سرمقاله

ناامنی‌ها در شهر کابل افزایش یافته است

2017-May-24  || 

شهر کابل اين روزها شاهد بد امني هاي فراواني مي باشد که بسياري از اين رويداد ها رسانه يي نمي شوند. رخداد دارالامان که در آن يک خانم آلماني با محافظش کشته شد و يک تن ديگر از آنان اختطاف گرديد، بسيار مهم است و بايد به آن با دقت توجه کرد. دزدي و رهزني در موتر ها و کوچه هاي شهر بيداد مي کند و شبانه ها کسي جسارت نمي کند حتا براي اجراي امور مهم زنده گي خويش به بيرون از خانه پا نهاد؛ زيرا هرلحظه ممکن است از سوي دزدان و رهزنان مورد حمله قرار بگيرد و جيب هايش غارت گردد. اين رويداد ها حتا در نزديک ترين نقاط مرکزي شهر چون قلعه فتح الله و کمي دور تر از آن در خيرخانه و جا هاي ديگر همه روزه و همه شبه‌ها اتفاق مي افتد. وقوع اينگونه واقعات نشانة آن است که اوضاع امنيتي در پايتخت کشور بدتر شده است و علامت آن است که مسؤولان امنيتي توجه به اين مسأله ندارند و به وظايف شان رسيده گي نمي کنند. شايد اين نهاد هاي امنيتي در داخل پايتخت برنامه مدوني ندارند و امنيت اين شهر فقط بربنياد توکل به خداوند تأمين است و دزدان و رهزنان و مجرمين آزاد اند که هر چه مي‌خواهند بکنند. در بخش هايي از شهر افراد مسلح غير مسؤول با شکل و شمايلي ترسناک ديده مي شوند و اين کار گوياي اين حقيقت است که بي بندوباري ها در شهر روبه فزوني نهاده است و ايجاب مي کند تا به امور امنيتي پايتخت بايد از منظر جديدي نگاه کرد و راهکار هاي جديدي نيز در پيش گرفت. توجه در دروازه هاي ورودي شهر، خلع سلا


چرا ترامپ از کشورهای حامی تروریستان نام‌نبرد؟

!شهرداری کابل توجه کند

پاکستان حامی داعش نیز است!

با انحصار قدرت سلامت نظام با خطر مواجه شده است!



3
H: 3°
L: -2°
Kabul
Saturday, 14 January
See 7-Day Forecast
Sun Mon Tue Wed Thu Fri
           
-9° -9° -11° -11° -12° -9°

SUBSCRIBE TO RSS

نهضت اسلامی در افغانستان از محور کنشی تا مرز واکنشی و احساساتی

پس از تصویب قانون اساسی در نخستین سال های دهه دموکراسی در کشور در سال ۱۳۴۳ احزاب سیاسی کشور اجازة فعالیت علنی را پیدا کردند و این قانون تا حدودی آزادی رسانه ها در کشور را نیز تضمین کرد؛ هرچند قانون فعالیت های احزاب در پارلمان وقت تصویب نشد، اما احزاب راست، چپ، میانه و ملی گرا به فعالیت های شان در کشور آغاز کردند. هرچند یک سلسله فعالیت های فکری اسلامی پس از سال های ۱۳۳۶ به رهبری غلام محمد نیازی و بعد تر برهان الدین ربانی، عبدرب الر سول سیاف و شماری دیگر در دانشگاه کابل آغاز شده بود که به نحوی اندیشه های اسلام سیاسی در مجله شرعیات دانشکده شرعیات دانشگاه کابل و اندکی هم در نشریه اوقاف بازتاب می دادند و اما فعالیت های سیاسی خیابانی و علنی نداشتند. استادان یادشده هر یک  نیازی و ربانی که آموزش دیده گان الاظهر مصر بودند و از اندیشه های اخوان المسلمین مصر متأثر شده بودند، تلاش کردند تا برداشت های اسلامی خود در مصر را به خورد جوانان بدهند.

به همه گان آشکار است که برای نخستین بار فعالیت های اسلامی در سال ۱۳۴۸ پس از تأسیس جنبش جوانان مسلمان در هفدهم ماه حمل سال ۱۳۴۸ در کشور به گونه خیابانی و علنی آغاز شد که پیشآهنگ این حرکت بنیان گذاران این جنبش بودند. هسته گذاران این جنبش را فرزندان اصیل و دردمند افغانستان تشکیل می دادند که از جمله بنیانگذاران آن به استثنای انجینیر حکمتیار دیگران به شهادت رسانده شدند. ترکیب آن فراملیتی و فرامذهبی بود که الگوی یک جریان اسلامی و ملی را در کشور تمثیل می کرد. هرچند یک سلسله فعالیت های اسلامی در کشور پیشینه داشت، از جمله از جریانی به رهبری سید اسماعیل بلخی می توان یادآور شد که فراملیتی بود و به اتهام کودتا از سوی حکومت ظاهرشاه بازداشت و بعد به شهادت رسانده شد که پس از شهید شدن او در شاخه های دیگری تداوم پیدا کرد. در این شکی نیست که دو جریان متأثر از جنبش های نیم قاره در هند زیر نام مشروطیت اول به رهبری مولوی محمد سرور در زمان شاه حبیب الله و مشروطیت دوم در پایان حکومت حبیب الله در کشور شکل گرفتند که یک شاخة آن به رهبری امان الله و شاخه دیگر آن به رهبری سردار عنایت الله برادر شاه امان الله در دربار که شاخۀ اسلام گرای مشروطیت دوم رابطه داشت ، فعالیت می کردند و شاخه نخستین این جنبش در پیروزی امان الله نقش داشت. از مطالعه کلی و چگونگی خیزش حرکت های یادشده معلوم می شود که  بیشتر شکل واکنشی برای پاسخدهی به شرایط و حکومت های مستبد و قدرت های استعماری را داشته اند که رنگ احساساتی آنان بر وجهه عقلانیت آنها غلبه داشت و می توان گفت که کمتر رنگ کنشی را داشت؛ زیرا این جریان ها در واکنش به حکومت های استبدادی ظهور کرده بودند، نه  این که در بستر اجتماعی و فرهنگی کشور به گونۀ طبیعی و تدریجی رشد کرده باشند.

طوری که شاهدیم کودتای اسماعیل‎بلخی برضد حکومت ظاهرشاه و قیام جنبش جوانان مسلمان در برابر داوود، دلیل آشکار ناپختگی ها و احساساتی بودن حرکت های یادشده می باشند. حرکت های یادشده در مسیر مبارزاتی شان متحول شدند و به شاخه های گوناگون تقسیم شدند. حرکت های یادشده پس از هجوم ارتش سرخ به گونة ناخواسته وارد کارزار مبارزات مسلحانه شدند. در نتیجه ناپختگی ها بود که جریان های یادشده با آن که در میدان نبرد پیروز شدند؛ اما در میدان سیاست بازنده شدند و پس از پیروزی در نتیجه مداخله های شبکه های استخباراتی افغانستان را به میدان درگیری های گروهی بدل کردند که در نتیجه آن شصت هزار شهروندان مظلوم کابل شهید شدند. این ناروایی های گروهی بود که در نتیجة آن افغانستان به روزگار کنونی رسیده است.

بنا بر این، گروه های یادشده به اندازه کافی در خود گیر مانده اند، خیلی کهنه شده و از قافله زمان به دور مانده، هرگز نمی خواهند قالب های قراردادی و موروثی خود را بشکنند. نه تنها این که از داشتن کادر های رهبران توانا، آگاه، متحرک، بالنده و همگام با زمان رنج می برند و با عصر بیگانه شده اند و به قول مرحوم علی شریعتی، هنوز هم درگیر ضرب زبانی های کهن اند و هرگز تصمیم ندارند تا خود را بازسازی کنند و رهبران سنتی اش برای هراس از دست دادن قدرت چند تا آدم های مومیایی شده و آری گوی را به محور خود حفظ کرده اند و می خواهند با آن ماشین های کهنه و از کار افتاده به مهتاب سفر کنند. در حالی که بسیاری این بیچاره ها چنان به بیماری ناخودآگاهی دچار اند و حتا تمایل ندارند که زحمت خواندن یک ساعت کتاب را قبول کنند و چه رسد به آن که دست به تحقیق زده و برای نوسازی و پویایی گروه های مربوط به خود فکر کنند؛ عده یی چنان ساده و پیاده مانده اند که هنوز هم به قول شریعتی با حضرت آدم در بهشت باقی مانده اند و به مقام خروج برای رسیدن به کمال انسانی نرسیده اند؛ عده یی هم دارای مافیا شده و مصروف بازی های مافیایی اند و از خون جهاد و مردم دارای ثروت های افسانه یی شده اند و به مثابه مار ها بر سر گنج های به غارت برده خود خوابیده و هر آنگاهی که دریابند کسی به آن گروه نزدیک می شود، به گونه فوری آن را نیش می زنند و زهر و طغره را بر آن شلیک می کنند. نه تنها این که عده یی چنان با بازی های مرموز سیاسی عادت کرده اند که شبی سر از آستان یک دربار می کشند و شبی هم خوابه با فلان رئیس جمهور و فلان مقام می شوند و برای رسیدن به مقامی گویی دستان خود را پل بسته و از آبروی خود می گذرند. با این دلالان و معامله گران نمی توان سرنوشت یک ملت را رقم زد و با کارت های خانواده گی و کلیشه یی آنان کار های بزرگ را انجام داد و قافله توفان زده کشور را برای رسیده به ساحل نجات یاری رساند؛ چگونه ممکن است بر آنانی اعتماد کرد و سرنوشت خود و ملت را در قمار آ نانی گذاشت که برای ماندن در مقام و غارت ثروت های مردم از یخن نابکار ترین حکومت ها سر می کشند و برای بربادی کشور دست ده ها مفید را تکان می دهند و از خون ملت به سرمایه های افسانوی رسیده اند.

در حالی که کار فکری برای شناختن استبداد ظرفیت فرهنگ را برای پذیرش آزادی بلند می برد و بن مایه های فرهنگی را به شکوفایی می رساند. درست تا زمانی که فرهنگ ظرفیت آزادی را پیدا نکند، به مقام آزادی نمی رسد. به هر میزانی که فرهنگ آزادی در درون ساختار های فرهنگی متحجر و موروثی گروه ها رشد کند؛ به همان اندازه استبداد فرهنگی از میان گروه رخت بسته فرهنگ آزادی و بالنده گی به بار و برگ می نشیند و استبداد درون فرهنگی سازمان کوچکتر می شود که با تأسف هنوز شگفتن گل امید در گروه های موجود مافیایی شده و مومیایی زده خیلی به دور است و برای شکستاندن آن شیر خدا و رستم داستان نیاز است. زیرا ماندن در تحجر و قشریت خطرناک تر و کشنده تر از هر نوع سست عنصری است و آشکار است که جاباز کردن تحرک و بالنده گی در آن خیال و جنون است. نه تنها این که از لحاظ سازماندهی خیلی ضعیف و عقب افتاده اند؛ بلکه در لاک سازماندهی های از در آزمون بدرنیامده هنوز هم اسیر اند و درد زایمان ارثی را متحمل شده اند از این رو است که این گروه ها نه تنها در لاک های تنگ ارثی و خانواده‎گی گیر مانده اند؛ بلکه این سبب شده تا شماری ها زیر نام رئیس فلان کمیته و فلان ریاست به بهای فرستادن درود و دعا به خانواده اهل و بیت رهبر و گروه برمصداق سخن «پهلوان زنده خوش است» به گونه ارثی در کنار رهبران شماری از گروه ها بمانند و به این ماندن نابکار خود فخر و مباهات کنند. این سبب شده تا این گروه ها از داشتن یک محور رهبری آگاه به نیاز های عصر و مصمم و محروم باشند و در تار عنکبوتی استبداد رهبری زندانی شوند.از همین رو است که بیشتر این گروه ها دچار تشتت و پراکنده گی بوده و هر روز شاهد یک پیامد انشعاب تازه اند. این پارچه شدن ها زمانی شدت می یابد که رهبران سنتی و موروثی دار فانی را به دار بقا ترک کنند. تک رایی ها و ناانعطاف پذیری های رهبران این گروه ها نه تنها فرصت های خوب را از آنان گرفته است و زمینه استفاده از فرصت های جدید را نیز از آنان گرفته است. این سبب شده تا درجه تحمل پذیری و دگردیسی آنان کاهش یابد؛ بلکه عزت نفس آنان را نیز زیر پرسش برده است؛ زیرا ماندن در یک مقام به گونه دوامدار معنای گندیده شدن آب ایستاده را دارد که در نتیجه نه تنها از اعتبار و شایستگی رهبران می کاهد؛ بلکه اعتبار و عزت جهانی این گروه ها را در سطح جهانی نیز جریحه دار گردانیده است. حال بر رهبران سنتی گروه های اسلامی افغانستان است که چه راه میان بر را برای رهایی از دشواری کنونی و نجات گروه های شان از انزوای مردمی و سیاسی در پیش می گیرند تا فرصت بازسازی و احیای ارزش های از دست رفته سازمانی خویش را دریابند. این گروه ها نه تنها دیگر نمی توانند، الگوی مبارزاتی برای نسل جوان کشور باشند؛ بلکه کارنامه های زشت آنان حتا بروجهه مبارزاتی بنیانگذاران آنها اثر سوء گذاشته و تمامی انرژی شان صرف نبرد ها، رقابت و اختلاف های گروهی شده است. بهتر است تا گفته شود که رهبران این گروه ها بیشتر شباهت به آثار عتیقه دارند و برای آذین بخشی موزه های سیاسی تاریخ رنگ و رخ خوبی دارند. رهبران این گروه ها در کنار آن که تحرک و پویایی شان را از دست داده اند، با دشواری های دست و پاگیر دچار اند و کار مهم و بنیادی را به پیش برده نمی توانند، به دلیل ناتوانی و الگو نبرداری های درست
 مطابق به نیاز زمان از سمت و سو دهی گروه های شان عاجز
 می باشند.

این در حالی است که هرکدام آنها سال های زیادی باید کار کنند تا گروه های شان را اعاده حیثیت کنند و گرد و غبار ناکارایی های گذشته دردناک را از سیمای گروه های شان پاک کنند.

 این گروه ها بررغم این همه دشواری ها هنوز هم در نقطه صفری بدون بازگشت کرخت و یخ زده ایستاده اند و به قول معروف هنوز هم سر قاطر مست خود سوار اند و کشمیر را به تماشا نشسته اند و بر آنانی فخر می فروشند که بر مصداق این سخن «سر پشقل سوار اند و کشمیر را می بینند» در حالی که نمی دانند نه تنها رفتن در رکاب پشقل سواران کاری را از پیش نمی برد؛ بلکه با هیاهو و چک چک های ساخته گی آنان هیچ خراب آبادی مدینه فاضله بدل نخواهد شد. این در حالی است که رهبران معظم گرو های اسلامی نه تنها با رویا های آرمان شهر جهادی بدرود نگفته اند؛ بلکه این ارزش ها را چنان به بازی گرفته اند و آن ها را پرپر کرده اند که هفت خوان رستم چه که هفتاد خوان رستم را باید پیمود تا به منزلی از نیم منزل ها اطرق کرد.


مقاله های سیاسی

کابوس پارلمان

2017-May-24 ||  احمد سعیدی

با آنکه ميعاد قانوني طور خدمت نماينده گان مردم افغانستان در شوراي ملي به پيان رسيده ولي اعضاي اين پارلمان هر روز به کابوس هولناکي براي مردم عادي، جامعه مدني وفرزانه‌گان فرهنگي تبديل شده و مي شوند. وقتي مي بيني يک جمعيت غير قانوني در خانه قانون گذاري افغانستان مصروف قانون شکني‌اند، فضاي سياسي وحيات اجتماعي مردم کاملاً خاکستري و مبهم معلوم مي شود. اين واقعيت را شما از چوکي هاي خالي پارلمان مشاهده مي کنيد که هيچ روزي شاهد پر شدن نيمي از چوکي ها نبوده ايم و از آن که بگذريم، پرسه زدن اين گروه به دروازه‌هاي وزارت‌ها و خانه‌هاي تجار قراردادي با عث ريزش باران يأس و نااميدي از فضاي زنده گي  مردم مي شود. درين نوشته مي خواهم بنويسم.کشتي پوسيده قانونگذاري با نا خدايان بي خبر وبي هنر در کجا لنگر خواهد انداخت و مردم ما چه وقت صاحب يک قوه مقننه واقعي وقانونگذار خ...

افغانستان باید به سیاست عنعنوی، بیطرفی وغیرانسلاکیت خود برگردد!

2017-May-24 ||  عبدالمجید اسکندری

افغانستان وارد يکي ازبحراني ترين مراحل موجوديت تاريخي خود مي گردد. وضع داخلي کشور نمايانگر حد اعلي انقطاب هاي قومي، منطقوي و محلي است. سازمان‌ها و حلقات تروريستي و وابسته به حلقات شرارت پرور منطقوي و بين المللي و در رأس همه، طالبان بيشتر از پيش قدرتمند مي شوند و همين اکنون بر بخش بزرگي از محلات کشور تسلط دارند. وضع امنيتي کشور در بدترين حالت خود قرار دارد. حکومت کنوني و شوراي امنيت آن عملاًَ راهکار مدوني براي جنگ و صلح ندارد. ولي مشخصة اصلي قطب بندي هاي داخلي را مي توان چنين خلاصه کرد: در يک صف، تماميت خواهان و نيروهايي که به انحصار قدرت دل بسته اند (اين نيروها هم در ميان دولت اند و هم در ميان به اصطلاح مخالفان دولت) ايستاده اند و در صف ديگر، آناني که به تقسيم قدرت وغيرمتمرکز ساختن حاکميت دولتي باورمند اند؛ صف کشيده اند. هواداران اين صف نه تنها هنوز زبان مشترک ندار...

نفرت پراگنی قومی کشور را ویران می کند

2017-May-24 ||  محمد علی مهرزاد

جنبش هاي اجتماعي وسياسي در افغانستان با مسأله ملي درطول تاريخ با يک سلسله تناقضات روبروبوده است. اصولاً موضوع ناسيوناليزم وملي گرايي درشرق بيشتربدوي ومبتني برنژاد، خود را نمايان ساخته است،خصوصاً درکشورما تا اکنون نتوانسته خودش را با نيازمندي‎هاي جامعه مدرن مطابقت بدهد. اما برعکس، ملي گرايي درافغانستان ازبدوتاريخ خودش را درمقابل تاراج گران ومهاجمان خارجي تقويت نموده کمتردرداخل کشوربه موضوع حل مسايل ملي پرداخته است. ملي گرايي درافغانستان را مي توان بعد داخلي وخارجي داد که بعد خارجي آن ناشي ازدست اندازي مداخله گران ، اشغالگران و متهاجمان بيگانه  دانست. اين امرباعث شده تا ما درمقابل دشمنان ورقيبان خود دايماً ازجايگاه قدرت ملي تبارزکنيم؛ اما در صحنة سياسي وميز مذاکره با دست ضعيف تري حضور پيدا مي کنيم. درکشورما افغانستان طبقات حاکمه اي که براي جدا ساختن...

هیچ کس نمی‌تواند از داوری بی‌رحمانه تاریخ در امان باشد

2017-May-23 ||  مهرالدین مشید

لايبنيتس نه تنها با از جا برکندن " اين هماني" سپينوزا، " طرح "همه چيز براي بهتر بودن در بهترين جهان هاي ممکن" را وارد ادبيات فلسفه کرد و آن را جانشين استمرار به معناي"بودن" در "شدن" و ثبات در "تغيير" نمود؛ بلکه "مونادو" هاي مستقل، سيال و آزاد بر يگانه انگاري نقطة پايان گذاشت و کثرت گرايي يا پلوراليزم را جانشين آن کرد. هرچند محور اصلي بحث ما در اين نوشته، ابعاد "کثرت گرايي" انديشه هاي لايبنيتس و  نگرش او پيرامون آزادي اراده است؛ اما بي رابطه نخواهد بود تا به گوشه هايي از انديشه هاي فلسفي او اشارة مختصري شود. فلسفة لايبنيتس مبتني بر دو اصل امتناع تناقض و جهت کافي است. اصل امتناع تناقض بيان مي‌دارد که از ميان دو گزارة متناقض تنها يکي مي‌تواند درست باشد. اصل جهت کافي مدعي است که بدون جهت و علل کافي، هيچ چيز ...

سران سعودی، گاو شیری ترامپ

2017-May-22 ||  احمد سعیدی

دونالد ترامپ رييس جمهوري امريکا روز شنبه همين هفته پا به فرش قرمز عربستان سعودي گذاشت و مورد استقبال بي نظير خادم‌الحرمين شريفين قرار گرفت، در ضمن ملک سلمان پادشاه سعودي آنقدر دست ملانيا ترامپ، خانم دونالد ترامپ رييس جمهوري امريکا را به اندازه محبانه و عاشقانه فشار مي داد که فکر مي شد عضو خانواده ملک سلمان است. رييس جمهوري امريکا در اولين سفر خارجي عربستان سعودي را انتخاب نمود و اين تصميم آنقدر  باعث شادماني سعودي‌ها شده است که هر يک از خاندان آل سعود و مقامات ديگر آن کشور از شادي به پيراهن نمي گنجند در هر حرکت و در هر نمايشي که به استقبال دونالد ترامپ ترتيب داده اند شادماني و شور و اشتياق هر يک از سعودي ها اظهر من الشمس است .  عادل الجبير وزير امور خارجه عربستان سعودي، اين سفر را تاريخي و سرنوشت ساز در قضاياي ملي و بين المللي توصيف کرده است و سلمان پادش...

چرا افغانستان لقب فقیرترین، فاسدترین و خطرناک‌ترین کشور را کسب کرده است؟

2017-May-22 ||  میر نجیب الله شمس

امروز کشورافغانستان در نتيجه ضعف شديد مديريتي سردمداران حکومت دوسره وحدت ملي از نقطه نظر نرخ بلند بيکاري، سطح نازل درآمد ملي، صعود غير مهار شونده قيم مواد استهلاکي، بيداد فقر و گرسنگي، گسترش فزاينده فساد مالي و اداري، افزايش توليد و ترافيک مواد افيوني، سقف پايين بيسوادي، عدم تطبيق مواد مندرجه قانون اساسي، پنهان ساختن حقايق و واقعيت هاي حوادث جامعه در لابلاي شعارهاي فريبندة سياسي (سردمداران، اربابان، سخنگويان و جيره خواران) حکومت اقتدارگراي تحميلي، دادن امتيازات غير قانونمندانه به مهره هاي سوخته طفيلي و عوامل فاقد کفايت وابسته به شبکه هاي اجنتوري کشورهاي خارجي، مرگ و مير زنان و کودکان افغان در نتيجه درگيري هاي استمراري نظامي و سوء تغذي، لگدمال کردن عدالت خداوندي و ضوابط اجتماعي، پيچيده گي اوضاع در هم و برهم امنيتي و اقتصادي، بي اعتنايي افراطي در برابر منافع ...

ایمان و عقل عربی!؟

2017-May-22 ||  محمد اکرام اندیشمند

ترامپ بزرگترين قرار داد فروش تسليحات تاريخ معاصر را به ارزش 110 ميليارد دالر با ملک سلمان شاه عربستان امضا کرد. گفته مي شود که اين قرار داد تا ده سال ديگر به 380 ميليارد دالر افزايش خواهد يافت. عربستان سعودي قبل از اين در دوران رياست جمهوري بارک اوباما نيز ده ها ميليارد  دالر را هزينة خريد سلاح امريکايي کرد. قبل از آن نيز صدها ميليارد دالر را براي خريد پيشرفته ترين اسلحه امريکايي به امريکايي ها پرداخته بود. صدام حسين مقتول زمامدار ناسيوناليست عرب در عراق ارتش نيرومند يک ميليوني ساخت و همتايان او حافظ الاسد و معمرالقذافي در سوريه و ليبيا ارتش هاي مجهز و مقتدري با هزينة صد ها ميليارد دالر از دارايي کشور ها و مردم خود ايجاد کردند. در پشت سر اين همه خريد تسليحات پيشرفته و ارتش هاي ميليوني، انگيزة مقابله با دشمن اشغالگر اسراييلي نهفته بود و عرب هاي مسلمان از سلطان، ام...

تا یک افغان زنده باشد، افغانستان زنده می ماند

2017-May-21 ||  عبدالحمید مبارز

درين روزها از رسانه ها خبرهاي تکان‌دهنده مي شنويم که سال هاي آينده را بسيار تاريک نشان مي دهند، مردم ما را در انديشة آينده غرق مي سازند. وقتي بدبيني دن کوتس، مدير استخبارات ملي امريکا در اظهاراتي که به سناي آن کشور ارايه کرد و در آن گفت که جامعه اطلاعاتي را ارزيابي کرده که وضعيت سياسي و امنيتي افغانستان در سال 2018 با افزايش اندک کمک هاي نظامي امريکا و شرکايش به اين کشور مطمئناً بدتر مي شود مردم ما را نگران مي سازد که اين دوست استراتيژيک افغانستان در عوض آن که مردم افغانستان را با کمک هاي بزرگ نظامي و اقتصادي اميد بدهد که هرگونه خطر را ازناحيه طالبان رد مي‌نمايد و نمي گذارد که دست آوردهاي 15 ساله افغانستان که قانون اساسي، نظام جديد بر پايه دموکراسي، تأسيس ارگان هاي ثلاثه دولت، اردوي جديد، معارف نوين، حقوق زنان که برعکس زمان طالبان که در خانه ها زنداني بودند، امروز ...

Previous   ||   Next