سرمقاله

مسؤولیت بزرگ خطیبان مساجد هنگام ادای نماز عید

2017-Jun-24  || 

ماه مبارک رمضان يا ماه مهماني خداوند«ج» پايان مي يابد و احتمالاً فردا يکشنبه عيد باشد. ماه رمضان امسال از خونين ترين ماه ها بود که تروريستان با راه اندازي حملات انتحاري و انفجار، جان تعداد زيادي از مسلمانان روزه دار را گرفتند. پاکستان و عربستان دو کشوري است که از طالبان حمايت مي کنند، ايران هم متهم به همکاري با طالبان شده است. همکاري ترکيه با داعش نيز زبان زد عام و خاص بوده و قطر رسماً از سوي برخي از کشورها، حامي تروريستان اعلام گرديده است. برخي از رهبران کشورهاي اسلامي براي منافع شخصي شان دست به هر نوع جنايت مي زنند. بيشتر کشورهاي اسلامي در مخاصمت و دشمني بسر مي برند و يکديگر شان را به ارتکاب انواع جنايات متهم مي کنند. با اين وضعيت، مسلمانان به حالت بسيار زار و اسفبار قرار دارند و خون شان بي ارزش و بي اهميت شده است. وضعيت مردم مسلمان افغانستان نسبت به همه، بدتر گزارش مي شود. اين همه ظلم و ناروا از سوي برخي از همين کشورهاي اسلامي و با حمايت شان از تروريستان بر ما اعمال مي شود. طالبان وداعش با قتل و کشتار مردم بيگناه و ارتکاب جنايات غير انساني، وظيفه دارند تا دين خدا را چنان زشت نشان بدهند که همه از آن گريزان شوند. حال از ترس حملات انتحاري نه بيمارستان مصون است ونه مساجد. امروز مسلمانان، عبادت خدا را در مساجد با ترس و هراس انجام مي دهند و هر لحظه فکر مي کنند که ممکن است انفجاري صورت گيرد و يا تروريستي وارد مسجد شو


غنی می خواهد با زور حکومت کند!

حضور ستون پنجم در درون شورای ملی!

نیروهای امنیتی کشور نیاز به حمایت و همکاری دارند!

شیعه و سنی باهم برادر اند!



3
H: 3°
L: -2°
Kabul
Saturday, 14 January
See 7-Day Forecast
Sun Mon Tue Wed Thu Fri
           
-9° -9° -11° -11° -12° -9°

SUBSCRIBE TO RSS

!زبـان؛ همـۀ هستـی انسـان اسـت

انسان هرچیزی که دارد از زبان دارد. انسان جهان را با زبان است مفهوم می بخشد. زبان تنها نظامی از واژگان نیست؛ بلکه نظامی است از مفاهمی که انسان در پروسۀ شناخت خود  از هستی ایجاد کرده است. هر واژه یک مفهوم است که بخشی از هستی را بازتاب می دهد. یکی از دانشمندان، زبان را به نور و روشنایی همانند می کند و می گوید همه چیز را با نور می توان دید و نور را نیز با نور می توان دید. این امر در مورد زبان نیز صدق می کند، همه چیز را با زبان می توان شناخت، خود زبان را نیز با زبان می توان شناخت. واژگان می آیند و هویت همه چیز میشوند. دیگر همه چیز با زبان بیان میشود و زبان خود نیز با زبان بیان میشود.  وقتی نور نیست چیزی را نمی بینیم، اگر فرض کنیم که زبان نباشد هیچ مفهومی در ذهن ما نمی تواند وجود داشته باشد و ما نمی توانیم مفهومی را به دیگری انتقال دهیم.

از این جا می شود گفت که زبان همۀ معنویت انسان را نه تنها بیان می کند؛ بلکه وسیله یی می شود برای انتقال آن نیز. به همین گونه زبان مادری در حقیقت تمام عاطفه، عشق و بینشهای قومی را در خود نهفته دارد. گاهی می شنویم که این یا آن زبان شیرین، فکر می کنم این سخن نمی تواند سخن درستی باشد. من نمی توانم زیبایی این یا آن زبان را حس کنم برای آن که با عواطف من که از کودکی شکل گرفته است فاصله دارد. هر زبانی برای گویندۀ آن شیرین است. حتا میشود گفت که شخصیت یک قوم یا یک انسان با  زبان اوست که شکل می گیرد. آنانی که  برای درهم کوبی زبانی بر می خیزند در حقیقت در تلاش فرو پاشی قومی اند که با آن زبان سخن میگویند. امروزه سازمان ملل متحد روزی را به نام روز زبان مادری نام گذاری کرده است. این یک تعارف نیست، شاید سازمان ملل متحد این زنگ خطر را برای گوینده گان همه زبانها به صدا در آورده است که اگر از زبان خود پاسداری نکنید زبان شما می تواند چنان مشعلی در برابر بادهای تند جهانی شدن خاموش شود!

البته این سخن به این مفهوم نیست که بگوییم همه زبانهای دارای ظرفیت یک سان علمی و هنری اند. در پروسۀ معرفت و شناخت و در جریان پیشرفت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است که زبانها رشد و توسعه می یابند. چنین است که گاهی یک زبان نسبت زبان دیگر از توسعه و پیشرفت بیشتر فرهنگی، علمی و فلسفی برخوردار می باشد. ما  همهگان از هستی  یک نظام ذهنی در ذهن خود داریم که به وسیلۀ زبان ایجاد می شود. چنین است که زبان روایتگر هستی است و حتا از آن سوی هستی نیز سخن می گوید.

آموزش زبان در حقیقت روزنه یی است که به سوی بیکرانه گی هستی گشوده می شود. زبان مادری استوارترین پیوند را با گذشتة تاریخی و
 فرهنگی یک قوم پدید می آورد.

شاید کسانی بگویند: در روزگاری جهانی شدن دیگر این همه دغدغه برای زبان مادری جایی ندارد. زبان های جهانی می توانند همه مشکل را حل کند. چون کسی انگلیسی، فرانسوی، آلمانی یا زبان های مهم دیگر غربی را فرا می گیرد آنگاه برایش مهم نیست که زبان مادری خود را بداند یانه؟ همین زبان ها می توانند او را با شکسپیر، دکنز، هوگو، سارتر، گوته ، دانته و دیگر بزرگان باختر زمین و دانش امروزین آشنا سازند. در ظاهر سخن مهمی به نظر می آید؛ اما این نکته را در نظر داشته باشیم، زمانی که کنار سفره فرهنگ دانش و فلسفه جهان می نشینیم، آیا خوش آیند نیست تا ما در این سفره نیز سهمی داشته باشیم. آیا دوری از زبان مادری برای کودکان پناهنده که در غرب به دنیا می آیند؛ به معنای دوری و نا آشنایی با حماسۀ ابوالقاسم فردوسی نیست، به معنای دوری و نا آشنایی از عرفان، پند و اندرز سنایی، عطار و مولانا جلال الدین محمد بلخی نیست. به مفهوم بیگانهگی از حکیم ناصر خسرو بلخی، عمر خیام، ابن سینای بلخی، ابولفضل بیهقی، سعدی، حافظ و ده ها نام با شکوه دیگر نیست؟ امروزه در بسیاری از دانشگاه های کشورهای غربی در پیوند به این بزرگان آموزش هایی وجود دارد، اینان قله های بلند شعر، ادبیات و دانش فارسی دری اند. بدون آشنایی با اینان هویت فرهنگی ما ناقص می ماند. به همین گونه، کودکان پشتو زبان با دوری از زبان پشتو، دیگر نمی توانند با رحمان بابا ، خوشحال خان ختک، میافقیرالله، غنی خان  و ادبیات معاصر پشتو پیوندی داشته باشند!

ما فرهنگ جهان را می پذیریم از آن می آموزیم ؛ اما آیا مسؤولیت نداریم تا چیزی روی دسترخوان فرهنگ جهانی بگذاریم!

هرقدر در یک جامعه با زبان برخورد غیر مسؤولانه صورت گیرد، به همان پیمانه در میان آن مردم و گذشته تاریخی و فرهنگی آنان فاصله پدید می آید. امروزه بحثهای بسیار در پیوند به زبانها عمدتاً فارسی دری و پشتو صورت میگیرد؛ اما این بحثها گذشته از این که بر بنیاد دانش زبان شناسی استوار نیست؛ بلکه بیشتر سیاسی است و گروهی می خواهند به سوی زبان و فرهنگ از پنجرۀ تنگ سیاست نگاه کنند که این امر نه تنها سودی برای رشد  و شکوفایی زبان ها ندارد، بلکه راه توسعۀ زبانها را سد میکنند.

در افغانستان هر پشتو زبان حس می کند که زبان پشتو می فهمد و همین گونه هر فارسی زبان تصور می کند که او بر زبان فارسی دری مسلط است. در حالی که سخن گفتن به یک زبان تا فهمیدن آن فاصله بسیار است. سخن گفتن تنها یک بخش زبان است نه کلیت آن. در مکاتب در پیوند به آموزش زبان کمتر توجه می شود. چنین است وقتی حتا کسی از دانشگاه هم که فارغ می شود به درستی با زبان مادری خود آشنا نمی شود!

 ادامۀ جنگ ها در کشور میلیونها خانواده را به چهار گوشۀ جهان پراکنده ساخته است. اگر جماعت پناهندۀ افغانستان بخواهند با مسؤولیت  بیشتر به آموزش زبان مادری کودکان شان توجه کنند؛ این امر خود سبب گسترش آن زبان در کشور های دیگر می شود، در حالی که بسیار شنیده ایم که دوستی به گونهیی افتخار آمیز می گوید که دخترم یا پسرم به زبان انگلیسی، فرانسوی یا آلمانی شعر می نویسد، داستان می نویسد، کتاب اش نشر شده است. بدون تردید این امرخوبی است؛ اما وقتی می پرسی به زبان مادری اش هم چیزی می نویسد؟ در پاسخ می شنوی: می تواند سخن گوید؛ اما خوانده و نوشته نمی تواند، این جمله ها را هم گاهی به گونه یی ادا می کنند که در دل بر تو می خندند که دیگر این زبان ها چه اهمیتی دارند!

در جهت دیگر، می بینیم زمانی که  گوته با حافظ آشنایی پیدا می کند، می رود زبان فارسی دری می آموزد  و برای حافظ شعر می‎سراید. مولانا جلال‎الدین محمد بلخی، نیکلسون را به زبان فارسی دری می کشاند، او فارسی دری می آموزد.

در داخل کشور هردو زبان فارسی دری و پشتو روزگار خوبی ندارند؛ از نهادهای دولتی، تا نهادهای مدنی، شماری از رسانه ها همه روزه نوشتار نادرستی را روانۀ جامعه می کنند، در دراز مدت این امر می تواند خطر بزرگی را برای این زبان ها پدید آورد. در بسیاری از نهادهای دولتی و مدنی به مفهوم واقعی زبان انگلیسی زبان رسمی است. اگر هم از این نهاد ها چیزی به زبان های ملی کشور بیرون شود، همان گونه است که گفته شد. جای دارد وزارتخانه های معارف، اطلاعات وفرهنگ و تحصیلات عالی به این مشکل توجه کنند و راهکارهای علمی و مشخصی را روی دست گیرند.

 

 

 


صفحه فرهنگ وهنر

به گرامیداشت از شب لیلة القدر: شب قدر یا جهش روحی برای انسان متواضع

2017-Jun-21 || 

من با اين سخن همدلي بسيار دارم و باورمندم که شب قدر را بايد چنين فهميد ودرک کرد . اين‌که شب قدر چه شبي است و چگونه  انسان متوجه اين شب ها مي شود اصلاً شب قدر يعني چه از زبان دکتور سروش مي خوانيم : شب  قدر يا شب هاي قدر ، شبي نيست که اتفاقي در بيرون بيفتد، بلکه اتفاق قرار است در درون آدميان بيفتد. به همين سبب به تعداد آدميان، شب قدر وجود دارد. هر کسي به قدر خودش مي رسد و قدر هم عبارت است از نوعي پرواز ويژه روحي که در اثر تحمل رياضات در اين ماه پديد مي آيد. حقيقت اين است که اين اولين بار شب قدر پيامبر بود و ايشان در همين دهه سوم ماه مبارک رمضان وحي را دريافت داشته اند . يعني رياضت هايي که کشيدند و روزه هايي که گرفتند و خلوت نشيني ها و خلوت گزيني هايي که داشتند به اين نتيجه غير منتظره منتهي شد و ناگهان پرده ها از پيش چشم پيامبر کنار رفت. رازهاي عالم بر او آشکار شد و به زبان د...

داروين و خلفــت انســان

2017-Jun-14 ||  مُحسن کديور

داروين يکي از زيست شناسان بسيار مشهور انگلستان با ارايه تيوري تکامل غوغاي عجيبي بر پاکرد . عده اي تيوري تکامل  را  در تناقض آشکار با کتاب مقدس گفتند و عده اي هم با تأمل به انديشه هاي وي نظر کردند. اينجا يک انديشمند مسلمان پاسخ به اين پرسش دارد  که  آيا ،  نظريه تکامل داروين يک نظريه  کاملاً پذيرفته شده است  يا اين که اشکالاتي هم متوجه اين نظريه نيز هست ؟ ظريه داروين درباره منشأ انواع (OriginsofSpices) از زمان ابراز (1859ميلادي) تا کنون خود منشأ تحول و تکميل قرار گرفته است، تا آنجا که در قرن اخير از آن به نئوداروينيسم (Neo-Darwinism) ياد مي شود. سه نظريه مهم پس از داروين يعني مکانيسم وراثت مندل (Mendel)، کشف ژن توسط مورگان (Morgan) و نقش دي ان إِ (DNA) در انتقال اطلاعات ژنتيکي توسط واتسن (Watson) و کريک (Crick) از جمله مؤلفه هاي نئوداروينيسم هستند. به هر حال مراد از داروينيسم يا نظريه د...

سر الاغ را می برید، یا خُم را می شکنید!

2017-Jun-11 ||  پرتو نادری

روايت است که روزي در دهکدة دوري الاغي سر در خُم کرد تا چيزي براي خوردن پيدا کند. الاغ چيزي نيافت و تا خواست سر از خُم بيرون بياورد که نتوانست. سر الاغ در خُم گير کرده بود. الاغ جز تاريکي در خُم چيزي نيافت. هرقدر که چشمان اش را باز ميکرد همان تاريکي بود و همان فضاي تنگ خُم که نفس گير شده مي رفت. الاغ نه آسمان را مي ديد نه باغ ها و نه هم سبزه زاران کنار جوبياران را. يک لحظه با خود گفت شايد جهان همين است که مي بينم. شايد بيرون از خُم، جهاني وجود نداشته باشد. شايد آن چه را که ديده بودم خوابي بيش نبوده است. شايد هم جهان خود يک خُم است که از الاغان تا نا الاغان همه سر در چنين خُمي کرده و بعد از آسمان و ريسمان سخن ميگويند.  الاغ با چنين تصوراتي با تاريکي خُم عادت کرد و آرامش يافت؛ اما در بيرون مردمان گرد آمده بودند تا سر الاغ را از خُم بيرون آورند. هرکس به قدر فهم خود چيزي مي گفت؛ ا...

نیمــروز درگــذرگــاه تــاریـخ !

2017-May-29 ||  محمد علی مهرزاد

مفکوره بناي شهرزرنج به شهادت(( تاريخ سيستان)) نيمروزبه چهارنام ( سيستان) ،( زابل) ،( زرنگ)و( نيمروز)يادمي شده، عبارت از دلتاي هيرمند است که از ميليون سال اين(( گودال مرگ)) را ((به بهشت عدن )) تبديل نموده. اين خطه کشور، (( کندوخانه اي غله )) درآسيا معروف بوده.ابوالموئد بلخي درمورد رود بارسيستان چنين مي گويد (( ...واکنون پيداست که رود هيرمند ورخد رود وخاشرود وفراه رود وهريرود از همه اطراف سيستان در(( هزارسنگ)) همه به( زره)آيدويک سوراخ است آن را ( دهان شير) گويند که همه اين چندين آب بدان فروشود، هيچ کس نداند که کجا شود مگرخداي متعال وتقدس‌...))اين شش رود که ابوالموئد بلخي درسيستان مي شمارد ،همه درخاک افغانستان امروزي مي ريزد وموقعيت دارد وازين جا سرچشمه مي گيرند. دهان شير که از آن (( شيردهن)) ساخته اند ، سوراخي بوده درقديم که آب هير مند يکي ازبزرگترين رودخانه هاي افغانستان از آنجا ع...

من تابوشکنم، مرا بشناسید!

2017-May-29 ||  پرتو نادری

اين روزها همه اش شکستن شکستن است، طالبان مي شکنند، داعش مي شکند، هراس افگنان کمربستة ديگر مي شکنند، دولت هم  پس نمانده ، مي شکند، اما با چکش دموکراسي. در بازار پرهياهوي شکستن شکستن، تابو شکني نيز به يک صداي بلند بدل شده است. تا مي بيني تا بو است که يکي پشت ديگري شکسته مي شود. هراس من اين است که اگر اين تابو شکني‌ها اين گونه دوام يابد، ما ديگر تابويي نخواهيم داشت.  روزي کسي را ديدم تنبان آهنين پوشيده بود، گفتم: اين چه کار است؟ گفت: من تابو شکني مي کنم! در حمام رفتم،  ديدم کسي پشت و پهلوي خود را با کف پاي خود کيسه مي کرد. گفتم چرا با دستانت؟ گفت: تابو شکني مي کنم. جواني ديدم که کتاب را از صفحة آخر به سوي صفحة نخست مي خواند. گفتم: چرا کتاب را سر چپه مي خواني؟ گفت: تابو شکني مي کنم! کسي، ديدم که سگرت را در سوراخ بيني خود فروبرده و کش مي کند. گفتم: اين دي...

آیا بر توانگران، روزه‌داری در ماه رمضان، لازم است؟

2017-May-29 ||  مهران موحد

بررسي تفسيرهاي پرشماري که از سده‌هاي نخستينِ تاريخ اسلام تا به عصر حاضر در مورد قرآن نوشته شده نشان مي‌دهد که در مواردي، مفسران مسلمان، ديدگاه‌هاي شخصي و پيش‌فرض‌هاي ذهني خود را بر آيه‌هاي قرآني، تحميل کرده‌اند و هرگز پايبندي به قواعد زبان و بنيادهاي همه‌گاني تفسير از خود نشان نداده‌اند. مشکل وقتي برجسته‌تر مي‌شود که مي‌بينيم بسياري از متدينان به اين گمان هستند که «اقوال مفسران» طابق‌النعل بالنعلِ مقاصد قرآني است. به عبارت ديگر، بسياري از متدينان، ميان مفسِّر و ميان نص الهي (قرآن) هيچ مسافت و حايلي نمي‌بينند. اين در حالي است که مفسِّر، انسان است و در چارچوب افق تاريخي‌اي مشخص به تفسير قرآن مي‌پردازد و در زمانه و جامعه‌اي با شاخصه‌هاي فرهنگي ويژه نفس مي‌کشد و زنده‌گي مي‌کند. از اين رو، سخنان مفسران به هيچ صو...

نشست منطقه ای مارشناسان در پلخمری!

2017-May-27 ||  پرتونادری

گفتند چندي پيش مار روزگارديده‌يي ازکوهستان‌هاي بلندي فرود آمده و در يکي از دهکده هاي نزديک به شهر پلخمري براي خود جايگاهي جور کرده است. خواب از چشم شهريان پلخمري پريده که نکند اين مهمان ناخوانده شبي به خانة آنان سري زند. گويند اين مار، پنج متر دراز است و هرمترآن هزار سال منزل است. شبانه‌ها به دور دهکده حلقه مي زند و کس نمي داند که سر او در کجاست؟ انجمن مار شناسان افغانستان پس از آن که تمام دانش مارگيري و مارشناسي خود را روي هم کردند، به اين کشف بزرگ رسيدند که اين مار پنجاه سال عمر دارد و هر سال آن هزار سال باشد. چنين است که پنداشته مي شود که نه تنها تاريخ افغانستان؛ بلکه تاريخ کشورهاي زيادي ذره ذره در چشم هاي او ورق مي خورد. ازهمين سبب چشم هايش مانند کاسة خون مي درخشد. پيدايي اين مار به گونة ناگهاني بحث‌ها و گفتگوهاي زيادي را در کشور پديد آورده است. انجمن پ...

نشست منطقه ای مارشناسان در پلخمری!

2017-May-27 ||  پرتونادری

گفتند چندي پيش مار روزگارديده‌يي ازکوهستان‌هاي بلندي فرود آمده و در يکي از دهکده هاي نزديک به شهر پلخمري براي خود جايگاهي جور کرده است. خواب از چشم شهريان پلخمري پريده که نکند اين مهمان ناخوانده شبي به خانة آنان سري زند. گويند اين مار، پنج متر دراز است و هرمترآن هزار سال منزل است. شبانه‌ها به دور دهکده حلقه مي زند و کس نمي داند که سر او در کجاست؟ انجمن مار شناسان افغانستان پس از آن که تمام دانش مارگيري و مارشناسي خود را روي هم کردند، به اين کشف بزرگ رسيدند که اين مار پنجاه سال عمر دارد و هر سال آن هزار سال باشد. چنين است که پنداشته مي شود که نه تنها تاريخ افغانستان؛ بلکه تاريخ کشورهاي زيادي ذره ذره در چشم هاي او ورق مي خورد. ازهمين سبب چشم هايش مانند کاسة خون مي درخشد. پيدايي اين مار به گونة ناگهاني بحث‌ها و گفتگوهاي زيادي را در کشور پديد آورده است. انجمن پ...

Previous   ||   Next