سرمقاله

مسؤولیت بزرگ خطیبان مساجد هنگام ادای نماز عید

2017-Jun-24  || 

ماه مبارک رمضان يا ماه مهماني خداوند«ج» پايان مي يابد و احتمالاً فردا يکشنبه عيد باشد. ماه رمضان امسال از خونين ترين ماه ها بود که تروريستان با راه اندازي حملات انتحاري و انفجار، جان تعداد زيادي از مسلمانان روزه دار را گرفتند. پاکستان و عربستان دو کشوري است که از طالبان حمايت مي کنند، ايران هم متهم به همکاري با طالبان شده است. همکاري ترکيه با داعش نيز زبان زد عام و خاص بوده و قطر رسماً از سوي برخي از کشورها، حامي تروريستان اعلام گرديده است. برخي از رهبران کشورهاي اسلامي براي منافع شخصي شان دست به هر نوع جنايت مي زنند. بيشتر کشورهاي اسلامي در مخاصمت و دشمني بسر مي برند و يکديگر شان را به ارتکاب انواع جنايات متهم مي کنند. با اين وضعيت، مسلمانان به حالت بسيار زار و اسفبار قرار دارند و خون شان بي ارزش و بي اهميت شده است. وضعيت مردم مسلمان افغانستان نسبت به همه، بدتر گزارش مي شود. اين همه ظلم و ناروا از سوي برخي از همين کشورهاي اسلامي و با حمايت شان از تروريستان بر ما اعمال مي شود. طالبان وداعش با قتل و کشتار مردم بيگناه و ارتکاب جنايات غير انساني، وظيفه دارند تا دين خدا را چنان زشت نشان بدهند که همه از آن گريزان شوند. حال از ترس حملات انتحاري نه بيمارستان مصون است ونه مساجد. امروز مسلمانان، عبادت خدا را در مساجد با ترس و هراس انجام مي دهند و هر لحظه فکر مي کنند که ممکن است انفجاري صورت گيرد و يا تروريستي وارد مسجد شو


غنی می خواهد با زور حکومت کند!

حضور ستون پنجم در درون شورای ملی!

نیروهای امنیتی کشور نیاز به حمایت و همکاری دارند!

شیعه و سنی باهم برادر اند!



3
H: 3°
L: -2°
Kabul
Saturday, 14 January
See 7-Day Forecast
Sun Mon Tue Wed Thu Fri
           
-9° -9° -11° -11° -12° -9°

SUBSCRIBE TO RSS

داکتر اسپنتا خرد جمعی را اهانت نکند!

داکتر رنگين اسپنتا، در يک مقاله به شدت از نظام و از دستگاه دولتي به دليل خاموش بودن دولت در برابر استعمال مادر بم ها در اچين انتقاد کرده است.

من بايد اعتراف کنم که در حدي نيستم که مقاله هاي علمي آقاي اسپنتا را نقد کنم، اما مقاله هاي سياسي را که با اغراض شخصي و گروهي آلوده باشند و نويسنده بخواهد فهميده و دانسته يک بخش بزرگ از جامعه را تحميق کند؛ به درستي مي توانم آن را بفهمم و درک کنم. از همين جهت است که بايد به اوشان هشدار داد؛ اگر مي خواهند بيشتر از اين به انزوا نروند، از نوشتن و پرداختن به مطالب اهانت آميز به خرد جمعي بپرهيزند.

آقاي اسپنتا خودش نيز در بخشي از اين مقالة که تازه نوشته است به صراحت بيان نموده که"روي سخن من به آناني است که مي دانند، اما خلاف مي گويند."

دقيقاً جناب داکتر رنگين سپنتا! روي سخن من هم آناني نيستند که نمي دانند. شما دانسته و فهميده بيشتر از يک دهة عمر تان را با شخصي سپري کرديد که به جز فريب و خدعه چيزي در سرشت او نبود. شما دنباله رو و به اصطلاح عام «بله گويک» کسي بوديد که به هيچ مکتب و ارزشي به جز فاشيزم، قبيله سالاري و برتري جويي، باور نداشت.

شما همه اندوخته ها، دانش و فن سياست و ديپلوماسي را که طي چندين دهه از دانشگاه هاي معتبر غربي فراگرفته بوديد پيش پاي شخصي گذاشتيد که اصلاً با اندوخته هاي شما سر سازگاري نداشت ولي او توانست از شما خوب بهرة سياسي بگيرد و شما را به مثابة « دُم روباه » در هر مجلس و محفل استعمال نمايد.

داکتر اسپنتا، اين دانش آموختة مکتب فرانکفورت که از حاميان پر و پا قرص اردوگاه چپ ارتودکس شناخته مي شود، اما با دنباله روي فاشيزم قبيله يي و ايستادن در يک صف واحد با ارتجاع و مرتجعين شناخته شده، معادلة سياست و سياست ورزي را در کشور متحول ساخته است.

تئوري پردازي هاي آقاي اسپنتا که مي بايست به عنوان يک روشنگر و يا يک دگر انديش؛ بر مبناي محاسبات علمي و عقلايي مدرن استوار باشد، يکسره از معادلات و تئوري هاي قرن نوزدهم که استقلال را به شيوه هاي سنتي و عدم وابستگي مطلق مي پندارد، استفاده مي کند.   

  ادامه در صفحه 4

داکتر اسپنتا خرد جمعي را ...

داکتر اسپنتا، اعتراض پر از انزجارش را در برابر حملة بمي بر پايگاه تروريستان داعش در اچين بيان نمود که من به عنوان يک شهروند نمي توانم اين حق را از او سلب کنم، اما اين حق را دارم که از جناب داکتر رنگين اسپنتا بپرسم که اعتراضات اقلاً بي انزجار تان را چطور شد در برابر حملات تروريستي بر مساجد، تکايا، بيمارستان 400 بستر، دهمزنگ کابل و ... اعلان نکرديد؟

آقاي اسپنتا در بخش ديگر اين مقاله  اش گفته است که استفاده از قوة قهريه نمي تواند کشور را به ثبات بکشاند، ممکن اين نظرية شما بر مبناي برخي از تئوري هاي علم سياست درست باشد، اما اين شما نبوديد، در زماني که سمت  مشاوريت امنيت ملي را به دوش داشتيد از استعمال زور در برابر دشمن سخن مي گفتيد؟

درست به ياد دارم در سال 2007 زماني که از سه مي، روز جهاني آزادي مطبوعات در تالار انترکانتيننتال کابل تجليل مي کرديم؛ چند روز از اسير شدن اجمل نقشبندي به دست گروه جهل نگذشته بود و شما به جاي اين که مثل امروز از مدارا کار مي گرفتيد به صراحت گفتيد:"اگر من هم به اسارت طالبان در آيم، بگذاريد مرا بکشند، اما براي رهايي من معامله نکنيد."

شايد اگر مثل همکاران ايتالوي تان براي نجات همکار ما (اجمل نقشبندي) معامله مي کرديد، امروز او را با خود مي داشتيم و سرش را از تن جدا نمي کردند. طالبان در بدل رهايي نقشبندي خواهان آزادي چند تروريست شان شده بودند، اما شما بر عدم معامله و تبادله تأکيد کرديد تا آن که سر نقشبندي را جدا کردند و سپس چند سال بعد هزاران طالب و فرماندهان ارشد تروريستان را دستگاه فاسد شما بدون هيچ نوع حکم دادگاه آزاد نمود و ثمره اش را امروز من و بيش از سي ميليون شهروند اين کشور مي بينيم و حس مي کنيم.

دستگاه فاسدي که شما کليدي ترين عضو آن بوديد علت همة بدبختي ها و نابرابري هاي جامعة امروزي ماست، شما چرا يک روز از بهر ثواب و يا از براي آن که باور ها و انديشه هاي شما با فاشيزم و برتري جويي همخواني نداشت، اعتراض نکرديد که رها کردن تروريستان بدون حکم دادگاه عواقب ناگوار براي جامعه و کل دنيا دارد؟

آقاي دکتور رنگين اسپنتا! شما کسي بوديد که در ماه مي 2007 از سوي پارلمان کشور؛ تحت هر شرايطي که بود (حالا به آن نمي پردازيم) سلب صلاحيت شديد، اما شما با وجود آن همه دانش و سنگيني که داشتيد پست وزارت امور خارجه را بطور غير قانوني حفظ نموديد و با اين کار؛ دانش آموختگي و ديموکرات بودن تان را کاملاً زير سوال برديد. در حالي که بر شما واجب بود تا بخاطر تعميم ديموکراسي، قرباني مي داديد و بنيان گذار قانون شکني و رسم بد تداوم سرپرستي در کابينة اين کشور نمي شديد و بنيان گذار فرهنگ بد قانون شکني نمي گرديديد.

بر شما که يکي از معدود دکتوران و دانش آموخته گان اين عرصه بوديد، واجب بود تا پس از سلب اعتماد از سوي پارلمان در دانشگاه هاي کشور به تدريس مي پرداختيد و با نشر مقاله‌هاي علمي و ايجاد مراکز پژوهشي فني بيشتر به خود، جامعه و دانشي که کسب کرده بوديد احترام مي گذاشتيد. در آن صورت شما به يکي از چهره هاي روشنگر و تأثير گذار جامعه مبدل مي شديد و از احترام خاص برخوردار مي بوديد. مگر انگار نه!

جناب داکتر اسپنتا! يا شما دانش آموختة مکتب فرانکفورت نيستيد، و اصلاً از فلاسفة شرق و غرب، از علم سياست نوين و از دانش ديموکراسي چيزي نمي دانيد و خود را فقط مانند متفکر دوم جعلي بر مردم افغانستان تحميل کرده ايد و يا اين که اين همه دانش را داريد و يکي از معدود نخبه‌گان کشور هستيد که همه چيز را مي دانيد، ولي دروغ مي گوييد. در صورت فرضية اول؛ شما فقط يک آدم بي شعور هستيد و اگر فرضية دوم بر شما صادق باشد؛ شما در زمرة کساني رفتيد که به نوشتة خودتان تبهکار هستيد؛ زيرا شما در مقالة تان از برتولد برشت نقل کرده ايد که در کتاب گاليليو گاليليه مي گويد: "آن که حقيقت را نمي داند فقط بي شعور است، اما آن که حقيقت را مي داند و آن را دروغ مي‌نامد، تبهکار است."


مقاله های سیاسی

جنبش رستا خیز تغییر در نیمه راه

2017-Jun-24 ||  احمد سعیدی

نه تنها من بل تعداد زيادي از روشنفکران سياسي در گوشه و کنار اين جهان پهناور بر جنبش نافرماني مدني ماهاتما گاندي و مارتين لوتر گينگ با شيوه مبارزه مسالمت آميز آنان تأکيد  دارند. از سوي ديگر باور بايد داشت که مبارزات مسالمت آميز، ظرفيت بسيج بزرگ ملي و مردمي را مي‎خواهد با دست تهي و چند سر و سر بند با يک احساسات فراگير نمي‌توان اهداف بزرگ را بدست آورد. اين امر نه فقط در مورد مبارزات و حرکت هاي سياسي و اجتماعي مسالمت آميز، بلکه در مورد ديگر اشکال مبارزاتي، از جمله مبارزات قهر آميز و مسلحانه نيز صدق مي‎کند . حتا کساني چون ارنستو چه‌گوارا، دوست نزديک فيدل کاسترو که از مبارزه مسلحانه عليه رژيم هاي ديکتاتوري و استبدادي طرفداري مي کرد، اما شخص چه‌گوارا هرگز  معتقد به درستي مبارزه مسلحانه در هر شرايطي نبود و مبارزات مسلحانه را، تحت عنوان "زمينه هاي مطلوب و ...

چین در بازی آشتی بین افغانستان و پاکستان

2017-Jun-21 ||  احمد سعیدی

ملاقات رييس جمهور غني با رييس جمهور چين و نخست وزير پاکستان در حاشيه نشست شانگهاي اميدواري‌هايي را به وجود آورده که به زودي وزير خارجه چين به افغانستان سفر مي‌نمايد و روي تحکيم روابط بين افغانستان و پاکستان گام هاي برداشته خواهد شد من از رقابت ها و زور آزمايي ها چين و امريکا در منطقه معلومات کافي دارم در حالي که سفر وزير خارجه چين به افغانستان را به فال نيک مي‌گيرم، اما باور ندارم امريکا بگذارد تا چين در سرنوشت افغانستان تأثير گذار شود مي‌خواهم جهت ادعاي خويش نظريات خود را با شما شريک سازم. بدون ترديد در حال حاضر چين بزرگترين رقيب امريکا در منطقه به حساب مي‌آيد. رشد سريع اقتصادي چين ضرورت رو به تزايد به منابع انرژي و افزايش ساليانه بودجه نظامي در شرايط موجود کشور، چين را به يک هيولاي غير قابل کنترول براي امريکا تبديل کرده است. در حال حاضر چين با دو مشکل ...

ارزیابی مختصر از فرمانروایی اشرف غنی و عبدالله عبدالله

2017-Jun-21 ||  میر نجیب الله شمس

دوره رياست جمهوري و حکمروايي قبيله گراي غير قانوني اشرف غني که هيچگونه دست آورد و موفقيت در عرصه هاي مختلفه داخلي و خارجي نداشت، ا ما به قدر کافي و بي سابقه با تشنج هاي سياسي، با چالش هاي امنيتي، با درگيري ها، انفجارها و خون‌ريزي هاي استمراري، ناهنجاري هاي اجتماعي و اقتصادي، فساد و اختلاس هاي عميق مالي، قانون شکني ها در رده هاي بالايي دستگاه هاي بي بند و بار دولتي و با حاتم بخشي هاي غير قانوني فروش املاک ملي به بيع کاه ماش و کاه گندم از طرف اشرف غني و با اعمال خشونت ها و انارشي فزاينده همراه بود. موازي به آن آهنگ رشد اقتصاد ملي نسبت تأثيرات منفي ميکانيزم بي بندو بار بازار آزاد روند و سير فوق‌العاده بطي داشت، درآمد سرانه ملي طوري که خيالبافان، تيوري‌سنان، هذيان گويان و سردمداران فاقد اهليت و بي کفايت سکتور اقتصاد حکومت ساخت جان کري مدعي آن اند هيچگونه رشد متو...

کاش خرگوشی می بودید!

2017-Jun-21 ||  پرتو نادری

گفتند که توره بوره، به دست داعش افتاده است. گفتند داعش در فيروزکوه ولايت غور پايگاه ساخته، کودکان و نوجوانان را آموزشهاي جنگي مي دهد. مردمان  نگران شدند؛ اما در ارگ آب از آب تکان نخورد، براي آن که ارگ از فراز شاخه هاي بلند سپيدار، دوربين جهان بين خود را به سوي وزارتخانههاي امريکا انداخته و مي بيند که هنوز « خالة همه بمب هاي جهان» و « عمة همه بمب هاي جهان»  جامههاي رنگ رنگ پوشيده و بي قرار اند که چه زماني سفرآنان به سوي افغانستان آغاز مي شود. بمب هاهم حق شهروندي دارند، حق ازدواج دارند، حق آن را دارند تا استعداد و تواناييهاي شان را نشان دهند. آنان حق دارند تا نيمة گم شده اي خود را در هرگوشة جهان که باشد، جستجو کنند.  آنان نيز دل دارند و در دل هاي شان از دوري ياران گم شدة شان صد جهنم سوزان دارند. نگران نباشيد، خاله و عمة همه بمب هاي جهان  هواي سفردارند، ...

داعـش در حـالـت زایـش

2017-Jun-20 ||  احمد سعیدی

به نقل از رسانه هاي صوتي و تصويري، گروه داعش چند روز پيش بعد از جنگ با گروه طالبان وارد دره هايى در دامنة سفيد کوه درمربوطات ولسوالى پچيرواگام ولايت ننگرهار يعني مناطق توره بوره شده بودند که با شنيدن برنامه عمليات نظامي نيروهاي افغان آرام آرام ساحه را براي نظاميان افغان خالي کردند. ازاين که سفيد کوه دره هاى خيلى قشنگ وسرسبز دارد، مجاهدين در دوران جهاد  در دامنة اين کوه ها يک مرکزمستحکم را براى سازماندهى عمليات ضد قواى شوروى و حکومت وقت افغانستان ايجاد کرده بودند. در اين مناطق سموچ هايي که مجاهدين در همان زمان ساخته اند تأثيرات بمباران هوايي در آن مناطق بسيار کم و ناچيز است.  از سوي ديگر، اين محل ازلحاظ موقعيت استراتيژيک وجغرافيايى براى ايجاد همچومرکز خيلي مناسب است. در آن وقت مجاهدين تحت رهبري مولوى محمديونس خالص همين منطقه را به حيث قرارگاه شان انتخاب ک...

دامن زدن به تعصبات، ضررش کمتر از انتحار نیست

2017-Jun-18 ||  احمد سعیدی

متأسفانه از چندي به اين سو بعضي از صفحات اجتماعي به خصوص فيسبوک به جاي افهام و  تفهيم بين يکديگر، به کانوني از جهل، تهمت و دامن زدن به تعصبات قومي و زباني تبديل شده است. ترديدي وجود ندارد که تعصبات قومي و زباني را تنها و تنها انسان هاي جاهل و نا عاقبت انديش دامن مي‌زنند، نه انسان هاي عاقل، گرچه من مي دانم انسان ها در حيات خود به دو گروه تقسيم شده اند: 1. آن هايي که هر نوع ظلم، بي عدالتي و استبداد را قبول مي کنند. 2. آن هايي که همت مي کنند و آواز بلند مي کنند براي اصلاح، بهبود و عدالت خواهي.  چنانچه شما مي دانيد بعضي از خصلت ها عامل مهمي در خارج شدن انسان از اعتدال شخصيتي است. اين خصلت ها افزون بر آن كه در منش و رفتار آدمي تأثير مي گذارد، در بينش و نگرش وي نيز آثار مخرب و زيانباري بر جاي مي نهد به گونه اي كه شخصيت آدمي از سلامت و كمال فطري دور مي شود و در سراشيب سقوط و...

چین می خواهد تا در روابط پر تنش میان کابل - اسلام آباد میانجی شود

2017-Jun-18 || 

میانجگیری چین ، یک حرکت مصلحت اندیش یا یک ترفند دیگر از پاکستان ! ؟  با در نظر داشت رابطه راهبردي  و سنتي که چين با پاکستان دارد مي توان انتظار داشت که چين يک ميانجي خوب براي حل رابطه پرتنش ميان کابل  واسلام آباد باشد در حالي که بيجنگ در گذشته حامي سياست هاي اسلام آباد  در صحنه جهاني بوده  واز بسا عملکرد و خطا هاي پاکستان چشم پوشي  نموده است. اخباري وجود دارد که به تعقيب ملاقات رييس جمهور غني با رييس جمهور مردم چين و نخست وزير پاکستان، روابط ميان کابل و اسلام آباد درآستانه يک تحول قرار گرفته وبازهم تلاش هاي ديپلوماتيک در حل معضل افغانستان وحل کشيده گي هاي سياسي ميان افغانستان  واسلام آباد بالا گرفته است. آگاهان امور به اين باور اند که اين يک فرصت ديگر براي افغانستان باشد تا پاکستان را بيشتر منزوي سازد؛ زيرا در اين جاي شک نيست که پاکستان فقط در ف...

درين چند سال اخير وضع جهان بحراني شده، بعد از سقوط اتحاد شوروي و برهم خوردن نظم جهاني که بعد از جنگ جهاني دوم به وجود آمده بود و با وجود به راه افتادن جنگ سرد و انکشاف سلاح هاي ذروي پايدار ماند مگر با تحول جهان از رده اول قدرت به يک اول قدرت و قدرت اول انحصاري امريکا يک بار ديگر جهان به يک بحران جديد رفت، به طوري که وقتي اتحاد شوروي تحت قيادت يلتسين از لحاظ قدرت کمرنگ شد. تجزيه گرديده از آن تعدادي از جمهوريت ها به وجود آمد. اتحاد شوروي که در افغانستان شکست خورده ناکام بيرون شده بود، نتوانست از تعرض اول امريکا بر عراق جلوگيري نمايد مخصوصاً که تعرض دوم امريکا سبب سقوط صدام حسين و از بين رفتن حکومت بعثي در آن کشور گرديد. اين سقوط، اداره را از بين برده و با مداخله ايران، حکومت شيعه جاي حکومت بعث را گرفته موجب جنگ هاي مذهبي گرديد، ديگر اقليم کردستان آهنگ جدايي و آزادي بلند کرده، سني ها حکومت انحصاري شيعيان را قبول ندارند، امريکا همان که بي جا و بي موجب به عراق حمله کرده بود نتوانست نظم با اطمينان را در آن کشور برقرار بسازد پس از آن که اداره کاملاً از بين رفت کشور مذکور را ترک گفته قواي خود را خارج کرد، درين موقع است که دفعتاً داعش مثل سمارق به نام «دولت شام و عراق» سبز کرد. اين دولت تحت رهبري بغدادي که از زمان جنگ افغانستان نام آن بعد از القاعده سر زبان ها افتاده بود به سرعت اراضي بزرگ عراق و سوريه را اشغال کرد، با استفاده از فروش نفت که از طريق ترکيه صورت مي گرفت و کساني که به اين رژيم مي پيوست نيز از طريق ترکيه وارد جنگ در سوريه و عراق مي گرديدند. اين شبه را به وجود آورد که امريکا و ترکيه، عربستان سعودي و قطر از حاميان اين رژيم جديد مي باشند، عربستان براي آن که ايران را تهديد کند تا دست آن از سوريه و يمن و خليج کوتاه شود، بعضي ها تصور کردند که امريکا براي آن که با انتقال اين قدرت جديد به افغانستان و رساندن شان به شمال افغانستان و از اين طريق روسيه را که تحت قيادت پوتين بار ديگر کسب قدرت کرده در جنگ سوريه داخل گرديده رژيم اسد را تقويت کرده نگذاشت که طبق خواست امريکا، ترکيه و ديگر غربي‌ها، اسد از بين برود، از يک طرف رژيم بشارالاسد در سوريه با استقرار قوت هاي هوايي و زميني فدراسيون روسيه و ساختن پايگاه دولت روسي در خاک سوريه به اجازه بشارالاسد ديگر وضع را طوري تغيير داده که هيچ يک از مسايل شرق ميانه ديگر بدون اشتراک فدراسيون روسيه حل شده نمي تواند، وجود پاسداران ايران، حضور قواي بشري نصرالله مليشه هاي لبناني و تحت فشار حکومت ايران اشتراک هزاره هاي افغان که در ايران مهاجر اند در جنگ سوريه معادله جنگ را به نفع بشارالاسد تغيير داده حالا بدون اشتراک امريکا، فدراسيون روسيه و ترکيه و ايران آتش بس را در سوريه به وجود آوردند و فيصله کردند تا به زودي کنفرانسي در آلماتا صورت بگيرد که تمام گروپ هاي سوري توافق کردند در آن اشتراک نمايند، به اين ترتيب امريکا تا هنوز در حاشيه قرار گرفته تا ديده شود که رييس جمهور جديد امريکا با فدراسيون روسيه چگونه روابطي قايم خواهد کرد و اگر اين دو کشور بزرگ با تفاهم يک نظم جديد جهاني را با اشتراک هم به وجود بياورند که اين گونه يک تعامل بدون فراهم ساختن يک بستر اعتماد ممکن نمي باشد ولي وجود رييس جمهور دونالد ترامپ و وزير خارجه آن که با روسيه، شناخت دارند وسيله فراهم شده تا اعتماد متقابل برگردد و اين اعتماد وسيله شود که دو کشور در مسايل سياسي و اقتصادي جهاني و موضوعات منافع و نفوذ سياسي به تفاهم برسند، مي شود در شرق ميانه و آسياي ميانه، در سوريه، عراق، افغانستان و افريقا صلح تأمين گردد. تأمين صلح در اين کشورها از يک طرف از برخورد مدنيت ها جلوگيري کرده، بار ديگر تفاهمي را بين مسلمانان و عيسويان به وجود خواهد آورد و ديگر ضرورت داعش و القاعده خود به خود از بين خواهد رفت چه کشورهاي شرق ميانه و آسياي ميانه اطمينان پيدا مي کنند که ديگر قدرت هاي بزرگ اروپايي و امريکا در امور داخلي شان مداخله منفي نمي کنند و در عوض، با تفاهم براي ترقي و رفاه اين کشورها از طريق بزنس و معامله بالمثل و متقابل مساعدت مي نمايند، در چنين يک حالت است که مردمان اين کشورها ديگر ضرورت به مهاجرت نمي داشته باشند، نياز به مقابله را با اروپايي ها مثل امروز که از طريق ترور و کشتن توسط لاري ها و چاقو صورت مي گيرد احساس نمي نمايند، در غير آن جهان ناامن تر مي شود، بي اعتمادي زيادتر مي گردد، جنگ تمدن ها را که هشنگ امريکايي گفته حتماً تحقق مي يابد، يعني نه ديوارها، مواضع نظامي و سيستم هاي خار دار جلو هجوم مهاجرين را که از جنگ ها از کشورهاي شان مجبور به فرار گرديده اند گرفته نمي تواند نه کشتن و کشته شدن در آب هاي مديترانه. بناءً اگر رييس جمهور جديد امريکا مي خواهد امريکا رااز هر نوع خطر در امان بدارد بايد جنگ ها را از بين ببرد، به جاي تجارت سلاح، بزنس هاي ديگر اموال را وسيع بسازد، نه تنها دروازه هاي امريکا را به رخ مردمان جهان مسدود نسازد، بلکه قلب هاي امريکاييان را به روي مردم جهان باز بگذارد، آن وقت مردمان جهان براي پناه آوردن به کشور شان مهاجر نمي شوند، بلکه براي بزنس و سياحت رفت و آمد خواهند کرد. به هر صورت، جهان بايد بداند که افغان‌ها که در جريان دو جنگ جهاني از جنگ دور مانده حتا يک نفر شان به خارج افغانستان نه پناه مي برد و نه مهاجر مي شد و حتا اگر يک افغان در اروپا يا امريکا وفات مي کرد جنازه اش را به افغانستان انتقال مي دادند و در حضيرة آبايي اش به خاک مي سپردند ولي امروز در اثر جنگ هاي تحميل شده و سرازير شدن سلاح، وطن آبايي شان را ترک و مردن را در ابحار قبول مي نمايند، اين شرايط را همين کشورهاي قوي و پيشرفته به وجود آورده اند ورنه ثبات سياسي که در افغانستان وجود داشت آن را تجاوز شوروي از بين برد، ثبات سياسي که در عراق و سوريه و ليبيا وجود داشت آن را تجاوز امريکا و فرانسه و انگليس از بين برد، قريب بود که ثبات مصر نيز از بين برود ولي نظاميان آن کشور از آن جلوگيري به عمل آوردند. به اين ترتيب ديده شد که مداخلات غربي ها بود که نظام سيکولار را در عراق، سوريه، افغانستان و ايران سقوط دادند و در عوض آن نظام بنيادگراها را مستقر ساختند که امروز در شرق ميانه موجب جنگ هاي مذهبي بين شعيه ها و سني ها گرديده، نمي دانم چطور و به چه وسيله اين فجايع را خاتمه خواهند داد و بار ديگر نظم در کشور هاي مذکور اعاده خواهد شد، البته تا وقتي که بين امريکا و فدراسيون روسيه تضاد وجود داشته باشد در اين کشورها آرامي نمي آيد ولي اگر اين دو کشور اعتماد متقابل را در بين هم برقرار نمايند و خوف و ترس را در بين شان از بين ببرند و از مداخله منفي خودداري و به مداخله مثبت اقدام نمايند صلح نه تنها در شرق ميانه و آسياي ميانه و افغانستان برقرار و محکم خواهد شد، بلکه يک نظم جديد که پايه هاي آن را صلح، اعتماد و بزنس تشکيل خواهد داد تأمين خواهد گرديد. از طرف ديگر، اگر طوري که امروز ديده مي شود تحت فشار مخالفين که اتهام وارد کرده اند که فدراسيون روسيه در انتخابات به ضرر هيلاري کلينتون مداخله کرده بالاي حکومت دونالد ترامپ ادامه بدهند و اين حکومت امريکا تحت اين فشار از فدراسيون روسيه دوري نمايد، فدراسيون روسيه به چين تقرب کرده موجب خواهد شد تا يک اتحاد جديد به اشتراک فدراسيون روسيه ، ايران، چين و پاکستان شکل بگيرد که ساحه نفوذ امريکا را در شرق ميانه، آسياي ميانه و جنوب آسيا و اروپاي شرقي محدود خواهد نمود و جهان را به يک رويارويي ديگر مصروف خواهد نمود، تضاد ها را تشديد و جنگ هاي نيابتي را به نفع اين دو گروپ کشورها روز به روز وسيعتر خواهد ساخت، قرباني انسان هاي بيگناه در آسيا مخصوصاً بيشتر خواهد شد، دامنه اين رقابت ها در افريقا نيز پهن خواهد گرديد، اين که برژنسکي گفته بود که در قرن 21 يوروايشيا به هر طرفي که بود همان طرف برنده مي باشد، امريکا که تا حال اکثر نقاط آسيا را دارد از دست خواهد داد، بناءً سياستي که دونالد ترامپ مساعد مي داند آنست که در عوض رقابت هاي تسليحاتي و سياسي با روسيه به توسعه بزنس با آن کشور بپردازد و از وسايلي کاربگيرد تا روسيه را از چين فاصله بدهد و مانع به وجود آمدن چنين اتحاد بگردد و به اين ترتيب امريکا بتواند چين را در انزواي نسبي نگهدارد، بناءً تصور مي شود که سياست امريکا به اين طرف گرايش پيدا خواهد کرد و اگر چنين شود، همان طوري که امريکا تأمين صلح را در افغانستان و شرق ميانه به نفع خودش تلقي خواهد کرد، فدراسيون روسيه اگر به امريکا نزديک شود نيز از چنين صلح منافع خود را بدست خواهد آورد. اتحاد امريکا با عربستان سعودي و موضع گيري هاي شان عليه ايران، ايران را بدون ترديد در صورتي که فدراسيون روسيه به امريکا نزديک باشد نمي گذارد با کشور مذکور تقرب کند. اگر تقرب هم کند فدراسيون روسيه در جانبداري از ايران بسيار محتاط خواهد بود، زيرا تفاهم و تعامل با امريکا براي فدراسيون روسيه به مراتب از منافعي که از ايران بدست آورد بسيار بيشتر خواهد بود، زيرا تقرب فدراسيون روسيه با امريکا روز بروز جاي توليدات و صادرات چين را به امريکا خواهد گرفت و دست روس ها را به امريکاي لاتين و افريقا مانع نخواهد شد و صادرات نفت و گاز روسيه به اروپا روز به روز به تناسب احتياج اروپا توسعه پيدا خواهد کرد، مخصوصاً که امروز در ايالات متحده امريکا پله ي بزنس گران‌تر که از سياست مي باشد چه امريکا نيز در دو حکومت جمهوري خواهان و دو حکومت دموکرات ها و بردوش داشتن بار جنگ و تقابل به جنگ سرد خسارت مالي را تحمل کرده که غير امريکا، کشور ديگري تحمل کرده نمي توانست. سياست هاي اقتصادي، جهاني شدن مؤسسات توليدي امريکا را از کشور به خارج از کشور برده تا محصولات ارزان توليد شود و سرمايه دار نفع نمايد مگر اين نفع که به جيب چند سرمايه دار مي افتد، هزاران نفر را در داخل امريکا بيکار ساخته که امروز از زنده گي شکايت دارند و وعده هاي تغيير در اين ساحه بود که دونالد ترامپ را در حالي که پشتيباني رهبران بزرگ و شناخته شده حزب جمهوري خواه را نداشت در انتخابات پيروز ساخت ولي سرمايه داران تا حال با وارد کردن اتهامات نسبت روابط گروپ دونالد ترامپ با روسيه به ارتباط انتخابات توانسته اند با مصروف نگهداشتن ترامپ از آوردن تغيير و انتقال مؤسسات توليدي امريکا از چين و ديگر کشورها ممانعت نمايد. بناءً اين مبارزه در داخل و خارج امريکا در مسايل جهاني تأثير بزرگ وارد مي کند تا ديده شود که سرنوشت جهان را اين بار به نفع صلح رقم مي زنند يا جنگ را به نفع مردم امريکا و يا به نفع سرمايه داران امريکايي و جهاني شدن. به هر صورت، با وضع موجود يعني دوري امريکا از روسيه و تقرب امريکابه عربستان سعودي و امضاي قرارداد سه صدو پنجاه ميليارد دالري آن کشور و تهديد واضح ايران و تصويب تحريم هاي جديد عليه ايران و قطع روابط عربستان سعودي و چار کشور ديگر عربي با قطر نسبت آن که قطر کمي با ايران سر نزديکي شور داده، قطر در جنگ خليج عليه کمک هاي نظامي که عربستان سعودي براي سلفي ها نموده تا عليه داعش بجنگند و قطر در مقابل، براي اخوان المسلمين کمک کرده تا با داعش جنگ کند در حالي که عربستان سعودي و مصر، مخالف اخوان المسلمين مي باشند، اين قطع روابط ايران به حمايت از قطر را واداشت چنانچه فضاي کشورش را براي طيارات قطري باز گذاشته، اولين حملة طرفداران ايراني داعشي به پارلمان ايران و مقبره امام خميني رهبر انقلاب ايران نشان داد که ايران ازطالبان بدون مراعات نزاکت هاي سياسي در برابر افغانستان حمايت کرد امروز خودش به حمله داعش مواجه شد. يعني ديگر برايش ثابت شد که تروريزم سرحد نمي شناسد. مبصرين ايراني اين حمله را به نفع ايران تفسير کردند چه امريکا که ايران را حامي تروريزم مي دانست با مواجه شدن به حمله تروريستي مي تواند اين اتهام را که وسيله براي عمليات نظامي عليه ايران تصور مي شد رفع خواهد کرد، ولي دقيق در همان روز سناي امريکا تحريم هاي جديد را عليه ايران با (90) رأي موافق و شصت رأي منفي تصويب کردند. معلوم شد که حکومت امريکا در برابر ايران موضع بسيار جدي گرفته، معلوم نيست که ترکيه، قطر و روسيه طرف ايران را مي گيرند يا نه، چه هنوز در امريکا فشار بالاي حکومت ترامپ از ناحيه روابط با روسيه زياد مي باشد. با اين حوادث، وضع جهان آشفته تر شده چه اگر داعش در عراق و سوريه شکست بخورد حتماً از ايران سربلند خواهد کرد و اگر تضاد بين امريکا و روسيه دوام کند به نفع داعش تمام مي گردد. بناءً با اين آشفتگي ها دامنه جنگ در عوض حتماً توسعه پيدا خواهد کرد و مصروفيت امريکا در داخل عليه مخالفين جمهوري خواهان و در خارج به جنگ ها آنقدر زياد خواهد گرديد که يکبار ديگر حکومت ترامپ را که بيشتر از جنگ ها غير از فشار به ايران ديگر مي خواهد بزنس کند و بزنس را وسيله رفع قرضداري هاي امريکا بگرداند و با سياستي که با اتحاد با عربستان اتخاذ کرده، روابطش را با جهان اسلام ترميم کند و با فشار حتا مداخله نظامي در ايران، اتحاد امريکا و اسرائيل را مستحکم بگرداند و قدرت امريکا را طوري اعاده نمايد که کشورها قانع شوند که امريکا قوي بوده، هنوز هم حرف آخر را در بازي هاي جهان مي تواند بزند با آن هم ديده شود که در وراي اين آشفتگي هاي سياسي، وضع شرق ميانه، آسياي ميانه و جنوب آسيا چه طور تحول خواهد کرد و امريکا طبق گفته هنري و من رييس جمهور بعد از جنگ جهاني دوم امريکا که گفته بود: «امريکا نه به دليل پيروزي هايش، بل به دليل مهرباني هايش به خاطر سپرده شود» تحقق مي يابد يا به از دست دادن محبوبيت خود ادامه خواهد داد.

2017-Jun-18 ||  عبدالحمید مبارز

درين چند سال اخير وضع جهان بحراني شده، بعد از سقوط اتحاد شوروي و برهم خوردن نظم جهاني که بعد از جنگ جهاني دوم به وجود آمده بود و با وجود به راه افتادن جنگ سرد و انکشاف سلاح هاي ذروي پايدار ماند مگر با تحول جهان از رده اول قدرت به يک اول قدرت و قدرت اول انحصاري امريکا يک بار ديگر جهان به يک بحران جديد رفت، به طوري که وقتي اتحاد شوروي تحت قيادت يلتسين از لحاظ قدرت کمرنگ شد. تجزيه گرديده از آن تعدادي از جمهوريت ها به وجود آمد. اتحاد شوروي که در افغانستان شکست خورده ناکام بيرون شده بود، نتوانست از تعرض اول امريکا بر عراق جلوگيري نمايد مخصوصاً که تعرض دوم امريکا سبب سقوط صدام حسين و از بين رفتن حکومت بعثي در آن کشور گرديد. اين سقوط، اداره را از بين برده و با مداخله ايران، حکومت شيعه جاي حکومت بعث را گرفته موجب جنگ هاي مذهبي گرديد، ديگر اقليم کردستان آهنگ جدايي و آزادي بلند کرد...

Previous   ||   Next