سرمقاله

مسؤولیت بزرگ خطیبان مساجد هنگام ادای نماز عید

2017-Jun-24  || 

ماه مبارک رمضان يا ماه مهماني خداوند«ج» پايان مي يابد و احتمالاً فردا يکشنبه عيد باشد. ماه رمضان امسال از خونين ترين ماه ها بود که تروريستان با راه اندازي حملات انتحاري و انفجار، جان تعداد زيادي از مسلمانان روزه دار را گرفتند. پاکستان و عربستان دو کشوري است که از طالبان حمايت مي کنند، ايران هم متهم به همکاري با طالبان شده است. همکاري ترکيه با داعش نيز زبان زد عام و خاص بوده و قطر رسماً از سوي برخي از کشورها، حامي تروريستان اعلام گرديده است. برخي از رهبران کشورهاي اسلامي براي منافع شخصي شان دست به هر نوع جنايت مي زنند. بيشتر کشورهاي اسلامي در مخاصمت و دشمني بسر مي برند و يکديگر شان را به ارتکاب انواع جنايات متهم مي کنند. با اين وضعيت، مسلمانان به حالت بسيار زار و اسفبار قرار دارند و خون شان بي ارزش و بي اهميت شده است. وضعيت مردم مسلمان افغانستان نسبت به همه، بدتر گزارش مي شود. اين همه ظلم و ناروا از سوي برخي از همين کشورهاي اسلامي و با حمايت شان از تروريستان بر ما اعمال مي شود. طالبان وداعش با قتل و کشتار مردم بيگناه و ارتکاب جنايات غير انساني، وظيفه دارند تا دين خدا را چنان زشت نشان بدهند که همه از آن گريزان شوند. حال از ترس حملات انتحاري نه بيمارستان مصون است ونه مساجد. امروز مسلمانان، عبادت خدا را در مساجد با ترس و هراس انجام مي دهند و هر لحظه فکر مي کنند که ممکن است انفجاري صورت گيرد و يا تروريستي وارد مسجد شو


غنی می خواهد با زور حکومت کند!

حضور ستون پنجم در درون شورای ملی!

نیروهای امنیتی کشور نیاز به حمایت و همکاری دارند!

شیعه و سنی باهم برادر اند!



3
H: 3°
L: -2°
Kabul
Saturday, 14 January
See 7-Day Forecast
Sun Mon Tue Wed Thu Fri
           
-9° -9° -11° -11° -12° -9°

SUBSCRIBE TO RSS

افغانستان؛ کشور فقیر با وجود مساعدت های بی سابقۀ جهانی

پس از دایر شدن کنفرانس بن، سیل مساعدت های مالی جهانی به صورت بی سابقه در افغانستان سرازیر شد که اگر به جا و به شکل درست به مصرف می رسید، کشور را به زاویةیکصدو هشتاد درجه به سوی انکشاف و ارتقا می کشانید؛زیرا حجم و مقدار این مساعدت ها نهایت زیاد بود. چنانچه از سال 2002م به بعد بیشتر از 140 بیلیون دالر به مقصد ایجاد و تقویت قوای امنیتی، بازسازی، حکومت داری خوب، مبارزه علیه مواد مخدر، فساد اداری و ظرفیت سازی در افغانستان به مصرف رسیده است که واقعاً یک رقم نهایت درشت، چشمگیر و بی پیشینه بوده و بالاتر از هر تصور و امکان پنداشته میشود؛زیرا در هیچ یک از مقطع های زمانی به هیچ یک از کشورهای جهان به این پیمانه کمک های اقتصادی و مساعدت های جهانی این طور سخاوتمندانه و با دست باز صورت نگرفته است. در حدود 117 میلیارد دالر که 5/4 حصه آن را ایالات متحده امریکا پرداخته است.

این کمک ها در حقیقت بیشتر از کمک های شامل پلان یا طرح مارشال بوده است. پلان یا طرح مارشال بعد از جنگ جهانی دوم اساساً به تاریخ 5 جون 1947م تطبیق شده جورج مارشال وزیر امور خارجه وقت ایالات متحده امریکا ضمن بیانیۀ در هارورد پیشنهاد نمود که هدف آن بازسازی و توسعۀ اروپای غربی بعد از خرابی های جنگ جهانی دوم بود.

ایالات متحده امریکا از طریق ارائه کمکها به کشورهای مزبور پایۀ نفوذ خود را مستحکم نمود و از سلطه و نفوذ کمونیزم نیز جلوگیری به عمل آورد. در آن زمان ایالات متحده امریکا 12 بیلیون دالر که در حال حاضر به مقایسه ارزش فعلی دالر، معادل 120 بیلیون دالر می گردد، به 16 کشور به شمول جرمنی غربی مساعدت و کمک کرده بود که تمام کشورهای اروپایی غربی از آن مستفید گردیده و اقتصاد ویران خویش را پس از جنگ جهانی دوم، بازسازی نمودند.

بایدگفت که آن وقت اکثریت شهرهای جرمنی به ویرانه و خرابه تبدیل شده و صنایع آن کشور به کلی از بین رفته بود. کشورهای دیگری که از ین طرح مستفید گردیدند، عبارت بودند از ایتالیا، فرانسه، انگلستان و ناروی و برخی کشورهای دیگری که نیز خسارات و خرابی های زیادی را متحمل شده بودند. خلاصه در آن زمان اروپا در تمام عرصه های حیاتی در وضعیت بسیار بدی قرار داشت و با تطبیق این پلان یا طرح مخصوصاً در عرصۀ بازسازی صنایع به خصوص در آلمان غربی، کمک به‎سزایی صورت گرفت و اقتصاد اروپا را در وضع خیلی ها خوبتر قرار داد،اما متأسفانه کمک ها و مساعدت های سخاوتمندانه و بی سابقه جامعۀ جهانی به افغانستان نتیجۀ مورد نظر را بار نیاورد و حاصل مطلوب به دست نیامد.

انتظار می رفت با تحقق این کمک ها افغانستان اقلاً به خود کفایی لازم نایل گردد و به پای خود ایستاده شود یعنی چیزی اتفاق نیفتاد و کشور هنوز هم حیثیت مریضی را دارد که به مراقبت جدی ضرورت داشته و هرگاه زرق دوا قطع گردد، فاجعۀ به بار می آورد.

افغانستان در فهرست مرتب سال 2015م پروگرام انکشافی ملل متحد UNDPمتأسفانه در شاخص توسعهو رشد انسانی، از جملۀ 188 کشور در فهرست مرتبه در درجه یا مقام 171 قرار دارد و به مقایسه سال قبل به درجه پائین تنزیل یافته است.

گفتنیست که شاخص توسعهو رشد انسانی که بهترین نشان دهندۀ انکشاف و پیشرفت یک کشور می باشد، سه مورد عمده و اساسی را متضمن است.

         ·   امید به زنده‌گی یعنی موجودیت صحت و تندرستی افراد جامعه و امکانات دست داشته صحی.

         ·   چگونگی سطح و معیارهای تعلیمی و تربیتی یعنی معارف و امکانات ارتقای ظرفیت ها.

         ·   معیار سطح زنده‌گی یعنی اقتصاد و درآمد سالانه ملی.

طوریکه دیده میشود از هر سه نقطۀ نظر فوق، افغانستان در نازل ترین درجه واقع است. باید تذکر داد که افغانستان پس از سقوط حاکمیت طالبان- در حالت بسیار بدی قرار داشت. اینکه کمک ها قسماً توانسته است بهبودی در رشد تولید ناخالص ملی، کاهش فقر، تأمین صحت و سلامتی، گسترش و تقویت معارف و بازسازی زیرساخت ها داشته است،اما معیار و اندازه این انکشافات به تناسب سیلی از کمک های جهانی خیلی ها کند و در شمار نهایت ناچیز است.

هم اکنون بیشتر از شانزده سال از آغاز کمک ها و مساعدت های جهانی می گذرد،اما در ساحۀ عمل پیشرفت ها خیلی ناچیز و بطی است. چنانچه هنوز هم 36 فیصد مردم افغانستان زیر خط فقر زنده‌گی می کنند که بیشترین رقم را در بین کشورهای همسایه افغانستان تشکیل می دهد.

باوجودی که افزایش قابل ملاحظۀ در آمار شاگردان مکاتب و تحصیلات عالی به عمل آمده است، اما کیفیت درسی در سطح بسیار نازل قرار دارد. باوجود پیشرفت در ساحه صحت باز هم کشور در ارائه خدمات صحی از سطح اوسط کشورهای رو به انکشاف پایئن تر می باشد. به اساس گزارش سیگار (دفتر سرمفتش نظارت از امور بازسازی امریکا در افغاستان) در سال گذشته، افغان ها در حدود 236میلیون دالر یعنی یک بر دهم حصۀ مجموع عاید کشور را به قصد تداوی و معالجه در خارج از کشور به مصرف رسانیده اند.

در ساحۀ زراعت که هشتاد فیصد نفوس کشور به آن مصروف هستند، طی سال 2015م در تولیدات آن دو فیصد تنزیل به عمل آمده و چندان پیشرفت و امیدی محسوس نیست. متأسفانه زراعت در دهۀ اول آغاز این کمک های جهانی، در آجندای جامعه جهانی از اولویت برخوردار نبوده است.

همچنان از لحاظ صنایع می توان گفت که در افغانستان بدبختانه همین حال تقریباً صنعت وجود ندارد، از همین رو افغانستان به یک کشور وارداتی تبدیل گردیده و هنوز هم در جملۀ ممالک کمترین انکشاف یافته ردیف کشورهای رو به انکشاف می باشد. قابل یادآوری است که هیچ یک از کشورهای همسایه افغانستان در این ردیف قرار ندارد.

لازم بود از آغاز این مساعدت ها در پهلوی این همه امداد سیل آسا، با در نظرداشت ضرورت ها و اولویت های افغانستان در همآهنگی با هم توسط یک پلان و پروگرام منظم و یک مدیریت سالم، این کمک های بزرگ و گزاف درجه بندی و برنامه تطبیقی آن طرح و بعداً تحقق می یافت تا از آن نتیجۀ ملموس حاصل می شد و اطمینان خاطر افغان ها حاصل و پشتیبانی شان به دست می آمد. البته چنین اقدامی در مبارزه علیه تروریزم و مواد مخدر نیز مؤثرتر واقع می گردید،اما این مساعدت ها خلاف توقع، از کانال ها و مجاری مختلف و اولویت های غیر ملموس و غیر ضروری در عمل پیاده شده و فعالیت ها در همه جهات به صورت پراکنده راه اندازی شده بود. مسؤولیت این حالت و وضعیت، در درجۀ اول متوجه حکومت افغانستان است؛حکومت داری خوب و ظرفیت کاری وجود نداشته و حاکمیت قانون ضعیف بوده بر وفق گزارش 2016 پروژه عدالت جهانی WJPدر مورد حاکمیت قانون افغانستان از جمله 113 کشور به ردیف 111 قرار دارد که کشورهای دیگر مثل مصر در مقام 110، پاکستان 106 و ترکیه در جایگاه 99 قرار دارند. عدم کارآیی حکومت، عدم ظرفیت، توانایی و نیرو و کادر مسلکی، فقدان کنترول و تفتیش واقعی، نبود امکانات و مجازات قانونی و عملی وغیره وغیره باعث کندی انکشاف اقتصادی گردیده است با تذکر ملاحظات فوق باید گفت انکشاف و پیشرفت که توقع می رفت، با تأسف صورت نگرفت.

علت اساسی این مشکلات را می توان در سیستم و مکانیزم ناهنجار کمک های بین المللی به کشورهای فقیر و پسمانده مخصوصاً افغانستان جستجو کرد. چنانچه این موضوع در گزارش های ادارۀ سیگار SIGAR، سرمفتش خاص امریکا برای بازسازی افغانستان انعکاس یافته و طی آن از به هدر رفتن و ضایع شدن قسمت زیاد کمک های شگفت آور جامعۀ جهانی طی شانزده سال در افغانستان بازتاب یافته است. لازم به ذکر است که یکی از علل عمدۀ که این کمک های هنگفت به نتیجۀ مطلوب واصل نشد، این است که مساعدت های یادشده از طریق قراردادی های غیر مسلکی و مؤسسات غیر دولتی یا انجوها و اکثراً  غیر مسؤول از طرف کشورها و سازمان های کمک کننده و یا دونرها بدون در نظرداشت شناخت مؤثریت اقتصادی و مفیدیت آن در افغانستان، به مصرف رسیده است. هرگاه این کمک ها و مساعدت ها با نظرداشت اولویت های بنیادین و عمدۀ جامعۀ افغانی، ضرورت های اساسی اقتصادی و به هدف خودکفایی افغانستان صورت می گرفت، تغییرات و تحولات بزرگ در زنده‌گی مردم افغانستان رونما می شد و افغانستان از این حالت بحرانی و وابسته گی که اگر این کمکهای جهانی قطع شود، حالات غیر قابل پیشبینی را به وجود خواهد آورد، نجات می یافت، به خودکفایی می رسید و سرپای خود می ایستاد. 

طبق اظهارات سرمفتش اداره سیگار، عواید دولت یا درآمد داخلی، افغانستان دو بیلیون دالر بوده، در حالیکه هشت بیلیون دالر مصارف نظامی اردو، پولیس، معارف، زیربنا و دیگر مصارف افغانستان میباشند. یعنی هشتاد فیصد مصارف دولت افغانسان از طریق کمک های خارجی تمویل می گردد.

در آخرین گزارش 269 صفحهیی مورخ ماه جنوری 2017م اداره سیگار آمده است که ایالات متحده امریکا از آغاز سال 2002م تا اکنون بالغ بر 117بیلیون دالر در افغانستان به مصرف رسانیده است، اما نتیجه و حاصل آن در سطح نهایت نازل قرار دارد. این گزارش یک تصویر سیاه را از حالت فعلی کشور ارائه می نماید. در گزارش مذکور گفته شده که حکومت افغانستان قلمرو اندک بیشتر از مناصفۀ کشور را در کنترول خود دارد و تولید مواد مخدر منجمله کشت کوکنار یا خشخاش به معیار روز افزون قوس صعودی خود را می پیماید. آمار و ارقام نیروهای امنیتی افغانستان رو به کاهش است.

 البته مهم اینست که سیگار در مورد مساعدت های ایالات متحده امریکا و سایر کشورها به افغانستان پیوسته دونرها را ملامت می کنند. در گزارش مزبور از یک پروژه بزرگ به ارزش 99 میلیون دالر جهت اعمار و ساختمان یک هوتل کلان در کابل تذکر داده شده و علاوه گردیده که بعد از دریافت هشتاد و پنج میلیون دالر از طریق مؤسسات خصوصی خارجی، ساختمان مورد نظر به صورت نیم کاره توسط قراردادی های امریکایی و افغان رها گردیده و پول متذکره نیز لادرک است.

در گزارش دیگر سال 2015م جان ساپکو سرمفتش خاص مؤسسه سیگار آمده است: وزارت دفاع ایالات متحده امریکا اعمار و ساختمان یک کمپ مجهز را در ولایت هلمند به مصرف 33 میلیون دالر که هیچ وقت از آن استفاده صورت نگرفته و به اعمار آن هیچ ضرورتی محسوس نبود و حتا شاید بعداً تخریب هم شده باشد، به قراردادیان سپرد.

علاوتاً آقای جان ساپکو سرمفتش اداره سیگار در گزارش دیگر از یک معاملۀ بزرگ 486 میلیون دالری جهت خریداری هلیکوپترها متذکر می شود. گفتنیست که در سال 2008م ناتو بیست بال هلیکوپترهای مستعمل ساخت کشور ایتالیا را به قیمت 486 میلیون دالر خریداری کرده بود، بعداً معلوم شد که طیارات یادشده به هوای خاک آلود افغانستان سازش نداشته، نمی توانست مورد استفاده قرار گیرد. خلاصه کلام که 16 باب هلیکوپتر مذکور تخریب گردید و بقایایآن جمعاً به ارزش مبلغ 32 هزار دالر بالای یک قراردادی افغانی که هر پوند وزن آن را به شش سنت به فروش رسانیده، هم شامل مبالغ حیف و میل شده می باشد.

به هر صورت، زمانیکه بنده از سال 2012م الی 2014م مسؤولیت سفارت کبرای افغانستان را در کشور ایتالیا به عهده داشتم، چندین بار با مقامات ذیصلاح ایتالوی تماس گرفتم، ملاقات ها را انجام نمودم، دو مرتبه دو وزیر دفاع را که در دو حکومت ایفای وظیفه می نمودند، توأم با آتشه نظامی سفارت افغانی، ملاقات نموده و مشکل هلیکوپترهای نظامی فوق الذکر را با آنها مطرح نمودم به جانب مقابل توضیحات لازم داده و گفته شد، باوجودی که به این هلیکوپترها در جهت مقابله با تروریست ها ضرورت مبرم محسوس است، اما در اوضاع جوی افغانستان قابل استفاده نمی باشد. برای افغانستان که مسأله اساسی تقویه قوای هوایی آنست، مشکل بزرگی را به وجود آورده است. همچنان برای صنعت ایتالیا که این طیارات ویترین آن در افغانستان می باشد، تصویر خیلی ها خراب را ارائه کرده است. آن ها وعده دادند تا در جهت حل مشکل دست به کار شوند و تا حدودی هم در زمینه به مساعی لازم پرداخته اند، اما چون طیارات متذکره با گرد و غبار فضای کشور ما عیار نبود، مکرراً عوارض پیدا کرده و پرزه جات آن به مقصد ترمیم و رفع عوارض تخنیکی به مشکل به دست می آمد. تا بالاخره قسمت زیاد شان طوری که تذکر رفت، تخریب گردید. ضمناً با مقامات مسؤول در کابل نیز تماس گرفته شد که در مقابل گوشزد نمودند که این موضوع مستقیماً با ایالات متحده امریکا و ایتالیا ارتباط دارد و حکومت ایالات متحده امریکا در زمینه تفتیش و بررسی های لازم را آغاز کرده است. واقعاً موضوع متذکره تحت تفتیش مقامات امریکایی قرار دارد.

در این مقاله صرف سه مثال از موارد متعددی که در گزارشات اداره سیگار ذکر شده، در این نوشته کوتاه آورده شده که همه نشان دهندۀ آن است که چه گونه پول های که به نام مساعدت و کمک توسط دونرها داده می شد، یک بخش زیاد آن توسط خود شان حیف و میل گردیده است. مطابق گزارشات متذکره یک حصۀ آن توسط حکومت افغانستان تحت عنوان های مختلف مثلاً اردو، پولیس و مکاتب خیالی ضایع شده به هدر رفته است،اما بخش بزرگ آن از طریق خود دونرها حیف و میل گردیده است. این موضوع تنها در افغانستان اتفاق نیفتاده است بلکه در کشورهای دیگر مثلاً: هایتی و عراق نیز همین قسم حیف و میل شده است. هایتی کشوری با هشت میلیون نفوس با وجود بیلیون ها دالر کمک های جامعۀ بین المللی هنوز هم فقیرترین کشور قارۀ امریکا بوده و بدترین حکومتداری در این قارهحایز است.

تنها بعد از وقوع زلزلۀ 2010م که باعث تخریب و ویرانی ها مخصوصاً قسمت زیادی از شهر پورت پرنس مرکز آن کشور تخریب گردید و جامعۀ جهانی مبلغ ده بیلیون دالر را جهت کمک های بشری و بازسازی آن کشور تعهد نمودند،اما متأسفانه باوجود این کمک های وافر، مؤثریت آن در مقایسه با میزان کمک ها نهایت ناچیز بود. آقای ستینفوس نماینده سازمان کشورهای امریکا در هایتی در کتاب خیلی انتقادی خویش به نام (ناکامی کمک های بین المللی در هایتی)، پیرامون این کمک ها می نویسد: علت عمدۀ ناکامی جامعۀ جهانی در مساعدت به هایتی، تقسیم پول بین انجوهای غیر مسلکی و استفاده جو و بازگشت دوباره قسمتزیاد پولهایمساعدت شده به کشورهای دونر بوده است.

همچنان کمک های بین المللی که به کشورهای فقیر افریقایی چندان مؤثریت نداشته و تعداد زیاد اشخاص دخیل و آگاه خواستار بازنگری میکانیزم کمک های جهانی به کشورهای فقیر گردیده اند.

سازمان معتبر آکسفام در یکی از راپورهای خویش اظهار داشته که یک مقدار زیاد یعنی در حدود چهل فیصد مساعدتهای بین المللی به افغانستان تحت عناوین معاش، کمیشن و دیگر موارد مجدداً به کشورهای کمک کننده (دونر) انتقال یافته است. آقای جان ساپکو سرمفتش خاص امریکایی از تشکیلات عظیم مدیریت این کمک ها در کابل و واشنگتن شکایت نموده می گوید که سی فیصد کمک ها جهت پیشبرد کارهای اداری و امنیتی این ادارات Superstructureبه مصرف رسیده است.

آقای ساپکو طی مصاحبهبا شبکه تلویزیونی الجزیره دلایل حیف و میل این کمک ها را عدم نظارت دقیق و فنی از همه پروژه های ساختمانی و حمایتی و تطبیق آن و تبدیل و تغییر مقامات مسؤول امریکایی در هر شش ماه از مواردی است که کار بررسی و تفتیش امور را مشکل ساخته اما با وجود آنهم، اداره سیگار توانسته است بسیاری از پروندهها را در حالت تفتیش بررسی قرار دهد تا سارقین پول و مالیه دهنده‌گان امریکایی دستیاب شوند.

وی  می افزاید یک قسمت کم موضوعات تقلب و فریبکاری تشکیل می دهد و قسمت زیادی به هدر  رفتن این پول مدیریت ناقص و ضعیف بوده است.

باید یادآور شد که در سال 2001 زمان سقوط حاکمیت طالبان، افغانستان در حالت نهایت بدی قرار داشت. قسمتهایی از کابل که در جنگ های داخلی قبلی ویران و به خرابه تبدیل شده بود و به شهر ارواح بیشتر شباهت داشت، اردو و پولیس و یک نظام منظم حکومتی وجود نداشت. زنان یا نصفیاز مردم کشور به صورت اجباری در خانههای خود زندانی بودند. از لحاظ احصائیه و آمار،شاگردان مکاتب ده فیصد حصۀ تعداد فعلی بود. خدمات صحی برای نود فیصد مردم وجود نداشت. خزانه دولت تهی بود،اما همین کمک ها سبب شد تا در کشور تحرکی محسوس شود. مگر با وجود ادامه جنگ اعلام ناشدةهمسایه شرقی به خصوص مداخلات و اعمال تخریب کارانه تروریستی به کشور،چهره دیگر بخشید،اما مشکل عمدهو اساسی این بود که از کمک ها و مساعدت های بی پیشینه به صورت مؤثر و درست استفاده صورت نگرفت. بنابر همین علت یک اقلیت کوچک از آن استفاده اعظمی نمودند و اکثریت قاطع مردم همچنان کماکان در حالت فقر، بیچاره‌گی و قبول مشکلات به زنده‌گی فلاکت بار خود ادامه می دهند.


مقاله های سیاسی

جنبش رستا خیز تغییر در نیمه راه

2017-Jun-24 ||  احمد سعیدی

نه تنها من بل تعداد زيادي از روشنفکران سياسي در گوشه و کنار اين جهان پهناور بر جنبش نافرماني مدني ماهاتما گاندي و مارتين لوتر گينگ با شيوه مبارزه مسالمت آميز آنان تأکيد  دارند. از سوي ديگر باور بايد داشت که مبارزات مسالمت آميز، ظرفيت بسيج بزرگ ملي و مردمي را مي‎خواهد با دست تهي و چند سر و سر بند با يک احساسات فراگير نمي‌توان اهداف بزرگ را بدست آورد. اين امر نه فقط در مورد مبارزات و حرکت هاي سياسي و اجتماعي مسالمت آميز، بلکه در مورد ديگر اشکال مبارزاتي، از جمله مبارزات قهر آميز و مسلحانه نيز صدق مي‎کند . حتا کساني چون ارنستو چه‌گوارا، دوست نزديک فيدل کاسترو که از مبارزه مسلحانه عليه رژيم هاي ديکتاتوري و استبدادي طرفداري مي کرد، اما شخص چه‌گوارا هرگز  معتقد به درستي مبارزه مسلحانه در هر شرايطي نبود و مبارزات مسلحانه را، تحت عنوان "زمينه هاي مطلوب و ...

چین در بازی آشتی بین افغانستان و پاکستان

2017-Jun-21 ||  احمد سعیدی

ملاقات رييس جمهور غني با رييس جمهور چين و نخست وزير پاکستان در حاشيه نشست شانگهاي اميدواري‌هايي را به وجود آورده که به زودي وزير خارجه چين به افغانستان سفر مي‌نمايد و روي تحکيم روابط بين افغانستان و پاکستان گام هاي برداشته خواهد شد من از رقابت ها و زور آزمايي ها چين و امريکا در منطقه معلومات کافي دارم در حالي که سفر وزير خارجه چين به افغانستان را به فال نيک مي‌گيرم، اما باور ندارم امريکا بگذارد تا چين در سرنوشت افغانستان تأثير گذار شود مي‌خواهم جهت ادعاي خويش نظريات خود را با شما شريک سازم. بدون ترديد در حال حاضر چين بزرگترين رقيب امريکا در منطقه به حساب مي‌آيد. رشد سريع اقتصادي چين ضرورت رو به تزايد به منابع انرژي و افزايش ساليانه بودجه نظامي در شرايط موجود کشور، چين را به يک هيولاي غير قابل کنترول براي امريکا تبديل کرده است. در حال حاضر چين با دو مشکل ...

ارزیابی مختصر از فرمانروایی اشرف غنی و عبدالله عبدالله

2017-Jun-21 ||  میر نجیب الله شمس

دوره رياست جمهوري و حکمروايي قبيله گراي غير قانوني اشرف غني که هيچگونه دست آورد و موفقيت در عرصه هاي مختلفه داخلي و خارجي نداشت، ا ما به قدر کافي و بي سابقه با تشنج هاي سياسي، با چالش هاي امنيتي، با درگيري ها، انفجارها و خون‌ريزي هاي استمراري، ناهنجاري هاي اجتماعي و اقتصادي، فساد و اختلاس هاي عميق مالي، قانون شکني ها در رده هاي بالايي دستگاه هاي بي بند و بار دولتي و با حاتم بخشي هاي غير قانوني فروش املاک ملي به بيع کاه ماش و کاه گندم از طرف اشرف غني و با اعمال خشونت ها و انارشي فزاينده همراه بود. موازي به آن آهنگ رشد اقتصاد ملي نسبت تأثيرات منفي ميکانيزم بي بندو بار بازار آزاد روند و سير فوق‌العاده بطي داشت، درآمد سرانه ملي طوري که خيالبافان، تيوري‌سنان، هذيان گويان و سردمداران فاقد اهليت و بي کفايت سکتور اقتصاد حکومت ساخت جان کري مدعي آن اند هيچگونه رشد متو...

کاش خرگوشی می بودید!

2017-Jun-21 ||  پرتو نادری

گفتند که توره بوره، به دست داعش افتاده است. گفتند داعش در فيروزکوه ولايت غور پايگاه ساخته، کودکان و نوجوانان را آموزشهاي جنگي مي دهد. مردمان  نگران شدند؛ اما در ارگ آب از آب تکان نخورد، براي آن که ارگ از فراز شاخه هاي بلند سپيدار، دوربين جهان بين خود را به سوي وزارتخانههاي امريکا انداخته و مي بيند که هنوز « خالة همه بمب هاي جهان» و « عمة همه بمب هاي جهان»  جامههاي رنگ رنگ پوشيده و بي قرار اند که چه زماني سفرآنان به سوي افغانستان آغاز مي شود. بمب هاهم حق شهروندي دارند، حق ازدواج دارند، حق آن را دارند تا استعداد و تواناييهاي شان را نشان دهند. آنان حق دارند تا نيمة گم شده اي خود را در هرگوشة جهان که باشد، جستجو کنند.  آنان نيز دل دارند و در دل هاي شان از دوري ياران گم شدة شان صد جهنم سوزان دارند. نگران نباشيد، خاله و عمة همه بمب هاي جهان  هواي سفردارند، ...

داعـش در حـالـت زایـش

2017-Jun-20 ||  احمد سعیدی

به نقل از رسانه هاي صوتي و تصويري، گروه داعش چند روز پيش بعد از جنگ با گروه طالبان وارد دره هايى در دامنة سفيد کوه درمربوطات ولسوالى پچيرواگام ولايت ننگرهار يعني مناطق توره بوره شده بودند که با شنيدن برنامه عمليات نظامي نيروهاي افغان آرام آرام ساحه را براي نظاميان افغان خالي کردند. ازاين که سفيد کوه دره هاى خيلى قشنگ وسرسبز دارد، مجاهدين در دوران جهاد  در دامنة اين کوه ها يک مرکزمستحکم را براى سازماندهى عمليات ضد قواى شوروى و حکومت وقت افغانستان ايجاد کرده بودند. در اين مناطق سموچ هايي که مجاهدين در همان زمان ساخته اند تأثيرات بمباران هوايي در آن مناطق بسيار کم و ناچيز است.  از سوي ديگر، اين محل ازلحاظ موقعيت استراتيژيک وجغرافيايى براى ايجاد همچومرکز خيلي مناسب است. در آن وقت مجاهدين تحت رهبري مولوى محمديونس خالص همين منطقه را به حيث قرارگاه شان انتخاب ک...

دامن زدن به تعصبات، ضررش کمتر از انتحار نیست

2017-Jun-18 ||  احمد سعیدی

متأسفانه از چندي به اين سو بعضي از صفحات اجتماعي به خصوص فيسبوک به جاي افهام و  تفهيم بين يکديگر، به کانوني از جهل، تهمت و دامن زدن به تعصبات قومي و زباني تبديل شده است. ترديدي وجود ندارد که تعصبات قومي و زباني را تنها و تنها انسان هاي جاهل و نا عاقبت انديش دامن مي‌زنند، نه انسان هاي عاقل، گرچه من مي دانم انسان ها در حيات خود به دو گروه تقسيم شده اند: 1. آن هايي که هر نوع ظلم، بي عدالتي و استبداد را قبول مي کنند. 2. آن هايي که همت مي کنند و آواز بلند مي کنند براي اصلاح، بهبود و عدالت خواهي.  چنانچه شما مي دانيد بعضي از خصلت ها عامل مهمي در خارج شدن انسان از اعتدال شخصيتي است. اين خصلت ها افزون بر آن كه در منش و رفتار آدمي تأثير مي گذارد، در بينش و نگرش وي نيز آثار مخرب و زيانباري بر جاي مي نهد به گونه اي كه شخصيت آدمي از سلامت و كمال فطري دور مي شود و در سراشيب سقوط و...

چین می خواهد تا در روابط پر تنش میان کابل - اسلام آباد میانجی شود

2017-Jun-18 || 

میانجگیری چین ، یک حرکت مصلحت اندیش یا یک ترفند دیگر از پاکستان ! ؟  با در نظر داشت رابطه راهبردي  و سنتي که چين با پاکستان دارد مي توان انتظار داشت که چين يک ميانجي خوب براي حل رابطه پرتنش ميان کابل  واسلام آباد باشد در حالي که بيجنگ در گذشته حامي سياست هاي اسلام آباد  در صحنه جهاني بوده  واز بسا عملکرد و خطا هاي پاکستان چشم پوشي  نموده است. اخباري وجود دارد که به تعقيب ملاقات رييس جمهور غني با رييس جمهور مردم چين و نخست وزير پاکستان، روابط ميان کابل و اسلام آباد درآستانه يک تحول قرار گرفته وبازهم تلاش هاي ديپلوماتيک در حل معضل افغانستان وحل کشيده گي هاي سياسي ميان افغانستان  واسلام آباد بالا گرفته است. آگاهان امور به اين باور اند که اين يک فرصت ديگر براي افغانستان باشد تا پاکستان را بيشتر منزوي سازد؛ زيرا در اين جاي شک نيست که پاکستان فقط در ف...

درين چند سال اخير وضع جهان بحراني شده، بعد از سقوط اتحاد شوروي و برهم خوردن نظم جهاني که بعد از جنگ جهاني دوم به وجود آمده بود و با وجود به راه افتادن جنگ سرد و انکشاف سلاح هاي ذروي پايدار ماند مگر با تحول جهان از رده اول قدرت به يک اول قدرت و قدرت اول انحصاري امريکا يک بار ديگر جهان به يک بحران جديد رفت، به طوري که وقتي اتحاد شوروي تحت قيادت يلتسين از لحاظ قدرت کمرنگ شد. تجزيه گرديده از آن تعدادي از جمهوريت ها به وجود آمد. اتحاد شوروي که در افغانستان شکست خورده ناکام بيرون شده بود، نتوانست از تعرض اول امريکا بر عراق جلوگيري نمايد مخصوصاً که تعرض دوم امريکا سبب سقوط صدام حسين و از بين رفتن حکومت بعثي در آن کشور گرديد. اين سقوط، اداره را از بين برده و با مداخله ايران، حکومت شيعه جاي حکومت بعث را گرفته موجب جنگ هاي مذهبي گرديد، ديگر اقليم کردستان آهنگ جدايي و آزادي بلند کرده، سني ها حکومت انحصاري شيعيان را قبول ندارند، امريکا همان که بي جا و بي موجب به عراق حمله کرده بود نتوانست نظم با اطمينان را در آن کشور برقرار بسازد پس از آن که اداره کاملاً از بين رفت کشور مذکور را ترک گفته قواي خود را خارج کرد، درين موقع است که دفعتاً داعش مثل سمارق به نام «دولت شام و عراق» سبز کرد. اين دولت تحت رهبري بغدادي که از زمان جنگ افغانستان نام آن بعد از القاعده سر زبان ها افتاده بود به سرعت اراضي بزرگ عراق و سوريه را اشغال کرد، با استفاده از فروش نفت که از طريق ترکيه صورت مي گرفت و کساني که به اين رژيم مي پيوست نيز از طريق ترکيه وارد جنگ در سوريه و عراق مي گرديدند. اين شبه را به وجود آورد که امريکا و ترکيه، عربستان سعودي و قطر از حاميان اين رژيم جديد مي باشند، عربستان براي آن که ايران را تهديد کند تا دست آن از سوريه و يمن و خليج کوتاه شود، بعضي ها تصور کردند که امريکا براي آن که با انتقال اين قدرت جديد به افغانستان و رساندن شان به شمال افغانستان و از اين طريق روسيه را که تحت قيادت پوتين بار ديگر کسب قدرت کرده در جنگ سوريه داخل گرديده رژيم اسد را تقويت کرده نگذاشت که طبق خواست امريکا، ترکيه و ديگر غربي‌ها، اسد از بين برود، از يک طرف رژيم بشارالاسد در سوريه با استقرار قوت هاي هوايي و زميني فدراسيون روسيه و ساختن پايگاه دولت روسي در خاک سوريه به اجازه بشارالاسد ديگر وضع را طوري تغيير داده که هيچ يک از مسايل شرق ميانه ديگر بدون اشتراک فدراسيون روسيه حل شده نمي تواند، وجود پاسداران ايران، حضور قواي بشري نصرالله مليشه هاي لبناني و تحت فشار حکومت ايران اشتراک هزاره هاي افغان که در ايران مهاجر اند در جنگ سوريه معادله جنگ را به نفع بشارالاسد تغيير داده حالا بدون اشتراک امريکا، فدراسيون روسيه و ترکيه و ايران آتش بس را در سوريه به وجود آوردند و فيصله کردند تا به زودي کنفرانسي در آلماتا صورت بگيرد که تمام گروپ هاي سوري توافق کردند در آن اشتراک نمايند، به اين ترتيب امريکا تا هنوز در حاشيه قرار گرفته تا ديده شود که رييس جمهور جديد امريکا با فدراسيون روسيه چگونه روابطي قايم خواهد کرد و اگر اين دو کشور بزرگ با تفاهم يک نظم جديد جهاني را با اشتراک هم به وجود بياورند که اين گونه يک تعامل بدون فراهم ساختن يک بستر اعتماد ممکن نمي باشد ولي وجود رييس جمهور دونالد ترامپ و وزير خارجه آن که با روسيه، شناخت دارند وسيله فراهم شده تا اعتماد متقابل برگردد و اين اعتماد وسيله شود که دو کشور در مسايل سياسي و اقتصادي جهاني و موضوعات منافع و نفوذ سياسي به تفاهم برسند، مي شود در شرق ميانه و آسياي ميانه، در سوريه، عراق، افغانستان و افريقا صلح تأمين گردد. تأمين صلح در اين کشورها از يک طرف از برخورد مدنيت ها جلوگيري کرده، بار ديگر تفاهمي را بين مسلمانان و عيسويان به وجود خواهد آورد و ديگر ضرورت داعش و القاعده خود به خود از بين خواهد رفت چه کشورهاي شرق ميانه و آسياي ميانه اطمينان پيدا مي کنند که ديگر قدرت هاي بزرگ اروپايي و امريکا در امور داخلي شان مداخله منفي نمي کنند و در عوض، با تفاهم براي ترقي و رفاه اين کشورها از طريق بزنس و معامله بالمثل و متقابل مساعدت مي نمايند، در چنين يک حالت است که مردمان اين کشورها ديگر ضرورت به مهاجرت نمي داشته باشند، نياز به مقابله را با اروپايي ها مثل امروز که از طريق ترور و کشتن توسط لاري ها و چاقو صورت مي گيرد احساس نمي نمايند، در غير آن جهان ناامن تر مي شود، بي اعتمادي زيادتر مي گردد، جنگ تمدن ها را که هشنگ امريکايي گفته حتماً تحقق مي يابد، يعني نه ديوارها، مواضع نظامي و سيستم هاي خار دار جلو هجوم مهاجرين را که از جنگ ها از کشورهاي شان مجبور به فرار گرديده اند گرفته نمي تواند نه کشتن و کشته شدن در آب هاي مديترانه. بناءً اگر رييس جمهور جديد امريکا مي خواهد امريکا رااز هر نوع خطر در امان بدارد بايد جنگ ها را از بين ببرد، به جاي تجارت سلاح، بزنس هاي ديگر اموال را وسيع بسازد، نه تنها دروازه هاي امريکا را به رخ مردمان جهان مسدود نسازد، بلکه قلب هاي امريکاييان را به روي مردم جهان باز بگذارد، آن وقت مردمان جهان براي پناه آوردن به کشور شان مهاجر نمي شوند، بلکه براي بزنس و سياحت رفت و آمد خواهند کرد. به هر صورت، جهان بايد بداند که افغان‌ها که در جريان دو جنگ جهاني از جنگ دور مانده حتا يک نفر شان به خارج افغانستان نه پناه مي برد و نه مهاجر مي شد و حتا اگر يک افغان در اروپا يا امريکا وفات مي کرد جنازه اش را به افغانستان انتقال مي دادند و در حضيرة آبايي اش به خاک مي سپردند ولي امروز در اثر جنگ هاي تحميل شده و سرازير شدن سلاح، وطن آبايي شان را ترک و مردن را در ابحار قبول مي نمايند، اين شرايط را همين کشورهاي قوي و پيشرفته به وجود آورده اند ورنه ثبات سياسي که در افغانستان وجود داشت آن را تجاوز شوروي از بين برد، ثبات سياسي که در عراق و سوريه و ليبيا وجود داشت آن را تجاوز امريکا و فرانسه و انگليس از بين برد، قريب بود که ثبات مصر نيز از بين برود ولي نظاميان آن کشور از آن جلوگيري به عمل آوردند. به اين ترتيب ديده شد که مداخلات غربي ها بود که نظام سيکولار را در عراق، سوريه، افغانستان و ايران سقوط دادند و در عوض آن نظام بنيادگراها را مستقر ساختند که امروز در شرق ميانه موجب جنگ هاي مذهبي بين شعيه ها و سني ها گرديده، نمي دانم چطور و به چه وسيله اين فجايع را خاتمه خواهند داد و بار ديگر نظم در کشور هاي مذکور اعاده خواهد شد، البته تا وقتي که بين امريکا و فدراسيون روسيه تضاد وجود داشته باشد در اين کشورها آرامي نمي آيد ولي اگر اين دو کشور اعتماد متقابل را در بين هم برقرار نمايند و خوف و ترس را در بين شان از بين ببرند و از مداخله منفي خودداري و به مداخله مثبت اقدام نمايند صلح نه تنها در شرق ميانه و آسياي ميانه و افغانستان برقرار و محکم خواهد شد، بلکه يک نظم جديد که پايه هاي آن را صلح، اعتماد و بزنس تشکيل خواهد داد تأمين خواهد گرديد. از طرف ديگر، اگر طوري که امروز ديده مي شود تحت فشار مخالفين که اتهام وارد کرده اند که فدراسيون روسيه در انتخابات به ضرر هيلاري کلينتون مداخله کرده بالاي حکومت دونالد ترامپ ادامه بدهند و اين حکومت امريکا تحت اين فشار از فدراسيون روسيه دوري نمايد، فدراسيون روسيه به چين تقرب کرده موجب خواهد شد تا يک اتحاد جديد به اشتراک فدراسيون روسيه ، ايران، چين و پاکستان شکل بگيرد که ساحه نفوذ امريکا را در شرق ميانه، آسياي ميانه و جنوب آسيا و اروپاي شرقي محدود خواهد نمود و جهان را به يک رويارويي ديگر مصروف خواهد نمود، تضاد ها را تشديد و جنگ هاي نيابتي را به نفع اين دو گروپ کشورها روز به روز وسيعتر خواهد ساخت، قرباني انسان هاي بيگناه در آسيا مخصوصاً بيشتر خواهد شد، دامنه اين رقابت ها در افريقا نيز پهن خواهد گرديد، اين که برژنسکي گفته بود که در قرن 21 يوروايشيا به هر طرفي که بود همان طرف برنده مي باشد، امريکا که تا حال اکثر نقاط آسيا را دارد از دست خواهد داد، بناءً سياستي که دونالد ترامپ مساعد مي داند آنست که در عوض رقابت هاي تسليحاتي و سياسي با روسيه به توسعه بزنس با آن کشور بپردازد و از وسايلي کاربگيرد تا روسيه را از چين فاصله بدهد و مانع به وجود آمدن چنين اتحاد بگردد و به اين ترتيب امريکا بتواند چين را در انزواي نسبي نگهدارد، بناءً تصور مي شود که سياست امريکا به اين طرف گرايش پيدا خواهد کرد و اگر چنين شود، همان طوري که امريکا تأمين صلح را در افغانستان و شرق ميانه به نفع خودش تلقي خواهد کرد، فدراسيون روسيه اگر به امريکا نزديک شود نيز از چنين صلح منافع خود را بدست خواهد آورد. اتحاد امريکا با عربستان سعودي و موضع گيري هاي شان عليه ايران، ايران را بدون ترديد در صورتي که فدراسيون روسيه به امريکا نزديک باشد نمي گذارد با کشور مذکور تقرب کند. اگر تقرب هم کند فدراسيون روسيه در جانبداري از ايران بسيار محتاط خواهد بود، زيرا تفاهم و تعامل با امريکا براي فدراسيون روسيه به مراتب از منافعي که از ايران بدست آورد بسيار بيشتر خواهد بود، زيرا تقرب فدراسيون روسيه با امريکا روز بروز جاي توليدات و صادرات چين را به امريکا خواهد گرفت و دست روس ها را به امريکاي لاتين و افريقا مانع نخواهد شد و صادرات نفت و گاز روسيه به اروپا روز به روز به تناسب احتياج اروپا توسعه پيدا خواهد کرد، مخصوصاً که امروز در ايالات متحده امريکا پله ي بزنس گران‌تر که از سياست مي باشد چه امريکا نيز در دو حکومت جمهوري خواهان و دو حکومت دموکرات ها و بردوش داشتن بار جنگ و تقابل به جنگ سرد خسارت مالي را تحمل کرده که غير امريکا، کشور ديگري تحمل کرده نمي توانست. سياست هاي اقتصادي، جهاني شدن مؤسسات توليدي امريکا را از کشور به خارج از کشور برده تا محصولات ارزان توليد شود و سرمايه دار نفع نمايد مگر اين نفع که به جيب چند سرمايه دار مي افتد، هزاران نفر را در داخل امريکا بيکار ساخته که امروز از زنده گي شکايت دارند و وعده هاي تغيير در اين ساحه بود که دونالد ترامپ را در حالي که پشتيباني رهبران بزرگ و شناخته شده حزب جمهوري خواه را نداشت در انتخابات پيروز ساخت ولي سرمايه داران تا حال با وارد کردن اتهامات نسبت روابط گروپ دونالد ترامپ با روسيه به ارتباط انتخابات توانسته اند با مصروف نگهداشتن ترامپ از آوردن تغيير و انتقال مؤسسات توليدي امريکا از چين و ديگر کشورها ممانعت نمايد. بناءً اين مبارزه در داخل و خارج امريکا در مسايل جهاني تأثير بزرگ وارد مي کند تا ديده شود که سرنوشت جهان را اين بار به نفع صلح رقم مي زنند يا جنگ را به نفع مردم امريکا و يا به نفع سرمايه داران امريکايي و جهاني شدن. به هر صورت، با وضع موجود يعني دوري امريکا از روسيه و تقرب امريکابه عربستان سعودي و امضاي قرارداد سه صدو پنجاه ميليارد دالري آن کشور و تهديد واضح ايران و تصويب تحريم هاي جديد عليه ايران و قطع روابط عربستان سعودي و چار کشور ديگر عربي با قطر نسبت آن که قطر کمي با ايران سر نزديکي شور داده، قطر در جنگ خليج عليه کمک هاي نظامي که عربستان سعودي براي سلفي ها نموده تا عليه داعش بجنگند و قطر در مقابل، براي اخوان المسلمين کمک کرده تا با داعش جنگ کند در حالي که عربستان سعودي و مصر، مخالف اخوان المسلمين مي باشند، اين قطع روابط ايران به حمايت از قطر را واداشت چنانچه فضاي کشورش را براي طيارات قطري باز گذاشته، اولين حملة طرفداران ايراني داعشي به پارلمان ايران و مقبره امام خميني رهبر انقلاب ايران نشان داد که ايران ازطالبان بدون مراعات نزاکت هاي سياسي در برابر افغانستان حمايت کرد امروز خودش به حمله داعش مواجه شد. يعني ديگر برايش ثابت شد که تروريزم سرحد نمي شناسد. مبصرين ايراني اين حمله را به نفع ايران تفسير کردند چه امريکا که ايران را حامي تروريزم مي دانست با مواجه شدن به حمله تروريستي مي تواند اين اتهام را که وسيله براي عمليات نظامي عليه ايران تصور مي شد رفع خواهد کرد، ولي دقيق در همان روز سناي امريکا تحريم هاي جديد را عليه ايران با (90) رأي موافق و شصت رأي منفي تصويب کردند. معلوم شد که حکومت امريکا در برابر ايران موضع بسيار جدي گرفته، معلوم نيست که ترکيه، قطر و روسيه طرف ايران را مي گيرند يا نه، چه هنوز در امريکا فشار بالاي حکومت ترامپ از ناحيه روابط با روسيه زياد مي باشد. با اين حوادث، وضع جهان آشفته تر شده چه اگر داعش در عراق و سوريه شکست بخورد حتماً از ايران سربلند خواهد کرد و اگر تضاد بين امريکا و روسيه دوام کند به نفع داعش تمام مي گردد. بناءً با اين آشفتگي ها دامنه جنگ در عوض حتماً توسعه پيدا خواهد کرد و مصروفيت امريکا در داخل عليه مخالفين جمهوري خواهان و در خارج به جنگ ها آنقدر زياد خواهد گرديد که يکبار ديگر حکومت ترامپ را که بيشتر از جنگ ها غير از فشار به ايران ديگر مي خواهد بزنس کند و بزنس را وسيله رفع قرضداري هاي امريکا بگرداند و با سياستي که با اتحاد با عربستان اتخاذ کرده، روابطش را با جهان اسلام ترميم کند و با فشار حتا مداخله نظامي در ايران، اتحاد امريکا و اسرائيل را مستحکم بگرداند و قدرت امريکا را طوري اعاده نمايد که کشورها قانع شوند که امريکا قوي بوده، هنوز هم حرف آخر را در بازي هاي جهان مي تواند بزند با آن هم ديده شود که در وراي اين آشفتگي هاي سياسي، وضع شرق ميانه، آسياي ميانه و جنوب آسيا چه طور تحول خواهد کرد و امريکا طبق گفته هنري و من رييس جمهور بعد از جنگ جهاني دوم امريکا که گفته بود: «امريکا نه به دليل پيروزي هايش، بل به دليل مهرباني هايش به خاطر سپرده شود» تحقق مي يابد يا به از دست دادن محبوبيت خود ادامه خواهد داد.

2017-Jun-18 ||  عبدالحمید مبارز

درين چند سال اخير وضع جهان بحراني شده، بعد از سقوط اتحاد شوروي و برهم خوردن نظم جهاني که بعد از جنگ جهاني دوم به وجود آمده بود و با وجود به راه افتادن جنگ سرد و انکشاف سلاح هاي ذروي پايدار ماند مگر با تحول جهان از رده اول قدرت به يک اول قدرت و قدرت اول انحصاري امريکا يک بار ديگر جهان به يک بحران جديد رفت، به طوري که وقتي اتحاد شوروي تحت قيادت يلتسين از لحاظ قدرت کمرنگ شد. تجزيه گرديده از آن تعدادي از جمهوريت ها به وجود آمد. اتحاد شوروي که در افغانستان شکست خورده ناکام بيرون شده بود، نتوانست از تعرض اول امريکا بر عراق جلوگيري نمايد مخصوصاً که تعرض دوم امريکا سبب سقوط صدام حسين و از بين رفتن حکومت بعثي در آن کشور گرديد. اين سقوط، اداره را از بين برده و با مداخله ايران، حکومت شيعه جاي حکومت بعث را گرفته موجب جنگ هاي مذهبي گرديد، ديگر اقليم کردستان آهنگ جدايي و آزادي بلند کرد...

Previous   ||   Next