سرمقاله

غنی می خواهد با زور حکومت کند!

2017-Jun-21  || 

سه شنبه شب، نيروهاي امنيتي به چادر تحصن معترضان در شهر کابل حمله کردند که به اثر آن دو تن از معترضان شهيد و تعدادي زخمي و بازداشت شدند. اين معترضان ادعا داشتند که آن ها دادخواهي خون هاي ريخته شده در حملات انتحاري اخير را مي کنند و از حکومت تقاضا کردند که چون مسؤولان امنيتي در تأمين امنيت شهروندان کوتاه آمده اند بايد برکنار شوند. رييس جمهور غني در ديدارش با برخي از مردم، گفته بود که چادر تحصن معترضان برايش قابل قبول نيست و بايد پرچيده شود. مسؤولان دولت، ظاهراً بندش جاده ها و مزاحمت به مردم را دليل اصلي برچيدن خيمه هاي تحصن تلقي مي کردند، اما معترضان اين حرکت شان را اعتراض مدني و حق قانوني شان مي خواندند. اما نيروهاي امنيتي شب هنگام به چادر تحصن معترضان با تانک ها حمله کردند و چادر را برچيدند. برخي از آگاهان اين حرکت نيروهاي امنيتي حکومت را غير قانوني خواندند و آن را نشانه يي ديکتاتوري و استبداد تلقي کردند. زيرا به باور آن ها خون ريختاندن و قتل معترضان، عمل دولت هاي مستبد است که براي بقاي شان متوسل به هر وسيله نامشروع مي شوند که با اين تلقي حکومت وحدت ملي پس از اين نيز در شمار حکومات ضد مردمي و توتاليتر قرار خواهد داشت؛ زيرا مشکل است که مسؤولان و رهبران حکومت بتوانند کشته شدن معترضان را توجيه کنند. اين درحالي است که هنوز پرونده ضد بشري حکومت در نهادهاي عدلي تکميل نشده و تحقيق ادامه دارد ووظيفه برخي از مسؤولان امنيتي را ل


حضور ستون پنجم در درون شورای ملی!

نیروهای امنیتی کشور نیاز به حمایت و همکاری دارند!

شیعه و سنی باهم برادر اند!

پاکستان به عنوان کشور حامی تروریستان باید بیشتر رسوا شود



3
H: 3°
L: -2°
Kabul
Saturday, 14 January
See 7-Day Forecast
Sun Mon Tue Wed Thu Fri
           
-9° -9° -11° -11° -12° -9°

SUBSCRIBE TO RSS

پـرطـاووس هنـدوستان سـرزمین رنـگ‎هـا

اما با این وجود، هند بزرگترین اجتماع فرقة احمدیه و مذاهب ایرانی بهائی و زرتشتی نسبت به سراسر جهان دارا است. مسلمانان بیشتر در دهلی، بنگال غربی و نواحی شمال غربی کشور زنده‎گی میکنند و در کشمیر، بیشتر جمعیت را تشکیل دادهاند. به این ترتیب، هند پس از اندونزیا و پاکستان پرشمارترین جمعیت مسلمان است.

زرتشتیان، از مهمترین اقلیتهای دینی هند هستند که به پارسی معروف اند و طی بیش از پنج سده اولیه حمله اعراب به افغانستان   به هند مهاجرت کردهاند و بیشتر در مناطق مختلف گجرات و مهاراشترا به مرکزیت ممبئی اقامت دارند. اگر چه جمعیت آنان کمتر از۲۰۰ هزار نفر است، اما نزدیک به ۱۷ درصد اقتصاد هند را در دست دارند. شرکتهای بزرگی مانند: «تاتا» و «گودریج»، متعلق به زرتشتیان است. گروه دیگری از اقلیتهای کم جمعیت (بهاییها) هستند که قدرت اقتصادی مهمی در هند دارند. صاحب شرکت معروف «ویپرو» که جزء ثروتمندترین افراد جهان میباشد، از این فرقهاست.

پیشینه حضور انسان در شبه قاره هند به دوصد تا چهارصد هزار سال میرسد، اما اولین تمدن به معنای واقعی در این سرزمین، تمدن دره سند با قدمت نزدیک به سه هزار سال قبل از میلاد است  و تقریباً پس از ورود آریاییها بین سالهای  هژده صد تا دوهزار  پیش از میلاد هر دو از بین رفتهاند.

ورود آریاییها به هند در فرهنگ، دین و ادبیات و نظام اجتماعی این سرزمین بسیار تأثیرگذار بودهاست. از جمله میتوان به شکلگیری زبان سانسکریت، تدوین متون مقدس هندو و پیدایش سیستم طبقاتی جامعه هند اشاره نمود.

اولین امپراطوری در هند با حکومت شاهنشاهی موریا بین سال های دوصد تا سه صدوبیست وشش پیش از میلاد شکل گرفت. قدرتمندترین حاکم تاریخ هند تا قبل از گورکانیان، آشوکای بزرگ نام دارد که سومین شاه این سلسلهاست. وی در تمام جنبههای هنری و اجتماعی و سیستم اداری از هخامنشیان  الهام میگرفت. آثار بسیار مهم حجاری این دوره مانند پیکره چهار شیر (نماد ملی هند)  ازیاد گارهای آنزمان است.

از سال سه صد وبیست شش تا سه صد وبیست وهفت پیش از میلاد اسکندر به هندوستان حمله میکند.

دومین سلسله قدرتمند به نام امپراتوری گوپتا از سال ۳۲۰ تا ۵۵۰ میلادی در شمال هند حاکمیت داشته و پس از گوپتاها تا قرن سیزده میلادی حکومتهای زیادی در شمال هند با درگیری، شکست و پیروزی یکی پس از دیگری بر روی کار آمدند. باتوجه به عدم قدرتمندی این حکومتها، جنوب هند امنیت و آرامش بیشتری نسبت به شمال داشت و سرگرم تعامل و تجارت با اعراب مسلمان و منطقه جنوب آسیا بود و نقش مهمی در روابط خاور میانه با خاور دور ایفا میکرد.

اولین تماس اسلام با آسیای جنوبی، سال هفتصد و یازده میلادی است که مسلمانان تا کناره رود سند که هم اکنون در پاکستان است پیش آمدند. در قرن دهم میلادی سلطان محمود غزنوی منطقه پنجاب را تصرف کرد و بارها به شمال هند حمله کرد. تا قرن سیزدهم تاخت و تازهای زیادی از سوی ایران و آسیای مرکزی به هند صورت میگرفت، اما چندان ماندگار نبودند، تا این که در این زمان مسلمانان، شهر دهلی را تصرف کردند و اولین حکومت مسلمانان را غلامان مسلمان بنیان گذاشتند واسلام رسماً بر هند حاکم شد.

در سال ۱۵۲۶ «بابُر» از نواده گان تیمور لنگ بر هند تسلط یافت و سلسله گورکانیان یا امپراطوری مغولی هند را بنیان گذاشت. این سلسله از ۱۵۲۶ میلادی تا ۱۸۵۷ میلادی در بخش بزرگی از شبه قاره هند فرمانروایی کرد. حکمرانان این سلسله به تدریج تمامی شبه قاره را تحت فرمان گرفتند. اکبر کبیر امپراطور بزرگ این سلسله که سیاست مدارا با غیرمسلمانان هندی را درپیش گرفت را بزرگترین و مقتدرترین پادشاه هند میدانند.

 اما پس از مدتی بخشهایی از جنوب هند از اختیار آنان خارج شد. این دودمان آخرین دوران طلایی امپراطوریهای اسلامی به شمار میرود و در نیمه سده ۱۷ میلادی و در زمان شاه جهان بزرگترین و ثروتمندترین امپراطوری جهان بود. در سال ۱۷۳۹ میلادی با حمله نادرشاه افشار به هند مقدمات انقراض این امپراطوری فراهم شد و در سال ۱۸۵۷ پس از سالها نبرد سرانجام کمپانی هند شرقی توانست این امپراطوری را منقرض کرده و سرزمینهای آنرا تصرف کند .

در سال ۱۵۱۰ میلادی پرتگالیها به عنوان اولین مهاجمان اروپایی در گوا مستقر شدند. هنگامی که طوایف «مراتی» و سیکهـ علیه حکومت پادشاهان گورکانی قیام کردند، بریتانیاییها و فرانسویها در قرن ۱۸ مناطقی برای خود از هند جدا کردند و بنیاد حکومت بریتانیای کبیر در هند استوار گردید.

دولت بریتانیا بر اثر شورشهای سال ۱۸۵۷ میلادی در هند، کمپانی هند شرقی بریتانیا را که گردانندهٔ هند بود منحل کرد و به این سرزمین خودمختاری داد، اما بین سال های ۱۹۰۶ تا ۱۹۱۵، دولت بریتانیا ناچار شد که ادارة بعضی از امور کشور را به مردم هند واگذار نماید. در این هنگام رهبر بزرگ جنبش استقلالطلبی هند، ماهاتما گاندی قیام کرد و علیه استبداد بریتانیا به مبارزه پرداخت.

سپس اختلاف شدیدی در بین سران هند و سران مسلمانان هند که رهبر آنها محمدعلی جناح بود بوجود آمد. قصد مسلمانان این بود که کشوری مرکب از مناطق مسلمان هند تشکیل دهند. در آن هنگام بریتانیا قوانینی وضع نمود که بهموجب آن به هند و سیلان و پاکستان استقلال داده شد. در ماه اگست ۱۹۴۷ آخرین سرباز بریتانیایی خاک هند را ترک گفت و در جنوری ۱۹۵۰ هند حکومت جمهوری مستقل خود را اعلام نمود و به عضویت اتحادیه کشورهای مشترکالمنافع بریتانیا درآمد. اختلافات مرزی دولت هند با پاکستان در منطقة کشمیر هنوز برطرف نشدهاست.

حکومت هند را بزرگترین دموکراسی جهان مینامند.استقلال هند (که در آن هنگام پاکستان، بنگلادیش و نیپال را هم دربر میگرفت) در ۱۵ اگست ۱۹۴۷ اعلام شد. جواهر لعل نهرو که «پندیت» به معنی «معلم» خوانده میشد و یکی از بزرگترین رهبران جنبش استقلال هند از کنگره ملی هند بود به عنوان اولین نخستوزیر هند انتخاب شد.

قانون اساسی هند در سال ۱۹۴۹ به تصویب رسید و از  ۱۹۵۰ به اجرا درآمد که از آن هنگام تاکنون بدون تغییر اساسی با موفقیت اجرا شدهاست. این قانون به دولتهای ایالتی اختیارات گستردهای اعطا کردهاست. در نظام سیاسی هند، نخست وزیر بالاترین مقام اجرایی کشور است و رئیسجمهور مقام تشریفاتی است که معمولاً از میان چهرههای دارای محبوبیت گسترده در سراسر کشور انتخاب میشود.

حزبی که اکثریت آرا را در انتخابات به دست آورد، نخست وزیر را تعیین میکند و  یا با احزاب دیگر  ائتلاف نموده  کابینه را تشکیل میدهد. رئیس جمهور از جمع بندی آرای نماینده گان مجالس مرکزی و ایالتی از میان کاندیداهای احزاب تعیین میگردد. کمیسیون انتخابات این کشور یک نهاد مستقل دولتی است که اختیار کامل در تشخیص شرایط برگزاری و نظارت کامل بر برگزاری انتخابات را دارد. در هند حداقل سن قانونی رأی دهنده گان ۱۸ سال است.

قوه مقننه هند دربرگیرنده دو مجلس با نامهای لوگسبا (مجلس عوام) و راجاسبا (مجلس سنا) است. نماینده گان راجا سبا ۲۵۰ نفراند که ۱۲ تن را رئیس جمهور و بقیه را نماینده گان مجالس ایالتی برمیگزیند. سناتورها باید در زمینه ادبیات، علم، هنر و مسائل اجتماعی متخصص باشند. همچنین ریاست جلسات این مجلس با معاون رئیس جمهور است. لوگ سبا ۵۴۵ نماینده دارد که ۵۳۰ تن با رأی مستقیم شهروندان و ۱۳ تن از ۷ فرمانداری کل انتخاب میشوند، ۲ نفر را نیز رئیس جمهور از میان بریتانیاییهای هندی تبار برمیگزیند. نخست وزیر از سوی حزب حاکم در مجلس لوگ سبا معرفی میشود.

رئیسجمهوری هند به طور غیرمستقیم با آرای مجلس هند که شامل مجالس قانونگذاری (مجلس نماینده گان)، معروف به لوگ سبا  راکه مجلس سفلی گویند و مجلس علیا معروف به راجا سبا  و همچنین مجلس قانونگذاری ایالتها انتخاب میشود.

در انتخابات ریاست جمهوری هند علاوه بر نماینده گان پارلمانی، نماینده گان کشوری در ایالتهای مختلف (مجالس ایالتی) نیز شرکت میکنند که با احتساب رأی نماینده گان پارلمان در مجموع ۴۸۹۶ نماینده هستند که رئیسجمهور را برای یک دوره پنج ساله انتخاب میکنند.

سمت ریاست جمهوری هند هرچند حالت تشریفاتی دارد، اما این سمت بالاترین مقام اجرایی بوده و از اختیارات قانونی گستردهای برخوردار است. رئیسجمهوری رئیس رسمی قوای مقننه، مجریه و قضائیه و همچنین فرمانده کل نیروهای مسلح این کشور است.

بر اساس ماده ۵۳ قانون اساسی هند، رئیسجمهوری میتواند از قدرتهای قانونی خود بطور مستقیم، به استثنای موارد بسیار معدودی استفاده کند، ولی شورای وزیران تحت ریاست نخست وزیر همه قدرتهای رئیس جمهوری را عملاً اجرا میکند.

بیش از ۷۰۰ حزب سیاسی در هند وجود دارد که به سه گروه ملی، منطقهای (ایالتی) و محلی تقسیم میشوند. از میان آنها کنگره ملی هند(INC)، حزب بهاراتیا جاناتا(BJP) و حزب کمونیست مارکسیست هند(CPI-M) از بزرگترین احزاب بهشمار میروند.

حزب کنگره ملی هند در سال ۱۸۸۵ تأسیس شد و در سال ۱۹۱۴ با ورود مهاتما گاندی به این حزب دوره جدیدی در فعالیت های آن آغاز گردید. گاندی با رهبری حزب کنگره پرچمدار نهضت استقلال هند شد و در اثر مبارزات این حزب، سرانجام هند در سال ۱۹۴۷ به استقلال رسید. حکومت هند پس از استقلال، بیش از چهار دهه در دست حزب کنگره قرار داشت.

حزب بهاراتیا جاناتا(BJP) که در سال ۱۹۸۰ تأسیس شد، طی ۲۰ سال به تدریج از قدرت چشمگیری برخوردار گردید. پس از واقعه تخریب مسجد بابری، این حزب توانست طی سالهای ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۴ قدرت را در دست داشته باشد. این حزب اگرچه مجدداً قدرت را به حزب کنگره واگذار کرد، ولی همچنان به عنوان یک رقیب جدی برای حزب کنگره باقیماند.

هند یک جمهوری فدرال است که از زمان استقلال، دولت  مردمسالار داشتهاست. سیاست هند در قبضهٔ میانه-چپروها، کنگره ملی هند(INC)، راستیها، حزب بهاراتیا جاناتا، چپیها، حزب کمونیست هند(CPI)، حزب (مارکسیست) و تعدادی حزب منطقهای که یا میانه- راست و یا میانه- چپ هستند. با وجود طیف سیاسی گسترده و مختلف این احزاب، لزوم تشکیل دولت ائتلافی برای ایجاد حکومت، افزایش افراد طبقهِ اجتماعی متوسط که خواستار لیبرال شدن و کنترول کسری بودجه بهویژه در سطوح دولتی هستند. بهاین معنا است که تمامی احزاب سیاسی دیدی متعادل نسبت به اصلاحات اقتصادی دارند.

هند به تبعیت از حقوق انگلستان از نظام حقوقی کامن لا پیروی میکند. تشکیلات قضایی این کشور نیز با وجود پذیرش فدرالیزم در قانون اساسی بسیار منسجم است و تمایل زیادی به یکپارچه گی دارد. سلسله مراتب دادگاهها دراین کشور به این صورت است:

دیوان عالی هند(Supreme Court of India)

دادگاه عالی ایالتی(The High Court)

دادگاه تالی(Subordinate court)

اقتصاد هند چهارمین اقتصاد بزرگ جهان است. هند بهرغم رکود اقتصادی جهانی با رشد اقتصادی متوسط بالاتر از ۸ درصد طی چند سال گذشته به یک قدرت اقتصادی تبدیل شدهاست. این میزان رشد نزدیک به رشد اقتصادی کشور همسایه آن چین است. طبق سنجشی که در مورد برابری قدرت خرید صورت گرفته، اقتصاد هند با داشتن تولید ناخالص داخلی(GDP) ۶۱۱/۳تریلیون دالر، مقام چهارم را دارد. با این وجود میلیونها نفر هنوز در فقر شدید زنده گی میکنند و درآمد سرانه ۷۲۰ دالر امریکا یی ، برابر با ۳۶۵ پوند در سال است. مشکلات زیربنایی نیز در هند ادامه دارد.

اگرچه هنوز بیش از ۳۴درصد جمعیت هند کمتر از یک دالر آمریکایی در روز درآمد دارند و حدود ۸۰درصد مردم با کمتر از دو دالر در روز زنده گی میکنند، و بیش از ۳۰۰ میلیون نفر در زیر خط فقر زنده گی میکنند، اما پیشرفتهای اقتصادی عظیم این کشور در چند سال اخیر رشد اقتصادی هند را به رقم ۸درصد رسانده و کارشناسان پیشبینی میکنند، در سالهای آینده هند به رشد اقتصادی ۱۰درصد در سال نیز دست خواهد یافت.

اگر روزی نام هند فقر و تنگدستی را به یاد میآورد، اکنون پیشرفتهای اقتصادی و رنسانس علمی این کشور توجه همه گان را به خود جلب کردهاست. مدتهاست که سرمایهگذاریهای عظیم خارجی در این کشور امر عادی به شمار میآید و فروش کالاهای هندی در بازارهای جهان به شدت افزایش یافتهاست.

کارشناسان سرآغاز پیشرفتهای اقتصادی هند را سال ۱۹۹۱ میدانند. در این سال  من موهن سینگ وزیر دارایی وقت هند، برنامههایی را برای خروج کشور از اقتصاد دستوری به تصویب رساند و به تدریج به اجرا درآورد. از آن زمان بهبعد بهتدریج قوانین مالیاتیِ دست و پاگیر لغو شدند، قوانین صادرات و واردات کشور تعدیل شدند، امکان سرمایهگذاری خارجی فراهم آمد و امنیت سرمایههای داخلی تأمین شد و توسعهٔ طرحهایی را که خود شروع کرده ادامه میدهد. تحلیلگران اقتصادی پیشبینی میکنند هند تا سال ۲۰۲۰ میلادی پس از امریکا و چین سومین کشور صنعتی جهان باشد و درامد سرانه کشور به ۵۰۰۰ دالر یعنی دوبرابر میزان فعلی برسد.

واحد پول رسمی این کشور روپیه هندیاست که اجزای آن پیسه (یک صدم روپیه) میباشد. برابری یک دالر امریکا یی با پول هند بین ۴۳ تا ۴۷ روپیه در نوسان است.

ادامه دارد...

 

 


مقاله های سیاسی

چین در بازی آشتی بین افغانستان و پاکستان

2017-Jun-21 ||  احمد سعیدی

ملاقات رييس جمهور غني با رييس جمهور چين و نخست وزير پاکستان در حاشيه نشست شانگهاي اميدواري‌هايي را به وجود آورده که به زودي وزير خارجه چين به افغانستان سفر مي‌نمايد و روي تحکيم روابط بين افغانستان و پاکستان گام هاي برداشته خواهد شد من از رقابت ها و زور آزمايي ها چين و امريکا در منطقه معلومات کافي دارم در حالي که سفر وزير خارجه چين به افغانستان را به فال نيک مي‌گيرم، اما باور ندارم امريکا بگذارد تا چين در سرنوشت افغانستان تأثير گذار شود مي‌خواهم جهت ادعاي خويش نظريات خود را با شما شريک سازم. بدون ترديد در حال حاضر چين بزرگترين رقيب امريکا در منطقه به حساب مي‌آيد. رشد سريع اقتصادي چين ضرورت رو به تزايد به منابع انرژي و افزايش ساليانه بودجه نظامي در شرايط موجود کشور، چين را به يک هيولاي غير قابل کنترول براي امريکا تبديل کرده است. در حال حاضر چين با دو مشکل ...

ارزیابی مختصر از فرمانروایی اشرف غنی و عبدالله عبدالله

2017-Jun-21 ||  میر نجیب الله شمس

دوره رياست جمهوري و حکمروايي قبيله گراي غير قانوني اشرف غني که هيچگونه دست آورد و موفقيت در عرصه هاي مختلفه داخلي و خارجي نداشت، ا ما به قدر کافي و بي سابقه با تشنج هاي سياسي، با چالش هاي امنيتي، با درگيري ها، انفجارها و خون‌ريزي هاي استمراري، ناهنجاري هاي اجتماعي و اقتصادي، فساد و اختلاس هاي عميق مالي، قانون شکني ها در رده هاي بالايي دستگاه هاي بي بند و بار دولتي و با حاتم بخشي هاي غير قانوني فروش املاک ملي به بيع کاه ماش و کاه گندم از طرف اشرف غني و با اعمال خشونت ها و انارشي فزاينده همراه بود. موازي به آن آهنگ رشد اقتصاد ملي نسبت تأثيرات منفي ميکانيزم بي بندو بار بازار آزاد روند و سير فوق‌العاده بطي داشت، درآمد سرانه ملي طوري که خيالبافان، تيوري‌سنان، هذيان گويان و سردمداران فاقد اهليت و بي کفايت سکتور اقتصاد حکومت ساخت جان کري مدعي آن اند هيچگونه رشد متو...

کاش خرگوشی می بودید!

2017-Jun-21 ||  پرتو نادری

گفتند که توره بوره، به دست داعش افتاده است. گفتند داعش در فيروزکوه ولايت غور پايگاه ساخته، کودکان و نوجوانان را آموزشهاي جنگي مي دهد. مردمان  نگران شدند؛ اما در ارگ آب از آب تکان نخورد، براي آن که ارگ از فراز شاخه هاي بلند سپيدار، دوربين جهان بين خود را به سوي وزارتخانههاي امريکا انداخته و مي بيند که هنوز « خالة همه بمب هاي جهان» و « عمة همه بمب هاي جهان»  جامههاي رنگ رنگ پوشيده و بي قرار اند که چه زماني سفرآنان به سوي افغانستان آغاز مي شود. بمب هاهم حق شهروندي دارند، حق ازدواج دارند، حق آن را دارند تا استعداد و تواناييهاي شان را نشان دهند. آنان حق دارند تا نيمة گم شده اي خود را در هرگوشة جهان که باشد، جستجو کنند.  آنان نيز دل دارند و در دل هاي شان از دوري ياران گم شدة شان صد جهنم سوزان دارند. نگران نباشيد، خاله و عمة همه بمب هاي جهان  هواي سفردارند، ...

داعـش در حـالـت زایـش

2017-Jun-20 ||  احمد سعیدی

به نقل از رسانه هاي صوتي و تصويري، گروه داعش چند روز پيش بعد از جنگ با گروه طالبان وارد دره هايى در دامنة سفيد کوه درمربوطات ولسوالى پچيرواگام ولايت ننگرهار يعني مناطق توره بوره شده بودند که با شنيدن برنامه عمليات نظامي نيروهاي افغان آرام آرام ساحه را براي نظاميان افغان خالي کردند. ازاين که سفيد کوه دره هاى خيلى قشنگ وسرسبز دارد، مجاهدين در دوران جهاد  در دامنة اين کوه ها يک مرکزمستحکم را براى سازماندهى عمليات ضد قواى شوروى و حکومت وقت افغانستان ايجاد کرده بودند. در اين مناطق سموچ هايي که مجاهدين در همان زمان ساخته اند تأثيرات بمباران هوايي در آن مناطق بسيار کم و ناچيز است.  از سوي ديگر، اين محل ازلحاظ موقعيت استراتيژيک وجغرافيايى براى ايجاد همچومرکز خيلي مناسب است. در آن وقت مجاهدين تحت رهبري مولوى محمديونس خالص همين منطقه را به حيث قرارگاه شان انتخاب ک...

دامن زدن به تعصبات، ضررش کمتر از انتحار نیست

2017-Jun-18 ||  احمد سعیدی

متأسفانه از چندي به اين سو بعضي از صفحات اجتماعي به خصوص فيسبوک به جاي افهام و  تفهيم بين يکديگر، به کانوني از جهل، تهمت و دامن زدن به تعصبات قومي و زباني تبديل شده است. ترديدي وجود ندارد که تعصبات قومي و زباني را تنها و تنها انسان هاي جاهل و نا عاقبت انديش دامن مي‌زنند، نه انسان هاي عاقل، گرچه من مي دانم انسان ها در حيات خود به دو گروه تقسيم شده اند: 1. آن هايي که هر نوع ظلم، بي عدالتي و استبداد را قبول مي کنند. 2. آن هايي که همت مي کنند و آواز بلند مي کنند براي اصلاح، بهبود و عدالت خواهي.  چنانچه شما مي دانيد بعضي از خصلت ها عامل مهمي در خارج شدن انسان از اعتدال شخصيتي است. اين خصلت ها افزون بر آن كه در منش و رفتار آدمي تأثير مي گذارد، در بينش و نگرش وي نيز آثار مخرب و زيانباري بر جاي مي نهد به گونه اي كه شخصيت آدمي از سلامت و كمال فطري دور مي شود و در سراشيب سقوط و...

چین می خواهد تا در روابط پر تنش میان کابل - اسلام آباد میانجی شود

2017-Jun-18 || 

میانجگیری چین ، یک حرکت مصلحت اندیش یا یک ترفند دیگر از پاکستان ! ؟  با در نظر داشت رابطه راهبردي  و سنتي که چين با پاکستان دارد مي توان انتظار داشت که چين يک ميانجي خوب براي حل رابطه پرتنش ميان کابل  واسلام آباد باشد در حالي که بيجنگ در گذشته حامي سياست هاي اسلام آباد  در صحنه جهاني بوده  واز بسا عملکرد و خطا هاي پاکستان چشم پوشي  نموده است. اخباري وجود دارد که به تعقيب ملاقات رييس جمهور غني با رييس جمهور مردم چين و نخست وزير پاکستان، روابط ميان کابل و اسلام آباد درآستانه يک تحول قرار گرفته وبازهم تلاش هاي ديپلوماتيک در حل معضل افغانستان وحل کشيده گي هاي سياسي ميان افغانستان  واسلام آباد بالا گرفته است. آگاهان امور به اين باور اند که اين يک فرصت ديگر براي افغانستان باشد تا پاکستان را بيشتر منزوي سازد؛ زيرا در اين جاي شک نيست که پاکستان فقط در ف...

درين چند سال اخير وضع جهان بحراني شده، بعد از سقوط اتحاد شوروي و برهم خوردن نظم جهاني که بعد از جنگ جهاني دوم به وجود آمده بود و با وجود به راه افتادن جنگ سرد و انکشاف سلاح هاي ذروي پايدار ماند مگر با تحول جهان از رده اول قدرت به يک اول قدرت و قدرت اول انحصاري امريکا يک بار ديگر جهان به يک بحران جديد رفت، به طوري که وقتي اتحاد شوروي تحت قيادت يلتسين از لحاظ قدرت کمرنگ شد. تجزيه گرديده از آن تعدادي از جمهوريت ها به وجود آمد. اتحاد شوروي که در افغانستان شکست خورده ناکام بيرون شده بود، نتوانست از تعرض اول امريکا بر عراق جلوگيري نمايد مخصوصاً که تعرض دوم امريکا سبب سقوط صدام حسين و از بين رفتن حکومت بعثي در آن کشور گرديد. اين سقوط، اداره را از بين برده و با مداخله ايران، حکومت شيعه جاي حکومت بعث را گرفته موجب جنگ هاي مذهبي گرديد، ديگر اقليم کردستان آهنگ جدايي و آزادي بلند کرده، سني ها حکومت انحصاري شيعيان را قبول ندارند، امريکا همان که بي جا و بي موجب به عراق حمله کرده بود نتوانست نظم با اطمينان را در آن کشور برقرار بسازد پس از آن که اداره کاملاً از بين رفت کشور مذکور را ترک گفته قواي خود را خارج کرد، درين موقع است که دفعتاً داعش مثل سمارق به نام «دولت شام و عراق» سبز کرد. اين دولت تحت رهبري بغدادي که از زمان جنگ افغانستان نام آن بعد از القاعده سر زبان ها افتاده بود به سرعت اراضي بزرگ عراق و سوريه را اشغال کرد، با استفاده از فروش نفت که از طريق ترکيه صورت مي گرفت و کساني که به اين رژيم مي پيوست نيز از طريق ترکيه وارد جنگ در سوريه و عراق مي گرديدند. اين شبه را به وجود آورد که امريکا و ترکيه، عربستان سعودي و قطر از حاميان اين رژيم جديد مي باشند، عربستان براي آن که ايران را تهديد کند تا دست آن از سوريه و يمن و خليج کوتاه شود، بعضي ها تصور کردند که امريکا براي آن که با انتقال اين قدرت جديد به افغانستان و رساندن شان به شمال افغانستان و از اين طريق روسيه را که تحت قيادت پوتين بار ديگر کسب قدرت کرده در جنگ سوريه داخل گرديده رژيم اسد را تقويت کرده نگذاشت که طبق خواست امريکا، ترکيه و ديگر غربي‌ها، اسد از بين برود، از يک طرف رژيم بشارالاسد در سوريه با استقرار قوت هاي هوايي و زميني فدراسيون روسيه و ساختن پايگاه دولت روسي در خاک سوريه به اجازه بشارالاسد ديگر وضع را طوري تغيير داده که هيچ يک از مسايل شرق ميانه ديگر بدون اشتراک فدراسيون روسيه حل شده نمي تواند، وجود پاسداران ايران، حضور قواي بشري نصرالله مليشه هاي لبناني و تحت فشار حکومت ايران اشتراک هزاره هاي افغان که در ايران مهاجر اند در جنگ سوريه معادله جنگ را به نفع بشارالاسد تغيير داده حالا بدون اشتراک امريکا، فدراسيون روسيه و ترکيه و ايران آتش بس را در سوريه به وجود آوردند و فيصله کردند تا به زودي کنفرانسي در آلماتا صورت بگيرد که تمام گروپ هاي سوري توافق کردند در آن اشتراک نمايند، به اين ترتيب امريکا تا هنوز در حاشيه قرار گرفته تا ديده شود که رييس جمهور جديد امريکا با فدراسيون روسيه چگونه روابطي قايم خواهد کرد و اگر اين دو کشور بزرگ با تفاهم يک نظم جديد جهاني را با اشتراک هم به وجود بياورند که اين گونه يک تعامل بدون فراهم ساختن يک بستر اعتماد ممکن نمي باشد ولي وجود رييس جمهور دونالد ترامپ و وزير خارجه آن که با روسيه، شناخت دارند وسيله فراهم شده تا اعتماد متقابل برگردد و اين اعتماد وسيله شود که دو کشور در مسايل سياسي و اقتصادي جهاني و موضوعات منافع و نفوذ سياسي به تفاهم برسند، مي شود در شرق ميانه و آسياي ميانه، در سوريه، عراق، افغانستان و افريقا صلح تأمين گردد. تأمين صلح در اين کشورها از يک طرف از برخورد مدنيت ها جلوگيري کرده، بار ديگر تفاهمي را بين مسلمانان و عيسويان به وجود خواهد آورد و ديگر ضرورت داعش و القاعده خود به خود از بين خواهد رفت چه کشورهاي شرق ميانه و آسياي ميانه اطمينان پيدا مي کنند که ديگر قدرت هاي بزرگ اروپايي و امريکا در امور داخلي شان مداخله منفي نمي کنند و در عوض، با تفاهم براي ترقي و رفاه اين کشورها از طريق بزنس و معامله بالمثل و متقابل مساعدت مي نمايند، در چنين يک حالت است که مردمان اين کشورها ديگر ضرورت به مهاجرت نمي داشته باشند، نياز به مقابله را با اروپايي ها مثل امروز که از طريق ترور و کشتن توسط لاري ها و چاقو صورت مي گيرد احساس نمي نمايند، در غير آن جهان ناامن تر مي شود، بي اعتمادي زيادتر مي گردد، جنگ تمدن ها را که هشنگ امريکايي گفته حتماً تحقق مي يابد، يعني نه ديوارها، مواضع نظامي و سيستم هاي خار دار جلو هجوم مهاجرين را که از جنگ ها از کشورهاي شان مجبور به فرار گرديده اند گرفته نمي تواند نه کشتن و کشته شدن در آب هاي مديترانه. بناءً اگر رييس جمهور جديد امريکا مي خواهد امريکا رااز هر نوع خطر در امان بدارد بايد جنگ ها را از بين ببرد، به جاي تجارت سلاح، بزنس هاي ديگر اموال را وسيع بسازد، نه تنها دروازه هاي امريکا را به رخ مردمان جهان مسدود نسازد، بلکه قلب هاي امريکاييان را به روي مردم جهان باز بگذارد، آن وقت مردمان جهان براي پناه آوردن به کشور شان مهاجر نمي شوند، بلکه براي بزنس و سياحت رفت و آمد خواهند کرد. به هر صورت، جهان بايد بداند که افغان‌ها که در جريان دو جنگ جهاني از جنگ دور مانده حتا يک نفر شان به خارج افغانستان نه پناه مي برد و نه مهاجر مي شد و حتا اگر يک افغان در اروپا يا امريکا وفات مي کرد جنازه اش را به افغانستان انتقال مي دادند و در حضيرة آبايي اش به خاک مي سپردند ولي امروز در اثر جنگ هاي تحميل شده و سرازير شدن سلاح، وطن آبايي شان را ترک و مردن را در ابحار قبول مي نمايند، اين شرايط را همين کشورهاي قوي و پيشرفته به وجود آورده اند ورنه ثبات سياسي که در افغانستان وجود داشت آن را تجاوز شوروي از بين برد، ثبات سياسي که در عراق و سوريه و ليبيا وجود داشت آن را تجاوز امريکا و فرانسه و انگليس از بين برد، قريب بود که ثبات مصر نيز از بين برود ولي نظاميان آن کشور از آن جلوگيري به عمل آوردند. به اين ترتيب ديده شد که مداخلات غربي ها بود که نظام سيکولار را در عراق، سوريه، افغانستان و ايران سقوط دادند و در عوض آن نظام بنيادگراها را مستقر ساختند که امروز در شرق ميانه موجب جنگ هاي مذهبي بين شعيه ها و سني ها گرديده، نمي دانم چطور و به چه وسيله اين فجايع را خاتمه خواهند داد و بار ديگر نظم در کشور هاي مذکور اعاده خواهد شد، البته تا وقتي که بين امريکا و فدراسيون روسيه تضاد وجود داشته باشد در اين کشورها آرامي نمي آيد ولي اگر اين دو کشور اعتماد متقابل را در بين هم برقرار نمايند و خوف و ترس را در بين شان از بين ببرند و از مداخله منفي خودداري و به مداخله مثبت اقدام نمايند صلح نه تنها در شرق ميانه و آسياي ميانه و افغانستان برقرار و محکم خواهد شد، بلکه يک نظم جديد که پايه هاي آن را صلح، اعتماد و بزنس تشکيل خواهد داد تأمين خواهد گرديد. از طرف ديگر، اگر طوري که امروز ديده مي شود تحت فشار مخالفين که اتهام وارد کرده اند که فدراسيون روسيه در انتخابات به ضرر هيلاري کلينتون مداخله کرده بالاي حکومت دونالد ترامپ ادامه بدهند و اين حکومت امريکا تحت اين فشار از فدراسيون روسيه دوري نمايد، فدراسيون روسيه به چين تقرب کرده موجب خواهد شد تا يک اتحاد جديد به اشتراک فدراسيون روسيه ، ايران، چين و پاکستان شکل بگيرد که ساحه نفوذ امريکا را در شرق ميانه، آسياي ميانه و جنوب آسيا و اروپاي شرقي محدود خواهد نمود و جهان را به يک رويارويي ديگر مصروف خواهد نمود، تضاد ها را تشديد و جنگ هاي نيابتي را به نفع اين دو گروپ کشورها روز به روز وسيعتر خواهد ساخت، قرباني انسان هاي بيگناه در آسيا مخصوصاً بيشتر خواهد شد، دامنه اين رقابت ها در افريقا نيز پهن خواهد گرديد، اين که برژنسکي گفته بود که در قرن 21 يوروايشيا به هر طرفي که بود همان طرف برنده مي باشد، امريکا که تا حال اکثر نقاط آسيا را دارد از دست خواهد داد، بناءً سياستي که دونالد ترامپ مساعد مي داند آنست که در عوض رقابت هاي تسليحاتي و سياسي با روسيه به توسعه بزنس با آن کشور بپردازد و از وسايلي کاربگيرد تا روسيه را از چين فاصله بدهد و مانع به وجود آمدن چنين اتحاد بگردد و به اين ترتيب امريکا بتواند چين را در انزواي نسبي نگهدارد، بناءً تصور مي شود که سياست امريکا به اين طرف گرايش پيدا خواهد کرد و اگر چنين شود، همان طوري که امريکا تأمين صلح را در افغانستان و شرق ميانه به نفع خودش تلقي خواهد کرد، فدراسيون روسيه اگر به امريکا نزديک شود نيز از چنين صلح منافع خود را بدست خواهد آورد. اتحاد امريکا با عربستان سعودي و موضع گيري هاي شان عليه ايران، ايران را بدون ترديد در صورتي که فدراسيون روسيه به امريکا نزديک باشد نمي گذارد با کشور مذکور تقرب کند. اگر تقرب هم کند فدراسيون روسيه در جانبداري از ايران بسيار محتاط خواهد بود، زيرا تفاهم و تعامل با امريکا براي فدراسيون روسيه به مراتب از منافعي که از ايران بدست آورد بسيار بيشتر خواهد بود، زيرا تقرب فدراسيون روسيه با امريکا روز بروز جاي توليدات و صادرات چين را به امريکا خواهد گرفت و دست روس ها را به امريکاي لاتين و افريقا مانع نخواهد شد و صادرات نفت و گاز روسيه به اروپا روز به روز به تناسب احتياج اروپا توسعه پيدا خواهد کرد، مخصوصاً که امروز در ايالات متحده امريکا پله ي بزنس گران‌تر که از سياست مي باشد چه امريکا نيز در دو حکومت جمهوري خواهان و دو حکومت دموکرات ها و بردوش داشتن بار جنگ و تقابل به جنگ سرد خسارت مالي را تحمل کرده که غير امريکا، کشور ديگري تحمل کرده نمي توانست. سياست هاي اقتصادي، جهاني شدن مؤسسات توليدي امريکا را از کشور به خارج از کشور برده تا محصولات ارزان توليد شود و سرمايه دار نفع نمايد مگر اين نفع که به جيب چند سرمايه دار مي افتد، هزاران نفر را در داخل امريکا بيکار ساخته که امروز از زنده گي شکايت دارند و وعده هاي تغيير در اين ساحه بود که دونالد ترامپ را در حالي که پشتيباني رهبران بزرگ و شناخته شده حزب جمهوري خواه را نداشت در انتخابات پيروز ساخت ولي سرمايه داران تا حال با وارد کردن اتهامات نسبت روابط گروپ دونالد ترامپ با روسيه به ارتباط انتخابات توانسته اند با مصروف نگهداشتن ترامپ از آوردن تغيير و انتقال مؤسسات توليدي امريکا از چين و ديگر کشورها ممانعت نمايد. بناءً اين مبارزه در داخل و خارج امريکا در مسايل جهاني تأثير بزرگ وارد مي کند تا ديده شود که سرنوشت جهان را اين بار به نفع صلح رقم مي زنند يا جنگ را به نفع مردم امريکا و يا به نفع سرمايه داران امريکايي و جهاني شدن. به هر صورت، با وضع موجود يعني دوري امريکا از روسيه و تقرب امريکابه عربستان سعودي و امضاي قرارداد سه صدو پنجاه ميليارد دالري آن کشور و تهديد واضح ايران و تصويب تحريم هاي جديد عليه ايران و قطع روابط عربستان سعودي و چار کشور ديگر عربي با قطر نسبت آن که قطر کمي با ايران سر نزديکي شور داده، قطر در جنگ خليج عليه کمک هاي نظامي که عربستان سعودي براي سلفي ها نموده تا عليه داعش بجنگند و قطر در مقابل، براي اخوان المسلمين کمک کرده تا با داعش جنگ کند در حالي که عربستان سعودي و مصر، مخالف اخوان المسلمين مي باشند، اين قطع روابط ايران به حمايت از قطر را واداشت چنانچه فضاي کشورش را براي طيارات قطري باز گذاشته، اولين حملة طرفداران ايراني داعشي به پارلمان ايران و مقبره امام خميني رهبر انقلاب ايران نشان داد که ايران ازطالبان بدون مراعات نزاکت هاي سياسي در برابر افغانستان حمايت کرد امروز خودش به حمله داعش مواجه شد. يعني ديگر برايش ثابت شد که تروريزم سرحد نمي شناسد. مبصرين ايراني اين حمله را به نفع ايران تفسير کردند چه امريکا که ايران را حامي تروريزم مي دانست با مواجه شدن به حمله تروريستي مي تواند اين اتهام را که وسيله براي عمليات نظامي عليه ايران تصور مي شد رفع خواهد کرد، ولي دقيق در همان روز سناي امريکا تحريم هاي جديد را عليه ايران با (90) رأي موافق و شصت رأي منفي تصويب کردند. معلوم شد که حکومت امريکا در برابر ايران موضع بسيار جدي گرفته، معلوم نيست که ترکيه، قطر و روسيه طرف ايران را مي گيرند يا نه، چه هنوز در امريکا فشار بالاي حکومت ترامپ از ناحيه روابط با روسيه زياد مي باشد. با اين حوادث، وضع جهان آشفته تر شده چه اگر داعش در عراق و سوريه شکست بخورد حتماً از ايران سربلند خواهد کرد و اگر تضاد بين امريکا و روسيه دوام کند به نفع داعش تمام مي گردد. بناءً با اين آشفتگي ها دامنه جنگ در عوض حتماً توسعه پيدا خواهد کرد و مصروفيت امريکا در داخل عليه مخالفين جمهوري خواهان و در خارج به جنگ ها آنقدر زياد خواهد گرديد که يکبار ديگر حکومت ترامپ را که بيشتر از جنگ ها غير از فشار به ايران ديگر مي خواهد بزنس کند و بزنس را وسيله رفع قرضداري هاي امريکا بگرداند و با سياستي که با اتحاد با عربستان اتخاذ کرده، روابطش را با جهان اسلام ترميم کند و با فشار حتا مداخله نظامي در ايران، اتحاد امريکا و اسرائيل را مستحکم بگرداند و قدرت امريکا را طوري اعاده نمايد که کشورها قانع شوند که امريکا قوي بوده، هنوز هم حرف آخر را در بازي هاي جهان مي تواند بزند با آن هم ديده شود که در وراي اين آشفتگي هاي سياسي، وضع شرق ميانه، آسياي ميانه و جنوب آسيا چه طور تحول خواهد کرد و امريکا طبق گفته هنري و من رييس جمهور بعد از جنگ جهاني دوم امريکا که گفته بود: «امريکا نه به دليل پيروزي هايش، بل به دليل مهرباني هايش به خاطر سپرده شود» تحقق مي يابد يا به از دست دادن محبوبيت خود ادامه خواهد داد.

2017-Jun-18 ||  عبدالحمید مبارز

درين چند سال اخير وضع جهان بحراني شده، بعد از سقوط اتحاد شوروي و برهم خوردن نظم جهاني که بعد از جنگ جهاني دوم به وجود آمده بود و با وجود به راه افتادن جنگ سرد و انکشاف سلاح هاي ذروي پايدار ماند مگر با تحول جهان از رده اول قدرت به يک اول قدرت و قدرت اول انحصاري امريکا يک بار ديگر جهان به يک بحران جديد رفت، به طوري که وقتي اتحاد شوروي تحت قيادت يلتسين از لحاظ قدرت کمرنگ شد. تجزيه گرديده از آن تعدادي از جمهوريت ها به وجود آمد. اتحاد شوروي که در افغانستان شکست خورده ناکام بيرون شده بود، نتوانست از تعرض اول امريکا بر عراق جلوگيري نمايد مخصوصاً که تعرض دوم امريکا سبب سقوط صدام حسين و از بين رفتن حکومت بعثي در آن کشور گرديد. اين سقوط، اداره را از بين برده و با مداخله ايران، حکومت شيعه جاي حکومت بعث را گرفته موجب جنگ هاي مذهبي گرديد، ديگر اقليم کردستان آهنگ جدايي و آزادي بلند کرد...

سردرگمی های گروه های جهادی و نمی دانم کاری های آنان

2017-Jun-18 ||  مهرالدین مشید

سردرگمي هاي افتضاح بار و نمي دانم کاري هاي گروه هاي پيشين جهادي به کجا خواهد انجاميد و آيا دليل اين همه ناکارايي ها و سقوط هاي پي در پي اين ها تا سرحد افتادن در پاي کابوس بي سرنوشتي ها و کم رنگ شدن نقش آنان تا سرحد رنگ باختن برخاسته از کارکرد هاي سياه و ناروايي هاي آنها است که در طول 24 سال گذشته در تاريخ پرفراز و فرود کشور از آزمون حکومتداري خوب موفقانه بيرون بدر نشدند و يا اين که غارت ها،  ناروايي ها و خيانت کاري هاي رهبران آنان در حق جهاد و مجاهدين و اسلام و مسلمين، دست به دست هم داد تا بالاخره تمامي آنان را به کلي تجريد کرده و به انزوا کشانده است. اندکي مکث کردن به دو دوره انتخابات گذشته و رفتن رهبران شماري گروه هاي جهادي در زير گيوتين آقاي کرزي و آقاي غني به وضوح نشان داد که آن ها نه تنها از لحاظ صف بندي هاي جديد توانايي هاي خوب براي بسيج مردم را از دست داده اند و اک...

Previous   ||   Next