سرمقاله

!بدبختي بيكاري ،جوانان را رنج مي دهد

2017-Jan-15  || 

یکی از مشکلات دولت ها در هر جامعه یی، فراهم آوری زمینه های شغلی وفرصت های کاری برای شهروندان کشور ها می باشد. در انتخابات های کشور های صاحب دموکراسی نیز اولین توجه کاندیدا ها در کنار پرداختن به مصالح امنیتی و اقتصادی، یکی هم مسأله اشتغال زایی در آن کشور ها می باشد، ولی در کشور ما این مسأله در میان هیچ کاندیدایی تا هنوز علاقه‌مند نداشته است و آن ها به این مسأله توجه نکرده اند. افغانستان سرزمینی است که در آن میلیون ها تن بیکار اند و این مشکل می تواند برای امنیت و رشد اقتصادی زنگ خطر جدی باشد. شماری از این بیکاران به همین دلیل و به دلیل بد امنی در چند سال اخیر کوله بار بردوش انداخته راهی کشور های اروپایی شدند و شماری در این راه جان های عزیز شان را از دست دادند. ولی می‌دانیم که هنوز نیز ما میلیون‌ها بیکار دیگر در کشور خویش داریم که باید به آن ها عطف توجه گردد. بخشی از جامعه را افراد تحصیل کرده تشکیل می دهند که همه ساله از نهاد های آموزشی وتحصیلی کشور فارغ می شوند و بعد به جامعه تقدیم می گردند. همه می‌دانند که امسال نیز بیشتر از سال های گذشته ما فارغ التحصیلانی داریم که تا چند هفته دیگر فراغت می یابند و به جمع بیکاران کشور افزوده می گردند. این خیل بیکاران جدید کسانی اند که آمو زش یافته اند وباید حکومت از نیرو های فکری و کاری آن ها در ساختن این سرزمین بهره کافی ببرد، اما با دریغ و درد که این جمع نیز همانند صد ها هزار هموطن دیگر مان چنین ف


!مجاهد تروریست مجازات شود

!مردم از سربازان بي قانون حمايت نمي كنند

!این اقدام رئیس جمهور غنی را می ستاییم

!بينوايان را دستگيري و كمك كنيد



3
H: 3°
L: -2°
Kabul
Saturday, 14 January
See 7-Day Forecast
Sun Mon Tue Wed Thu Fri
           
-9° -9° -11° -11° -12° -9°

SUBSCRIBE TO RSS

بحث فرهنگ

بخش سوم

خلاصه اینکه بعد از فراغت از لیسۀ دارالمعلمین تحصیلات عالیتر را در رشته های تأریخ و جغرافیه، تعلیم و تربیه و علوم سیاسی و روابط بین المللی در کابل، نیویارک و پاریس تکمیل نمودم و به اصطلاح کابل، کاملاً عصری شدم.

 من دیگر تقه نمی پوشم، شپو می پوشم. کورته و ایزار نمی پوشم. دریشی ساخت فرانسه، پراهن ساخت امریکا یا ملیزیا، بوت اسپانوی، نکتایی چینایی و شپوی ساخت انگلستان را دوست دارم. در مدت اجرای وظیفۀ رسمی از سویدن تا افریقای جنوبی، از جاپان تا کلیفورنیا و از آسترلیا تا ارجنتاین در بیشتر از هشتاد کشور سفر کردم و در تماس با مردمان جهان با فرهنگ های  زیادی در تماس شدم. از ارزشهای فرهنگی شان یاد گرفتم وبه آنها احترام خاص دارم. با غذا های زیاد، روشهای حیات مردمان جهان، ادیان مختلف و طرز تفکر شان آشنایی حاصل کردم. حالا میدانم که تنوع فرهنگی در هر اجتماع و در هر کشور شایسته ترین تحفه ای است که خداوند به بشریت ارزانی نموده و در سیر تأریخ بشریت تحول نموده در غنا مندی آن افزودی به عمل آمده است. اما، امروز در تحول سریعتر از قبل قرار دارند. تکنالوجی امروز که آنهم در حالت تحول و نوآوری روزانه است حتی در تغیر و یا یکجا کردن چندین نوع غذا نقش دارد. به اصطلاح وطن، مزۀ دهن ما را تغییر داده اند. باید به هموطنان اطمینان دهم که من و خانوادۀ من به مجموع ارزشهای فرهنگی مردم افغانستان وابستگی خاص داریم. مثال، سه نواسۀ  قشنگ من که در فرانسه تولد شده اند و هنوز به افغانستان نرفته اند، مانند بلبل به زبانهای فارسی- دری و پشتو گپ می زنند.

د:حقوق فرهنگی مردم افغانستان:

مردم افغانستان، مانند سایر جوامع انسانی حق دارند که در زندگی فرهنگی

اجتماع خود آزادانه شرکت نمایند، از مزایای فرهنگی بهره مند گردند و در پیشرفت های علمی و فایده های ناشی از آن سهیم شوند. ضمناً مردم افغانستان حق دارند در حالیکه در برنامه های انکشافی کشورشان سهم میگیرند، در نگهداری ارزشهای فرهنگی خود تأکید نمایند.

علاوه، توجه به تفاوتهای فرهنگی در کشورما، احترام و پذیرش آن، استفاده از تفاوتهای فرهنگی برای توسعه اقتصادی، اعتلای دموکراسی وحرمت به حقوق فرهنگی مردم افغانستان، مسئله حیاتی است. در جهانی که زندگی داریم، باید بدانیم که شرط ضروری پیشرفت اقتصادی، توسعه و بازسازی در رسیدن به ثروت بیشتر و توزیع عادلانۀ ثروت، احترام به فرهنگ های یک دیگر، در درون جامعۀ ما  و همچنان آموزش حرمت گذاشتن به فرهنگ های دیگر مردم جهان است.

احترام متقابل تحقق نخواهد یافت مگر آنکه هریک از افراد جامعه، چه مرد و چه زن، امکان آنرا داشته باشد که بر اساس تاریخ ، آداب و رسوم ، و دانش خود به شکوفایی فرهنگی واقعی نایل شود. برای تحقق این مدینۀ  فاضله، پذیرش دو شرط اساسی لازم است:

۱: هر فرد تبعۀ افغان باید بتواند بدون هیچگونه احساس گناه و بدون ترس از ممنوعیت های عنعنوی غیر معقول که ارزش انسانی و اسلامی ندارند، باور کند که به مکان و فرهنگ خاص محلی تعلق دارد. تحکیم شأن و منزلت انسانی هر فرد افغان، هر قدر هم که با دیگران متفاوت باشد مستلزم آن است که از طرف دیگران پذیرفته شده مورد احترام باشد. یعنی تمامی فرهنگ ها و شکل های بیان محترم شناخته شوند. تفاوتهای جنسی (زن ومرد)، شکل ، نژاد، زبان ، لباس و دیگر تنوع فرهنگی از شایستگی نیک و پر بار هر جامعۀ انسانی نیز است.

۲: درصورت پذیرش اصل احترام به داشتن حقوق فرهنگی و تنوع فرهنگی در کشور ما ، همه افراد جامعۀ ما بهره مندی از فرهنگی که هویت خود را در آن می جویند و همچنان از فرهنگ ملی و تقدیر و تجلیل از آنها را خواهند داشت. این نوع طرز تفکر و دید ضامن پیشرفت اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و دموکراسی ملی خواهد بود. در این صورت است که هیچ نوع تبعیض و تحقیر اجتماعی بر فرهنگ ما ، نه در سطح محلات و نه در سطح کشور، اعمال نخواهد شد و ارتباط  دو طرفه و شایسته و در خور انسانها بین افراد جامعه ما، بر قرار و تقویت خواهد شد. ضمناً برای مردم افغانستان فهم و دانشی میسر خواهد شد مبنی بر این که ما مانند سائر جوامع جهانی هم تنوع فرهنگی صاحبقدر داریم و هم در دفاع هویت فرهنگی ملی همکار، هم نظر و همدست هستیم و مانند دیگر جوامع بشری در تکمیل و اعتلای شخصیت انسانی با آنها جد و جهد نموده، شریک خواهیم بود.

ه: تنوع و هويت فرهنگی در افغانستان:

۱: اصل تنوع فرهنگی :

کشورهای چند فرهنگی و چند قومی ، از آنجمله افغانستان ، تکیه گاه اصلی و واقعی همبستگی اجتماعی دیموکراتیک هستند.

در مقدمهء میثاق حفظ و توسعه ای تنوع بیان های فرهنگی سازمان تعلیمی ، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) تنوع فرهنگی را خصوصیت متمایز جامعه ای بشری حساب نموده، به آن مقام مهمی از ارزشهای انسانی ، قایل میگردد.

گفته شد که فرهنگ برای اکثر مردم موفقیت هنری و فکر به سطح بلند ، توسعه ای علم و هنر و علوم انسانی و فلسفه را بخاطر می آورد و بیان نبوغ مردم در یک جامعه تلقی میشود.

آیا گفته میتوانیم که کردار ها ، طرز تفکر و روش حیات در همه کشورها ، در همه جوامع و در همه شهرها و قریه ها یکسان هستند ؟

آیا حق داریم بگویم که خوبی ها ، ارزشها ، خوردنی ها و طرز حیات یک جامعه بر جامعه ای دیگر در عین کشور و یا بیرون از کشور بهتر هستند ؟

آیا  میتوانیم ثابت کنیم که نژادی بر نژاد دیگری از لحاظ صورت و یا شکل فزیکی و یا عقلانی برتری دارد؟

آیا لباسها و خانه های مردم در یک کشور یکسان هستند و یا اینکه تفاوت دارند و نظر به ضرورت محیط و حاصلات محل زیست که دانش ساختن و پوشیدن آن در طول قرنها از طرف مردم آن محل کسب گردیده، ظاهر شده اند ؟

تعجب نباید کرد که چرا تعدادی از نویسندگان، ازفرهنگ بعنوان یکی ازعمده ترین و مهمترین مفاهیم علوم اجتماعی نام برده اند، چرا که اندازۀ شکل گیری، رفتار، کردار و عقاید ما توسط جمعیتی که بدان تعلق داریم بی نهایت زیاد است. ضمناً عوامل محیطی و پیداوار، در تمامی حالات و اندازۀ شکل گیری ، رفتار و کردار ما تاثیرات عمیق دارد و متفاوت اند.

شاید خیلی تعجب آور نباشد که در تاریخ مراودات انسانی ، اکثر گروههای قومی و یا نژادی بیش از آنکه تحت تأثیر شباهتهای خود با دیگران قرار گیرند، متوجه تفاوتهای خود با آن ها شده اند و به این عقیده بودند که اگر دیگران با ما تفاوت دارند، پس آنها قاعدتاً دون مرتبه از ما هستند. این نوع طرز دید نه ارزش معنوی دارد و نه اهمیت انسانی. آنچه اهمیت دارد و درست هم است اینست که گروههای قومی و نژادی از هم متفاوت اند اما از نظر مقام انسانی با هم برابر هستند. دانشمندان انسان دوست میگویند " گاهی باید عینک فرهنگی خود را برداریم ، تا بتوانیم شیوه های زندگی اقوام مختلف را عاری از تعصب مشاهده کنیم."

ضمناً ثابت است که از سالهای چند تغییرات عمده و پر ثمری در طرز دید جوامع مختلف با ارتباط تفاوتهای نژادی ، قومی و زبانی به ملاحظه رسیده و اسباب خوشنودی و انسان دوستی


صفحه فرهنگ وهنر

مثلث وضعیت ادبی

2017-Jan-01 ||  پرتونادری

هربار که مسألۀ نقد ادبی به میان می آید این گفته دانشمند ایرانی داکترشفعی کدکنی به یادم می آید که باری در کتاب  شاعری در هجوم منتقدان، نوشته بود: «  بعد از عمری جست وجو در تاریخ شعر فارسی، هنوز این نکته به روشنی برمن مسلم نشده است که میان تعالی و انحطاط دوره‎های ادبی و کیفیت و کمیت نقد ادبی ارتباطی هست یا نیست و اگر هست این ارتباط آیا مستقیم است یا در این مورد پیوند باژگونه برقرار است؟ از مطالعۀ اسناد موجود، احتمالاً به این نتیجه خواهیم رسید که بهترین ادوار شعر فارسی، عصر فردوسی و خیام یا عصر مولوی و سعیدی، دوره‌هایی است که " نقد ادبی" در آن، کاملاً از صحنۀ تاریخ ادبیات ما غایب است و برعکس، اواخر دورۀ صوفویه و زندیه را- که عصر انحطاط آشکار شعر وشاعری است- باید دورۀ اوج و شکوفایی نقد ادبی در زبان فارسی به شمار آورد». کدکنی، یک چنین امری را در ادبیات ...

!یلـدا آوردگـاه نـور و تـاریکـی

2016-Dec-19 ||  پرتو نادری

آخرین شب پاییز، نخستین شب زمستان که درازترین شب سال است، آن را شب یلدا گویند . باورها براین است که دراین شب ویا نزدیک به آن تحویل خورشید به برج جدی است. گاهی هم گفته اندکه یلدا نام یکی ازملازمان حضرت مسیح بوده است؛ اما چنین باوری طرفدارن زیادی ندارد. دهخدا درلغت‌نامه دراین پیوند نوشته است که:« ظاهراً از بیت/ به صاحب دولتی پیوند اگر نامی همی جویی/ که ازیک چاکر عیسی چنان معروف شد یلدا / بعضی ازفرهنگ نویسان از جمله مؤلف برهان، پنداشته اند که یلدا نام یکی از ملازمان عیسی بوده است؛ ولی چنین نامی درزمرۀ ملازمان او درما خذی دیده نشده و"چاکری"کردن هم در بیت سنایی به معنی اختصاص یافتن زمان مزبور به ولادت وی می باشد.» در پیوند به ریشۀ واژۀ یلدا درلغت‌نامه آمده است که:«لغت سریانی است به معنی میلادعربی، وچون شب یلدا را با میلاد مسیح تطبیق می‌کرده اند ازاین رو ...

عبدالحفیظ منصور: اسلام گرایی آنقدر گسترده شده که در یک سو اردوغان و در سوی دیگر ابوبکر البغدادی جا گرفته است

2016-Dec-19 || 

چکیـــده اسلام گرایی از مقوله هایی است، که به وسیلة اندیشمندان غربی وضع شده است، این مقوله نزد غربی ها بار معنایی منفی و در جوامع اسلامی به مقصد مثبت آن بکار می رود. اسلام  گرایی مجموعة از گرایش های اسلامی را احتوا می کند، که (1) اسلام را دین جامع و کامل دانسته، (2) مسلمانان را در امر سیاسی مسؤول می شمارند، (3) برای حراست از هویت اسلامی در برابر هویت های بیگانه جدی اند و (4) در مجموع خصلت واکنشی دارند. اسلام گرایی چنان گسترده و فراخ است که در یکسویآن رجب طیب اردوغان و در گوشة دیگر آن ابوبکرالبغدادی جا گرفته اند. بدین ترتیب بر قرار کردن پیوند صد در صدی میان اسلام گرایی و خشونت بنیاد علمی نداردو از عهده چنین کاری تنها سیاسی اندیشان بر آمده می توانند. واقعیت این است، که پاره‌ای از اسلام گراها، ره افراط پیش گرفته اند و در حال حاضر در چهار چوب طالبان، القاعده، داعش و بو...

!تا استاد بیسد رفت، تیاتر افغانستان یتیم شد

2016-Dec-06 ||  پرتو تادری

 اضافه از هفتاد سال، از آن روزی می گذرد که نمایشنامۀ « میراث» نوشتۀ روان شاد استاد عبدالرشید لطیفی در شهر کابل  به نمایش در آمد. درکنارشخصیت های دیگری که در جغرافیای هنری این نمایشنامه می زیستند ، میرزایی  کم سوادو پر ادعایینیز فرصت زیستن یافته بود. نقش  این میرزا را بهنوجوانی داده بودند، تازه راه یافته به تیاتر، که هنوز او را در این اقلیم نامی و نشانی نبود. این بعداً جوان چنان تندیسی با مشعلی از نام و نجابت بر سکوی پیروزی و افتخار جاودانه ایستاد! استاد عبدالقیوم بیسد گویی با « میراث» تیاترآغاز یافته است. به زبان دیگر استاد عبدالرشید لطیفی از« میراث » تیاتر در همان روزگاران نوجوانی  به استاد سهمی د اد. چنین است که استاد بیسد، پیوسته این کوله بار سنگین را عاشقانه بر دوش کشیده .شاید بهتر باشد بگویم که او پیوسته این مشعل را به پیش برده است ت...

!سیم های خاردار را دور سازید

2016-Dec-03 ||  پرتونادری

زنان و مردان به گونۀ یک سان حق  دارند که ازدواج کنند؛ هدف از ازدواج تشکیل خانواده است. هیچ کس نمی تواند مانع ازدواج کس دیگری شود. ازدواج قراردادی است که بین دونفر صورت می گیرد که هر دو طرف به موجب آن برای یک‌دیگر حقوق برابر، قایل اند. در شرایط یک‌سان وبرابر هرکدام شخصیت خود را در اختیار دیگری قرار می دهد یعنی وقتی در ازدواج یک تن شخصیت خود را با رضایت به دیگری واگذار می کند، به جای آن، شخصیت دیگری را به دست آورد که درحقیقت دوباره شخصیت خود را به‌دست آورده است.  زن و مرد دو نیمه یک پیکراند. آن گاه که خداوند هنوز بی بی حوا را نیافریده بود، حضرت آدم تنها بود ونیمة ازهستی او تاریک بود. با آفرینش بی بی حوا خانواده پدید آمد که این خانواده سرچشمۀ جاودانۀ جامعه و زنده‌گی گردید. ازهمین جاست که گاهی بشریت یا جامعه بشری را به پرنده یی همانند می کنند که مرد و زن دو بال آ...

فیدل کاسترو در شعر چهگوارا

2016-Nov-29 ||  پرتونادری

انقلاب کوبا در 1959 حکومت استبدادی و فاسد باتیستا را سرنگون کرد. ناخوش‌ترین خبر برای امریکا؛ ایجاد یک حکومت انقلابی در بیخ ریش سردمدار امپریالیزم جهانی؛ در دوران جنگ سرد،نه تنها خبری بود ناخوش آیند؛ بلکه زنگ خطری نیز بود که به صدا درآمده بود.  چنان بود که سازمان سیاه جنگی خلیج، خوک‌ها را در 1961 برضد کاسترو به راه انداخت که شکست سختی خورد. پس از آن دموکراسی امریکا پیوسته خواست تا کاسترو را با راه اندازی برنامه‌های هراس افگنانه از میان بردارد که هربار ناکام می‌شد. او 50 سال چنان یک رهبرکرازماتیک کوبا را رهبری کرد و در این مدت زمان یازده رئیس جمهور در امریکا آمدند و رفتند؛ ولی برنامه همان بود، سرنگونی نظام کاسترو یا دست کم ترور او. این که کاسترو این همه به اتحاد پایه شوروی سابق نریدک شد؛ بدون تردید یکی از عوامل کلیدی‌همان سیاست‌های امریکا در برابر کوبا بود. ...

سنت شاهنامه خوانی

2016-Nov-02 ||  پرتو نادری

 این نکته قابل یاددهانی است که شاه‌نامه تنها برای نخبه‌گان نیست؛ بلکه شاه‌نامه و سنت شاه‌نامه‌خوانی در افغانستان ریشۀ دراز تاریخی دارد؛ اما بر بنیاد پژوهش‌های انجام شده، این سنت در سدۀ نزدهم پس از نخستین هجوم سپاهیان انگلیس گسترش بیشتری یافت و اما این رسم در بازارهای کابل نسب به شهرهای دیگر کشور رونق بیشتری داشت. این تا چند دهۀ گذشته نیز در شماری از ولایت‎های کشور رواج داشت. گفته می‌شود شاه‌نامه خوانان در بعضی از نقاط پرجمعیت شهر کابل به گونۀ تمثیلی به خوانش بخش‌های پهلوانی شاه‌نامه می‌پرداختند. این شاه‌نامه خوانان‌سیمای خود را چنان پهلوانان می‌آراستند و با به‌کارگیری شمشیر، خنجر و کمانی تلاش می‌کردند تا به صحنه‌آرایی داستان‌ها نیز بپردازند. شاه‌نامه‌خوانان باچنین شیوه‌یی می‌خواستند تا توجه شمار بیشتری ب...

رویا سادات - رویای زیبای سینمای افغانستان حرف هایی که نگذاشتن زده شود

2016-Oct-25 || 

 در روزهایی که خبرها خبر نیستند، شبیه بمب هستند، تخریب می کنند، می کشند و سیاهی را روی چهرة هر شهروند این کشور می گستراند ِ کسی هست که خبرش خبر است و این خبر مثل آب است. ‌مثل خاک است. مثل زنده گی است. مثل تصویر است. مثل سینماست. آن خبر چهارمین جشنواره بین المللی فلم زنان هرات است. رویا سادات از کمتر کسانی است که حرف می زند و عمل می کند. فلم می سازد وجشنواره برپا می کند. او غوغا گر سینما است که از چهرة تلخ زنان افغانستاننوید بخش رویای شیرین ...

Previous   ||   Next