سرمقاله

!در برگشت مهاجرين شتاب نكنيد

2017-Feb-12  || 

در حالی که اوضاع در افغانستان رو به وخامت نهاده است، در اروپا و به ویژه در آلمان تب اخراج هزاران تن از مهاجران افغانستانی که از روی مجبوریت کشور شان را ترک گفته اند، افزایش یافته است. مدتی است که دولت آلمان این روند را آغاز کرده و شماری از افغان‌ها را نیزبه کشور شان برگشتانده است. در چنین وضعیتی که کشور ما در آتش جنگ می سوزد و گمانه زنی هایی وجود دارد که با گرمتر شدن هوا جنگ ها در کشور شدت می یابد، روند اخراج این مهاجرین بخت برگشته کار انسانی نمی باشد. کشور آلمان در خبر نامه ای که از طریق دویچه ویله به نشر رسیده است آورده که "خانم مرکل و نخست وزیران ۱۶ ایالت آلمان شام پنجشنبه در برلین روی طرح ۱۶ فقره‌ای اخراج پناهجویان رد شده توافق کردند. یکی از مواد این طرح، ایجاد مرکز همآهنگی اخراج در برلین است که نماینده‌گان همه ایالت‌ها در آن شامل اند. در این طرح افزایش مشوق‌های مالی برای بازگشت داوطلبانه پناهجویان نیز در نظر گرفته شده است."آنچه روشن است این می باشد که از میان هزاران تن از افغان‌هایی که همین اکنون در کشور آلمان به سر می برند، شاید کمتر کسی حاضر به برگشت به افغانستان در شرایط کنونی باشد ولی آلمانی ها می خواهند روند برگشت افغان ها به کشور شان تسریع شود. توافقی که در این زمینه روز پنجشنبه صورت گرفته است، نشانگر آن است که این کشور می خواهد هر چه زودتر این آواره گان را به خانه های شان برگرداند و این یک معضل بزرگ ه


!افغانستان ميدان بازي خونين

پس حالت اضطرارچه است؟

!افزايش تلفات غير نظاميان جداً نگران كننده است

!بارنده‌گی‌هایی که غم هم می‌آفرینند



3
H: 3°
L: -2°
Kabul
Saturday, 14 January
See 7-Day Forecast
Sun Mon Tue Wed Thu Fri
           
-9° -9° -11° -11° -12° -9°

SUBSCRIBE TO RSS

بازی های تازه را باید آغاز کرد

 برای آنکه داستان زنده گی را تازه تجربه کرد، بهتر است تا با کنار گذاشتن بازی های کهنه،بازی های تازه را باید آغاز کرد تا باشد که از معاملۀ باسی و شب ماندۀ دست دوم و سوم رهایی یافت و غذا های جدید سیاسی را نوش جان کرد؛ زیرا هرآنچه ما تا کنون از دست داده ایم و این گونه دستمان شده ایم، گیرماندن در بازی های کهنه است که سبب از دست دادن قاعده های بازی جدید شده است. حال لازم است که برای آموزش قاعده های جدید بازی ها، بازی های کهنه، خسته کن، شب مانده و یک نواخت را کنار نهاد و بازی تازه و رو در روی را آغاز کرد تا باشد که برای همیش از زیر چنگ و دندان کهنه بازیگران بدمعامله گر رهایی پیدا کرد و با این رویکرد،دست کم بر مصداق این شعر "زنده گی بر گردنم بار گرانیبیش نیست"اندکی بتوان این بارگران سنگ زنده گی را از دوش های زخمی مان کنار نهاد و با استفاده از فرصت های جدید برای رفع چالش های قدیم وارد اقدام شد؛ البته به این تعبیر که از چالش ها به حیث فرصت های تازه استفاده کرد تا برای عبور از چالش های کهن به آزمونگاه های جدید سیاسی گام نهاد و در نتیجه کهنه را به کهنه بازان درمانده با دو دست تقدیم کرد و دست نوبازان را به امید گام موفق نهادن و از بن بست های قدیم رها شدن با احتیاط و تأنی فراوان که چالش آفرین هم است، تازه فشرد تا به قول آن دوست از نصیه گیری های پشت سر رهایی پیدا کرد و نقد را روی در روی گرفت تا باشد که از رنج کهنه ماندن و کهنه ریستن رهایی پیدا کرد و مانند "پیروی بچۀ ادی"حساب مرده ها را به مرده ها و حساب زنده ها را با زنده ها آغاز کرد؛ زیرا که این ماندن آب ایستاده را ماند که گنده گی و پوسیده گی را به بار می آورد؛ هرچند رهایی از خندق های آن دشوار است و به قول معروف دل شیر را می خواهد؛ اما ناگزیر برای رهایی از ماندن های پیهم، هرچند که باری از اتهامات جدید را نیز وارد است و در پی دارد، از هفت خوان آن به بهای دل را به دریا زدن عبور کرد و دست کم بر بخشی از دغدغه ها نقطۀ پایان گذاشت.  در زبان عربی مقوله یی وجود دارد که می گوید” کل جدیدا جدیدا"یعنی هر پدیدۀ جدید تازه و دست نخورده است و پس میسزد که هر پدیدۀ تازه را یک بار به آزمون گرفت تا با تازه آموزی ها از آن به درد زایمان ایستایی و رکود و ماندن در زندان خطرناکقومی،زبانی و گروهی نقطۀ پایان گذاشت؛ زیرا که این گونه گرایش های بیمار بنیاد های فکرملی را تخریب و اعتقاد دینی و باور های ملی در پیوند به کشور ومردم را مسخ و تحریف می کند؛ نه تنها این؛ بل ارزش های اخلاقی و انسانی را نیز در موجی از ارزش های گرانسنگ اسلامی نیز آسیب پذیر می گرداند.  تازه هارا باید با رویکرد های جدید به آزمون گرفت تا به نتایج مؤثر و مفید دست یافت و برای همه گانی شدن و تعمیم بخشیدن آن اقدام جدی کرد؛ زیرا که فرصت ها و چالش ها در زنده گی به مثابۀ دو همزاد هم اند که گاهی در طول و زمانی هم در عرض هم قرار می گیرند.

حالا که ما در دنیایی از فرصت ها و چالش ها قرار داریم و هر روز به شمار آنها افزوده می شود. پس چگونه گام هایی را می توان برداشت تا با تبدبل کردن هر چالش پیش آمده به فرصت بهتر دست یافت و دست کم از رفتن به زیر کوله بار چالش ها رهایی پیدا کرد.

کشور هایی که در فراز و نشیب تحولات اجتماعی از داشتن آگاهی ها و مهارت های استفاده از چالش برای فرصت جدید ناتوان بوده اند، بالاخره در برابر موج سنگین چالش ها قرار گرفته و به جای صعود به قلۀ ترقی و پیشرفت به رکود و انحطاط فکری و فرهنگی سقوط کرده اند. از همین رو است که از لحاظ قوانین جامعه شناسی پیشرفت و رکود هر از گاهی پیش از آنکه در عرض هم قرار بگیرند، در طول هم قرار می گیرند. چنانکه این گونه تحولات در جوامع سرمایه داری به گونۀ دوره یی واقع می شود که منجر به نوسازی دستگاه های تولیدی می شود و در نتیجۀ آن هر از گاهی موجی از کارگران بیکار می شوند.

با آن که در کشور های یاد شده تجارب و اندوخته های زیادی برای عبور از چالش ها را دارند و از داشتن امکانات و ظرفیت های زیادی در این زمینه برخورادار اند؛ اما با آنهم در برابر موج سنگین فرصت و چالش های پیهم گیر مانده و با دشواری های دست و پا گیر رکود اقتصادی و حتا فرهنگی رو برو میشوند. پس معلوم است که کشور هایی مانند افغانستان که با ده ها دشواری رو به رو اند و از داشتن حتا دست کم امنیت محروم می باشند، چگونه ممکن است که با عبور از فراز و فرود دشواری های پر از چالش ها و فرصت ها به آزمون جدید رسید و زنده گی را در عرصه های جدید به تجربه گرفت و به حلاجی کردن چالش ها دست یافت.

حال ما که در کشوری قرار داریم که پر از چالش ها است و اما فرصت هایش اندک و در ضمن سنگ اندازی ها برای پیشگیری از استفاده از فرصت ها و تغییر چالش ها به فرصت بیشتر است؛ چگونه ممکن است تا گام های نخستین را برای چالش شکنی ها و فرصت یابی ها پیدا کرد. آنهم در کشوری که بیشترین چالش ها و فرصت هایش در عرض هم قرار دارند و پیش از وارسی و واکاوی یک چالش و استفاده از آن به حیث فرصت چالش های تازه به وجود می آید؛ زیرا ما در کشوری زنده گی می کنیم که نه تنها هر لحظه در هر گوشه اش یک حادثه همراه با یک توطئه رخ میدهد؛ بل فراتر از آن توطئۀ تیوریزه شده یی که مانند داستانهای کتاب "کلیله و دمنه "قصه در قصه یعنی دسیسه در عقب دسیسه به وقوع می پیوندد که هر یک فاجعۀ تازه را آبستن می کند. به همین گونه،همه چیز در آن توطئه بار و فاجعه بار است، نه تنها این فراتر از آن ارزش های اخلاقی و انسانی هر روز رنگ باخته و پرپر می شوند و انسانیت در پای کابوس خودخواهی، استبداد و قانون شکنی ذبح شرعی می شود. از همین روست که همه ارزش ها در این کشور بیرحمانه به بازی گرفته شده و به رسم عیاری ها و جوانمردی ها در کشور بدرود گفته شده است.

از این که با دین بس جفا ها روا داشته شده و با دینداری در کشور خیلی ها بازی شده و بهتر است تا جوانمردی را پیشه کرد تا مصداق این سخن امام حسین«رض»باشد که می گوید،"اگر مسلمان نیستی، جوانمرد باش."اما با تأسف که در کشور ما همه چیز وارونه است.

این در حالی است که
 هزاران هزار دل های دردمند تا کنون برای شاد کردن دل های این ملت مظلوم صادقانه و صمیمانه خون ریخته اند و اما هنوز هم دل های خسته از جنگ طولانی و فرسایشی که چون کابوسی بر روان آنان سنگینی می کند، بدون اندک ترین خستگی برای شاد کردن دل های دردمند و بلا کشیده این مردم، بی
ریا و پرعطوفت می تپد تا دل های خسته از جنگ را شاد کنند و شاد زیستن ها را برای مردم به ارمغان آورند؛ زیرا شادکردن هنر است و شاد زیستن هنری والاتر از آن؛ آما ده ها دریغ ودرد که روحیۀ شاد کردن ها و شاد زیستن ها به پارچه های سنگین یخ بدل شده، خدا باوری های صادقانه و صمیمانه یکسره منجمد شده اند و به همین گونه جاذبه های پاک، سیال و بالندۀ دینی خشک شده اند. در نتیجه سبب نقلیل ارزش های دینی شده است و تقلیل ارزش های دینی عناصر اصیل فرهنگی را نیز آسیب پذیر گردانیده است. این سبب شده تا به صورت کل آخرت باوری که مرکز ثقل ارزش های اخلاقی به شمار می رود، در اشعۀ روایت کلان فلسفۀ خدا باوری که فلسفۀ تاریخ را از خدا تا به خدا معنا می بخشد، به گونۀ جدی آسیب پذیر گردانیده است.

در این تردیدی وجود ندارد که ما از خدا آمده ایم و به سوی او بازگشت می کنیم و این آیت در واقع فلسفۀ تاریخ، انسان و جامعه را از آغاز تا انجام هستی به تعبیر قرآن "یوم تبدل الارض غیرالارضی و برزو لله الواحدالقهار"به گونۀ روشن تفسیر کرده است که اقبال لاهوری در کتاب بازگشت به خویشتن اش ترجمه و تفسیر ریالسیتیک و زیبایی از آن ارائه می کند. خواندن این آیت در واقع بیانگرضعف و ناتوانی انسان در برابر شگفتی های آفرینش است که معنای تنبهی را نیز به همراه دارد؛ اما انسان به دلیل ” ظلوما جهولا "بودن به بیماری ظلمت بار جهل و ناآگاهی دچار است. از این رو در بیشتر موارد امروز ناآگاهی چنان در تار و پود انسان های جامعۀ ما رخنه کرده است که نه تنها فرصت شناخت از چالش ها را از دست داده ایم؛ بلکه در موجی از چالش های سردرگم و پیچیده چنان دست و پا می زنیم که پا گذاری برای یافتن فرصت ها در آن معنای آواره شدن در دشت های تفتیده و خشک را دارد که شانس جان به سلامت بردن به صفر تقرب کرده است. از این دغدغه ها زمانی می توان دست کم اندکی رهایی پیدا کرد که با کنار گذاری بازی های کهنه بازی ها را تاره باید آغاز کرد. به این وسیله وارد فصل نوی از زندهگی شد و برای بالندهگی و احیای ارزش های جدید زنده گی در حوزه های گونه گون فرهنگی، سیاسی و اجتماعی کار کرد تا بتوان پاسخ معقول به خواست ها و نیازمندی های انسان امروز جامعۀ بیمار ما ارائه کرد که هر لحظه نیاز هایش افزونتر،خواست هایش بالاتر می رود. این خواست ها را نمی توان سرکوب کرد؛ بل آنها را به معنای قرآن به گونۀ معقول تذکیه و تلطیف باید کرد؛ زیرا پس از این ممکن نیست تا در اتاقی نشست و کللکین و دروازه ها را بر روی خود بست و یا با تماشای جهان از پنجرۀ تنگ مسجد و مدرسه و دیر و کنشت بسنده کرد؛ زیرا امروز ممکن نیست تا با ماست مالی بر واقعیت ها حقیقت را مسخ کرد و مردم را به فربب جدید کشاند.

 

 

 

 

 


مقاله های سیاسی

توده جګړه سنګرونه، خو استراتیژیک ارتباطات د خلکو زړونه فتح کوي

2017-Feb-18 ||  تورن جنرال دولت وزیري

جنګ جګړه آسانه کار بللي شو،کله چې وسلې په لاس کې ولرو.د وسلو د کارولو فن مو هم زده کړي وي او دښمن راته معلوم وي، نو بيا د ډير کمال خبره نده چې له دښمن سره د کومو تاکتيکونو پر اساس وجنګيږو. لوي کمال دا دي چې ولس په دې پوه شي چې د افغانستان ملي دفاعي او امنيتي ځواکونه ولي غواړي چې د تروريستانو پر وړاندې له دوي څخه دفاع وکوي او په هيواد کې سوله، پرمختګ او د خلکو سوکالۍ لپاره د افغانستان اسلامي جمهوري دولت څه پروګرامونه لري. بل لوري ته وکولي شو چې د افغانستان د بقا دښمنان خلکو ته ښه وپيژنو او ورته ووايو کوم کسان چې د دولت پر وړاندې جنګيږي، د کوم لورې لخوا او د څه لپاره يې ملاتړ کيږي. د افغانستان په اساسي قانون کې ويل شوي چې ملي واکمني په خلکو پورې اړه لري. وايي هر لورې ته چې د خلکو زړه شو، پر همهغه لوري ټول اغزي به ګلان شي. يوه بله مقوله ده چې وايي «د خلکو زور د خداي زور ...

بازی های تازه را باید آغاز کرد

2017-Feb-15 ||  مهرالدین مشهید

 برای آنکه داستان زنده گی را تازه تجربه کرد، بهتر است تا با کنار گذاشتن بازی های کهنه،بازی های تازه را باید آغاز کرد تا باشد که از معاملۀ باسی و شب ماندۀ دست دوم و سوم رهایی یافت و غذا های جدید سیاسی را نوش جان کرد؛ زیرا هرآنچه ما تا کنون از دست داده ایم و این گونه دستمان شده ایم، گیرماندن در بازی های کهنه است که سبب از دست دادن قاعده های بازی جدید شده است. حال لازم است که برای آموزش قاعده های جدید بازی ها، بازی های کهنه، خسته کن، شب مانده و یک نواخت را کنار نهاد و بازی تازه و رو در روی را آغاز کرد تا باشد که برای همیش از زیر چنگ و دندان کهنه بازیگران بدمعامله گر رهایی پیدا کرد و با این رویکرد،دست کم بر مصداق این شعر "زنده گی بر گردنم بار گرانیبیش نیست"اندکی بتوان این بارگران سنگ زنده گی را از دوش های زخمی مان کنار نهاد و با استفاده از فرصت های جدید برای رفع چالش های ق...

نامه ای به جناب رئیس جمهور آقای اشرف غنی: سخنان جنرال جان نیکلسون تشویش آور است

2017-Feb-15 ||  احمد سعیدی

جناب رئیس جمهور!مردم افغانستان طی اضافه تر از شانزده سال حضور قوت های خارجی را در کشور خود تجربه کرده اند اگر از این جنرال جان نیکلسون پرسیده شود زمانیکه اضافه تر از 120 هزار قوت های خارجی  با همه ساز و برگ و  در حدود 40 کشور در افغانستان حضور فعال داشتند آیا تروریزم سرکوب شد،مشکل افغانستان حل گردید؟ که حالا با آوردن پنج یا ده هزار قوت های خارجی شما بتوانید افغانستان را از این بحران فراگیر نجات دهید. به باور من ازدیاد حضور قوت های خارجی باعث تشدید جنگ گردیده و جنگ افغانستان را طولانی و طولانی‎تر و ویرانی ها را ویرانه تر خواهد ساخت و حضور قوت های خارجی زمینه سرباز گیری را برای مخالفین دولت افغانستان نسبت به گذشته ده چند زیادتر می سازد، به خصوص سیاست های ضد اسلامی دونالد ترامپ و حضور عساکر امریکایی در افغانستان بحران های فراگیری را خلق خواهد کرد. نمی دانم چرا ا...

بارق شفیعی لب از سخن فرو بست!

2017-Feb-13 ||  پرتو نادری

بارق شفیعی با نشر گزینۀ « ستاک» در دهۀ چهل خورشیدی در حلقات فرهنگی کشور نه تنها به حیث یک شاعر نوجوان و مدرن شناخته شد؛ بل‌که او با همین گزینه در ردیف شاعران سیاسی سرای افغانستان نیز جای‌گاهی قابل توجهی یافت. نشر این کتاب در آن روزگار، خود حادثه‌‌یی بود،نه تنها از نظر محتوا؛ بل‌از نظرساختار و تلاش‌های او برای رسیدن به سرزمین‌های گستردۀ شعر آزاد عروصی یا نیمایی نیز. این که در آن روزگار بارق شفیعی و شمار دیگر از شاعران نوجوان در افغانستان در نیمایی سرایی‌هایی خود به چه پیمانه موفق بوده اند، امر دیگری است، اما این نکته روشن است که پس از نشر کتاب « نوی شعرونه» یا « اشعارنو» در 1341، « ستاک» بارق شفیعی در 1342 نخستین گزینۀ شعری مستقلی بود که به نشر رسید. بیشترینه شعرهای آمده در ستاک در عوالم شعر نیمایی سروده شده اند. بدینگونه بارق شفیعی ...

شکست امپراطوری شوروی؛ وارث روسیه تزاری در افغانستان!

2017-Feb-13 ||  محمد علی مهرزاد

فروپاشی تفکر اعتباری وقراردادی اتحاد جماهیر شوروی سابق با پشتیبانی ارتش سرخ باآن همه ساز و برگ نظامی غیر قابل تصور، یاد آور شکست امپراطوران تجاوز گرتاریخ در سرزمین عیاران وجهاد گران راستین وصدیقی که در مکتب آزادی بخش اسلام عزیزپرورده شده بودند؛ در اذهان جهانیان که ارتش سرخ شوروی را شکست ناپذیر می پنداشتند ؛ صفحه جدید و ماندگار از خود به جا گذاشتند و جهانیان را با مبارزه جانانة خود بدهکار ومدیون ساختند؛ آن‌هایی که در برابر این ملت سلحشور دین خودرا ادا نکردند باید بدانند که تاریخ در برابر ناآگاهان وعهد شکن ها سخت کینه توزاست.    در حقیقت می توان ادعا کرد که افغانستان سرزمینی است از یک سلسله رشته هاو وعده های شکسته شده، از پیمان شکنی های انگلیس این استعمارگر کهنه کاربنالیم ، یا از تجاوزخفاش گونة شوروی سابق ویا از فریب کاری های همسایه‌گان چون پاکستان ویا...

جانبازی های مردم افغانستان و شکست قدرت های بزرگ

2017-Feb-13 ||  میرنجیب الله شمس

به شهادت اوراق تاریخ آخرین قطعه قوای نظامی اتحاد شوروی  وقت تحت قیادت دگرجنرال گروموف به تاریخ 15 ماه فبروری سال 1989 میلادی از طریق پل حیرتان خاک افغانستان را ترک کردند. بعد از خروج عساکر شوروی از افغانستان و سقوط حکومت داکتر نجیب الله با تأسف فراوان که: جنگ، خون‌ریزی و برادرکشی در کشور ما خاتمه نیافت، بل رهبران و فرماندهان تنظیم های هفتگانه حنفی تحت حمایه جنرال های پاکستانی و تنظیم های هشتگانه شیعی مورد پشتیبانی آخندهای ایرانی که به شدت درگیر رقابت های تنظیمی، تضادهای قومی، مخالفت های مذهبی، برتری طلبی قدرت نظامی و سخت تشنه قدرت سیاسی در افغانستان جنگ زده بودند، بدبختانه هیچ یکی از آن تنظیم ها نتوانستند تا شالودة یک نظام با ثبات سیاسی و یک رژیم مبتنی بر حاکمیت قانونی، عدالت خداوندی(ج) و مساوات اجتماعی را که طرف قبول اکثریت قاطبه ملت ستم دیده و مورد تأیید جامعه...

برف باری های اخیر بی برنامه گی حکومت را به نمایش گذاشت

2017-Feb-12 ||  سید مصور

در این شکی نیست که برف و باران از جملة نعمت های بزرگ خداوند برای بشریت و به ویژه برای شهروندان کابل است و از همین رو گفته اند که «کابل بی زر باشد و اما بی برف نه» تنها برف و بارنده گی است که زنده گی انسان را در روی کرۀ زمین ضمانت می کند و تنها برف و باران است که از آسمان قطره های حیات بخش را برای انسان ها به ارمغان می آورد ، به طبیعت روح و شکوفایی می بخشد، گل های عشق به انسان را در بوستان سرد و تفتیدۀ حیات به شکوفایی می آورد، رمز و راز عشق، فراتر از دوست داشتن را در نعره های ملکوتی رعد و برق خود با قوت و سربلندی به نمایش می گذارد؛ اما این بار برف با شهپر های سفید و پا های بلورینش با بال افشانی های تمام، رقص رقصان و مست و غلتان، بسان پرنده های مهاجر در آسمان به خون خفتۀ کشور به پرواز درآمد و زمین کشور را آرام آرام با لحاف سفید ابریشمین به آغوش کشیدند؛ اما تأسف بار این که این...

بن بست خواهد شکست؟

2017-Feb-12 ||  احمد سعیدی

اگر خوشبینانه قضاوت کنیم اوضاع سیاسی وامنیتی افغانستان به حالت بن بست رسیده، اما برای مخالفین حالت رشد و بالنده گی وامید به پیروزی را مژده می دهد. از دوسال به این سو وضعیت امنیتی در افغانستان بدتر از قبل دشوار وغیر قابل پیشبینی  شده‌است. اگر دقت نموده باشید  هفته گذشته گزارش تازه دفتر سازمان مللمتحد در افغانستان (یوناما) منتشر شد. در این گزارش تعداد غیرنظامیانی که در سال ۲۰۱۶ در این کشور کشته یا زخمی شده‌اند خیلی  بی‌سابقه بوده است. علاوه از تلفات نیرو های نظامی وافراد ملکی، از رهگذر ساحه حاکمیت هم  دولت تنها بر حدود دو سوم خاک کشور کنترول دارد. تلاش‌های دولت افغانستان برای مذاکره با گروه طالبان هم به جایی نرسیده است و ظاهراً دولت به تنهایی توانایی دگرگون کردن وضعیت کنونی را ندارد. یعنی از هر حیث به بند بست رسیده ایم ، آیا سیاست وتلاش های جدید در ...

Previous   ||   Next