سرمقاله

پاكستان بايد تعهد كند كه دیگر هراس افگنان راحمايت نمی كند

2017-Feb-14  || 

 قرار است امروز نشست چند جانبه پیرامون معضل افغانستان در شهر مسکو، پایتخت کشور روسیه دایر گردد. در این نشست کشور های روسیه، چین، پاکستان، ایران، هند و افغانستان حضور خواهند داشت و در باره آوردن صلح در کشور ما صحبت خواهند کرد. معضل افغانستان یکی از مشکلاتی است که اکنون گریبانگیر کشور های منطقه می باشد و حل آن به همة این کشور های منطقوی ارتباط می گیرد. در این کنفرانس نماینده یی از کشور امریکا حضور ندارد که در حال حاضر نیرو هایش در افغانستان هم سرگرم آموزش نیرو های دفاعی وامنیتی افغانستان است و هم به نحوی در کنار این نیروها قرار دارد و با طالبان و داعشیان در گیر است. این اولین بار است که کشورهای منطقه در باره حل مشکل افغانستان با هم گفتگو می کنند و ما توقع داریم که این آغاز یک روندی باشد تا برقراری صلح در افغانستان و پایان دادن به جنگ چهل ساله در کشور ما، ادامه یابد. ما باور داریم که این گفتگو ها چون پیرامون معضل افغانستان تدویر می یابد باید، در برگیرنده مصالح علیای کشور ما باشد و در آن هیچگونه نفوذی از سوی این کشور ها بالای افغانستان اعمال نگردد. نماینده افغانستان باید در این کنفرانس به گونة فعال از کشور ما نماینده گی کند و در آن مشکلات جاری را با طرف های شامل در این کنفرانس در میان بگذارد. روشن است که صلح زمانی در افغانستان تأمین می گردد که مراکز تروریست ها و اماکن آموزشی آنان در آن سوی سرحد بسته شود و سران طالبان که د


!عزت جهاد را لكه دار كردند

!در برگشت مهاجرين شتاب نكنيد

!افغانستان ميدان بازي خونين

پس حالت اضطرارچه است؟



3
H: 3°
L: -2°
Kabul
Saturday, 14 January
See 7-Day Forecast
Sun Mon Tue Wed Thu Fri
           
-9° -9° -11° -11° -12° -9°

SUBSCRIBE TO RSS

بحث فرهنگ

الف: تعریف فرهنگ:

اگر فرهنگ را به مفهوم وسیع کلمه در نظر بگیریم، شامل کلیه جنبه های زندگی سیاسی، علمی، اجتماعی ، فکری، دینی، هنری، اقتصادی و زیبائی شناسی یک ملت خواهد بود.

فرهنگ مختصر آکسفورد (۱۹۹۰فرهنگ را "رسوم، تمدن و دست آوردهاییک دورۀ معین یا یک ملت خاص " تعریف کرده است.

درگزارش کمیسیون جهانی فرهنگ وتوسعه، که توسطیونسکو در سال ۱۹۹۴م به نشر رسید، فرهنگ را به مفهموم وسیعتر از "دست آوردهای فکری انسان " به کار می برد.

امروز در همه جوامع انسانها و موسسات بزرگ بین المللی مانند یونسکو بصورت قطع پذیرفته شده است که فرهنگ به تمامی تفکر، تخیل و افکارمان شکل می بخشد. فرهنگ هم در حال انتقال و تغییر و هم وسیلۀ انتقال رفتار، کردار و همچنین منبع تحقیقات ، تجدد، آفرینش، آزادی و بیداری فرصت های نو آوری است. فرهنگ برای اکثر گروه ها و جوامع، منبع انرژی، الهام و توانمندی و نیز دانش و پذیرش تنوع است. فرهنگ برای اکثر مردم موفقیت هنری و فکر به سطح بلند، توسعۀ علم و هنر وعلوم انسانی و فلسفه را بخاطر می آورد و بیان نبوغ یک جامعه تلقی میشود.

فرهنگ به معنی کلی آن متضمن همه این ها و بسیاری چیزهای دیگری است که یک شخص به عنوان عضو از جامعه اکتساب میکند. یعنی همه عادات و استعداد هایی که از طریق عنعنه و یا تجربه آموخته شده اند، به شمول همه اشیای مادی که توسط مردم تولید میشود. فرهنگ را میتوان در آثار هنری و مطالعات علمی متجلی دید. درعین حال در آنچه می خوریم، در طرز لباسی که می پوشیم، در ماهیت و روش روابط ما با اعضای خانوادۀ خود و یا سائر افراد جامعه، در امور وابسته به ارزشهایی که جامعه برای خود تعیین نموده، در نظام و روش تعلیم و تربیه و آنچه را می آموزیم، در طرز دید و آرأ خود به خوب و بد، در نوع خانه هایی که می سازیم ، در آروز ها و توقعاتی که از آینده داریم و بالاخره  در طرز دید خود به هموطنان، همسایگان و بیگانگان. در همۀ اینها تجلیات فرهنگ جا داشته، نهفته است.

پذیرش تعریف وسیعتر از فرهنگ و نقش آن در حیات امروز و فردا:

کنفرانس بزرگی که در سطح بین المللی در سال  ۱۹۷۰م در مکسیکو منعقد گردیده بود، این واقعیت را پذیرفت که فرهنگ از زندگی امروزه وفردای مردم جدایی ناپذیر است وهمچنان فرهنگ علمی، فنی، اطلاعاتی و اقتصادی  واقعیتی است که لاجرم باید آنرا به حساب آورد. علاوه بر این خصوصیات وسیع و همه جانبۀ مفاهیم توسعۀ فرهنگی، توسعۀ اقتصادی، توسعۀ اجتماعی و نقش فرهنگ در توسعۀ مفاهیم حقوق، نیز مورد تائید قرار گرفت. ضمناً جوامع  جهانی پذیرفته اند که سرمایه گذاری های فرهنگی حاصل خوب دراز مدت دارند و از جملۀ عوامل موفقیت رشد و انکشاف عمومی درهر جامعه به شمار میرود.

با آنکه زبان  سنگ بنای اصلی فرهنگ یک ملت است و وسیله ای است که توسط آن نظام معنوی و فرهنگی و یا شخصیت انسانی رشد می کند، فرهنگ تنها به داشتن و یا دسترسی به آثار هنری ، زبان و ادبیات محدود نمی شود، بلکه در عین حال اکتساب تنوع دانش و اقتضای روشی از زندگی و ضرورت به ارتباط با دیگران و قبول تحسین روش های زندگی دیگران، راهم در بر میگیرد.

فرهنگ عرصه ای نیست که بتوان آنرا به تصرف یا تملک در آورد، بلکه شیوۀ رفتار کردن با خود، با همنوعان ، هم در جامعۀ خود و هم در جوامع دور تر و همچنان روش رفتار کردن با طبیعت است. فرهنگ فقط قلمروی نیست که در خور دموکراتیزه کردن است ، بلکه خود  به دموکراسی ای بدل شده است که باید بحرکت در آورده شود، اجزای مهم آن حفظ گردد وارتقاء داده شود تا نسل های بعدی در پرتو آن زندگی سودمند تری داشته باشند.

بنابراین، فرهنگ عنصری است شامل همه کردار ها و عکس العمل فرد و محیط اطراف او با مسائل و حوادث در زندگی او و گروهای اجتماعی ، یعنی مجموعۀ روشها و شرایط زیست یک جامعه که بر اساس تعمیر و بنیاد مشترکی از سنت ها و دانشها و نیز اشکال مختلف بیان و حقوق فرد در درون جامعه ، به هم پیوند خورده است.

ب :حقوق فرهنگی و رابطۀ فرهنگ با انکشاف اقتصادی و اجتماعی:

جوامع بین المللی در داخل دستگاه ملل متحد و بیرون از سازمانهای وابسته به ملل متحد پذیرفته اند که هیچ کردار، روش و برنامه های انکشافی بیرونی و وارداتی را نمی توان در کشوری در معرض تطبیق و عمل قرار داد مگر آنکه با خصوصیات و ضرورتهای محلی و ملی آنکشور هماهنگی داشته باشد. اساساً هیچ برنامه یی را نمی توان تحمیل کرد.

حقوق فرهنگی، توسعـۀ فرهنگی ونقش فرهنگ در توسعۀ اجتماعی، سیاسی و اقتصادی رابطۀ جدا ناشدنی دارند، چنانچه هدف اصلی دهۀ جهانی توسعۀ فرهنگی (۱۹۸۸-۱۹۹۷م) بر انگیختن آگاهی نسبت به اهمیت بنیادی فرهنگ در حیات بشریت و جوامع و ارتباط متقابل ثمر بخشی است که فرهنگ و توسعه را بیک دیگر پیوند میدهد.

قبل از دهۀ جهانی توسعۀ فرهنگی درکنفرانس بزرگ بین المللی که در جاکارتا، اندونیزیا درسال ۱۹۷۳ممنعقد شده بود اعلام کردند که " هرگاه توسعه صرف بر یک مفهوم اقتصادی تکیه کند، برتفاوتها و بحرانهای اجتماعی دامن خواهد زد و پیامد چنین وضعی ایجاد اختلال در ساختار ملی است. توسعه فرهنگی به عنوان وسائل کوشش و جد و جهد متداوم نظامهای جدید ارزشی و وسیلۀ تشویق و آگاهی اجتماعی ، میتواند وسیله آزاد سازی و پایان دادن به جدایی بین عنعنه و تجدد ، شهر و دهات  باشد. "

درکنفرانس کشورهای افریقایی در آکرا درسال ۱۹۷۵م که سیاستهای فرهنگی ممالک افریقایی را مورد بحث قرار دادند، بر تفاوت نظامهای ارزشی و لزوم توجه به آنها را در طرحهای توسعه با این الفاظ تأکید نمودند. " تعمیم فرهنگ به شیوه های تفکر و اقدام و دیدگاه جوامع نسبت به حال و آینده، گویایی آن است که انسان هم وسیله وهم هدف نهایی توسعه محسوب می شود، و گسترش مفهوم فرهنگ، و پذیرش توسعۀ فرهنگی به عنوان وسیلۀ  توسعۀ عمومی ، راه رسیدن به اهداف نهایی توسعه  را آسان و میسر می سازد."ضمناً در بیانیۀ آکرا خاطر نشان شده است که هدف توسعه یا باز سازی حیات اجتماعی و اقتصادی باید بهبود و بلند رفتن احوال فرد از طریق حفظ تعادل ارزشها باشد."

اکثر جوامع جهانی که با انتخاب حیات و تمدن نو ازطریق توسعه و همچنان حفظ ارزشهای خود روبرو هستند، پذیرفته اند که خواهان توسعه هستند اما بر حفظ شخصیت خود نیز تأکید دارند چونکه انتخاب چنین شیوه ای به معنای گام نهادن در تاریخ با سری بلند و قلب امیدوار و آمادگی مقابله با مشکلاتی هستند که به سادگی قابل رفع نیستند. این گفته آرزوی نگهداشت شخصیت و ارزشهای فرهنگی را در یک جامعه و یا توسط جامعه تبارز می دهد. به هر حال تا زمانی که مسائل توسعه از مسائل فرهنگ جدا باشد، ناسازگاری وجود خواهد داشت.

بحران پولی و اقتصادی جهانی که فهرست نتایج آن طولانی است ( بیکاری، بحران پولی، افزایش فقر در تمامی کشورها، اعم از صنعتی ، درحال انکشاف وفقیر) که بصورت قطع در وطن ما نیز تأثیرات عمیق دارد و ادامه خواهد داشت، گویای فاصله و شکافی است که بین پیشنهاد های سیاسی و اقدامات عملی وجود دارد . بنابران نا معقول پنداشته میشود اگر فرهنگ و سهمگیری مردم با داشت های فرهنگی متفاوت و متنوع محلی و همچنان برداشت های محیط زیست، در برنامه های انکشافی و بازسازی کشور ما جایگاه شایستۀ خود را اشغال نکند. باید گفت که از سالهای ۲۰۰۲ تا حال، ابعاد فرهنگی توسعه در کشور ما در حاشیه قرار دارد و یا اینکه در مراحل بازسازی افغانستان از ابعاد فرهنگی کمتر استفاده شده و یا گاهی بکار نرفته اند.

ج: تحول، تجدد، و ارتقاء مظاهر واجزای فرهنگ:

از زمانی که انسانها حالت و شخصیت انسانی را در افریقا و نقاط دیگر جهان کسب کرده اند، برای بقای خود همیشه در تجسس حیات بهتر در محیط زیست خود از طریق  کسب دانش نو و پیچیده بودند. در طول میلیونها سال و دوره های مختلف حیات بشری، به کمک و در سایۀ انقلاب فکری عظیم بشری و تحولات جسمی، تحول اجتماعی و کسب دانش در جهت استفاده بیشتر از محیط زیست، انسانها را قادر ساخت که تا درجۀ فرهنگی امروزی را، اما در تنوع فرهنگی و هنوز در حال تجدد، تحول و غنی شدن، خلق نموده بوجود بیاورند. ضمناً انسانها در هر محیط اجتماعی وابسته به خود، شخصیت فرهنگی خود را متکی به میراث فرهنگی آن اجتماع می دانند و در حفظ ارزشهای فرهنگی که خود خلق کرده اند، بعضاً تا سرحد مرگ مبارزه می نمایند.

در طول تأریخ حیات بشریت، انسانها به منظور یافتن معشیت بهتر و یا تسخیر زمین ها، جوامع و فرهنگ های  دیگر،و همچنان به منظور تبادلۀ کالاها، همیشه از جایی به جای دیگر  در حرکت بودند. با آنکه این حرکات و سفرها همیشه صلح آمیز نبودند، در کسب و تبادلۀ افکار و دانش و یاد گیری های تخنیکی تمامی اجتماعات انسانی نقش بزرگ بجا گذاشت.

 از سیر تأریخ خیلی دور بشریت می گذریم و خود را به قرون وسطی می رسانیم و با ارائۀ چند مثال مطالعه می نمائیم که به چه شکلی افکار، دانش و داشت های فکری انسانها از یک محل به محل دیگری انتقال نمود و اسباب انقلاب فکری ، فلسفی و صنعتی را در اجتماع  دیگری بوجود آورد و در نهایت در غنای فرهنگی محل دیگر کمک نمود.

تأثیر مفکرین و بزرگان دانش همچون ابن سینای بلخی، فارابی و ابن رشد بر ارتقای فرهنگ اروپا به همان اندازه عظیم است که تأثیر افلاطون و ارسطو. در قرن دوازدهم م، جهان مسیحی دریافت که عهد و زمانهای گذشته از مجموعۀ علمی بر خوردار بوده که یا از دست رفته یا به روش غیر مستقیم و نا کامل شناخته شده است. این مجموعه علمی عبارت بود از یک نظام غنی و کامل از دانش ها، تقسیم بندی علوم، جدولی ازرشته های علمی، تقسیم بندی رشته های علمی و درجه بندی رشته ها. باید با حقانیت گفت و امروز غربی ها این حقیقت را می پذیرند که


صفحه فرهنگ وهنر

جنگنامۀ حمید کشمیری شاهنامۀ سدۀ نزدهم

2017-Jan-15 ||  پرتو نادری

 حمید کشیمری یکی از شاعران حماسی سدۀ سیزدهم است که جنگ‌نامۀ او به نام « اکبرنامه» یاد می‌‌شود. محمد حیدر ژوبل  باور دارد که  گوینده: «حقایق را با کمال صراحت بیان داشته، امیدوار هیچ‌گونه صله و سیم نبوده است. اکبرنامه در روح خواننده‌گان در افغانستان و هندوستان تأثیر گرمی ‌‌کرد و ممکن است که این کتاب را شاهنامۀ قرن نزدهم افغانستان خواند که فصل معاصر شاهنامۀ فردوسی می‌تواند حساب شود.»  تاریخ ادبیات افغانستان، ص‌259.  در پیوند به زنده‌‌گی حمید کشمیری اطلاعات زیادی در دست نیست؛ با این‌حال زادگاه او را دهکده‌یی گفته اند به نام نوپگ در پرگنۀ شاه آباد کشمیر، پدرش حمایت الله نام داشته و مردی بوده است معروف، عالم دین و ادیب. به روایت آمده در دانش‌نامۀ ادب پارسی، حمید در آخرین لحظه‌های زنده‌گی خود این بیت را سرود: ...

اسحاق فایز و قلم کشی های نخستین

2017-Jan-15 ||  پرتو نادری

زادگاه فایز دهکدۀ تاجیکان نام دارد. در جبل السراج ، درولایت پروان. گذشته گان او همه‌گان در  همین دهکده زیسته اند. سال 1336 بود که فایز در همین دهکده چشم به جهان گشود. آموزش‌های ابتدایی، میانه و لیسه  را در دهکدۀ خود فرا گرفت. بعداً به کابل آمد و در دانشکدۀ علوم دانشگاه کابل  در بخش ریاضی و فزیک مشغول آموزش شد. او ازاین دانشکده به سال 1360خورشیدی گواهی‌نامۀ لیسانس به دست آورد. از این نقطه نظر او با نورالله وثوق، داوود سرمد، میرویس موج، علی محمد رسولی، من وشاید هم چند تن دیگر همانندی دارد. برای آن که این‌ها همه گان از دنیای مجردات علوم طبیعی و ریاضیات به دنیای عواطف و تخیل ، شعر و سرایش با دشواری راه زده اند، بی آن که چراغی فرا راه بوده باشد و پیشوایی و رهبری و استادی، تا آن‌ها را با فن و فوت شعر و نویسنده گی آشنا سازد. شاید جای داشته باشد تا از آن شمار شاعران...

بحث فرهنگ

2017-Jan-11 ||  دوکتور محمد ظاهر عزیز

این مبادلات، تماسها و پخش سریع اطلاعات ، برای یکسان سازی سلیقه ها ، روشها، رفتارها و دیگر اجزای هر روزه ای زندگی انسانها همرا است و هم مانند کردن، هم نوع کردن بعضی از نمونه های زندگی، تفکر و عمل تولید و مصرف را تبلیغ میکند. این عمل همنوائی و یکسان سازی روبه توسعه، به تدریج حوزه های بیشتری از فعالیت انسانی را در سطوح ملی و محلی ، مورد تهاجم قرار میدهد و شاید در حالاتی ، باعث تغییر شکل ناموزون گردد زیرا هر آنچه را که با آن مطابقت دارد، ارتقاء می دهد و هرچه که بر سر راهش  می ایستد و مقاومت میکند، نابود می سازد. اگر این منطق به افراط کشیده شود، می تواند به تحجر انسانها بیانجامد، زیرا تنوع، چنانچه بر مبنای تساوی کامل پذیرفته شود یک منبع اساسی و نیروی حیات بخش برای هریک از جوامع انسانی بحساب می آید. خواست دفاع ازهویت فرهنگی مردم افغانستان در حال حاضر می باید به عنوان ...

بحث فرهنگ

2017-Jan-11 ||  دوکتور محمد ظاهر عزیز

بخش سوم خلاصه اینکه بعد از فراغت از لیسۀ دارالمعلمین تحصیلات عالیتر را در رشته های تأریخ و جغرافیه، تعلیم و تربیه و علوم سیاسی و روابط بین المللی در کابل، نیویارک و پاریس تکمیل نمودم و به اصطلاح کابل، کاملاً عصری شدم.  من دیگر تقه نمی پوشم، شپو می پوشم. کورته و ایزار نمی پوشم. دریشی ساخت فرانسه، پراهن ساخت امریکا یا ملیزیا، بوت اسپانوی، نکتایی چینایی و شپوی ساخت انگلستان را دوست دارم. در مدت اجرای وظیفۀ رسمی از سویدن تا افریقای جنوبی، از جاپان تا کلیفورنیا و از آسترلیا تا ارجنتاین در بیشتر از هشتاد کشور سفر کردم و در تماس با مردمان جهان با فرهنگ های  زیادی در تماس شدم. از ارزشهای فرهنگی شان یاد گرفتم وبه آنها احترام خاص دارم. با غذا های زیاد، روشهای حیات مردمان جهان، ادیان مختلف و طرز تفکر شان آشنایی حاصل کردم. حالا میدانم که تنوع فرهنگی در هر اجتماع و در هر ک...

بحث فرهنگ

2017-Jan-11 ||  دوکتور محمد ظاهر عزیز

بخش دوم در فاصلۀ میان پایان قرن دوازدهم و مابین قرن سیزدهم، جهان غرب لاتین به کمک دو موج بزرگ ترجمۀ مفاهیم عالی علمی عربی - اسلامی با سواد شد، و این مجموعه ها بنیان اصلی رویۀ علمی پوهنتون های بعدی را در غرب لاتین در پی داشت. پوهنتون ها قرون وسطی اروپا که در ابتدای قرن سیزدهم شکل گرفت به نوعی بنیادی، طرح ریزی دانشی بود که فارابی آنرا فراهم آورده بود. مجموعۀ دانش عرب که ترجمه شده و به جهان غرب انتقال یافته بود، پایه و بنیان علمی پوهنتون های اروپایی را و در واقعیت برنامه های درسی و متون و محتوای این برنامه ها را شکل داد. پس دانش ها و روش علوم عرب - مسلمان پایه و اساس نهادی را به غرب لاتین ارزانی داشت که امکان پیشرفت و برتری روز افزون بر مباقی جهان را به آن داد. بنابراین، تأثیر دانش های عرب - مسلمان بسیار گرانبها و ارزشمند بوده است، تأثیری که صرفاً به پیشرفت در این و یا آن ر...

بحث فرهنگ

2017-Jan-11 ||  دوکتور محمد ظاهر عزیز

الف: تعریف فرهنگ: اگر فرهنگ را به مفهوم وسیع کلمه در نظر بگیریم، شامل کلیه جنبه های زندگی سیاسی، علمی، اجتماعی ، فکری، دینی، هنری، اقتصادی و زیبائی شناسی یک ملت خواهد بود. فرهنگ مختصر آکسفورد (۱۹۹۰)، فرهنگ را "رسوم، تمدن و دست آوردهاییک دورۀ معین یا یک ملت خاص " تعریف کرده است. درگزارش کمیسیون جهانی فرهنگ وتوسعه، که توسطیونسکو در سال ۱۹۹۴م به نشر رسید، فرهنگ را به مفهموم وسیعتر از "دست آوردهای فکری انسان " به کار می برد. امروز در همه جوامع انسانها و موسسات بزرگ بین المللی مانند یونسکو بصورت قطع پذیرفته شده است که فرهنگ به تمامی تفکر، تخیل و افکارمان شکل می بخشد. فرهنگ هم در حال انتقال و تغییر و هم وسیلۀ انتقال رفتار، کردار و همچنین منبع تحقیقات ، تجدد، آفرینش، آزادی و بیداری فرصت های نو آوری است. فرهنگ برای اکثر گروه ها و جوامع، منبع انرژی، الهام و تو...

شعر سفری است بی پایان

2017-Jan-08 ||  پرتو نادری

در سال‌های اخیرالهۀ شعر کمتر به دیدار من می آید؛ حتا شبانه‌ها هم که بسیار دل‌تنگم. من نیز او را دنبال نمی کنم. می ترسم که روی برگرداند وبگوید: مگر آزرمی نداری که پیرانه سرهم، مرا رها نمی کنی! با این حال گاه گاهی شرفۀ نازک بال‌هایش رامی شنوم که چنان نسیمی از دهلیز ذهن من می گذرد؛ اما تا بر می خیزم که پنجره یی به رویش بگشایم، با دریغ که نه شرفۀ بالی‌است ونه جرقۀ الهامی! دوباره همان سکوت سنگین دل‌تنگی‌است که برهمۀ هستی من سایه می افگند. او وقتی این گونه می آید و بر می گردد، دردناکترین لحظه‌ها را برای من برجای می گذارد. با این حال گاهی پنجره را می گشایم ومی بینم که اودر پشت پنجره لبخند می زند و می آید ومی نشیند درکنارم و آرام آرام ، با روح من درمی آمیزد چنان درآمیختن بامدادی با دریایی دردامنۀ کوهستانی! تا با من است،ازهستی لبریزمی شوم وشور نا شناخته‌یی هم...

مثلث وضعیت ادبی

2017-Jan-01 ||  پرتونادری

هربار که مسألۀ نقد ادبی به میان می آید این گفته دانشمند ایرانی داکترشفعی کدکنی به یادم می آید که باری در کتاب  شاعری در هجوم منتقدان، نوشته بود: «  بعد از عمری جست وجو در تاریخ شعر فارسی، هنوز این نکته به روشنی برمن مسلم نشده است که میان تعالی و انحطاط دوره‎های ادبی و کیفیت و کمیت نقد ادبی ارتباطی هست یا نیست و اگر هست این ارتباط آیا مستقیم است یا در این مورد پیوند باژگونه برقرار است؟ از مطالعۀ اسناد موجود، احتمالاً به این نتیجه خواهیم رسید که بهترین ادوار شعر فارسی، عصر فردوسی و خیام یا عصر مولوی و سعیدی، دوره‌هایی است که " نقد ادبی" در آن، کاملاً از صحنۀ تاریخ ادبیات ما غایب است و برعکس، اواخر دورۀ صوفویه و زندیه را- که عصر انحطاط آشکار شعر وشاعری است- باید دورۀ اوج و شکوفایی نقد ادبی در زبان فارسی به شمار آورد». کدکنی، یک چنین امری را در ادبیات ...

Previous   ||   Next