سرمقاله

!خونین ترین سال را سپری کردیم

2017-Mar-19  || 

در سالی که گذشتماهمه سال بد و خونینی را پشت سرگذاشتیم. سالی که در آن جاده های کابل، مسجد و زیارتگاه از خون انسان های بیگناه رنگ شد و هیچ کس نپرسید آخر چرا این همه خون می‌ریزید و این همه آدم می کشید و جنایت می کنید. جنگ در بسیاری از ولایت‌های کشور ادامه یافت و حتا چند ولایت درمعرض سقوط قرار گرفت و طالبان بار دوم شهر کندز را اشغال کردند و دوباره به حومه های شهر رانده شدند. اوضاع امنیتی در بسیاری از ولایت‎های کشور بدتر شد و نگرانی های مردم از استیلای دوباره افراطیت و جهل فزونی یافت ولی در این میانه نیرو های امنیتی و دفاعی کشور با دادن قربانی های فراوان از شهر ها و روستا های کشور دفاع و دلیرانه در برابر دشمن اهریمن صفت ایستاده گی کردند. سالی که تنها امروزش باقی‌مانده است تا به جریان تاریخ بپیوندد سالی بود که دولت باید در آن انتخابات پارلمانی و گزینش وکلای شوراهای ولسوالی ها را باید برگزار می کرد و لی این ماموریت هنوز نا انجام باقی‌مانده است و پارلمان به گونه غیر قانونی فقط بر حسب فرمان رئیس جمهوری کشور به کار خود ادامه می‌دهد. رشد اقتصادی کشور کند تر شده است و هنوز جوانان و تحصیل کرده های آن راه گریز و پناهنده شدن به کشور های بیگانه را می جویند و تنها در سال گذشته عیسوی یکصد و هشتاد و سه هزار تن از باشنده گان این سرزمین در اروپا درخواست پناهنده گی داده اند. فقر و بیکاری همچنان ادامه دارد؛ دولت نتوانسته است برای صد ها هزار ج


مخالفت با نوروز بیشتر انگیزه سیاسی دارد

قلدری دوستان رئیس جمهور در پایتخت

!ماشین نظامی تروریستان از کار خواهد افتاد

ماشین نظامی تروریستان از کار خواهد افتاد!



3
H: 3°
L: -2°
Kabul
Saturday, 14 January
See 7-Day Forecast
Sun Mon Tue Wed Thu Fri
           
-9° -9° -11° -11° -12° -9°

SUBSCRIBE TO RSS

راجع‌ به تجلیل و تحریم نوروز در افغانستان

در افغانستان، جشن نوروز همواره و به ویژه در سالیان اخیر، با مناقشاتی همراه بوده است. بخشی از مردم به گرمی از آن استقبال می‌کنند و برخی حلقات مذهبی، به شدت با آن مخالفت نشان می‌دهند.

دلایل مخالفین نوروز:

مخالفان جشن نوروز که برخی جناح‌های سنتی و گروه‌های شبه سلفی اند، از موضعِ دینی به تحریم نوروز و هر گونه مراسم مربوط به آن حکم می‌دهند. آنان دلایلی برای این کار بر می شمارند، از جمله این که:

۱- برگزاری آیین‌های کهنی از این دست، نوعی کمک به تداوم ادیان و فرهنگ‌های پیش از اسلام است که منسوخ و مردود شده اند؛

۲- تجلیل از این گونه مناسبت‌ها از قبیل تشبُّه به نامسلمانان است و طبق روایتی منسوب به پیامبر اسلام، تشبُّه به پیروان ادیان و آیین‌های دیگر، امری ناروا است. (سنن ابی‌داود، کتاب اللباس، شماره ۳۴۹۴)؛

۳- روایتی از انس بن مالک، از یاران پیامبر که می‌گوید: "هنگامی که پیامبر خدا "ج" به مدینه آمد، مردم آن شهر دو روز داشتند که در آن به بازی و سرگرمی می پرداختند؛ پیامبر پرسید: این دو روز چیست؟ گفتند در زمان جاهلیت در این دو روز به بازی می پرداختیم. پیامبر خدا گفت همانا خداوند در عوض آن‌ها دو روز بهتر را به شما قرار داده است، یکی روزِ اضحی و دیگری روزِ فطر". (سنن ابی‌داود، کتاب الصلاة، شماره ۹۵۹)؛

4- فتوای شماری از علمای قدیمی مانند ابن تیمیه و ملاعلی قاری و عده‌یی دیگر با هر گونه تجلیل از نوروز؛

5- انجام اعمال شرک آمیز و خرافی در ضمن مراسم نوروزی، مانند رفتن به زیارت‌گاه‌ها و درخواست نیازمندی‌ها از مرده گان که طبق عقاید اسلامی ناروا است.

این‌ها مهم‌ترین دلایلی است که برای مخالفت با نوروز و تحریم هر گونه گرامی‌داشت آن ارائه می‌گردد.

در مقابل، موافقان جشن نوروز استدلال می کنند که:

۱- همۀ مراسم به‌جا مانده از روزگاران کهن، آیین‌های دینی نیستند و زنده نگه‌داشتن آن‌ها به معنای تداوم و احیای آن ادیان نیست. بخش وسیعی از عرف‌ها و مراسم، جنبۀ فرهنگی دارد و امور فرهنگی نشانۀ تکامل اجتماعی انسان‌ها است. نوروز بیش از آن‌که ریشه‌ی مذهبی داشته باشد، پایه بر تحولات فصلی دارد که برای مردمان قدیم، به دلیل وابستگی زنده گی شان به زراعت و آب و هوای سال، اهمیت داشته است؛ هرچند که در دوره‌هایی از سوی برخی اقوام، صبغۀ مذهبی نیز یافته باشد؛

۲- نهی از تشبُّه به پیروان ادیان و فرهنگ‌های دیگر تنها متوجه اموری است که از شعائر عبادی و رمزهای مذهبی آنان باشد و مایۀ اشتباه و خلط هویت میان پیروان ادیان شود. امورعادی طبق قاعدۀ فقهی مشهور "الأصل فی‌الأشیاء الإباحة" پایه بر جواز ذاتی دارد. به علاوه، تشبه در امور عادی قابل اجتناب نیست و اگر قرار بر اجتناب از هر گونه تشبه در امور عادی باشد، زنده‎گی برای مسلمانان ناممکن می شود؛ زیرا پیروان دیگر ادیان غذا می‌خورند، می‌خوابند، کار می‌کنند، لباس می‌پوشند و بسیاری کارهای دیگر که مسلمانان نیز ناگزیر به انجام آن‌ها اند و نهی از مطلق مشابهت شامل همۀ این‌ها می‌شود؛

3- حدیثی که در بارۀ دو روز دوران جاهلیت آورده می‌شود و مهم‌ترین دلیل مخالفان است، تصریح ندارد که در بارۀ نوروز باشد؛

4- تجربۀ تاریخی مسلمانان نشان می‌دهد که این مراسم از زمان صحابه به بعد در بخش هایی وسیعِ از سرزمین‌های اسلامی مورد تجلیل قرار داشته است و نسل‌های پی‌درپی در دوران امویان و عباسیان، شاهد برگزاری این مراسم بوده اند؛ اما اکثریت فقه‌ها و اهل علم، مخالفتی با آن نشان نداده اند؛ حتا گفته می‌شود که حضرت علی در دوران خلافت‌اش در مراسم جشن نوروز شرکت کرده و از نعمان جد امام ابوحنیفه هدیه قبول کرده است. (ابن تیمیه، اقتضاء الصراط المستقیم، ص ۵۰)؛

۶- دو عید اضحی و فطر از نوع جشن‌های فرهنگی و ملی نیستند؛ بل از جملۀ شعائر عبادی و سمبول های دینی مسلمانان اند و برای آن‌ها احکام مشخصی وضع شده است، مانند ادای نماز مخصوص، تحریم روزه داری، توصیه به غسل، پوشیدن لباس تازه و... اگر کسی از مسلمانان مراسم دیگری را به عنوان مراسم و جشن مذهبی جای‌گزین آن‌ها و یا هم‌طراز با آن‌ها بگرداند، طبق قواعد اصولی و روایات موجود، عمل او بدعتی نامشروع تلقی می‌شود و در این باره اختلافی در میان اهل علم نیست؛ اما اگر کسی مراسمی را برگزار کند که صرفاً جنبۀ عادت را داشته باشد و هیچ صبغۀ تعبدی به آن اضافه نشود، پای بدعت به میان نمی‌آید؛ زیرا بدعت، در معنای شرعی‌اش، صرفاً به معنای افزودن بر آموزه‌ها و مناسک دینی است، نه افزودن بر امور عادی و دنیوی؛

6-آن‌چه "عادات" و "عبادات" را از هم متمایز می‌سازد، مبنا و منشأ ایجاد آن‌ها است. عبادات از سوی شارع تعیین می‌شود و به کسی نه حق دخالت در شکل آن‌ها داده می‌شود و نه در محتوای آن‌ها؛ اما عادت‌ها بر اساس توافق مردم به وجود می‌آید که اِمروزه به آن قرارداد جمعی گفته می‌شود و به زبان قدیما به آن "جعل" و "مواضعه" می‌گفتند. امور قراردادی معنای ثابت و دایمی ندارند که در دوران‌های مختلف، بدون تغییر بمانند. ممکن است مردم یک سرزمین توافق کنند که روز مشخصی را روز کارگر یا روز معلم بنامند و به این بهانه بخواهند - مثلاً - حقوق این قشر را یاد آور شوند. از نظر قواعد فقهی این عملِ شان یک امر مباح است و بسته به هدفی که در پسِ آن قرار دارد می‌تواند ارزش اخلاقی پیدا کند. هرگاه توافق کردند که آن روز را تغییر بدهند، مانع شرعی برای کارشان وجود ندارد؛ زیرا همچنان‌که منشأ ایجاد آن، خود آن‌ها بوده اند، حق تغییر و تعدیلش را نیز دارند؛ اما امور عبادی و شرعی این‌گونه نیست و چون‌که آنان در ایجاد آن سهمی نداشته اند. حق تغییر آن‌ها را هم ندارند.
 به این خاطر تغییر ماه‌های حرام از سوی برخی قبایل عرب، که به آن "نسیئ" گفته می‌شد، مورد مخالفت شدید قرآن مجید قرار گرفت. (إنما النسیئ زیادة فی‌الکفر.. سورۀ توبه، آیۀ ۳۷)؛

7-  اِم‌روزه مراسم نوروزی نه به عنوان یک جشن مذهبی؛ بل صرفاً به عنوان یک عادت بومی برگزار می‌گردد. آن‌چه این نظر را قوت می‌بخشد این است که این مراسم اختصاص به افغانستان یا ایران ندارد و طبق گزارش سازمان ملل: "نوروز برای بیش از ۳۰۰ میلیون نفر در سراسر جهان آغاز سال نو است و بیش از سه هزار سال است که در مناطقی از بالکان، منطقه دریای سیاه، قفقاز، آسیای مرکزی و خاورِ میانه و نقاط دیگری از جهان جشن گرفته می‌شود." این روز از سوی سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل (یونسکو) نیز در فهرست میراث فرهنگی معنوی بشر قرار گرفته است. در صورتی که کسانی از مسلمانان آن را به عنوان مناسبتی دینی برگزار کنند و این تصور را داشته باشند که از این طریق اجر و ثواب اخروی دریافت می کنند و یا به شکلی از اشکال به آن بعد متافیزیکی بدهند، کارشان خطا و خلاف شرع است؛

8-  از این‌که در ضمن جشن نوروزی، اعمال شرک آمیز و خرافی از سوی شماری از مردم انجام می‌شود، نمی‌توان تحریم هر گونه مراسم را استنباط کرد؛ زیرا اعمال مزبور در روزهای دیگر نیز انجام می‌شود، و اگر ممانعت و تحریمی هست، متوجه ذات آن اعمال است، نه زمان انجام آن‌ها، صرف نظر از این که کی و کجا انجام یابند؛

9-از نظر جامعه شناختی، کشورهایی که بحران‌های شدید و تجربه های تلخی را پشت سر نهاده اند، فضای خستگی و افسرده گی بر آن‌ها سایه می‌اندازد و مشکلات روانی مردم افزایش می‌یابد. یکی از راه‌هایی که می‌تواند روحیۀ اجتماعی را تغییر دهد و از حجم سنگین فشارها بکاهد، برگزاری جشن‌ها و مناسبت‌هایی است که به مردم شادی و خوش‌حالی ارمغان کند. مراسم نوروزی می‌تواند چنین هدفی را تا حدی بر آورده کند؛

10- برخی دیگر از کشورهای اسلامی نیز مناسبت‌هایی شبیه نوروز را از روزگاران کهن به میراث برده اند، مانند عید "شم النسیم" در مصر که از روزگار فراعنه به یادگار مانده و سپس با سنت‌های مسیحی پیوند خورده است. این روز در تقویم رسمی آن کشور تعطیل است و مردم به محیط‌های ساحلی و اماکن تفریحی روی می‌آورند. دارالافتای مصر برگزاری این جشن را امری عادی و مباح دانسته و صرفاً یاد آور شده است که آداب اسلامی در نظر گرفته شود. این موضع دارالافتا، از سوی بسیاری از علمای دانشگاه الازهر و اعضای مجمع پژوهش‌های اسلامی آن کشور نیز مورد تأیید قرار گرفته است. (الاهرام الرقمی، ۱۵ اپریل ۲۰۱۲.


صفحه فرهنگ وهنر

!زبـان؛ همـۀ هستـی انسـان اسـت

2017-Feb-26 ||  پرتو نادری

انسان هرچیزی که دارد از زبان دارد. انسان جهان را با زبان است مفهوم می بخشد. زبان تنها نظامی از واژگان نیست؛ بلکه نظامی است از مفاهمی که انسان در پروسۀ شناخت خود  از هستی ایجاد کرده است. هر واژه یک مفهوم است که بخشی از هستی را بازتاب می دهد. یکی از دانشمندان، زبان را به نور و روشنایی همانند می کند و می گوید همه چیز را با نور می توان دید و نور را نیز با نور می توان دید. این امر در مورد زبان نیز صدق می کند، همه چیز را با زبان می توان شناخت، خود زبان را نیز با زبان می توان شناخت. واژگان می آیند و هویت همه چیز می‌شوند. دیگر همه چیز با زبان بیان می‌شود و زبان خود نیز با زبان بیان می‌شود.  وقتی نور نیست چیزی را نمی بینیم، اگر فرض کنیم که زبان نباشد هیچ مفهومی در ذهن ما نمی تواند وجود داشته باشد و ما نمی توانیم مفهومی را به دیگری انتقال دهیم. از این جا می شود گفت که زبان همۀ...

محمود طرزی و جایگاه او در شعر مشروطیت

2017-Feb-21 ||  پرتو نادری

محمود طرزی به روز اول سنبله 1244 خورشیدی در شهر غزنی در جوار مزار حکیم سنایی غزنوی چشم به جهان گشود و به روز سی‌ام عقرب 1312 خورشیدی در شهراستانبول ترکیه از جهان چشم پوشید و آن جا در جوار زیارت ابو ایوب انصاریبه خاک اش سپردند. پدرش غلام محمد طرزی نیز شاعر و ادیب روزگار خود بود که با امیر عبدالرحمان سر مخالفت داشت تا این که امیر او را به هندوستان تبعید کرد. چنین بود که او پس از چند سال زنده‌گی در کراچی راهی امپراطوری عثمانی شد و تا آخر عمر در زیر آسمان غربت زیست و فرزندش محمود طرزی در جریان سال‌های آواره‌گی به تعبیرخودش از هر چمنی سمنی چید و آنگاه که در زمان امیرحبیب‌الله با خانواده به افغانستان برگشت مردی بود آگاه، دانشمند، صاحب تدبیر و آشنا با فن رهبری و مدیریت. به گونۀ فشرده می‌توان شخصیت محمود طرزی را این گونه دسته‌بندی کرد: ·       طرز...

سلطان سگ باز و سگان سلطانی

2017-Feb-08 ||  پرتو نادری

  روزی از روزها، دوست من نجیب رسا روایت می‌کرد که روزگاری سرزمینی بود و آن سرزمین را سلطانی بود که سلطان را ذوق در سگ بازی بود. چنین بود که در آن سرزمین سگان را چنان جایگاهی بود که همه‌گان خود را شیر ژیان می انگاشتند. ناقلان آثار و راویان اخبار گاهی که چیزی در پیوند به سگان سلطانی روایت می‌کردند آنان را کلب ابن کلب می‌خواندند. جماعت سگان روزتا روز فزونی می‌گرفت و شهر کوچه کوچه ازغوغای سگان پر بود و راه بر مردمان می بستند، سگان دم‌ها حلقه ‌می‌کردند و آسوده ازهر تشویشی در پای دیوارها می خوابیدند. در این سرزمین بلند‌ترین آواز آواز سگ بود. مردمان را چاره‌یی نبود جز این که پیوسته سگان را نان‌های روغنی و کباب‌های گوسفندی درست کنند. گویی مردم برای رفت و آمد خود در کوچه‌ها سگان را باج می‌دادند. مردمان خود گرسنه مانده بودند و کودکان با حس...

جنبش مشروطیت و شعر پای‌داری

2017-Feb-07 ||  پرتونادری

   قسمت اول: مرگ امیر عبدالرحمان ،بزرگترین دیکتاتور و امیر خودکامۀ افغانستان در 1901 میلادی درحقیقت پایان یکی ازسیاه‌ترین دوره‌های استبداد قرون وسطایی در کشور بود. محمدصدیق فرهنگ در جلد نخست «افغانستان درپنج قرن اخیر» او را امیر« مستبد با کفایت» خوانده است. ظاهراً او به بیماری نقرس که در سال‌های اخیر زنده‌گی با آن دست و گریبان بود، در کاخ ییلاقی باغ‌بالا بمرد. با این‌حال روایتی نیز وجود دارد که او به دست فرزند ارشدش حبیب‌الله با نوشاندن جام داروی زهر آگین کشته شد. میر غلام محمد غبار در این پیوند روایتی گسترده‌یی در کتاب «افغانستان در مسیرتاریخ» جلد نخست دارد که خواننده‌گان ارجمند می‌توانند به این کتاب مراجعه کنند. خبر مرگ عبدالرحمان خان تا سه روز پنهان نگه‌داشته شد تا تمام آماده‌گی‌ها برای به قدرت رسیدن حبیب&z...

کنفرانس مسلمان، کاتولیک و سکولار با حضور عبدالکریم سروش وخوزه کازانوا

2017-Feb-05 || 

سکولاریسم در اسلام و مسیحیت عبدالکریم سروش استاد مهمان دانشگاه جورج تاون این جلسه در سخنانی که به زبان انگلیسی ایراد شد ابتدا به علل ظهور سکولاریسم در اروپا اشاره کرد. او کشمکش بین علم و دین از یکسو و شکاف در درون مسیحیت از سوی دیگر را، یکی از این دلایل دانست. او گفت: کشمکش میان علم و دین در اروپا که در آن دین نهایتاً شکست خورد و میدان را ظاهراً به علم واگذار کرد، به ظهور سکولاریسم در مغرب زمین انجامید. این شکست منجر به عقب نشینی دین از همه عرصه ها از جمله سیاست شد. به گفتة آقای سروش اگر اکنون افول دین در مسیحیت را با تمدن اسلامی مقایسه کنیم، می بینیم که کشمکش بین علم و دین هرگز حتا هنوز هم در دنیای اسلام واقع نشده است و این به دلیل ضعف علم بوده است، نه لزوماً قوت اسلام. وی گفت: در اسلام کشمکش با فلسفه به خصوص فلسفه وارداتی یونان باستان و انطباق با آن البته رخ داد. ...

!زبان همۀ هستی انسان است

2017-Feb-04 ||  پرتو نادری

 انسان هرچیزی که دارد از زبان دارد. انسان جهان را با زبان است مفهوم می بخشد. زبان تنها نظامی از واژه‌گان نیست؛ بلکه نظامی است از مفاهمی که انسان در پروسۀ شناخت خود  از هستی ایجاد کرده است. هر واژه یک مفهوم است که بخشی از هستی را بازتاب می دهد. یکی از دانشمندان، زبان را به نور و روشنایی همانند می کند و می‌گوید، همه چیز را با نور می توان دید و نور را نیز با نور می توان دید. این امر در مورد زبان نیز صدق می‌کند، همه چیز را با زبان می توان شناخت، یا واژه‌گان می‌آیند و هویت همه چیز می‌شوند. خود زبان را نیز با زبان می شناخت. به زبان دیگر همه چیز با زبان بیان می‌شود و زبان خود نیز با زبان بیان می‌شود. وقتی نور نیست چیزی را نمی بینیم، اگر فرض کنیم که زبان نباشد هیچ مفهومی در ذهن ما نمی تواند وجود داشته باشد و ما نمی توانیم مفهومی را به دیگری انتقال دهیم. از این ...

تغییر گرایش راستی های افراطی غرب؛ از یهود ستیزی به اسلام هراسی

2017-Jan-30 ||  دکتور ضیا نظام

اصطلاح راست افراطی به آن جریانات، گروه ها و احزاب سیاسی اطلاق می شود که مبتنی بر تبعیض ایدئولوژی های نژاد پرستانه نهایت ارتجاعی و فاشیستی باشد که بر اساس آن نابرابری و عدم مساوات اتباع یک کشور مطرح گردد. به این معنی که یک گروه را بر گروه دیگری رجحان داده و آن را دیده و دانسته امتیاز دهند. این اصطلاح از اوایل انقلاب کبیر فرانسه روی کار آمد. در آن زمان طرفداران افراطی سلطنت یعنی اشراف و نماینده گان کلیسا به طرف راست اسامبلی یا مجلس می نشستند و همین ها پشتیبان بازگردانیدن رژیم به نظم کهن بودند که البته نظم کهن عبارت از نظام سلطنت مطلقه بود که همه حقوق به اشراف و کلیسا تعلق داشت و باقی تمام اقشار و طبقات مردم از حقوق شهروندی محروم و مجزا بودند. از آن زمان به بعد این جریانات فراز و نشیب زیادی را پشت سر گذاشت و سپس در نهایت به حدی افراطیت رسید مانند حزب نازی جرمنی، ناسیونال ...

مدینۀ فاضلۀ سرزمین عجایب وغرایب

2017-Jan-29 ||  پرتو نادری

پادشاهی سرزمین بزرگی زیر نگین داشت و کام‌روا بود برهمه چیزی. روزی حکیمی زمین ادب بوسید و پرسید: ای قبله‌ی عالم! دیگر از این جهان چه می‌خواهی که داشته باشی؟ گفت: زینه و میخ! حکیم به شگفتی اندر شد و پرسید: ای سلطان بزرگ! اکنون که جهان به کام تست، آخر این زینه و میخ چه ارزشی دارد؟ سلطان گفت: زینه برای آن که بر بام چرخ فلک فراز آیم ... هنوز سلطان سخن اش تمام نشده بود که حکیم پرسید: عمر قبله‌ی عالم دراز باد! پس میخ را برای چه می خواهی؟  سلطان گفت: چون با زینه بر فلک فراز آیم؛ میخ بر آن بکوبم تا از گردش باز ماند که یگانه هراس من در زنده گی از گردش چرخ فلک است! حکیم گفت: - الحق که تو سلطان بزرگ سرزمین حکمتی و حکمت تو به اندازه تخت تو بزرگ است! *** چون سخن سلطان در همه گوشۀ جهان پیچید، آنانی را که سر سوزن از حکمت و دانایی و ستاره‌شناسی سر رشته‌یی بو...

Previous   ||   Next