سرمقاله

!دزدان کلان هم مورد پیگرد قرار بگیرند

2017-Mar-28  || 

مقام های وزارت دفاع کشور دیروز در یک نشست خبری اعلام کردند که به تعداد 1394 تن از کارمندان آن وزارت به دلیل دست داشتن در فساد اداری و سوء استفاده از صلاحیت های وظیفوی بازداشت و برکنار شدند. معاون وزارت دفاع در  امور استخباراتی و استراتیژیک توضیح داد که به تعداد 946 تن از این افراد افسر، 230 تن معتمد و محاسب و به تعداد 209 تن آمرین بستن قراردادها هستند و تعدادی هم در بخش های لوژستیکی و شعبات تخنیکی مصروف کار بودند. این اقدام وزارت دفاع در حالی صورت می گیرد که اخیراً برخی از نهادها و مقامات امریکایی به وزارت دفاع کشور اتهام وارد کردند که فسادهای بسیار کلان اداری در این وزارت وجود دارد و اشاره آنها نسبت به برخی از جنرالان و مقام های بلند پایه وزارت دفاع بوده است. با توضیحاتی که دیروز مقامات وزارت دفاع در خصوص فساد در آن وزارت داشتند، بیشتر  کارمندان پایین رتبه به اتهام فساد برکنار و یا بازداشت شده اند و از دست داشتن جنرالان و بلند پایه گان وزارت دفاع در فساد چیزی نگفتند. در حالی که تا مقامات بلند پایه در فسادهای کلان به ویژه قراردادها دست نداشته باشند، کارمندان پایین رتبه و زیر دست، کاری را انجام داده نمی توانند. تجربه نشان داده است، در آن نهاد هایی که مقام های رهبری و بلند پایه گان در فساد های اداری ذیدخل نباشند بعید است که کارمندان عادی بتوانند مرتکب فسادهای کلان شوند. ممکن است در نهادهایی که مقامات رهبری پاک داشته باشند، کارمند


استیضاح وزیران یا استهزای نماینده گان؟

!انتقام رییس جمهور به کشور آسیب می رساند

!معارف کشور کاستی های فراوان دارد

!آرمان ملی 15 ساله شد



3
H: 3°
L: -2°
Kabul
Saturday, 14 January
See 7-Day Forecast
Sun Mon Tue Wed Thu Fri
           
-9° -9° -11° -11° -12° -9°

SUBSCRIBE TO RSS

جانبازی های مردم افغانستان و شکست قدرت های بزرگ

به شهادت اوراق تاریخ آخرین قطعه قوای نظامی اتحاد شوروی  وقت تحت قیادت دگرجنرال گروموف به تاریخ 15 ماه فبروری سال 1989 میلادی از طریق پل حیرتان خاک افغانستان را ترک کردند. بعد از خروج عساکر شوروی از افغانستان و سقوط حکومت داکتر نجیب الله با تأسف فراوان که: جنگ، خون‌ریزی و برادرکشی در کشور ما خاتمه نیافت، بل رهبران و فرماندهان تنظیم های هفتگانه حنفی تحت حمایه جنرال های پاکستانی و تنظیم های هشتگانه شیعی مورد پشتیبانی آخندهای ایرانی که به شدت درگیر رقابت های تنظیمی، تضادهای قومی، مخالفت های مذهبی، برتری طلبی قدرت نظامی و سخت تشنه قدرت سیاسی در افغانستان جنگ زده بودند، بدبختانه هیچ یکی از آن تنظیم ها نتوانستند تا شالودة یک نظام با ثبات سیاسی و یک رژیم مبتنی بر حاکمیت قانونی، عدالت خداوندی(ج) و مساوات اجتماعی را که طرف قبول اکثریت قاطبه ملت ستم دیده و مورد تأیید جامعه بین المللی می بود، بنیان گذاری و هسته گذاری نمایند.

اگر حقیقت را پنهان نکنیم: هیچ یک از سردمداران و اربابان تنظیم های پانزده گانه جهادی هیچگونه برنامه مطروحه سیاسی برای حکومت سازی و هیچ نوع پلان و پروژه اقتصادی، رفاه اجتماعی، پروتکسیونیزم و توسعه ملی برای بازسازی و نوسازی کشور ویران شده شان نداشتند که عرضه، ارائه و پیاده می نمودند؟ جز برنامه های مذمومه و آجنداهای منحوسه قدرت نمایی، سلطه جویی، زورگویی جناحی، راکت پراگنی، غصب خانه های شخصی، تاراج دارایی های ملی، عمارات و اموال دولتی به عنوان غنایم جنگی.

ناگفته نباید گذاشت که: ثمرة جنگ های میان تنظیمی استمراری نه تنها چپاول کردن و غارت نمودن کلیه زیربناهای اقتصادی منجمله فابریکه جنگلک، فابریکه نساجی بگرامی، مطبعه دولتی، آرشیف ملی، موزیم ملی، ارگ ریاست جمهوری، دیپوهای سلاح ترمیم خانه مرکزی پلچرخی، مواد بیزهای وزارت دفاع ملی، وزارت داخله و امنیت ملی واقع خیرخانه می باشد. بل عمارات تاریخی قصر دارالامان و قصر چهلستون کابل بود که با زحمات فراوان فزیکی و به کمک های مالی و مساعی جمیله جامعه بین‎المللی ایجاد و اعمار شده بودند.

یکی از خاطرات نهایت دردناک و فوق العاده المناک جنگ های جنون آمیز میان تنظیمی به خاک و خون کشیدن و شهادت حدود 65 هزار شهروند بی دفاع، گرسنه و مظلوم شهرکابل بود که به مثابه لکة سیاه و ننگین درج اوراق تاریخ افغانستان شده است.

یکی دیگر از میراث ها و بدعت های شوم جنگ های خانمانسوز میان تنظیمی که جنگ سالاران همین تنظیم های سابقه که برای ملت افغانستان به ارمغان و به ودیعه گذاشته بودند همانا ترویج، قایم کردن و نهادینه ساختن حکومت های ملوک الطوایفی، تئوکراسی، الیگارشی، انارشی، تیرانی و توتالیتاریستی در افغانستان بود که روند ناخوش آیند این ودیعه مذمومه تا اکنون ادامه دارد. یکی از میراث های شرمناک و خیانت های فراموش ناشدنی دیگر جنگ های شوم میان تنظیمی همانا اضمحلال و انحلال ظالمانه کلی اردوی نیرومند، مجهز و جنگ دیده و پولیس مجرب، مسلکی و آزموده ملی افغانستان بود که حکمرانان نظامی کشور پاکستان و آخندها، ملاها و آیت‌الله های مذهبی جمهوری ایران از خوف، ارعاب و بیم صدها هواپیماهای بمب افگن نوع میک (27) و طیاره سو (24) هزارها تانک های غول پیکر مدل T-72، راکت های مخرب تیپ، سکارد، اوراگان، لونا، پیچوره و... شب و روز خواب آرام نداشتند.

اما متأسفانه برعکس امروز سردمداران خشکه مغرور و اربابان بی غم باش حکومت تحمیلی وحدت ملی از ترس و بیم راکت های مخرب قاره پیماهای ایران و راکت های قاره پیماهای اردوی پاکستان که قابلیت حمل سرگلوله‎ها و کلاهک های اتومی را دارند خواب آرام ندارند.

به هر حال تهاجم قوای نظامی شوروی به تاریخ 27 ماه دسمبر سال 1979 میلادی به سرزمین سلحشوران، قهرمانان و عقابان افغانستان به بهای فوق العاده سنگین برای شوروی ها تمام شد. چنانچه در حدود 14 هزار عسکر و افسر شان کشته و بیش از 38 هزار عسکر آن ها مجروح گردید.

به تفسیر دیگر لشکرکشی شوروی به افغانستان یکی از عوامل اصلی و علل اساسی زوال امپراطوری با قدرت شوروی، انقراض نظام کمونیستی، انحطاط و فروپاشی پیمان نظامی وارسا، فروریختن دیوار افسانوی برلین و تجزیه شوروی به 15 جمهوریت مستقل بود.

از یک واقعیت دیگر عینی نباید انکار کرد و آن این که: خروج عساکر اتحاد شوروی از سرزمین قهرمان خیز و شهید پرور افغانستان به مثابه یک پیروزی و موفقیت خیلی ها عظیم در مقیاس جهانی، یک افتخار نهایت بی نظیر تاریخی و یک خاطره فوق‎العاده تابناک و فراموش ناشدنی برای ملت با غیرت، بادیانت و با شهامت افغانستان درج اوراق و صفحات زرین تاریخ جهان گردیده است.

این حقیقت را نمی توان کتمان کرد و آن این که: سردمداران تنظیم های جنگ سالار سنی و شیعی بعد از  اسقاط حکومت داکتر نجیب‎الله جهت رسیدن بر اریکه قدرت سیاسی افغانستان با راه اندازی جنگ های میان تنظیمی چنان سیلاب خون را در کوچه ها و جویچه های شهر کابل جاری ساختند که وجدان بیدار، حوادث مرگبار و جنایات فاجعه بار دهه 90 میلادی را نمی توان از افکار عامه ملی و بین المللی مستور و پنهان نمود؛ زیرا کلیه جنایات بشری، تخریب بناها و عمارات تاریخی کشور افغانستان به وسیله جنگ سالاران فاقد وجدان و فاقد نور ایمان تنظیم های سنی و شیعی که از طرف دولت های آزمند پاکستان و ایران تحریک می شدند، به مثابه یک لکه سیاه بدنامی ثبت  اوراق تاریخ معاصر افغانستان و جهان شده است. در حالی که تاریخ را نمی توان به زعم و رغم این سردمدار و آن زمامدار تحریف و تعدیل کرد.

اگرچه 28 سال از خروج قشون سرخ اتحاد شوروی از خاک افغانستان سپری می شود، اما به اثر مداخلات استمراری کشورهای پاکستان، ایران و لشکرکشی امریکا در سال 2001 میلادی و اسقاط حاکمیت امارت طالبان تا هنوز هم جنگ، درگیری ها و خون ریزی های استمراری در افغانستان خاتمه نیافته، بل مضاعف هم گردیده است.

ناگفته نباید گذاشت که نیروهای نظامی و عساکر شوروی با ایدئولوژی کمونیستی وارد سرزمین افغانستان شده بودند، اما قوای نظامی کشورهای امپریالیستی و استعماری غربی عضو پیمان اتلانتیک شمالی (ناتو) با اندیشه استعماری، با مفکوره های فرهنگ لجام گسیخته غربی و با روحیه باداری، با عقیده منحط اسلام ستیزی با پلان های شوم سلطه جویی و آجنداهای مخفی درازمدت استراتیژیکی‌شان ملت، دولت بی کفایت و مملکت افغانستان را به شکل گروگان در اختیار و قبضه خود در آورده اند. شبکه‌های اجنتوری مخوف (C.I.A) و (N.S.A) امریکا، (M.I-6)، (G-C-H-2) و (S.A.S) کشور بریتانیا (B.N.D) آلمان روحیه وحدت و همبستگی ملی، اندیشه میهن دوستی، رسوم و عنعنات پسندیده افغانی و شعائر و اعتقادات والای اسلامی مردم خدا محور، متدین، عدالت شعار و همچنان محبت و دوستی بین الاقوامی، افغان ها را از ریشه منقطع کردند و تفرقه بین الاقوامی، لسانی، مذهبی و سمتی را در سرتاسر مملکت به شدت دامن زدند، عمیق و گسترده ساختند.

ملت تحت ستم و به گروگان گرفته شده افغانستان این واقعیت المناک و این حقیقت دردناک را پذیرا شود که: لشکرکشی های استمراری کشورهای امپریالیستی و استعماری اعضای ناتو تحت قیادت امریکا و مداخلات صریح و بدون وقفه کشورهای پاکستان و ایران سرزمین و جغرافیای فزیکی افغانستان را به محور داغ درگیری های نظامی استمراری قدرت های نیرومند و بزرگ جهانی و به بستر ایده‌آل بازی های خطرناک سیاسی منطقوی مبدل ساخته اند. چنانچه در موازات آن بر سرنوشت گرسنه ملت و بر سر مقدرات آینده مملکت جنگ زده افغانستان سردمداران، اربابان دو تیم حاکم که از حمایت کشورهای امپریالیستی غربی خاصتاً امریکا و اتحادیه اروپا بهره‌مند هستند با زد و بندهای مخفی، قمارهای انتفاعی و شطرنج های سیاسی می زنند و این که در نتیجه این زد و بندهای سیاسی انتفاعی بین کشور امپریالیستی امریکا از یک طرف و میان اشرف غنی و سرمداران تنظیم های اسلامی افغانستان از جانب دیگر که خود ها را باداران ملت افغانستان و مالک مملکت شان، با بصیرت غیر عقلانی با غرور مالخولیایی و رویاهای اتوپیایی شان کشور افغانستان را به طرف یک جنگ داخلی و روی کار آمدن نظام های ملوک الطوایفی و به صوب آینده غبارآلود و ظلمانی سیاسی سوق می دهند و مضاف بر آن مسؤولیت های آینده عواقب ناگوار و پیامدهای ناهنجار آن را کی ها، کدام مقام ها، کدام مهره های سوخته تنظیم های جنگ سالار و کدام حلقات و چهره تبعید شده غرب سالار بر دوش می گیرند موضوعیست که داوری آن امر بسیار محال و پیشبینی آن یک استحاله و یک مستحیل عقلی می باشد.

فشرده پیامدهای لشکرکشی های شوروی و امریکا در افغانستان!

اول- لشکر کشی نظامی شوروی

1-     مساعد ساختن زمینه های کار و استخدام ملی

2-     تهیه کردن اسکان برای کارکنان دولتی

3-     تطبیق پالیسی بهیخواهانه دولتی مواد اولیه ضروری

4-     توزیع مواد کوپونی (آرد، روغن، بوره، چای و صابون) به صورت رایگان برای تمام کارکنان دولتی ملکی و نظامی

5-     پائین نگهداشتن قیم مواد استهلاکی ضروری به منظور ارتقای سطح رفاه عمومی

6-     اعزام سالانه (ده ها) هزار شهروند ذکور و اناث افغان جهت فرا گرفتن تحصیلات عالی به کشورهای متحابه خارجی

7-     اعمار و احداث (فابریکات صنعتی تولیدی، پولی تخنیکم ها، شفاخانه ها و مکروریان ها)

8-     حفظ تعادل و توازن در عرصه تجارت خارجی

9-     تجهیز و تسلیح قوای مسلح ملی با مدرن ترین و مؤثرترین سلاح های متعارفی

10-  حفظ قیمت پول افغانی در مقابل اسعار خارجی

11- روان کردن پدیده های رشوتخواری، فساد مالی و اداری، غصب املاک دولتی و اختلاس اموال ملی به زباله دانی تاریخ به صورت دایمی در زمان حکومت های تحت حمایت دولت اتحاد شوروی آزادی های فردی و فعالیت های سیاسی مردم افغانستان سلب شده بود.

دوم- لشکرکشی نظامی امریکا

1-     افزایش نرخ بی سابقه بیکاری

2-     کاهش فوق العاده استخدام ملی در ارگان های دولتی

3-     از بین بردن پالیسی سبسایدی مواد اولیه ضروری دولتی

4-     فسخ غیر هوشمندانه توزیع مواد کوپونی کارکنان دولتی

5-     بلند بردن ظالمانه تعرفه های گمرکی

6-     بلند رفتن قیم مواد اولیه خوراکی و استهلاکیه ضروری

7-     تبدیل شدن رشوتخواری، فساد مالی و اداری به یک فرهنگ مفتضحانه روزمره در تمامی ارگان های ثلاثه دولتی

8-     نهادینه ساختن قانون شکنی و نیپوتیزم سیاسی در ادارات دولتی

9-     غصب بدون وقفه املاک دولتی

10-  اختلاس استمراری دارایی های ملی

11-   تاراج و غارت ذخایر مواد قیمی معدنی

12-  افزایش تولید تریاک و ترافیک مواد افیونی و هیروئینی

13-  گسترش قتل های ناموسی

14-  افزایش بی عدالتی و خشونت بشری

15-  سرقت های مسلحانه و سازمان یافته سراسری

16-  افزایش و نهادینه ساختن آدم ربایی، اختطاف و اخاذی

17-  فرار اجباری (صدها) هزار شهروندان تحصیل یافته افغانستان از فرط گرسنگی و بیکاری بی سابقه تاریخی

18-   بلند رفتن گراف خودسوزی و خودکشی

19-  تبدیل شدن افغانستان به یک کشور کاملاً وابسته و استهلاکی

20-  عدم تضمین مصونیت فردی نسبت ضعف مدیریتی نهادهای مسؤول دولتی

در زمان حکومت های تحت حمایت امریکا و کشورهای غربی فقط یک آزادی نسبی قلابی و آزادی مطبوعات برای افغان های بیکار، گرسنه، بی خانه و ناامید از آینده داده شده است.

 

 


مقاله های سیاسی

چند نکته که اشرف غنی و عبدالله عبدالله به آن توجه کند

2017-Mar-28 ||  احمد سعیدی

زمامداران حکومت وحدت ملی! آیاشما می دانید که در حال حاضر کشور عزیز ما افغانستان به مصیبت های گوناگون و خطرناك مواجه است و بحران در تمام ابعاد حیات سیاسی، اقتصادی، امنیتی و اجتماعی، فرهنگی جامعه و کشور ما سایه گسترده است که با اشارۀ مختصر روی عوامل بحران به راه های نجات نیز اشاره صورت می گیرد. الف: بحران امنیتی نابسامانی ها در کشور چه در داخل اداره بي كفايت و چه بیرون در عرصه های اقتصاد و بازسازی همه از آن متأثر است. این بحران عوامل گوناگون دارد که گوشۀ از آن را یادآور می شوم:  عوامل رشد نا امنی سیاست های مشکوک و مرموز قوای خارجی درجهت مبارزه با داعش القاعده وطالبان؛ عدم اخلاص و وطن دوستي مسؤولان امور داخلي. عدم فشار لازم روشن وکافی از طرف کشور های جهان به خصوص ایالات متحده امریکا وانگلیس علیه کشور پاکستان که مادر ومهماندار تروریسم است. حمايت وسیع لوژستيكي و م...

اسپینوزا، وحی و متن مقدس

2017-Mar-28 ||  سروش دباغ

باروخ اسپینوزا، فیلسوف مشهورهلندیِ قرن هفدهمیِ عقل گرایی بود که با ثنویت دکارتی بر سر مهر نبود. به نزد وی، قوانین حاکم بر بدن و ذهن و ضمیر انسان، از سنخ قوانین حاکم بر طبیعت است و از این حیث تفاوت مهم و سرنوشت سازی میانِ انسان و طبیعت نمی توان و نباید سراغ گرفت. به همین سبب، اسپینوزا، دو گانه انگاریِ دکارتی را فرو نهاد و یگانه انگاری و طبیعت گرایی را برگرفت و نگرش فلسفیِ خود را حول آن سامان بخشید. در عین حال، وی برای برساختن نظام فلسفیِ خود در اثر ماندگار اخلاق، از «اصل جهت کافی» نیز مدد گرفت. افزون بر این، باروخ جوان که پس از تکفیر و طرد شدن  از جامعۀ یهودیِ آمستردام در سن بیست و چهار سالگی، نام بندیکت را برای خویش اختیار کرده بود، قائل به ساحت قدسیِ هستی بود؛ هر چند با ثنویت وجودشناختی افلاطونی بر سر مهر نبود و قائل به تفکیک و تمییز میانِ جهان پیرامون و ساحتی ...

من تفاوت فاحشی میان طالبان القاعده و داعش نمی‌بینم

2017-Mar-28 ||  هوشمند فرارودی

 گروه های طالب، القاعده و داعش ماهیت، رویکرد، قرائت و کارکرد یکسانی دارند. شاید ابزار و روش های شان یکسان نباشد؛ اما چی فرق می‌کند، وقتی نتیجه کار همة شان به کشتار انسان ها ختم می‌شود. سرانجام هر کدام، جان انسان های بیگناه و مخالف اندیشه خویش را می گیرد؛ حالا یکی با شمشیر و دیگری با انتحار و بمب گذاری ...! وقتی جان و آبروی انسانی به ناحق گرفته می‌شود، به شمشیر و بمب ندارد، بد و بدتر ندارد، خوب و بد ندارد؛ گویا یکی شدیدتر و دیگری نرمتر! این همسویی محض با این گروه‌ها زشت و تهوع آور است. دستان طالبان مزدور و سفاک به هیچ صورتی، پاک‎تر و کم لکه تر از دستان داعشیان و همدستان شان در افغانستان و گوشه های مختلف دنیا نیست. مگر طالبان انسان ها را یکجا آتش نزدند؟ مگر نسل کشی نکردند؟ دختران بیگناه را به کنیزی نگرفتند و فرار ندادند؟ آثار تاریخی و تمدنی را از بین نبردند....

چرا دینی که نامش اسلام و پیامش صلح است، وسیله‌ی وحشت و خشونت شده است؟

2017-Mar-28 ||  احمد سعیدی

افغانستان به خانه‌یی شباهت دارد که اعضای آن پیوسته با هم در جنگ وستیز اند.خانه مشترک است، اما زنده‌گی مشترک نیست. در چنین وضعیت ایجاب می‌کند تا همه اعضای خانه به آشتی، صلح و زنده‌گی مسالمت آمیز بیندیشند ، اما متأسفانه عده‌یی از هموطنان ما تمام نیرو وتوان خودرا صرف آبیاری ریشه های درخت تعصبات قومی، زباني و قبیلوی  مي‎كنند. علاوه از خشونت پرستان طالب و داعش، نویسندگان وقلم به دستان و دايركتران بعضي از رسانه ها مانند این و آن متأسفانه مرتکب همین گناه می گردند حتا قشری بنام روشنفکرنیز آگاهانه تمام استعداد و توانایی خود را به پاس ادای مسؤولیت درراه تنومند ساختن ریشه های درخت نفاق وبحران صرف می‌کنند که گاهی انسان با دریغ و تأثر حیف می‌خورد و ندای ضمیرش چنین است. ای کاش این کتله هم بیسواد می‌بودند، تا نفاق وبد بختی را به گستره و پهنایی جهان دامن نمی&z...

افغان سوله د روسیي او امریکي دتقابل په محراق کې

2017-Mar-28 ||  محمد انور ولید

په تېروڅلورولسیزوکې افغانستان دوه ځلې د شرقي اوغربي زبرځواکونو، اویوځل د نوزاد پاکستان ترپوځي یرغل لاندې راغۍ چې پخوانی شوروي اتحاد په کې د خپل وجود اعضاء له لاسه ورکړل اوپه پنځلسو ټوټوسره ووېشل شو. د چرنوبل اتومي بټۍ یې د چلېنجرپه ټس کې له لاسه ورکړه ، د مارکسېزم (۸۰) کلنه پوچه مفکوروي سفسطه په ټوله نړۍ کې هسې خوشې په نړۍ کې افسانه اودهوا پوقاڼه شوه. له لېنېنېستي خیالي کارګري جنت څخه د تل له پاره د پخواني شوروي اتحاد وروستي واکمن ( ګورباچوف ) داسې پرده پورته کړه چې دغم په میراث یې دفدرالي روسیې اوسنی واکمن پوتین ورناست دئ. خو روس اوس هم غواړي چې یوځل بیا په افغانستان کې د ناټو په وړاندې د طالب په کارولو سره ودرېږي اوناټو ته په افغانستان کې د خپل سیمه ئیزنوي ائتلاف پرمټ نا ممکنه ماتې ورکړي او خپل غچ واخلي.    خواوس امریکې په ډېره بې پروائۍ سره دې هیواد پښه اوږده کړ...

تحولات جدید در منطقه درحال شکل گیری است

2017-Mar-28 ||  مهرالدین مشید

در این روزها تحولات جدیدی در منطقه در حال شکل گیری است. از به راه افتادن یک سلسله تلاش های جدید سیاسی و رفت و برگشت ها از مسکو و لندن پس از نشست های چهارگانه  در مسکو پس از  نشست طالبان با مقام های چینایی پیدا است که در منطقه تحرکات تازه و در ضمن خیلی سریع در حال وقوع است و در یک نگاه گفته می توان که دیپلوماسی جدید که در سطح کشور های منطقه ایجاد شده است، نشان دهندۀ یک تحول تازه بوده و به تعبیری تز ها و انتی تز های رخداد های کنونی طوری آبستن شده اند که در حال تولد یک سنتز تازه اند. هرگاه بد بینی ها را کنار گذاشت و با نظر خوش بینانه به تلاش های تازۀ سیاسی نگاه کرد، در این صورت یک تحول تازه را می توان پیشبین شد که از آن می توان به عنوان چراغ سبز به پیشواز حوادث یاد آور شد و آن را فال نیک گرفت. هرچند این گونه تلاش ها در گذشته هم انجام شده و اما بنا بر بدعهدی پاکستان و بازی  ه...

مسیر رفتن به سوی خودکفایی کشور را باید مصرانه دنبال نماییم!

2017-Mar-26 ||  عبدالرازق وطنپال فروتن

پاکستان تقریباً یک ماه پیش  گذرگاه تورخم را بسته بود پس از دیدن ضربات شدید اقتصادی که برپیکر اش از نظر صادرات به افَغانستان وارد گردید، دروازه تورخم را با افغانستان باز کرد واین مصادف به اولین روز بهار سال ۱۳۹۶خورشیدی درکشور بود که می شود آغاز سال خورشیدی را سال خوش بختی برای کشور نسبت به دشمنان کشور تلقی کرد.به هر صورت در اینجا نگارنده این سطور می‌خواهد تمرکز بحث خود را بر دوموضوع تمرکز دهد. نخست این که پاکستان درمدت بیشتر از سه دهه چگونه برناخن‌های افگار ما فشرده اند وهم چنان رفتن به سوی خود کفایی کشور راتاجایی مورد مداقه وبررسی قرار دهیم. کشور همسایه جنوبی و شرقی ما پاکستان دربیشتر ازسه  دهه مبادرت به کارهای زده است که همواره برخلاف حسن همجواری میان ما وپاکستانَ بوده است. دراین میان کشور پاکستان به نحوی از انحا همواره خواسته حکومت کابل را وادار به پذی...

چگونه در افغانستان پیروز شویم؟

2017-Mar-26 ||  دانا روراباکر، رییس کمیت

ایالات متحده باید رویکردش را در افغانستان تغییر دهد ایالات متحده، با گذشت پانزده سال، از دست دادن جان هزاران نفر و مصرف ده ها میلیارد دالر در به دست آوردن بسیاری از اهداف کلیدی ماموریت خود در افغانستان شکست خورده است. پس حالا باید چه کار کرد؟ چون در صورت رویکرد فعلی ایالات متحده، اگر اجازه به ادامه یافتن بیابد، آینده پر هرج و مرج برای افغانستان و دروازه باز برای اسلامگرایان تندرو در آسیای مرکزی تضمین خواهد شد. ادامه چنین حالاتی در منطقه یک شکست استراتیژیک عمده را برای ایالات متحده و منطقه خبر می‌دهد. اسلامگرایان در نهایت به دنبال به دست گرفتن کنترول در افغانستان و پاکستان و سپس گسترش حضورشان به آسیای مرکزی هستند. شکست در افغانستان بدان معناست که ما ممکن با یک جنگ دیگری در سطح جهان روبرو شویم. به ویژه وقتی ترکیه در حالی تبدیل شدن به یک لجنزار دولت اسلامی داعش ...

Previous   ||   Next