سرمقاله

!دزدان کلان هم مورد پیگرد قرار بگیرند

2017-Mar-28  || 

مقام های وزارت دفاع کشور دیروز در یک نشست خبری اعلام کردند که به تعداد 1394 تن از کارمندان آن وزارت به دلیل دست داشتن در فساد اداری و سوء استفاده از صلاحیت های وظیفوی بازداشت و برکنار شدند. معاون وزارت دفاع در  امور استخباراتی و استراتیژیک توضیح داد که به تعداد 946 تن از این افراد افسر، 230 تن معتمد و محاسب و به تعداد 209 تن آمرین بستن قراردادها هستند و تعدادی هم در بخش های لوژستیکی و شعبات تخنیکی مصروف کار بودند. این اقدام وزارت دفاع در حالی صورت می گیرد که اخیراً برخی از نهادها و مقامات امریکایی به وزارت دفاع کشور اتهام وارد کردند که فسادهای بسیار کلان اداری در این وزارت وجود دارد و اشاره آنها نسبت به برخی از جنرالان و مقام های بلند پایه وزارت دفاع بوده است. با توضیحاتی که دیروز مقامات وزارت دفاع در خصوص فساد در آن وزارت داشتند، بیشتر  کارمندان پایین رتبه به اتهام فساد برکنار و یا بازداشت شده اند و از دست داشتن جنرالان و بلند پایه گان وزارت دفاع در فساد چیزی نگفتند. در حالی که تا مقامات بلند پایه در فسادهای کلان به ویژه قراردادها دست نداشته باشند، کارمندان پایین رتبه و زیر دست، کاری را انجام داده نمی توانند. تجربه نشان داده است، در آن نهاد هایی که مقام های رهبری و بلند پایه گان در فساد های اداری ذیدخل نباشند بعید است که کارمندان عادی بتوانند مرتکب فسادهای کلان شوند. ممکن است در نهادهایی که مقامات رهبری پاک داشته باشند، کارمند


استیضاح وزیران یا استهزای نماینده گان؟

!انتقام رییس جمهور به کشور آسیب می رساند

!معارف کشور کاستی های فراوان دارد

!آرمان ملی 15 ساله شد



3
H: 3°
L: -2°
Kabul
Saturday, 14 January
See 7-Day Forecast
Sun Mon Tue Wed Thu Fri
           
-9° -9° -11° -11° -12° -9°

SUBSCRIBE TO RSS

بازی های تازه را باید آغاز کرد

 برای آنکه داستان زنده گی را تازه تجربه کرد، بهتر است تا با کنار گذاشتن بازی های کهنه،بازی های تازه را باید آغاز کرد تا باشد که از معاملۀ باسی و شب ماندۀ دست دوم و سوم رهایی یافت و غذا های جدید سیاسی را نوش جان کرد؛ زیرا هرآنچه ما تا کنون از دست داده ایم و این گونه دستمان شده ایم، گیرماندن در بازی های کهنه است که سبب از دست دادن قاعده های بازی جدید شده است. حال لازم است که برای آموزش قاعده های جدید بازی ها، بازی های کهنه، خسته کن، شب مانده و یک نواخت را کنار نهاد و بازی تازه و رو در روی را آغاز کرد تا باشد که برای همیش از زیر چنگ و دندان کهنه بازیگران بدمعامله گر رهایی پیدا کرد و با این رویکرد،دست کم بر مصداق این شعر "زنده گی بر گردنم بار گرانیبیش نیست"اندکی بتوان این بارگران سنگ زنده گی را از دوش های زخمی مان کنار نهاد و با استفاده از فرصت های جدید برای رفع چالش های قدیم وارد اقدام شد؛ البته به این تعبیر که از چالش ها به حیث فرصت های تازه استفاده کرد تا برای عبور از چالش های کهن به آزمونگاه های جدید سیاسی گام نهاد و در نتیجه کهنه را به کهنه بازان درمانده با دو دست تقدیم کرد و دست نوبازان را به امید گام موفق نهادن و از بن بست های قدیم رها شدن با احتیاط و تأنی فراوان که چالش آفرین هم است، تازه فشرد تا به قول آن دوست از نصیه گیری های پشت سر رهایی پیدا کرد و نقد را روی در روی گرفت تا باشد که از رنج کهنه ماندن و کهنه ریستن رهایی پیدا کرد و مانند "پیروی بچۀ ادی"حساب مرده ها را به مرده ها و حساب زنده ها را با زنده ها آغاز کرد؛ زیرا که این ماندن آب ایستاده را ماند که گنده گی و پوسیده گی را به بار می آورد؛ هرچند رهایی از خندق های آن دشوار است و به قول معروف دل شیر را می خواهد؛ اما ناگزیر برای رهایی از ماندن های پیهم، هرچند که باری از اتهامات جدید را نیز وارد است و در پی دارد، از هفت خوان آن به بهای دل را به دریا زدن عبور کرد و دست کم بر بخشی از دغدغه ها نقطۀ پایان گذاشت.  در زبان عربی مقوله یی وجود دارد که می گوید” کل جدیدا جدیدا"یعنی هر پدیدۀ جدید تازه و دست نخورده است و پس میسزد که هر پدیدۀ تازه را یک بار به آزمون گرفت تا با تازه آموزی ها از آن به درد زایمان ایستایی و رکود و ماندن در زندان خطرناکقومی،زبانی و گروهی نقطۀ پایان گذاشت؛ زیرا که این گونه گرایش های بیمار بنیاد های فکرملی را تخریب و اعتقاد دینی و باور های ملی در پیوند به کشور ومردم را مسخ و تحریف می کند؛ نه تنها این؛ بل ارزش های اخلاقی و انسانی را نیز در موجی از ارزش های گرانسنگ اسلامی نیز آسیب پذیر می گرداند.  تازه هارا باید با رویکرد های جدید به آزمون گرفت تا به نتایج مؤثر و مفید دست یافت و برای همه گانی شدن و تعمیم بخشیدن آن اقدام جدی کرد؛ زیرا که فرصت ها و چالش ها در زنده گی به مثابۀ دو همزاد هم اند که گاهی در طول و زمانی هم در عرض هم قرار می گیرند.

حالا که ما در دنیایی از فرصت ها و چالش ها قرار داریم و هر روز به شمار آنها افزوده می شود. پس چگونه گام هایی را می توان برداشت تا با تبدبل کردن هر چالش پیش آمده به فرصت بهتر دست یافت و دست کم از رفتن به زیر کوله بار چالش ها رهایی پیدا کرد.

کشور هایی که در فراز و نشیب تحولات اجتماعی از داشتن آگاهی ها و مهارت های استفاده از چالش برای فرصت جدید ناتوان بوده اند، بالاخره در برابر موج سنگین چالش ها قرار گرفته و به جای صعود به قلۀ ترقی و پیشرفت به رکود و انحطاط فکری و فرهنگی سقوط کرده اند. از همین رو است که از لحاظ قوانین جامعه شناسی پیشرفت و رکود هر از گاهی پیش از آنکه در عرض هم قرار بگیرند، در طول هم قرار می گیرند. چنانکه این گونه تحولات در جوامع سرمایه داری به گونۀ دوره یی واقع می شود که منجر به نوسازی دستگاه های تولیدی می شود و در نتیجۀ آن هر از گاهی موجی از کارگران بیکار می شوند.

با آن که در کشور های یاد شده تجارب و اندوخته های زیادی برای عبور از چالش ها را دارند و از داشتن امکانات و ظرفیت های زیادی در این زمینه برخورادار اند؛ اما با آنهم در برابر موج سنگین فرصت و چالش های پیهم گیر مانده و با دشواری های دست و پا گیر رکود اقتصادی و حتا فرهنگی رو برو میشوند. پس معلوم است که کشور هایی مانند افغانستان که با ده ها دشواری رو به رو اند و از داشتن حتا دست کم امنیت محروم می باشند، چگونه ممکن است که با عبور از فراز و فرود دشواری های پر از چالش ها و فرصت ها به آزمون جدید رسید و زنده گی را در عرصه های جدید به تجربه گرفت و به حلاجی کردن چالش ها دست یافت.

حال ما که در کشوری قرار داریم که پر از چالش ها است و اما فرصت هایش اندک و در ضمن سنگ اندازی ها برای پیشگیری از استفاده از فرصت ها و تغییر چالش ها به فرصت بیشتر است؛ چگونه ممکن است تا گام های نخستین را برای چالش شکنی ها و فرصت یابی ها پیدا کرد. آنهم در کشوری که بیشترین چالش ها و فرصت هایش در عرض هم قرار دارند و پیش از وارسی و واکاوی یک چالش و استفاده از آن به حیث فرصت چالش های تازه به وجود می آید؛ زیرا ما در کشوری زنده گی می کنیم که نه تنها هر لحظه در هر گوشه اش یک حادثه همراه با یک توطئه رخ میدهد؛ بل فراتر از آن توطئۀ تیوریزه شده یی که مانند داستانهای کتاب "کلیله و دمنه "قصه در قصه یعنی دسیسه در عقب دسیسه به وقوع می پیوندد که هر یک فاجعۀ تازه را آبستن می کند. به همین گونه،همه چیز در آن توطئه بار و فاجعه بار است، نه تنها این فراتر از آن ارزش های اخلاقی و انسانی هر روز رنگ باخته و پرپر می شوند و انسانیت در پای کابوس خودخواهی، استبداد و قانون شکنی ذبح شرعی می شود. از همین روست که همه ارزش ها در این کشور بیرحمانه به بازی گرفته شده و به رسم عیاری ها و جوانمردی ها در کشور بدرود گفته شده است.

از این که با دین بس جفا ها روا داشته شده و با دینداری در کشور خیلی ها بازی شده و بهتر است تا جوانمردی را پیشه کرد تا مصداق این سخن امام حسین«رض»باشد که می گوید،"اگر مسلمان نیستی، جوانمرد باش."اما با تأسف که در کشور ما همه چیز وارونه است.

این در حالی است که
 هزاران هزار دل های دردمند تا کنون برای شاد کردن دل های این ملت مظلوم صادقانه و صمیمانه خون ریخته اند و اما هنوز هم دل های خسته از جنگ طولانی و فرسایشی که چون کابوسی بر روان آنان سنگینی می کند، بدون اندک ترین خستگی برای شاد کردن دل های دردمند و بلا کشیده این مردم، بی
ریا و پرعطوفت می تپد تا دل های خسته از جنگ را شاد کنند و شاد زیستن ها را برای مردم به ارمغان آورند؛ زیرا شادکردن هنر است و شاد زیستن هنری والاتر از آن؛ آما ده ها دریغ ودرد که روحیۀ شاد کردن ها و شاد زیستن ها به پارچه های سنگین یخ بدل شده، خدا باوری های صادقانه و صمیمانه یکسره منجمد شده اند و به همین گونه جاذبه های پاک، سیال و بالندۀ دینی خشک شده اند. در نتیجه سبب نقلیل ارزش های دینی شده است و تقلیل ارزش های دینی عناصر اصیل فرهنگی را نیز آسیب پذیر گردانیده است. این سبب شده تا به صورت کل آخرت باوری که مرکز ثقل ارزش های اخلاقی به شمار می رود، در اشعۀ روایت کلان فلسفۀ خدا باوری که فلسفۀ تاریخ را از خدا تا به خدا معنا می بخشد، به گونۀ جدی آسیب پذیر گردانیده است.

در این تردیدی وجود ندارد که ما از خدا آمده ایم و به سوی او بازگشت می کنیم و این آیت در واقع فلسفۀ تاریخ، انسان و جامعه را از آغاز تا انجام هستی به تعبیر قرآن "یوم تبدل الارض غیرالارضی و برزو لله الواحدالقهار"به گونۀ روشن تفسیر کرده است که اقبال لاهوری در کتاب بازگشت به خویشتن اش ترجمه و تفسیر ریالسیتیک و زیبایی از آن ارائه می کند. خواندن این آیت در واقع بیانگرضعف و ناتوانی انسان در برابر شگفتی های آفرینش است که معنای تنبهی را نیز به همراه دارد؛ اما انسان به دلیل ” ظلوما جهولا "بودن به بیماری ظلمت بار جهل و ناآگاهی دچار است. از این رو در بیشتر موارد امروز ناآگاهی چنان در تار و پود انسان های جامعۀ ما رخنه کرده است که نه تنها فرصت شناخت از چالش ها را از دست داده ایم؛ بلکه در موجی از چالش های سردرگم و پیچیده چنان دست و پا می زنیم که پا گذاری برای یافتن فرصت ها در آن معنای آواره شدن در دشت های تفتیده و خشک را دارد که شانس جان به سلامت بردن به صفر تقرب کرده است. از این دغدغه ها زمانی می توان دست کم اندکی رهایی پیدا کرد که با کنار گذاری بازی های کهنه بازی ها را تاره باید آغاز کرد. به این وسیله وارد فصل نوی از زندهگی شد و برای بالندهگی و احیای ارزش های جدید زنده گی در حوزه های گونه گون فرهنگی، سیاسی و اجتماعی کار کرد تا بتوان پاسخ معقول به خواست ها و نیازمندی های انسان امروز جامعۀ بیمار ما ارائه کرد که هر لحظه نیاز هایش افزونتر،خواست هایش بالاتر می رود. این خواست ها را نمی توان سرکوب کرد؛ بل آنها را به معنای قرآن به گونۀ معقول تذکیه و تلطیف باید کرد؛ زیرا پس از این ممکن نیست تا در اتاقی نشست و کللکین و دروازه ها را بر روی خود بست و یا با تماشای جهان از پنجرۀ تنگ مسجد و مدرسه و دیر و کنشت بسنده کرد؛ زیرا امروز ممکن نیست تا با ماست مالی بر واقعیت ها حقیقت را مسخ کرد و مردم را به فربب جدید کشاند.

 

 

 

 

 


مقاله های سیاسی

چند نکته که اشرف غنی و عبدالله عبدالله به آن توجه کند

2017-Mar-28 ||  احمد سعیدی

زمامداران حکومت وحدت ملی! آیاشما می دانید که در حال حاضر کشور عزیز ما افغانستان به مصیبت های گوناگون و خطرناك مواجه است و بحران در تمام ابعاد حیات سیاسی، اقتصادی، امنیتی و اجتماعی، فرهنگی جامعه و کشور ما سایه گسترده است که با اشارۀ مختصر روی عوامل بحران به راه های نجات نیز اشاره صورت می گیرد. الف: بحران امنیتی نابسامانی ها در کشور چه در داخل اداره بي كفايت و چه بیرون در عرصه های اقتصاد و بازسازی همه از آن متأثر است. این بحران عوامل گوناگون دارد که گوشۀ از آن را یادآور می شوم:  عوامل رشد نا امنی سیاست های مشکوک و مرموز قوای خارجی درجهت مبارزه با داعش القاعده وطالبان؛ عدم اخلاص و وطن دوستي مسؤولان امور داخلي. عدم فشار لازم روشن وکافی از طرف کشور های جهان به خصوص ایالات متحده امریکا وانگلیس علیه کشور پاکستان که مادر ومهماندار تروریسم است. حمايت وسیع لوژستيكي و م...

اسپینوزا، وحی و متن مقدس

2017-Mar-28 ||  سروش دباغ

باروخ اسپینوزا، فیلسوف مشهورهلندیِ قرن هفدهمیِ عقل گرایی بود که با ثنویت دکارتی بر سر مهر نبود. به نزد وی، قوانین حاکم بر بدن و ذهن و ضمیر انسان، از سنخ قوانین حاکم بر طبیعت است و از این حیث تفاوت مهم و سرنوشت سازی میانِ انسان و طبیعت نمی توان و نباید سراغ گرفت. به همین سبب، اسپینوزا، دو گانه انگاریِ دکارتی را فرو نهاد و یگانه انگاری و طبیعت گرایی را برگرفت و نگرش فلسفیِ خود را حول آن سامان بخشید. در عین حال، وی برای برساختن نظام فلسفیِ خود در اثر ماندگار اخلاق، از «اصل جهت کافی» نیز مدد گرفت. افزون بر این، باروخ جوان که پس از تکفیر و طرد شدن  از جامعۀ یهودیِ آمستردام در سن بیست و چهار سالگی، نام بندیکت را برای خویش اختیار کرده بود، قائل به ساحت قدسیِ هستی بود؛ هر چند با ثنویت وجودشناختی افلاطونی بر سر مهر نبود و قائل به تفکیک و تمییز میانِ جهان پیرامون و ساحتی ...

من تفاوت فاحشی میان طالبان القاعده و داعش نمی‌بینم

2017-Mar-28 ||  هوشمند فرارودی

 گروه های طالب، القاعده و داعش ماهیت، رویکرد، قرائت و کارکرد یکسانی دارند. شاید ابزار و روش های شان یکسان نباشد؛ اما چی فرق می‌کند، وقتی نتیجه کار همة شان به کشتار انسان ها ختم می‌شود. سرانجام هر کدام، جان انسان های بیگناه و مخالف اندیشه خویش را می گیرد؛ حالا یکی با شمشیر و دیگری با انتحار و بمب گذاری ...! وقتی جان و آبروی انسانی به ناحق گرفته می‌شود، به شمشیر و بمب ندارد، بد و بدتر ندارد، خوب و بد ندارد؛ گویا یکی شدیدتر و دیگری نرمتر! این همسویی محض با این گروه‌ها زشت و تهوع آور است. دستان طالبان مزدور و سفاک به هیچ صورتی، پاک‎تر و کم لکه تر از دستان داعشیان و همدستان شان در افغانستان و گوشه های مختلف دنیا نیست. مگر طالبان انسان ها را یکجا آتش نزدند؟ مگر نسل کشی نکردند؟ دختران بیگناه را به کنیزی نگرفتند و فرار ندادند؟ آثار تاریخی و تمدنی را از بین نبردند....

چرا دینی که نامش اسلام و پیامش صلح است، وسیله‌ی وحشت و خشونت شده است؟

2017-Mar-28 ||  احمد سعیدی

افغانستان به خانه‌یی شباهت دارد که اعضای آن پیوسته با هم در جنگ وستیز اند.خانه مشترک است، اما زنده‌گی مشترک نیست. در چنین وضعیت ایجاب می‌کند تا همه اعضای خانه به آشتی، صلح و زنده‌گی مسالمت آمیز بیندیشند ، اما متأسفانه عده‌یی از هموطنان ما تمام نیرو وتوان خودرا صرف آبیاری ریشه های درخت تعصبات قومی، زباني و قبیلوی  مي‎كنند. علاوه از خشونت پرستان طالب و داعش، نویسندگان وقلم به دستان و دايركتران بعضي از رسانه ها مانند این و آن متأسفانه مرتکب همین گناه می گردند حتا قشری بنام روشنفکرنیز آگاهانه تمام استعداد و توانایی خود را به پاس ادای مسؤولیت درراه تنومند ساختن ریشه های درخت نفاق وبحران صرف می‌کنند که گاهی انسان با دریغ و تأثر حیف می‌خورد و ندای ضمیرش چنین است. ای کاش این کتله هم بیسواد می‌بودند، تا نفاق وبد بختی را به گستره و پهنایی جهان دامن نمی&z...

افغان سوله د روسیي او امریکي دتقابل په محراق کې

2017-Mar-28 ||  محمد انور ولید

په تېروڅلورولسیزوکې افغانستان دوه ځلې د شرقي اوغربي زبرځواکونو، اویوځل د نوزاد پاکستان ترپوځي یرغل لاندې راغۍ چې پخوانی شوروي اتحاد په کې د خپل وجود اعضاء له لاسه ورکړل اوپه پنځلسو ټوټوسره ووېشل شو. د چرنوبل اتومي بټۍ یې د چلېنجرپه ټس کې له لاسه ورکړه ، د مارکسېزم (۸۰) کلنه پوچه مفکوروي سفسطه په ټوله نړۍ کې هسې خوشې په نړۍ کې افسانه اودهوا پوقاڼه شوه. له لېنېنېستي خیالي کارګري جنت څخه د تل له پاره د پخواني شوروي اتحاد وروستي واکمن ( ګورباچوف ) داسې پرده پورته کړه چې دغم په میراث یې دفدرالي روسیې اوسنی واکمن پوتین ورناست دئ. خو روس اوس هم غواړي چې یوځل بیا په افغانستان کې د ناټو په وړاندې د طالب په کارولو سره ودرېږي اوناټو ته په افغانستان کې د خپل سیمه ئیزنوي ائتلاف پرمټ نا ممکنه ماتې ورکړي او خپل غچ واخلي.    خواوس امریکې په ډېره بې پروائۍ سره دې هیواد پښه اوږده کړ...

تحولات جدید در منطقه درحال شکل گیری است

2017-Mar-28 ||  مهرالدین مشید

در این روزها تحولات جدیدی در منطقه در حال شکل گیری است. از به راه افتادن یک سلسله تلاش های جدید سیاسی و رفت و برگشت ها از مسکو و لندن پس از نشست های چهارگانه  در مسکو پس از  نشست طالبان با مقام های چینایی پیدا است که در منطقه تحرکات تازه و در ضمن خیلی سریع در حال وقوع است و در یک نگاه گفته می توان که دیپلوماسی جدید که در سطح کشور های منطقه ایجاد شده است، نشان دهندۀ یک تحول تازه بوده و به تعبیری تز ها و انتی تز های رخداد های کنونی طوری آبستن شده اند که در حال تولد یک سنتز تازه اند. هرگاه بد بینی ها را کنار گذاشت و با نظر خوش بینانه به تلاش های تازۀ سیاسی نگاه کرد، در این صورت یک تحول تازه را می توان پیشبین شد که از آن می توان به عنوان چراغ سبز به پیشواز حوادث یاد آور شد و آن را فال نیک گرفت. هرچند این گونه تلاش ها در گذشته هم انجام شده و اما بنا بر بدعهدی پاکستان و بازی  ه...

مسیر رفتن به سوی خودکفایی کشور را باید مصرانه دنبال نماییم!

2017-Mar-26 ||  عبدالرازق وطنپال فروتن

پاکستان تقریباً یک ماه پیش  گذرگاه تورخم را بسته بود پس از دیدن ضربات شدید اقتصادی که برپیکر اش از نظر صادرات به افَغانستان وارد گردید، دروازه تورخم را با افغانستان باز کرد واین مصادف به اولین روز بهار سال ۱۳۹۶خورشیدی درکشور بود که می شود آغاز سال خورشیدی را سال خوش بختی برای کشور نسبت به دشمنان کشور تلقی کرد.به هر صورت در اینجا نگارنده این سطور می‌خواهد تمرکز بحث خود را بر دوموضوع تمرکز دهد. نخست این که پاکستان درمدت بیشتر از سه دهه چگونه برناخن‌های افگار ما فشرده اند وهم چنان رفتن به سوی خود کفایی کشور راتاجایی مورد مداقه وبررسی قرار دهیم. کشور همسایه جنوبی و شرقی ما پاکستان دربیشتر ازسه  دهه مبادرت به کارهای زده است که همواره برخلاف حسن همجواری میان ما وپاکستانَ بوده است. دراین میان کشور پاکستان به نحوی از انحا همواره خواسته حکومت کابل را وادار به پذی...

چگونه در افغانستان پیروز شویم؟

2017-Mar-26 ||  دانا روراباکر، رییس کمیت

ایالات متحده باید رویکردش را در افغانستان تغییر دهد ایالات متحده، با گذشت پانزده سال، از دست دادن جان هزاران نفر و مصرف ده ها میلیارد دالر در به دست آوردن بسیاری از اهداف کلیدی ماموریت خود در افغانستان شکست خورده است. پس حالا باید چه کار کرد؟ چون در صورت رویکرد فعلی ایالات متحده، اگر اجازه به ادامه یافتن بیابد، آینده پر هرج و مرج برای افغانستان و دروازه باز برای اسلامگرایان تندرو در آسیای مرکزی تضمین خواهد شد. ادامه چنین حالاتی در منطقه یک شکست استراتیژیک عمده را برای ایالات متحده و منطقه خبر می‌دهد. اسلامگرایان در نهایت به دنبال به دست گرفتن کنترول در افغانستان و پاکستان و سپس گسترش حضورشان به آسیای مرکزی هستند. شکست در افغانستان بدان معناست که ما ممکن با یک جنگ دیگری در سطح جهان روبرو شویم. به ویژه وقتی ترکیه در حالی تبدیل شدن به یک لجنزار دولت اسلامی داعش ...

Previous   ||   Next