سرمقاله

مسؤولیت بزرگ خطیبان مساجد هنگام ادای نماز عید

2017-Jun-24  || 

ماه مبارک رمضان يا ماه مهماني خداوند«ج» پايان مي يابد و احتمالاً فردا يکشنبه عيد باشد. ماه رمضان امسال از خونين ترين ماه ها بود که تروريستان با راه اندازي حملات انتحاري و انفجار، جان تعداد زيادي از مسلمانان روزه دار را گرفتند. پاکستان و عربستان دو کشوري است که از طالبان حمايت مي کنند، ايران هم متهم به همکاري با طالبان شده است. همکاري ترکيه با داعش نيز زبان زد عام و خاص بوده و قطر رسماً از سوي برخي از کشورها، حامي تروريستان اعلام گرديده است. برخي از رهبران کشورهاي اسلامي براي منافع شخصي شان دست به هر نوع جنايت مي زنند. بيشتر کشورهاي اسلامي در مخاصمت و دشمني بسر مي برند و يکديگر شان را به ارتکاب انواع جنايات متهم مي کنند. با اين وضعيت، مسلمانان به حالت بسيار زار و اسفبار قرار دارند و خون شان بي ارزش و بي اهميت شده است. وضعيت مردم مسلمان افغانستان نسبت به همه، بدتر گزارش مي شود. اين همه ظلم و ناروا از سوي برخي از همين کشورهاي اسلامي و با حمايت شان از تروريستان بر ما اعمال مي شود. طالبان وداعش با قتل و کشتار مردم بيگناه و ارتکاب جنايات غير انساني، وظيفه دارند تا دين خدا را چنان زشت نشان بدهند که همه از آن گريزان شوند. حال از ترس حملات انتحاري نه بيمارستان مصون است ونه مساجد. امروز مسلمانان، عبادت خدا را در مساجد با ترس و هراس انجام مي دهند و هر لحظه فکر مي کنند که ممکن است انفجاري صورت گيرد و يا تروريستي وارد مسجد شو


غنی می خواهد با زور حکومت کند!

حضور ستون پنجم در درون شورای ملی!

نیروهای امنیتی کشور نیاز به حمایت و همکاری دارند!

شیعه و سنی باهم برادر اند!



3
H: 3°
L: -2°
Kabul
Saturday, 14 January
See 7-Day Forecast
Sun Mon Tue Wed Thu Fri
           
-9° -9° -11° -11° -12° -9°

SUBSCRIBE TO RSS

جانبازی های مردم افغانستان و شکست قدرت های بزرگ

به شهادت اوراق تاریخ آخرین قطعه قوای نظامی اتحاد شوروی  وقت تحت قیادت دگرجنرال گروموف به تاریخ 15 ماه فبروری سال 1989 میلادی از طریق پل حیرتان خاک افغانستان را ترک کردند. بعد از خروج عساکر شوروی از افغانستان و سقوط حکومت داکتر نجیب الله با تأسف فراوان که: جنگ، خون‌ریزی و برادرکشی در کشور ما خاتمه نیافت، بل رهبران و فرماندهان تنظیم های هفتگانه حنفی تحت حمایه جنرال های پاکستانی و تنظیم های هشتگانه شیعی مورد پشتیبانی آخندهای ایرانی که به شدت درگیر رقابت های تنظیمی، تضادهای قومی، مخالفت های مذهبی، برتری طلبی قدرت نظامی و سخت تشنه قدرت سیاسی در افغانستان جنگ زده بودند، بدبختانه هیچ یکی از آن تنظیم ها نتوانستند تا شالودة یک نظام با ثبات سیاسی و یک رژیم مبتنی بر حاکمیت قانونی، عدالت خداوندی(ج) و مساوات اجتماعی را که طرف قبول اکثریت قاطبه ملت ستم دیده و مورد تأیید جامعه بین المللی می بود، بنیان گذاری و هسته گذاری نمایند.

اگر حقیقت را پنهان نکنیم: هیچ یک از سردمداران و اربابان تنظیم های پانزده گانه جهادی هیچگونه برنامه مطروحه سیاسی برای حکومت سازی و هیچ نوع پلان و پروژه اقتصادی، رفاه اجتماعی، پروتکسیونیزم و توسعه ملی برای بازسازی و نوسازی کشور ویران شده شان نداشتند که عرضه، ارائه و پیاده می نمودند؟ جز برنامه های مذمومه و آجنداهای منحوسه قدرت نمایی، سلطه جویی، زورگویی جناحی، راکت پراگنی، غصب خانه های شخصی، تاراج دارایی های ملی، عمارات و اموال دولتی به عنوان غنایم جنگی.

ناگفته نباید گذاشت که: ثمرة جنگ های میان تنظیمی استمراری نه تنها چپاول کردن و غارت نمودن کلیه زیربناهای اقتصادی منجمله فابریکه جنگلک، فابریکه نساجی بگرامی، مطبعه دولتی، آرشیف ملی، موزیم ملی، ارگ ریاست جمهوری، دیپوهای سلاح ترمیم خانه مرکزی پلچرخی، مواد بیزهای وزارت دفاع ملی، وزارت داخله و امنیت ملی واقع خیرخانه می باشد. بل عمارات تاریخی قصر دارالامان و قصر چهلستون کابل بود که با زحمات فراوان فزیکی و به کمک های مالی و مساعی جمیله جامعه بین‎المللی ایجاد و اعمار شده بودند.

یکی از خاطرات نهایت دردناک و فوق العاده المناک جنگ های جنون آمیز میان تنظیمی به خاک و خون کشیدن و شهادت حدود 65 هزار شهروند بی دفاع، گرسنه و مظلوم شهرکابل بود که به مثابه لکة سیاه و ننگین درج اوراق تاریخ افغانستان شده است.

یکی دیگر از میراث ها و بدعت های شوم جنگ های خانمانسوز میان تنظیمی که جنگ سالاران همین تنظیم های سابقه که برای ملت افغانستان به ارمغان و به ودیعه گذاشته بودند همانا ترویج، قایم کردن و نهادینه ساختن حکومت های ملوک الطوایفی، تئوکراسی، الیگارشی، انارشی، تیرانی و توتالیتاریستی در افغانستان بود که روند ناخوش آیند این ودیعه مذمومه تا اکنون ادامه دارد. یکی از میراث های شرمناک و خیانت های فراموش ناشدنی دیگر جنگ های شوم میان تنظیمی همانا اضمحلال و انحلال ظالمانه کلی اردوی نیرومند، مجهز و جنگ دیده و پولیس مجرب، مسلکی و آزموده ملی افغانستان بود که حکمرانان نظامی کشور پاکستان و آخندها، ملاها و آیت‌الله های مذهبی جمهوری ایران از خوف، ارعاب و بیم صدها هواپیماهای بمب افگن نوع میک (27) و طیاره سو (24) هزارها تانک های غول پیکر مدل T-72، راکت های مخرب تیپ، سکارد، اوراگان، لونا، پیچوره و... شب و روز خواب آرام نداشتند.

اما متأسفانه برعکس امروز سردمداران خشکه مغرور و اربابان بی غم باش حکومت تحمیلی وحدت ملی از ترس و بیم راکت های مخرب قاره پیماهای ایران و راکت های قاره پیماهای اردوی پاکستان که قابلیت حمل سرگلوله‎ها و کلاهک های اتومی را دارند خواب آرام ندارند.

به هر حال تهاجم قوای نظامی شوروی به تاریخ 27 ماه دسمبر سال 1979 میلادی به سرزمین سلحشوران، قهرمانان و عقابان افغانستان به بهای فوق العاده سنگین برای شوروی ها تمام شد. چنانچه در حدود 14 هزار عسکر و افسر شان کشته و بیش از 38 هزار عسکر آن ها مجروح گردید.

به تفسیر دیگر لشکرکشی شوروی به افغانستان یکی از عوامل اصلی و علل اساسی زوال امپراطوری با قدرت شوروی، انقراض نظام کمونیستی، انحطاط و فروپاشی پیمان نظامی وارسا، فروریختن دیوار افسانوی برلین و تجزیه شوروی به 15 جمهوریت مستقل بود.

از یک واقعیت دیگر عینی نباید انکار کرد و آن این که: خروج عساکر اتحاد شوروی از سرزمین قهرمان خیز و شهید پرور افغانستان به مثابه یک پیروزی و موفقیت خیلی ها عظیم در مقیاس جهانی، یک افتخار نهایت بی نظیر تاریخی و یک خاطره فوق‎العاده تابناک و فراموش ناشدنی برای ملت با غیرت، بادیانت و با شهامت افغانستان درج اوراق و صفحات زرین تاریخ جهان گردیده است.

این حقیقت را نمی توان کتمان کرد و آن این که: سردمداران تنظیم های جنگ سالار سنی و شیعی بعد از  اسقاط حکومت داکتر نجیب‎الله جهت رسیدن بر اریکه قدرت سیاسی افغانستان با راه اندازی جنگ های میان تنظیمی چنان سیلاب خون را در کوچه ها و جویچه های شهر کابل جاری ساختند که وجدان بیدار، حوادث مرگبار و جنایات فاجعه بار دهه 90 میلادی را نمی توان از افکار عامه ملی و بین المللی مستور و پنهان نمود؛ زیرا کلیه جنایات بشری، تخریب بناها و عمارات تاریخی کشور افغانستان به وسیله جنگ سالاران فاقد وجدان و فاقد نور ایمان تنظیم های سنی و شیعی که از طرف دولت های آزمند پاکستان و ایران تحریک می شدند، به مثابه یک لکه سیاه بدنامی ثبت  اوراق تاریخ معاصر افغانستان و جهان شده است. در حالی که تاریخ را نمی توان به زعم و رغم این سردمدار و آن زمامدار تحریف و تعدیل کرد.

اگرچه 28 سال از خروج قشون سرخ اتحاد شوروی از خاک افغانستان سپری می شود، اما به اثر مداخلات استمراری کشورهای پاکستان، ایران و لشکرکشی امریکا در سال 2001 میلادی و اسقاط حاکمیت امارت طالبان تا هنوز هم جنگ، درگیری ها و خون ریزی های استمراری در افغانستان خاتمه نیافته، بل مضاعف هم گردیده است.

ناگفته نباید گذاشت که نیروهای نظامی و عساکر شوروی با ایدئولوژی کمونیستی وارد سرزمین افغانستان شده بودند، اما قوای نظامی کشورهای امپریالیستی و استعماری غربی عضو پیمان اتلانتیک شمالی (ناتو) با اندیشه استعماری، با مفکوره های فرهنگ لجام گسیخته غربی و با روحیه باداری، با عقیده منحط اسلام ستیزی با پلان های شوم سلطه جویی و آجنداهای مخفی درازمدت استراتیژیکی‌شان ملت، دولت بی کفایت و مملکت افغانستان را به شکل گروگان در اختیار و قبضه خود در آورده اند. شبکه‌های اجنتوری مخوف (C.I.A) و (N.S.A) امریکا، (M.I-6)، (G-C-H-2) و (S.A.S) کشور بریتانیا (B.N.D) آلمان روحیه وحدت و همبستگی ملی، اندیشه میهن دوستی، رسوم و عنعنات پسندیده افغانی و شعائر و اعتقادات والای اسلامی مردم خدا محور، متدین، عدالت شعار و همچنان محبت و دوستی بین الاقوامی، افغان ها را از ریشه منقطع کردند و تفرقه بین الاقوامی، لسانی، مذهبی و سمتی را در سرتاسر مملکت به شدت دامن زدند، عمیق و گسترده ساختند.

ملت تحت ستم و به گروگان گرفته شده افغانستان این واقعیت المناک و این حقیقت دردناک را پذیرا شود که: لشکرکشی های استمراری کشورهای امپریالیستی و استعماری اعضای ناتو تحت قیادت امریکا و مداخلات صریح و بدون وقفه کشورهای پاکستان و ایران سرزمین و جغرافیای فزیکی افغانستان را به محور داغ درگیری های نظامی استمراری قدرت های نیرومند و بزرگ جهانی و به بستر ایده‌آل بازی های خطرناک سیاسی منطقوی مبدل ساخته اند. چنانچه در موازات آن بر سرنوشت گرسنه ملت و بر سر مقدرات آینده مملکت جنگ زده افغانستان سردمداران، اربابان دو تیم حاکم که از حمایت کشورهای امپریالیستی غربی خاصتاً امریکا و اتحادیه اروپا بهره‌مند هستند با زد و بندهای مخفی، قمارهای انتفاعی و شطرنج های سیاسی می زنند و این که در نتیجه این زد و بندهای سیاسی انتفاعی بین کشور امپریالیستی امریکا از یک طرف و میان اشرف غنی و سرمداران تنظیم های اسلامی افغانستان از جانب دیگر که خود ها را باداران ملت افغانستان و مالک مملکت شان، با بصیرت غیر عقلانی با غرور مالخولیایی و رویاهای اتوپیایی شان کشور افغانستان را به طرف یک جنگ داخلی و روی کار آمدن نظام های ملوک الطوایفی و به صوب آینده غبارآلود و ظلمانی سیاسی سوق می دهند و مضاف بر آن مسؤولیت های آینده عواقب ناگوار و پیامدهای ناهنجار آن را کی ها، کدام مقام ها، کدام مهره های سوخته تنظیم های جنگ سالار و کدام حلقات و چهره تبعید شده غرب سالار بر دوش می گیرند موضوعیست که داوری آن امر بسیار محال و پیشبینی آن یک استحاله و یک مستحیل عقلی می باشد.

فشرده پیامدهای لشکرکشی های شوروی و امریکا در افغانستان!

اول- لشکر کشی نظامی شوروی

1-     مساعد ساختن زمینه های کار و استخدام ملی

2-     تهیه کردن اسکان برای کارکنان دولتی

3-     تطبیق پالیسی بهیخواهانه دولتی مواد اولیه ضروری

4-     توزیع مواد کوپونی (آرد، روغن، بوره، چای و صابون) به صورت رایگان برای تمام کارکنان دولتی ملکی و نظامی

5-     پائین نگهداشتن قیم مواد استهلاکی ضروری به منظور ارتقای سطح رفاه عمومی

6-     اعزام سالانه (ده ها) هزار شهروند ذکور و اناث افغان جهت فرا گرفتن تحصیلات عالی به کشورهای متحابه خارجی

7-     اعمار و احداث (فابریکات صنعتی تولیدی، پولی تخنیکم ها، شفاخانه ها و مکروریان ها)

8-     حفظ تعادل و توازن در عرصه تجارت خارجی

9-     تجهیز و تسلیح قوای مسلح ملی با مدرن ترین و مؤثرترین سلاح های متعارفی

10-  حفظ قیمت پول افغانی در مقابل اسعار خارجی

11- روان کردن پدیده های رشوتخواری، فساد مالی و اداری، غصب املاک دولتی و اختلاس اموال ملی به زباله دانی تاریخ به صورت دایمی در زمان حکومت های تحت حمایت دولت اتحاد شوروی آزادی های فردی و فعالیت های سیاسی مردم افغانستان سلب شده بود.

دوم- لشکرکشی نظامی امریکا

1-     افزایش نرخ بی سابقه بیکاری

2-     کاهش فوق العاده استخدام ملی در ارگان های دولتی

3-     از بین بردن پالیسی سبسایدی مواد اولیه ضروری دولتی

4-     فسخ غیر هوشمندانه توزیع مواد کوپونی کارکنان دولتی

5-     بلند بردن ظالمانه تعرفه های گمرکی

6-     بلند رفتن قیم مواد اولیه خوراکی و استهلاکیه ضروری

7-     تبدیل شدن رشوتخواری، فساد مالی و اداری به یک فرهنگ مفتضحانه روزمره در تمامی ارگان های ثلاثه دولتی

8-     نهادینه ساختن قانون شکنی و نیپوتیزم سیاسی در ادارات دولتی

9-     غصب بدون وقفه املاک دولتی

10-  اختلاس استمراری دارایی های ملی

11-   تاراج و غارت ذخایر مواد قیمی معدنی

12-  افزایش تولید تریاک و ترافیک مواد افیونی و هیروئینی

13-  گسترش قتل های ناموسی

14-  افزایش بی عدالتی و خشونت بشری

15-  سرقت های مسلحانه و سازمان یافته سراسری

16-  افزایش و نهادینه ساختن آدم ربایی، اختطاف و اخاذی

17-  فرار اجباری (صدها) هزار شهروندان تحصیل یافته افغانستان از فرط گرسنگی و بیکاری بی سابقه تاریخی

18-   بلند رفتن گراف خودسوزی و خودکشی

19-  تبدیل شدن افغانستان به یک کشور کاملاً وابسته و استهلاکی

20-  عدم تضمین مصونیت فردی نسبت ضعف مدیریتی نهادهای مسؤول دولتی

در زمان حکومت های تحت حمایت امریکا و کشورهای غربی فقط یک آزادی نسبی قلابی و آزادی مطبوعات برای افغان های بیکار، گرسنه، بی خانه و ناامید از آینده داده شده است.

 

 


مقاله های سیاسی

جنبش رستا خیز تغییر در نیمه راه

2017-Jun-24 ||  احمد سعیدی

نه تنها من بل تعداد زيادي از روشنفکران سياسي در گوشه و کنار اين جهان پهناور بر جنبش نافرماني مدني ماهاتما گاندي و مارتين لوتر گينگ با شيوه مبارزه مسالمت آميز آنان تأکيد  دارند. از سوي ديگر باور بايد داشت که مبارزات مسالمت آميز، ظرفيت بسيج بزرگ ملي و مردمي را مي‎خواهد با دست تهي و چند سر و سر بند با يک احساسات فراگير نمي‌توان اهداف بزرگ را بدست آورد. اين امر نه فقط در مورد مبارزات و حرکت هاي سياسي و اجتماعي مسالمت آميز، بلکه در مورد ديگر اشکال مبارزاتي، از جمله مبارزات قهر آميز و مسلحانه نيز صدق مي‎کند . حتا کساني چون ارنستو چه‌گوارا، دوست نزديک فيدل کاسترو که از مبارزه مسلحانه عليه رژيم هاي ديکتاتوري و استبدادي طرفداري مي کرد، اما شخص چه‌گوارا هرگز  معتقد به درستي مبارزه مسلحانه در هر شرايطي نبود و مبارزات مسلحانه را، تحت عنوان "زمينه هاي مطلوب و ...

چین در بازی آشتی بین افغانستان و پاکستان

2017-Jun-21 ||  احمد سعیدی

ملاقات رييس جمهور غني با رييس جمهور چين و نخست وزير پاکستان در حاشيه نشست شانگهاي اميدواري‌هايي را به وجود آورده که به زودي وزير خارجه چين به افغانستان سفر مي‌نمايد و روي تحکيم روابط بين افغانستان و پاکستان گام هاي برداشته خواهد شد من از رقابت ها و زور آزمايي ها چين و امريکا در منطقه معلومات کافي دارم در حالي که سفر وزير خارجه چين به افغانستان را به فال نيک مي‌گيرم، اما باور ندارم امريکا بگذارد تا چين در سرنوشت افغانستان تأثير گذار شود مي‌خواهم جهت ادعاي خويش نظريات خود را با شما شريک سازم. بدون ترديد در حال حاضر چين بزرگترين رقيب امريکا در منطقه به حساب مي‌آيد. رشد سريع اقتصادي چين ضرورت رو به تزايد به منابع انرژي و افزايش ساليانه بودجه نظامي در شرايط موجود کشور، چين را به يک هيولاي غير قابل کنترول براي امريکا تبديل کرده است. در حال حاضر چين با دو مشکل ...

ارزیابی مختصر از فرمانروایی اشرف غنی و عبدالله عبدالله

2017-Jun-21 ||  میر نجیب الله شمس

دوره رياست جمهوري و حکمروايي قبيله گراي غير قانوني اشرف غني که هيچگونه دست آورد و موفقيت در عرصه هاي مختلفه داخلي و خارجي نداشت، ا ما به قدر کافي و بي سابقه با تشنج هاي سياسي، با چالش هاي امنيتي، با درگيري ها، انفجارها و خون‌ريزي هاي استمراري، ناهنجاري هاي اجتماعي و اقتصادي، فساد و اختلاس هاي عميق مالي، قانون شکني ها در رده هاي بالايي دستگاه هاي بي بند و بار دولتي و با حاتم بخشي هاي غير قانوني فروش املاک ملي به بيع کاه ماش و کاه گندم از طرف اشرف غني و با اعمال خشونت ها و انارشي فزاينده همراه بود. موازي به آن آهنگ رشد اقتصاد ملي نسبت تأثيرات منفي ميکانيزم بي بندو بار بازار آزاد روند و سير فوق‌العاده بطي داشت، درآمد سرانه ملي طوري که خيالبافان، تيوري‌سنان، هذيان گويان و سردمداران فاقد اهليت و بي کفايت سکتور اقتصاد حکومت ساخت جان کري مدعي آن اند هيچگونه رشد متو...

کاش خرگوشی می بودید!

2017-Jun-21 ||  پرتو نادری

گفتند که توره بوره، به دست داعش افتاده است. گفتند داعش در فيروزکوه ولايت غور پايگاه ساخته، کودکان و نوجوانان را آموزشهاي جنگي مي دهد. مردمان  نگران شدند؛ اما در ارگ آب از آب تکان نخورد، براي آن که ارگ از فراز شاخه هاي بلند سپيدار، دوربين جهان بين خود را به سوي وزارتخانههاي امريکا انداخته و مي بيند که هنوز « خالة همه بمب هاي جهان» و « عمة همه بمب هاي جهان»  جامههاي رنگ رنگ پوشيده و بي قرار اند که چه زماني سفرآنان به سوي افغانستان آغاز مي شود. بمب هاهم حق شهروندي دارند، حق ازدواج دارند، حق آن را دارند تا استعداد و تواناييهاي شان را نشان دهند. آنان حق دارند تا نيمة گم شده اي خود را در هرگوشة جهان که باشد، جستجو کنند.  آنان نيز دل دارند و در دل هاي شان از دوري ياران گم شدة شان صد جهنم سوزان دارند. نگران نباشيد، خاله و عمة همه بمب هاي جهان  هواي سفردارند، ...

داعـش در حـالـت زایـش

2017-Jun-20 ||  احمد سعیدی

به نقل از رسانه هاي صوتي و تصويري، گروه داعش چند روز پيش بعد از جنگ با گروه طالبان وارد دره هايى در دامنة سفيد کوه درمربوطات ولسوالى پچيرواگام ولايت ننگرهار يعني مناطق توره بوره شده بودند که با شنيدن برنامه عمليات نظامي نيروهاي افغان آرام آرام ساحه را براي نظاميان افغان خالي کردند. ازاين که سفيد کوه دره هاى خيلى قشنگ وسرسبز دارد، مجاهدين در دوران جهاد  در دامنة اين کوه ها يک مرکزمستحکم را براى سازماندهى عمليات ضد قواى شوروى و حکومت وقت افغانستان ايجاد کرده بودند. در اين مناطق سموچ هايي که مجاهدين در همان زمان ساخته اند تأثيرات بمباران هوايي در آن مناطق بسيار کم و ناچيز است.  از سوي ديگر، اين محل ازلحاظ موقعيت استراتيژيک وجغرافيايى براى ايجاد همچومرکز خيلي مناسب است. در آن وقت مجاهدين تحت رهبري مولوى محمديونس خالص همين منطقه را به حيث قرارگاه شان انتخاب ک...

دامن زدن به تعصبات، ضررش کمتر از انتحار نیست

2017-Jun-18 ||  احمد سعیدی

متأسفانه از چندي به اين سو بعضي از صفحات اجتماعي به خصوص فيسبوک به جاي افهام و  تفهيم بين يکديگر، به کانوني از جهل، تهمت و دامن زدن به تعصبات قومي و زباني تبديل شده است. ترديدي وجود ندارد که تعصبات قومي و زباني را تنها و تنها انسان هاي جاهل و نا عاقبت انديش دامن مي‌زنند، نه انسان هاي عاقل، گرچه من مي دانم انسان ها در حيات خود به دو گروه تقسيم شده اند: 1. آن هايي که هر نوع ظلم، بي عدالتي و استبداد را قبول مي کنند. 2. آن هايي که همت مي کنند و آواز بلند مي کنند براي اصلاح، بهبود و عدالت خواهي.  چنانچه شما مي دانيد بعضي از خصلت ها عامل مهمي در خارج شدن انسان از اعتدال شخصيتي است. اين خصلت ها افزون بر آن كه در منش و رفتار آدمي تأثير مي گذارد، در بينش و نگرش وي نيز آثار مخرب و زيانباري بر جاي مي نهد به گونه اي كه شخصيت آدمي از سلامت و كمال فطري دور مي شود و در سراشيب سقوط و...

چین می خواهد تا در روابط پر تنش میان کابل - اسلام آباد میانجی شود

2017-Jun-18 || 

میانجگیری چین ، یک حرکت مصلحت اندیش یا یک ترفند دیگر از پاکستان ! ؟  با در نظر داشت رابطه راهبردي  و سنتي که چين با پاکستان دارد مي توان انتظار داشت که چين يک ميانجي خوب براي حل رابطه پرتنش ميان کابل  واسلام آباد باشد در حالي که بيجنگ در گذشته حامي سياست هاي اسلام آباد  در صحنه جهاني بوده  واز بسا عملکرد و خطا هاي پاکستان چشم پوشي  نموده است. اخباري وجود دارد که به تعقيب ملاقات رييس جمهور غني با رييس جمهور مردم چين و نخست وزير پاکستان، روابط ميان کابل و اسلام آباد درآستانه يک تحول قرار گرفته وبازهم تلاش هاي ديپلوماتيک در حل معضل افغانستان وحل کشيده گي هاي سياسي ميان افغانستان  واسلام آباد بالا گرفته است. آگاهان امور به اين باور اند که اين يک فرصت ديگر براي افغانستان باشد تا پاکستان را بيشتر منزوي سازد؛ زيرا در اين جاي شک نيست که پاکستان فقط در ف...

درين چند سال اخير وضع جهان بحراني شده، بعد از سقوط اتحاد شوروي و برهم خوردن نظم جهاني که بعد از جنگ جهاني دوم به وجود آمده بود و با وجود به راه افتادن جنگ سرد و انکشاف سلاح هاي ذروي پايدار ماند مگر با تحول جهان از رده اول قدرت به يک اول قدرت و قدرت اول انحصاري امريکا يک بار ديگر جهان به يک بحران جديد رفت، به طوري که وقتي اتحاد شوروي تحت قيادت يلتسين از لحاظ قدرت کمرنگ شد. تجزيه گرديده از آن تعدادي از جمهوريت ها به وجود آمد. اتحاد شوروي که در افغانستان شکست خورده ناکام بيرون شده بود، نتوانست از تعرض اول امريکا بر عراق جلوگيري نمايد مخصوصاً که تعرض دوم امريکا سبب سقوط صدام حسين و از بين رفتن حکومت بعثي در آن کشور گرديد. اين سقوط، اداره را از بين برده و با مداخله ايران، حکومت شيعه جاي حکومت بعث را گرفته موجب جنگ هاي مذهبي گرديد، ديگر اقليم کردستان آهنگ جدايي و آزادي بلند کرده، سني ها حکومت انحصاري شيعيان را قبول ندارند، امريکا همان که بي جا و بي موجب به عراق حمله کرده بود نتوانست نظم با اطمينان را در آن کشور برقرار بسازد پس از آن که اداره کاملاً از بين رفت کشور مذکور را ترک گفته قواي خود را خارج کرد، درين موقع است که دفعتاً داعش مثل سمارق به نام «دولت شام و عراق» سبز کرد. اين دولت تحت رهبري بغدادي که از زمان جنگ افغانستان نام آن بعد از القاعده سر زبان ها افتاده بود به سرعت اراضي بزرگ عراق و سوريه را اشغال کرد، با استفاده از فروش نفت که از طريق ترکيه صورت مي گرفت و کساني که به اين رژيم مي پيوست نيز از طريق ترکيه وارد جنگ در سوريه و عراق مي گرديدند. اين شبه را به وجود آورد که امريکا و ترکيه، عربستان سعودي و قطر از حاميان اين رژيم جديد مي باشند، عربستان براي آن که ايران را تهديد کند تا دست آن از سوريه و يمن و خليج کوتاه شود، بعضي ها تصور کردند که امريکا براي آن که با انتقال اين قدرت جديد به افغانستان و رساندن شان به شمال افغانستان و از اين طريق روسيه را که تحت قيادت پوتين بار ديگر کسب قدرت کرده در جنگ سوريه داخل گرديده رژيم اسد را تقويت کرده نگذاشت که طبق خواست امريکا، ترکيه و ديگر غربي‌ها، اسد از بين برود، از يک طرف رژيم بشارالاسد در سوريه با استقرار قوت هاي هوايي و زميني فدراسيون روسيه و ساختن پايگاه دولت روسي در خاک سوريه به اجازه بشارالاسد ديگر وضع را طوري تغيير داده که هيچ يک از مسايل شرق ميانه ديگر بدون اشتراک فدراسيون روسيه حل شده نمي تواند، وجود پاسداران ايران، حضور قواي بشري نصرالله مليشه هاي لبناني و تحت فشار حکومت ايران اشتراک هزاره هاي افغان که در ايران مهاجر اند در جنگ سوريه معادله جنگ را به نفع بشارالاسد تغيير داده حالا بدون اشتراک امريکا، فدراسيون روسيه و ترکيه و ايران آتش بس را در سوريه به وجود آوردند و فيصله کردند تا به زودي کنفرانسي در آلماتا صورت بگيرد که تمام گروپ هاي سوري توافق کردند در آن اشتراک نمايند، به اين ترتيب امريکا تا هنوز در حاشيه قرار گرفته تا ديده شود که رييس جمهور جديد امريکا با فدراسيون روسيه چگونه روابطي قايم خواهد کرد و اگر اين دو کشور بزرگ با تفاهم يک نظم جديد جهاني را با اشتراک هم به وجود بياورند که اين گونه يک تعامل بدون فراهم ساختن يک بستر اعتماد ممکن نمي باشد ولي وجود رييس جمهور دونالد ترامپ و وزير خارجه آن که با روسيه، شناخت دارند وسيله فراهم شده تا اعتماد متقابل برگردد و اين اعتماد وسيله شود که دو کشور در مسايل سياسي و اقتصادي جهاني و موضوعات منافع و نفوذ سياسي به تفاهم برسند، مي شود در شرق ميانه و آسياي ميانه، در سوريه، عراق، افغانستان و افريقا صلح تأمين گردد. تأمين صلح در اين کشورها از يک طرف از برخورد مدنيت ها جلوگيري کرده، بار ديگر تفاهمي را بين مسلمانان و عيسويان به وجود خواهد آورد و ديگر ضرورت داعش و القاعده خود به خود از بين خواهد رفت چه کشورهاي شرق ميانه و آسياي ميانه اطمينان پيدا مي کنند که ديگر قدرت هاي بزرگ اروپايي و امريکا در امور داخلي شان مداخله منفي نمي کنند و در عوض، با تفاهم براي ترقي و رفاه اين کشورها از طريق بزنس و معامله بالمثل و متقابل مساعدت مي نمايند، در چنين يک حالت است که مردمان اين کشورها ديگر ضرورت به مهاجرت نمي داشته باشند، نياز به مقابله را با اروپايي ها مثل امروز که از طريق ترور و کشتن توسط لاري ها و چاقو صورت مي گيرد احساس نمي نمايند، در غير آن جهان ناامن تر مي شود، بي اعتمادي زيادتر مي گردد، جنگ تمدن ها را که هشنگ امريکايي گفته حتماً تحقق مي يابد، يعني نه ديوارها، مواضع نظامي و سيستم هاي خار دار جلو هجوم مهاجرين را که از جنگ ها از کشورهاي شان مجبور به فرار گرديده اند گرفته نمي تواند نه کشتن و کشته شدن در آب هاي مديترانه. بناءً اگر رييس جمهور جديد امريکا مي خواهد امريکا رااز هر نوع خطر در امان بدارد بايد جنگ ها را از بين ببرد، به جاي تجارت سلاح، بزنس هاي ديگر اموال را وسيع بسازد، نه تنها دروازه هاي امريکا را به رخ مردمان جهان مسدود نسازد، بلکه قلب هاي امريکاييان را به روي مردم جهان باز بگذارد، آن وقت مردمان جهان براي پناه آوردن به کشور شان مهاجر نمي شوند، بلکه براي بزنس و سياحت رفت و آمد خواهند کرد. به هر صورت، جهان بايد بداند که افغان‌ها که در جريان دو جنگ جهاني از جنگ دور مانده حتا يک نفر شان به خارج افغانستان نه پناه مي برد و نه مهاجر مي شد و حتا اگر يک افغان در اروپا يا امريکا وفات مي کرد جنازه اش را به افغانستان انتقال مي دادند و در حضيرة آبايي اش به خاک مي سپردند ولي امروز در اثر جنگ هاي تحميل شده و سرازير شدن سلاح، وطن آبايي شان را ترک و مردن را در ابحار قبول مي نمايند، اين شرايط را همين کشورهاي قوي و پيشرفته به وجود آورده اند ورنه ثبات سياسي که در افغانستان وجود داشت آن را تجاوز شوروي از بين برد، ثبات سياسي که در عراق و سوريه و ليبيا وجود داشت آن را تجاوز امريکا و فرانسه و انگليس از بين برد، قريب بود که ثبات مصر نيز از بين برود ولي نظاميان آن کشور از آن جلوگيري به عمل آوردند. به اين ترتيب ديده شد که مداخلات غربي ها بود که نظام سيکولار را در عراق، سوريه، افغانستان و ايران سقوط دادند و در عوض آن نظام بنيادگراها را مستقر ساختند که امروز در شرق ميانه موجب جنگ هاي مذهبي بين شعيه ها و سني ها گرديده، نمي دانم چطور و به چه وسيله اين فجايع را خاتمه خواهند داد و بار ديگر نظم در کشور هاي مذکور اعاده خواهد شد، البته تا وقتي که بين امريکا و فدراسيون روسيه تضاد وجود داشته باشد در اين کشورها آرامي نمي آيد ولي اگر اين دو کشور اعتماد متقابل را در بين هم برقرار نمايند و خوف و ترس را در بين شان از بين ببرند و از مداخله منفي خودداري و به مداخله مثبت اقدام نمايند صلح نه تنها در شرق ميانه و آسياي ميانه و افغانستان برقرار و محکم خواهد شد، بلکه يک نظم جديد که پايه هاي آن را صلح، اعتماد و بزنس تشکيل خواهد داد تأمين خواهد گرديد. از طرف ديگر، اگر طوري که امروز ديده مي شود تحت فشار مخالفين که اتهام وارد کرده اند که فدراسيون روسيه در انتخابات به ضرر هيلاري کلينتون مداخله کرده بالاي حکومت دونالد ترامپ ادامه بدهند و اين حکومت امريکا تحت اين فشار از فدراسيون روسيه دوري نمايد، فدراسيون روسيه به چين تقرب کرده موجب خواهد شد تا يک اتحاد جديد به اشتراک فدراسيون روسيه ، ايران، چين و پاکستان شکل بگيرد که ساحه نفوذ امريکا را در شرق ميانه، آسياي ميانه و جنوب آسيا و اروپاي شرقي محدود خواهد نمود و جهان را به يک رويارويي ديگر مصروف خواهد نمود، تضاد ها را تشديد و جنگ هاي نيابتي را به نفع اين دو گروپ کشورها روز به روز وسيعتر خواهد ساخت، قرباني انسان هاي بيگناه در آسيا مخصوصاً بيشتر خواهد شد، دامنه اين رقابت ها در افريقا نيز پهن خواهد گرديد، اين که برژنسکي گفته بود که در قرن 21 يوروايشيا به هر طرفي که بود همان طرف برنده مي باشد، امريکا که تا حال اکثر نقاط آسيا را دارد از دست خواهد داد، بناءً سياستي که دونالد ترامپ مساعد مي داند آنست که در عوض رقابت هاي تسليحاتي و سياسي با روسيه به توسعه بزنس با آن کشور بپردازد و از وسايلي کاربگيرد تا روسيه را از چين فاصله بدهد و مانع به وجود آمدن چنين اتحاد بگردد و به اين ترتيب امريکا بتواند چين را در انزواي نسبي نگهدارد، بناءً تصور مي شود که سياست امريکا به اين طرف گرايش پيدا خواهد کرد و اگر چنين شود، همان طوري که امريکا تأمين صلح را در افغانستان و شرق ميانه به نفع خودش تلقي خواهد کرد، فدراسيون روسيه اگر به امريکا نزديک شود نيز از چنين صلح منافع خود را بدست خواهد آورد. اتحاد امريکا با عربستان سعودي و موضع گيري هاي شان عليه ايران، ايران را بدون ترديد در صورتي که فدراسيون روسيه به امريکا نزديک باشد نمي گذارد با کشور مذکور تقرب کند. اگر تقرب هم کند فدراسيون روسيه در جانبداري از ايران بسيار محتاط خواهد بود، زيرا تفاهم و تعامل با امريکا براي فدراسيون روسيه به مراتب از منافعي که از ايران بدست آورد بسيار بيشتر خواهد بود، زيرا تقرب فدراسيون روسيه با امريکا روز بروز جاي توليدات و صادرات چين را به امريکا خواهد گرفت و دست روس ها را به امريکاي لاتين و افريقا مانع نخواهد شد و صادرات نفت و گاز روسيه به اروپا روز به روز به تناسب احتياج اروپا توسعه پيدا خواهد کرد، مخصوصاً که امروز در ايالات متحده امريکا پله ي بزنس گران‌تر که از سياست مي باشد چه امريکا نيز در دو حکومت جمهوري خواهان و دو حکومت دموکرات ها و بردوش داشتن بار جنگ و تقابل به جنگ سرد خسارت مالي را تحمل کرده که غير امريکا، کشور ديگري تحمل کرده نمي توانست. سياست هاي اقتصادي، جهاني شدن مؤسسات توليدي امريکا را از کشور به خارج از کشور برده تا محصولات ارزان توليد شود و سرمايه دار نفع نمايد مگر اين نفع که به جيب چند سرمايه دار مي افتد، هزاران نفر را در داخل امريکا بيکار ساخته که امروز از زنده گي شکايت دارند و وعده هاي تغيير در اين ساحه بود که دونالد ترامپ را در حالي که پشتيباني رهبران بزرگ و شناخته شده حزب جمهوري خواه را نداشت در انتخابات پيروز ساخت ولي سرمايه داران تا حال با وارد کردن اتهامات نسبت روابط گروپ دونالد ترامپ با روسيه به ارتباط انتخابات توانسته اند با مصروف نگهداشتن ترامپ از آوردن تغيير و انتقال مؤسسات توليدي امريکا از چين و ديگر کشورها ممانعت نمايد. بناءً اين مبارزه در داخل و خارج امريکا در مسايل جهاني تأثير بزرگ وارد مي کند تا ديده شود که سرنوشت جهان را اين بار به نفع صلح رقم مي زنند يا جنگ را به نفع مردم امريکا و يا به نفع سرمايه داران امريکايي و جهاني شدن. به هر صورت، با وضع موجود يعني دوري امريکا از روسيه و تقرب امريکابه عربستان سعودي و امضاي قرارداد سه صدو پنجاه ميليارد دالري آن کشور و تهديد واضح ايران و تصويب تحريم هاي جديد عليه ايران و قطع روابط عربستان سعودي و چار کشور ديگر عربي با قطر نسبت آن که قطر کمي با ايران سر نزديکي شور داده، قطر در جنگ خليج عليه کمک هاي نظامي که عربستان سعودي براي سلفي ها نموده تا عليه داعش بجنگند و قطر در مقابل، براي اخوان المسلمين کمک کرده تا با داعش جنگ کند در حالي که عربستان سعودي و مصر، مخالف اخوان المسلمين مي باشند، اين قطع روابط ايران به حمايت از قطر را واداشت چنانچه فضاي کشورش را براي طيارات قطري باز گذاشته، اولين حملة طرفداران ايراني داعشي به پارلمان ايران و مقبره امام خميني رهبر انقلاب ايران نشان داد که ايران ازطالبان بدون مراعات نزاکت هاي سياسي در برابر افغانستان حمايت کرد امروز خودش به حمله داعش مواجه شد. يعني ديگر برايش ثابت شد که تروريزم سرحد نمي شناسد. مبصرين ايراني اين حمله را به نفع ايران تفسير کردند چه امريکا که ايران را حامي تروريزم مي دانست با مواجه شدن به حمله تروريستي مي تواند اين اتهام را که وسيله براي عمليات نظامي عليه ايران تصور مي شد رفع خواهد کرد، ولي دقيق در همان روز سناي امريکا تحريم هاي جديد را عليه ايران با (90) رأي موافق و شصت رأي منفي تصويب کردند. معلوم شد که حکومت امريکا در برابر ايران موضع بسيار جدي گرفته، معلوم نيست که ترکيه، قطر و روسيه طرف ايران را مي گيرند يا نه، چه هنوز در امريکا فشار بالاي حکومت ترامپ از ناحيه روابط با روسيه زياد مي باشد. با اين حوادث، وضع جهان آشفته تر شده چه اگر داعش در عراق و سوريه شکست بخورد حتماً از ايران سربلند خواهد کرد و اگر تضاد بين امريکا و روسيه دوام کند به نفع داعش تمام مي گردد. بناءً با اين آشفتگي ها دامنه جنگ در عوض حتماً توسعه پيدا خواهد کرد و مصروفيت امريکا در داخل عليه مخالفين جمهوري خواهان و در خارج به جنگ ها آنقدر زياد خواهد گرديد که يکبار ديگر حکومت ترامپ را که بيشتر از جنگ ها غير از فشار به ايران ديگر مي خواهد بزنس کند و بزنس را وسيله رفع قرضداري هاي امريکا بگرداند و با سياستي که با اتحاد با عربستان اتخاذ کرده، روابطش را با جهان اسلام ترميم کند و با فشار حتا مداخله نظامي در ايران، اتحاد امريکا و اسرائيل را مستحکم بگرداند و قدرت امريکا را طوري اعاده نمايد که کشورها قانع شوند که امريکا قوي بوده، هنوز هم حرف آخر را در بازي هاي جهان مي تواند بزند با آن هم ديده شود که در وراي اين آشفتگي هاي سياسي، وضع شرق ميانه، آسياي ميانه و جنوب آسيا چه طور تحول خواهد کرد و امريکا طبق گفته هنري و من رييس جمهور بعد از جنگ جهاني دوم امريکا که گفته بود: «امريکا نه به دليل پيروزي هايش، بل به دليل مهرباني هايش به خاطر سپرده شود» تحقق مي يابد يا به از دست دادن محبوبيت خود ادامه خواهد داد.

2017-Jun-18 ||  عبدالحمید مبارز

درين چند سال اخير وضع جهان بحراني شده، بعد از سقوط اتحاد شوروي و برهم خوردن نظم جهاني که بعد از جنگ جهاني دوم به وجود آمده بود و با وجود به راه افتادن جنگ سرد و انکشاف سلاح هاي ذروي پايدار ماند مگر با تحول جهان از رده اول قدرت به يک اول قدرت و قدرت اول انحصاري امريکا يک بار ديگر جهان به يک بحران جديد رفت، به طوري که وقتي اتحاد شوروي تحت قيادت يلتسين از لحاظ قدرت کمرنگ شد. تجزيه گرديده از آن تعدادي از جمهوريت ها به وجود آمد. اتحاد شوروي که در افغانستان شکست خورده ناکام بيرون شده بود، نتوانست از تعرض اول امريکا بر عراق جلوگيري نمايد مخصوصاً که تعرض دوم امريکا سبب سقوط صدام حسين و از بين رفتن حکومت بعثي در آن کشور گرديد. اين سقوط، اداره را از بين برده و با مداخله ايران، حکومت شيعه جاي حکومت بعث را گرفته موجب جنگ هاي مذهبي گرديد، ديگر اقليم کردستان آهنگ جدايي و آزادي بلند کرد...

Previous   ||   Next