سرمقاله

!ماشین نظامی تروریستان از کار خواهد افتاد

2017-Mar-15  || 

دستور رئیس جمهوری امریکا برای استفاده از طیاره های بدون سر نشین در زمینه مبارزه با گروه های تروریستی در افغانستان و پاکستان نخستین اقدام دونالد ترامپ برای سرکوب این گروه ها است. از سال های 2008 میلادی به این سو مبارزه با گروه های تروریستی طور جدی توسط ارتش امریکا پیش گرفته شد، اما قبل بر آن امریکا از طیارات بی 52 برای سرکوب القاعده و طالبان استفاده نمود که به باور آگاهان نظامی، حملات هوایی طیارات بی 52 روحیه طالبان و القاعده را در هم شکست و سبب شد که آن ها از افغانستان متواری شوند، اما پس از فرار آنها از افغانستان ارتش پاکستان به صورت خزنده توانست گروه طالبان را از سال 2001 الی 2007 میلادی دوباره تجهیز و آنها را وارد میدان نبرد در افغانستان سازد که آهسته آهسته در همین سالها شبکه حقانی به عنوان مخوف ترین شبکه تروریستی عرض اندام نمود و همچنان شورا های کویته و پشاور به عنوان رهبری گروه طالبان به کار آغاز کرد. از سال 2008 میلادی به این سو جنگ دوباره شدت یافت؛ نخست آتش جنگ در مناطق جنوب و شرق افغانستان مشتعل گشت و پس از سال 2010 میلادی آهسته آهسته دامنه جنگ به شمال افغانستان نیز کشانیده شد که در چهار سال گذشته نسبت به هر سلاح و لشکری، طیارات بدون سر نشین توانستند اهداف مهم نظامی در داخل خاک افغانستان و در آن سوی مرز را در هم بکوبند. به باور آگاهان نظامی، استفاده از طیارات بدون سر نشین برای سرکوب طالبان و تروریزم بسیار مؤثر واقع شده است که به عن


ماشین نظامی تروریستان از کار خواهد افتاد!

!جنایات طالبان در چهارصد بستر بسیار گسترده است

!اداره اصلاحات اداری فسـاد خـانه‌یی بیـش نبـود

!تجربه چهارصدبستر: هراس افگنان از داخل حمایت می شوند



3
H: 3°
L: -2°
Kabul
Saturday, 14 January
See 7-Day Forecast
Sun Mon Tue Wed Thu Fri
           
-9° -9° -11° -11° -12° -9°

SUBSCRIBE TO RSS

بحث فرهنگ

این مبادلات، تماسها و پخش سریع اطلاعات ، برای یکسان سازی سلیقه ها ، روشها، رفتارها و دیگر اجزای هر روزه ای زندگی انسانها همرا است و هم مانند کردن، هم نوع کردن بعضی از نمونه های زندگی، تفکر و عمل تولید و مصرف را تبلیغ میکند.

این عمل همنوائی و یکسان سازی روبه توسعه، به تدریج حوزه های بیشتری از فعالیت انسانی را در سطوح ملی و محلی ، مورد تهاجم قرار میدهد و شاید در حالاتی ، باعث تغییر شکل ناموزون گردد زیرا هر آنچه را که با آن مطابقت دارد، ارتقاء می دهد و هرچه که بر سر راهش  می ایستد و مقاومت میکند، نابود می سازد.

اگر این منطق به افراط کشیده شود، می تواند به تحجر انسانها بیانجامد، زیرا تنوع، چنانچه بر مبنای تساوی کامل پذیرفته شود یک منبع اساسی و نیروی حیات بخش برای هریک از جوامع انسانی بحساب می آید.

خواست دفاع ازهویت فرهنگی مردم افغانستان در حال حاضر می باید به عنوان یکی از نیروهای عمده ای محرک پیشرفت همه اجزای اجتماعی جامعۀ افغانستان پذیرفته شود. بعید است این اراده و دفاع ، نمایانگر برگشت به گذشته ای تغییر ناپذیر و خود محصور باشد. بدین ترتیب چنین مفهومی  از هویت فرهنگی برای پیشرفت افراد و جوامع در کشور ما هرچه بیشتر ضروری بشمار میرود. این نوع عمل، یعنی دفاع از هویت فرهنگی مردم افغانستان با پذیرش اعمال و روش نیک پیشرفت از طریق کسب دانش و هماهنگ ساختن دانش و فرهنگ ، ارادۀ مردم را تقویت کرده و استوار نگاه میدارد، منابع درونی را قابل بهره برداری میکند و تغییرات لازم را تبدیل به سازگاری خلاقه می سازد.

امروز چنین تشخیص داده شده که مفهوم هویت فرهنگی در قلب مسایل توسعه قرار دارد ولی این واقعیت دیری نیست که مورد پذیرش همه قرار گرفته باشد. توسعه وقتی مؤثر است که بر اراده ای هرجامعه به منظور تأمین احتیاجات آن استوار شده باشد و بدرستی هویت زیر بنائی جامعه را بیان کند.توسعهء واقعی وقتی میتواند صورت بگیرد که با درک هویت فرهنگی مردم از درون جامعه نشأت بگیرد، با ضرورتهای مردم و هماهنگ ساختن توسعه با مزایای تعلیم وتربیه و آموزش همه گانی ، سازگاری داشته باشد و کلیه جنبه های زندگی را در بر گرفته و تمامی انرژِی جامعه را در حرکت آورد. جامعه ایکه درآن هر فرد، هر قشر حرفه ای و هر گروه اجتماعی در تلاش همگانی نقشی ایفا میکند و در منافع حاصله نیز از طریق پلانهای اقتصادی بر مبنای حرمت به فرهنگ و هویت مردم ، نیز سهیم می باشد.

با پذیرش تعریف فرهنگ به صفت عنصری که شامل همه دانستنی ها و عکس العمل های فرد و محیط محوله ای او با بُعد وسیع زندگی گروهای اجتماعی ، یعنی مجموعه ای روش ها و شرایط زیست یک جامعه که به اساس بنیاد مشترکی ازعنعنه ها و دانش ها و نیز اشکال مختلف بیان و تحقق فرد در درون جامعه به هم پیوند خورده اند، به مسایل هویت فرهنگی و تحول اجتماعی و اقتصادی زیر می پردازیم:

کشور ما که خواهان توسعه اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی بر اساس حرمت گذاشتن به ارزشهای معنوی و هویت ملی فرهنگی است ، بر حفظ شخصیت خود نیز تأکید دارد و امادگی روبرو شدن با مشکلاتی است که به سادگی قابل رفع نیستند، بهرحال تا زمانیکه مسایل توسعه از مسایل فرهنگ جدا باشد ، مشکلات وجود خواهد داشت.

پس توجه به تفاوتهای فرهنگی مردم افغانستان و پذیرش و احترام به آن مهم و حیاتی است. شرط ضروری بلند رفتن ورشد اجتماعی و رسیدن به مزایای دموکراسی و ثروت بیشتر و توزیع عادلانه ای این ثروت ، احترام به عقاید یک دیگر ، احترام به تنوع و تفاوتهای فرهنگی مردم و جد و جهد در راه حفظ عالمانه و عاقلانه ای هویت فرهنگی مردم افغانستان است. احترام متقابل تحقق نخواهد یافت مگر آنکه هریک از افراد جامعه ما، چه مرد و چه زن افغان امکان آنرا داشته باشد که بر اساس تاریخ پر افتخار افغانستان، آداب و رسوم خوب مردم افغانستان و دانش خود، به شکوفایی فرهنگی واقعی نایل شود.

برای تحقق این مرام ملی، من بر ارزشهای معنوی ، صداقت ملی و هویت فرهنگی مردم افغانستان حساب می نمایم.

ز: ستراتیجی و پیشنهادات مشخص در جهت حفظ هویت فرهنگی در کشور:

با فهم این مطلب که فرهنگ همیش در حال تحول است. سرعت تحول فرهنگی و یا غنامندی فرهنگ با نفوذ اطلاعات و تکنالوجی اطلاعاتی، افزونی سفر ها از یکجا بجای دیگر و بنابران ملاقات با مردم کشور های دیگر و شناسایی با اجزای فرهنگی شان در قرن بیست ویکم به ماه،  روز و یا ساعت حساب نمی شود بلکه چند ثانیه بکار است تا از احوال جاپانی ها و کوریایی ها در کلیفرونیا مطلع شویم. با وجود این که تأثیرات رسانه ها و دیگر وسایل دست داشتۀ تکنالوژی نو در اجزای فرهنگی تمامی جوامع دنیا نهایت سریع شده است، برای شناخت شخصیت سیاسی، اجتماعی و مزایای فرهنگی یک کشور یا یک جامعه، حفظ  ارزشها، هویت و میراث فرهنگی برای هر جامعه از آن جمله جامعۀ افغانی، برای مردم امروز و فرزندان آیندۀ کشور ما نهایت ضروری و مهم است. بقای هویت فرهنگی مردم افغانستان که نیز مشتمل است بر حفظ و احیای میراث های محسوس و غیر محسوس فرهنگی، که در حقیقت حفظ شخصیت افغانها نیز محسوب میگردند.

با تأسف باید گفت که نه دستگاه دولت افغانستان ونه فرهنگیان افغان نظر به  ملحوظات متعدد در این راه یعنی حفظ و ارتقاء ارزشها و میراث فرهنگی مردم وطن، خدمت شایسته نکرده اند.

برای این هدف گرانبها که سرنوشت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی امروز و فردای کشور نیز به آن وابسته است، پیشنهادات زیر را به مقامات مسؤو ل دولت و فرهنگیان محترم کشور تقدیم می نمایم. باید بگویم که این پیشنهادات کامل نیستند، اما می تواند به صفت شروع گفتار و کردار ضروری بحساب آیند:

۱. با حفظ روحیه ای ميثاق نگهداری از ميراث فرهنگی غیر محسوس، مصوب سی دومين کنفرانس عمومی يونسکو(۲۰۰۳م) و ميثاق حفظ و توسعه تنوع بيانهای فرهنگی مصوب سی وسومين کنفرانس عمومی يونسکو(۲۰۰۵م)،طرح و تهیه پالیسی ملی فرهنگی در جهت حفظُ ارتقاء و تو سعۀ فرهنگ.

۲.طرح یک زیربنای ملی فرهنگی بعنوان یک ستراتجی وسیاست درازمدت و مؤثر در جهت شناسائی، حفظ وارتقای فرهنگ مردم افغانستان و پذیرش این اصل که مردم افغانستان دارای فرهنگ متنوع هستند که از طرف همه مساویانه احترام میگردند.

۳. اهمیت دانش های عنعنوی مردم افغانستان و استفاده از ساختار اجتماعی و به عنوان منبع سرمایهء معنوی و مادی و سهم دانش های عنعنوی در توسعهء متداوم و مناسب

۴. قبول فرهنگ در انسجام اجتماعی به طور کلی و پذیرش توانائی خاص فرهنگ در بهبود مقام و نقش زنان افغان به صفت رکن اساسی حقوق انسانی،  دموکراسی و حق برابری.

۵. رد نمودن وطرد رسم ورواج های مضر در جامعه، مانند سلوک ستمگارانه وغیر اسلامی با زنان و دختران وتحمیل زندگی مشقت بار بر ایشان.

۶. مطالعهء ساختار ، نظامها و نهادهای فرهنگی در افغانستان با در نظرداشت تاریخ و سهم مردم افغانستان در غنی ساختن فرهنگ های کشورهای منطقه و دیگر کشورها.

۷. شناخت مشکلات و توسعه ای فرهنگ در افغانستان و ضرورتهای اصلی در راه توسعه ای همه امور فرهنگی به منظور استفاده از مزایای فرهنگی در انکشاف اقتصادی، اجتماعی، دموکراسی و برابری همه مردم کشور.

۸. حفاظت و نگهداری هویت اسلامی و فرهنگی ، وحدت ملی مردم افغانستان از طریق شناخت شخصیت و شکوفائی فرهنگی و دسترسی به تعلیم وتربیه ، اطلاعات و دانش.

۹. ارائه مفاهیم و تشریحات کلی مبنی بر این امر که عوامل فرهنگی ، تعمیم و گسترش مفهوم فرهنگی ، پذیرش توسعه فرهنگی به عنوان بُعد اصلی توسعه، در حالت امروز و فردای کشور ضروری است.

۱۰. با اعتبار و رعایت مادۀ چهل و هفتم قانون اساسی افغانستان، تعادل ارزشها و سنت های والای جامعه ای افغانی ، تنوع و غنامندی فرهنگی ، تدوین و تعیین اهداف و سیاست فرهنگی و تهیه ای ستراتیجی های قصیرالمدت و طویل المدت به منظور ارتقأ و انکشاف فرهنگ در افغانستان. ۱۱. راه یابی و مشورت جهت تمویل برنامه های بازسازی و انکشاف خدمات فرهنگی در افغانستان.

۱۲. ارائه برنامه های تعلیمی در راه ارتقأ و انکشاف فرهنگ بصورت مجموع و خاصتاً جهت احیا و یا توسعهء فرهنگ های محلی به شمول زبانهای مردم افغانستان.

۱۳. طرح و ارائه یک برنامهء کامل و عالمانه فرهنگی در جهت سهم و نقش بارز رسانه های گروهی در معرفی،نگهداشت و توسعه فرهنگ در افغانستان و شناخت فرهنگ های محلی مردم افغانستان.

۱۴. بر قرار کردن اولویت ها و طرح پلان دراز مدت و کوتاه مدت ، با همکاری مشترک وزارتهای اطلاعات و فرهنگ ، معارف ، تحصیلات عالی و منابع و مراکز ارتباط جمعی، خصوصی و جامعهء مدنی.

۱۵. تاسیس شبکه های منطقوی و محلی برای مطالعات و جمع آوری معلومات در بارۀ عنعنه های محلی  در حال گم شدن .

۱۶. تقویه زبانهای محلی و معرفی زبانها برای مردم افغانستان و توجه خاص به زبان های که تعداد گویندگان آن بسیار اندک شده اند  و در حالی از بین رفتن هستند.

۱۷. تحقیقات علمی از طرف موسسات علمی ، پوهنتونها در زمینه ای فرهنگ های نا ملموس و درحال از بین رفتن و نگهداری اطلاعات در این باره. اکثر میراثهای فرهنگی غیر محسوس  در حال از بین رفتن هستند. (میراث های فرهنگی  نا ملموس عبارت اند از آواز خوانی های عنعنوی محلی، غیچک، اتن ها، قصه ها و افسانه هایی که از زبان بزبان دیگری انتقال می نمایند، درامه ها، رقص های مردان وزنان خاصتاً در دهات.  میراث فرهنگی غیر محسوس را میتوان ثبت کرد ونگاهداشت.)

۱۸. تشکیل انجمن های ملی فرهنگی و تشویق فرهنگیان و هنرمندان و دیگر کسانیکه علاقمند حفظ و انکشاف فرهنگ مردم افغانستان باشند.

۱۹. تهیه و نشر  پیامهای رادیوئی ، تلویزیونی و آموزشی در راه احترام به تنوع فرهنگی و نقش فرهنگ در وحدت و همبستگی ملی ، احترام به حقوق انسانی (مرد و زن) ، صلح و دموکراسی.

۲۰. تشویق و رشد صنایع دستی و صنایع فرهنگی محلی و استفاده از آن در توسعهء حیات اقتصادی مردم.

۲۱. با دقت کامل، تبلیغ سراسری در کشور در جهت حفظ و نگهداری میراثها و اثار فرهنگی منقول و غیر منقول و پذیرش این امر که میراثهای فرهنگی در واقعیت غنای ملی فرهنگی همه مردم افغانستان هستند.

۲۲. تبلیغ علیه تفحصات و کاوشهای فرهنگی غیر مجاز و جلوگیری جدی از قاچاق و تخریب آثار فرهنگی مردم افغانستان.

ح: گفتار نهائی:


صفحه فرهنگ وهنر

جنبش مشروطیت و شعر پای‌داری

2017-Feb-07 ||  پرتونادری

   قسمت اول: مرگ امیر عبدالرحمان ،بزرگترین دیکتاتور و امیر خودکامۀ افغانستان در 1901 میلادی درحقیقت پایان یکی ازسیاه‌ترین دوره‌های استبداد قرون وسطایی در کشور بود. محمدصدیق فرهنگ در جلد نخست «افغانستان درپنج قرن اخیر» او را امیر« مستبد با کفایت» خوانده است. ظاهراً او به بیماری نقرس که در سال‌های اخیر زنده‌گی با آن دست و گریبان بود، در کاخ ییلاقی باغ‌بالا بمرد. با این‌حال روایتی نیز وجود دارد که او به دست فرزند ارشدش حبیب‌الله با نوشاندن جام داروی زهر آگین کشته شد. میر غلام محمد غبار در این پیوند روایتی گسترده‌یی در کتاب «افغانستان در مسیرتاریخ» جلد نخست دارد که خواننده‌گان ارجمند می‌توانند به این کتاب مراجعه کنند. خبر مرگ عبدالرحمان خان تا سه روز پنهان نگه‌داشته شد تا تمام آماده‌گی‌ها برای به قدرت رسیدن حبیب&z...

کنفرانس مسلمان، کاتولیک و سکولار با حضور عبدالکریم سروش وخوزه کازانوا

2017-Feb-05 || 

سکولاریسم در اسلام و مسیحیت عبدالکریم سروش استاد مهمان دانشگاه جورج تاون این جلسه در سخنانی که به زبان انگلیسی ایراد شد ابتدا به علل ظهور سکولاریسم در اروپا اشاره کرد. او کشمکش بین علم و دین از یکسو و شکاف در درون مسیحیت از سوی دیگر را، یکی از این دلایل دانست. او گفت: کشمکش میان علم و دین در اروپا که در آن دین نهایتاً شکست خورد و میدان را ظاهراً به علم واگذار کرد، به ظهور سکولاریسم در مغرب زمین انجامید. این شکست منجر به عقب نشینی دین از همه عرصه ها از جمله سیاست شد. به گفتة آقای سروش اگر اکنون افول دین در مسیحیت را با تمدن اسلامی مقایسه کنیم، می بینیم که کشمکش بین علم و دین هرگز حتا هنوز هم در دنیای اسلام واقع نشده است و این به دلیل ضعف علم بوده است، نه لزوماً قوت اسلام. وی گفت: در اسلام کشمکش با فلسفه به خصوص فلسفه وارداتی یونان باستان و انطباق با آن البته رخ داد. ...

!زبان همۀ هستی انسان است

2017-Feb-04 ||  پرتو نادری

 انسان هرچیزی که دارد از زبان دارد. انسان جهان را با زبان است مفهوم می بخشد. زبان تنها نظامی از واژه‌گان نیست؛ بلکه نظامی است از مفاهمی که انسان در پروسۀ شناخت خود  از هستی ایجاد کرده است. هر واژه یک مفهوم است که بخشی از هستی را بازتاب می دهد. یکی از دانشمندان، زبان را به نور و روشنایی همانند می کند و می‌گوید، همه چیز را با نور می توان دید و نور را نیز با نور می توان دید. این امر در مورد زبان نیز صدق می‌کند، همه چیز را با زبان می توان شناخت، یا واژه‌گان می‌آیند و هویت همه چیز می‌شوند. خود زبان را نیز با زبان می شناخت. به زبان دیگر همه چیز با زبان بیان می‌شود و زبان خود نیز با زبان بیان می‌شود. وقتی نور نیست چیزی را نمی بینیم، اگر فرض کنیم که زبان نباشد هیچ مفهومی در ذهن ما نمی تواند وجود داشته باشد و ما نمی توانیم مفهومی را به دیگری انتقال دهیم. از این ...

تغییر گرایش راستی های افراطی غرب؛ از یهود ستیزی به اسلام هراسی

2017-Jan-30 ||  دکتور ضیا نظام

اصطلاح راست افراطی به آن جریانات، گروه ها و احزاب سیاسی اطلاق می شود که مبتنی بر تبعیض ایدئولوژی های نژاد پرستانه نهایت ارتجاعی و فاشیستی باشد که بر اساس آن نابرابری و عدم مساوات اتباع یک کشور مطرح گردد. به این معنی که یک گروه را بر گروه دیگری رجحان داده و آن را دیده و دانسته امتیاز دهند. این اصطلاح از اوایل انقلاب کبیر فرانسه روی کار آمد. در آن زمان طرفداران افراطی سلطنت یعنی اشراف و نماینده گان کلیسا به طرف راست اسامبلی یا مجلس می نشستند و همین ها پشتیبان بازگردانیدن رژیم به نظم کهن بودند که البته نظم کهن عبارت از نظام سلطنت مطلقه بود که همه حقوق به اشراف و کلیسا تعلق داشت و باقی تمام اقشار و طبقات مردم از حقوق شهروندی محروم و مجزا بودند. از آن زمان به بعد این جریانات فراز و نشیب زیادی را پشت سر گذاشت و سپس در نهایت به حدی افراطیت رسید مانند حزب نازی جرمنی، ناسیونال ...

مدینۀ فاضلۀ سرزمین عجایب وغرایب

2017-Jan-29 ||  پرتو نادری

پادشاهی سرزمین بزرگی زیر نگین داشت و کام‌روا بود برهمه چیزی. روزی حکیمی زمین ادب بوسید و پرسید: ای قبله‌ی عالم! دیگر از این جهان چه می‌خواهی که داشته باشی؟ گفت: زینه و میخ! حکیم به شگفتی اندر شد و پرسید: ای سلطان بزرگ! اکنون که جهان به کام تست، آخر این زینه و میخ چه ارزشی دارد؟ سلطان گفت: زینه برای آن که بر بام چرخ فلک فراز آیم ... هنوز سلطان سخن اش تمام نشده بود که حکیم پرسید: عمر قبله‌ی عالم دراز باد! پس میخ را برای چه می خواهی؟  سلطان گفت: چون با زینه بر فلک فراز آیم؛ میخ بر آن بکوبم تا از گردش باز ماند که یگانه هراس من در زنده گی از گردش چرخ فلک است! حکیم گفت: - الحق که تو سلطان بزرگ سرزمین حکمتی و حکمت تو به اندازه تخت تو بزرگ است! *** چون سخن سلطان در همه گوشۀ جهان پیچید، آنانی را که سر سوزن از حکمت و دانایی و ستاره‌شناسی سر رشته‌یی بو...

نگاهی بر شعر و شاعری قاری زاده

2017-Jan-21 ||  پرتو نادری

هشتاد و پنج سال داشت که خاموش شد و اما پیش از آن بینایی‌اش را از دست داده بود. گویی پس از سده‌های دراز رودکی آن شاعر روشن بین - نیای بزرگ - چشم‌هایش را به ضیای قاری‌زاده هدیه کرده بود. گویی در سا‌ل‌های پسین قاری‌زاده جهان را با چشم های رودکی تماشا می کرد. شاید قاری‌زاده خود ادامۀ معنویت بزرگ رودکی بود. نه در شعر؛ بل در موسیقی و آواز نیز. قاری‌زاده موسیقی می دانست، می نواخت و می سرود و آوازی داشت به نکویی مژدۀ دیدار یار پس از سال‌های بلند دوری. آوازی داشت به رازناکی یک اندوه ناشناخته، یک اندوه مقدس. رودکی نیز موسیقی می دانست، چنگ می نواخت و آوازی داشت به شور انگیزی سمفونی دریاها در خلوت شب‎های مهتابی. گاهی قاری‌زاده را از دیدگاه شیوۀ آفرینش شعری با پروین اعتصامی مقایسه کرده اند؛ اما تا جایی که من می پندارم این مقایسه ما را به هم‌گونی های چشم...

جنگنامۀ حمید کشمیری شاهنامۀ سدۀ نزدهم

2017-Jan-15 ||  پرتو نادری

 حمید کشیمری یکی از شاعران حماسی سدۀ سیزدهم است که جنگ‌نامۀ او به نام « اکبرنامه» یاد می‌‌شود. محمد حیدر ژوبل  باور دارد که  گوینده: «حقایق را با کمال صراحت بیان داشته، امیدوار هیچ‌گونه صله و سیم نبوده است. اکبرنامه در روح خواننده‌گان در افغانستان و هندوستان تأثیر گرمی ‌‌کرد و ممکن است که این کتاب را شاهنامۀ قرن نزدهم افغانستان خواند که فصل معاصر شاهنامۀ فردوسی می‌تواند حساب شود.»  تاریخ ادبیات افغانستان، ص‌259.  در پیوند به زنده‌‌گی حمید کشمیری اطلاعات زیادی در دست نیست؛ با این‌حال زادگاه او را دهکده‌یی گفته اند به نام نوپگ در پرگنۀ شاه آباد کشمیر، پدرش حمایت الله نام داشته و مردی بوده است معروف، عالم دین و ادیب. به روایت آمده در دانش‌نامۀ ادب پارسی، حمید در آخرین لحظه‌های زنده‌گی خود این بیت را سرود: ...

اسحاق فایز و قلم کشی های نخستین

2017-Jan-15 ||  پرتو نادری

زادگاه فایز دهکدۀ تاجیکان نام دارد. در جبل السراج ، درولایت پروان. گذشته گان او همه‌گان در  همین دهکده زیسته اند. سال 1336 بود که فایز در همین دهکده چشم به جهان گشود. آموزش‌های ابتدایی، میانه و لیسه  را در دهکدۀ خود فرا گرفت. بعداً به کابل آمد و در دانشکدۀ علوم دانشگاه کابل  در بخش ریاضی و فزیک مشغول آموزش شد. او ازاین دانشکده به سال 1360خورشیدی گواهی‌نامۀ لیسانس به دست آورد. از این نقطه نظر او با نورالله وثوق، داوود سرمد، میرویس موج، علی محمد رسولی، من وشاید هم چند تن دیگر همانندی دارد. برای آن که این‌ها همه گان از دنیای مجردات علوم طبیعی و ریاضیات به دنیای عواطف و تخیل ، شعر و سرایش با دشواری راه زده اند، بی آن که چراغی فرا راه بوده باشد و پیشوایی و رهبری و استادی، تا آن‌ها را با فن و فوت شعر و نویسنده گی آشنا سازد. شاید جای داشته باشد تا از آن شمار شاعران...

Previous   ||   Next