سرمقاله

!با انحصار قدرت سلامت نظام با خطر مواجه شده است

2017-May-20  || مکارم

دامنه‌ي بي اعتمادي ها نسبت به حکومت و رهبران اين دستگاه، با گذشت هر روز افزايش مي يابد. بيکاري، ناامني ها، انحصار قدرت به وسيله ي يک تيم و فساد رو به گسترش و برخي عوامل ديگر سبب شده است که اعتبار و مشروعيت حکومت زير پرسش برود و صداي مخالفت از هر سو در برابر قوم گرايي‌ و انحصار قدرت به وسيله ي تيم رييس جمهور بلند شده است. گروه ها و کساني که ديروز از رييس جمهور حمايت کردند و وي را به اريکه ي قدرت رسانيدند، امروز آن گروه ها نيز مخالفت شان را با سياست هاي حکومت ابراز مي دارند و عملکرد هاي تيم رييس جمهور را انتقاد مي کنند. برخي از آگاهان باور دارند که همه ي قدرت در تمام کشور در دست چند تن مي باشد که در ارگ بود و باش دارند و سرنوشت و آينده کشور را رقم مي زنند. اين تيم بالاي هيچ کس باور ندارد و همه را بيگانه تلقي مي کند. صلاحيت برخي از نهادهاي حکومتي نيز سلب و تصميم گيري هاي برخي از نهادهاي حکومتي زيرنام هاي گوناگون به مراکزي که به ارگ وصل اند داده شده است. اداره امور در نظر دارد که برخي از افراد را زير نام ظرفيت سازي و جذب و کادرها، مستقيماً استخدام کند و به برخي از نهادها و وزارت ها معرفي بدارد که اين تشبث و دخالت آشکار در امور کاري کميسيوني به نام اصلاحات اداري و خدمات ملکي و وزارت ها و ادارات حکومتي است. قرار است که همه ي رياست هاي ساختماني ادارات دولتي به وزارت شهرسازي تعلق بگيرد که اين برنامه در وسط سال، بي نظمي هاي زيادي را


!امریکا تا اکنون اشتباه کرده است

!میزان اخذ مالیه از شهروندان مورد بازبینی قرار گیرد

!تضاد های قومی را دفن کنید

!اسرار نشست چرخبال ها روشن شود



3
H: 3°
L: -2°
Kabul
Saturday, 14 January
See 7-Day Forecast
Sun Mon Tue Wed Thu Fri
           
-9° -9° -11° -11° -12° -9°

SUBSCRIBE TO RSS

بازی های تازه را باید آغاز کرد

 برای آنکه داستان زنده گی را تازه تجربه کرد، بهتر است تا با کنار گذاشتن بازی های کهنه،بازی های تازه را باید آغاز کرد تا باشد که از معاملۀ باسی و شب ماندۀ دست دوم و سوم رهایی یافت و غذا های جدید سیاسی را نوش جان کرد؛ زیرا هرآنچه ما تا کنون از دست داده ایم و این گونه دستمان شده ایم، گیرماندن در بازی های کهنه است که سبب از دست دادن قاعده های بازی جدید شده است. حال لازم است که برای آموزش قاعده های جدید بازی ها، بازی های کهنه، خسته کن، شب مانده و یک نواخت را کنار نهاد و بازی تازه و رو در روی را آغاز کرد تا باشد که برای همیش از زیر چنگ و دندان کهنه بازیگران بدمعامله گر رهایی پیدا کرد و با این رویکرد،دست کم بر مصداق این شعر "زنده گی بر گردنم بار گرانیبیش نیست"اندکی بتوان این بارگران سنگ زنده گی را از دوش های زخمی مان کنار نهاد و با استفاده از فرصت های جدید برای رفع چالش های قدیم وارد اقدام شد؛ البته به این تعبیر که از چالش ها به حیث فرصت های تازه استفاده کرد تا برای عبور از چالش های کهن به آزمونگاه های جدید سیاسی گام نهاد و در نتیجه کهنه را به کهنه بازان درمانده با دو دست تقدیم کرد و دست نوبازان را به امید گام موفق نهادن و از بن بست های قدیم رها شدن با احتیاط و تأنی فراوان که چالش آفرین هم است، تازه فشرد تا به قول آن دوست از نصیه گیری های پشت سر رهایی پیدا کرد و نقد را روی در روی گرفت تا باشد که از رنج کهنه ماندن و کهنه ریستن رهایی پیدا کرد و مانند "پیروی بچۀ ادی"حساب مرده ها را به مرده ها و حساب زنده ها را با زنده ها آغاز کرد؛ زیرا که این ماندن آب ایستاده را ماند که گنده گی و پوسیده گی را به بار می آورد؛ هرچند رهایی از خندق های آن دشوار است و به قول معروف دل شیر را می خواهد؛ اما ناگزیر برای رهایی از ماندن های پیهم، هرچند که باری از اتهامات جدید را نیز وارد است و در پی دارد، از هفت خوان آن به بهای دل را به دریا زدن عبور کرد و دست کم بر بخشی از دغدغه ها نقطۀ پایان گذاشت.  در زبان عربی مقوله یی وجود دارد که می گوید” کل جدیدا جدیدا"یعنی هر پدیدۀ جدید تازه و دست نخورده است و پس میسزد که هر پدیدۀ تازه را یک بار به آزمون گرفت تا با تازه آموزی ها از آن به درد زایمان ایستایی و رکود و ماندن در زندان خطرناکقومی،زبانی و گروهی نقطۀ پایان گذاشت؛ زیرا که این گونه گرایش های بیمار بنیاد های فکرملی را تخریب و اعتقاد دینی و باور های ملی در پیوند به کشور ومردم را مسخ و تحریف می کند؛ نه تنها این؛ بل ارزش های اخلاقی و انسانی را نیز در موجی از ارزش های گرانسنگ اسلامی نیز آسیب پذیر می گرداند.  تازه هارا باید با رویکرد های جدید به آزمون گرفت تا به نتایج مؤثر و مفید دست یافت و برای همه گانی شدن و تعمیم بخشیدن آن اقدام جدی کرد؛ زیرا که فرصت ها و چالش ها در زنده گی به مثابۀ دو همزاد هم اند که گاهی در طول و زمانی هم در عرض هم قرار می گیرند.

حالا که ما در دنیایی از فرصت ها و چالش ها قرار داریم و هر روز به شمار آنها افزوده می شود. پس چگونه گام هایی را می توان برداشت تا با تبدبل کردن هر چالش پیش آمده به فرصت بهتر دست یافت و دست کم از رفتن به زیر کوله بار چالش ها رهایی پیدا کرد.

کشور هایی که در فراز و نشیب تحولات اجتماعی از داشتن آگاهی ها و مهارت های استفاده از چالش برای فرصت جدید ناتوان بوده اند، بالاخره در برابر موج سنگین چالش ها قرار گرفته و به جای صعود به قلۀ ترقی و پیشرفت به رکود و انحطاط فکری و فرهنگی سقوط کرده اند. از همین رو است که از لحاظ قوانین جامعه شناسی پیشرفت و رکود هر از گاهی پیش از آنکه در عرض هم قرار بگیرند، در طول هم قرار می گیرند. چنانکه این گونه تحولات در جوامع سرمایه داری به گونۀ دوره یی واقع می شود که منجر به نوسازی دستگاه های تولیدی می شود و در نتیجۀ آن هر از گاهی موجی از کارگران بیکار می شوند.

با آن که در کشور های یاد شده تجارب و اندوخته های زیادی برای عبور از چالش ها را دارند و از داشتن امکانات و ظرفیت های زیادی در این زمینه برخورادار اند؛ اما با آنهم در برابر موج سنگین فرصت و چالش های پیهم گیر مانده و با دشواری های دست و پا گیر رکود اقتصادی و حتا فرهنگی رو برو میشوند. پس معلوم است که کشور هایی مانند افغانستان که با ده ها دشواری رو به رو اند و از داشتن حتا دست کم امنیت محروم می باشند، چگونه ممکن است که با عبور از فراز و فرود دشواری های پر از چالش ها و فرصت ها به آزمون جدید رسید و زنده گی را در عرصه های جدید به تجربه گرفت و به حلاجی کردن چالش ها دست یافت.

حال ما که در کشوری قرار داریم که پر از چالش ها است و اما فرصت هایش اندک و در ضمن سنگ اندازی ها برای پیشگیری از استفاده از فرصت ها و تغییر چالش ها به فرصت بیشتر است؛ چگونه ممکن است تا گام های نخستین را برای چالش شکنی ها و فرصت یابی ها پیدا کرد. آنهم در کشوری که بیشترین چالش ها و فرصت هایش در عرض هم قرار دارند و پیش از وارسی و واکاوی یک چالش و استفاده از آن به حیث فرصت چالش های تازه به وجود می آید؛ زیرا ما در کشوری زنده گی می کنیم که نه تنها هر لحظه در هر گوشه اش یک حادثه همراه با یک توطئه رخ میدهد؛ بل فراتر از آن توطئۀ تیوریزه شده یی که مانند داستانهای کتاب "کلیله و دمنه "قصه در قصه یعنی دسیسه در عقب دسیسه به وقوع می پیوندد که هر یک فاجعۀ تازه را آبستن می کند. به همین گونه،همه چیز در آن توطئه بار و فاجعه بار است، نه تنها این فراتر از آن ارزش های اخلاقی و انسانی هر روز رنگ باخته و پرپر می شوند و انسانیت در پای کابوس خودخواهی، استبداد و قانون شکنی ذبح شرعی می شود. از همین روست که همه ارزش ها در این کشور بیرحمانه به بازی گرفته شده و به رسم عیاری ها و جوانمردی ها در کشور بدرود گفته شده است.

از این که با دین بس جفا ها روا داشته شده و با دینداری در کشور خیلی ها بازی شده و بهتر است تا جوانمردی را پیشه کرد تا مصداق این سخن امام حسین«رض»باشد که می گوید،"اگر مسلمان نیستی، جوانمرد باش."اما با تأسف که در کشور ما همه چیز وارونه است.

این در حالی است که
 هزاران هزار دل های دردمند تا کنون برای شاد کردن دل های این ملت مظلوم صادقانه و صمیمانه خون ریخته اند و اما هنوز هم دل های خسته از جنگ طولانی و فرسایشی که چون کابوسی بر روان آنان سنگینی می کند، بدون اندک ترین خستگی برای شاد کردن دل های دردمند و بلا کشیده این مردم، بی
ریا و پرعطوفت می تپد تا دل های خسته از جنگ را شاد کنند و شاد زیستن ها را برای مردم به ارمغان آورند؛ زیرا شادکردن هنر است و شاد زیستن هنری والاتر از آن؛ آما ده ها دریغ ودرد که روحیۀ شاد کردن ها و شاد زیستن ها به پارچه های سنگین یخ بدل شده، خدا باوری های صادقانه و صمیمانه یکسره منجمد شده اند و به همین گونه جاذبه های پاک، سیال و بالندۀ دینی خشک شده اند. در نتیجه سبب نقلیل ارزش های دینی شده است و تقلیل ارزش های دینی عناصر اصیل فرهنگی را نیز آسیب پذیر گردانیده است. این سبب شده تا به صورت کل آخرت باوری که مرکز ثقل ارزش های اخلاقی به شمار می رود، در اشعۀ روایت کلان فلسفۀ خدا باوری که فلسفۀ تاریخ را از خدا تا به خدا معنا می بخشد، به گونۀ جدی آسیب پذیر گردانیده است.

در این تردیدی وجود ندارد که ما از خدا آمده ایم و به سوی او بازگشت می کنیم و این آیت در واقع فلسفۀ تاریخ، انسان و جامعه را از آغاز تا انجام هستی به تعبیر قرآن "یوم تبدل الارض غیرالارضی و برزو لله الواحدالقهار"به گونۀ روشن تفسیر کرده است که اقبال لاهوری در کتاب بازگشت به خویشتن اش ترجمه و تفسیر ریالسیتیک و زیبایی از آن ارائه می کند. خواندن این آیت در واقع بیانگرضعف و ناتوانی انسان در برابر شگفتی های آفرینش است که معنای تنبهی را نیز به همراه دارد؛ اما انسان به دلیل ” ظلوما جهولا "بودن به بیماری ظلمت بار جهل و ناآگاهی دچار است. از این رو در بیشتر موارد امروز ناآگاهی چنان در تار و پود انسان های جامعۀ ما رخنه کرده است که نه تنها فرصت شناخت از چالش ها را از دست داده ایم؛ بلکه در موجی از چالش های سردرگم و پیچیده چنان دست و پا می زنیم که پا گذاری برای یافتن فرصت ها در آن معنای آواره شدن در دشت های تفتیده و خشک را دارد که شانس جان به سلامت بردن به صفر تقرب کرده است. از این دغدغه ها زمانی می توان دست کم اندکی رهایی پیدا کرد که با کنار گذاری بازی های کهنه بازی ها را تاره باید آغاز کرد. به این وسیله وارد فصل نوی از زندهگی شد و برای بالندهگی و احیای ارزش های جدید زنده گی در حوزه های گونه گون فرهنگی، سیاسی و اجتماعی کار کرد تا بتوان پاسخ معقول به خواست ها و نیازمندی های انسان امروز جامعۀ بیمار ما ارائه کرد که هر لحظه نیاز هایش افزونتر،خواست هایش بالاتر می رود. این خواست ها را نمی توان سرکوب کرد؛ بل آنها را به معنای قرآن به گونۀ معقول تذکیه و تلطیف باید کرد؛ زیرا پس از این ممکن نیست تا در اتاقی نشست و کللکین و دروازه ها را بر روی خود بست و یا با تماشای جهان از پنجرۀ تنگ مسجد و مدرسه و دیر و کنشت بسنده کرد؛ زیرا امروز ممکن نیست تا با ماست مالی بر واقعیت ها حقیقت را مسخ کرد و مردم را به فربب جدید کشاند.

 

 

 

 

 


مقاله های سیاسی

نگـذارید قـوت های مسـلح ما سیاسی و تنظیمی شوند

2017-May-21 ||  احمد سعیدی

روز  سه شنبه مورخ 26 ثور 1396 بنا به دعوت آقاي طارق شاه بهرامي سرپرست وزارت دفاع ملي به مقر آن وزارت رفته بودم، تعداد ديگري از کارشناسان سياسي و نظامي نيز حضور داشتند. نخست آقاي بهرامي وضعيت جنگ و دفاع مستقلانة قوت هاي مسلح را در نبرد سرنوشت ساز حق عليه باطل همه جانبه به حاضرين معلومات داد بعداً آقاي وزير صميمانه تقاضا نمود تا، هر يک به نوبت ديدگاه خود را جهت بهبود وضعيت در قواي مسلح با وي شريک سازيم از صحبت ها، برده باري، درجه تحصيل  و حوصله مندي آقاي بهرامي و آنچه را که صادقانه به ما شريک ساخت دريافتم که آقاي طارق شاه بهرامي انتخاب مناسبي است به وزارت دفاع ملي. هم جوان است و هم آب ديده در جبهات جنگ و دفاع. دوستان ديگر که از اقشار مختلف نهاد هاي سياسي و مدني نماينده گي مي‌کردند ابراز نظر کردند، اما من و جناب جنرال يارمند سابق معين وزارت امور داخله از سياسي شدن ارودي...

ترکیه؛ کشوری که برایم شناخت‌ناپذیر شده است

2017-May-21 ||  محمد فتح‌الله گولن

هفته گذشته رييس جمهوري امريکا و رييس جمهوري ترکيه در کاخ سفيد باهم ملاقات نمودند و محور ملاقات آنها را. مبارزه در برابر داعش، آيندة سوريه و بحران مهاجرين، مسايل مشترکِ امريکا و ترکيه تشکيل مي داد. ولي، ترکيه‌اي که يک زماني در راستاي کامل ساختن دموکراسي و پايه‌گذاريِ يک باورِ معتدلِ لائيک، يک کشور اميدبخش به حساب مي‌آمد، اکنون به دست رييس جمهوري افتاده است که براي دست يافتن به اقتدارگرايي و براي آن‌که مخالفانش را به زانو درآورد، هرچه از دستش بيايد انجام مي‌دهد و ترکيه در دست چنين شخص، شناخت ناپذير شده است. غرب بايد ترکيه را براي بازگشت به سوي دموکراسي، ياري کند. ملاقات اخير و نشست کشورهاي عضو ناتو که قرار است در هفتة روان برگزار شود را بايد فرصت خوبي براي اين کار دانست. اردوغان، در پي کودتاي منفورِ 15 جولاي که در سال گذشته به وقوع پيوست، در برابر انسان...

چرا پاکستان می خواهد امریکا در افغانستان شکست بخورد؟

2017-May-20 ||  نویسنده: لارنس سیلین، دک

پاکستان، چين را به عنوان شريك، همکار و دوست استراتيژيک خود مي بيند، نه ايالات متحدة امريکا را. پاکستان همواره افغانستان را به مثابه ي يک کشور مشتري يا بازار مصرفي محصولات پاکستاني و يک ديوار حائل امنيتي در برابر نفوذ و محاصرة بالقوة اقتصادي هندوستان بر مناطق داراي منابع غني آسياي مرکزي مشاهده مي نمايد. حالا پاکستان انگيزة اقتصادي قابل توجه براي حذف کشور هاي غربي دارد تا آنان را از سرمايه گذاري و حفظ نفوذ آنان در افغانستان جلوگيري کند. پروژة مشترک پاکستان و چين که «دهليز بازرگاني چين –پاکستان» نام دارد؛ بخشي از کمربند بزرگ راه تجارتي چين است که به هدف اتصال آسيا از طريق راه هاي زميني و دريايي به مناطق اقتصادي راه اندازي شده است. دهليز بازرگاني چين –پاکستان؛ يک پروژه زيربنايي و يک ستون فقرات شبکة حمل و نقل و داد و ستد کالاهاي بازرگاني است که چين ر...

همواره قربانی های ملت را رهبران خودخوانده تاراج کرده اند

2017-May-20 ||  مهرالدین مشید

نمي دانم از کجا آغاز بايد کرد و با چه حرف هايي بايد سخن گفت؛ زيرا هر آغازي در اين کشور بي سرانجام و هر سخني در آن بي سرانجام و بدون اتمام حجت باقي مانده است. از همين رو است که هر روز در اين کشور، تاريخ تکرار مي شود، بازيکنان اش هم ناموفق تر از گذشته از آب بيرون مي شوند و هر از گاهي، آنان به گونة آدم هاي گويي تحريف شده، تکراري و خسته کننده رخ مي نمايند. از اين رو نسل هاي اين جامعه از گذشته تا امروز با مسخ و جعل تاريخ رو به رو اند. اين در حالي است که شهروندان اين کشور در هر برهه يي از تاريخ براي بدست آوردن آزادي و توسعة آگاهي و تحقق عدالت اجتماعي، قرباني هاي بزرگي را متحمل شده اند؛ اما با تأسف که اين قرباني ها در هر مقطع تاريخي به تاراج رهبران خودخوانده رفته است. مردم افغانستان تنها در چهار دهة اخير بازنده نبوده‌اند و دستآوردهاي شان پس از رويارويي هاي خونين با بزرگترين ارت...

باید حامیان تروریستان از داخل نظام تصفیه شوند!

2017-May-17 ||  صدیق الله توحیدی

چرا پرده از ماجراهاي حمله بر بيمارستان سردار محمد داوود و قول اردوي 209 شاهين برداشته نمي شود؟ هر حمله انتحاري و پيچيده اي که انجام مي شود، دولت کميسيوني را مؤظف مي کند تا مسأله را تحقيق نموده، عاملان اين گونه حوادث، به پنجه قانون سپرده شوند. اين رسم از دوران رئيس جمهور کرزي به حکومت وحدت ملي به ميراث رسيد و برخلاف توقع، هيچ گونه اقدامي مؤثري را اين کميسيون ها انجام نمي دهند. کميسيون بررسي حمله بر بيمارستان چهارصد بستر فقط اذعان کرد که گويا غفلت وظيفوي بوده و خاطيان به سارنوالي معرفي شدند اما درمورد عمال نفوذي دشمن به ويژه فردي بنام داکتر شاکر ( ناشر) توضيحات لازم ارايه نکرد.  در مورد حمله تروريستي برقول اردوي 209 شاهين نيز فقط اعلام شد که افرادي در داخل قول اردو نفوذ کرده بودند، اما نه نام آن ها افشاء شد ونه هم افرادي که تروريستان را تضمين کرده بودند بازداشت شد...

غـربی‌ها سیاسـت شـان‌را درباره خط دیورنـد به اساس واقعیت‌های تاریخ تغییر بدهند

2017-May-16 ||  عبدالحمید مبارز

نايب رييس پارلمان اروپا اخيراً گفت که «براي از بين بردن تروريزم زمان آن فرا رسيده که اشتباه تاريخي در درست کردن خط ديورند جبران و بازبيني کاملي در اين راستا براساس واقعيت‌هاي تاريخي  انجام شود.» ريچاردچارنسکي نايب رييس پارلمان اروپا با بيان اين که مرز پاکستان وافغانستان به مکاني براي تروريزم جهاني تبديل شده، گفت: نياز است تا اروپا وامريکا سياست خود را در افغانستان براي تحقق يک صلح بادوام تغيير دهند. چارنسکي گفت:پاکستان براي اين که بتواند به کنترول خود بر ديورند احاطه داشته باشد، به دخالت و بي ثباتي در اين منطقه ادامه خواهدداد. وي افزود، نياز است تا کشورهاي غربي سياست خود در قبال ديورند را رها کرده و مرز بندي در اين منطقه را بر اساس تاريخ وواقعيت ها احياء کنند و بلوچ ها و قبايل پشتون که به زور از اين منطقه اخراج شده اند مجدداً به منطقه و تحت حکومت اف...

آقای رییس جمهور! پـروژه تاپی چه شـد؟

2017-May-16 ||  احمد سعیدی

بند سلما با عشق و علاقة فراواني افتتاح شد. آغاز کار بند کمال خان در نيمروز نيز تصاويرش چوک هاي شهر کابل را پر کرده است. از پروژه کاسا 1000 که خيلي ما به آن دل بسته بوديم تا هنوز خبري نيست، گرچه افغانستان از چندي به اينسو در تلاش است  تا با توجه به کشف منابع هايدرو کاربني، خود در راستاي خودکفايي گام بردارد، اما نياز اين کشور به منابع انرژي همچنان بسيار است که ساليان زيادي را دربر خواهد گرفت. واقعيت اين است که نياز افغانستان به دريافت انرژي از خارج، از گذشته هاي دور خيلي زياد بوده است، اما اخيراً چينايي ها سرمايه گذاري در بخش نفت و گاز در منطقه شمال افغانستان کرده اند که ظاهراً کم کم به سطحي مي رسد که تا حدي مشکلات محدود از گرد و نواحي خود را حل نمايد. به باور من  آن چيزي که در حال حاضر از همه مهم تر در مورد افغانستان مطرح است، طرح تاپي است که در واقع گاز ترکمنستان را ...

نداشتن مرزهای دفاعی معضلی که افغانستان را آسیب پذیر ساخته است

2017-May-15 ||  محمدعلی مهرزاد

روزي يک نفر از حضرت علي(ک) پرسيد که چه قدر زمان خلافت حضرت ابوبکر صديق (رض) و حضرت عمر(رض) خيلي خجسته وخوب بود. حضرت علي به شخص مذکور گفت: که خلافت حضراتي چون من رعاياي داشتند، ولي من چون تو رعاياي دارم اين است فرق وتفاوت. بنابران، اين بحث که فردجامعه را مي سازد يا جامعه فرد را؛ ويا اصولاً فرد وجامعه دايماً درحال ساختن وپرداختن يکديگرند.پيغمبربزرگوار(ص) کوشش شان درين مورد به دومرحله صورت گرفت : يعني مرحله فردسازي(13سال مکه) ومرحله جامعه سازي( 10سال مدينه)، اما درمرحله فردسازي مکه مي بينيم که آن حضرت اين (فرد) راچگونه مي سازد، فرددرکاروان جامعه به سر مي برد و در مسير تاريخي اين کاروان درحرکت است. در حالي که درکشورما اين کاروان سالاران به تفنگ سالاران مبدل شدند؛زمان ومکان را براي خشونت و افراط‌گرايي مذهبي وفساد اداري مساعد ساختند.  درين صورت بدون شک، روابط اجتماعي فاسدا...

Previous   ||   Next