سرمقاله

!حلقات فاشیستی مانع توزیع شناسنامه های برقی شدند

2017-Jan-21  || 

از چند سالبه اینسو آماده گی هایی گرفته شده بود که برای شهروندان کشور سند معتبری کهنشان بدهد ما شهروندان افغانستان هستیم، توزیع گردد. این سند شناسنامه هایالکترونیک بود که از سوی کشور های دوست کمک شد تا کمپیوتر ها و دیگر وسایلضروری آن تأمین گردد و حتی برای دوسال معاش و دیگر نیازمندی های کارمنداندفاتر آن از سوی کشور های کمک کننده داده شد ولی بی عرضه گی ها و بیکفایتی های مسؤولان و زعامت کشور مانع اجرای این امرمهم ملی گردید. درپهلوی بی کفایتی ها، عوامل دیگری چون آشکار شدن تعداد شهروندان هر قوم نیزبه مثابه مانع دیگر برای اجرای این پروژه مهم و ضروری، سد راه شده است، زیرادر آن صورت موضوع اکثریت و اقلیت نیز در میان می آمد و این به ذوق زعامتکشور خوش نمی آمد. از جانبی همة، اگر این شناسنامه های الکترونیک توزیعمی گردید از آن روز دیگر حضور در نهاد های انتخاباتی برای گزینش نمایندهگان مردم و حتی رئیس جمهور بی تکلف انجام می گردید و گلیم تقلب و جعل ازروند انتخابات ها برچیده می شد و مردم ما شاهد برگزاری انتخابات روشن وشفاف می بودند ونیازی نمی بود تا برای گزینش رؤسای جمهوری و یا نماینده گانمردم در پارلمان، این همه تنش و جنجال ها در کشور بوجود می آمد و اوضاعدر کشور متشنج می گردید. نیات سوء و تعلل دم و دستگاه دولت سبب شد کههزینه های کلانی در این راه ضایع گردد و شهروندان کشور از داشتن چنین سندمعتبر بین المللی محروم گردند. کشور های کمک کننده ن


!منافع امریکا و افغانستان با هم گره خورده است

!رئيس جمهور جديد امريكا با ديد تازه به افغانستان نگاه كند

!برنامه هاي اقتصادي با جديت دنبال شوند

!فرمان ماتم ملی پسندیده است، اما بسنده نیست



3
H: 3°
L: -2°
Kabul
Saturday, 14 January
See 7-Day Forecast
Sun Mon Tue Wed Thu Fri
           
-9° -9° -11° -11° -12° -9°

SUBSCRIBE TO RSS

بحث فرهنگ

این مبادلات، تماسها و پخش سریع اطلاعات ، برای یکسان سازی سلیقه ها ، روشها، رفتارها و دیگر اجزای هر روزه ای زندگی انسانها همرا است و هم مانند کردن، هم نوع کردن بعضی از نمونه های زندگی، تفکر و عمل تولید و مصرف را تبلیغ میکند.

این عمل همنوائی و یکسان سازی روبه توسعه، به تدریج حوزه های بیشتری از فعالیت انسانی را در سطوح ملی و محلی ، مورد تهاجم قرار میدهد و شاید در حالاتی ، باعث تغییر شکل ناموزون گردد زیرا هر آنچه را که با آن مطابقت دارد، ارتقاء می دهد و هرچه که بر سر راهش  می ایستد و مقاومت میکند، نابود می سازد.

اگر این منطق به افراط کشیده شود، می تواند به تحجر انسانها بیانجامد، زیرا تنوع، چنانچه بر مبنای تساوی کامل پذیرفته شود یک منبع اساسی و نیروی حیات بخش برای هریک از جوامع انسانی بحساب می آید.

خواست دفاع ازهویت فرهنگی مردم افغانستان در حال حاضر می باید به عنوان یکی از نیروهای عمده ای محرک پیشرفت همه اجزای اجتماعی جامعۀ افغانستان پذیرفته شود. بعید است این اراده و دفاع ، نمایانگر برگشت به گذشته ای تغییر ناپذیر و خود محصور باشد. بدین ترتیب چنین مفهومی  از هویت فرهنگی برای پیشرفت افراد و جوامع در کشور ما هرچه بیشتر ضروری بشمار میرود. این نوع عمل، یعنی دفاع از هویت فرهنگی مردم افغانستان با پذیرش اعمال و روش نیک پیشرفت از طریق کسب دانش و هماهنگ ساختن دانش و فرهنگ ، ارادۀ مردم را تقویت کرده و استوار نگاه میدارد، منابع درونی را قابل بهره برداری میکند و تغییرات لازم را تبدیل به سازگاری خلاقه می سازد.

امروز چنین تشخیص داده شده که مفهوم هویت فرهنگی در قلب مسایل توسعه قرار دارد ولی این واقعیت دیری نیست که مورد پذیرش همه قرار گرفته باشد. توسعه وقتی مؤثر است که بر اراده ای هرجامعه به منظور تأمین احتیاجات آن استوار شده باشد و بدرستی هویت زیر بنائی جامعه را بیان کند.توسعهء واقعی وقتی میتواند صورت بگیرد که با درک هویت فرهنگی مردم از درون جامعه نشأت بگیرد، با ضرورتهای مردم و هماهنگ ساختن توسعه با مزایای تعلیم وتربیه و آموزش همه گانی ، سازگاری داشته باشد و کلیه جنبه های زندگی را در بر گرفته و تمامی انرژِی جامعه را در حرکت آورد. جامعه ایکه درآن هر فرد، هر قشر حرفه ای و هر گروه اجتماعی در تلاش همگانی نقشی ایفا میکند و در منافع حاصله نیز از طریق پلانهای اقتصادی بر مبنای حرمت به فرهنگ و هویت مردم ، نیز سهیم می باشد.

با پذیرش تعریف فرهنگ به صفت عنصری که شامل همه دانستنی ها و عکس العمل های فرد و محیط محوله ای او با بُعد وسیع زندگی گروهای اجتماعی ، یعنی مجموعه ای روش ها و شرایط زیست یک جامعه که به اساس بنیاد مشترکی ازعنعنه ها و دانش ها و نیز اشکال مختلف بیان و تحقق فرد در درون جامعه به هم پیوند خورده اند، به مسایل هویت فرهنگی و تحول اجتماعی و اقتصادی زیر می پردازیم:

کشور ما که خواهان توسعه اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی بر اساس حرمت گذاشتن به ارزشهای معنوی و هویت ملی فرهنگی است ، بر حفظ شخصیت خود نیز تأکید دارد و امادگی روبرو شدن با مشکلاتی است که به سادگی قابل رفع نیستند، بهرحال تا زمانیکه مسایل توسعه از مسایل فرهنگ جدا باشد ، مشکلات وجود خواهد داشت.

پس توجه به تفاوتهای فرهنگی مردم افغانستان و پذیرش و احترام به آن مهم و حیاتی است. شرط ضروری بلند رفتن ورشد اجتماعی و رسیدن به مزایای دموکراسی و ثروت بیشتر و توزیع عادلانه ای این ثروت ، احترام به عقاید یک دیگر ، احترام به تنوع و تفاوتهای فرهنگی مردم و جد و جهد در راه حفظ عالمانه و عاقلانه ای هویت فرهنگی مردم افغانستان است. احترام متقابل تحقق نخواهد یافت مگر آنکه هریک از افراد جامعه ما، چه مرد و چه زن افغان امکان آنرا داشته باشد که بر اساس تاریخ پر افتخار افغانستان، آداب و رسوم خوب مردم افغانستان و دانش خود، به شکوفایی فرهنگی واقعی نایل شود.

برای تحقق این مرام ملی، من بر ارزشهای معنوی ، صداقت ملی و هویت فرهنگی مردم افغانستان حساب می نمایم.

ز: ستراتیجی و پیشنهادات مشخص در جهت حفظ هویت فرهنگی در کشور:

با فهم این مطلب که فرهنگ همیش در حال تحول است. سرعت تحول فرهنگی و یا غنامندی فرهنگ با نفوذ اطلاعات و تکنالوجی اطلاعاتی، افزونی سفر ها از یکجا بجای دیگر و بنابران ملاقات با مردم کشور های دیگر و شناسایی با اجزای فرهنگی شان در قرن بیست ویکم به ماه،  روز و یا ساعت حساب نمی شود بلکه چند ثانیه بکار است تا از احوال جاپانی ها و کوریایی ها در کلیفرونیا مطلع شویم. با وجود این که تأثیرات رسانه ها و دیگر وسایل دست داشتۀ تکنالوژی نو در اجزای فرهنگی تمامی جوامع دنیا نهایت سریع شده است، برای شناخت شخصیت سیاسی، اجتماعی و مزایای فرهنگی یک کشور یا یک جامعه، حفظ  ارزشها، هویت و میراث فرهنگی برای هر جامعه از آن جمله جامعۀ افغانی، برای مردم امروز و فرزندان آیندۀ کشور ما نهایت ضروری و مهم است. بقای هویت فرهنگی مردم افغانستان که نیز مشتمل است بر حفظ و احیای میراث های محسوس و غیر محسوس فرهنگی، که در حقیقت حفظ شخصیت افغانها نیز محسوب میگردند.

با تأسف باید گفت که نه دستگاه دولت افغانستان ونه فرهنگیان افغان نظر به  ملحوظات متعدد در این راه یعنی حفظ و ارتقاء ارزشها و میراث فرهنگی مردم وطن، خدمت شایسته نکرده اند.

برای این هدف گرانبها که سرنوشت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی امروز و فردای کشور نیز به آن وابسته است، پیشنهادات زیر را به مقامات مسؤو ل دولت و فرهنگیان محترم کشور تقدیم می نمایم. باید بگویم که این پیشنهادات کامل نیستند، اما می تواند به صفت شروع گفتار و کردار ضروری بحساب آیند:

۱. با حفظ روحیه ای ميثاق نگهداری از ميراث فرهنگی غیر محسوس، مصوب سی دومين کنفرانس عمومی يونسکو(۲۰۰۳م) و ميثاق حفظ و توسعه تنوع بيانهای فرهنگی مصوب سی وسومين کنفرانس عمومی يونسکو(۲۰۰۵م)،طرح و تهیه پالیسی ملی فرهنگی در جهت حفظُ ارتقاء و تو سعۀ فرهنگ.

۲.طرح یک زیربنای ملی فرهنگی بعنوان یک ستراتجی وسیاست درازمدت و مؤثر در جهت شناسائی، حفظ وارتقای فرهنگ مردم افغانستان و پذیرش این اصل که مردم افغانستان دارای فرهنگ متنوع هستند که از طرف همه مساویانه احترام میگردند.

۳. اهمیت دانش های عنعنوی مردم افغانستان و استفاده از ساختار اجتماعی و به عنوان منبع سرمایهء معنوی و مادی و سهم دانش های عنعنوی در توسعهء متداوم و مناسب

۴. قبول فرهنگ در انسجام اجتماعی به طور کلی و پذیرش توانائی خاص فرهنگ در بهبود مقام و نقش زنان افغان به صفت رکن اساسی حقوق انسانی،  دموکراسی و حق برابری.

۵. رد نمودن وطرد رسم ورواج های مضر در جامعه، مانند سلوک ستمگارانه وغیر اسلامی با زنان و دختران وتحمیل زندگی مشقت بار بر ایشان.

۶. مطالعهء ساختار ، نظامها و نهادهای فرهنگی در افغانستان با در نظرداشت تاریخ و سهم مردم افغانستان در غنی ساختن فرهنگ های کشورهای منطقه و دیگر کشورها.

۷. شناخت مشکلات و توسعه ای فرهنگ در افغانستان و ضرورتهای اصلی در راه توسعه ای همه امور فرهنگی به منظور استفاده از مزایای فرهنگی در انکشاف اقتصادی، اجتماعی، دموکراسی و برابری همه مردم کشور.

۸. حفاظت و نگهداری هویت اسلامی و فرهنگی ، وحدت ملی مردم افغانستان از طریق شناخت شخصیت و شکوفائی فرهنگی و دسترسی به تعلیم وتربیه ، اطلاعات و دانش.

۹. ارائه مفاهیم و تشریحات کلی مبنی بر این امر که عوامل فرهنگی ، تعمیم و گسترش مفهوم فرهنگی ، پذیرش توسعه فرهنگی به عنوان بُعد اصلی توسعه، در حالت امروز و فردای کشور ضروری است.

۱۰. با اعتبار و رعایت مادۀ چهل و هفتم قانون اساسی افغانستان، تعادل ارزشها و سنت های والای جامعه ای افغانی ، تنوع و غنامندی فرهنگی ، تدوین و تعیین اهداف و سیاست فرهنگی و تهیه ای ستراتیجی های قصیرالمدت و طویل المدت به منظور ارتقأ و انکشاف فرهنگ در افغانستان. ۱۱. راه یابی و مشورت جهت تمویل برنامه های بازسازی و انکشاف خدمات فرهنگی در افغانستان.

۱۲. ارائه برنامه های تعلیمی در راه ارتقأ و انکشاف فرهنگ بصورت مجموع و خاصتاً جهت احیا و یا توسعهء فرهنگ های محلی به شمول زبانهای مردم افغانستان.

۱۳. طرح و ارائه یک برنامهء کامل و عالمانه فرهنگی در جهت سهم و نقش بارز رسانه های گروهی در معرفی،نگهداشت و توسعه فرهنگ در افغانستان و شناخت فرهنگ های محلی مردم افغانستان.

۱۴. بر قرار کردن اولویت ها و طرح پلان دراز مدت و کوتاه مدت ، با همکاری مشترک وزارتهای اطلاعات و فرهنگ ، معارف ، تحصیلات عالی و منابع و مراکز ارتباط جمعی، خصوصی و جامعهء مدنی.

۱۵. تاسیس شبکه های منطقوی و محلی برای مطالعات و جمع آوری معلومات در بارۀ عنعنه های محلی  در حال گم شدن .

۱۶. تقویه زبانهای محلی و معرفی زبانها برای مردم افغانستان و توجه خاص به زبان های که تعداد گویندگان آن بسیار اندک شده اند  و در حالی از بین رفتن هستند.

۱۷. تحقیقات علمی از طرف موسسات علمی ، پوهنتونها در زمینه ای فرهنگ های نا ملموس و درحال از بین رفتن و نگهداری اطلاعات در این باره. اکثر میراثهای فرهنگی غیر محسوس  در حال از بین رفتن هستند. (میراث های فرهنگی  نا ملموس عبارت اند از آواز خوانی های عنعنوی محلی، غیچک، اتن ها، قصه ها و افسانه هایی که از زبان بزبان دیگری انتقال می نمایند، درامه ها، رقص های مردان وزنان خاصتاً در دهات.  میراث فرهنگی غیر محسوس را میتوان ثبت کرد ونگاهداشت.)

۱۸. تشکیل انجمن های ملی فرهنگی و تشویق فرهنگیان و هنرمندان و دیگر کسانیکه علاقمند حفظ و انکشاف فرهنگ مردم افغانستان باشند.

۱۹. تهیه و نشر  پیامهای رادیوئی ، تلویزیونی و آموزشی در راه احترام به تنوع فرهنگی و نقش فرهنگ در وحدت و همبستگی ملی ، احترام به حقوق انسانی (مرد و زن) ، صلح و دموکراسی.

۲۰. تشویق و رشد صنایع دستی و صنایع فرهنگی محلی و استفاده از آن در توسعهء حیات اقتصادی مردم.

۲۱. با دقت کامل، تبلیغ سراسری در کشور در جهت حفظ و نگهداری میراثها و اثار فرهنگی منقول و غیر منقول و پذیرش این امر که میراثهای فرهنگی در واقعیت غنای ملی فرهنگی همه مردم افغانستان هستند.

۲۲. تبلیغ علیه تفحصات و کاوشهای فرهنگی غیر مجاز و جلوگیری جدی از قاچاق و تخریب آثار فرهنگی مردم افغانستان.

ح: گفتار نهائی:


صفحه فرهنگ وهنر

نگاهی بر شعر و شاعری قاری زاده

2017-Jan-21 ||  پرتو نادری

هشتاد و پنج سال داشت که خاموش شد و اما پیش از آن بینایی‌اش را از دست داده بود. گویی پس از سده‌های دراز رودکی آن شاعر روشن بین - نیای بزرگ - چشم‌هایش را به ضیای قاری‌زاده هدیه کرده بود. گویی در سا‌ل‌های پسین قاری‌زاده جهان را با چشم های رودکی تماشا می کرد. شاید قاری‌زاده خود ادامۀ معنویت بزرگ رودکی بود. نه در شعر؛ بل در موسیقی و آواز نیز. قاری‌زاده موسیقی می دانست، می نواخت و می سرود و آوازی داشت به نکویی مژدۀ دیدار یار پس از سال‌های بلند دوری. آوازی داشت به رازناکی یک اندوه ناشناخته، یک اندوه مقدس. رودکی نیز موسیقی می دانست، چنگ می نواخت و آوازی داشت به شور انگیزی سمفونی دریاها در خلوت شب‎های مهتابی. گاهی قاری‌زاده را از دیدگاه شیوۀ آفرینش شعری با پروین اعتصامی مقایسه کرده اند؛ اما تا جایی که من می پندارم این مقایسه ما را به هم‌گونی های چشم...

جنگنامۀ حمید کشمیری شاهنامۀ سدۀ نزدهم

2017-Jan-15 ||  پرتو نادری

 حمید کشیمری یکی از شاعران حماسی سدۀ سیزدهم است که جنگ‌نامۀ او به نام « اکبرنامه» یاد می‌‌شود. محمد حیدر ژوبل  باور دارد که  گوینده: «حقایق را با کمال صراحت بیان داشته، امیدوار هیچ‌گونه صله و سیم نبوده است. اکبرنامه در روح خواننده‌گان در افغانستان و هندوستان تأثیر گرمی ‌‌کرد و ممکن است که این کتاب را شاهنامۀ قرن نزدهم افغانستان خواند که فصل معاصر شاهنامۀ فردوسی می‌تواند حساب شود.»  تاریخ ادبیات افغانستان، ص‌259.  در پیوند به زنده‌‌گی حمید کشمیری اطلاعات زیادی در دست نیست؛ با این‌حال زادگاه او را دهکده‌یی گفته اند به نام نوپگ در پرگنۀ شاه آباد کشمیر، پدرش حمایت الله نام داشته و مردی بوده است معروف، عالم دین و ادیب. به روایت آمده در دانش‌نامۀ ادب پارسی، حمید در آخرین لحظه‌های زنده‌گی خود این بیت را سرود: ...

اسحاق فایز و قلم کشی های نخستین

2017-Jan-15 ||  پرتو نادری

زادگاه فایز دهکدۀ تاجیکان نام دارد. در جبل السراج ، درولایت پروان. گذشته گان او همه‌گان در  همین دهکده زیسته اند. سال 1336 بود که فایز در همین دهکده چشم به جهان گشود. آموزش‌های ابتدایی، میانه و لیسه  را در دهکدۀ خود فرا گرفت. بعداً به کابل آمد و در دانشکدۀ علوم دانشگاه کابل  در بخش ریاضی و فزیک مشغول آموزش شد. او ازاین دانشکده به سال 1360خورشیدی گواهی‌نامۀ لیسانس به دست آورد. از این نقطه نظر او با نورالله وثوق، داوود سرمد، میرویس موج، علی محمد رسولی، من وشاید هم چند تن دیگر همانندی دارد. برای آن که این‌ها همه گان از دنیای مجردات علوم طبیعی و ریاضیات به دنیای عواطف و تخیل ، شعر و سرایش با دشواری راه زده اند، بی آن که چراغی فرا راه بوده باشد و پیشوایی و رهبری و استادی، تا آن‌ها را با فن و فوت شعر و نویسنده گی آشنا سازد. شاید جای داشته باشد تا از آن شمار شاعران...

بحث فرهنگ

2017-Jan-11 ||  دوکتور محمد ظاهر عزیز

این مبادلات، تماسها و پخش سریع اطلاعات ، برای یکسان سازی سلیقه ها ، روشها، رفتارها و دیگر اجزای هر روزه ای زندگی انسانها همرا است و هم مانند کردن، هم نوع کردن بعضی از نمونه های زندگی، تفکر و عمل تولید و مصرف را تبلیغ میکند. این عمل همنوائی و یکسان سازی روبه توسعه، به تدریج حوزه های بیشتری از فعالیت انسانی را در سطوح ملی و محلی ، مورد تهاجم قرار میدهد و شاید در حالاتی ، باعث تغییر شکل ناموزون گردد زیرا هر آنچه را که با آن مطابقت دارد، ارتقاء می دهد و هرچه که بر سر راهش  می ایستد و مقاومت میکند، نابود می سازد. اگر این منطق به افراط کشیده شود، می تواند به تحجر انسانها بیانجامد، زیرا تنوع، چنانچه بر مبنای تساوی کامل پذیرفته شود یک منبع اساسی و نیروی حیات بخش برای هریک از جوامع انسانی بحساب می آید. خواست دفاع ازهویت فرهنگی مردم افغانستان در حال حاضر می باید به عنوان ...

بحث فرهنگ

2017-Jan-11 ||  دوکتور محمد ظاهر عزیز

بخش سوم خلاصه اینکه بعد از فراغت از لیسۀ دارالمعلمین تحصیلات عالیتر را در رشته های تأریخ و جغرافیه، تعلیم و تربیه و علوم سیاسی و روابط بین المللی در کابل، نیویارک و پاریس تکمیل نمودم و به اصطلاح کابل، کاملاً عصری شدم.  من دیگر تقه نمی پوشم، شپو می پوشم. کورته و ایزار نمی پوشم. دریشی ساخت فرانسه، پراهن ساخت امریکا یا ملیزیا، بوت اسپانوی، نکتایی چینایی و شپوی ساخت انگلستان را دوست دارم. در مدت اجرای وظیفۀ رسمی از سویدن تا افریقای جنوبی، از جاپان تا کلیفورنیا و از آسترلیا تا ارجنتاین در بیشتر از هشتاد کشور سفر کردم و در تماس با مردمان جهان با فرهنگ های  زیادی در تماس شدم. از ارزشهای فرهنگی شان یاد گرفتم وبه آنها احترام خاص دارم. با غذا های زیاد، روشهای حیات مردمان جهان، ادیان مختلف و طرز تفکر شان آشنایی حاصل کردم. حالا میدانم که تنوع فرهنگی در هر اجتماع و در هر ک...

بحث فرهنگ

2017-Jan-11 ||  دوکتور محمد ظاهر عزیز

بخش دوم در فاصلۀ میان پایان قرن دوازدهم و مابین قرن سیزدهم، جهان غرب لاتین به کمک دو موج بزرگ ترجمۀ مفاهیم عالی علمی عربی - اسلامی با سواد شد، و این مجموعه ها بنیان اصلی رویۀ علمی پوهنتون های بعدی را در غرب لاتین در پی داشت. پوهنتون ها قرون وسطی اروپا که در ابتدای قرن سیزدهم شکل گرفت به نوعی بنیادی، طرح ریزی دانشی بود که فارابی آنرا فراهم آورده بود. مجموعۀ دانش عرب که ترجمه شده و به جهان غرب انتقال یافته بود، پایه و بنیان علمی پوهنتون های اروپایی را و در واقعیت برنامه های درسی و متون و محتوای این برنامه ها را شکل داد. پس دانش ها و روش علوم عرب - مسلمان پایه و اساس نهادی را به غرب لاتین ارزانی داشت که امکان پیشرفت و برتری روز افزون بر مباقی جهان را به آن داد. بنابراین، تأثیر دانش های عرب - مسلمان بسیار گرانبها و ارزشمند بوده است، تأثیری که صرفاً به پیشرفت در این و یا آن ر...

بحث فرهنگ

2017-Jan-11 ||  دوکتور محمد ظاهر عزیز

الف: تعریف فرهنگ: اگر فرهنگ را به مفهوم وسیع کلمه در نظر بگیریم، شامل کلیه جنبه های زندگی سیاسی، علمی، اجتماعی ، فکری، دینی، هنری، اقتصادی و زیبائی شناسی یک ملت خواهد بود. فرهنگ مختصر آکسفورد (۱۹۹۰)، فرهنگ را "رسوم، تمدن و دست آوردهاییک دورۀ معین یا یک ملت خاص " تعریف کرده است. درگزارش کمیسیون جهانی فرهنگ وتوسعه، که توسطیونسکو در سال ۱۹۹۴م به نشر رسید، فرهنگ را به مفهموم وسیعتر از "دست آوردهای فکری انسان " به کار می برد. امروز در همه جوامع انسانها و موسسات بزرگ بین المللی مانند یونسکو بصورت قطع پذیرفته شده است که فرهنگ به تمامی تفکر، تخیل و افکارمان شکل می بخشد. فرهنگ هم در حال انتقال و تغییر و هم وسیلۀ انتقال رفتار، کردار و همچنین منبع تحقیقات ، تجدد، آفرینش، آزادی و بیداری فرصت های نو آوری است. فرهنگ برای اکثر گروه ها و جوامع، منبع انرژی، الهام و تو...

شعر سفری است بی پایان

2017-Jan-08 ||  پرتو نادری

در سال‌های اخیرالهۀ شعر کمتر به دیدار من می آید؛ حتا شبانه‌ها هم که بسیار دل‌تنگم. من نیز او را دنبال نمی کنم. می ترسم که روی برگرداند وبگوید: مگر آزرمی نداری که پیرانه سرهم، مرا رها نمی کنی! با این حال گاه گاهی شرفۀ نازک بال‌هایش رامی شنوم که چنان نسیمی از دهلیز ذهن من می گذرد؛ اما تا بر می خیزم که پنجره یی به رویش بگشایم، با دریغ که نه شرفۀ بالی‌است ونه جرقۀ الهامی! دوباره همان سکوت سنگین دل‌تنگی‌است که برهمۀ هستی من سایه می افگند. او وقتی این گونه می آید و بر می گردد، دردناکترین لحظه‌ها را برای من برجای می گذارد. با این حال گاهی پنجره را می گشایم ومی بینم که اودر پشت پنجره لبخند می زند و می آید ومی نشیند درکنارم و آرام آرام ، با روح من درمی آمیزد چنان درآمیختن بامدادی با دریایی دردامنۀ کوهستانی! تا با من است،ازهستی لبریزمی شوم وشور نا شناخته‌یی هم...

Previous   ||   Next