سرمقاله

غنی می خواهد با زور حکومت کند!

2017-Jun-21  || 

سه شنبه شب، نيروهاي امنيتي به چادر تحصن معترضان در شهر کابل حمله کردند که به اثر آن دو تن از معترضان شهيد و تعدادي زخمي و بازداشت شدند. اين معترضان ادعا داشتند که آن ها دادخواهي خون هاي ريخته شده در حملات انتحاري اخير را مي کنند و از حکومت تقاضا کردند که چون مسؤولان امنيتي در تأمين امنيت شهروندان کوتاه آمده اند بايد برکنار شوند. رييس جمهور غني در ديدارش با برخي از مردم، گفته بود که چادر تحصن معترضان برايش قابل قبول نيست و بايد پرچيده شود. مسؤولان دولت، ظاهراً بندش جاده ها و مزاحمت به مردم را دليل اصلي برچيدن خيمه هاي تحصن تلقي مي کردند، اما معترضان اين حرکت شان را اعتراض مدني و حق قانوني شان مي خواندند. اما نيروهاي امنيتي شب هنگام به چادر تحصن معترضان با تانک ها حمله کردند و چادر را برچيدند. برخي از آگاهان اين حرکت نيروهاي امنيتي حکومت را غير قانوني خواندند و آن را نشانه يي ديکتاتوري و استبداد تلقي کردند. زيرا به باور آن ها خون ريختاندن و قتل معترضان، عمل دولت هاي مستبد است که براي بقاي شان متوسل به هر وسيله نامشروع مي شوند که با اين تلقي حکومت وحدت ملي پس از اين نيز در شمار حکومات ضد مردمي و توتاليتر قرار خواهد داشت؛ زيرا مشکل است که مسؤولان و رهبران حکومت بتوانند کشته شدن معترضان را توجيه کنند. اين درحالي است که هنوز پرونده ضد بشري حکومت در نهادهاي عدلي تکميل نشده و تحقيق ادامه دارد ووظيفه برخي از مسؤولان امنيتي را ل


حضور ستون پنجم در درون شورای ملی!

نیروهای امنیتی کشور نیاز به حمایت و همکاری دارند!

شیعه و سنی باهم برادر اند!

پاکستان به عنوان کشور حامی تروریستان باید بیشتر رسوا شود



3
H: 3°
L: -2°
Kabul
Saturday, 14 January
See 7-Day Forecast
Sun Mon Tue Wed Thu Fri
           
-9° -9° -11° -11° -12° -9°

SUBSCRIBE TO RSS

بازی های تازه را باید آغاز کرد

 برای آنکه داستان زنده گی را تازه تجربه کرد، بهتر است تا با کنار گذاشتن بازی های کهنه،بازی های تازه را باید آغاز کرد تا باشد که از معاملۀ باسی و شب ماندۀ دست دوم و سوم رهایی یافت و غذا های جدید سیاسی را نوش جان کرد؛ زیرا هرآنچه ما تا کنون از دست داده ایم و این گونه دستمان شده ایم، گیرماندن در بازی های کهنه است که سبب از دست دادن قاعده های بازی جدید شده است. حال لازم است که برای آموزش قاعده های جدید بازی ها، بازی های کهنه، خسته کن، شب مانده و یک نواخت را کنار نهاد و بازی تازه و رو در روی را آغاز کرد تا باشد که برای همیش از زیر چنگ و دندان کهنه بازیگران بدمعامله گر رهایی پیدا کرد و با این رویکرد،دست کم بر مصداق این شعر "زنده گی بر گردنم بار گرانیبیش نیست"اندکی بتوان این بارگران سنگ زنده گی را از دوش های زخمی مان کنار نهاد و با استفاده از فرصت های جدید برای رفع چالش های قدیم وارد اقدام شد؛ البته به این تعبیر که از چالش ها به حیث فرصت های تازه استفاده کرد تا برای عبور از چالش های کهن به آزمونگاه های جدید سیاسی گام نهاد و در نتیجه کهنه را به کهنه بازان درمانده با دو دست تقدیم کرد و دست نوبازان را به امید گام موفق نهادن و از بن بست های قدیم رها شدن با احتیاط و تأنی فراوان که چالش آفرین هم است، تازه فشرد تا به قول آن دوست از نصیه گیری های پشت سر رهایی پیدا کرد و نقد را روی در روی گرفت تا باشد که از رنج کهنه ماندن و کهنه ریستن رهایی پیدا کرد و مانند "پیروی بچۀ ادی"حساب مرده ها را به مرده ها و حساب زنده ها را با زنده ها آغاز کرد؛ زیرا که این ماندن آب ایستاده را ماند که گنده گی و پوسیده گی را به بار می آورد؛ هرچند رهایی از خندق های آن دشوار است و به قول معروف دل شیر را می خواهد؛ اما ناگزیر برای رهایی از ماندن های پیهم، هرچند که باری از اتهامات جدید را نیز وارد است و در پی دارد، از هفت خوان آن به بهای دل را به دریا زدن عبور کرد و دست کم بر بخشی از دغدغه ها نقطۀ پایان گذاشت.  در زبان عربی مقوله یی وجود دارد که می گوید” کل جدیدا جدیدا"یعنی هر پدیدۀ جدید تازه و دست نخورده است و پس میسزد که هر پدیدۀ تازه را یک بار به آزمون گرفت تا با تازه آموزی ها از آن به درد زایمان ایستایی و رکود و ماندن در زندان خطرناکقومی،زبانی و گروهی نقطۀ پایان گذاشت؛ زیرا که این گونه گرایش های بیمار بنیاد های فکرملی را تخریب و اعتقاد دینی و باور های ملی در پیوند به کشور ومردم را مسخ و تحریف می کند؛ نه تنها این؛ بل ارزش های اخلاقی و انسانی را نیز در موجی از ارزش های گرانسنگ اسلامی نیز آسیب پذیر می گرداند.  تازه هارا باید با رویکرد های جدید به آزمون گرفت تا به نتایج مؤثر و مفید دست یافت و برای همه گانی شدن و تعمیم بخشیدن آن اقدام جدی کرد؛ زیرا که فرصت ها و چالش ها در زنده گی به مثابۀ دو همزاد هم اند که گاهی در طول و زمانی هم در عرض هم قرار می گیرند.

حالا که ما در دنیایی از فرصت ها و چالش ها قرار داریم و هر روز به شمار آنها افزوده می شود. پس چگونه گام هایی را می توان برداشت تا با تبدبل کردن هر چالش پیش آمده به فرصت بهتر دست یافت و دست کم از رفتن به زیر کوله بار چالش ها رهایی پیدا کرد.

کشور هایی که در فراز و نشیب تحولات اجتماعی از داشتن آگاهی ها و مهارت های استفاده از چالش برای فرصت جدید ناتوان بوده اند، بالاخره در برابر موج سنگین چالش ها قرار گرفته و به جای صعود به قلۀ ترقی و پیشرفت به رکود و انحطاط فکری و فرهنگی سقوط کرده اند. از همین رو است که از لحاظ قوانین جامعه شناسی پیشرفت و رکود هر از گاهی پیش از آنکه در عرض هم قرار بگیرند، در طول هم قرار می گیرند. چنانکه این گونه تحولات در جوامع سرمایه داری به گونۀ دوره یی واقع می شود که منجر به نوسازی دستگاه های تولیدی می شود و در نتیجۀ آن هر از گاهی موجی از کارگران بیکار می شوند.

با آن که در کشور های یاد شده تجارب و اندوخته های زیادی برای عبور از چالش ها را دارند و از داشتن امکانات و ظرفیت های زیادی در این زمینه برخورادار اند؛ اما با آنهم در برابر موج سنگین فرصت و چالش های پیهم گیر مانده و با دشواری های دست و پا گیر رکود اقتصادی و حتا فرهنگی رو برو میشوند. پس معلوم است که کشور هایی مانند افغانستان که با ده ها دشواری رو به رو اند و از داشتن حتا دست کم امنیت محروم می باشند، چگونه ممکن است که با عبور از فراز و فرود دشواری های پر از چالش ها و فرصت ها به آزمون جدید رسید و زنده گی را در عرصه های جدید به تجربه گرفت و به حلاجی کردن چالش ها دست یافت.

حال ما که در کشوری قرار داریم که پر از چالش ها است و اما فرصت هایش اندک و در ضمن سنگ اندازی ها برای پیشگیری از استفاده از فرصت ها و تغییر چالش ها به فرصت بیشتر است؛ چگونه ممکن است تا گام های نخستین را برای چالش شکنی ها و فرصت یابی ها پیدا کرد. آنهم در کشوری که بیشترین چالش ها و فرصت هایش در عرض هم قرار دارند و پیش از وارسی و واکاوی یک چالش و استفاده از آن به حیث فرصت چالش های تازه به وجود می آید؛ زیرا ما در کشوری زنده گی می کنیم که نه تنها هر لحظه در هر گوشه اش یک حادثه همراه با یک توطئه رخ میدهد؛ بل فراتر از آن توطئۀ تیوریزه شده یی که مانند داستانهای کتاب "کلیله و دمنه "قصه در قصه یعنی دسیسه در عقب دسیسه به وقوع می پیوندد که هر یک فاجعۀ تازه را آبستن می کند. به همین گونه،همه چیز در آن توطئه بار و فاجعه بار است، نه تنها این فراتر از آن ارزش های اخلاقی و انسانی هر روز رنگ باخته و پرپر می شوند و انسانیت در پای کابوس خودخواهی، استبداد و قانون شکنی ذبح شرعی می شود. از همین روست که همه ارزش ها در این کشور بیرحمانه به بازی گرفته شده و به رسم عیاری ها و جوانمردی ها در کشور بدرود گفته شده است.

از این که با دین بس جفا ها روا داشته شده و با دینداری در کشور خیلی ها بازی شده و بهتر است تا جوانمردی را پیشه کرد تا مصداق این سخن امام حسین«رض»باشد که می گوید،"اگر مسلمان نیستی، جوانمرد باش."اما با تأسف که در کشور ما همه چیز وارونه است.

این در حالی است که
 هزاران هزار دل های دردمند تا کنون برای شاد کردن دل های این ملت مظلوم صادقانه و صمیمانه خون ریخته اند و اما هنوز هم دل های خسته از جنگ طولانی و فرسایشی که چون کابوسی بر روان آنان سنگینی می کند، بدون اندک ترین خستگی برای شاد کردن دل های دردمند و بلا کشیده این مردم، بی
ریا و پرعطوفت می تپد تا دل های خسته از جنگ را شاد کنند و شاد زیستن ها را برای مردم به ارمغان آورند؛ زیرا شادکردن هنر است و شاد زیستن هنری والاتر از آن؛ آما ده ها دریغ ودرد که روحیۀ شاد کردن ها و شاد زیستن ها به پارچه های سنگین یخ بدل شده، خدا باوری های صادقانه و صمیمانه یکسره منجمد شده اند و به همین گونه جاذبه های پاک، سیال و بالندۀ دینی خشک شده اند. در نتیجه سبب نقلیل ارزش های دینی شده است و تقلیل ارزش های دینی عناصر اصیل فرهنگی را نیز آسیب پذیر گردانیده است. این سبب شده تا به صورت کل آخرت باوری که مرکز ثقل ارزش های اخلاقی به شمار می رود، در اشعۀ روایت کلان فلسفۀ خدا باوری که فلسفۀ تاریخ را از خدا تا به خدا معنا می بخشد، به گونۀ جدی آسیب پذیر گردانیده است.

در این تردیدی وجود ندارد که ما از خدا آمده ایم و به سوی او بازگشت می کنیم و این آیت در واقع فلسفۀ تاریخ، انسان و جامعه را از آغاز تا انجام هستی به تعبیر قرآن "یوم تبدل الارض غیرالارضی و برزو لله الواحدالقهار"به گونۀ روشن تفسیر کرده است که اقبال لاهوری در کتاب بازگشت به خویشتن اش ترجمه و تفسیر ریالسیتیک و زیبایی از آن ارائه می کند. خواندن این آیت در واقع بیانگرضعف و ناتوانی انسان در برابر شگفتی های آفرینش است که معنای تنبهی را نیز به همراه دارد؛ اما انسان به دلیل ” ظلوما جهولا "بودن به بیماری ظلمت بار جهل و ناآگاهی دچار است. از این رو در بیشتر موارد امروز ناآگاهی چنان در تار و پود انسان های جامعۀ ما رخنه کرده است که نه تنها فرصت شناخت از چالش ها را از دست داده ایم؛ بلکه در موجی از چالش های سردرگم و پیچیده چنان دست و پا می زنیم که پا گذاری برای یافتن فرصت ها در آن معنای آواره شدن در دشت های تفتیده و خشک را دارد که شانس جان به سلامت بردن به صفر تقرب کرده است. از این دغدغه ها زمانی می توان دست کم اندکی رهایی پیدا کرد که با کنار گذاری بازی های کهنه بازی ها را تاره باید آغاز کرد. به این وسیله وارد فصل نوی از زندهگی شد و برای بالندهگی و احیای ارزش های جدید زنده گی در حوزه های گونه گون فرهنگی، سیاسی و اجتماعی کار کرد تا بتوان پاسخ معقول به خواست ها و نیازمندی های انسان امروز جامعۀ بیمار ما ارائه کرد که هر لحظه نیاز هایش افزونتر،خواست هایش بالاتر می رود. این خواست ها را نمی توان سرکوب کرد؛ بل آنها را به معنای قرآن به گونۀ معقول تذکیه و تلطیف باید کرد؛ زیرا پس از این ممکن نیست تا در اتاقی نشست و کللکین و دروازه ها را بر روی خود بست و یا با تماشای جهان از پنجرۀ تنگ مسجد و مدرسه و دیر و کنشت بسنده کرد؛ زیرا امروز ممکن نیست تا با ماست مالی بر واقعیت ها حقیقت را مسخ کرد و مردم را به فربب جدید کشاند.

 

 

 

 

 


مقاله های سیاسی

چین در بازی آشتی بین افغانستان و پاکستان

2017-Jun-21 ||  احمد سعیدی

ملاقات رييس جمهور غني با رييس جمهور چين و نخست وزير پاکستان در حاشيه نشست شانگهاي اميدواري‌هايي را به وجود آورده که به زودي وزير خارجه چين به افغانستان سفر مي‌نمايد و روي تحکيم روابط بين افغانستان و پاکستان گام هاي برداشته خواهد شد من از رقابت ها و زور آزمايي ها چين و امريکا در منطقه معلومات کافي دارم در حالي که سفر وزير خارجه چين به افغانستان را به فال نيک مي‌گيرم، اما باور ندارم امريکا بگذارد تا چين در سرنوشت افغانستان تأثير گذار شود مي‌خواهم جهت ادعاي خويش نظريات خود را با شما شريک سازم. بدون ترديد در حال حاضر چين بزرگترين رقيب امريکا در منطقه به حساب مي‌آيد. رشد سريع اقتصادي چين ضرورت رو به تزايد به منابع انرژي و افزايش ساليانه بودجه نظامي در شرايط موجود کشور، چين را به يک هيولاي غير قابل کنترول براي امريکا تبديل کرده است. در حال حاضر چين با دو مشکل ...

ارزیابی مختصر از فرمانروایی اشرف غنی و عبدالله عبدالله

2017-Jun-21 ||  میر نجیب الله شمس

دوره رياست جمهوري و حکمروايي قبيله گراي غير قانوني اشرف غني که هيچگونه دست آورد و موفقيت در عرصه هاي مختلفه داخلي و خارجي نداشت، ا ما به قدر کافي و بي سابقه با تشنج هاي سياسي، با چالش هاي امنيتي، با درگيري ها، انفجارها و خون‌ريزي هاي استمراري، ناهنجاري هاي اجتماعي و اقتصادي، فساد و اختلاس هاي عميق مالي، قانون شکني ها در رده هاي بالايي دستگاه هاي بي بند و بار دولتي و با حاتم بخشي هاي غير قانوني فروش املاک ملي به بيع کاه ماش و کاه گندم از طرف اشرف غني و با اعمال خشونت ها و انارشي فزاينده همراه بود. موازي به آن آهنگ رشد اقتصاد ملي نسبت تأثيرات منفي ميکانيزم بي بندو بار بازار آزاد روند و سير فوق‌العاده بطي داشت، درآمد سرانه ملي طوري که خيالبافان، تيوري‌سنان، هذيان گويان و سردمداران فاقد اهليت و بي کفايت سکتور اقتصاد حکومت ساخت جان کري مدعي آن اند هيچگونه رشد متو...

کاش خرگوشی می بودید!

2017-Jun-21 ||  پرتو نادری

گفتند که توره بوره، به دست داعش افتاده است. گفتند داعش در فيروزکوه ولايت غور پايگاه ساخته، کودکان و نوجوانان را آموزشهاي جنگي مي دهد. مردمان  نگران شدند؛ اما در ارگ آب از آب تکان نخورد، براي آن که ارگ از فراز شاخه هاي بلند سپيدار، دوربين جهان بين خود را به سوي وزارتخانههاي امريکا انداخته و مي بيند که هنوز « خالة همه بمب هاي جهان» و « عمة همه بمب هاي جهان»  جامههاي رنگ رنگ پوشيده و بي قرار اند که چه زماني سفرآنان به سوي افغانستان آغاز مي شود. بمب هاهم حق شهروندي دارند، حق ازدواج دارند، حق آن را دارند تا استعداد و تواناييهاي شان را نشان دهند. آنان حق دارند تا نيمة گم شده اي خود را در هرگوشة جهان که باشد، جستجو کنند.  آنان نيز دل دارند و در دل هاي شان از دوري ياران گم شدة شان صد جهنم سوزان دارند. نگران نباشيد، خاله و عمة همه بمب هاي جهان  هواي سفردارند، ...

داعـش در حـالـت زایـش

2017-Jun-20 ||  احمد سعیدی

به نقل از رسانه هاي صوتي و تصويري، گروه داعش چند روز پيش بعد از جنگ با گروه طالبان وارد دره هايى در دامنة سفيد کوه درمربوطات ولسوالى پچيرواگام ولايت ننگرهار يعني مناطق توره بوره شده بودند که با شنيدن برنامه عمليات نظامي نيروهاي افغان آرام آرام ساحه را براي نظاميان افغان خالي کردند. ازاين که سفيد کوه دره هاى خيلى قشنگ وسرسبز دارد، مجاهدين در دوران جهاد  در دامنة اين کوه ها يک مرکزمستحکم را براى سازماندهى عمليات ضد قواى شوروى و حکومت وقت افغانستان ايجاد کرده بودند. در اين مناطق سموچ هايي که مجاهدين در همان زمان ساخته اند تأثيرات بمباران هوايي در آن مناطق بسيار کم و ناچيز است.  از سوي ديگر، اين محل ازلحاظ موقعيت استراتيژيک وجغرافيايى براى ايجاد همچومرکز خيلي مناسب است. در آن وقت مجاهدين تحت رهبري مولوى محمديونس خالص همين منطقه را به حيث قرارگاه شان انتخاب ک...

دامن زدن به تعصبات، ضررش کمتر از انتحار نیست

2017-Jun-18 ||  احمد سعیدی

متأسفانه از چندي به اين سو بعضي از صفحات اجتماعي به خصوص فيسبوک به جاي افهام و  تفهيم بين يکديگر، به کانوني از جهل، تهمت و دامن زدن به تعصبات قومي و زباني تبديل شده است. ترديدي وجود ندارد که تعصبات قومي و زباني را تنها و تنها انسان هاي جاهل و نا عاقبت انديش دامن مي‌زنند، نه انسان هاي عاقل، گرچه من مي دانم انسان ها در حيات خود به دو گروه تقسيم شده اند: 1. آن هايي که هر نوع ظلم، بي عدالتي و استبداد را قبول مي کنند. 2. آن هايي که همت مي کنند و آواز بلند مي کنند براي اصلاح، بهبود و عدالت خواهي.  چنانچه شما مي دانيد بعضي از خصلت ها عامل مهمي در خارج شدن انسان از اعتدال شخصيتي است. اين خصلت ها افزون بر آن كه در منش و رفتار آدمي تأثير مي گذارد، در بينش و نگرش وي نيز آثار مخرب و زيانباري بر جاي مي نهد به گونه اي كه شخصيت آدمي از سلامت و كمال فطري دور مي شود و در سراشيب سقوط و...

چین می خواهد تا در روابط پر تنش میان کابل - اسلام آباد میانجی شود

2017-Jun-18 || 

میانجگیری چین ، یک حرکت مصلحت اندیش یا یک ترفند دیگر از پاکستان ! ؟  با در نظر داشت رابطه راهبردي  و سنتي که چين با پاکستان دارد مي توان انتظار داشت که چين يک ميانجي خوب براي حل رابطه پرتنش ميان کابل  واسلام آباد باشد در حالي که بيجنگ در گذشته حامي سياست هاي اسلام آباد  در صحنه جهاني بوده  واز بسا عملکرد و خطا هاي پاکستان چشم پوشي  نموده است. اخباري وجود دارد که به تعقيب ملاقات رييس جمهور غني با رييس جمهور مردم چين و نخست وزير پاکستان، روابط ميان کابل و اسلام آباد درآستانه يک تحول قرار گرفته وبازهم تلاش هاي ديپلوماتيک در حل معضل افغانستان وحل کشيده گي هاي سياسي ميان افغانستان  واسلام آباد بالا گرفته است. آگاهان امور به اين باور اند که اين يک فرصت ديگر براي افغانستان باشد تا پاکستان را بيشتر منزوي سازد؛ زيرا در اين جاي شک نيست که پاکستان فقط در ف...

درين چند سال اخير وضع جهان بحراني شده، بعد از سقوط اتحاد شوروي و برهم خوردن نظم جهاني که بعد از جنگ جهاني دوم به وجود آمده بود و با وجود به راه افتادن جنگ سرد و انکشاف سلاح هاي ذروي پايدار ماند مگر با تحول جهان از رده اول قدرت به يک اول قدرت و قدرت اول انحصاري امريکا يک بار ديگر جهان به يک بحران جديد رفت، به طوري که وقتي اتحاد شوروي تحت قيادت يلتسين از لحاظ قدرت کمرنگ شد. تجزيه گرديده از آن تعدادي از جمهوريت ها به وجود آمد. اتحاد شوروي که در افغانستان شکست خورده ناکام بيرون شده بود، نتوانست از تعرض اول امريکا بر عراق جلوگيري نمايد مخصوصاً که تعرض دوم امريکا سبب سقوط صدام حسين و از بين رفتن حکومت بعثي در آن کشور گرديد. اين سقوط، اداره را از بين برده و با مداخله ايران، حکومت شيعه جاي حکومت بعث را گرفته موجب جنگ هاي مذهبي گرديد، ديگر اقليم کردستان آهنگ جدايي و آزادي بلند کرده، سني ها حکومت انحصاري شيعيان را قبول ندارند، امريکا همان که بي جا و بي موجب به عراق حمله کرده بود نتوانست نظم با اطمينان را در آن کشور برقرار بسازد پس از آن که اداره کاملاً از بين رفت کشور مذکور را ترک گفته قواي خود را خارج کرد، درين موقع است که دفعتاً داعش مثل سمارق به نام «دولت شام و عراق» سبز کرد. اين دولت تحت رهبري بغدادي که از زمان جنگ افغانستان نام آن بعد از القاعده سر زبان ها افتاده بود به سرعت اراضي بزرگ عراق و سوريه را اشغال کرد، با استفاده از فروش نفت که از طريق ترکيه صورت مي گرفت و کساني که به اين رژيم مي پيوست نيز از طريق ترکيه وارد جنگ در سوريه و عراق مي گرديدند. اين شبه را به وجود آورد که امريکا و ترکيه، عربستان سعودي و قطر از حاميان اين رژيم جديد مي باشند، عربستان براي آن که ايران را تهديد کند تا دست آن از سوريه و يمن و خليج کوتاه شود، بعضي ها تصور کردند که امريکا براي آن که با انتقال اين قدرت جديد به افغانستان و رساندن شان به شمال افغانستان و از اين طريق روسيه را که تحت قيادت پوتين بار ديگر کسب قدرت کرده در جنگ سوريه داخل گرديده رژيم اسد را تقويت کرده نگذاشت که طبق خواست امريکا، ترکيه و ديگر غربي‌ها، اسد از بين برود، از يک طرف رژيم بشارالاسد در سوريه با استقرار قوت هاي هوايي و زميني فدراسيون روسيه و ساختن پايگاه دولت روسي در خاک سوريه به اجازه بشارالاسد ديگر وضع را طوري تغيير داده که هيچ يک از مسايل شرق ميانه ديگر بدون اشتراک فدراسيون روسيه حل شده نمي تواند، وجود پاسداران ايران، حضور قواي بشري نصرالله مليشه هاي لبناني و تحت فشار حکومت ايران اشتراک هزاره هاي افغان که در ايران مهاجر اند در جنگ سوريه معادله جنگ را به نفع بشارالاسد تغيير داده حالا بدون اشتراک امريکا، فدراسيون روسيه و ترکيه و ايران آتش بس را در سوريه به وجود آوردند و فيصله کردند تا به زودي کنفرانسي در آلماتا صورت بگيرد که تمام گروپ هاي سوري توافق کردند در آن اشتراک نمايند، به اين ترتيب امريکا تا هنوز در حاشيه قرار گرفته تا ديده شود که رييس جمهور جديد امريکا با فدراسيون روسيه چگونه روابطي قايم خواهد کرد و اگر اين دو کشور بزرگ با تفاهم يک نظم جديد جهاني را با اشتراک هم به وجود بياورند که اين گونه يک تعامل بدون فراهم ساختن يک بستر اعتماد ممکن نمي باشد ولي وجود رييس جمهور دونالد ترامپ و وزير خارجه آن که با روسيه، شناخت دارند وسيله فراهم شده تا اعتماد متقابل برگردد و اين اعتماد وسيله شود که دو کشور در مسايل سياسي و اقتصادي جهاني و موضوعات منافع و نفوذ سياسي به تفاهم برسند، مي شود در شرق ميانه و آسياي ميانه، در سوريه، عراق، افغانستان و افريقا صلح تأمين گردد. تأمين صلح در اين کشورها از يک طرف از برخورد مدنيت ها جلوگيري کرده، بار ديگر تفاهمي را بين مسلمانان و عيسويان به وجود خواهد آورد و ديگر ضرورت داعش و القاعده خود به خود از بين خواهد رفت چه کشورهاي شرق ميانه و آسياي ميانه اطمينان پيدا مي کنند که ديگر قدرت هاي بزرگ اروپايي و امريکا در امور داخلي شان مداخله منفي نمي کنند و در عوض، با تفاهم براي ترقي و رفاه اين کشورها از طريق بزنس و معامله بالمثل و متقابل مساعدت مي نمايند، در چنين يک حالت است که مردمان اين کشورها ديگر ضرورت به مهاجرت نمي داشته باشند، نياز به مقابله را با اروپايي ها مثل امروز که از طريق ترور و کشتن توسط لاري ها و چاقو صورت مي گيرد احساس نمي نمايند، در غير آن جهان ناامن تر مي شود، بي اعتمادي زيادتر مي گردد، جنگ تمدن ها را که هشنگ امريکايي گفته حتماً تحقق مي يابد، يعني نه ديوارها، مواضع نظامي و سيستم هاي خار دار جلو هجوم مهاجرين را که از جنگ ها از کشورهاي شان مجبور به فرار گرديده اند گرفته نمي تواند نه کشتن و کشته شدن در آب هاي مديترانه. بناءً اگر رييس جمهور جديد امريکا مي خواهد امريکا رااز هر نوع خطر در امان بدارد بايد جنگ ها را از بين ببرد، به جاي تجارت سلاح، بزنس هاي ديگر اموال را وسيع بسازد، نه تنها دروازه هاي امريکا را به رخ مردمان جهان مسدود نسازد، بلکه قلب هاي امريکاييان را به روي مردم جهان باز بگذارد، آن وقت مردمان جهان براي پناه آوردن به کشور شان مهاجر نمي شوند، بلکه براي بزنس و سياحت رفت و آمد خواهند کرد. به هر صورت، جهان بايد بداند که افغان‌ها که در جريان دو جنگ جهاني از جنگ دور مانده حتا يک نفر شان به خارج افغانستان نه پناه مي برد و نه مهاجر مي شد و حتا اگر يک افغان در اروپا يا امريکا وفات مي کرد جنازه اش را به افغانستان انتقال مي دادند و در حضيرة آبايي اش به خاک مي سپردند ولي امروز در اثر جنگ هاي تحميل شده و سرازير شدن سلاح، وطن آبايي شان را ترک و مردن را در ابحار قبول مي نمايند، اين شرايط را همين کشورهاي قوي و پيشرفته به وجود آورده اند ورنه ثبات سياسي که در افغانستان وجود داشت آن را تجاوز شوروي از بين برد، ثبات سياسي که در عراق و سوريه و ليبيا وجود داشت آن را تجاوز امريکا و فرانسه و انگليس از بين برد، قريب بود که ثبات مصر نيز از بين برود ولي نظاميان آن کشور از آن جلوگيري به عمل آوردند. به اين ترتيب ديده شد که مداخلات غربي ها بود که نظام سيکولار را در عراق، سوريه، افغانستان و ايران سقوط دادند و در عوض آن نظام بنيادگراها را مستقر ساختند که امروز در شرق ميانه موجب جنگ هاي مذهبي بين شعيه ها و سني ها گرديده، نمي دانم چطور و به چه وسيله اين فجايع را خاتمه خواهند داد و بار ديگر نظم در کشور هاي مذکور اعاده خواهد شد، البته تا وقتي که بين امريکا و فدراسيون روسيه تضاد وجود داشته باشد در اين کشورها آرامي نمي آيد ولي اگر اين دو کشور اعتماد متقابل را در بين هم برقرار نمايند و خوف و ترس را در بين شان از بين ببرند و از مداخله منفي خودداري و به مداخله مثبت اقدام نمايند صلح نه تنها در شرق ميانه و آسياي ميانه و افغانستان برقرار و محکم خواهد شد، بلکه يک نظم جديد که پايه هاي آن را صلح، اعتماد و بزنس تشکيل خواهد داد تأمين خواهد گرديد. از طرف ديگر، اگر طوري که امروز ديده مي شود تحت فشار مخالفين که اتهام وارد کرده اند که فدراسيون روسيه در انتخابات به ضرر هيلاري کلينتون مداخله کرده بالاي حکومت دونالد ترامپ ادامه بدهند و اين حکومت امريکا تحت اين فشار از فدراسيون روسيه دوري نمايد، فدراسيون روسيه به چين تقرب کرده موجب خواهد شد تا يک اتحاد جديد به اشتراک فدراسيون روسيه ، ايران، چين و پاکستان شکل بگيرد که ساحه نفوذ امريکا را در شرق ميانه، آسياي ميانه و جنوب آسيا و اروپاي شرقي محدود خواهد نمود و جهان را به يک رويارويي ديگر مصروف خواهد نمود، تضاد ها را تشديد و جنگ هاي نيابتي را به نفع اين دو گروپ کشورها روز به روز وسيعتر خواهد ساخت، قرباني انسان هاي بيگناه در آسيا مخصوصاً بيشتر خواهد شد، دامنه اين رقابت ها در افريقا نيز پهن خواهد گرديد، اين که برژنسکي گفته بود که در قرن 21 يوروايشيا به هر طرفي که بود همان طرف برنده مي باشد، امريکا که تا حال اکثر نقاط آسيا را دارد از دست خواهد داد، بناءً سياستي که دونالد ترامپ مساعد مي داند آنست که در عوض رقابت هاي تسليحاتي و سياسي با روسيه به توسعه بزنس با آن کشور بپردازد و از وسايلي کاربگيرد تا روسيه را از چين فاصله بدهد و مانع به وجود آمدن چنين اتحاد بگردد و به اين ترتيب امريکا بتواند چين را در انزواي نسبي نگهدارد، بناءً تصور مي شود که سياست امريکا به اين طرف گرايش پيدا خواهد کرد و اگر چنين شود، همان طوري که امريکا تأمين صلح را در افغانستان و شرق ميانه به نفع خودش تلقي خواهد کرد، فدراسيون روسيه اگر به امريکا نزديک شود نيز از چنين صلح منافع خود را بدست خواهد آورد. اتحاد امريکا با عربستان سعودي و موضع گيري هاي شان عليه ايران، ايران را بدون ترديد در صورتي که فدراسيون روسيه به امريکا نزديک باشد نمي گذارد با کشور مذکور تقرب کند. اگر تقرب هم کند فدراسيون روسيه در جانبداري از ايران بسيار محتاط خواهد بود، زيرا تفاهم و تعامل با امريکا براي فدراسيون روسيه به مراتب از منافعي که از ايران بدست آورد بسيار بيشتر خواهد بود، زيرا تقرب فدراسيون روسيه با امريکا روز بروز جاي توليدات و صادرات چين را به امريکا خواهد گرفت و دست روس ها را به امريکاي لاتين و افريقا مانع نخواهد شد و صادرات نفت و گاز روسيه به اروپا روز به روز به تناسب احتياج اروپا توسعه پيدا خواهد کرد، مخصوصاً که امروز در ايالات متحده امريکا پله ي بزنس گران‌تر که از سياست مي باشد چه امريکا نيز در دو حکومت جمهوري خواهان و دو حکومت دموکرات ها و بردوش داشتن بار جنگ و تقابل به جنگ سرد خسارت مالي را تحمل کرده که غير امريکا، کشور ديگري تحمل کرده نمي توانست. سياست هاي اقتصادي، جهاني شدن مؤسسات توليدي امريکا را از کشور به خارج از کشور برده تا محصولات ارزان توليد شود و سرمايه دار نفع نمايد مگر اين نفع که به جيب چند سرمايه دار مي افتد، هزاران نفر را در داخل امريکا بيکار ساخته که امروز از زنده گي شکايت دارند و وعده هاي تغيير در اين ساحه بود که دونالد ترامپ را در حالي که پشتيباني رهبران بزرگ و شناخته شده حزب جمهوري خواه را نداشت در انتخابات پيروز ساخت ولي سرمايه داران تا حال با وارد کردن اتهامات نسبت روابط گروپ دونالد ترامپ با روسيه به ارتباط انتخابات توانسته اند با مصروف نگهداشتن ترامپ از آوردن تغيير و انتقال مؤسسات توليدي امريکا از چين و ديگر کشورها ممانعت نمايد. بناءً اين مبارزه در داخل و خارج امريکا در مسايل جهاني تأثير بزرگ وارد مي کند تا ديده شود که سرنوشت جهان را اين بار به نفع صلح رقم مي زنند يا جنگ را به نفع مردم امريکا و يا به نفع سرمايه داران امريکايي و جهاني شدن. به هر صورت، با وضع موجود يعني دوري امريکا از روسيه و تقرب امريکابه عربستان سعودي و امضاي قرارداد سه صدو پنجاه ميليارد دالري آن کشور و تهديد واضح ايران و تصويب تحريم هاي جديد عليه ايران و قطع روابط عربستان سعودي و چار کشور ديگر عربي با قطر نسبت آن که قطر کمي با ايران سر نزديکي شور داده، قطر در جنگ خليج عليه کمک هاي نظامي که عربستان سعودي براي سلفي ها نموده تا عليه داعش بجنگند و قطر در مقابل، براي اخوان المسلمين کمک کرده تا با داعش جنگ کند در حالي که عربستان سعودي و مصر، مخالف اخوان المسلمين مي باشند، اين قطع روابط ايران به حمايت از قطر را واداشت چنانچه فضاي کشورش را براي طيارات قطري باز گذاشته، اولين حملة طرفداران ايراني داعشي به پارلمان ايران و مقبره امام خميني رهبر انقلاب ايران نشان داد که ايران ازطالبان بدون مراعات نزاکت هاي سياسي در برابر افغانستان حمايت کرد امروز خودش به حمله داعش مواجه شد. يعني ديگر برايش ثابت شد که تروريزم سرحد نمي شناسد. مبصرين ايراني اين حمله را به نفع ايران تفسير کردند چه امريکا که ايران را حامي تروريزم مي دانست با مواجه شدن به حمله تروريستي مي تواند اين اتهام را که وسيله براي عمليات نظامي عليه ايران تصور مي شد رفع خواهد کرد، ولي دقيق در همان روز سناي امريکا تحريم هاي جديد را عليه ايران با (90) رأي موافق و شصت رأي منفي تصويب کردند. معلوم شد که حکومت امريکا در برابر ايران موضع بسيار جدي گرفته، معلوم نيست که ترکيه، قطر و روسيه طرف ايران را مي گيرند يا نه، چه هنوز در امريکا فشار بالاي حکومت ترامپ از ناحيه روابط با روسيه زياد مي باشد. با اين حوادث، وضع جهان آشفته تر شده چه اگر داعش در عراق و سوريه شکست بخورد حتماً از ايران سربلند خواهد کرد و اگر تضاد بين امريکا و روسيه دوام کند به نفع داعش تمام مي گردد. بناءً با اين آشفتگي ها دامنه جنگ در عوض حتماً توسعه پيدا خواهد کرد و مصروفيت امريکا در داخل عليه مخالفين جمهوري خواهان و در خارج به جنگ ها آنقدر زياد خواهد گرديد که يکبار ديگر حکومت ترامپ را که بيشتر از جنگ ها غير از فشار به ايران ديگر مي خواهد بزنس کند و بزنس را وسيله رفع قرضداري هاي امريکا بگرداند و با سياستي که با اتحاد با عربستان اتخاذ کرده، روابطش را با جهان اسلام ترميم کند و با فشار حتا مداخله نظامي در ايران، اتحاد امريکا و اسرائيل را مستحکم بگرداند و قدرت امريکا را طوري اعاده نمايد که کشورها قانع شوند که امريکا قوي بوده، هنوز هم حرف آخر را در بازي هاي جهان مي تواند بزند با آن هم ديده شود که در وراي اين آشفتگي هاي سياسي، وضع شرق ميانه، آسياي ميانه و جنوب آسيا چه طور تحول خواهد کرد و امريکا طبق گفته هنري و من رييس جمهور بعد از جنگ جهاني دوم امريکا که گفته بود: «امريکا نه به دليل پيروزي هايش، بل به دليل مهرباني هايش به خاطر سپرده شود» تحقق مي يابد يا به از دست دادن محبوبيت خود ادامه خواهد داد.

2017-Jun-18 ||  عبدالحمید مبارز

درين چند سال اخير وضع جهان بحراني شده، بعد از سقوط اتحاد شوروي و برهم خوردن نظم جهاني که بعد از جنگ جهاني دوم به وجود آمده بود و با وجود به راه افتادن جنگ سرد و انکشاف سلاح هاي ذروي پايدار ماند مگر با تحول جهان از رده اول قدرت به يک اول قدرت و قدرت اول انحصاري امريکا يک بار ديگر جهان به يک بحران جديد رفت، به طوري که وقتي اتحاد شوروي تحت قيادت يلتسين از لحاظ قدرت کمرنگ شد. تجزيه گرديده از آن تعدادي از جمهوريت ها به وجود آمد. اتحاد شوروي که در افغانستان شکست خورده ناکام بيرون شده بود، نتوانست از تعرض اول امريکا بر عراق جلوگيري نمايد مخصوصاً که تعرض دوم امريکا سبب سقوط صدام حسين و از بين رفتن حکومت بعثي در آن کشور گرديد. اين سقوط، اداره را از بين برده و با مداخله ايران، حکومت شيعه جاي حکومت بعث را گرفته موجب جنگ هاي مذهبي گرديد، ديگر اقليم کردستان آهنگ جدايي و آزادي بلند کرد...

سردرگمی های گروه های جهادی و نمی دانم کاری های آنان

2017-Jun-18 ||  مهرالدین مشید

سردرگمي هاي افتضاح بار و نمي دانم کاري هاي گروه هاي پيشين جهادي به کجا خواهد انجاميد و آيا دليل اين همه ناکارايي ها و سقوط هاي پي در پي اين ها تا سرحد افتادن در پاي کابوس بي سرنوشتي ها و کم رنگ شدن نقش آنان تا سرحد رنگ باختن برخاسته از کارکرد هاي سياه و ناروايي هاي آنها است که در طول 24 سال گذشته در تاريخ پرفراز و فرود کشور از آزمون حکومتداري خوب موفقانه بيرون بدر نشدند و يا اين که غارت ها،  ناروايي ها و خيانت کاري هاي رهبران آنان در حق جهاد و مجاهدين و اسلام و مسلمين، دست به دست هم داد تا بالاخره تمامي آنان را به کلي تجريد کرده و به انزوا کشانده است. اندکي مکث کردن به دو دوره انتخابات گذشته و رفتن رهبران شماري گروه هاي جهادي در زير گيوتين آقاي کرزي و آقاي غني به وضوح نشان داد که آن ها نه تنها از لحاظ صف بندي هاي جديد توانايي هاي خوب براي بسيج مردم را از دست داده اند و اک...

Previous   ||   Next