سرمقاله

ناامنی‌ها در شهر کابل افزایش یافته است

2017-May-24  || 

شهر کابل اين روزها شاهد بد امني هاي فراواني مي باشد که بسياري از اين رويداد ها رسانه يي نمي شوند. رخداد دارالامان که در آن يک خانم آلماني با محافظش کشته شد و يک تن ديگر از آنان اختطاف گرديد، بسيار مهم است و بايد به آن با دقت توجه کرد. دزدي و رهزني در موتر ها و کوچه هاي شهر بيداد مي کند و شبانه ها کسي جسارت نمي کند حتا براي اجراي امور مهم زنده گي خويش به بيرون از خانه پا نهاد؛ زيرا هرلحظه ممکن است از سوي دزدان و رهزنان مورد حمله قرار بگيرد و جيب هايش غارت گردد. اين رويداد ها حتا در نزديک ترين نقاط مرکزي شهر چون قلعه فتح الله و کمي دور تر از آن در خيرخانه و جا هاي ديگر همه روزه و همه شبه‌ها اتفاق مي افتد. وقوع اينگونه واقعات نشانة آن است که اوضاع امنيتي در پايتخت کشور بدتر شده است و علامت آن است که مسؤولان امنيتي توجه به اين مسأله ندارند و به وظايف شان رسيده گي نمي کنند. شايد اين نهاد هاي امنيتي در داخل پايتخت برنامه مدوني ندارند و امنيت اين شهر فقط بربنياد توکل به خداوند تأمين است و دزدان و رهزنان و مجرمين آزاد اند که هر چه مي‌خواهند بکنند. در بخش هايي از شهر افراد مسلح غير مسؤول با شکل و شمايلي ترسناک ديده مي شوند و اين کار گوياي اين حقيقت است که بي بندوباري ها در شهر روبه فزوني نهاده است و ايجاب مي کند تا به امور امنيتي پايتخت بايد از منظر جديدي نگاه کرد و راهکار هاي جديدي نيز در پيش گرفت. توجه در دروازه هاي ورودي شهر، خلع سلا


چرا ترامپ از کشورهای حامی تروریستان نام‌نبرد؟

!شهرداری کابل توجه کند

پاکستان حامی داعش نیز است!

با انحصار قدرت سلامت نظام با خطر مواجه شده است!



3
H: 3°
L: -2°
Kabul
Saturday, 14 January
See 7-Day Forecast
Sun Mon Tue Wed Thu Fri
           
-9° -9° -11° -11° -12° -9°

SUBSCRIBE TO RSS

به گرامیداشت از 74 سالگی استاد واصف باختری

«خراسان اینک از خورشید خالی می کند آغوش!»

در هفته پایانی ماه حوت سال گدشته استاد واصف باختری از قله های بلند شعر فارسی- دری پا به هفتاد و چهار ساله‌گی گذاشت. ضمن تبریک این روز خجسته به جناب استاد بزرگوار و آرزوی سلامتی ایشان،  روزنامه آرمان ملی این روز را گرامی داشته دو سروده را از دو شاعر کشور به ایشان پیشکش می دارد:
از این جابلقا
 نثار آن تناور درختِ سرود و سخن، آن که برمن بسی مهربان بوده است و از سایة پربارش فیض بسیار برده ام، استاد همیشه در یادم، واصف باختری!
(محمد افسر رهبین، تهران ـ اسفند 1391)
جهان را یک قدم طی میکند پیرِ عصا بردوش
چه پر کرده ست بر جامش مگر؟ این مرد دریانوش
چنان افتاده رو بر خاک در برهوت تنهایی
 که گویی دو رَکعت عشق میخواند چنین خاموش
مگر از «نوبهار» آیینِ دیگر غیر دودش نیست!
که تسخر میزند اینگونه بر تاریخ آتش پوش
گمانم، پرنیان سبز میبافد ز «عقل سرخ»
یقینم، «نردبان آسمان» بر می تند با هوش
تو گفتی، ما شنیدیم، آفتاب ایدون نمیمیرد!
خراسان اینک از خورشید خالی میکند آغوش
***
مگر بلخِ دلت در کنج جابُلسا نمی گیرد
 که باری سوی جابلقا نرانی رخش، ای چاووش!
بمان! تا پرکند درِّ دری دامن ز گوهرهات
 بخوان! تا پارسی از شعلهء شعرت بگیرد جوش
به مناسبت 74 ساله گی استاد سخنور و پیر و پیشوای شعر معاصر فارسی استاد واصف باختری این سروده را پیشکش می کنم:
ایا ای پیر ورجاوند!
ایا ای پیر ورجاوند!
ستورِ تیز گامِ وحشی ات را تاختی آیا کدامین سوی؟
که از میخانه هایِ شرق
منادیی غریو افگنده است این را:
«که اقیانوسِ توفانی، چرا افتاده از آوا؟»
پچرا دیگر صدایی نیست از دردینه سارِ رنج و غربت جوی؟
چرا او بر لبش مُهرِ سکوتِ تلخ را مانده است؟
چرا افسانه گویِ پیرِ وخشوران
دگر ز«افسانه آرایانِ» پارینه نمی گوید سخن زافسانه هایِ «جنگلِ تاریخ»؟....(1)
چرا آن برترین پیغمبرِ شعر و سرود این گونه خاموش است؟
و این آوایِ سبزش ره ندارد سویِ ما دیگر:
«...چکاوک ها،
قراولان خوابند،
گشوده بال تر از باد هایِ سرگردان،
ز آشیانۀ خونینِ خود فرود آیید
که زهرِ حادثه را در گلویِ شب ریزیم»...(2)
***
ایا ای پیر ورجاوند!
ستورِ تیز گامِ وحشی ات را تاختی آیا کدامین سوی؟
که دیگر در خیابان هایِ این شهرِ بسی مغموم
- «غبار آلودۀ تقویم»
«چکاوک هایِ سیمینِ بشارت» نیز....(3)
نمی گویند ز کلکِ خامه پردازان
که این روزان قلم تر می کنند از یأس و نومیدی.
چرا آیا سواری، از میانِ بادیه اینسو نمی تازد
که باز آرد پیامی زآشنایِ مانده در غربت.
گمانم آن یلِ گردن فراز از هفتخوانِ مدهشِ تاریخ
و از آنسویِ اقیانوس
چنان موجِ به ساحل رفته از شور و تکاپو ماند
گمانم دیگر آن دریایِ آشفته
به رویِ سینه اش، امواجِ وحشی سر نمی سایند
به رویِ موجهایی که میانِ سینۀ مواجِ اقیانوس می رویند
که تا معنایِ روزان و شبانِ زنده گی باشند.
***
بگو ، هان، ای یلِ گردن فراز، ای پیلتن، ای داد!
چرا دیگر نمی خوانی
که هان، ای آسمان را، ای چکاوک هاش
از آن بالا فرود آیید
که از بامِ شقایق ها
بریزیم آبرویِ شب.....(4)
***
ایا ای پیر و خشوران!
دگر در مجمرِ این خاربن خاکسترِ خاموش
کجایِ کابلت را اندُهی بخشم
که در مجدِ تکاپویت چنین سلانه سلانه،
ترا زآنسوی، سویِ خانه باز آرد.
***
ایا ای پیر وخشوران!
گمانم دیگر اینجا درکنارِ رودِ آمو
- همان دیوانۀ آرام -
دگر در بیشه هایش هیچ گه آوایِ شبنم ها نمی رویند
بروی شاخه هایِ سبزِ جنگل ها
دگر تصویر ها بر صورت و اندام هایِ آیینه خندان نمی مانند
و دیگر باد ها هو هو زنان در ضجه ها شان از عقوبت ها سخن گویند
و دیگر هم نمی خوانی برای خاطر یاران:
«الایا خیمه گی پرویزنِ خورشید را برگیر
که از ایوانِ مشرق لحظه هایِ سرخ را بر ژرفنایِ شب بر افشانیم».....(5)
***
ایا ای پیر وخشوران!
سفر در شهر غربت شادمانت باد!
و می خواهم در آن غربت
ترا آن شاهدان با جام و با دُردی که حافظ خواند
- دایم باد!
که می گفتی:
«مبادا خوشه چینان لحظه هایِ سرخ را بر ژرفنایِ شب بر افشانند»....(6)
ایا ای پیر وخشوران!
به هرچه لحظه هایِ مانده سوگند است
که تا هرگز
چنین یاقوتِ فاخر، کلک انسانی
بروی دفتر هستی نریزاند
سوگند است.
برو، آرامشی اینجا ندیده،
رامشِ آنسوی کامت باد!
و در این لانۀ آشوب
بیادِ هرکسی آواز و نامت باد!
-----------------------------------
1- کلمات میان گیومه، تعابیری از استاد واصف باختری می باشد.
2- بخشی از شعر«و من گریسته بودم» از استاد واصف باختری
3- کلمات میان گیومه تعابیری از استاد واصف باختری می باشد.
4- بخشی از شعر«و من گریسته بودم» از استاد واصف باختری
5- بخشی از شعر استاد واصف باختری با عنوان«الا یا خیمه گی»
6- از استاد واصف باختری است

 


صفحه فرهنگ وهنر

ره‌نورد زریاب در شب بخارا

2017-May-23 || 

در اين دهه، من بدين باور رسيدم که برخي از بزرگان عرصة فرهنگ ايران، به چهره‌هاي کلاسيک و ماندگار زبان پارسي دري، مبدل شده اند؛ چون: - محمد علي فروغي با کتاب سير حکمت در اروپا؛ - ملک الشّعراء بهار، با کتاب سبک شناسي؛ - استاد فروزان‌فر، با پژوهش‌هايش در بارة مولانا و عرفان؛ - استاد عبدالحسين زرين‌کوب، با نوشته‌هايش در باره نقد ادبي و شعر؛ - امير حسين آريان پور، با ديدگاه‌هاي تازه‌اش در بارة هنرها و جامعه؛ - دکتور ذبيح الله صفا، با تاريخ ادبيّاتش؛ - رضا سيد حسيني با کتاب مکتب‌هاي ادبي‌اش و... چند تن ديگر. مي‌شود گفت که، در اين دهه، لايه‌هاي گونه‌گون مردم، به چهره‌هاي ويژه‌يي در ايران، دل‌بسته‌گي داشتند: - براي کشتي‌گيران کابل، غلام رضا تختي و حبيبي، نمادهاي پهلواني بودند؛ - دل‌بسته‌گان سينما، به فردين، بيگ اي...

آلوده گی صوتی، بخشی از آلوده‌گی محیط زیست!

2017-May-23 ||  پرتونادری

سرو صدا هاي آزار دهندة مردم، هارن موترها، فرياد دست فروشان، صداي بلند موسيقي در رستورانت ها و کافه‌ها، غرش طياره‌ها  و صداهاي بلند ديگري که همه روزه مي شنويم  سبب نا آرامي انسان مي گردد. اين همه گونه‌هاي از آلوده گي صوتي اند. آلوده‌گي صوتي خود بخشي از آلوده‌گي محيط زيست است. با دريغ در کشور ما هنوز به اين امر توجه چنداني صورت نمي‌گيرد. هر صدايي سبب حرکت ماليکول‌هاي هوا مي شود وهرقدرکه منبع صدا بلند تر باشد، به همان اندازه ماليکول هاي هوا به شدت بيشتري به حرکت در مي آيد. هرقدر که حرکت ماليکول ها به شدت بيشتري به حرکت در آيند، به همان پيمانه  برخورد آن ها بر پردة گوش شديد تر مي باشد. ‎وقتي ماليکول هاي هوا به گونة يک انگيزه  بر پرده‌ها گوش ما برخورد مي کند، پرده‌ها گوش ما به اهتزار مي آيند. ميزان و شدت اين اهتزار وابسته به شدت حرکت ماليکو...

ره‌نورد زریاب در شب بخارا

2017-May-22 || 

شب‌هاي بخارا از مهم‌ترين نشست‌هاي فرهنگي در ايران است که علي دهباشي آن را برگذار مي‌کند. شب‌هاي بخارا تجليل از نويسندگان و متفکران بزرگ جهان است که تا اکنون (1396) نزديک به سه صد شب برگذار شده است. در اين شب‌ها اغلب از چند نويسنده و متفکر و شاعر دعوت مي‌شود تا دربارة کارنامة شخصيت‌هاي علمي و فرهنگي که شبي برايشان اختصاص داده شده است، سخن‌راني کنند. از نام‌هاي معروف حوزه فرهنگي ما و جهان تا اکنون براي اين شخصيت‌ها شبي برگذار شده است: پرويز ناتل خانلري، عبدالحسين زرين‌کوب، مجتبا مينوي، بهمن فرزانه، نجف دريابندري، به آذين، جلال آل احمد، جلال خالقي مطلق، مهدي اخوان ثالث، اومبرتو اکو، گونتر گراس، فرانتس کافکا، جيمز جويس، انا اخماتوا، رابيندرانات تاگور، موهنداس کرم چند گاندي، نلسون ماندلا، هانا آرنت و ديگر نام‌آوران جهان. شب 282، شب‌هاي ب...

آلوده گی صوتی، بخشی از آلوده‌گی محیط زیست!

2017-May-22 ||  پرتونادری

سرو صدا هاي آزار دهندة مردم، هارن موترها، فرياد دست فروشان، صداي بلند موسيقي در رستورانت ها و کافه‌ها، غرش طياره‌ها  و صداهاي بلند ديگري که همه روزه مي شنويم  سبب نا آرامي انسان مي گردد. اين همه گونه‌هاي از آلوده گي صوتي اند. آلوده‌گي صوتي خود بخشي از آلوده‌گي محيط زيست است. با دريغ در کشور ما هنوز به اين امر توجه چنداني صورت نمي‌گيرد. هر صدايي سبب حرکت ماليکول‌هاي هوا مي شود وهرقدرکه منبع صدا بلند تر باشد، به همان اندازه ماليکول هاي هوا به شدت بيشتري به حرکت در مي آيد. هرقدر که حرکت ماليکول ها به شدت بيشتري به حرکت در آيند، به همان پيمانه  برخورد آن ها بر پردة گوش شديد تر مي باشد. ‎وقتي ماليکول هاي هوا به گونة يک انگيزه  بر پرده‌ها گوش ما برخورد مي کند، پرده‌ها گوش ما به اهتزار مي آيند. ميزان و شدت اين اهتزار وابسته به شدت حرکت ماليکو...

فـرازی از نظـریات دکتـور فضـل‌الـرحمان در پیـوند به دین و مدرنیته

2017-May-17 ||  حمید بخشی

يکي از چهره هاي برجسته و نام آشنا در پروژه اصلاح فکر ديني، دکتور فضل الرحمان است. انديشمندي که  درقرن بيست (1988-1919)  درشبه قاره هند ظهورکرد و تز هاي اصلاحي خود را  در فهم تازه از قرآن و  سازگاري دين و جهان مدرن عرضه داد. دکتور فضل الرحمان زماني ميزيست که موج عظيمي ازتحولات علمي فني غرب  به نام مدرنيته داشت سراسر جهان را تسخير مي‌کرد . مدرنيته رادريک  تعريف کُلي ، به  کوشش عقلاني بشر براي  کسب سرنوشت انسان  ميتوان  گفت  که در آن عقل انتقادي و انسان محوري جايگاه بسيار رفيع و ويژه اي دارد. دکتور فضل الرحمان زماني عرض اندام  کرد که از  يک سو موج اين تحولات بسيار عظيم و سرنوشت ساز مانند سونامي جهان را در کام مي‌کشيد، از سوي ديگر، تمدن اسلامي در يک انحطاط چند قرن خود داشت با رويکرد عقل گرايي و توليدات علمي فکري پشت کرده بود. انديشه هاي اسلام...

مطبوعات افغانستان یکصد و چهل و چهار ساله شد

2017-May-08 ||  پرتو نادری

نخستين نشريه در افغانستان، شمس النهار نام دارد که به سال 1873 در زمان امير شير علي خان در شهر کابل نشرات خود را آغازکرد. اين نکته  روشن است  که مطبوعات در افغانستان به مانند کشور هاي ديگر آسيايي، در زير نظارت مستقيم  حکومت‌ها شکل گرفته است. البته چنين  تجربه‌يي را شماري از کشور هاي غربي در سده هاي هفدهم و هجدهم پشت سر گذاشته اند. در يک نگاه فشرده  به پس منظر مطبوعات در افغانستان مي توان گفت که نظام مطبوعات در اين کشور بيشترينه بر بنياد  استبداد حکومت ها استوار بوده است و اما در دوره هايي هم نظام مطبوعاتي در کشور متکي بر آزادي و قانون نيز بوده است.  شماري باورمند اند که امير شير علي خان جهت  تحقق و گسترش برنامه هاي اجتماعي - فرهنگي خويش نياز ايجاد  يک چنين  نشريه يي را در يافته بود و بناءً اجازه داد تا افغانستان نشريه يي داشته باشد. در هر...

!حکمـت بیـامـوزیـد تـا رستگـار شـویـد

2017-May-07 ||  پرتو نادری

گويند باري مردي بردرختي فراز آمده بود و شاخه هاي سبز و پرشگوفة درخت را مي بريد. رهروي که از راه مي گذشت ايستاد و خيره خيره در کار مرد نگريست. مرد گفت: مگربا من کاري داري؟ رهرو گفت: نه کاري ندارم؛ اما انگشت حيرت زير دندان دارم که تو چگونه اين همه شاخه هاي سبز و پرشگوفه را مي بري و شاخه هاي خشکيده را برجاي مي گذاري؟ مرد گفت: راه خود گير و برو که من حکمت آموخته اي آن فلسفه دان بزرگم! رهروگفت: من در اين حوالي که فلسفه داني نمي شناسم، پس اين فلسفه دان بزرگ کي است؟ مرد گفت: کسي که حکمت چهار گوشة جهان را درانبان تفکر خويش پنهان کرده است، و چون درياي تفکرات فلسفي اش توفاني شود، در شبانه روز جاي پنج وقت نماز پنجاه بار چنان چيغي زند که گويي آن انفجار نخستين بار ديگردر هستي رخ داده است. رهرو گفت: پس اين حکمتي که تو ميگويي او در چه زماني به تو آموخته است؟ مرد گفت: گاهي باشد ک...

سفرجاودانۀ «فانی» ده ساله شد!

2017-Apr-26 ||  پرتونادری

وقتي شاعري خاموش مي  شود، واژه گان يتيم مي  شوند، زمزمة زيبايي در گلوي عشق مي خشکد و بامدادان آفرينش، غبار آلود مي گردد. وقتي شاعري مي‌ميرد، الهة شعر به ماتم مي نشيند و خاوران، ميلاد خورشيد را  ازياد مي برد. وقتي شاعري مي‌ميرد چه دشوار لحظه‌يي است که خبر جانسوز خاموشي او را در مي يابي، آن گونه که من خبر دردناک مرگ  جاودان ياد رازق فاني را در سايت فردا خواندم و چقدر ساده انگارانه دلت مي خواهد که اين واقعيت تلخ را باور نکني، اما واقعيت همين است که ديگر فاني هيچ‌گاهي براي ما غزلي زمزمه نخواهد کرد، براي آن که مرگ غزل زنده‌گي او را چنان مقطعي سروده است که ديگر آن را قافيه‌يي نيست. واقعيت همين است که با مرگ رازق فاني، غزل معاصر فارسي دري يکي از چاووشان خود را از دست داده است . خداي من شاعري که پيوسته در هواي بي‌رنگي و آزاده گي فرياد مي‌زد: &nbs...

Previous   ||   Next