهد گرفت و حتا با آنها سازگار خواهد بود. از همين‌رو، علم از اهميت بسياري برخوردار است و به علت مهم بودنش مي توانيم بگوييم: «همه چيز از جهت نتيجه به علم بستگي دارد».

آري، سرنوشتِ آينده را علم تعيين مي‌کند. بي علم نمي‌توان به جايگاهي رسيد. به خصوص فرايندِ جهاني شدن، بر اهميت علم افزوده است. در روزگاري که غرب انقلاب صنعتي را رقم مي‌زد، ما بهاي عقب‌ماني در اين زمينه را بسيار سنگين پرداختيم و تاوان آن را چندين عصر متحمل شديم و هنوز هم متحمل مي‌شويم. از شوکِ عقب‌ماني در برابر انقلابِ تکنالوژي، هنوز هم به خود نيامده ايم. اگر به سوية امروزي دنيا نتوانيم دست بيابيم و بار ديگرِ فرصتي که به دست ما آمده است را از دست بدهيم، شايد دشمن مجالِ بلند شدن از زمين را ندهد.

از همينرو، بايد از يکسو به خداوند کاملاً باورمند باشيم، به پيامبر (ص)  حرمت بگذاريم و  به تماميِ ظرافت‌هاي اسلام به درستي پي ببريم، از ديگر سو زنده‌گي را با همه جوانب آن به آغوش بگيريم، يعني از بهترينِ مراکزِ پژوهشي برخوردار باشيم، همانند ناسا (NASA)، نهادهايي را بنيان گذاريم که از شهرت جهاني برخوردار باشند و ايجاد پايگاه‌هاي مسکوني در فضا، به دستان ما تحقق پذيرد. ورنه در موازنة دنيا دخالتي نخواهيم داشت و حوادثِ دنيا عليهِ ما جريان خواهد يافت.

کساني که در اين راه شتاب زده‌گي مي‌کنند، در واقع به اين هدف که مستلزم آهستـه روي و انتظام است، زيان مي‌رســانند. حال آن که تا کنون در هيچ زمينه کادرهاي حرف‌هاي و کــارآزمــوده پرورش نيافته است.

امروزه فقه اسلام، يعني نظام حقوقي اسلام را مجدداً بايد از نظر گذراند و آن را به گونه‌اي ترتيب، تنسيق و تنظيم کرد که پاسخگوي نيازمندي‌هاي امروز باشد. ولي با تأسف بايد گفت که هم به لحاظ کيفيت و هم به لحاظ کميت، اشخاص کارداني را سراغ نداريم که بتوانند از عهدة اين کار بدرآيند. برعلاوه، معلوماتِ فقهيِ موجود را بايد در کامپيوترها بارگذاري کرد. اين کار نيز زمان بسياري را دربر خواهد گرفت. حال آن که اين کار، فقط به بارگذاريِ اين معلومات خلاصه نميشود. به منظور بهرهوري از اين معلومات، بايد به ترکيبات تازهايدست يافت. يک بارديگر تأسف خويش را ابراز مــيدارم که در حـالت کــنوني کادري نداريم که اين همه مسايل را در سطح بلند و دلخواه بجا آورند. آنگونه که براي مديريتِ مراکزِ بزرگِ پژوهشيِ چون (NASA) کارمندانِ کافي در اختيار نداريم و اين را به راحتي اعتراف ميکنيم، به همانگونه براي مديريتِ مراکزِ پژوهشيِ اسلامي نيز از کادرهاي حرفوي برخوردار نيستيم. من به اين گفته هايم مبالغه نکرده ام و امکاناتِ موجود را نيز دست کم نگرفته ام. فقط ميخواهم حقيقتي را بازگو بکنم.

بنابراين، انسان هايِ ناکافياي که خواستار مسايل بزرگي هستند، ممکن است به نام اسلام به اين جامعه نتايج نادرستي را به بار بياورند، که اين اقدام نادرست هرج و مرجهايِ مهارناپذيري را به همراه خواهد داشت که در چنين حالت، بدست آوردنِ مجددِ فرصتهاي از دست رفته، دشوار خواهد بود. با رويکردهايِ خام و کودکانه نمي توان به همچو نتيجة مهم دست يافت. تا زماني که شخصيت‌هاي برجسته اي چون در فقه، ابوحنيفه‌ها و ابويوسف‌ها؛ در حديث، بخاري‌ها، ترمذي‌ها، مسلم‌ها؛ در کلام، سيد شريف جرجاني‌ها، تفتازاني‌ها؛ در اخلاق و تصوف امام غزالي‌ها، امام رباني‌ها، بديع‌الزمان‌ها پرورش ندهيم، هرگونه معالجة جامعه اشتباه است، مشکلات را بار ميآورد و بارِ ديگر از زيرِ بارِ گرانِ ناهنجاري‌هايي که باعث بروز اين مشکلات ميگردند، نجات نخواهيم يافت.

من حاضر هستم در پيشگاهِ خداوند پاسخِ اين گفته هايم را بدهم. ممکن است برخي‌ها بپرسند: «چرا قوة معنويه را مي شکني؟». در اين باره وجدان من راحت است و آماده هستم حسابِ اين انديشه ام را بدهم. چراکه اين مسأله قطعاً تحملِ شوخي و مزاح و تمثيل شدنِ آن به دست انسان هاي غيرجدّي را ندارد.

کوتاهِ سخن اين که؛ آنگونه که در سوال مطرح شده است، ما زماني مي توانيم آينده را به آغوش بگيريم که جامعة آگاه و بامعرفت بار آييم. چراکه دانش و معرفت به معناي پي بردن به مقصد والاي آفريدگار و درکِ پديده‌هايي است که اشيا و حوادث و اوامر تکويني از آن به ما سخن مي‌گويند. انساني که در جايگاهِ حکم راندن بر اشيا آفريده شده است، مي بيند، مي خواند، درک مي‌کند و مي‌آموزد. پس از اين که آموخت؛ راه هاي فرمانروايي بر حوادث و تسخير آنها را مي جويد. اين نقطه، همان نقطه ايست که اشيا به فرمان خداوند در انقياد انسان قرار ميگيرند و تحت فرمان انسان قرار مي گيرند.

برخي ها به اين باور اند که اداره و رهبريِ دنيا در پرتو علم، فلاکت هايي همچون ماشيني شدنِ انسان و درآمدنِ به حالت جمعيتِ مورچه گان را به دنبال دارد. اين پندار قطعاً درست نيست. آنگونه که گذشتة بي علم وجود ندارد، از آيندة بي علم نيز سخن نمي توان گفت. همه چيز به لحاظ نتيجه، به علم وابسته است و در نبود علم، دنيا هيچ ارمغاني براي انسان ندارد.

اين واقعيت است که در بسا شهرهاي ما انسان ها رو به ماشيني شدن نهاده، حواس انساني، انديشه، صحت و فضايلِ انساني از بين رفته است. ولي تحميل کردنِ اين نابساماني‌ها به علم و تکنيک، بي‌عدالتي است. تقصيرِ اصليِ اين نابساماني ها را در دانشمنداني بايد جستجو کرد که از مسئوليت شانه خالي کرده اند. دانشمنداني که از شعورِ مسئوليت اجتماعي برخوردار هستند، اگر آنچه از ايشان توقع ميرفت را ادا کرده بودند، شايد هيچکدامِ اين مواردِ نگرانکننده وقوع نمييافت!.

 

 


مقاله های سیاسی

کابوس پارلمان

2017-May-24 ||  احمد سعیدی

با آنکه ميعاد قانوني طور خدمت نماينده گان مردم افغانستان در شوراي ملي به پيان رسيده ولي اعضاي اين پارلمان هر روز به کابوس هولناکي براي مردم عادي، جامعه مدني وفرزانه‌گان فرهنگي تبديل شده و مي شوند. وقتي مي بيني يک جمعيت غير قانوني در خانه قانون گذاري افغانستان مصروف قانون شکني‌اند، فضاي سياسي وحيات اجتماعي مردم کاملاً خاکستري و مبهم معلوم مي شود. اين واقعيت را شما از چوکي هاي خالي پارلمان مشاهده مي کنيد که هيچ روزي شاهد پر شدن نيمي از چوکي ها نبوده ايم و از آن که بگذريم، پرسه زدن اين گروه به دروازه‌هاي وزارت‌ها و خانه‌هاي تجار قراردادي با عث ريزش باران يأس و نااميدي از فضاي زنده گي  مردم مي شود. درين نوشته مي خواهم بنويسم.کشتي پوسيده قانونگذاري با نا خدايان بي خبر وبي هنر در کجا لنگر خواهد انداخت و مردم ما چه وقت صاحب يک قوه مقننه واقعي وقانونگذار خ...

افغانستان باید به سیاست عنعنوی، بیطرفی وغیرانسلاکیت خود برگردد!

2017-May-24 ||  عبدالمجید اسکندری

افغانستان وارد يکي ازبحراني ترين مراحل موجوديت تاريخي خود مي گردد. وضع داخلي کشور نمايانگر حد اعلي انقطاب هاي قومي، منطقوي و محلي است. سازمان‌ها و حلقات تروريستي و وابسته به حلقات شرارت پرور منطقوي و بين المللي و در رأس همه، طالبان بيشتر از پيش قدرتمند مي شوند و همين اکنون بر بخش بزرگي از محلات کشور تسلط دارند. وضع امنيتي کشور در بدترين حالت خود قرار دارد. حکومت کنوني و شوراي امنيت آن عملاًَ راهکار مدوني براي جنگ و صلح ندارد. ولي مشخصة اصلي قطب بندي هاي داخلي را مي توان چنين خلاصه کرد: در يک صف، تماميت خواهان و نيروهايي که به انحصار قدرت دل بسته اند (اين نيروها هم در ميان دولت اند و هم در ميان به اصطلاح مخالفان دولت) ايستاده اند و در صف ديگر، آناني که به تقسيم قدرت وغيرمتمرکز ساختن حاکميت دولتي باورمند اند؛ صف کشيده اند. هواداران اين صف نه تنها هنوز زبان مشترک ندار...

نفرت پراگنی قومی کشور را ویران می کند

2017-May-24 ||  محمد علی مهرزاد

جنبش هاي اجتماعي وسياسي در افغانستان با مسأله ملي درطول تاريخ با يک سلسله تناقضات روبروبوده است. اصولاً موضوع ناسيوناليزم وملي گرايي درشرق بيشتربدوي ومبتني برنژاد، خود را نمايان ساخته است،خصوصاً درکشورما تا اکنون نتوانسته خودش را با نيازمندي‎هاي جامعه مدرن مطابقت بدهد. اما برعکس، ملي گرايي درافغانستان ازبدوتاريخ خودش را درمقابل تاراج گران ومهاجمان خارجي تقويت نموده کمتردرداخل کشوربه موضوع حل مسايل ملي پرداخته است. ملي گرايي درافغانستان را مي توان بعد داخلي وخارجي داد که بعد خارجي آن ناشي ازدست اندازي مداخله گران ، اشغالگران و متهاجمان بيگانه  دانست. اين امرباعث شده تا ما درمقابل دشمنان ورقيبان خود دايماً ازجايگاه قدرت ملي تبارزکنيم؛ اما در صحنة سياسي وميز مذاکره با دست ضعيف تري حضور پيدا مي کنيم. درکشورما افغانستان طبقات حاکمه اي که براي جدا ساختن...

هیچ کس نمی‌تواند از داوری بی‌رحمانه تاریخ در امان باشد

2017-May-23 ||  مهرالدین مشید

لايبنيتس نه تنها با از جا برکندن " اين هماني" سپينوزا، " طرح "همه چيز براي بهتر بودن در بهترين جهان هاي ممکن" را وارد ادبيات فلسفه کرد و آن را جانشين استمرار به معناي"بودن" در "شدن" و ثبات در "تغيير" نمود؛ بلکه "مونادو" هاي مستقل، سيال و آزاد بر يگانه انگاري نقطة پايان گذاشت و کثرت گرايي يا پلوراليزم را جانشين آن کرد. هرچند محور اصلي بحث ما در اين نوشته، ابعاد "کثرت گرايي" انديشه هاي لايبنيتس و  نگرش او پيرامون آزادي اراده است؛ اما بي رابطه نخواهد بود تا به گوشه هايي از انديشه هاي فلسفي او اشارة مختصري شود. فلسفة لايبنيتس مبتني بر دو اصل امتناع تناقض و جهت کافي است. اصل امتناع تناقض بيان مي‌دارد که از ميان دو گزارة متناقض تنها يکي مي‌تواند درست باشد. اصل جهت کافي مدعي است که بدون جهت و علل کافي، هيچ چيز ...

سران سعودی، گاو شیری ترامپ

2017-May-22 ||  احمد سعیدی

دونالد ترامپ رييس جمهوري امريکا روز شنبه همين هفته پا به فرش قرمز عربستان سعودي گذاشت و مورد استقبال بي نظير خادم‌الحرمين شريفين قرار گرفت، در ضمن ملک سلمان پادشاه سعودي آنقدر دست ملانيا ترامپ، خانم دونالد ترامپ رييس جمهوري امريکا را به اندازه محبانه و عاشقانه فشار مي داد که فکر مي شد عضو خانواده ملک سلمان است. رييس جمهوري امريکا در اولين سفر خارجي عربستان سعودي را انتخاب نمود و اين تصميم آنقدر  باعث شادماني سعودي‌ها شده است که هر يک از خاندان آل سعود و مقامات ديگر آن کشور از شادي به پيراهن نمي گنجند در هر حرکت و در هر نمايشي که به استقبال دونالد ترامپ ترتيب داده اند شادماني و شور و اشتياق هر يک از سعودي ها اظهر من الشمس است .  عادل الجبير وزير امور خارجه عربستان سعودي، اين سفر را تاريخي و سرنوشت ساز در قضاياي ملي و بين المللي توصيف کرده است و سلمان پادش...

چرا افغانستان لقب فقیرترین، فاسدترین و خطرناک‌ترین کشور را کسب کرده است؟

2017-May-22 ||  میر نجیب الله شمس

امروز کشورافغانستان در نتيجه ضعف شديد مديريتي سردمداران حکومت دوسره وحدت ملي از نقطه نظر نرخ بلند بيکاري، سطح نازل درآمد ملي، صعود غير مهار شونده قيم مواد استهلاکي، بيداد فقر و گرسنگي، گسترش فزاينده فساد مالي و اداري، افزايش توليد و ترافيک مواد افيوني، سقف پايين بيسوادي، عدم تطبيق مواد مندرجه قانون اساسي، پنهان ساختن حقايق و واقعيت هاي حوادث جامعه در لابلاي شعارهاي فريبندة سياسي (سردمداران، اربابان، سخنگويان و جيره خواران) حکومت اقتدارگراي تحميلي، دادن امتيازات غير قانونمندانه به مهره هاي سوخته طفيلي و عوامل فاقد کفايت وابسته به شبکه هاي اجنتوري کشورهاي خارجي، مرگ و مير زنان و کودکان افغان در نتيجه درگيري هاي استمراري نظامي و سوء تغذي، لگدمال کردن عدالت خداوندي و ضوابط اجتماعي، پيچيده گي اوضاع در هم و برهم امنيتي و اقتصادي، بي اعتنايي افراطي در برابر منافع ...

ایمان و عقل عربی!؟

2017-May-22 ||  محمد اکرام اندیشمند

ترامپ بزرگترين قرار داد فروش تسليحات تاريخ معاصر را به ارزش 110 ميليارد دالر با ملک سلمان شاه عربستان امضا کرد. گفته مي شود که اين قرار داد تا ده سال ديگر به 380 ميليارد دالر افزايش خواهد يافت. عربستان سعودي قبل از اين در دوران رياست جمهوري بارک اوباما نيز ده ها ميليارد  دالر را هزينة خريد سلاح امريکايي کرد. قبل از آن نيز صدها ميليارد دالر را براي خريد پيشرفته ترين اسلحه امريکايي به امريکايي ها پرداخته بود. صدام حسين مقتول زمامدار ناسيوناليست عرب در عراق ارتش نيرومند يک ميليوني ساخت و همتايان او حافظ الاسد و معمرالقذافي در سوريه و ليبيا ارتش هاي مجهز و مقتدري با هزينة صد ها ميليارد دالر از دارايي کشور ها و مردم خود ايجاد کردند. در پشت سر اين همه خريد تسليحات پيشرفته و ارتش هاي ميليوني، انگيزة مقابله با دشمن اشغالگر اسراييلي نهفته بود و عرب هاي مسلمان از سلطان، ام...

تا یک افغان زنده باشد، افغانستان زنده می ماند

2017-May-21 ||  عبدالحمید مبارز

درين روزها از رسانه ها خبرهاي تکان‌دهنده مي شنويم که سال هاي آينده را بسيار تاريک نشان مي دهند، مردم ما را در انديشة آينده غرق مي سازند. وقتي بدبيني دن کوتس، مدير استخبارات ملي امريکا در اظهاراتي که به سناي آن کشور ارايه کرد و در آن گفت که جامعه اطلاعاتي را ارزيابي کرده که وضعيت سياسي و امنيتي افغانستان در سال 2018 با افزايش اندک کمک هاي نظامي امريکا و شرکايش به اين کشور مطمئناً بدتر مي شود مردم ما را نگران مي سازد که اين دوست استراتيژيک افغانستان در عوض آن که مردم افغانستان را با کمک هاي بزرگ نظامي و اقتصادي اميد بدهد که هرگونه خطر را ازناحيه طالبان رد مي‌نمايد و نمي گذارد که دست آوردهاي 15 ساله افغانستان که قانون اساسي، نظام جديد بر پايه دموکراسي، تأسيس ارگان هاي ثلاثه دولت، اردوي جديد، معارف نوين، حقوق زنان که برعکس زمان طالبان که در خانه ها زنداني بودند، امروز ...

Previous   ||   Next