سرمقاله

!فساد، لکه ی ننگ برپیشانی حکومت

2017-Apr-18  || 

در نشست هاي بين المللي و در ملاقات مقامات بلند پايه کشورهاي خارجي با رهبران حکومت افغانستان، نخستين موضوع که مطرح و به بحث گرفته مي شود، گسترش فساد اداري و تعهد رهبران حکومت در امر مبارزه بر ضد اين مرض مزمن است. پس از شکست طالبان و تشکيل اداره موقت و با توجه به کمک هاي جهاني که در افغانستان سرازير شد، باندهاي مافيايي فساد در سطح ملي و بين المللي فعال شدند و در اين شبکه ها برخي از مقامات بلند پايه دولت افغانستان و کشورهاي بيروني هم شامل گرديدند و سرانجام بيشتر مساعدت هاي بين المللي حيف و ميل شد. با پايان يافتن دوره رياست جمهوري حامدکرزي و شکل گيري حکومت به اصطلاح وحدت ملي و شعار هايي که در دوران کارزارهاي انتخاباتي سر داده مي شد فکر مي گرديد گراف فساد در کشور سير نزولي را طي خواهد کرد ولي با توجه به چند سالي که از عمر حکومت مي گذرد و تجربه نشان داده است نه تنها که فساد کاهش نيافته است بل دامنه يي گراف فساد هم گسترش يافته است. به هيمن منظور است هر زماني که يک مقام کشور بيروني به افغانستان سفري مي داشته باشد خبر مبارزه برضد فساد بالا مي گيرد. در ديدار مک مستر مشاور امنيت ملي امريکا با رهبران حکومت نيز موضوع گسترش فساد در کشور مطرح شد. حال پرسشي است  که چرا با وجود نهادهاي متعدد مبارزه بر ضد فساد و تعهد مقامات حکومت و وعده هاي آنها، هنوزهم موضوع فساد لکه ننگي به پيشاني حکومت است؟ در بسياري از نهادهاي دولتي و قرارداد هايي که ص


امریکا متعهد به همکاری با افغانستان است

!درنگی به گفته های دیروز کرزی

!از نابود سازی پایگاه های تروریستان استقبال می کنیم

!شهر کابل بسیار وحشتناک شده است



3
H: 3°
L: -2°
Kabul
Saturday, 14 January
See 7-Day Forecast
Sun Mon Tue Wed Thu Fri
           
-9° -9° -11° -11° -12° -9°

SUBSCRIBE TO RSS

بحث فرهنگ

این مبادلات، تماسها و پخش سریع اطلاعات ، برای یکسان سازی سلیقه ها ، روشها، رفتارها و دیگر اجزای هر روزه ای زندگی انسانها همرا است و هم مانند کردن، هم نوع کردن بعضی از نمونه های زندگی، تفکر و عمل تولید و مصرف را تبلیغ میکند.

این عمل همنوائی و یکسان سازی روبه توسعه، به تدریج حوزه های بیشتری از فعالیت انسانی را در سطوح ملی و محلی ، مورد تهاجم قرار میدهد و شاید در حالاتی ، باعث تغییر شکل ناموزون گردد زیرا هر آنچه را که با آن مطابقت دارد، ارتقاء می دهد و هرچه که بر سر راهش  می ایستد و مقاومت میکند، نابود می سازد.

اگر این منطق به افراط کشیده شود، می تواند به تحجر انسانها بیانجامد، زیرا تنوع، چنانچه بر مبنای تساوی کامل پذیرفته شود یک منبع اساسی و نیروی حیات بخش برای هریک از جوامع انسانی بحساب می آید.

خواست دفاع ازهویت فرهنگی مردم افغانستان در حال حاضر می باید به عنوان یکی از نیروهای عمده ای محرک پیشرفت همه اجزای اجتماعی جامعۀ افغانستان پذیرفته شود. بعید است این اراده و دفاع ، نمایانگر برگشت به گذشته ای تغییر ناپذیر و خود محصور باشد. بدین ترتیب چنین مفهومی  از هویت فرهنگی برای پیشرفت افراد و جوامع در کشور ما هرچه بیشتر ضروری بشمار میرود. این نوع عمل، یعنی دفاع از هویت فرهنگی مردم افغانستان با پذیرش اعمال و روش نیک پیشرفت از طریق کسب دانش و هماهنگ ساختن دانش و فرهنگ ، ارادۀ مردم را تقویت کرده و استوار نگاه میدارد، منابع درونی را قابل بهره برداری میکند و تغییرات لازم را تبدیل به سازگاری خلاقه می سازد.

امروز چنین تشخیص داده شده که مفهوم هویت فرهنگی در قلب مسایل توسعه قرار دارد ولی این واقعیت دیری نیست که مورد پذیرش همه قرار گرفته باشد. توسعه وقتی مؤثر است که بر اراده ای هرجامعه به منظور تأمین احتیاجات آن استوار شده باشد و بدرستی هویت زیر بنائی جامعه را بیان کند.توسعهء واقعی وقتی میتواند صورت بگیرد که با درک هویت فرهنگی مردم از درون جامعه نشأت بگیرد، با ضرورتهای مردم و هماهنگ ساختن توسعه با مزایای تعلیم وتربیه و آموزش همه گانی ، سازگاری داشته باشد و کلیه جنبه های زندگی را در بر گرفته و تمامی انرژِی جامعه را در حرکت آورد. جامعه ایکه درآن هر فرد، هر قشر حرفه ای و هر گروه اجتماعی در تلاش همگانی نقشی ایفا میکند و در منافع حاصله نیز از طریق پلانهای اقتصادی بر مبنای حرمت به فرهنگ و هویت مردم ، نیز سهیم می باشد.

با پذیرش تعریف فرهنگ به صفت عنصری که شامل همه دانستنی ها و عکس العمل های فرد و محیط محوله ای او با بُعد وسیع زندگی گروهای اجتماعی ، یعنی مجموعه ای روش ها و شرایط زیست یک جامعه که به اساس بنیاد مشترکی ازعنعنه ها و دانش ها و نیز اشکال مختلف بیان و تحقق فرد در درون جامعه به هم پیوند خورده اند، به مسایل هویت فرهنگی و تحول اجتماعی و اقتصادی زیر می پردازیم:

کشور ما که خواهان توسعه اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی بر اساس حرمت گذاشتن به ارزشهای معنوی و هویت ملی فرهنگی است ، بر حفظ شخصیت خود نیز تأکید دارد و امادگی روبرو شدن با مشکلاتی است که به سادگی قابل رفع نیستند، بهرحال تا زمانیکه مسایل توسعه از مسایل فرهنگ جدا باشد ، مشکلات وجود خواهد داشت.

پس توجه به تفاوتهای فرهنگی مردم افغانستان و پذیرش و احترام به آن مهم و حیاتی است. شرط ضروری بلند رفتن ورشد اجتماعی و رسیدن به مزایای دموکراسی و ثروت بیشتر و توزیع عادلانه ای این ثروت ، احترام به عقاید یک دیگر ، احترام به تنوع و تفاوتهای فرهنگی مردم و جد و جهد در راه حفظ عالمانه و عاقلانه ای هویت فرهنگی مردم افغانستان است. احترام متقابل تحقق نخواهد یافت مگر آنکه هریک از افراد جامعه ما، چه مرد و چه زن افغان امکان آنرا داشته باشد که بر اساس تاریخ پر افتخار افغانستان، آداب و رسوم خوب مردم افغانستان و دانش خود، به شکوفایی فرهنگی واقعی نایل شود.

برای تحقق این مرام ملی، من بر ارزشهای معنوی ، صداقت ملی و هویت فرهنگی مردم افغانستان حساب می نمایم.

ز: ستراتیجی و پیشنهادات مشخص در جهت حفظ هویت فرهنگی در کشور:

با فهم این مطلب که فرهنگ همیش در حال تحول است. سرعت تحول فرهنگی و یا غنامندی فرهنگ با نفوذ اطلاعات و تکنالوجی اطلاعاتی، افزونی سفر ها از یکجا بجای دیگر و بنابران ملاقات با مردم کشور های دیگر و شناسایی با اجزای فرهنگی شان در قرن بیست ویکم به ماه،  روز و یا ساعت حساب نمی شود بلکه چند ثانیه بکار است تا از احوال جاپانی ها و کوریایی ها در کلیفرونیا مطلع شویم. با وجود این که تأثیرات رسانه ها و دیگر وسایل دست داشتۀ تکنالوژی نو در اجزای فرهنگی تمامی جوامع دنیا نهایت سریع شده است، برای شناخت شخصیت سیاسی، اجتماعی و مزایای فرهنگی یک کشور یا یک جامعه، حفظ  ارزشها، هویت و میراث فرهنگی برای هر جامعه از آن جمله جامعۀ افغانی، برای مردم امروز و فرزندان آیندۀ کشور ما نهایت ضروری و مهم است. بقای هویت فرهنگی مردم افغانستان که نیز مشتمل است بر حفظ و احیای میراث های محسوس و غیر محسوس فرهنگی، که در حقیقت حفظ شخصیت افغانها نیز محسوب میگردند.

با تأسف باید گفت که نه دستگاه دولت افغانستان ونه فرهنگیان افغان نظر به  ملحوظات متعدد در این راه یعنی حفظ و ارتقاء ارزشها و میراث فرهنگی مردم وطن، خدمت شایسته نکرده اند.

برای این هدف گرانبها که سرنوشت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی امروز و فردای کشور نیز به آن وابسته است، پیشنهادات زیر را به مقامات مسؤو ل دولت و فرهنگیان محترم کشور تقدیم می نمایم. باید بگویم که این پیشنهادات کامل نیستند، اما می تواند به صفت شروع گفتار و کردار ضروری بحساب آیند:

۱. با حفظ روحیه ای ميثاق نگهداری از ميراث فرهنگی غیر محسوس، مصوب سی دومين کنفرانس عمومی يونسکو(۲۰۰۳م) و ميثاق حفظ و توسعه تنوع بيانهای فرهنگی مصوب سی وسومين کنفرانس عمومی يونسکو(۲۰۰۵م)،طرح و تهیه پالیسی ملی فرهنگی در جهت حفظُ ارتقاء و تو سعۀ فرهنگ.

۲.طرح یک زیربنای ملی فرهنگی بعنوان یک ستراتجی وسیاست درازمدت و مؤثر در جهت شناسائی، حفظ وارتقای فرهنگ مردم افغانستان و پذیرش این اصل که مردم افغانستان دارای فرهنگ متنوع هستند که از طرف همه مساویانه احترام میگردند.

۳. اهمیت دانش های عنعنوی مردم افغانستان و استفاده از ساختار اجتماعی و به عنوان منبع سرمایهء معنوی و مادی و سهم دانش های عنعنوی در توسعهء متداوم و مناسب

۴. قبول فرهنگ در انسجام اجتماعی به طور کلی و پذیرش توانائی خاص فرهنگ در بهبود مقام و نقش زنان افغان به صفت رکن اساسی حقوق انسانی،  دموکراسی و حق برابری.

۵. رد نمودن وطرد رسم ورواج های مضر در جامعه، مانند سلوک ستمگارانه وغیر اسلامی با زنان و دختران وتحمیل زندگی مشقت بار بر ایشان.

۶. مطالعهء ساختار ، نظامها و نهادهای فرهنگی در افغانستان با در نظرداشت تاریخ و سهم مردم افغانستان در غنی ساختن فرهنگ های کشورهای منطقه و دیگر کشورها.

۷. شناخت مشکلات و توسعه ای فرهنگ در افغانستان و ضرورتهای اصلی در راه توسعه ای همه امور فرهنگی به منظور استفاده از مزایای فرهنگی در انکشاف اقتصادی، اجتماعی، دموکراسی و برابری همه مردم کشور.

۸. حفاظت و نگهداری هویت اسلامی و فرهنگی ، وحدت ملی مردم افغانستان از طریق شناخت شخصیت و شکوفائی فرهنگی و دسترسی به تعلیم وتربیه ، اطلاعات و دانش.

۹. ارائه مفاهیم و تشریحات کلی مبنی بر این امر که عوامل فرهنگی ، تعمیم و گسترش مفهوم فرهنگی ، پذیرش توسعه فرهنگی به عنوان بُعد اصلی توسعه، در حالت امروز و فردای کشور ضروری است.

۱۰. با اعتبار و رعایت مادۀ چهل و هفتم قانون اساسی افغانستان، تعادل ارزشها و سنت های والای جامعه ای افغانی ، تنوع و غنامندی فرهنگی ، تدوین و تعیین اهداف و سیاست فرهنگی و تهیه ای ستراتیجی های قصیرالمدت و طویل المدت به منظور ارتقأ و انکشاف فرهنگ در افغانستان. ۱۱. راه یابی و مشورت جهت تمویل برنامه های بازسازی و انکشاف خدمات فرهنگی در افغانستان.

۱۲. ارائه برنامه های تعلیمی در راه ارتقأ و انکشاف فرهنگ بصورت مجموع و خاصتاً جهت احیا و یا توسعهء فرهنگ های محلی به شمول زبانهای مردم افغانستان.

۱۳. طرح و ارائه یک برنامهء کامل و عالمانه فرهنگی در جهت سهم و نقش بارز رسانه های گروهی در معرفی،نگهداشت و توسعه فرهنگ در افغانستان و شناخت فرهنگ های محلی مردم افغانستان.

۱۴. بر قرار کردن اولویت ها و طرح پلان دراز مدت و کوتاه مدت ، با همکاری مشترک وزارتهای اطلاعات و فرهنگ ، معارف ، تحصیلات عالی و منابع و مراکز ارتباط جمعی، خصوصی و جامعهء مدنی.

۱۵. تاسیس شبکه های منطقوی و محلی برای مطالعات و جمع آوری معلومات در بارۀ عنعنه های محلی  در حال گم شدن .

۱۶. تقویه زبانهای محلی و معرفی زبانها برای مردم افغانستان و توجه خاص به زبان های که تعداد گویندگان آن بسیار اندک شده اند  و در حالی از بین رفتن هستند.

۱۷. تحقیقات علمی از طرف موسسات علمی ، پوهنتونها در زمینه ای فرهنگ های نا ملموس و درحال از بین رفتن و نگهداری اطلاعات در این باره. اکثر میراثهای فرهنگی غیر محسوس  در حال از بین رفتن هستند. (میراث های فرهنگی  نا ملموس عبارت اند از آواز خوانی های عنعنوی محلی، غیچک، اتن ها، قصه ها و افسانه هایی که از زبان بزبان دیگری انتقال می نمایند، درامه ها، رقص های مردان وزنان خاصتاً در دهات.  میراث فرهنگی غیر محسوس را میتوان ثبت کرد ونگاهداشت.)

۱۸. تشکیل انجمن های ملی فرهنگی و تشویق فرهنگیان و هنرمندان و دیگر کسانیکه علاقمند حفظ و انکشاف فرهنگ مردم افغانستان باشند.

۱۹. تهیه و نشر  پیامهای رادیوئی ، تلویزیونی و آموزشی در راه احترام به تنوع فرهنگی و نقش فرهنگ در وحدت و همبستگی ملی ، احترام به حقوق انسانی (مرد و زن) ، صلح و دموکراسی.

۲۰. تشویق و رشد صنایع دستی و صنایع فرهنگی محلی و استفاده از آن در توسعهء حیات اقتصادی مردم.

۲۱. با دقت کامل، تبلیغ سراسری در کشور در جهت حفظ و نگهداری میراثها و اثار فرهنگی منقول و غیر منقول و پذیرش این امر که میراثهای فرهنگی در واقعیت غنای ملی فرهنگی همه مردم افغانستان هستند.

۲۲. تبلیغ علیه تفحصات و کاوشهای فرهنگی غیر مجاز و جلوگیری جدی از قاچاق و تخریب آثار فرهنگی مردم افغانستان.

ح: گفتار نهائی:


صفحه فرهنگ وهنر

فعل جمع یا مفرد

2017-Mar-26 ||  دوکتور استاد اسدالله حبی

نوشته اند که برای جانداران درحال یکی بودن، فعل مفرد نوشته می شود و درصورت چند تا بودن، فعل جمع باید بیاید و برای بیجان‌ها تنها فعل مفرد باید به کار برود. مانند:  دراین وادی‌ها دریاها آرام است .  درخت‌ها ازبی آبی خشک شده است .  درکنار این حکم‌ها می نویسند به استثنای آن که چیزی به جاندار تشبیه شده باشد، مانند :  ستارگان چشمک می زدند .  علف‌ها ضجه می کشیدند. مگردر متن‌های قدیم این قید وقاعده بارها شکسته است . قاضی گفت: بدان وقت که از بخارا لشکرهای ایلک باسباشی تگین بیامد ومردمان بلخ با ایشان جنگ کردند . ( تاریخ بیهقی ، رویة ۸۳۳)  لشکر اسم جمع است و لشکرها جمع آن ، مگر فعل، مفرد بکار رفته است . دو سه مثال از دانشنامة علایی ابن سینا می آورم تا دیده شود که با چه گونه اسم‌ها فعل جمع می آوردند و با چه گونه اسم‌ها فعل مفرد : ـ جسم‌ها که یک اندر...

به گرامیداشت از 74 سالگی استاد واصف باختری

2017-Mar-26 || 

«خراسان اینک از خورشید خالی می کند آغوش!» در هفته پایانی ماه حوت سال گدشته استاد واصف باختری از قله های بلند شعر فارسی- دری پا به هفتاد و چهار ساله‌گی گذاشت. ضمن تبریک این روز خجسته به جناب استاد بزرگوار و آرزوی سلامتی ایشان،  روزنامه آرمان ملی این روز را گرامی داشته دو سروده را از دو شاعر کشور به ایشان پیشکش می دارد: از این جابلقا  نثار آن تناور درختِ سرود و سخن، آن که برمن بسی مهربان بوده است و از سایة پربارش فیض بسیار برده ام، استاد همیشه در یادم، واصف باختری! (محمد افسر رهبین، تهران ـ اسفند 1391) جهان را یک قدم طی میکند پیرِ عصا بردوش چه پر کرده ست بر جامش مگر؟ این مرد دریانوش چنان افتاده رو بر خاک در برهوت تنهایی  که گویی دو رَکعت عشق میخواند چنین خاموش مگر از «نوبهار» آیینِ دیگر غیر دودش نیست! که تسخر میزند اینگونه بر تاریخ آتش پوش گما...

نوروز و سال نو شما مبارک

2017-Mar-19 ||  دوکتور محمد ظاهر عزیز

فرخی شاعر بزرگ دربار غزنه، دوستان و عزیزانش را در نوروز با این کلمات به بوستان  دعوت می نماید: (بیا در بوستان چونان که رسم باستان باشد                تو سروی و گلی و سرو و گل در بوستان باشد) تا جهان باقیست لطافت کلمات این شاعر و مرد بزرگ غزنه، جاویدان خواهد بود. با پیروی از کلام پر لطف شاعر بزرگ دیار ما، من هم آرزومندی نیکویم را به هموطنان عزیزم و مردمانی که نوروز و سال نو را با لذت و خوشحالی تجلیل می نمایند، با آرزومندی خوشی و سعادت  شان و نیک خواهی  معنوی و مادی و صحی برای همه، از جانب خودم و خانواده ام در روز مبارک نوروز و به مناسبت  حلول سال ۱۳۹۶خورشیدی،  با حرمت تقدیم می نمایم. آن عده از مردم شریف کشور که با فرهنگ و تأریخ خیلی قدیم وطن علاقه و وابستگی دارند، می پذیرند که تجلیل از نوروز که از روز اول سال آغاز می گ...

راجع‌ به تجلیل و تحریم نوروز در افغانستان

2017-Mar-19 || 

در افغانستان، جشن نوروز همواره و به ویژه در سالیان اخیر، با مناقشاتی همراه بوده است. بخشی از مردم به گرمی از آن استقبال می‌کنند و برخی حلقات مذهبی، به شدت با آن مخالفت نشان می‌دهند. دلایل مخالفین نوروز: مخالفان جشن نوروز که برخی جناح‌های سنتی و گروه‌های شبه سلفی اند، از موضعِ دینی به تحریم نوروز و هر گونه مراسم مربوط به آن حکم می‌دهند. آنان دلایلی برای این کار بر می شمارند، از جمله این که: ۱- برگزاری آیین‌های کهنی از این ...

ښاغلی قاضي باران د نوروز اړوند څه ښه ليکي: نوروز ته مطلق حرام ویل د دین په احکامو ناپوهي ده

2017-Mar-18 || 

نورې خبرې به نه کړو ځکه همدغه شرعي فقهي لیکنه البته کفایت کړي. کړنې ته هغه وخت حرام ویل کېږي چې صريح لفظ سره د دلیل په بنسټ ورڅخه منع راغلي وي. سمه ده چې د دوه اخترونو لمانځل زموږ په دین کې شته،لومړی کمکی اختر د قرآن او روژې بشپړتيا د شکر په مناسبت او دوهم،لوی اختر د حج مناسب لپاره چې دواړه دیني شرعي مناسبتونه دي. راغلو نوروز ته چې دیني مناسبت نه دی،بلکې یو ټولنیز عرف او رسم او رواج یا عادت دی.  د نوروز په ورځ له خوشحالۍ څخه منع نشته...

مفاهیم کلیدی در فلسفة میان فرهنگی از چاپ برآمد

2017-Mar-18 || 

مفاهیم کلیدی در فلسفة میان فرهنگی، عنوان کتابی است که اخیراً به کوشش مؤسسة علمی و فرهنگی تسامح از چاپ برآمده است. نویسندة این اثر سید حسین اشراق، استاد فلسفه است که در فلسفه و جامعه شناسی کارشناس و نظریه پرداز طراز اول کشور می باشد. این اثر گرانبهای آقای اشراق، حاوی 119 صفحه و شش فصل است که پیوند متقابل فلسفه و فرهنگ را به بررسی گرفته و تلاش کرده تا به توسل به بازخوانی ادبیات فلسفی در فرهنگ های متفاوت ما مسیر گفتگو و مدارا را فراهم کند و ...

!ادبیـات بـی مخاطـب ادبیـات مـرده اسـت

2017-Mar-11 ||  پرتو نادری

تا ادبیات بوده و تا ادبیات هست، ستیزۀ  همیشه‌گی اصالت ادبی و ابتذال ادبی ادامه دارد. حلقه بازی‌های ادبی گسترۀ بینش ادبی انسان را تنگ می سازد، گونه‌یی بیماری است که با دریغ از چندین سال به اینسو ادبیات و فرهنگ افغانستان از چنین حلقه بازی‌هایی رنج می برد! آن هم وقتی این حلقه‌های ادبی چنان مافیای ادبی عمل می کنند یاهم مهار خود را به دست این یا آن مافیای سیاسی – قومی  می دهند!  در روزگارما این حلقه بازی‌های ادبی گاهی همان قدر بیهوده و مبتذل است که حلقه بازی های سیاسی در کشور. آنانی که بر ادامۀ همه تجربه ها و ارزش های ادبی گذشته، پشت پا می زنند و می پندارند که گویا  به پیامبرزاده یی  بدل شده و به منبری رسیده اند، با دریغ در نمی یابند که تنها به جایی نرسیده اند، بل از پا مانده‌گانی بیش نیستند که در گودال توهم خود دست و پا می‌زنند. هرچند هیاه...

!زبـان؛ همـۀ هستـی انسـان اسـت

2017-Feb-26 ||  پرتو نادری

انسان هرچیزی که دارد از زبان دارد. انسان جهان را با زبان است مفهوم می بخشد. زبان تنها نظامی از واژگان نیست؛ بلکه نظامی است از مفاهمی که انسان در پروسۀ شناخت خود  از هستی ایجاد کرده است. هر واژه یک مفهوم است که بخشی از هستی را بازتاب می دهد. یکی از دانشمندان، زبان را به نور و روشنایی همانند می کند و می گوید همه چیز را با نور می توان دید و نور را نیز با نور می توان دید. این امر در مورد زبان نیز صدق می کند، همه چیز را با زبان می توان شناخت، خود زبان را نیز با زبان می توان شناخت. واژگان می آیند و هویت همه چیز می‌شوند. دیگر همه چیز با زبان بیان می‌شود و زبان خود نیز با زبان بیان می‌شود.  وقتی نور نیست چیزی را نمی بینیم، اگر فرض کنیم که زبان نباشد هیچ مفهومی در ذهن ما نمی تواند وجود داشته باشد و ما نمی توانیم مفهومی را به دیگری انتقال دهیم. از این جا می شود گفت که زبان همۀ...

Previous   ||   Next