سرمقاله

!با انحصار قدرت سلامت نظام با خطر مواجه شده است

2017-May-20  || مکارم

دامنه‌ي بي اعتمادي ها نسبت به حکومت و رهبران اين دستگاه، با گذشت هر روز افزايش مي يابد. بيکاري، ناامني ها، انحصار قدرت به وسيله ي يک تيم و فساد رو به گسترش و برخي عوامل ديگر سبب شده است که اعتبار و مشروعيت حکومت زير پرسش برود و صداي مخالفت از هر سو در برابر قوم گرايي‌ و انحصار قدرت به وسيله ي تيم رييس جمهور بلند شده است. گروه ها و کساني که ديروز از رييس جمهور حمايت کردند و وي را به اريکه ي قدرت رسانيدند، امروز آن گروه ها نيز مخالفت شان را با سياست هاي حکومت ابراز مي دارند و عملکرد هاي تيم رييس جمهور را انتقاد مي کنند. برخي از آگاهان باور دارند که همه ي قدرت در تمام کشور در دست چند تن مي باشد که در ارگ بود و باش دارند و سرنوشت و آينده کشور را رقم مي زنند. اين تيم بالاي هيچ کس باور ندارد و همه را بيگانه تلقي مي کند. صلاحيت برخي از نهادهاي حکومتي نيز سلب و تصميم گيري هاي برخي از نهادهاي حکومتي زيرنام هاي گوناگون به مراکزي که به ارگ وصل اند داده شده است. اداره امور در نظر دارد که برخي از افراد را زير نام ظرفيت سازي و جذب و کادرها، مستقيماً استخدام کند و به برخي از نهادها و وزارت ها معرفي بدارد که اين تشبث و دخالت آشکار در امور کاري کميسيوني به نام اصلاحات اداري و خدمات ملکي و وزارت ها و ادارات حکومتي است. قرار است که همه ي رياست هاي ساختماني ادارات دولتي به وزارت شهرسازي تعلق بگيرد که اين برنامه در وسط سال، بي نظمي هاي زيادي را


!امریکا تا اکنون اشتباه کرده است

!میزان اخذ مالیه از شهروندان مورد بازبینی قرار گیرد

!تضاد های قومی را دفن کنید

!اسرار نشست چرخبال ها روشن شود



3
H: 3°
L: -2°
Kabul
Saturday, 14 January
See 7-Day Forecast
Sun Mon Tue Wed Thu Fri
           
-9° -9° -11° -11° -12° -9°

SUBSCRIBE TO RSS

«ما زمانی می توانیم آینده را به آغوش بکشیم که جامعۀ خردمند بار آییم»

اهميت علم، حقيقتي است که از گذشته ها به اينسو در کانون توجه انسان‌ها بوده است. اين علم است که انسان را از ساير موجودات متمايز ساخته و به آن برتري داده است. سجده کردن فرشته‌گان به حضرت آدم  چه به معناي انقياد از او و چه به معناي پذيرفتنِ بزرگي و برتري اش؛ بر مبناي همين حکمت است. خداوند  با آموختنِ «اسماي الهي» به حضرت آدم، او را فضيلت و برتري بخشيده بود. از آنجا که اسماء را نمي توان جدا از مُسَمّا تلقي کرد، پس آنچه خداوند به آدم  آموخته بود، حقيقتِ اشيا بود. از جهتي، عينِ مظهريت به حضرت محمد(ص) نيز داده شده بود. ولي با يک فرق: چيزهايي که اجمالاً به حضرت آدم داده شده بود، به حضرت محمد(ص)  به تفصيل داده شده بود. حضرت آدم «اسماء» را مطابقِ سوية انسان هاي روزگار خود که رهبريِ آنها را به عهده داشت، ميدانست و به قدري به ترکيبِ دانسته‌هايش مي‌پرداخت که براي انسان هاي آن روز کافي بود.

آري، الله (ج) اسما و مُسَمّا را به حضرت آدم آموخت، او را از پشت پردة حوادث آگاه ساخت و امکانِ حقِ مداخله به اشيا و حوادث را برايش داد. شما مي توانيد خلافتِ داده شده به حضرت آدم را از اين منظر بنگريد و آن را اين گونه تعريف کنيد: «خلافت به معناي مداخله به هستي به جانشيني از خداوند است». اين مظهريت فقط در ساية خِرَد و معرفت مي تواند تحقق يابد.

در روزگاران ما نيز مسأله مداخله به اشيا وجود دارد. ولي از اين که اين مداخله با دستانِ نااهل صورت مي‌گيرد، مشکلات و ناهنجاري‌ها را در پي داشته است. ناهنجاري‌هايي که جلوگيري آن ناممکن است. آري، از همين جهت با مشکلات و نابساماني‌هاي بسياري مواجه هستيم. حال آن که بينشِ پيامبرانه هيچگاه چنين ناهنجاري‌ها را به همراه ندارد.

اساساً آنچه حضرت آدم زير نامِ تعليمِ اسما از خداوند آموخته است، «دانايي و معرفت» است. اين را مي توان «دانشِ ساينسي» نام گذاشت، ويا «علم» قلمداد کرد، چيزي که در نتيجة پژوهش‌هاي گسترده در قلمرو مبدا و منتها بدست مي آيد. در پس پردة رجحانيتِ حضرت آدم به فرشته گان، همين علم و دانش نهفته بود. اين دانش در حضرت نوح  وسعت يافت، در حضرت ابراهيم گسترش‌اش سرعت بيشتري پيدا کرد، در حضرت هود و حضرت صالح دوچند شد و در حضرت افتخار بشريت (ص)  در اوج رسيد و به قول بديع‌الزمان، به تفصيلِ کامل دست يافت. چراکه پس از ايشان ديگر پيامبري نمي‌آمد. بنابراين گفته هاي او چه قرآن باشد چه سنت، با کشفيات تازهاي که در آينده سر مي‌کشند، نبايد در تقابل قرار بگيرد.

به تعبير ديگر: براي آن که انسان بتواند در دهليزِ کتابِ کاينات که خداوند با قدرت، اراده و مشيت خود آن را نوشته است، به راحتي گشت و گذار کند، راهنمايِ «شريعت غرّا» را که برخاسته از صفتِ کلام خداوند است، در اختيار انسان گذاشته است. از اينرو، انسان به آساني مي تواند در اين دهليز گشت و گذار کند.

آري، قرآن ميانِ انسان و هستي پل هايي بنا کرده است و انسان در ساية آن از بيگانه گي در برابر هسـتي نجات يافته و آن را به صـورت «انيس و جليس»ِ خـود مشاهده کـرده است. از اين جهت مي توان گفت که پيامبر گرامي (ص)  چيزهايي را که بايد، در بارة هستي گفته است. علوم تا قيامت هرچه پيشرفت کنند، آنچه در بارة هستي خواهند گفت، برخلافِ گفته‌هايِ 14 قرن پيش و متفاوتتر و فراتر از آن نخواهد بود. آنگونه که برخي‌ها ادعا دارند، اين گفته‌هاي ما بدان معنا نيست که چيزهايي که تا کنون در عرصة فيزيک، کيميا، رياضيات، زيست شناسي، اناتومي و... کشف شده‌اند، پيامبر(ص)  قبلاً از آن سخن گفته است. آنچه ما مي خواهيم بگوييم اين است که بيانات پيامبر(ص)  با يافته هايي که در آينده در زمينة هستي عرض وجود خواهند کرد، در تناقض قرار نخواهد گرفت و حتا با آنها سازگار خواهد بود. از همين‌رو، علم از اهميت بسياري برخوردار است و به علت مهم بودنش مي توانيم بگوييم: «همه چيز از جهت نتيجه به علم بستگي دارد».

آري، سرنوشتِ آينده را علم تعيين مي‌کند. بي علم نمي‌توان به جايگاهي رسيد. به خصوص فرايندِ جهاني شدن، بر اهميت علم افزوده است. در روزگاري که غرب انقلاب صنعتي را رقم مي‌زد، ما بهاي عقب‌ماني در اين زمينه را بسيار سنگين پرداختيم و تاوان آن را چندين عصر متحمل شديم و هنوز هم متحمل مي‌شويم. از شوکِ عقب‌ماني در برابر انقلابِ تکنالوژي، هنوز هم به خود نيامده ايم. اگر به سوية امروزي دنيا نتوانيم دست بيابيم و بار ديگرِ فرصتي که به دست ما آمده است را از دست بدهيم، شايد دشمن مجالِ بلند شدن از زمين را ندهد.

از همينرو، بايد از يکسو به خداوند کاملاً باورمند باشيم، به پيامبر (ص)  حرمت بگذاريم و  به تماميِ ظرافت‌هاي اسلام به درستي پي ببريم، از ديگر سو زنده‌گي را با همه جوانب آن به آغوش بگيريم، يعني از بهترينِ مراکزِ پژوهشي برخوردار باشيم، همانند ناسا (NASA)، نهادهايي را بنيان گذاريم که از شهرت جهاني برخوردار باشند و ايجاد پايگاه‌هاي مسکوني در فضا، به دستان ما تحقق پذيرد. ورنه در موازنة دنيا دخالتي نخواهيم داشت و حوادثِ دنيا عليهِ ما جريان خواهد يافت.

کساني که در اين راه شتاب زده‌گي مي‌کنند، در واقع به اين هدف که مستلزم آهستـه روي و انتظام است، زيان مي‌رســانند. حال آن که تا کنون در هيچ زمينه کادرهاي حرف‌هاي و کــارآزمــوده پرورش نيافته است.

امروزه فقه اسلام، يعني نظام حقوقي اسلام را مجدداً بايد از نظر گذراند و آن را به گونه‌اي ترتيب، تنسيق و تنظيم کرد که پاسخگوي نيازمندي‌هاي امروز باشد. ولي با تأسف بايد گفت که هم به لحاظ کيفيت و هم به لحاظ کميت، اشخاص کارداني را سراغ نداريم که بتوانند از عهدة اين کار بدرآيند. برعلاوه، معلوماتِ فقهيِ موجود را بايد در کامپيوترها بارگذاري کرد. اين کار نيز زمان بسياري را دربر خواهد گرفت. حال آن که اين کار، فقط به بارگذاريِ اين معلومات خلاصه نميشود. به منظور بهرهوري از اين معلومات، بايد به ترکيبات تازهايدست يافت. يک بارديگر تأسف خويش را ابراز مــيدارم که در حـالت کــنوني کادري نداريم که اين همه مسايل را در سطح بلند و دلخواه بجا آورند. آنگونه که براي مديريتِ مراکزِ بزرگِ پژوهشيِ چون (NASA) کارمندانِ کافي در اختيار نداريم و اين را به راحتي اعتراف ميکنيم، به همانگونه براي مديريتِ مراکزِ پژوهشيِ اسلامي نيز از کادرهاي حرفوي برخوردار نيستيم. من به اين گفته هايم مبالغه نکرده ام و امکاناتِ موجود را نيز دست کم نگرفته ام. فقط ميخواهم حقيقتي را بازگو بکنم.

بنابراين، انسان هايِ ناکافياي که خواستار مسايل بزرگي هستند، ممکن است به نام اسلام به اين جامعه نتايج نادرستي را به بار بياورند، که اين اقدام نادرست هرج و مرجهايِ مهارناپذيري را به همراه خواهد داشت که در چنين حالت، بدست آوردنِ مجددِ فرصتهاي از دست رفته، دشوار خواهد بود. با رويکردهايِ خام و کودکانه نمي توان به همچو نتيجة مهم دست يافت. تا زماني که شخصيت‌هاي برجسته اي چون در فقه، ابوحنيفه‌ها و ابويوسف‌ها؛ در حديث، بخاري‌ها، ترمذي‌ها، مسلم‌ها؛ در کلام، سيد شريف جرجاني‌ها، تفتازاني‌ها؛ در اخلاق و تصوف امام غزالي‌ها، امام رباني‌ها، بديع‌الزمان‌ها پرورش ندهيم، هرگونه معالجة جامعه اشتباه است، مشکلات را بار ميآورد و بارِ ديگر از زيرِ بارِ گرانِ ناهنجاري‌هايي که باعث بروز اين مشکلات ميگردند، نجات نخواهيم يافت.

من حاضر هستم در پيشگاهِ خداوند پاسخِ اين گفته هايم را بدهم. ممکن است برخي‌ها بپرسند: «چرا قوة معنويه را مي شکني؟». در اين باره وجدان من راحت است و آماده هستم حسابِ اين انديشه ام را بدهم. چراکه اين مسأله قطعاً تحملِ شوخي و مزاح و تمثيل شدنِ آن به دست انسان هاي غيرجدّي را ندارد.

کوتاهِ سخن اين که؛ آنگونه که در سوال مطرح شده است، ما زماني مي توانيم آينده را به آغوش بگيريم که جامعة آگاه و بامعرفت بار آييم. چراکه دانش و معرفت به معناي پي بردن به مقصد والاي آفريدگار و درکِ پديده‌هايي است که اشيا و حوادث و اوامر تکويني از آن به ما سخن مي‌گويند. انساني که در جايگاهِ حکم راندن بر اشيا آفريده شده است، مي بيند، مي خواند، درک مي‌کند و مي‌آموزد. پس از اين که آموخت؛ راه هاي فرمانروايي بر حوادث و تسخير آنها را مي جويد. اين نقطه، همان نقطه ايست که اشيا به فرمان خداوند در انقياد انسان قرار ميگيرند و تحت فرمان انسان قرار مي گيرند.

برخي ها به اين باور اند که اداره و رهبريِ دنيا در پرتو علم، فلاکت هايي همچون ماشيني شدنِ انسان و درآمدنِ به حالت جمعيتِ مورچه گان را به دنبال دارد. اين پندار قطعاً درست نيست. آنگونه که گذشتة بي علم وجود ندارد، از آيندة بي علم نيز سخن نمي توان گفت. همه چيز به لحاظ نتيجه، به علم وابسته است و در نبود علم، دنيا هيچ ارمغاني براي انسان ندارد.

اين واقعيت است که در بسا شهرهاي ما انسان ها رو به ماشيني شدن نهاده، حواس انساني، انديشه، صحت و فضايلِ انساني از بين رفته است. ولي تحميل کردنِ اين نابساماني‌ها به علم و تکنيک، بي‌عدالتي است. تقصيرِ اصليِ اين نابساماني ها را در دانشمنداني بايد جستجو کرد که از مسئوليت شانه خالي کرده اند. دانشمنداني که از شعورِ مسئوليت اجتماعي برخوردار هستند، اگر آنچه از ايشان توقع ميرفت را ادا کرده بودند، شايد هيچکدامِ اين مواردِ نگرانکننده وقوع نمييافت!.

 

 


مقاله های سیاسی

نگـذارید قـوت های مسـلح ما سیاسی و تنظیمی شوند

2017-May-21 ||  احمد سعیدی

روز  سه شنبه مورخ 26 ثور 1396 بنا به دعوت آقاي طارق شاه بهرامي سرپرست وزارت دفاع ملي به مقر آن وزارت رفته بودم، تعداد ديگري از کارشناسان سياسي و نظامي نيز حضور داشتند. نخست آقاي بهرامي وضعيت جنگ و دفاع مستقلانة قوت هاي مسلح را در نبرد سرنوشت ساز حق عليه باطل همه جانبه به حاضرين معلومات داد بعداً آقاي وزير صميمانه تقاضا نمود تا، هر يک به نوبت ديدگاه خود را جهت بهبود وضعيت در قواي مسلح با وي شريک سازيم از صحبت ها، برده باري، درجه تحصيل  و حوصله مندي آقاي بهرامي و آنچه را که صادقانه به ما شريک ساخت دريافتم که آقاي طارق شاه بهرامي انتخاب مناسبي است به وزارت دفاع ملي. هم جوان است و هم آب ديده در جبهات جنگ و دفاع. دوستان ديگر که از اقشار مختلف نهاد هاي سياسي و مدني نماينده گي مي‌کردند ابراز نظر کردند، اما من و جناب جنرال يارمند سابق معين وزارت امور داخله از سياسي شدن ارودي...

ترکیه؛ کشوری که برایم شناخت‌ناپذیر شده است

2017-May-21 ||  محمد فتح‌الله گولن

هفته گذشته رييس جمهوري امريکا و رييس جمهوري ترکيه در کاخ سفيد باهم ملاقات نمودند و محور ملاقات آنها را. مبارزه در برابر داعش، آيندة سوريه و بحران مهاجرين، مسايل مشترکِ امريکا و ترکيه تشکيل مي داد. ولي، ترکيه‌اي که يک زماني در راستاي کامل ساختن دموکراسي و پايه‌گذاريِ يک باورِ معتدلِ لائيک، يک کشور اميدبخش به حساب مي‌آمد، اکنون به دست رييس جمهوري افتاده است که براي دست يافتن به اقتدارگرايي و براي آن‌که مخالفانش را به زانو درآورد، هرچه از دستش بيايد انجام مي‌دهد و ترکيه در دست چنين شخص، شناخت ناپذير شده است. غرب بايد ترکيه را براي بازگشت به سوي دموکراسي، ياري کند. ملاقات اخير و نشست کشورهاي عضو ناتو که قرار است در هفتة روان برگزار شود را بايد فرصت خوبي براي اين کار دانست. اردوغان، در پي کودتاي منفورِ 15 جولاي که در سال گذشته به وقوع پيوست، در برابر انسان...

چرا پاکستان می خواهد امریکا در افغانستان شکست بخورد؟

2017-May-20 ||  نویسنده: لارنس سیلین، دک

پاکستان، چين را به عنوان شريك، همکار و دوست استراتيژيک خود مي بيند، نه ايالات متحدة امريکا را. پاکستان همواره افغانستان را به مثابه ي يک کشور مشتري يا بازار مصرفي محصولات پاکستاني و يک ديوار حائل امنيتي در برابر نفوذ و محاصرة بالقوة اقتصادي هندوستان بر مناطق داراي منابع غني آسياي مرکزي مشاهده مي نمايد. حالا پاکستان انگيزة اقتصادي قابل توجه براي حذف کشور هاي غربي دارد تا آنان را از سرمايه گذاري و حفظ نفوذ آنان در افغانستان جلوگيري کند. پروژة مشترک پاکستان و چين که «دهليز بازرگاني چين –پاکستان» نام دارد؛ بخشي از کمربند بزرگ راه تجارتي چين است که به هدف اتصال آسيا از طريق راه هاي زميني و دريايي به مناطق اقتصادي راه اندازي شده است. دهليز بازرگاني چين –پاکستان؛ يک پروژه زيربنايي و يک ستون فقرات شبکة حمل و نقل و داد و ستد کالاهاي بازرگاني است که چين ر...

همواره قربانی های ملت را رهبران خودخوانده تاراج کرده اند

2017-May-20 ||  مهرالدین مشید

نمي دانم از کجا آغاز بايد کرد و با چه حرف هايي بايد سخن گفت؛ زيرا هر آغازي در اين کشور بي سرانجام و هر سخني در آن بي سرانجام و بدون اتمام حجت باقي مانده است. از همين رو است که هر روز در اين کشور، تاريخ تکرار مي شود، بازيکنان اش هم ناموفق تر از گذشته از آب بيرون مي شوند و هر از گاهي، آنان به گونة آدم هاي گويي تحريف شده، تکراري و خسته کننده رخ مي نمايند. از اين رو نسل هاي اين جامعه از گذشته تا امروز با مسخ و جعل تاريخ رو به رو اند. اين در حالي است که شهروندان اين کشور در هر برهه يي از تاريخ براي بدست آوردن آزادي و توسعة آگاهي و تحقق عدالت اجتماعي، قرباني هاي بزرگي را متحمل شده اند؛ اما با تأسف که اين قرباني ها در هر مقطع تاريخي به تاراج رهبران خودخوانده رفته است. مردم افغانستان تنها در چهار دهة اخير بازنده نبوده‌اند و دستآوردهاي شان پس از رويارويي هاي خونين با بزرگترين ارت...

باید حامیان تروریستان از داخل نظام تصفیه شوند!

2017-May-17 ||  صدیق الله توحیدی

چرا پرده از ماجراهاي حمله بر بيمارستان سردار محمد داوود و قول اردوي 209 شاهين برداشته نمي شود؟ هر حمله انتحاري و پيچيده اي که انجام مي شود، دولت کميسيوني را مؤظف مي کند تا مسأله را تحقيق نموده، عاملان اين گونه حوادث، به پنجه قانون سپرده شوند. اين رسم از دوران رئيس جمهور کرزي به حکومت وحدت ملي به ميراث رسيد و برخلاف توقع، هيچ گونه اقدامي مؤثري را اين کميسيون ها انجام نمي دهند. کميسيون بررسي حمله بر بيمارستان چهارصد بستر فقط اذعان کرد که گويا غفلت وظيفوي بوده و خاطيان به سارنوالي معرفي شدند اما درمورد عمال نفوذي دشمن به ويژه فردي بنام داکتر شاکر ( ناشر) توضيحات لازم ارايه نکرد.  در مورد حمله تروريستي برقول اردوي 209 شاهين نيز فقط اعلام شد که افرادي در داخل قول اردو نفوذ کرده بودند، اما نه نام آن ها افشاء شد ونه هم افرادي که تروريستان را تضمين کرده بودند بازداشت شد...

غـربی‌ها سیاسـت شـان‌را درباره خط دیورنـد به اساس واقعیت‌های تاریخ تغییر بدهند

2017-May-16 ||  عبدالحمید مبارز

نايب رييس پارلمان اروپا اخيراً گفت که «براي از بين بردن تروريزم زمان آن فرا رسيده که اشتباه تاريخي در درست کردن خط ديورند جبران و بازبيني کاملي در اين راستا براساس واقعيت‌هاي تاريخي  انجام شود.» ريچاردچارنسکي نايب رييس پارلمان اروپا با بيان اين که مرز پاکستان وافغانستان به مکاني براي تروريزم جهاني تبديل شده، گفت: نياز است تا اروپا وامريکا سياست خود را در افغانستان براي تحقق يک صلح بادوام تغيير دهند. چارنسکي گفت:پاکستان براي اين که بتواند به کنترول خود بر ديورند احاطه داشته باشد، به دخالت و بي ثباتي در اين منطقه ادامه خواهدداد. وي افزود، نياز است تا کشورهاي غربي سياست خود در قبال ديورند را رها کرده و مرز بندي در اين منطقه را بر اساس تاريخ وواقعيت ها احياء کنند و بلوچ ها و قبايل پشتون که به زور از اين منطقه اخراج شده اند مجدداً به منطقه و تحت حکومت اف...

آقای رییس جمهور! پـروژه تاپی چه شـد؟

2017-May-16 ||  احمد سعیدی

بند سلما با عشق و علاقة فراواني افتتاح شد. آغاز کار بند کمال خان در نيمروز نيز تصاويرش چوک هاي شهر کابل را پر کرده است. از پروژه کاسا 1000 که خيلي ما به آن دل بسته بوديم تا هنوز خبري نيست، گرچه افغانستان از چندي به اينسو در تلاش است  تا با توجه به کشف منابع هايدرو کاربني، خود در راستاي خودکفايي گام بردارد، اما نياز اين کشور به منابع انرژي همچنان بسيار است که ساليان زيادي را دربر خواهد گرفت. واقعيت اين است که نياز افغانستان به دريافت انرژي از خارج، از گذشته هاي دور خيلي زياد بوده است، اما اخيراً چينايي ها سرمايه گذاري در بخش نفت و گاز در منطقه شمال افغانستان کرده اند که ظاهراً کم کم به سطحي مي رسد که تا حدي مشکلات محدود از گرد و نواحي خود را حل نمايد. به باور من  آن چيزي که در حال حاضر از همه مهم تر در مورد افغانستان مطرح است، طرح تاپي است که در واقع گاز ترکمنستان را ...

نداشتن مرزهای دفاعی معضلی که افغانستان را آسیب پذیر ساخته است

2017-May-15 ||  محمدعلی مهرزاد

روزي يک نفر از حضرت علي(ک) پرسيد که چه قدر زمان خلافت حضرت ابوبکر صديق (رض) و حضرت عمر(رض) خيلي خجسته وخوب بود. حضرت علي به شخص مذکور گفت: که خلافت حضراتي چون من رعاياي داشتند، ولي من چون تو رعاياي دارم اين است فرق وتفاوت. بنابران، اين بحث که فردجامعه را مي سازد يا جامعه فرد را؛ ويا اصولاً فرد وجامعه دايماً درحال ساختن وپرداختن يکديگرند.پيغمبربزرگوار(ص) کوشش شان درين مورد به دومرحله صورت گرفت : يعني مرحله فردسازي(13سال مکه) ومرحله جامعه سازي( 10سال مدينه)، اما درمرحله فردسازي مکه مي بينيم که آن حضرت اين (فرد) راچگونه مي سازد، فرددرکاروان جامعه به سر مي برد و در مسير تاريخي اين کاروان درحرکت است. در حالي که درکشورما اين کاروان سالاران به تفنگ سالاران مبدل شدند؛زمان ومکان را براي خشونت و افراط‌گرايي مذهبي وفساد اداري مساعد ساختند.  درين صورت بدون شک، روابط اجتماعي فاسدا...

Previous   ||   Next