سرمقاله

!سرقوماندان اعلی نیز از مردم معذرت بخواهد

2017-Apr-25  || 

پس از فشارهاي زياد به ويژه کاربران شبکه هاي اجتماعي در رابطه به حادثه خونين قول اردوي شاهين در ولايت بلخ که تعداد زيادي از سربازان کشور شهيد و زخمي شدند، ديروز وزير دفاع و رييس ستاد ارتش ظاهراً استعفا دادند. اگر اين دو مقام وزارت دفاع کشور خود شان داوطلبانه استعفا داده باشند، کار با ارزشي کرده اند. زيرا در کشور ما افغانستان اساساً فرهنگ استعفا و کنار رفتن داوطلبانه رسم نيست در حالي که در برخي از کشورها، با کوچکترين حوادث ناگوار به ويژه مسايل امنيتي، مسؤولان کنار مي روند. اما در رخداد غم انگيز و مرگبار قول شاهين، نهادها و افراد ديگري هم مقصر اند که بايد استعفا بدهند و يا دست کم از مردم معذرت بخواهند و به کم کاري و ضعف شان اعتراف بدارند. رييس جمهوري کشور که همواره به سرقوماندان اعلي بودن خود افتخار مي کند بايد بپذيرد که در اين رخداد مقصر است. در روزهاي نخست همين وزير دفاع که از سوي رييس جمهور معرفي شد، در رسانه ها آگاهان نظر دادند که وي شايستگي وزارت دفاع را ندارد و نمي تواند جنگ را در کشور مديريت کند. اما رييس جمهور به اين نظريات سالم آگاهان توجه نکرد و وزير دفاع و رييس ستاد ارتش از سوي غني و عبدالله با ملاحظات سياسي و قومي گماشته شدند که نتايج آن را ديديم. به همين گونه مجلس نماينده گان، نهاد ديگري است که در قضيه قول اردوي شاهين و رخدادهاي غم انگيز و مرگبار ديگر مقصر شناخته مي شود. همين مجلس نماينده گان بود که به مسؤول


ضرورت قیام ملی در برابر طالبان!

!مسؤولان نهادهای کشفی مورد بازپرس جدی قرار بگیرند

!طرح اداره موقت واکنش در برابر انحصار قدرت

!پاکستان به عنوان کشور حامی تروریستان به جهان معرفی شود



3
H: 3°
L: -2°
Kabul
Saturday, 14 January
See 7-Day Forecast
Sun Mon Tue Wed Thu Fri
           
-9° -9° -11° -11° -12° -9°

SUBSCRIBE TO RSS

سرنوشت تلخ افغان ها در مهاجرت های اجباری

اخیراً جوان 19 سالة مهاجر افغان در پیش‎روی مغازه‌یی در جرمنی خود را آتش زد.

 این درد جان گداز را تنها و تنها مردمان خدا پرست و وجدان های بیدار احساس می‌کند. همه می‎دانند که در دو سال و اندی گذشته ده‌ها هزار هموطنان ما فرار را بر قرار ترجیح داده، کشور را ترک نموده اند. عده ای در دریا ها خوراک نهنگ ها شده و تعداد دیگری تا کنون بین مرگ و زنده‎گی به خاطر تعیین سرنوشت دست و پا می‎زنند. حقارت، توهین و تحقیر نصیب هموطنان ماست، پرسش جدی که اذهان همه را به خود مشغول ساخته، این است، چرا افغانها با وجود تمامی خطراتی که وجود دارد، باز هم مشکلات فراگیر و خطرات جانی را قبول نموده می کوشند از طریق راه های قانونی و غیر قانونی کشور را ترک نمایند تا خود را به اروپا برسانند؟

به عقیدة من، دلایل این وضعیت را باید در بعد داخلی و خارجی جستجو کرد.

 نخست عوامل داخلی:

۱- ادامه جنگ و آینده نا معلوم صلح و امنیت
۲- بیکاری و فقر شدید اقتصادی و نبود اعتماد ملی
۳- بی قانونی و تجزیه عملی قدرت خلاف ارزش‌ها
دوم عوامل خارجی :

۱- سیاست کشورهای مهاجرپذیر

۲- جاذبه زنده‌گی بهتر در کشورهای پیشرفته

۳-  تشویق خانواده‎گی و مهاجرین در کشورهای غربی

دلایل واقعی ادامه سیل مهاجرت افغانها هرچه باشد از این واقعیت نمی توان تردید داشت که در سه دهه گذشته و تقریباً از زمان به قدرت رسیدن سردار محمد داوودخان و در پی آن کودتای حامیان  حزب دموکراتیک خلق افغانستان به رهبری نور محمد تره کی و پیآمد آینده افغانستان به وسیله ارتش سرخ اتحاد شوروی وقت، آواره‌گان افغان بخش مهم واصلی آواره‌گان و مهاجرین در سرتاسر جهان را تشکیل می داده اند و هنوز هم این وضعیت امکان تداوم یافته است.

تردیدی وجود ندارد که تعداد بی شماری در مسیر راه قربانی شده اند و هرگز به مقصد نرسیده اند، اما آمار دقیقی از آواره‌گانی که به مقصد نرسیده اند، تا کنون وجود ندارد.

ولی این تمام ماجرای مصیبت بار آواره‌گان افغان نیست، کسانی هم که بعد از تحمل رنج های بسیار خود را به جرمنی ویا کشورهای غربی رسانده اند، سال ها در بدترین شرایط در انتظار پذیرش در کمپ هايی نگهداری شده اند که چیزی از زندان کم نداشته اند. بعضی از کشور های اروپایی به طور نسبی با مهاجرین برخورد مناسب تری داشته و به دلایل خاصی تسهیلات بیشتری در نظر می گرفته اند. با این حال آواره‌گان افغان مجبور بوده اند سال ها در کمپ های آواره‎گان بمانند تا تکلیف پذیرش قانونی آن ها روشن شود.در اين جا به دلیل اهمیت دلایل داخلی اشاراتی به آن ها گذرا خواهیم داشت

۱-  ادامه جنگ و آیندة نا معلوم صلح و امنیت

واقعیت این است که افغانستان در طول چند دهه اخیر همواره یا درگیر جنگ داخلی بوده و یا جنگ های داخلی زمینه ساز دخالت خارجی شده اند. جنگ های داخلی هر چند معمولاً پوشش ایدئولوژیک داشته اند ولی در ماهیت، قومی ـ مذهبی بوده اند. علت را هم باید در ساختار نامتجانس قومی این کشور جستجو کرد که تاکنون متناسب با شرایط خاص افغانستان ساختار قدرتی که برای همه واحدهای قومی رضایت آمیز باشد بدست نیامده است.

شاید مهم ترین عامل در این باره فرهنگ انحصار گرایانه در قدرت قومی باشد که بعضی از اقوام بطور سنتی با آن روبرو بوده اند، اما حقیقت آن است که سایر قومیت ها احساسات انحصارگرانه مشابهی از خود نشان داده اند، حتی اگر بتوان گفت که انحصار گری در قدرت در میان قومیت های مختلف در واکنش به انحصار گری قدرت در میان اقوام دیگر محسوس است، باز هم نمی توان توجیه عقلائی برای آن یافت؛ زیرا که بهرحال نتیجه آن برای صلح و ثبات داخلی افغانستان یکسان و فاجعه بار بوده است.

نگاه تاریخی و گذرا به انحصارگری قدرت وتداوم آن تا زمان حاضر به خوبی ثابت می‌کند که لااقل سه قومیت از چهار قومیت اصلی ساکن در افغانستان به لحاظ تاریخی خود را وارث قدرت می دانند و این ذهنیت، علاوه بر نخبه‌گان در توده های مردم قوی و قابل ردیابی است. قومیت پشتون، قومیت تاجیک و قومیت ازبیک این هرسه قومیت نگاه شان به قدرتِ گذشته است و نه زمانِ حاضر و درک واقعیت های جدید.

مجموعه این گونه واقعیت ها افغانستان را مستعد جنگ توسط خارجی‎ها نگهداشته است و پیآمد جبری آن فرار مردم از صحنه جنگ و در پیش گرفتن راه مهاجرت به رغم دشواری ها وخطرات آن بوده است؛ زیرا افغانها راه دیگری پیش رو ندارند، یا در صحنه جنگ می مانند و جوانان شان به نفع این یا آن گروه طالب، داعش به جنگ و برادر کشی بپردازند و یا راه فرار در پیش می گيرند. لااقل برای کودکان و زنان راه ماندن دشوارتر است و مردان جنگی نیز ترجیح می دهند زنان و کودکان خود را به کشورهای همجوار منتقل سازند. منتها با گذشت زمان از میان نسل اول آواره‌گان افغان در کشورهای همسایه، نسل جدیدی با آرزوها وآرمان های جدید شکل گرفت که آرزوی زنده‌گی و معیشت بالاتری از پدران و مادران خود شده اند. همین نسل است که اکنون نگاه به اروپا، کانادا و آسترالیا دارد و هر خطری را می پذیرد تا ادامه دهنده راه نسل قبل از خود نباشد.

برای این نسل زنده‌گی درکشوری که درکش نمی کند و نیازهایش را به رسمیت نمی شناسد، دشوار است و حاضر نیست گوشت دم توپ قدرت طلبان و انحصارگران قدرت قومی شود. نفس کشیدن در فضای آزاد را می خواهد که افغانستان قادر به ارائه آن نیست و همچنان وفادار به سنت انحصارگری قدرت باقی مانده است. سنتی که نتیجه آن حضور خارجی ها با بهانه های متفاوت وایدئولوژی متفاوت بوده است و افغانستان را اگر از اشغال روس ها خارج كرد، اما به چنگال امریکایی ها در آورده است. در هر دو حالت نفس مداخله خارجی ها ادامه داشته، جنگ قدرت قومی ادامه دارد و تنها بازیگران داخلی و خارجی آن تغییر کرده اند

۲-  بیکاری و فقر شدید اقتصادی

عامل دوم بعد از جنگ داخلی و حضور خارجی ها که روند مهاجرت را تسریع کرده است وجود فقر شدید و مشکلات اقتصادی و بیکاری گسترده است. این عامل رابطه تنگاتنگی با جنگ نیابتی دارد. سرمایه های اصل کشور صرف جنگ می شود و اصلی ترین نیروی کار سازنده در جنگ هدر می رود. بنابراین امکانی برای توسعه اقتصادی باقی نمی ماند.

هست و نیست مردم افغانستان در جنگ های طولانی داخلی و خارجی هدر رفته است و زنده‌گی در داخل کشور در عمل برای نسل جوان و آرزوهای فراتر از امکانات محلی، تحمل پذیر نیست. کمک های بینالمللی به جای آن‌که در جهت توسعه افغانستان و ایجاد کار برای نسل جوان مصرف شود، در مناسبات فساد آمیز به وسیله خارجی‎ها و نخبه‌گان و صاحبان قدرت غارت می شود و به خارج انتقال می یابد.

در چنین فضایی جوانان افغانستان راهی جز فرار از وضع موجود پیش پای خود نمی بینند و همین ها هستند که یا در کمپ ها در بدترین شرایط در ترکیه و یونان منتظر پذیرشِ در کشورهای اروپایی هستند و یا خود را با هزاران مشکل و بدبختی به مالزیا و اندونزیا می‎رسانند و دار و ندار خود را به قاچاقچیان انسان می دهند تا آنها را به سواحل کشور های اروپایی برسانند تا شاید راهی  حاصل شود و دولت اروپایی آن ها را بپذیرندهمین هاهستند که سوار کشتی های کهنه و ناامن قاچاقچیان می شوند و حتی از داشتن یک جلیقه نجات محروم اند که در صورت بروز حادثه، لااقل مدتی بتوانند در آب شناور بمانند تا نیروهای امدادی برسند و جان شان را نجات دهند. در آخرین مورد غرق کشتی آواره‌گان افغان، آن‌هایی که جلیقه نجات داشتند، نجات پیدا کردند و جان باخته‌گان عمدتاً کسانی بودند که از این حداقل امکان سفر دریایی محروم بودند.

۳-  بی قانونی و تجزیه قدرت

عامل سوم فرار جوانان از افغانستان و پذیرش خطرات مهاجرت را می باید در واقعیت بی قانونی و تجزیه عملی قدرت در کشور دانست. هر گوشه ای از افغانستان امروز در اختیار یک قدرت طلب محلی است که از هیچ قدرتِ قانونمندی پیروی نمی کند. این حالت به نوعی هرج و مرج و بی قانونی در گسترده ترین حدممکن منتهی شده است و دولت مرکزی علی رغم تلاش برای دفع این مشکل تاکنون ناموفق بوده است. قاچاق و کشت مواد مخدر امکانات مالی لازم را برای قدرت طلبان محلی فراهم كرده و آن ها را در موقعیتی قرار داده است که بی نیاز از دولت مرکزی هر طور که خود بخواهند با مردم محلی رفتار نمایند.

پذیرش چنین حالتی برای نسل جوان که در مهاجرت به سایر کشورهای مهاجرپذیر رشد کرده‌اند و با سطحی از قانون و حساب وکتاب آشنایی پیدا کرده است، قابل تحمل نیست. این نسل از مهاجران افغان واقعاً در جستجوی زنده‌گی بهتر که آن را حق خود می‎دانند راه مهاجرت در پیش می گیرند. در تة ذهن این نسل جوان مهاجر افغان این حقیقت تلخ وجود دارد که قربانی شدن خود را می پذیرد تا نسل بعدی اش دچار مصیبت زنده‌گی او نشود.

در کنار این گونه واقعیت‌های داخلی، تشویق کنندة جوانان افغان به مهاجرت، سیاست کشورهای مهاجر پذیر ، جاذبه زنده‌گی راحت‌تر، در فضای آرام و قانونی و دسترسی به امکانات بهتر علاوه بر این زنده‌گی راضی کننده تر، دوستان واقوامیکه قبلاً به کشورهای غربی مهاجرت كرده اند كه آوازه آن ها به گوش رسيده است دلایل خارجی افزايش مهاجرت و پذیرش خطرات آنرا برای نسل جوان افغان توضیح می دهد.


مقاله های سیاسی

!از اسب تروا تا اسب حافظ سعید

2017-Apr-25 ||  پرتو نادری

گفتند والي ننگرهار اسبي به رييس جمهور بخشيده است. چموش و سخت لگام. اسبي که آن را جز اميران و شاهان کس ديگري نتواند پاي بر رکاب گذاشتن. گفتند اين اسب در گذشته از حافظ سعيد امير خراسان داعشيان بوده است و رفتاري دارد داعشي، اما روشن نيست که اسب امير خراسان مي تواند رفتار دموکراسي افغاني را ياد گيرد يا نه! وقتي اين خبر را شنيدم نمي دانم چرا ماجراي اسب شهر تروا يادم آمد. در حماسه هاي يوناني آمده است که چون يونانيان به سرکرده گي «آشيل» به هدف تسخير شهر تروا کشتي ها بر آب افگندند و تروا را در محاصره کشيدند، سپاهيان تروا تيرها در کمان ها گذاشتند و در برابر مهاجمان انتقام جو ايستادند. خون ريختند و اما از شهر و سرزمين خود پاسداري کردند. تروا ده سال تمام در محاصرة يونانيان ماند؛ اما کاري از پيش نرفت. دروازة شهر همچنان بسته ماند و تيرهاي پاسدارن در افقها به پرواز! آشيل دل...

ارگ از تــک روی دســت بکشــد

2017-Apr-25 ||  قشلاقی

در بحبوحه افزايش بد امني و خطر سقوط برخي از ولايت ها به دست دشمن، ارگ شديد تر از پيش بر طبل انحصار گري هاي خويش مي کوبد و به جان اقوام افغانستان افتاده است. اين کار را طالبان نيز در آغاز اولين سال حکمراني شان بر کابل کردند. آنان در آغاز با شعار مبارزه بر ضد شر و فساد کمر بستند تا افغانستان را از چنگال فرماندهان مسلح جهادي پاک کنند، ولي به مجرد اشغال کابل به اصل خويش برگشتند و به برچيدن بساط اقوام ديگر در افغانستان آغاز کردند. يکي از دلايل شکست طالبان همين تک روي هاي قومي شان نيز بوده است؛ زيرا همه دانستند و کمر به مبارزه مقاومت بر عليه آنها بستند و حتا ناگزير شدند براي نجات از اين بلاي خون آشام، کمک و مداخله امريکا را براي سرنگوني اين رژيم قبول کردند. افغانستان اينک بار ديگر بر لبه پرتگاهي قرار دارد که  بيست سال پيش قرار داشت. رييس جمهوري کشور به بهانه هاي گوناگو...

سید حسین اشراق در گردهمایی زیر نام فراخوان اجندای ملی: بحران مشروعیت در کشور وضعیت را غیر قابل تحمل کرده است

2017-Apr-25 ||  سيد حسين اشراق

نابسامانی ها موجب شده است تا سلطه اقلیت بازیگران سیاسی بر اکثریت، به جریان مسلط مبدل شود حضار گرامي، شخصيت هاي عاليقدر اشتراک کننده در مجلس سلام بر شما! خوشحال هستم که در خدمت شما قرار دارم، از برگذار کننده گانِ اين مجلس پرشکوه مخصوصاٌ برادر عزيزم جناب سفير صاحب احمد ولي مسعود سپاسگزارم که اين فرصت را در اختيار من قرار دادند.   بحثِ امروز پيرامون مرحلة جديدِ آجنداي ملي است، آجنداي ملي که از جنس حزب و سازمان سياسي صرف نيست، بلکه به عنوان يک تجربة جديد، گفتمانِ سياسي ناشي از فلسفة اجتماعي است که از چشم اندازِ اخلاق، عدالت و هنجار هاي شهروندي به مسايلِ مربوط به قدرت، زعامت و مديريتِ تحولات سياسي و اجتماعي مي پردازد.     حضار گرامي! افغانستان در شرايط نابساماني قرار دارد، ضروري به نظر مي رسد تا نيروهاي سياسي آينده نگر و فعالانِ جامعة مدني از رهگذرِ مک...

آقای رییس جمهور! تو ملامت هستی

2017-Apr-24 ||  صدیق الله توحیدی

دوسال از رياست جمهوري جناب شما و تأسيس حکومت وحدت ملي گذشت، هرروز مردم اميدشان را نسبت به آينده از دست مي دهند. حملات پيهم ومخوف تروريستي وعدم شناسايي و مجازات عاملان نفوذي دشمن در نيروهاي امنيتي؛ اين نگراني رابه وجود آورده است که حکومت نمي تواند امنيت شهروندان را تأمين نمايد.  جناب رييس جمهور!  وقتي بررياست محافظت رجال برجسته حمله صورت گرفت، مردم مي خواستند که بدانند کدام دست هاي نامرئي است که اين فاجعه را آفريده است، اما ازآن واقعه روزها وماه ها سپري شد نه نتيجه تحقيق اعلام شد ونه هم کسي به اين اتهامات بازداشت گرديد ونه هم مجازات شد. فاجعة بيمارستان چهارصد بستر داغ ديگري بردل هاي مردم گذاشت که جناب شما به سرعت کميسيوني را توظيف و وعده سپرديد که عاملان وايادي نفوذي دشمن را اين کميسيون شناسايي وبه پنجه قانون خواهد سپرد، نه تنها اين که کميسيون به اصطلاح ...

بند کمال خان بعد از پنجاه سال

2017-Apr-24 ||  عبدالحمید مبارز

در پايان پنجاه سال است که اکمال دو فاز بند کمال خان اعلان و کار ساختمان فاز سوم آن آغاز شد. آغاز اين کار کار بزرگي مي باشد؛ زيرا مديريت آب هلمند بدست افغانستان قرار مي گيرد، آن وقت افغانستان براي ايران همان مقدار آبي را جاري خواهد ساخت که در قراردادي که بين محمد موسي شفيق، آخرين صدراعظم دوره شاهي افغانستان و عباس هويدا، آخرين صدراعظم دورة شهنشاهي ايران امضا شد و پارلمان هاي هر دو کشور آن قرارداد را به تصويب رسانده و دو پادشاه وقت دو کشور آن را توشيح کرده اند و ملت هاي ايران و افغانستان از آن به خوشي استقبال کردند و مردمان هر دو کشور انتظار داشتند که بر پايه اين قرارداد روابط دوستانه ي افغانستان و ايران وسيع‌تر و محکم تر بگردد. اين که براي ساختمان فاز سوم بند کمال خان، وزير آب و برق چهارسال وقت تعيين کرده و علت و شکل ساختمان و موادي را که در آن بکار مي رود توضيح نکرد تا...

توطیه های بزرگ بر ضد مردم و کشور

2017-Apr-23 ||  مهرالدین مشید

موجودیت تروریستان در درون نظام مرگ آفرین شده است اوضاع در کشور طوري به پيش مي رود که گويا هر لحظه دستان نامريي اي هر روز بيشتر از روز ديگر وضعيت امنيتي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي را نابسامان تر مي کند و کشتي توفان زدة کشور را به سوي توفان هاي خطرناک يدک مي کنند. با تأسف که  شرايط بد سياسي در موجي از توطيه هاي خطرناک افغانستان را هر لحظه بيشتر از روز ديگر بر لبة پرتگاه مي کشاند که  به صورت قطع به نفع مردم و کشور نيست. از پيشامد هاي کنون در کشور معلوم مي شود که دستاني از شرق و غرب و شمال و جنوب به سوي کشور دراز شده و در کار توطية بزرگ برضد مردم و کشور دست دارند و چنان رخداد ها به گونة زنجيره يي يکي پيهم به وقوع مي پيوندند که حتا بدتر از کارگزاران ستون پنجم امنيت ملي و منافع ملي را تهديد مي کنند. اين تهديد ها در حالي افزايش مي يابند که مخالفان مسلح در يک سلسله حمله هاي ز...

حکومت وحدت ملی یا گدام مشاوران بیکاره

2017-Apr-22 ||  احمد سعیدی

وقتي به خودسري وخود کامه گي سران حکومت وحدت ملي نگاه مي کنم در مورد جذب ونصب مشاورين شان تعجب مي نمايم. بعد از سبکدوشي آقاي داوود اساس مشاور ارشد داکتر عبدالله عبدالله در يکي از رسانه ها با وي از نزديک ديدم، علت برطرفي خود را برايم بيان نمود، از آقاي اساس پرسيدم که داکتر عبدالله چند مشاور دارد؟ وي گفت: 162 مشاور. برايش گفتم بعد از سبک دوشي شما شايد تعداد به 161 رسيده باشد. از او پرسيدم مشاورين رييس جمهور به کدام تعداد است؟ گفت، دقيق نمي دانم، شايد از 180 نفر زيادتر باشد. از معاشات پرسيدم، برايم گفته شد هيچ کس از 50000 افغاني کمتر و از 300000 افغاني معاش بالاتر ندارد. با خود گفتم اي داد و بيداد. از سوي ديگر گاهي اين سوال نزد من مطرح مي شود واز خود مي پرسم چطور ممکن است رهبران ديکتاتور وخود پسند خود کامه به مشوره مشاورين که خود توجه کنند. در جهان رؤساي جمهور حد اکثر از پانزده مش...

روسیه در فکر ویتنامی ساختن جنگ افغانستان برای امریکاست

2017-Apr-22 ||  محمد علی مهرزاد

روسيه بعدازتجاوز به افغانستان وکشتار مردم بيگناه وويراني داشته هاي مادي ومعنوي درکشور ما؛ اين دومين فاجعة ننگين درقاموس جنايات بشري است که درکشتاردسته جمعي توسط حکومت دست نشانده خود درسوريه با استفاده ازبمب هاي خوشه اي وفلج کنندة اعصاب که منجربه کشتن بالاترازصدنفراعم ازکودک، جوان، پيرمردان  و زنان معصوم، بيگناه و غيرنظامي شد، قلب ميليون ها انسان با وجدان را جريحه دارساخته است؛ حتا در ملل متحد به حدي انعکاس داشت که با اکثريت مطلق مخالف اين عمل ددمنشانه بودند و آن را محکوم کردند. بازگشت روسيه بعد ازشکست درافغانستان درسطح بين المللي حادثة مصيبت باردر سوريه، تکرار جنايت تاريخي است که موقع تجاوزواشغال افغا نستان انجام گرفت. روسيه قبل از اين که مبارزه عليه تروريستان را انجام دهد ،خود به حيث تروريست دولتي درکشتارمردم غير نظامي ديروز درافغانستان وامروز درسوريه ...

Previous   ||   Next