سرمقاله

!سرقوماندان اعلی نیز از مردم معذرت بخواهد

2017-Apr-25  || 

پس از فشارهاي زياد به ويژه کاربران شبکه هاي اجتماعي در رابطه به حادثه خونين قول اردوي شاهين در ولايت بلخ که تعداد زيادي از سربازان کشور شهيد و زخمي شدند، ديروز وزير دفاع و رييس ستاد ارتش ظاهراً استعفا دادند. اگر اين دو مقام وزارت دفاع کشور خود شان داوطلبانه استعفا داده باشند، کار با ارزشي کرده اند. زيرا در کشور ما افغانستان اساساً فرهنگ استعفا و کنار رفتن داوطلبانه رسم نيست در حالي که در برخي از کشورها، با کوچکترين حوادث ناگوار به ويژه مسايل امنيتي، مسؤولان کنار مي روند. اما در رخداد غم انگيز و مرگبار قول شاهين، نهادها و افراد ديگري هم مقصر اند که بايد استعفا بدهند و يا دست کم از مردم معذرت بخواهند و به کم کاري و ضعف شان اعتراف بدارند. رييس جمهوري کشور که همواره به سرقوماندان اعلي بودن خود افتخار مي کند بايد بپذيرد که در اين رخداد مقصر است. در روزهاي نخست همين وزير دفاع که از سوي رييس جمهور معرفي شد، در رسانه ها آگاهان نظر دادند که وي شايستگي وزارت دفاع را ندارد و نمي تواند جنگ را در کشور مديريت کند. اما رييس جمهور به اين نظريات سالم آگاهان توجه نکرد و وزير دفاع و رييس ستاد ارتش از سوي غني و عبدالله با ملاحظات سياسي و قومي گماشته شدند که نتايج آن را ديديم. به همين گونه مجلس نماينده گان، نهاد ديگري است که در قضيه قول اردوي شاهين و رخدادهاي غم انگيز و مرگبار ديگر مقصر شناخته مي شود. همين مجلس نماينده گان بود که به مسؤول


ضرورت قیام ملی در برابر طالبان!

!مسؤولان نهادهای کشفی مورد بازپرس جدی قرار بگیرند

!طرح اداره موقت واکنش در برابر انحصار قدرت

!پاکستان به عنوان کشور حامی تروریستان به جهان معرفی شود



3
H: 3°
L: -2°
Kabul
Saturday, 14 January
See 7-Day Forecast
Sun Mon Tue Wed Thu Fri
           
-9° -9° -11° -11° -12° -9°

SUBSCRIBE TO RSS

نهضت اسلامی در افغانستان از محور کنشی تا مرز واکنشی و احساساتی

پس از تصویب قانون اساسی در نخستین سال های دهه دموکراسی در کشور در سال ۱۳۴۳ احزاب سیاسی کشور اجازة فعالیت علنی را پیدا کردند و این قانون تا حدودی آزادی رسانه ها در کشور را نیز تضمین کرد؛ هرچند قانون فعالیت های احزاب در پارلمان وقت تصویب نشد، اما احزاب راست، چپ، میانه و ملی گرا به فعالیت های شان در کشور آغاز کردند. هرچند یک سلسله فعالیت های فکری اسلامی پس از سال های ۱۳۳۶ به رهبری غلام محمد نیازی و بعد تر برهان الدین ربانی، عبدرب الر سول سیاف و شماری دیگر در دانشگاه کابل آغاز شده بود که به نحوی اندیشه های اسلام سیاسی در مجله شرعیات دانشکده شرعیات دانشگاه کابل و اندکی هم در نشریه اوقاف بازتاب می دادند و اما فعالیت های سیاسی خیابانی و علنی نداشتند. استادان یادشده هر یک  نیازی و ربانی که آموزش دیده گان الاظهر مصر بودند و از اندیشه های اخوان المسلمین مصر متأثر شده بودند، تلاش کردند تا برداشت های اسلامی خود در مصر را به خورد جوانان بدهند.

به همه گان آشکار است که برای نخستین بار فعالیت های اسلامی در سال ۱۳۴۸ پس از تأسیس جنبش جوانان مسلمان در هفدهم ماه حمل سال ۱۳۴۸ در کشور به گونه خیابانی و علنی آغاز شد که پیشآهنگ این حرکت بنیان گذاران این جنبش بودند. هسته گذاران این جنبش را فرزندان اصیل و دردمند افغانستان تشکیل می دادند که از جمله بنیانگذاران آن به استثنای انجینیر حکمتیار دیگران به شهادت رسانده شدند. ترکیب آن فراملیتی و فرامذهبی بود که الگوی یک جریان اسلامی و ملی را در کشور تمثیل می کرد. هرچند یک سلسله فعالیت های اسلامی در کشور پیشینه داشت، از جمله از جریانی به رهبری سید اسماعیل بلخی می توان یادآور شد که فراملیتی بود و به اتهام کودتا از سوی حکومت ظاهرشاه بازداشت و بعد به شهادت رسانده شد که پس از شهید شدن او در شاخه های دیگری تداوم پیدا کرد. در این شکی نیست که دو جریان متأثر از جنبش های نیم قاره در هند زیر نام مشروطیت اول به رهبری مولوی محمد سرور در زمان شاه حبیب الله و مشروطیت دوم در پایان حکومت حبیب الله در کشور شکل گرفتند که یک شاخة آن به رهبری امان الله و شاخه دیگر آن به رهبری سردار عنایت الله برادر شاه امان الله در دربار که شاخۀ اسلام گرای مشروطیت دوم رابطه داشت ، فعالیت می کردند و شاخه نخستین این جنبش در پیروزی امان الله نقش داشت. از مطالعه کلی و چگونگی خیزش حرکت های یادشده معلوم می شود که  بیشتر شکل واکنشی برای پاسخدهی به شرایط و حکومت های مستبد و قدرت های استعماری را داشته اند که رنگ احساساتی آنان بر وجهه عقلانیت آنها غلبه داشت و می توان گفت که کمتر رنگ کنشی را داشت؛ زیرا این جریان ها در واکنش به حکومت های استبدادی ظهور کرده بودند، نه  این که در بستر اجتماعی و فرهنگی کشور به گونۀ طبیعی و تدریجی رشد کرده باشند.

طوری که شاهدیم کودتای اسماعیل‎بلخی برضد حکومت ظاهرشاه و قیام جنبش جوانان مسلمان در برابر داوود، دلیل آشکار ناپختگی ها و احساساتی بودن حرکت های یادشده می باشند. حرکت های یادشده در مسیر مبارزاتی شان متحول شدند و به شاخه های گوناگون تقسیم شدند. حرکت های یادشده پس از هجوم ارتش سرخ به گونة ناخواسته وارد کارزار مبارزات مسلحانه شدند. در نتیجه ناپختگی ها بود که جریان های یادشده با آن که در میدان نبرد پیروز شدند؛ اما در میدان سیاست بازنده شدند و پس از پیروزی در نتیجه مداخله های شبکه های استخباراتی افغانستان را به میدان درگیری های گروهی بدل کردند که در نتیجه آن شصت هزار شهروندان مظلوم کابل شهید شدند. این ناروایی های گروهی بود که در نتیجة آن افغانستان به روزگار کنونی رسیده است.

بنا بر این، گروه های یادشده به اندازه کافی در خود گیر مانده اند، خیلی کهنه شده و از قافله زمان به دور مانده، هرگز نمی خواهند قالب های قراردادی و موروثی خود را بشکنند. نه تنها این که از داشتن کادر های رهبران توانا، آگاه، متحرک، بالنده و همگام با زمان رنج می برند و با عصر بیگانه شده اند و به قول مرحوم علی شریعتی، هنوز هم درگیر ضرب زبانی های کهن اند و هرگز تصمیم ندارند تا خود را بازسازی کنند و رهبران سنتی اش برای هراس از دست دادن قدرت چند تا آدم های مومیایی شده و آری گوی را به محور خود حفظ کرده اند و می خواهند با آن ماشین های کهنه و از کار افتاده به مهتاب سفر کنند. در حالی که بسیاری این بیچاره ها چنان به بیماری ناخودآگاهی دچار اند و حتا تمایل ندارند که زحمت خواندن یک ساعت کتاب را قبول کنند و چه رسد به آن که دست به تحقیق زده و برای نوسازی و پویایی گروه های مربوط به خود فکر کنند؛ عده یی چنان ساده و پیاده مانده اند که هنوز هم به قول شریعتی با حضرت آدم در بهشت باقی مانده اند و به مقام خروج برای رسیدن به کمال انسانی نرسیده اند؛ عده یی هم دارای مافیا شده و مصروف بازی های مافیایی اند و از خون جهاد و مردم دارای ثروت های افسانه یی شده اند و به مثابه مار ها بر سر گنج های به غارت برده خود خوابیده و هر آنگاهی که دریابند کسی به آن گروه نزدیک می شود، به گونه فوری آن را نیش می زنند و زهر و طغره را بر آن شلیک می کنند. نه تنها این که عده یی چنان با بازی های مرموز سیاسی عادت کرده اند که شبی سر از آستان یک دربار می کشند و شبی هم خوابه با فلان رئیس جمهور و فلان مقام می شوند و برای رسیدن به مقامی گویی دستان خود را پل بسته و از آبروی خود می گذرند. با این دلالان و معامله گران نمی توان سرنوشت یک ملت را رقم زد و با کارت های خانواده گی و کلیشه یی آنان کار های بزرگ را انجام داد و قافله توفان زده کشور را برای رسیده به ساحل نجات یاری رساند؛ چگونه ممکن است بر آنانی اعتماد کرد و سرنوشت خود و ملت را در قمار آ نانی گذاشت که برای ماندن در مقام و غارت ثروت های مردم از یخن نابکار ترین حکومت ها سر می کشند و برای بربادی کشور دست ده ها مفید را تکان می دهند و از خون ملت به سرمایه های افسانوی رسیده اند.

در حالی که کار فکری برای شناختن استبداد ظرفیت فرهنگ را برای پذیرش آزادی بلند می برد و بن مایه های فرهنگی را به شکوفایی می رساند. درست تا زمانی که فرهنگ ظرفیت آزادی را پیدا نکند، به مقام آزادی نمی رسد. به هر میزانی که فرهنگ آزادی در درون ساختار های فرهنگی متحجر و موروثی گروه ها رشد کند؛ به همان اندازه استبداد فرهنگی از میان گروه رخت بسته فرهنگ آزادی و بالنده گی به بار و برگ می نشیند و استبداد درون فرهنگی سازمان کوچکتر می شود که با تأسف هنوز شگفتن گل امید در گروه های موجود مافیایی شده و مومیایی زده خیلی به دور است و برای شکستاندن آن شیر خدا و رستم داستان نیاز است. زیرا ماندن در تحجر و قشریت خطرناک تر و کشنده تر از هر نوع سست عنصری است و آشکار است که جاباز کردن تحرک و بالنده گی در آن خیال و جنون است. نه تنها این که از لحاظ سازماندهی خیلی ضعیف و عقب افتاده اند؛ بلکه در لاک سازماندهی های از در آزمون بدرنیامده هنوز هم اسیر اند و درد زایمان ارثی را متحمل شده اند از این رو است که این گروه ها نه تنها در لاک های تنگ ارثی و خانواده‎گی گیر مانده اند؛ بلکه این سبب شده تا شماری ها زیر نام رئیس فلان کمیته و فلان ریاست به بهای فرستادن درود و دعا به خانواده اهل و بیت رهبر و گروه برمصداق سخن «پهلوان زنده خوش است» به گونه ارثی در کنار رهبران شماری از گروه ها بمانند و به این ماندن نابکار خود فخر و مباهات کنند. این سبب شده تا این گروه ها از داشتن یک محور رهبری آگاه به نیاز های عصر و مصمم و محروم باشند و در تار عنکبوتی استبداد رهبری زندانی شوند.از همین رو است که بیشتر این گروه ها دچار تشتت و پراکنده گی بوده و هر روز شاهد یک پیامد انشعاب تازه اند. این پارچه شدن ها زمانی شدت می یابد که رهبران سنتی و موروثی دار فانی را به دار بقا ترک کنند. تک رایی ها و ناانعطاف پذیری های رهبران این گروه ها نه تنها فرصت های خوب را از آنان گرفته است و زمینه استفاده از فرصت های جدید را نیز از آنان گرفته است. این سبب شده تا درجه تحمل پذیری و دگردیسی آنان کاهش یابد؛ بلکه عزت نفس آنان را نیز زیر پرسش برده است؛ زیرا ماندن در یک مقام به گونه دوامدار معنای گندیده شدن آب ایستاده را دارد که در نتیجه نه تنها از اعتبار و شایستگی رهبران می کاهد؛ بلکه اعتبار و عزت جهانی این گروه ها را در سطح جهانی نیز جریحه دار گردانیده است. حال بر رهبران سنتی گروه های اسلامی افغانستان است که چه راه میان بر را برای رهایی از دشواری کنونی و نجات گروه های شان از انزوای مردمی و سیاسی در پیش می گیرند تا فرصت بازسازی و احیای ارزش های از دست رفته سازمانی خویش را دریابند. این گروه ها نه تنها دیگر نمی توانند، الگوی مبارزاتی برای نسل جوان کشور باشند؛ بلکه کارنامه های زشت آنان حتا بروجهه مبارزاتی بنیانگذاران آنها اثر سوء گذاشته و تمامی انرژی شان صرف نبرد ها، رقابت و اختلاف های گروهی شده است. بهتر است تا گفته شود که رهبران این گروه ها بیشتر شباهت به آثار عتیقه دارند و برای آذین بخشی موزه های سیاسی تاریخ رنگ و رخ خوبی دارند. رهبران این گروه ها در کنار آن که تحرک و پویایی شان را از دست داده اند، با دشواری های دست و پاگیر دچار اند و کار مهم و بنیادی را به پیش برده نمی توانند، به دلیل ناتوانی و الگو نبرداری های درست
 مطابق به نیاز زمان از سمت و سو دهی گروه های شان عاجز
 می باشند.

این در حالی است که هرکدام آنها سال های زیادی باید کار کنند تا گروه های شان را اعاده حیثیت کنند و گرد و غبار ناکارایی های گذشته دردناک را از سیمای گروه های شان پاک کنند.

 این گروه ها بررغم این همه دشواری ها هنوز هم در نقطه صفری بدون بازگشت کرخت و یخ زده ایستاده اند و به قول معروف هنوز هم سر قاطر مست خود سوار اند و کشمیر را به تماشا نشسته اند و بر آنانی فخر می فروشند که بر مصداق این سخن «سر پشقل سوار اند و کشمیر را می بینند» در حالی که نمی دانند نه تنها رفتن در رکاب پشقل سواران کاری را از پیش نمی برد؛ بلکه با هیاهو و چک چک های ساخته گی آنان هیچ خراب آبادی مدینه فاضله بدل نخواهد شد. این در حالی است که رهبران معظم گرو های اسلامی نه تنها با رویا های آرمان شهر جهادی بدرود نگفته اند؛ بلکه این ارزش ها را چنان به بازی گرفته اند و آن ها را پرپر کرده اند که هفت خوان رستم چه که هفتاد خوان رستم را باید پیمود تا به منزلی از نیم منزل ها اطرق کرد.


مقاله های سیاسی

!از اسب تروا تا اسب حافظ سعید

2017-Apr-25 ||  پرتو نادری

گفتند والي ننگرهار اسبي به رييس جمهور بخشيده است. چموش و سخت لگام. اسبي که آن را جز اميران و شاهان کس ديگري نتواند پاي بر رکاب گذاشتن. گفتند اين اسب در گذشته از حافظ سعيد امير خراسان داعشيان بوده است و رفتاري دارد داعشي، اما روشن نيست که اسب امير خراسان مي تواند رفتار دموکراسي افغاني را ياد گيرد يا نه! وقتي اين خبر را شنيدم نمي دانم چرا ماجراي اسب شهر تروا يادم آمد. در حماسه هاي يوناني آمده است که چون يونانيان به سرکرده گي «آشيل» به هدف تسخير شهر تروا کشتي ها بر آب افگندند و تروا را در محاصره کشيدند، سپاهيان تروا تيرها در کمان ها گذاشتند و در برابر مهاجمان انتقام جو ايستادند. خون ريختند و اما از شهر و سرزمين خود پاسداري کردند. تروا ده سال تمام در محاصرة يونانيان ماند؛ اما کاري از پيش نرفت. دروازة شهر همچنان بسته ماند و تيرهاي پاسدارن در افقها به پرواز! آشيل دل...

ارگ از تــک روی دســت بکشــد

2017-Apr-25 ||  قشلاقی

در بحبوحه افزايش بد امني و خطر سقوط برخي از ولايت ها به دست دشمن، ارگ شديد تر از پيش بر طبل انحصار گري هاي خويش مي کوبد و به جان اقوام افغانستان افتاده است. اين کار را طالبان نيز در آغاز اولين سال حکمراني شان بر کابل کردند. آنان در آغاز با شعار مبارزه بر ضد شر و فساد کمر بستند تا افغانستان را از چنگال فرماندهان مسلح جهادي پاک کنند، ولي به مجرد اشغال کابل به اصل خويش برگشتند و به برچيدن بساط اقوام ديگر در افغانستان آغاز کردند. يکي از دلايل شکست طالبان همين تک روي هاي قومي شان نيز بوده است؛ زيرا همه دانستند و کمر به مبارزه مقاومت بر عليه آنها بستند و حتا ناگزير شدند براي نجات از اين بلاي خون آشام، کمک و مداخله امريکا را براي سرنگوني اين رژيم قبول کردند. افغانستان اينک بار ديگر بر لبه پرتگاهي قرار دارد که  بيست سال پيش قرار داشت. رييس جمهوري کشور به بهانه هاي گوناگو...

سید حسین اشراق در گردهمایی زیر نام فراخوان اجندای ملی: بحران مشروعیت در کشور وضعیت را غیر قابل تحمل کرده است

2017-Apr-25 ||  سيد حسين اشراق

نابسامانی ها موجب شده است تا سلطه اقلیت بازیگران سیاسی بر اکثریت، به جریان مسلط مبدل شود حضار گرامي، شخصيت هاي عاليقدر اشتراک کننده در مجلس سلام بر شما! خوشحال هستم که در خدمت شما قرار دارم، از برگذار کننده گانِ اين مجلس پرشکوه مخصوصاٌ برادر عزيزم جناب سفير صاحب احمد ولي مسعود سپاسگزارم که اين فرصت را در اختيار من قرار دادند.   بحثِ امروز پيرامون مرحلة جديدِ آجنداي ملي است، آجنداي ملي که از جنس حزب و سازمان سياسي صرف نيست، بلکه به عنوان يک تجربة جديد، گفتمانِ سياسي ناشي از فلسفة اجتماعي است که از چشم اندازِ اخلاق، عدالت و هنجار هاي شهروندي به مسايلِ مربوط به قدرت، زعامت و مديريتِ تحولات سياسي و اجتماعي مي پردازد.     حضار گرامي! افغانستان در شرايط نابساماني قرار دارد، ضروري به نظر مي رسد تا نيروهاي سياسي آينده نگر و فعالانِ جامعة مدني از رهگذرِ مک...

آقای رییس جمهور! تو ملامت هستی

2017-Apr-24 ||  صدیق الله توحیدی

دوسال از رياست جمهوري جناب شما و تأسيس حکومت وحدت ملي گذشت، هرروز مردم اميدشان را نسبت به آينده از دست مي دهند. حملات پيهم ومخوف تروريستي وعدم شناسايي و مجازات عاملان نفوذي دشمن در نيروهاي امنيتي؛ اين نگراني رابه وجود آورده است که حکومت نمي تواند امنيت شهروندان را تأمين نمايد.  جناب رييس جمهور!  وقتي بررياست محافظت رجال برجسته حمله صورت گرفت، مردم مي خواستند که بدانند کدام دست هاي نامرئي است که اين فاجعه را آفريده است، اما ازآن واقعه روزها وماه ها سپري شد نه نتيجه تحقيق اعلام شد ونه هم کسي به اين اتهامات بازداشت گرديد ونه هم مجازات شد. فاجعة بيمارستان چهارصد بستر داغ ديگري بردل هاي مردم گذاشت که جناب شما به سرعت کميسيوني را توظيف و وعده سپرديد که عاملان وايادي نفوذي دشمن را اين کميسيون شناسايي وبه پنجه قانون خواهد سپرد، نه تنها اين که کميسيون به اصطلاح ...

بند کمال خان بعد از پنجاه سال

2017-Apr-24 ||  عبدالحمید مبارز

در پايان پنجاه سال است که اکمال دو فاز بند کمال خان اعلان و کار ساختمان فاز سوم آن آغاز شد. آغاز اين کار کار بزرگي مي باشد؛ زيرا مديريت آب هلمند بدست افغانستان قرار مي گيرد، آن وقت افغانستان براي ايران همان مقدار آبي را جاري خواهد ساخت که در قراردادي که بين محمد موسي شفيق، آخرين صدراعظم دوره شاهي افغانستان و عباس هويدا، آخرين صدراعظم دورة شهنشاهي ايران امضا شد و پارلمان هاي هر دو کشور آن قرارداد را به تصويب رسانده و دو پادشاه وقت دو کشور آن را توشيح کرده اند و ملت هاي ايران و افغانستان از آن به خوشي استقبال کردند و مردمان هر دو کشور انتظار داشتند که بر پايه اين قرارداد روابط دوستانه ي افغانستان و ايران وسيع‌تر و محکم تر بگردد. اين که براي ساختمان فاز سوم بند کمال خان، وزير آب و برق چهارسال وقت تعيين کرده و علت و شکل ساختمان و موادي را که در آن بکار مي رود توضيح نکرد تا...

توطیه های بزرگ بر ضد مردم و کشور

2017-Apr-23 ||  مهرالدین مشید

موجودیت تروریستان در درون نظام مرگ آفرین شده است اوضاع در کشور طوري به پيش مي رود که گويا هر لحظه دستان نامريي اي هر روز بيشتر از روز ديگر وضعيت امنيتي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي را نابسامان تر مي کند و کشتي توفان زدة کشور را به سوي توفان هاي خطرناک يدک مي کنند. با تأسف که  شرايط بد سياسي در موجي از توطيه هاي خطرناک افغانستان را هر لحظه بيشتر از روز ديگر بر لبة پرتگاه مي کشاند که  به صورت قطع به نفع مردم و کشور نيست. از پيشامد هاي کنون در کشور معلوم مي شود که دستاني از شرق و غرب و شمال و جنوب به سوي کشور دراز شده و در کار توطية بزرگ برضد مردم و کشور دست دارند و چنان رخداد ها به گونة زنجيره يي يکي پيهم به وقوع مي پيوندند که حتا بدتر از کارگزاران ستون پنجم امنيت ملي و منافع ملي را تهديد مي کنند. اين تهديد ها در حالي افزايش مي يابند که مخالفان مسلح در يک سلسله حمله هاي ز...

حکومت وحدت ملی یا گدام مشاوران بیکاره

2017-Apr-22 ||  احمد سعیدی

وقتي به خودسري وخود کامه گي سران حکومت وحدت ملي نگاه مي کنم در مورد جذب ونصب مشاورين شان تعجب مي نمايم. بعد از سبکدوشي آقاي داوود اساس مشاور ارشد داکتر عبدالله عبدالله در يکي از رسانه ها با وي از نزديک ديدم، علت برطرفي خود را برايم بيان نمود، از آقاي اساس پرسيدم که داکتر عبدالله چند مشاور دارد؟ وي گفت: 162 مشاور. برايش گفتم بعد از سبک دوشي شما شايد تعداد به 161 رسيده باشد. از او پرسيدم مشاورين رييس جمهور به کدام تعداد است؟ گفت، دقيق نمي دانم، شايد از 180 نفر زيادتر باشد. از معاشات پرسيدم، برايم گفته شد هيچ کس از 50000 افغاني کمتر و از 300000 افغاني معاش بالاتر ندارد. با خود گفتم اي داد و بيداد. از سوي ديگر گاهي اين سوال نزد من مطرح مي شود واز خود مي پرسم چطور ممکن است رهبران ديکتاتور وخود پسند خود کامه به مشوره مشاورين که خود توجه کنند. در جهان رؤساي جمهور حد اکثر از پانزده مش...

روسیه در فکر ویتنامی ساختن جنگ افغانستان برای امریکاست

2017-Apr-22 ||  محمد علی مهرزاد

روسيه بعدازتجاوز به افغانستان وکشتار مردم بيگناه وويراني داشته هاي مادي ومعنوي درکشور ما؛ اين دومين فاجعة ننگين درقاموس جنايات بشري است که درکشتاردسته جمعي توسط حکومت دست نشانده خود درسوريه با استفاده ازبمب هاي خوشه اي وفلج کنندة اعصاب که منجربه کشتن بالاترازصدنفراعم ازکودک، جوان، پيرمردان  و زنان معصوم، بيگناه و غيرنظامي شد، قلب ميليون ها انسان با وجدان را جريحه دارساخته است؛ حتا در ملل متحد به حدي انعکاس داشت که با اکثريت مطلق مخالف اين عمل ددمنشانه بودند و آن را محکوم کردند. بازگشت روسيه بعد ازشکست درافغانستان درسطح بين المللي حادثة مصيبت باردر سوريه، تکرار جنايت تاريخي است که موقع تجاوزواشغال افغا نستان انجام گرفت. روسيه قبل از اين که مبارزه عليه تروريستان را انجام دهد ،خود به حيث تروريست دولتي درکشتارمردم غير نظامي ديروز درافغانستان وامروز درسوريه ...

Previous   ||   Next