سرمقاله

ناامنی‌ها در شهر کابل افزایش یافته است

2017-May-24  || 

شهر کابل اين روزها شاهد بد امني هاي فراواني مي باشد که بسياري از اين رويداد ها رسانه يي نمي شوند. رخداد دارالامان که در آن يک خانم آلماني با محافظش کشته شد و يک تن ديگر از آنان اختطاف گرديد، بسيار مهم است و بايد به آن با دقت توجه کرد. دزدي و رهزني در موتر ها و کوچه هاي شهر بيداد مي کند و شبانه ها کسي جسارت نمي کند حتا براي اجراي امور مهم زنده گي خويش به بيرون از خانه پا نهاد؛ زيرا هرلحظه ممکن است از سوي دزدان و رهزنان مورد حمله قرار بگيرد و جيب هايش غارت گردد. اين رويداد ها حتا در نزديک ترين نقاط مرکزي شهر چون قلعه فتح الله و کمي دور تر از آن در خيرخانه و جا هاي ديگر همه روزه و همه شبه‌ها اتفاق مي افتد. وقوع اينگونه واقعات نشانة آن است که اوضاع امنيتي در پايتخت کشور بدتر شده است و علامت آن است که مسؤولان امنيتي توجه به اين مسأله ندارند و به وظايف شان رسيده گي نمي کنند. شايد اين نهاد هاي امنيتي در داخل پايتخت برنامه مدوني ندارند و امنيت اين شهر فقط بربنياد توکل به خداوند تأمين است و دزدان و رهزنان و مجرمين آزاد اند که هر چه مي‌خواهند بکنند. در بخش هايي از شهر افراد مسلح غير مسؤول با شکل و شمايلي ترسناک ديده مي شوند و اين کار گوياي اين حقيقت است که بي بندوباري ها در شهر روبه فزوني نهاده است و ايجاب مي کند تا به امور امنيتي پايتخت بايد از منظر جديدي نگاه کرد و راهکار هاي جديدي نيز در پيش گرفت. توجه در دروازه هاي ورودي شهر، خلع سلا


چرا ترامپ از کشورهای حامی تروریستان نام‌نبرد؟

!شهرداری کابل توجه کند

پاکستان حامی داعش نیز است!

با انحصار قدرت سلامت نظام با خطر مواجه شده است!



3
H: 3°
L: -2°
Kabul
Saturday, 14 January
See 7-Day Forecast
Sun Mon Tue Wed Thu Fri
           
-9° -9° -11° -11° -12° -9°

SUBSCRIBE TO RSS

بحث فرهنگ

بخش دوم

در فاصلۀ میان پایان قرن دوازدهم و مابین قرن سیزدهم، جهان غرب لاتین به کمک دو موج بزرگ ترجمۀ مفاهیم عالی علمی عربی - اسلامی با سواد شد، و این مجموعه ها بنیان اصلی رویۀ علمی پوهنتون های بعدی را در غرب لاتین در پی داشت. پوهنتون ها قرون وسطی اروپا که در ابتدای قرن سیزدهم شکل گرفت به نوعی بنیادی، طرح ریزی دانشی بود که فارابی آنرا فراهم آورده بود. مجموعۀ دانش عرب که ترجمه شده و به جهان غرب انتقال یافته بود، پایه و بنیان علمی پوهنتون های اروپایی را و در واقعیت برنامه های درسی و متون و محتوای این برنامه ها را شکل داد.

پس دانش ها و روش علوم عرب - مسلمان پایه و اساس نهادی را به غرب لاتین ارزانی داشت که امکان پیشرفت و برتری روز افزون بر مباقی جهان را به آن داد. بنابراین، تأثیر دانش های عرب - مسلمان بسیار گرانبها و ارزشمند بوده است، تأثیری که صرفاً به پیشرفت در این و یا آن رشتۀ از دانش موجود و یا در حال شک گیری خلاصه نمی شود، بلکه بخود واقعیت علمی و دستگاه های اساسی علمی داده است که از دل نظام علمی عرب - مسلمان سر برآورده است.

من وضعیت بحث سیاسی نا معقول و بی بند و بار فعلی را در بارۀ اسلام و جهان عرب در ایالات متحدۀ امریکا و اروپا که به منظور بهره برداری سیاسی انتخاباتی و از طریق تخریش اذهان عامه علیه فرهنگ و تمدن اسلامی به راه انداخته شده، تقبیح می نمایم و آنرا اسفبار می دانم. من میدانم که هر نوع بد گویی ویا تحقیر از فرهنگ و یا اجزای مهم فرهنگ یک جامعۀ عظیم بشریت، خشونت بار آرد و چونکه من خشونت را بصورت قطع تقبیح می نمایم، اسباب و روش تعقیب چنین سیاست پوچ و بی بنیاد را، در دایرۀ اخلاق و فرهنگ انسانیت حساب نمی کنم. به هرصورت این موضوع را با ذکر چند کلمه خلاصه می کنم و برای آینده می گذارم.

همه دانشمندانی که مطالعه وسیع از فرهنگ ها و بر تغییر، تحول و تنوع فرهنگی انسانها در جوامع مختلف عقیدت دارند،  حکم می نمایند که افکار و اندیشه های انسانها همیشه از جایی به جای دیگری درحال سفر اند. اسباب اصلی سفر افکار، دانش و دیگر داشت های فرهنگی یک جامعه به جامعۀ دیگری که در تحول و یا غنی شدن فرهنگ نقش اصلی دارند همیشه در مسیر تاجران، جنگجویان یا مبلغین مذهبی سفر کرده اند.

اگر با روش بسیار کلی افکار را تولید شده ای ذهن یک انسان به حساب آوریم که ذهن یک انسان دیگر می تواند آن را تصاحب کند، تصدیق می کنیم که افکار کاری جز سفر ندارند. اینکه در کالیفرنیا پیروان ادیان مختلف وجود دارند یا در چین کشفییات جدید تکنالوجی امریکا را مطالعه، تدریس و استفاده می نمایند و یا در آسترلیا خواستهای سیاسی امریکای لاتین را به بحث می گذارند، هیچ یک مایۀ تعجب نیست، مثل این که استفاده از تلویزونهای ساخت جاپان و کوریای جنوبی یا پوشیدن لباس هندی و پوستین افغانی در اروپا تعجب آور نبود و نیست. امروز در جیب ملیونها انسان، اتباع افغانستان، مصر، فرانسه ، برازیل و یا نایجیریا، تلفون ساخت امریکا، چین، جاپان و یا فنلند وجود دارد که هم در اطلاع رسانی و هم در تغییر مظاهر فرهنگی آن شخص کمک  نموده مؤثر است یعنی تأثیر یک اثر مادی و تخنیکی بر حیات انسانی که بسیار دور از محل ساخت تلفون (جیبی) پورتبل، زندگی میکند.

افکار انسانها برای غلبه بر زمان و مکان می بایست تداوم داشته باشد و حرکت کند، باید در حافظه ذخیره شود و انتقال یابد. البته اندیشه و افکار در طول سفر و انتقال از جایی به جایی تغییر می کند. آیا این حرکت و انتقال از طریق اینترنت که در کمتر از یک ثانیه انجام می گیرد و یا مانند عقائید دینی که چندین قرن را در بر می گیرد، اما آنچه معلوم و قابل فهم است اینست که در حرکت و تغییر است.

افکار هم وارد و هم صادر می شوند. محل تقاطع افکار در طول تآریخ بشریت بیشتر کاروان سرای های تجارتی، زیارتگاه ها، مکان ها و محلات تعلیمی و در دنیای مدرن امروز مراکز و محافل بین المللی نیز بوده اند. گاهی خواست یک پادشاه یا خلیفه و یا دستگاه سیاسی پر قدرت و همچنان منابع تعلیمی وپول، استعداد ها و محققین صاحب دانش و نادر را در طول تأریخ جلب کرده و هنوز هم جلب  می نمایند. در وطن ما، در دورۀ سلطنت محمود غزنوی و دیگر شاهان غزنوی، با تجمع صدها شاعر و  فیلسوف، غزنه  به کانون ادب و حکمت و فرهنگ اسلامی ارتقاء نمود. در تأریخ، کسانی که به طرف کتابخانۀ اسکندریه یا (خانۀ حکمت) در بغداد یا دربار مسلمانان قرطبه در اسپانیا (۷۵۶-۱۰۳۱م)یا دربار راجر دوم در سیسیل (۱۱۰۳- ۱۸۱۶م) می آمدند، دیگر جستجو گران دانش نبودند بلکه حاملان اندیشه ها و افکار، فیلسوفان، طبیبان، ستاره شناسان و مترجمانی بودند که در این جاها و یا دربار ها امنیت مادی و انگیزۀ فکری می یافتند.

ترویج قصدی یا انتشار اتفاقی، گسترش یا جاذبۀ سفر های آرام از جایی به جایی دیگر یا اتفاقات تأریخی، استمرار جغرافیایی و یا اتفاقات حاصل از بروز جنگ، جاذبۀ چهار راههای هزار سالۀ تمدن یا کشف راه جدید مانند راه ابریشم که تمدنها را از جاپان و چین تا اروپا از راه زمین و دریا وصل کرد و مردمان کشور ما، افغانستان نیز از آن بهرۀ مادی و فرهنگی برد، این اتفاقات مجموعه ای پیچیدگی حیات انسانها را گواهی میدهند، مجموعۀ از سد های مادی و ذهنی، از خطوط مکان شناسی و از ستراتیجی انسانی که نتیجۀ نهایی اش آن است که آیا یک فکر و اندیشه امکان سفر در مکان و زمان را یافته است یانه؟ و آیا متنی که در مکان و فرهنگی خاص نوشته شده، بر گوشۀ دیگری از قارۀ زمین تأثیر داشته است یانه؟ برای درک این که ما از کجا آمده ایم، لازم است جاده های هزار ساله را از نو پیمود. اما برای درک این که ما کجا می رویم، من جواب ندارم، باید صبر کرد.

اتفاقات دیگر نشان می دهد که در اواخر قرن گذشته، بیشتر مردم جهان، چنانچه هنوز هم در بسیاری کشور های عقب مانده معمول است، در دهات زندگی می کردند و احتمالاً در طول زندگی خود هرگز با بیگانه ای متعلق به فرهنگ دور دست برخوردی نداشته اند. اکنون در شروع قرن بیست و یک بیشتر مردم هر روز با اشخاصی از فرهنگ های دیگر در تما س قرار می گیرند. تصاویر فرهنگ های دیگر، صفحه های تلویزون و پرده های سینما را پر کرده و در محل کار، جاده ها و بازار ها به خصوص در شهرها، مردم پیوسته با تاجران، مهاجران، مسافران و پناهندگان بر خورد می کنند. لذا ملاحظه می گردد که طی حدود یک قرن، تماسهای فرهنگی در سراسر جهان به طور چشمگیری فزونی گرفته است.

فرهنگ به عنوان یک قدرت صاحب نفوذ پیوستگی تکامل یافته است که در آن فرهنگ های خاص یا جنبه های خاصی از فرهنگ ها در زمانهای مختلف درهم آمیخته یا از هم متمایز شده اند. در جریان تکامل طولانی، بسیاری از فرهنگ ها برای "بیگانگان" اصطلاحات و قواعد رفتار متفاوتی در مورد چگونگی برخورد با


صفحه فرهنگ وهنر

ره‌نورد زریاب در شب بخارا

2017-May-23 || 

در اين دهه، من بدين باور رسيدم که برخي از بزرگان عرصة فرهنگ ايران، به چهره‌هاي کلاسيک و ماندگار زبان پارسي دري، مبدل شده اند؛ چون: - محمد علي فروغي با کتاب سير حکمت در اروپا؛ - ملک الشّعراء بهار، با کتاب سبک شناسي؛ - استاد فروزان‌فر، با پژوهش‌هايش در بارة مولانا و عرفان؛ - استاد عبدالحسين زرين‌کوب، با نوشته‌هايش در باره نقد ادبي و شعر؛ - امير حسين آريان پور، با ديدگاه‌هاي تازه‌اش در بارة هنرها و جامعه؛ - دکتور ذبيح الله صفا، با تاريخ ادبيّاتش؛ - رضا سيد حسيني با کتاب مکتب‌هاي ادبي‌اش و... چند تن ديگر. مي‌شود گفت که، در اين دهه، لايه‌هاي گونه‌گون مردم، به چهره‌هاي ويژه‌يي در ايران، دل‌بسته‌گي داشتند: - براي کشتي‌گيران کابل، غلام رضا تختي و حبيبي، نمادهاي پهلواني بودند؛ - دل‌بسته‌گان سينما، به فردين، بيگ اي...

آلوده گی صوتی، بخشی از آلوده‌گی محیط زیست!

2017-May-23 ||  پرتونادری

سرو صدا هاي آزار دهندة مردم، هارن موترها، فرياد دست فروشان، صداي بلند موسيقي در رستورانت ها و کافه‌ها، غرش طياره‌ها  و صداهاي بلند ديگري که همه روزه مي شنويم  سبب نا آرامي انسان مي گردد. اين همه گونه‌هاي از آلوده گي صوتي اند. آلوده‌گي صوتي خود بخشي از آلوده‌گي محيط زيست است. با دريغ در کشور ما هنوز به اين امر توجه چنداني صورت نمي‌گيرد. هر صدايي سبب حرکت ماليکول‌هاي هوا مي شود وهرقدرکه منبع صدا بلند تر باشد، به همان اندازه ماليکول هاي هوا به شدت بيشتري به حرکت در مي آيد. هرقدر که حرکت ماليکول ها به شدت بيشتري به حرکت در آيند، به همان پيمانه  برخورد آن ها بر پردة گوش شديد تر مي باشد. ‎وقتي ماليکول هاي هوا به گونة يک انگيزه  بر پرده‌ها گوش ما برخورد مي کند، پرده‌ها گوش ما به اهتزار مي آيند. ميزان و شدت اين اهتزار وابسته به شدت حرکت ماليکو...

ره‌نورد زریاب در شب بخارا

2017-May-22 || 

شب‌هاي بخارا از مهم‌ترين نشست‌هاي فرهنگي در ايران است که علي دهباشي آن را برگذار مي‌کند. شب‌هاي بخارا تجليل از نويسندگان و متفکران بزرگ جهان است که تا اکنون (1396) نزديک به سه صد شب برگذار شده است. در اين شب‌ها اغلب از چند نويسنده و متفکر و شاعر دعوت مي‌شود تا دربارة کارنامة شخصيت‌هاي علمي و فرهنگي که شبي برايشان اختصاص داده شده است، سخن‌راني کنند. از نام‌هاي معروف حوزه فرهنگي ما و جهان تا اکنون براي اين شخصيت‌ها شبي برگذار شده است: پرويز ناتل خانلري، عبدالحسين زرين‌کوب، مجتبا مينوي، بهمن فرزانه، نجف دريابندري، به آذين، جلال آل احمد، جلال خالقي مطلق، مهدي اخوان ثالث، اومبرتو اکو، گونتر گراس، فرانتس کافکا، جيمز جويس، انا اخماتوا، رابيندرانات تاگور، موهنداس کرم چند گاندي، نلسون ماندلا، هانا آرنت و ديگر نام‌آوران جهان. شب 282، شب‌هاي ب...

آلوده گی صوتی، بخشی از آلوده‌گی محیط زیست!

2017-May-22 ||  پرتونادری

سرو صدا هاي آزار دهندة مردم، هارن موترها، فرياد دست فروشان، صداي بلند موسيقي در رستورانت ها و کافه‌ها، غرش طياره‌ها  و صداهاي بلند ديگري که همه روزه مي شنويم  سبب نا آرامي انسان مي گردد. اين همه گونه‌هاي از آلوده گي صوتي اند. آلوده‌گي صوتي خود بخشي از آلوده‌گي محيط زيست است. با دريغ در کشور ما هنوز به اين امر توجه چنداني صورت نمي‌گيرد. هر صدايي سبب حرکت ماليکول‌هاي هوا مي شود وهرقدرکه منبع صدا بلند تر باشد، به همان اندازه ماليکول هاي هوا به شدت بيشتري به حرکت در مي آيد. هرقدر که حرکت ماليکول ها به شدت بيشتري به حرکت در آيند، به همان پيمانه  برخورد آن ها بر پردة گوش شديد تر مي باشد. ‎وقتي ماليکول هاي هوا به گونة يک انگيزه  بر پرده‌ها گوش ما برخورد مي کند، پرده‌ها گوش ما به اهتزار مي آيند. ميزان و شدت اين اهتزار وابسته به شدت حرکت ماليکو...

فـرازی از نظـریات دکتـور فضـل‌الـرحمان در پیـوند به دین و مدرنیته

2017-May-17 ||  حمید بخشی

يکي از چهره هاي برجسته و نام آشنا در پروژه اصلاح فکر ديني، دکتور فضل الرحمان است. انديشمندي که  درقرن بيست (1988-1919)  درشبه قاره هند ظهورکرد و تز هاي اصلاحي خود را  در فهم تازه از قرآن و  سازگاري دين و جهان مدرن عرضه داد. دکتور فضل الرحمان زماني ميزيست که موج عظيمي ازتحولات علمي فني غرب  به نام مدرنيته داشت سراسر جهان را تسخير مي‌کرد . مدرنيته رادريک  تعريف کُلي ، به  کوشش عقلاني بشر براي  کسب سرنوشت انسان  ميتوان  گفت  که در آن عقل انتقادي و انسان محوري جايگاه بسيار رفيع و ويژه اي دارد. دکتور فضل الرحمان زماني عرض اندام  کرد که از  يک سو موج اين تحولات بسيار عظيم و سرنوشت ساز مانند سونامي جهان را در کام مي‌کشيد، از سوي ديگر، تمدن اسلامي در يک انحطاط چند قرن خود داشت با رويکرد عقل گرايي و توليدات علمي فکري پشت کرده بود. انديشه هاي اسلام...

مطبوعات افغانستان یکصد و چهل و چهار ساله شد

2017-May-08 ||  پرتو نادری

نخستين نشريه در افغانستان، شمس النهار نام دارد که به سال 1873 در زمان امير شير علي خان در شهر کابل نشرات خود را آغازکرد. اين نکته  روشن است  که مطبوعات در افغانستان به مانند کشور هاي ديگر آسيايي، در زير نظارت مستقيم  حکومت‌ها شکل گرفته است. البته چنين  تجربه‌يي را شماري از کشور هاي غربي در سده هاي هفدهم و هجدهم پشت سر گذاشته اند. در يک نگاه فشرده  به پس منظر مطبوعات در افغانستان مي توان گفت که نظام مطبوعات در اين کشور بيشترينه بر بنياد  استبداد حکومت ها استوار بوده است و اما در دوره هايي هم نظام مطبوعاتي در کشور متکي بر آزادي و قانون نيز بوده است.  شماري باورمند اند که امير شير علي خان جهت  تحقق و گسترش برنامه هاي اجتماعي - فرهنگي خويش نياز ايجاد  يک چنين  نشريه يي را در يافته بود و بناءً اجازه داد تا افغانستان نشريه يي داشته باشد. در هر...

!حکمـت بیـامـوزیـد تـا رستگـار شـویـد

2017-May-07 ||  پرتو نادری

گويند باري مردي بردرختي فراز آمده بود و شاخه هاي سبز و پرشگوفة درخت را مي بريد. رهروي که از راه مي گذشت ايستاد و خيره خيره در کار مرد نگريست. مرد گفت: مگربا من کاري داري؟ رهرو گفت: نه کاري ندارم؛ اما انگشت حيرت زير دندان دارم که تو چگونه اين همه شاخه هاي سبز و پرشگوفه را مي بري و شاخه هاي خشکيده را برجاي مي گذاري؟ مرد گفت: راه خود گير و برو که من حکمت آموخته اي آن فلسفه دان بزرگم! رهروگفت: من در اين حوالي که فلسفه داني نمي شناسم، پس اين فلسفه دان بزرگ کي است؟ مرد گفت: کسي که حکمت چهار گوشة جهان را درانبان تفکر خويش پنهان کرده است، و چون درياي تفکرات فلسفي اش توفاني شود، در شبانه روز جاي پنج وقت نماز پنجاه بار چنان چيغي زند که گويي آن انفجار نخستين بار ديگردر هستي رخ داده است. رهرو گفت: پس اين حکمتي که تو ميگويي او در چه زماني به تو آموخته است؟ مرد گفت: گاهي باشد ک...

سفرجاودانۀ «فانی» ده ساله شد!

2017-Apr-26 ||  پرتونادری

وقتي شاعري خاموش مي  شود، واژه گان يتيم مي  شوند، زمزمة زيبايي در گلوي عشق مي خشکد و بامدادان آفرينش، غبار آلود مي گردد. وقتي شاعري مي‌ميرد، الهة شعر به ماتم مي نشيند و خاوران، ميلاد خورشيد را  ازياد مي برد. وقتي شاعري مي‌ميرد چه دشوار لحظه‌يي است که خبر جانسوز خاموشي او را در مي يابي، آن گونه که من خبر دردناک مرگ  جاودان ياد رازق فاني را در سايت فردا خواندم و چقدر ساده انگارانه دلت مي خواهد که اين واقعيت تلخ را باور نکني، اما واقعيت همين است که ديگر فاني هيچ‌گاهي براي ما غزلي زمزمه نخواهد کرد، براي آن که مرگ غزل زنده‌گي او را چنان مقطعي سروده است که ديگر آن را قافيه‌يي نيست. واقعيت همين است که با مرگ رازق فاني، غزل معاصر فارسي دري يکي از چاووشان خود را از دست داده است . خداي من شاعري که پيوسته در هواي بي‌رنگي و آزاده گي فرياد مي‌زد: &nbs...

Previous   ||   Next