سرمقاله

پاكستان بايد تعهد كند كه دیگر هراس افگنان راحمايت نمی كند

2017-Feb-14  || 

 قرار است امروز نشست چند جانبه پیرامون معضل افغانستان در شهر مسکو، پایتخت کشور روسیه دایر گردد. در این نشست کشور های روسیه، چین، پاکستان، ایران، هند و افغانستان حضور خواهند داشت و در باره آوردن صلح در کشور ما صحبت خواهند کرد. معضل افغانستان یکی از مشکلاتی است که اکنون گریبانگیر کشور های منطقه می باشد و حل آن به همة این کشور های منطقوی ارتباط می گیرد. در این کنفرانس نماینده یی از کشور امریکا حضور ندارد که در حال حاضر نیرو هایش در افغانستان هم سرگرم آموزش نیرو های دفاعی وامنیتی افغانستان است و هم به نحوی در کنار این نیروها قرار دارد و با طالبان و داعشیان در گیر است. این اولین بار است که کشورهای منطقه در باره حل مشکل افغانستان با هم گفتگو می کنند و ما توقع داریم که این آغاز یک روندی باشد تا برقراری صلح در افغانستان و پایان دادن به جنگ چهل ساله در کشور ما، ادامه یابد. ما باور داریم که این گفتگو ها چون پیرامون معضل افغانستان تدویر می یابد باید، در برگیرنده مصالح علیای کشور ما باشد و در آن هیچگونه نفوذی از سوی این کشور ها بالای افغانستان اعمال نگردد. نماینده افغانستان باید در این کنفرانس به گونة فعال از کشور ما نماینده گی کند و در آن مشکلات جاری را با طرف های شامل در این کنفرانس در میان بگذارد. روشن است که صلح زمانی در افغانستان تأمین می گردد که مراکز تروریست ها و اماکن آموزشی آنان در آن سوی سرحد بسته شود و سران طالبان که د


!عزت جهاد را لكه دار كردند

!در برگشت مهاجرين شتاب نكنيد

!افغانستان ميدان بازي خونين

پس حالت اضطرارچه است؟



3
H: 3°
L: -2°
Kabul
Saturday, 14 January
See 7-Day Forecast
Sun Mon Tue Wed Thu Fri
           
-9° -9° -11° -11° -12° -9°

SUBSCRIBE TO RSS

بحث فرهنگ

بخش دوم

در فاصلۀ میان پایان قرن دوازدهم و مابین قرن سیزدهم، جهان غرب لاتین به کمک دو موج بزرگ ترجمۀ مفاهیم عالی علمی عربی - اسلامی با سواد شد، و این مجموعه ها بنیان اصلی رویۀ علمی پوهنتون های بعدی را در غرب لاتین در پی داشت. پوهنتون ها قرون وسطی اروپا که در ابتدای قرن سیزدهم شکل گرفت به نوعی بنیادی، طرح ریزی دانشی بود که فارابی آنرا فراهم آورده بود. مجموعۀ دانش عرب که ترجمه شده و به جهان غرب انتقال یافته بود، پایه و بنیان علمی پوهنتون های اروپایی را و در واقعیت برنامه های درسی و متون و محتوای این برنامه ها را شکل داد.

پس دانش ها و روش علوم عرب - مسلمان پایه و اساس نهادی را به غرب لاتین ارزانی داشت که امکان پیشرفت و برتری روز افزون بر مباقی جهان را به آن داد. بنابراین، تأثیر دانش های عرب - مسلمان بسیار گرانبها و ارزشمند بوده است، تأثیری که صرفاً به پیشرفت در این و یا آن رشتۀ از دانش موجود و یا در حال شک گیری خلاصه نمی شود، بلکه بخود واقعیت علمی و دستگاه های اساسی علمی داده است که از دل نظام علمی عرب - مسلمان سر برآورده است.

من وضعیت بحث سیاسی نا معقول و بی بند و بار فعلی را در بارۀ اسلام و جهان عرب در ایالات متحدۀ امریکا و اروپا که به منظور بهره برداری سیاسی انتخاباتی و از طریق تخریش اذهان عامه علیه فرهنگ و تمدن اسلامی به راه انداخته شده، تقبیح می نمایم و آنرا اسفبار می دانم. من میدانم که هر نوع بد گویی ویا تحقیر از فرهنگ و یا اجزای مهم فرهنگ یک جامعۀ عظیم بشریت، خشونت بار آرد و چونکه من خشونت را بصورت قطع تقبیح می نمایم، اسباب و روش تعقیب چنین سیاست پوچ و بی بنیاد را، در دایرۀ اخلاق و فرهنگ انسانیت حساب نمی کنم. به هرصورت این موضوع را با ذکر چند کلمه خلاصه می کنم و برای آینده می گذارم.

همه دانشمندانی که مطالعه وسیع از فرهنگ ها و بر تغییر، تحول و تنوع فرهنگی انسانها در جوامع مختلف عقیدت دارند،  حکم می نمایند که افکار و اندیشه های انسانها همیشه از جایی به جای دیگری درحال سفر اند. اسباب اصلی سفر افکار، دانش و دیگر داشت های فرهنگی یک جامعه به جامعۀ دیگری که در تحول و یا غنی شدن فرهنگ نقش اصلی دارند همیشه در مسیر تاجران، جنگجویان یا مبلغین مذهبی سفر کرده اند.

اگر با روش بسیار کلی افکار را تولید شده ای ذهن یک انسان به حساب آوریم که ذهن یک انسان دیگر می تواند آن را تصاحب کند، تصدیق می کنیم که افکار کاری جز سفر ندارند. اینکه در کالیفرنیا پیروان ادیان مختلف وجود دارند یا در چین کشفییات جدید تکنالوجی امریکا را مطالعه، تدریس و استفاده می نمایند و یا در آسترلیا خواستهای سیاسی امریکای لاتین را به بحث می گذارند، هیچ یک مایۀ تعجب نیست، مثل این که استفاده از تلویزونهای ساخت جاپان و کوریای جنوبی یا پوشیدن لباس هندی و پوستین افغانی در اروپا تعجب آور نبود و نیست. امروز در جیب ملیونها انسان، اتباع افغانستان، مصر، فرانسه ، برازیل و یا نایجیریا، تلفون ساخت امریکا، چین، جاپان و یا فنلند وجود دارد که هم در اطلاع رسانی و هم در تغییر مظاهر فرهنگی آن شخص کمک  نموده مؤثر است یعنی تأثیر یک اثر مادی و تخنیکی بر حیات انسانی که بسیار دور از محل ساخت تلفون (جیبی) پورتبل، زندگی میکند.

افکار انسانها برای غلبه بر زمان و مکان می بایست تداوم داشته باشد و حرکت کند، باید در حافظه ذخیره شود و انتقال یابد. البته اندیشه و افکار در طول سفر و انتقال از جایی به جایی تغییر می کند. آیا این حرکت و انتقال از طریق اینترنت که در کمتر از یک ثانیه انجام می گیرد و یا مانند عقائید دینی که چندین قرن را در بر می گیرد، اما آنچه معلوم و قابل فهم است اینست که در حرکت و تغییر است.

افکار هم وارد و هم صادر می شوند. محل تقاطع افکار در طول تآریخ بشریت بیشتر کاروان سرای های تجارتی، زیارتگاه ها، مکان ها و محلات تعلیمی و در دنیای مدرن امروز مراکز و محافل بین المللی نیز بوده اند. گاهی خواست یک پادشاه یا خلیفه و یا دستگاه سیاسی پر قدرت و همچنان منابع تعلیمی وپول، استعداد ها و محققین صاحب دانش و نادر را در طول تأریخ جلب کرده و هنوز هم جلب  می نمایند. در وطن ما، در دورۀ سلطنت محمود غزنوی و دیگر شاهان غزنوی، با تجمع صدها شاعر و  فیلسوف، غزنه  به کانون ادب و حکمت و فرهنگ اسلامی ارتقاء نمود. در تأریخ، کسانی که به طرف کتابخانۀ اسکندریه یا (خانۀ حکمت) در بغداد یا دربار مسلمانان قرطبه در اسپانیا (۷۵۶-۱۰۳۱م)یا دربار راجر دوم در سیسیل (۱۱۰۳- ۱۸۱۶م) می آمدند، دیگر جستجو گران دانش نبودند بلکه حاملان اندیشه ها و افکار، فیلسوفان، طبیبان، ستاره شناسان و مترجمانی بودند که در این جاها و یا دربار ها امنیت مادی و انگیزۀ فکری می یافتند.

ترویج قصدی یا انتشار اتفاقی، گسترش یا جاذبۀ سفر های آرام از جایی به جایی دیگر یا اتفاقات تأریخی، استمرار جغرافیایی و یا اتفاقات حاصل از بروز جنگ، جاذبۀ چهار راههای هزار سالۀ تمدن یا کشف راه جدید مانند راه ابریشم که تمدنها را از جاپان و چین تا اروپا از راه زمین و دریا وصل کرد و مردمان کشور ما، افغانستان نیز از آن بهرۀ مادی و فرهنگی برد، این اتفاقات مجموعه ای پیچیدگی حیات انسانها را گواهی میدهند، مجموعۀ از سد های مادی و ذهنی، از خطوط مکان شناسی و از ستراتیجی انسانی که نتیجۀ نهایی اش آن است که آیا یک فکر و اندیشه امکان سفر در مکان و زمان را یافته است یانه؟ و آیا متنی که در مکان و فرهنگی خاص نوشته شده، بر گوشۀ دیگری از قارۀ زمین تأثیر داشته است یانه؟ برای درک این که ما از کجا آمده ایم، لازم است جاده های هزار ساله را از نو پیمود. اما برای درک این که ما کجا می رویم، من جواب ندارم، باید صبر کرد.

اتفاقات دیگر نشان می دهد که در اواخر قرن گذشته، بیشتر مردم جهان، چنانچه هنوز هم در بسیاری کشور های عقب مانده معمول است، در دهات زندگی می کردند و احتمالاً در طول زندگی خود هرگز با بیگانه ای متعلق به فرهنگ دور دست برخوردی نداشته اند. اکنون در شروع قرن بیست و یک بیشتر مردم هر روز با اشخاصی از فرهنگ های دیگر در تما س قرار می گیرند. تصاویر فرهنگ های دیگر، صفحه های تلویزون و پرده های سینما را پر کرده و در محل کار، جاده ها و بازار ها به خصوص در شهرها، مردم پیوسته با تاجران، مهاجران، مسافران و پناهندگان بر خورد می کنند. لذا ملاحظه می گردد که طی حدود یک قرن، تماسهای فرهنگی در سراسر جهان به طور چشمگیری فزونی گرفته است.

فرهنگ به عنوان یک قدرت صاحب نفوذ پیوستگی تکامل یافته است که در آن فرهنگ های خاص یا جنبه های خاصی از فرهنگ ها در زمانهای مختلف درهم آمیخته یا از هم متمایز شده اند. در جریان تکامل طولانی، بسیاری از فرهنگ ها برای "بیگانگان" اصطلاحات و قواعد رفتار متفاوتی در مورد چگونگی برخورد با


صفحه فرهنگ وهنر

جنگنامۀ حمید کشمیری شاهنامۀ سدۀ نزدهم

2017-Jan-15 ||  پرتو نادری

 حمید کشیمری یکی از شاعران حماسی سدۀ سیزدهم است که جنگ‌نامۀ او به نام « اکبرنامه» یاد می‌‌شود. محمد حیدر ژوبل  باور دارد که  گوینده: «حقایق را با کمال صراحت بیان داشته، امیدوار هیچ‌گونه صله و سیم نبوده است. اکبرنامه در روح خواننده‌گان در افغانستان و هندوستان تأثیر گرمی ‌‌کرد و ممکن است که این کتاب را شاهنامۀ قرن نزدهم افغانستان خواند که فصل معاصر شاهنامۀ فردوسی می‌تواند حساب شود.»  تاریخ ادبیات افغانستان، ص‌259.  در پیوند به زنده‌‌گی حمید کشمیری اطلاعات زیادی در دست نیست؛ با این‌حال زادگاه او را دهکده‌یی گفته اند به نام نوپگ در پرگنۀ شاه آباد کشمیر، پدرش حمایت الله نام داشته و مردی بوده است معروف، عالم دین و ادیب. به روایت آمده در دانش‌نامۀ ادب پارسی، حمید در آخرین لحظه‌های زنده‌گی خود این بیت را سرود: ...

اسحاق فایز و قلم کشی های نخستین

2017-Jan-15 ||  پرتو نادری

زادگاه فایز دهکدۀ تاجیکان نام دارد. در جبل السراج ، درولایت پروان. گذشته گان او همه‌گان در  همین دهکده زیسته اند. سال 1336 بود که فایز در همین دهکده چشم به جهان گشود. آموزش‌های ابتدایی، میانه و لیسه  را در دهکدۀ خود فرا گرفت. بعداً به کابل آمد و در دانشکدۀ علوم دانشگاه کابل  در بخش ریاضی و فزیک مشغول آموزش شد. او ازاین دانشکده به سال 1360خورشیدی گواهی‌نامۀ لیسانس به دست آورد. از این نقطه نظر او با نورالله وثوق، داوود سرمد، میرویس موج، علی محمد رسولی، من وشاید هم چند تن دیگر همانندی دارد. برای آن که این‌ها همه گان از دنیای مجردات علوم طبیعی و ریاضیات به دنیای عواطف و تخیل ، شعر و سرایش با دشواری راه زده اند، بی آن که چراغی فرا راه بوده باشد و پیشوایی و رهبری و استادی، تا آن‌ها را با فن و فوت شعر و نویسنده گی آشنا سازد. شاید جای داشته باشد تا از آن شمار شاعران...

بحث فرهنگ

2017-Jan-11 ||  دوکتور محمد ظاهر عزیز

این مبادلات، تماسها و پخش سریع اطلاعات ، برای یکسان سازی سلیقه ها ، روشها، رفتارها و دیگر اجزای هر روزه ای زندگی انسانها همرا است و هم مانند کردن، هم نوع کردن بعضی از نمونه های زندگی، تفکر و عمل تولید و مصرف را تبلیغ میکند. این عمل همنوائی و یکسان سازی روبه توسعه، به تدریج حوزه های بیشتری از فعالیت انسانی را در سطوح ملی و محلی ، مورد تهاجم قرار میدهد و شاید در حالاتی ، باعث تغییر شکل ناموزون گردد زیرا هر آنچه را که با آن مطابقت دارد، ارتقاء می دهد و هرچه که بر سر راهش  می ایستد و مقاومت میکند، نابود می سازد. اگر این منطق به افراط کشیده شود، می تواند به تحجر انسانها بیانجامد، زیرا تنوع، چنانچه بر مبنای تساوی کامل پذیرفته شود یک منبع اساسی و نیروی حیات بخش برای هریک از جوامع انسانی بحساب می آید. خواست دفاع ازهویت فرهنگی مردم افغانستان در حال حاضر می باید به عنوان ...

بحث فرهنگ

2017-Jan-11 ||  دوکتور محمد ظاهر عزیز

بخش سوم خلاصه اینکه بعد از فراغت از لیسۀ دارالمعلمین تحصیلات عالیتر را در رشته های تأریخ و جغرافیه، تعلیم و تربیه و علوم سیاسی و روابط بین المللی در کابل، نیویارک و پاریس تکمیل نمودم و به اصطلاح کابل، کاملاً عصری شدم.  من دیگر تقه نمی پوشم، شپو می پوشم. کورته و ایزار نمی پوشم. دریشی ساخت فرانسه، پراهن ساخت امریکا یا ملیزیا، بوت اسپانوی، نکتایی چینایی و شپوی ساخت انگلستان را دوست دارم. در مدت اجرای وظیفۀ رسمی از سویدن تا افریقای جنوبی، از جاپان تا کلیفورنیا و از آسترلیا تا ارجنتاین در بیشتر از هشتاد کشور سفر کردم و در تماس با مردمان جهان با فرهنگ های  زیادی در تماس شدم. از ارزشهای فرهنگی شان یاد گرفتم وبه آنها احترام خاص دارم. با غذا های زیاد، روشهای حیات مردمان جهان، ادیان مختلف و طرز تفکر شان آشنایی حاصل کردم. حالا میدانم که تنوع فرهنگی در هر اجتماع و در هر ک...

بحث فرهنگ

2017-Jan-11 ||  دوکتور محمد ظاهر عزیز

بخش دوم در فاصلۀ میان پایان قرن دوازدهم و مابین قرن سیزدهم، جهان غرب لاتین به کمک دو موج بزرگ ترجمۀ مفاهیم عالی علمی عربی - اسلامی با سواد شد، و این مجموعه ها بنیان اصلی رویۀ علمی پوهنتون های بعدی را در غرب لاتین در پی داشت. پوهنتون ها قرون وسطی اروپا که در ابتدای قرن سیزدهم شکل گرفت به نوعی بنیادی، طرح ریزی دانشی بود که فارابی آنرا فراهم آورده بود. مجموعۀ دانش عرب که ترجمه شده و به جهان غرب انتقال یافته بود، پایه و بنیان علمی پوهنتون های اروپایی را و در واقعیت برنامه های درسی و متون و محتوای این برنامه ها را شکل داد. پس دانش ها و روش علوم عرب - مسلمان پایه و اساس نهادی را به غرب لاتین ارزانی داشت که امکان پیشرفت و برتری روز افزون بر مباقی جهان را به آن داد. بنابراین، تأثیر دانش های عرب - مسلمان بسیار گرانبها و ارزشمند بوده است، تأثیری که صرفاً به پیشرفت در این و یا آن ر...

بحث فرهنگ

2017-Jan-11 ||  دوکتور محمد ظاهر عزیز

الف: تعریف فرهنگ: اگر فرهنگ را به مفهوم وسیع کلمه در نظر بگیریم، شامل کلیه جنبه های زندگی سیاسی، علمی، اجتماعی ، فکری، دینی، هنری، اقتصادی و زیبائی شناسی یک ملت خواهد بود. فرهنگ مختصر آکسفورد (۱۹۹۰)، فرهنگ را "رسوم، تمدن و دست آوردهاییک دورۀ معین یا یک ملت خاص " تعریف کرده است. درگزارش کمیسیون جهانی فرهنگ وتوسعه، که توسطیونسکو در سال ۱۹۹۴م به نشر رسید، فرهنگ را به مفهموم وسیعتر از "دست آوردهای فکری انسان " به کار می برد. امروز در همه جوامع انسانها و موسسات بزرگ بین المللی مانند یونسکو بصورت قطع پذیرفته شده است که فرهنگ به تمامی تفکر، تخیل و افکارمان شکل می بخشد. فرهنگ هم در حال انتقال و تغییر و هم وسیلۀ انتقال رفتار، کردار و همچنین منبع تحقیقات ، تجدد، آفرینش، آزادی و بیداری فرصت های نو آوری است. فرهنگ برای اکثر گروه ها و جوامع، منبع انرژی، الهام و تو...

شعر سفری است بی پایان

2017-Jan-08 ||  پرتو نادری

در سال‌های اخیرالهۀ شعر کمتر به دیدار من می آید؛ حتا شبانه‌ها هم که بسیار دل‌تنگم. من نیز او را دنبال نمی کنم. می ترسم که روی برگرداند وبگوید: مگر آزرمی نداری که پیرانه سرهم، مرا رها نمی کنی! با این حال گاه گاهی شرفۀ نازک بال‌هایش رامی شنوم که چنان نسیمی از دهلیز ذهن من می گذرد؛ اما تا بر می خیزم که پنجره یی به رویش بگشایم، با دریغ که نه شرفۀ بالی‌است ونه جرقۀ الهامی! دوباره همان سکوت سنگین دل‌تنگی‌است که برهمۀ هستی من سایه می افگند. او وقتی این گونه می آید و بر می گردد، دردناکترین لحظه‌ها را برای من برجای می گذارد. با این حال گاهی پنجره را می گشایم ومی بینم که اودر پشت پنجره لبخند می زند و می آید ومی نشیند درکنارم و آرام آرام ، با روح من درمی آمیزد چنان درآمیختن بامدادی با دریایی دردامنۀ کوهستانی! تا با من است،ازهستی لبریزمی شوم وشور نا شناخته‌یی هم...

مثلث وضعیت ادبی

2017-Jan-01 ||  پرتونادری

هربار که مسألۀ نقد ادبی به میان می آید این گفته دانشمند ایرانی داکترشفعی کدکنی به یادم می آید که باری در کتاب  شاعری در هجوم منتقدان، نوشته بود: «  بعد از عمری جست وجو در تاریخ شعر فارسی، هنوز این نکته به روشنی برمن مسلم نشده است که میان تعالی و انحطاط دوره‎های ادبی و کیفیت و کمیت نقد ادبی ارتباطی هست یا نیست و اگر هست این ارتباط آیا مستقیم است یا در این مورد پیوند باژگونه برقرار است؟ از مطالعۀ اسناد موجود، احتمالاً به این نتیجه خواهیم رسید که بهترین ادوار شعر فارسی، عصر فردوسی و خیام یا عصر مولوی و سعیدی، دوره‌هایی است که " نقد ادبی" در آن، کاملاً از صحنۀ تاریخ ادبیات ما غایب است و برعکس، اواخر دورۀ صوفویه و زندیه را- که عصر انحطاط آشکار شعر وشاعری است- باید دورۀ اوج و شکوفایی نقد ادبی در زبان فارسی به شمار آورد». کدکنی، یک چنین امری را در ادبیات ...

Previous   ||   Next