سرمقاله

!فساد، لکه ی ننگ برپیشانی حکومت

2017-Apr-18  || 

در نشست هاي بين المللي و در ملاقات مقامات بلند پايه کشورهاي خارجي با رهبران حکومت افغانستان، نخستين موضوع که مطرح و به بحث گرفته مي شود، گسترش فساد اداري و تعهد رهبران حکومت در امر مبارزه بر ضد اين مرض مزمن است. پس از شکست طالبان و تشکيل اداره موقت و با توجه به کمک هاي جهاني که در افغانستان سرازير شد، باندهاي مافيايي فساد در سطح ملي و بين المللي فعال شدند و در اين شبکه ها برخي از مقامات بلند پايه دولت افغانستان و کشورهاي بيروني هم شامل گرديدند و سرانجام بيشتر مساعدت هاي بين المللي حيف و ميل شد. با پايان يافتن دوره رياست جمهوري حامدکرزي و شکل گيري حکومت به اصطلاح وحدت ملي و شعار هايي که در دوران کارزارهاي انتخاباتي سر داده مي شد فکر مي گرديد گراف فساد در کشور سير نزولي را طي خواهد کرد ولي با توجه به چند سالي که از عمر حکومت مي گذرد و تجربه نشان داده است نه تنها که فساد کاهش نيافته است بل دامنه يي گراف فساد هم گسترش يافته است. به هيمن منظور است هر زماني که يک مقام کشور بيروني به افغانستان سفري مي داشته باشد خبر مبارزه برضد فساد بالا مي گيرد. در ديدار مک مستر مشاور امنيت ملي امريکا با رهبران حکومت نيز موضوع گسترش فساد در کشور مطرح شد. حال پرسشي است  که چرا با وجود نهادهاي متعدد مبارزه بر ضد فساد و تعهد مقامات حکومت و وعده هاي آنها، هنوزهم موضوع فساد لکه ننگي به پيشاني حکومت است؟ در بسياري از نهادهاي دولتي و قرارداد هايي که ص


امریکا متعهد به همکاری با افغانستان است

!درنگی به گفته های دیروز کرزی

!از نابود سازی پایگاه های تروریستان استقبال می کنیم

!شهر کابل بسیار وحشتناک شده است



3
H: 3°
L: -2°
Kabul
Saturday, 14 January
See 7-Day Forecast
Sun Mon Tue Wed Thu Fri
           
-9° -9° -11° -11° -12° -9°

SUBSCRIBE TO RSS

«ما زمانی می توانیم آینده را به آغوش بکشیم که جامعۀ خردمند بار آییم»

اهميت علم، حقيقتي است که از گذشته ها به اينسو در کانون توجه انسان‌ها بوده است. اين علم است که انسان را از ساير موجودات متمايز ساخته و به آن برتري داده است. سجده کردن فرشته‌گان به حضرت آدم  چه به معناي انقياد از او و چه به معناي پذيرفتنِ بزرگي و برتري اش؛ بر مبناي همين حکمت است. خداوند  با آموختنِ «اسماي الهي» به حضرت آدم، او را فضيلت و برتري بخشيده بود. از آنجا که اسماء را نمي توان جدا از مُسَمّا تلقي کرد، پس آنچه خداوند به آدم  آموخته بود، حقيقتِ اشيا بود. از جهتي، عينِ مظهريت به حضرت محمد(ص) نيز داده شده بود. ولي با يک فرق: چيزهايي که اجمالاً به حضرت آدم داده شده بود، به حضرت محمد(ص)  به تفصيل داده شده بود. حضرت آدم «اسماء» را مطابقِ سوية انسان هاي روزگار خود که رهبريِ آنها را به عهده داشت، ميدانست و به قدري به ترکيبِ دانسته‌هايش مي‌پرداخت که براي انسان هاي آن روز کافي بود.

آري، الله (ج) اسما و مُسَمّا را به حضرت آدم آموخت، او را از پشت پردة حوادث آگاه ساخت و امکانِ حقِ مداخله به اشيا و حوادث را برايش داد. شما مي توانيد خلافتِ داده شده به حضرت آدم را از اين منظر بنگريد و آن را اين گونه تعريف کنيد: «خلافت به معناي مداخله به هستي به جانشيني از خداوند است». اين مظهريت فقط در ساية خِرَد و معرفت مي تواند تحقق يابد.

در روزگاران ما نيز مسأله مداخله به اشيا وجود دارد. ولي از اين که اين مداخله با دستانِ نااهل صورت مي‌گيرد، مشکلات و ناهنجاري‌ها را در پي داشته است. ناهنجاري‌هايي که جلوگيري آن ناممکن است. آري، از همين جهت با مشکلات و نابساماني‌هاي بسياري مواجه هستيم. حال آن که بينشِ پيامبرانه هيچگاه چنين ناهنجاري‌ها را به همراه ندارد.

اساساً آنچه حضرت آدم زير نامِ تعليمِ اسما از خداوند آموخته است، «دانايي و معرفت» است. اين را مي توان «دانشِ ساينسي» نام گذاشت، ويا «علم» قلمداد کرد، چيزي که در نتيجة پژوهش‌هاي گسترده در قلمرو مبدا و منتها بدست مي آيد. در پس پردة رجحانيتِ حضرت آدم به فرشته گان، همين علم و دانش نهفته بود. اين دانش در حضرت نوح  وسعت يافت، در حضرت ابراهيم گسترش‌اش سرعت بيشتري پيدا کرد، در حضرت هود و حضرت صالح دوچند شد و در حضرت افتخار بشريت (ص)  در اوج رسيد و به قول بديع‌الزمان، به تفصيلِ کامل دست يافت. چراکه پس از ايشان ديگر پيامبري نمي‌آمد. بنابراين گفته هاي او چه قرآن باشد چه سنت، با کشفيات تازهاي که در آينده سر مي‌کشند، نبايد در تقابل قرار بگيرد.

به تعبير ديگر: براي آن که انسان بتواند در دهليزِ کتابِ کاينات که خداوند با قدرت، اراده و مشيت خود آن را نوشته است، به راحتي گشت و گذار کند، راهنمايِ «شريعت غرّا» را که برخاسته از صفتِ کلام خداوند است، در اختيار انسان گذاشته است. از اينرو، انسان به آساني مي تواند در اين دهليز گشت و گذار کند.

آري، قرآن ميانِ انسان و هستي پل هايي بنا کرده است و انسان در ساية آن از بيگانه گي در برابر هسـتي نجات يافته و آن را به صـورت «انيس و جليس»ِ خـود مشاهده کـرده است. از اين جهت مي توان گفت که پيامبر گرامي (ص)  چيزهايي را که بايد، در بارة هستي گفته است. علوم تا قيامت هرچه پيشرفت کنند، آنچه در بارة هستي خواهند گفت، برخلافِ گفته‌هايِ 14 قرن پيش و متفاوتتر و فراتر از آن نخواهد بود. آنگونه که برخي‌ها ادعا دارند، اين گفته‌هاي ما بدان معنا نيست که چيزهايي که تا کنون در عرصة فيزيک، کيميا، رياضيات، زيست شناسي، اناتومي و... کشف شده‌اند، پيامبر(ص)  قبلاً از آن سخن گفته است. آنچه ما مي خواهيم بگوييم اين است که بيانات پيامبر(ص)  با يافته هايي که در آينده در زمينة هستي عرض وجود خواهند کرد، در تناقض قرار نخواهد گرفت و حتا با آنها سازگار خواهد بود. از همين‌رو، علم از اهميت بسياري برخوردار است و به علت مهم بودنش مي توانيم بگوييم: «همه چيز از جهت نتيجه به علم بستگي دارد».

آري، سرنوشتِ آينده را علم تعيين مي‌کند. بي علم نمي‌توان به جايگاهي رسيد. به خصوص فرايندِ جهاني شدن، بر اهميت علم افزوده است. در روزگاري که غرب انقلاب صنعتي را رقم مي‌زد، ما بهاي عقب‌ماني در اين زمينه را بسيار سنگين پرداختيم و تاوان آن را چندين عصر متحمل شديم و هنوز هم متحمل مي‌شويم. از شوکِ عقب‌ماني در برابر انقلابِ تکنالوژي، هنوز هم به خود نيامده ايم. اگر به سوية امروزي دنيا نتوانيم دست بيابيم و بار ديگرِ فرصتي که به دست ما آمده است را از دست بدهيم، شايد دشمن مجالِ بلند شدن از زمين را ندهد.

از همينرو، بايد از يکسو به خداوند کاملاً باورمند باشيم، به پيامبر (ص)  حرمت بگذاريم و  به تماميِ ظرافت‌هاي اسلام به درستي پي ببريم، از ديگر سو زنده‌گي را با همه جوانب آن به آغوش بگيريم، يعني از بهترينِ مراکزِ پژوهشي برخوردار باشيم، همانند ناسا (NASA)، نهادهايي را بنيان گذاريم که از شهرت جهاني برخوردار باشند و ايجاد پايگاه‌هاي مسکوني در فضا، به دستان ما تحقق پذيرد. ورنه در موازنة دنيا دخالتي نخواهيم داشت و حوادثِ دنيا عليهِ ما جريان خواهد يافت.

کساني که در اين راه شتاب زده‌گي مي‌کنند، در واقع به اين هدف که مستلزم آهستـه روي و انتظام است، زيان مي‌رســانند. حال آن که تا کنون در هيچ زمينه کادرهاي حرف‌هاي و کــارآزمــوده پرورش نيافته است.

امروزه فقه اسلام، يعني نظام حقوقي اسلام را مجدداً بايد از نظر گذراند و آن را به گونه‌اي ترتيب، تنسيق و تنظيم کرد که پاسخگوي نيازمندي‌هاي امروز باشد. ولي با تأسف بايد گفت که هم به لحاظ کيفيت و هم به لحاظ کميت، اشخاص کارداني را سراغ نداريم که بتوانند از عهدة اين کار بدرآيند. برعلاوه، معلوماتِ فقهيِ موجود را بايد در کامپيوترها بارگذاري کرد. اين کار نيز زمان بسياري را دربر خواهد گرفت. حال آن که اين کار، فقط به بارگذاريِ اين معلومات خلاصه نميشود. به منظور بهرهوري از اين معلومات، بايد به ترکيبات تازهايدست يافت. يک بارديگر تأسف خويش را ابراز مــيدارم که در حـالت کــنوني کادري نداريم که اين همه مسايل را در سطح بلند و دلخواه بجا آورند. آنگونه که براي مديريتِ مراکزِ بزرگِ پژوهشيِ چون (NASA) کارمندانِ کافي در اختيار نداريم و اين را به راحتي اعتراف ميکنيم، به همانگونه براي مديريتِ مراکزِ پژوهشيِ اسلامي نيز از کادرهاي حرفوي برخوردار نيستيم. من به اين گفته هايم مبالغه نکرده ام و امکاناتِ موجود را نيز دست کم نگرفته ام. فقط ميخواهم حقيقتي را بازگو بکنم.

بنابراين، انسان هايِ ناکافياي که خواستار مسايل بزرگي هستند، ممکن است به نام اسلام به اين جامعه نتايج نادرستي را به بار بياورند، که اين اقدام نادرست هرج و مرجهايِ مهارناپذيري را به همراه خواهد داشت که در چنين حالت، بدست آوردنِ مجددِ فرصتهاي از دست رفته، دشوار خواهد بود. با رويکردهايِ خام و کودکانه نمي توان به همچو نتيجة مهم دست يافت. تا زماني که شخصيت‌هاي برجسته اي چون در فقه، ابوحنيفه‌ها و ابويوسف‌ها؛ در حديث، بخاري‌ها، ترمذي‌ها، مسلم‌ها؛ در کلام، سيد شريف جرجاني‌ها، تفتازاني‌ها؛ در اخلاق و تصوف امام غزالي‌ها، امام رباني‌ها، بديع‌الزمان‌ها پرورش ندهيم، هرگونه معالجة جامعه اشتباه است، مشکلات را بار ميآورد و بارِ ديگر از زيرِ بارِ گرانِ ناهنجاري‌هايي که باعث بروز اين مشکلات ميگردند، نجات نخواهيم يافت.

من حاضر هستم در پيشگاهِ خداوند پاسخِ اين گفته هايم را بدهم. ممکن است برخي‌ها بپرسند: «چرا قوة معنويه را مي شکني؟». در اين باره وجدان من راحت است و آماده هستم حسابِ اين انديشه ام را بدهم. چراکه اين مسأله قطعاً تحملِ شوخي و مزاح و تمثيل شدنِ آن به دست انسان هاي غيرجدّي را ندارد.

کوتاهِ سخن اين که؛ آنگونه که در سوال مطرح شده است، ما زماني مي توانيم آينده را به آغوش بگيريم که جامعة آگاه و بامعرفت بار آييم. چراکه دانش و معرفت به معناي پي بردن به مقصد والاي آفريدگار و درکِ پديده‌هايي است که اشيا و حوادث و اوامر تکويني از آن به ما سخن مي‌گويند. انساني که در جايگاهِ حکم راندن بر اشيا آفريده شده است، مي بيند، مي خواند، درک مي‌کند و مي‌آموزد. پس از اين که آموخت؛ راه هاي فرمانروايي بر حوادث و تسخير آنها را مي جويد. اين نقطه، همان نقطه ايست که اشيا به فرمان خداوند در انقياد انسان قرار ميگيرند و تحت فرمان انسان قرار مي گيرند.

برخي ها به اين باور اند که اداره و رهبريِ دنيا در پرتو علم، فلاکت هايي همچون ماشيني شدنِ انسان و درآمدنِ به حالت جمعيتِ مورچه گان را به دنبال دارد. اين پندار قطعاً درست نيست. آنگونه که گذشتة بي علم وجود ندارد، از آيندة بي علم نيز سخن نمي توان گفت. همه چيز به لحاظ نتيجه، به علم وابسته است و در نبود علم، دنيا هيچ ارمغاني براي انسان ندارد.

اين واقعيت است که در بسا شهرهاي ما انسان ها رو به ماشيني شدن نهاده، حواس انساني، انديشه، صحت و فضايلِ انساني از بين رفته است. ولي تحميل کردنِ اين نابساماني‌ها به علم و تکنيک، بي‌عدالتي است. تقصيرِ اصليِ اين نابساماني ها را در دانشمنداني بايد جستجو کرد که از مسئوليت شانه خالي کرده اند. دانشمنداني که از شعورِ مسئوليت اجتماعي برخوردار هستند، اگر آنچه از ايشان توقع ميرفت را ادا کرده بودند، شايد هيچکدامِ اين مواردِ نگرانکننده وقوع نمييافت!.

 

 


مقاله های سیاسی

سیاست نامۀ بی ثبات افغانی

2017-Apr-19 ||  عبدالناصر نورزاد

چيستي شناسي سياسي: در بحث سياسي بودن و سياست شناس شدن، ما افغان ها ماشاالله کمبود کادر نداريم. هر گوشه و کنار کشور و ولايت و ولسوالي را بگذاريد، اگر به محلة که خود در آن زنده گي مي کنيد، برويد، نه تنها از طبقه تحصيل يافته و چيز فهم بل از کسبه کار و افراد عادي آن جامعه بپرسيد، ساعت ها براي تان، در مورد سياست جهان و افغانستان معلومات ارايه خواهد کرد. اين هم از برکت چهل سال خشونت و دگرگوني هاي خشن سياسي است که افراد جامعه افغاني را اگر از يک طرف متفرق و پيرو ايده هاي مختلف ايدئولوژيک، فکري و تباري و مذهبي ساخته از طرف ديگر درک سياسي مردم را بلند برده است. شعور سياسي موضوع کاملاً مجزا و تافتة جدا بافته از درک سياسي است که در قدم اول مستلزم داشتن درک سياسي است. يعني تا زماني که شما درک سياسي نداشته باشيد، شعور سياسي نخواهيد داشت. شعور سياسي اساساً به ملزمات همچو درک سياسي و د...

«ما زمانی می توانیم آینده را به آغوش بکشیم که جامعۀ خردمند بار آییم»

2017-Apr-19 ||  ترجمه: سهراب عمر نويسنده:

اهميت علم، حقيقتي است که از گذشته ها به اينسو در کانون توجه انسان‌ها بوده است. اين علم است که انسان را از ساير موجودات متمايز ساخته و به آن برتري داده است. سجده کردن فرشته‌گان به حضرت آدم  چه به معناي انقياد از او و چه به معناي پذيرفتنِ بزرگي و برتري اش؛ بر مبناي همين حکمت است. خداوند  با آموختنِ «اسماي الهي» به حضرت آدم، او را فضيلت و برتري بخشيده بود. از آنجا که اسماء را نمي توان جدا از مُسَمّا تلقي کرد، پس آنچه خداوند به آدم  آموخته بود، حقيقتِ اشيا بود. از جهتي، عينِ مظهريت به حضرت محمد(ص) نيز داده شده بود. ولي با يک فرق: چيزهايي که اجمالاً به حضرت آدم داده شده بود، به حضرت محمد(ص)  به تفصيل داده شده بود. حضرت آدم «اسماء» را مطابقِ سوية انسان هاي روزگار خود که رهبريِ آنها را به عهده داشت، ميدانست و به قدري به ترکيبِ دانسته‌هايش مي‌پرداخت که ...

چـه فکـر مـی کنیـد؟ افغانستـان مرکـز تفاهـم، یـا تخـاصـم

2017-Apr-18 ||  احمد سعیدی

چندي قبل بخاطر بحث روي معضله افغانستان نشست يک روزه اي در مسکو با حضور داشت دوازده کشور  (افغانستان، پاکستان چين، ايران، هند، تاجيکستان، ازبيکستان، قزاقستان، قرغيزستان، آذربايجان، ارمنستان)  برگزار گرديده بود، نيرو هاي متخاصم يعني طالبان و امريکايي ها که بايد در اين نشست حضور مي داشتند، نداشتند. قبل از اين نشست اميد برده مي شد که  در نشست مسکو، فرصتي ايجاد خواهد شد تا اين  کشور هاي  مهم منطقه بخاطر  ايجاد امنيت پايدار وبازسازي افغانستان به تفاهم برسند، اما متأسفانه با پرتاب مادر بمب ها آنهم در آستانه برگزاري نشست مسکو، از طرف امريکا در ولايت ننگرهار همه اميد ها به نااميدي تبديل شد. امريکا مي توانست بگويد يک موشک بزرگ بخاطر نابودي داعش استفاده کرده واما نام مادر بمب ها درين مقطع زماني بخاطر خبر ساز بوده تا نشست مسکو را  تحت الشعاع قرار دهد وتحليل...

«بم مادر» یا توپ امیر عبدالرحمان خان!!

2017-Apr-18 ||  مهرالدین مشید

درست زماني امريکايي ها درة اچين را مورد حمله قرار دادند، بم مادر را در مرکز و پناه گاه مهم واستراتيژيک گروه داعش به صدا در آوردند و به شعاع بيشتر از دو کيلومتر منطقه را تکان دادند که به ابتکار روسيه نشستي در پيوند به صلح افغانستان در مسکو آغاز مي شد. اين بم يازده تن وزن و شانزده ميليون دالر قيمت دارد. به گفتة سايت ويکي ليکس، اين تونل ها با پول امريکايي ها با ارزش 316 ميليون دالر در زمان جهاد ساخته شده بود. حکومت افغانستان از اين حمله به عنوان همکاري مشترک نيرو هاي افغان و خارجي ياد کرد و آن را ضربة محکم بر تروريزم و دشمنان مردم افغانستان خواند و سخنگوي رييس جمهور با اين گفته که جريان هاي سياسي به تقاضاي مردم افغانستان که هميشه از رييس جمهور مي خواهند که هراس افگنان را نابود کند، بايد احترام بگذارند، بر تمامي آن سياست مداراني چون آقاي کرزي تاخت که اين حمله را بر رسم همدردي...

جنگ افغانستان ناتوانی قدرت جنگی امریکا و ناتو را به نمایش گذاشت

2017-Apr-17 ||  میر نجیب الله شمس

به گواه تاريخ بعد از ختم جنگ دوم جهاني در سال 1945 ميلادي و سرآغاز جنگ سرد کشورهاي اتحاد شوروي و ايالات متحده امريکا به مثابه دو ابر قدرت با ايدئولوژي هاي کاملاً متضاد در صحنه گيتي ظهور نمودند. دوران 45 سال جنگ سرد که با چالش ها، تنش ها و مدوجذرهاي شديد سياسي، نظامي، اقتصادي، ايدئولوژيکي، فرهنگي، توليد اسلحه تأثير دسته جمعي، هستوي، کيمياوي، باکتريالوژي، مسابقات تسليحاتي، آزمايشات راکت هاي مخرب بالستيکي، صدور انقلابات ايدئولوژيکي، لشکرکشي، تجاوز و اشغال سرزمين کشورهاي ضعيف و تجزيه آنها، فروش و صدور بي حد و حصر سلاح هاي مختلف النوع مخرب به ساير کشورها، بلند بردن گراف ليمت بودجه هاي نظامي کشورهاي گيتي، تقسيم نمودن جهان به 3 بلاک شرقي، غربي و کشورهاي عدم انسلاک و جنگ افروزي هاي استمراري و…توأم بود. در دوران جنگ سرد کشورهاي متخاصم امريکا و اتحاد شوروي دوبار در آس...

داکتر اسپنتا خرد جمعی را اهانت نکند!

2017-Apr-17 ||  محمد صابر فهیم

داکتر رنگين اسپنتا، در يک مقاله به شدت از نظام و از دستگاه دولتي به دليل خاموش بودن دولت در برابر استعمال مادر بم ها در اچين انتقاد کرده است. من بايد اعتراف کنم که در حدي نيستم که مقاله هاي علمي آقاي اسپنتا را نقد کنم، اما مقاله هاي سياسي را که با اغراض شخصي و گروهي آلوده باشند و نويسنده بخواهد فهميده و دانسته يک بخش بزرگ از جامعه را تحميق کند؛ به درستي مي توانم آن را بفهمم و درک کنم. از همين جهت است که بايد به اوشان هشدار داد؛ اگر مي خواهند بيشتر از اين به انزوا نروند، از نوشتن و پرداختن به مطالب اهانت آميز به خرد جمعي بپرهيزند. آقاي اسپنتا خودش نيز در بخشي از اين مقالة که تازه نوشته است به صراحت بيان نموده که"روي سخن من به آناني است که مي دانند، اما خلاف مي گويند." دقيقاً جناب داکتر رنگين سپنتا! روي سخن من هم آناني نيستند که نمي دانند. شما دانسته و فهميده بيشتر...

حامد کرزی حتا از مادر بم ها سوء استفاده می کند

2017-Apr-17 ||  صدیق الله توحیدی

هدف قرار دادن تونل هاي اچين ننگرهار توسط بزرگترين بم غير هستوي زمينه داد وفرياد کرزي و ايادي اورا فراهم کرد. کرزي در يک نشست خبري جهاد عليه امريکا را اعلام کرد در حالي که در سال 2001 با يک پتو ودستار به کشتي نظامي امريکا در بحر هند برده شد واز آنجا در زير حمايت نيروهاي سيا  به ولايت ارزگان ديسانت شد. در اجلاس بن به اثر فشار امريکا ونماينده فوق العاده آن کشور (داکتر زلمي خليل زاد) به رياست اداره موقت رسيد و وارد کابل شد. او در کنار مارشال فهيم و ساير اراکين دولت استاد رباني پايه هاي نظام يک جانبه و قدرتمند رياستي را با حمايت امريکا پايه گذاري نموده سپس آنها را يکي پي ديگر از چرخه قدرت سياسي دور کرد ويا باتطميع و تهديد  رقباي داخل نظام منزوي و بي اعتبار ساخته و با همه بازي موش و گربه را راه انداخت. کرزي، با عمليات ارتش امريکا در داخل کشور موافقت کرد وهمانند برادربو...

چرا مادر بم ها در ننگرهار پرتاب شد

2017-Apr-16 ||  احمد سعیدی

متأسفانه، امريکا بزرگترين بم ساخت خود را بالاي افغانستان استعمال نمود. امريکا و ناتو طي سال هاي حضور شان در افغانستان به بهانه مبارزه با تروريزم که هرگز صادقانه نبوده هر نوع سلاح کشنده اي را عليه مردم ما استعمال کرده است.  به باور من هدف اصلي استعمال اين سلاح تنها از بين بردن لانه هاي داعش در دره اسد خيل ننگرهار نبوده بلکه اهداف ديگري را نيز با خود در بر داشته است. 1-  استعمال مادر بم ها در ننگرهار نشان مي دهد که افغانستان به آزمايشگاه سلاح هاي بزرگ قدرت هاي جهاني تبديل شده مي رود.  2- استعمال اين بم در افغانستان  جنبه آزمايشي نيز داشته است.  3- امريکا با استعمال اين بم خواست قوت خويش را به روسيه و کورياي شمالي و حريفان ديگر خود نشان بدهد. 4- امريکا خواست با استعمال اين بم جلسه اي را که روز گذشته بخاطر آوردن صلح براي افغانستان در مسکو داير شده بود نتاي...

Previous   ||   Next