سرمقاله

!حلقات فاشیستی مانع توزیع شناسنامه های برقی شدند

2017-Jan-21  || 

از چند سالبه اینسو آماده گی هایی گرفته شده بود که برای شهروندان کشور سند معتبری کهنشان بدهد ما شهروندان افغانستان هستیم، توزیع گردد. این سند شناسنامه هایالکترونیک بود که از سوی کشور های دوست کمک شد تا کمپیوتر ها و دیگر وسایلضروری آن تأمین گردد و حتی برای دوسال معاش و دیگر نیازمندی های کارمنداندفاتر آن از سوی کشور های کمک کننده داده شد ولی بی عرضه گی ها و بیکفایتی های مسؤولان و زعامت کشور مانع اجرای این امرمهم ملی گردید. درپهلوی بی کفایتی ها، عوامل دیگری چون آشکار شدن تعداد شهروندان هر قوم نیزبه مثابه مانع دیگر برای اجرای این پروژه مهم و ضروری، سد راه شده است، زیرادر آن صورت موضوع اکثریت و اقلیت نیز در میان می آمد و این به ذوق زعامتکشور خوش نمی آمد. از جانبی همة، اگر این شناسنامه های الکترونیک توزیعمی گردید از آن روز دیگر حضور در نهاد های انتخاباتی برای گزینش نمایندهگان مردم و حتی رئیس جمهور بی تکلف انجام می گردید و گلیم تقلب و جعل ازروند انتخابات ها برچیده می شد و مردم ما شاهد برگزاری انتخابات روشن وشفاف می بودند ونیازی نمی بود تا برای گزینش رؤسای جمهوری و یا نماینده گانمردم در پارلمان، این همه تنش و جنجال ها در کشور بوجود می آمد و اوضاعدر کشور متشنج می گردید. نیات سوء و تعلل دم و دستگاه دولت سبب شد کههزینه های کلانی در این راه ضایع گردد و شهروندان کشور از داشتن چنین سندمعتبر بین المللی محروم گردند. کشور های کمک کننده ن


!منافع امریکا و افغانستان با هم گره خورده است

!رئيس جمهور جديد امريكا با ديد تازه به افغانستان نگاه كند

!برنامه هاي اقتصادي با جديت دنبال شوند

!فرمان ماتم ملی پسندیده است، اما بسنده نیست



3
H: 3°
L: -2°
Kabul
Saturday, 14 January
See 7-Day Forecast
Sun Mon Tue Wed Thu Fri
           
-9° -9° -11° -11° -12° -9°

SUBSCRIBE TO RSS

نهضت اسلامی در افغانستان از محور کنشی تا مرز واکنشی و احساساتی

پس از تصویب قانون اساسی در نخستین سال های دهه دموکراسی در کشور در سال ۱۳۴۳ احزاب سیاسی کشور اجازة فعالیت علنی را پیدا کردند و این قانون تا حدودی آزادی رسانه ها در کشور را نیز تضمین کرد؛ هرچند قانون فعالیت های احزاب در پارلمان وقت تصویب نشد، اما احزاب راست، چپ، میانه و ملی گرا به فعالیت های شان در کشور آغاز کردند. هرچند یک سلسله فعالیت های فکری اسلامی پس از سال های ۱۳۳۶ به رهبری غلام محمد نیازی و بعد تر برهان الدین ربانی، عبدرب الر سول سیاف و شماری دیگر در دانشگاه کابل آغاز شده بود که به نحوی اندیشه های اسلام سیاسی در مجله شرعیات دانشکده شرعیات دانشگاه کابل و اندکی هم در نشریه اوقاف بازتاب می دادند و اما فعالیت های سیاسی خیابانی و علنی نداشتند. استادان یادشده هر یک  نیازی و ربانی که آموزش دیده گان الاظهر مصر بودند و از اندیشه های اخوان المسلمین مصر متأثر شده بودند، تلاش کردند تا برداشت های اسلامی خود در مصر را به خورد جوانان بدهند.

به همه گان آشکار است که برای نخستین بار فعالیت های اسلامی در سال ۱۳۴۸ پس از تأسیس جنبش جوانان مسلمان در هفدهم ماه حمل سال ۱۳۴۸ در کشور به گونه خیابانی و علنی آغاز شد که پیشآهنگ این حرکت بنیان گذاران این جنبش بودند. هسته گذاران این جنبش را فرزندان اصیل و دردمند افغانستان تشکیل می دادند که از جمله بنیانگذاران آن به استثنای انجینیر حکمتیار دیگران به شهادت رسانده شدند. ترکیب آن فراملیتی و فرامذهبی بود که الگوی یک جریان اسلامی و ملی را در کشور تمثیل می کرد. هرچند یک سلسله فعالیت های اسلامی در کشور پیشینه داشت، از جمله از جریانی به رهبری سید اسماعیل بلخی می توان یادآور شد که فراملیتی بود و به اتهام کودتا از سوی حکومت ظاهرشاه بازداشت و بعد به شهادت رسانده شد که پس از شهید شدن او در شاخه های دیگری تداوم پیدا کرد. در این شکی نیست که دو جریان متأثر از جنبش های نیم قاره در هند زیر نام مشروطیت اول به رهبری مولوی محمد سرور در زمان شاه حبیب الله و مشروطیت دوم در پایان حکومت حبیب الله در کشور شکل گرفتند که یک شاخة آن به رهبری امان الله و شاخه دیگر آن به رهبری سردار عنایت الله برادر شاه امان الله در دربار که شاخۀ اسلام گرای مشروطیت دوم رابطه داشت ، فعالیت می کردند و شاخه نخستین این جنبش در پیروزی امان الله نقش داشت. از مطالعه کلی و چگونگی خیزش حرکت های یادشده معلوم می شود که  بیشتر شکل واکنشی برای پاسخدهی به شرایط و حکومت های مستبد و قدرت های استعماری را داشته اند که رنگ احساساتی آنان بر وجهه عقلانیت آنها غلبه داشت و می توان گفت که کمتر رنگ کنشی را داشت؛ زیرا این جریان ها در واکنش به حکومت های استبدادی ظهور کرده بودند، نه  این که در بستر اجتماعی و فرهنگی کشور به گونۀ طبیعی و تدریجی رشد کرده باشند.

طوری که شاهدیم کودتای اسماعیل‎بلخی برضد حکومت ظاهرشاه و قیام جنبش جوانان مسلمان در برابر داوود، دلیل آشکار ناپختگی ها و احساساتی بودن حرکت های یادشده می باشند. حرکت های یادشده در مسیر مبارزاتی شان متحول شدند و به شاخه های گوناگون تقسیم شدند. حرکت های یادشده پس از هجوم ارتش سرخ به گونة ناخواسته وارد کارزار مبارزات مسلحانه شدند. در نتیجه ناپختگی ها بود که جریان های یادشده با آن که در میدان نبرد پیروز شدند؛ اما در میدان سیاست بازنده شدند و پس از پیروزی در نتیجه مداخله های شبکه های استخباراتی افغانستان را به میدان درگیری های گروهی بدل کردند که در نتیجه آن شصت هزار شهروندان مظلوم کابل شهید شدند. این ناروایی های گروهی بود که در نتیجة آن افغانستان به روزگار کنونی رسیده است.

بنا بر این، گروه های یادشده به اندازه کافی در خود گیر مانده اند، خیلی کهنه شده و از قافله زمان به دور مانده، هرگز نمی خواهند قالب های قراردادی و موروثی خود را بشکنند. نه تنها این که از داشتن کادر های رهبران توانا، آگاه، متحرک، بالنده و همگام با زمان رنج می برند و با عصر بیگانه شده اند و به قول مرحوم علی شریعتی، هنوز هم درگیر ضرب زبانی های کهن اند و هرگز تصمیم ندارند تا خود را بازسازی کنند و رهبران سنتی اش برای هراس از دست دادن قدرت چند تا آدم های مومیایی شده و آری گوی را به محور خود حفظ کرده اند و می خواهند با آن ماشین های کهنه و از کار افتاده به مهتاب سفر کنند. در حالی که بسیاری این بیچاره ها چنان به بیماری ناخودآگاهی دچار اند و حتا تمایل ندارند که زحمت خواندن یک ساعت کتاب را قبول کنند و چه رسد به آن که دست به تحقیق زده و برای نوسازی و پویایی گروه های مربوط به خود فکر کنند؛ عده یی چنان ساده و پیاده مانده اند که هنوز هم به قول شریعتی با حضرت آدم در بهشت باقی مانده اند و به مقام خروج برای رسیدن به کمال انسانی نرسیده اند؛ عده یی هم دارای مافیا شده و مصروف بازی های مافیایی اند و از خون جهاد و مردم دارای ثروت های افسانه یی شده اند و به مثابه مار ها بر سر گنج های به غارت برده خود خوابیده و هر آنگاهی که دریابند کسی به آن گروه نزدیک می شود، به گونه فوری آن را نیش می زنند و زهر و طغره را بر آن شلیک می کنند. نه تنها این که عده یی چنان با بازی های مرموز سیاسی عادت کرده اند که شبی سر از آستان یک دربار می کشند و شبی هم خوابه با فلان رئیس جمهور و فلان مقام می شوند و برای رسیدن به مقامی گویی دستان خود را پل بسته و از آبروی خود می گذرند. با این دلالان و معامله گران نمی توان سرنوشت یک ملت را رقم زد و با کارت های خانواده گی و کلیشه یی آنان کار های بزرگ را انجام داد و قافله توفان زده کشور را برای رسیده به ساحل نجات یاری رساند؛ چگونه ممکن است بر آنانی اعتماد کرد و سرنوشت خود و ملت را در قمار آ نانی گذاشت که برای ماندن در مقام و غارت ثروت های مردم از یخن نابکار ترین حکومت ها سر می کشند و برای بربادی کشور دست ده ها مفید را تکان می دهند و از خون ملت به سرمایه های افسانوی رسیده اند.

در حالی که کار فکری برای شناختن استبداد ظرفیت فرهنگ را برای پذیرش آزادی بلند می برد و بن مایه های فرهنگی را به شکوفایی می رساند. درست تا زمانی که فرهنگ ظرفیت آزادی را پیدا نکند، به مقام آزادی نمی رسد. به هر میزانی که فرهنگ آزادی در درون ساختار های فرهنگی متحجر و موروثی گروه ها رشد کند؛ به همان اندازه استبداد فرهنگی از میان گروه رخت بسته فرهنگ آزادی و بالنده گی به بار و برگ می نشیند و استبداد درون فرهنگی سازمان کوچکتر می شود که با تأسف هنوز شگفتن گل امید در گروه های موجود مافیایی شده و مومیایی زده خیلی به دور است و برای شکستاندن آن شیر خدا و رستم داستان نیاز است. زیرا ماندن در تحجر و قشریت خطرناک تر و کشنده تر از هر نوع سست عنصری است و آشکار است که جاباز کردن تحرک و بالنده گی در آن خیال و جنون است. نه تنها این که از لحاظ سازماندهی خیلی ضعیف و عقب افتاده اند؛ بلکه در لاک سازماندهی های از در آزمون بدرنیامده هنوز هم اسیر اند و درد زایمان ارثی را متحمل شده اند از این رو است که این گروه ها نه تنها در لاک های تنگ ارثی و خانواده‎گی گیر مانده اند؛ بلکه این سبب شده تا شماری ها زیر نام رئیس فلان کمیته و فلان ریاست به بهای فرستادن درود و دعا به خانواده اهل و بیت رهبر و گروه برمصداق سخن «پهلوان زنده خوش است» به گونه ارثی در کنار رهبران شماری از گروه ها بمانند و به این ماندن نابکار خود فخر و مباهات کنند. این سبب شده تا این گروه ها از داشتن یک محور رهبری آگاه به نیاز های عصر و مصمم و محروم باشند و در تار عنکبوتی استبداد رهبری زندانی شوند.از همین رو است که بیشتر این گروه ها دچار تشتت و پراکنده گی بوده و هر روز شاهد یک پیامد انشعاب تازه اند. این پارچه شدن ها زمانی شدت می یابد که رهبران سنتی و موروثی دار فانی را به دار بقا ترک کنند. تک رایی ها و ناانعطاف پذیری های رهبران این گروه ها نه تنها فرصت های خوب را از آنان گرفته است و زمینه استفاده از فرصت های جدید را نیز از آنان گرفته است. این سبب شده تا درجه تحمل پذیری و دگردیسی آنان کاهش یابد؛ بلکه عزت نفس آنان را نیز زیر پرسش برده است؛ زیرا ماندن در یک مقام به گونه دوامدار معنای گندیده شدن آب ایستاده را دارد که در نتیجه نه تنها از اعتبار و شایستگی رهبران می کاهد؛ بلکه اعتبار و عزت جهانی این گروه ها را در سطح جهانی نیز جریحه دار گردانیده است. حال بر رهبران سنتی گروه های اسلامی افغانستان است که چه راه میان بر را برای رهایی از دشواری کنونی و نجات گروه های شان از انزوای مردمی و سیاسی در پیش می گیرند تا فرصت بازسازی و احیای ارزش های از دست رفته سازمانی خویش را دریابند. این گروه ها نه تنها دیگر نمی توانند، الگوی مبارزاتی برای نسل جوان کشور باشند؛ بلکه کارنامه های زشت آنان حتا بروجهه مبارزاتی بنیانگذاران آنها اثر سوء گذاشته و تمامی انرژی شان صرف نبرد ها، رقابت و اختلاف های گروهی شده است. بهتر است تا گفته شود که رهبران این گروه ها بیشتر شباهت به آثار عتیقه دارند و برای آذین بخشی موزه های سیاسی تاریخ رنگ و رخ خوبی دارند. رهبران این گروه ها در کنار آن که تحرک و پویایی شان را از دست داده اند، با دشواری های دست و پاگیر دچار اند و کار مهم و بنیادی را به پیش برده نمی توانند، به دلیل ناتوانی و الگو نبرداری های درست
 مطابق به نیاز زمان از سمت و سو دهی گروه های شان عاجز
 می باشند.

این در حالی است که هرکدام آنها سال های زیادی باید کار کنند تا گروه های شان را اعاده حیثیت کنند و گرد و غبار ناکارایی های گذشته دردناک را از سیمای گروه های شان پاک کنند.

 این گروه ها بررغم این همه دشواری ها هنوز هم در نقطه صفری بدون بازگشت کرخت و یخ زده ایستاده اند و به قول معروف هنوز هم سر قاطر مست خود سوار اند و کشمیر را به تماشا نشسته اند و بر آنانی فخر می فروشند که بر مصداق این سخن «سر پشقل سوار اند و کشمیر را می بینند» در حالی که نمی دانند نه تنها رفتن در رکاب پشقل سواران کاری را از پیش نمی برد؛ بلکه با هیاهو و چک چک های ساخته گی آنان هیچ خراب آبادی مدینه فاضله بدل نخواهد شد. این در حالی است که رهبران معظم گرو های اسلامی نه تنها با رویا های آرمان شهر جهادی بدرود نگفته اند؛ بلکه این ارزش ها را چنان به بازی گرفته اند و آن ها را پرپر کرده اند که هفت خوان رستم چه که هفتاد خوان رستم را باید پیمود تا به منزلی از نیم منزل ها اطرق کرد.


مقاله های سیاسی

خـواب وطـن

2017-Jan-21 ||  احمد سعیدی

چند روز محدود با در نظرداشت مشکلات و ضرورت های شخصی،دور از وطن بودم؛حین رفتن جملات کوتاهی در فیسبوک نیز نوشته بودم.بعضی ها با پر رویی گفته بودندکهسعیدی  فرار کرده حتاعده یی نوشته بودندوطنرا بخاطر منافع شخصی خود ترک نموده،پناهنده این کشور و آن کشور شد و ده ها تهمت نا روای دیگر.درست است که وطن را دوست دارم و بخاطر زخم های خونین وطن باید در وطنیکجا با مردم خودبود.با غم و دردشانهمصدا و همنوابهتر است ، بعضی ها باید بدانندمن درخت بیدی نیستم که از هر باد بلرزم  اما بخاطر درد و رنج هاییکه دامنگیر سرزمین من استبار بار فریاد زده ام،گریه کرده و گریه میکنم،عیبی ندارد.میدانم کسانیکه دور از وطن اند یا در داخل وطن،این سرزمین دوست داشتنی را دوست دارندتنها من دوستدار این وطن نیستم، هزار ها فرزند عاشق این سرزمین اند. ای بی وطن بیـاد وطنگــــریهمی‎کنم مرغ اسیر پشت چمن گری...

تا ختم دوره باقی مانده حکومت تحمیلی انتصابی وحدت ملی هیچگونه انتخاباتی در کشور برگزار نمی گردد!!

2017-Jan-21 ||  میرنجیب الله شمس

در این شکی نیست که مؤلفه های اساسی یک نظام سیاسی دموکراسی را همانا: انتخابات معیاری با اراده آزاد ملی، احزاب مترقی و بالنده سیاسی، رسانه های آزاد گروهی و نهادهای فعال مدنی در هر مملکت دموکراتیک تشکیل می دهد لاغیر. فرهیخته گان، دانشمندان و روشن ضمیران افغان همه گی به این واقعیت عینی مهر تأیید می گذارند که: هیچ گزینه خردمندانه تر، هیچ تضمینی هوشمندانه تر، هیچ اقدامی معقولتر و هیچ تدبیری مؤثرتر و شایسته تر از برگزاری انتخابات برای تمثیل اراده واقعی ملی، تجلی حاکمیت مردمی و انتقال مسالمت آمیز قدرت سیاسی و دولتی در افغانستان سیاست زده و ملت گرسنه و به گروگان گرفته شده آن وجود ندارد. اما واقعیت این است: تا زمانی که نیروهای نظامی اشغالگر کشورهای امپریالیستی غرب در رأس امریکا در خاک پاک افغانستان حضور فعال فزیکی داشته باشند و تا هنگامی که به امر و نهی، به سوق و اداره و...

لنگ لنگان گام برداشتن امریکا ، دشواری های کابل را بیشتر می سازد

2017-Jan-21 ||  مهرالدین مشید

بدون تردید افغانستان از چهاردهه به اینسو درگیر جنگ ویرانگری است که با وجود خساره های هنگفت معنوی و مادی و نابودی زیر ساخت های اقتصادی و فرهنگی آن پس از سقوط رژیم نجیب و از پی آن، ادامه درگیری های گروهی که منجر به شهادت شصت هزار شهروندان کابلی شد؛ هنوز هم از سر تا پای آن خون و آتش فواره می کند.  این در حالی است که پس از شکست ارتش سرخ که 37سال از آن می‌گذرد، حالا هم ده هزار سرباز امریکایی در افغانستان موجود اند و این کشور هنوز هم نه تنها درگیر یک جنگ ویرانگر است؛ بلکه با به وجود آمدن گروه داعش جنگ در افغانستان پیچیده و صف آرایی های جهانی در پیوند به افغانستان دچار دگرگونی های جدی نیز شده است. چنان‎که معادله های جدید در سطح منطقه و جهان در پیوند به افغانستان در حال شکل گیری هستند و دورنمای این معادله ها افغانستان را تنها و در معرض هجوم نشان می‎دهد که لنگ لنگان گام برد...

چشم انداز اقتصاد تركيه

2017-Jan-17 ||  فرزاد رمضاني بونش پژوهشگ

گذشته اقتصاد ترکیه  اقتصاد ترکیه در دهه پایانی قرن بیستم وضعیت مبهم و بسیار شکننده ای داشت و دولت های شکننده و ناپایدار وضعیت اقتصادی را بسیار نابسامان تر کردند، اما حضور حزب عدالت و توسعه در قدرت موجب توجه جدی به مسأله اقتصاد شد و ترکیه تا سال 2012 رشد اقتصادی بسیار خوبی داشت به گونه یی که برخی ترکیه را نه به عنوان کشور در حال توسعه به عنوان کشور تازه صنعتی شده تلقی کردند. در این میان موقعیت ژئواستراتیژیک ترکیه، فرصت ها و ظرفیت های زیادی برای رشد و توسعه اقتصادی،  دسترسی به بازارهای بزرگ در منطقه و اصلاحات بنیادین در عرصه های گوناگون اقتصاد ترکیه را با رشد اقتصادی و افزایش صادرات و درآمد سرانه دگرگون و شمار گردشگران خارجی و سرمایه گذاری خارجی را بسیار بالا برد. در این بین عوامل گوناگونی در تحقق رشد اقتصادی و تغییر راه اقتصاد ترکیه نقش داشت. چنانچه ثبات مدیریت...

ایدئولوژی صهیونیزم اسرائیل؛ فروپاشی کامل انسانیت!؟

2017-Jan-17 ||  محمد علی مهرزاد

فاشیست های قرن بیست ویک اسرائیل آخرین میخ را برتابوت آزادی، حقوق بشروازهمه مهمتربرفیصله سازمان ملل متحد مبنی برمنع شهرک سازی درسرزمین های فلسطین کوبید وهمه افکارجهانیان را به مسخره گرفت. اگرچه حامیان اسرائیل به تاریخ پانزده ماه می سال ۱۹۴۸میلادی روزنکبت برای مردم فلسطین رابا انتقال یهودان از سراسر کشورهای اروپا وجا به جایی آنها به اطراف اولین قبلة مسلمانان یعنی بیت ا لمقدس مهر تأیید گذاشتند. اسرائیل فیصله های سازمان ملل متحدرا نه تنها امروز، بلکه درگذشته گستا خانه وبا غرور وبرتریت تبارگرایی یهودیت نیز بی ارزش تلقی نموده است. البته این دهن کجی اسرائیل درمقابل فیصله های ملل متحد نه اولین ونه هم آخرین هشداریست برا ی جامعه جهانی ؛ که اگرجلو این خشونت گستاخانه را نگیرند، شاید این گلیم ماتم مردم مظلوم فلسطین روزی درخانه‌های هرفرد از کشورهایی که در ظاهر ادعای آزا...

تا چه وقت قربانی بدهیم؟

2017-Jan-17 ||  عبدالحمید مبارز

69 سال می شود که انگلیس، پاکستان را در قسمتی از پیکر هند و حصه‌یی از خاک افغانستان تشکیل نمود و در همین مدت امریکا یک اول قدرت نظامی و اقتصادی جهان، آن را تحت پوشش نظامی، اقتصادی و امنیتی خود محافظت کرد. برای حل اختلاف سیاسی با افغانستان، پاکستان راه مذاکره را قبول نکرد و امریکا و شوروی سابق راه نظامی را مانع شدند و افغانستان حرکتی کرده نتوانست و امروز از این رهگذر مورد انتقاد سیاستمداران و جوانان قرار گرفته که رژیم های سیاسی سابق چرا برای اعاده حقوق افغانستان کاری نکرده‌اند؟ پاکستان که تحت حمایت امریکا، انگلستان به یک قدرت ذروی تبدیل شده دیگر برای رسیدن به مقاصد سیاسی نامشروع خود تروریزم را وسیله گرفته ، در برابر هند و افغانستان استعمال می نماید؛ هر روز در نقاط مختلف افغانستان انفجار و انتحار صورت می گیرد و در چهارده ولایت افغانستان تروریست های طالب جنگ ر...

د افغانستان خلـک دسـولـى تـږي دي

2017-Jan-16 ||  عبدالرازق وطنپال فروتن

 په دى ټول پوهيږوچې زموږ په هيواد کې دسرتاسري سولى منځ ته راتلل زموږ دټولو افغانانو لوى او سپيڅلي آرمان دي اوپهدي هم پوهيږوچې زموږ سياستوالان اوسياست پوهان سوله په هيواد کې استراتيژيکموخه بولى ترڅوددغه استراتيژي موخي په ړناکې زموږ په ګران هيواد افغانستان کې امنيت،ثبات اوسراسرى پرمختګ منځ ته راشي ګرانوهيوادوالو! ۳۸کاله کيږى چې زموږ په هيواد کې جګره روانه دهاو په دى جګروکې بهرنيوهيوادونوپه ځانګري توګه زموږ ګاونډيان خورا لاس لري او خپل ملى ګتيدافغانستان په جګړوکې لټوى چي دغه جګره زموږدهيواد،ملى شتمني، اقتصادى او عامه تأسيسات يې ويجاړاو زموږ دهيواد ډېر خلک  يي بهرنيوهيوادونوته اړ کړ ترڅوکډوال شي اوپه دى توګه سوله زموږ په هيواد کي يوداسى پديدي ته بدله شويي  چې ټول افغانان دهغه دراتلو لپاره انتظارباسي ، خو له بده مرغه چېسوله نه راځي اوداچې ولې سوله نه...

صلح؛ رویای دست نیافتنی و اما یگانه بدیل برای محو جنگ و تأمین وحدت ملی

2017-Jan-16 ||  مهر الدین مشید

در این شکی نیست که صلح نیاز اصلی و حیانی یک کشور است و از همین رو است که در قرآن، صلح خیر کثیر خوانده شده است. هرچند صلح برای هر کشوری ضروری است؛ اما صلح و ثبات برای کشور جنگ زده یی چون افغانستان که از چهاردهه به این سو در یک جنگ ویرانگر و خانمانسوز مشتعل است، بیش از هر کشوری اهمیت دارد. بدبختی ها و سیاه روزگاری های این جنگ را هر شهروند کشوربا گوشت و پوست خود لمس کرده است و زخم های ناسور آن هنوز هم بر پشت و پهلوی آنان سنگینی دارد.در این تردیدی وجود ندارد که جنگ افغانستان خیلی پیچیده و هر روز دشوار تر شده و ابعاد آن گسترده تر می شود که دخالت کشور های گوناگون و مداخلۀ آشکار پاکستان در این جنگ بر پیچیده گی آن افزوده است. این مداخله ها با ایجاد سناریو های جدید تحت عنوان ظهور داعش بر این پیچیده گی ها افزوده و نزدیک است که جنگ سرد دهه های گذشته به جنگ گرم قدرت های کلان فراتر از افغا...

Previous   ||   Next