سرمقاله

!فساد، لکه ی ننگ برپیشانی حکومت

2017-Apr-18  || 

در نشست هاي بين المللي و در ملاقات مقامات بلند پايه کشورهاي خارجي با رهبران حکومت افغانستان، نخستين موضوع که مطرح و به بحث گرفته مي شود، گسترش فساد اداري و تعهد رهبران حکومت در امر مبارزه بر ضد اين مرض مزمن است. پس از شکست طالبان و تشکيل اداره موقت و با توجه به کمک هاي جهاني که در افغانستان سرازير شد، باندهاي مافيايي فساد در سطح ملي و بين المللي فعال شدند و در اين شبکه ها برخي از مقامات بلند پايه دولت افغانستان و کشورهاي بيروني هم شامل گرديدند و سرانجام بيشتر مساعدت هاي بين المللي حيف و ميل شد. با پايان يافتن دوره رياست جمهوري حامدکرزي و شکل گيري حکومت به اصطلاح وحدت ملي و شعار هايي که در دوران کارزارهاي انتخاباتي سر داده مي شد فکر مي گرديد گراف فساد در کشور سير نزولي را طي خواهد کرد ولي با توجه به چند سالي که از عمر حکومت مي گذرد و تجربه نشان داده است نه تنها که فساد کاهش نيافته است بل دامنه يي گراف فساد هم گسترش يافته است. به هيمن منظور است هر زماني که يک مقام کشور بيروني به افغانستان سفري مي داشته باشد خبر مبارزه برضد فساد بالا مي گيرد. در ديدار مک مستر مشاور امنيت ملي امريکا با رهبران حکومت نيز موضوع گسترش فساد در کشور مطرح شد. حال پرسشي است  که چرا با وجود نهادهاي متعدد مبارزه بر ضد فساد و تعهد مقامات حکومت و وعده هاي آنها، هنوزهم موضوع فساد لکه ننگي به پيشاني حکومت است؟ در بسياري از نهادهاي دولتي و قرارداد هايي که ص


امریکا متعهد به همکاری با افغانستان است

!درنگی به گفته های دیروز کرزی

!از نابود سازی پایگاه های تروریستان استقبال می کنیم

!شهر کابل بسیار وحشتناک شده است



3
H: 3°
L: -2°
Kabul
Saturday, 14 January
See 7-Day Forecast
Sun Mon Tue Wed Thu Fri
           
-9° -9° -11° -11° -12° -9°

SUBSCRIBE TO RSS

مسؤولیت مرگ و میر خاموش شهریان کابل به دوش کیست؟

در این شکی نیست که در نتیجه درگیری‎ها و جنگ‌های استمراری در یک تعداد زیاد ولسوالی ها و ولایت های کشور، افزایش بی سابقه بیکاری، خشک سالی های متوالی، عودت میلیون ها مهاجر افغان از کشورهای پاکستان و ایران به کشورشان افغانستان، میلیون ها هموطن مان مستمند، بیکار و بی بضاعت، قرأ، قصبات و محلات مسکونی شان را بالاجبار ترک کرده و به مراکز شهرهای بزرگ مملکت خاصتاً به ولایت کابل رو آورده و سکنا پذیر شدند. چنانچه امروز نفوس ولایت کابل در حدود شش میلیون نفر تخمین زده می‌شود.

در حالی که کابل به مثابة پایتخت مملکت افغانستان یگانه شهری در بین شهرهای 206 کشور دنیا است که با تأسف فراوان فاقد سیستم کانالیزاسیون، شبکه های آبرسانی و برق رسانی، پارک های تفریحی و تپه های مشجر با بته های سرسبز تزئینی می باشد.

اگر سردمداران حکومت فاقد کفایت دوسره وحدت ملی که اکثر اوقات شان را در گردهمایی ها و همایش‌ها زیرنام تجلیل از این مناسبت و آن مناسبت توأم با ایراد بیانیه‌های کلیشه یی بلند بالا به چک چک های پلوخوران پروتوکولی سپری می نمایند، با درک مکلفیت وظیفوی، با ایفای وجیبه ملی و ادای رسالت تاریخی ازعقب شیشه های موترهای قیمتی ضد مرمی شان با چشم بصیرت و با کمال دقت به سیمای پریشان حال دریای کابل اعتبار از پل آر تل الی پل مکروریان یک بار نظر اندازی اجمالی نمایند، به وضاحت و صراحت می بینند که به شمول صدها افراد معتاد، صدها نوع کثافات مختلفه و ده ها قسم مواد متعفن فضله مختلفه در بستر دریای کابل پراکنده و انبار شده است.

به تفسیر برهنه تر و به عبارت عریان تر، امروز دریای کابل به یک گدام مدفوعات و به یک ذخیره گاه انواع عدیده کثافات مبدل شده است، اما اربابان فاقد کفایت و نو به چوکی رسیده  حکومت انتصابی دوسره وحدت ملی از نظاره کردن حالت رقتبار دریای کابل احساس خجالت، شرمنده گی و سرافگنده گی نمی‌کنند؛ زیرا رایحه معطر رنگ سبز دالرهای امریکایی بوی گنده گی کثافات و مدفوعات انبار شدة دریای کابل را از مشام‌های آنها زایل ساخته است.

اگر واقعبینانه و منصفانه قضاوت بصیرانه نماییم درحال حاضر شهر کابل به مثابه مرکز حکومت کشور افغانستان چه از نقطه نظر نظافت و پاکی و چه از دیدگاه شاخص های رفاهیتی، چه از منظر رعایت مقررات موضوعه ترافیکی و چه از دید مصونیت فردی با هیچ یک از پایتخت های کشورهای دنیا قابل مقایسه نمی باشد.

این واقعیت را نباید از شهروندان کابل پنهان کرد و آن این که امروز ازدحام ترافیکی، تراکم و تمرکز و رفت و آمدهای بی حد و حصر وسایط ترانسپورتی و ماشینی اعم از موترسایکل، ریکشا، موتر، تراکتور، بلدوزر، جنراتور، مؤلد برق و... که از مواد فوسیلی نفتی استفاده می‌نمایند. همه روزه و همه وقته مقدار عظیم و هنگفت گازات مضره (S02-Co-Co2) و تتراایتل فلز سرب را در نتیجه احتراق مواد فوسیلی به هوا متصاعد، پراکنده و مخلوط می سازند. ناگفته نباید گذاشت که این گازات مضره و املاح فلز مسموم کننده سرب با نزولات جوی (باران، برف و ژاله) مخلوط و ترکیب گردیده و باعث باران های تیزابی و نزولات اسیدی می گردد که در نتیجة آن، آب‌های سرباز (چشمه ها، جوی ها، حوض ها، جهیل ها و دریاچه ها...) خاک و نباتات را ملوث و مسموم می سازند. چنانچه سلفر دای اکساید عملیه حیاتی فوتوستیتز را در نباتات مختل ساخته و کاهش می‌دهد.

ناگفته نباید گذاشت که متصاعد شدن گازات مضره (S02-Co-Co2) و مرکبات سرب برعلاوه آلوده نمودن هوا، ملوث ساختن، کثیف کردن و مسمومیت خاک و آب ها، سبزیجات، نباتات و میوه جات باعث بروز و ظهور، شیوع و انتشار انتان و میکروب های امراض مختلفه کشنده از جمله کولرا، توبرکلوز، اسهال، زکام، سر دردی، سرطان، افسرده‌گی، عسرت تنفس و چشم دردی شهروندان گرسنه و مصیبت زده شهر کابل می گردد.

همشهریان بینوا، افسرده و بیمار شهر کابل باید ملتفت و متوجه باشند که فلز سرب از نقطه نظر کیمیاوی ماهیتاً یک عنصر خطرناک و دارای خصوصیت سمی و توکیسنی می باشد. سرب در عملیات کیمیاوی و در تعاملات بیالوژیکی عملیه میتابولیزم (استقلاب) به مثابه یک عنصر فعال کیمیاوی در نتیجه فعل، انفعالات و تعاملات خیلی ها پیچیده و مغلق کیمیاوی اتوم های سرب با هموگلوبین خون یکجا شده و باعث اخلال شدید در وظیفه اصلی هموگلوبین خون می شود.

به عبارت عریان تر، باعث انقطاع جریان نورمال آکسیجن(O2) از شش ها به حجرات بدن انسان گردیده وسبب بروز عسرت شدید تنفس و عدم کفایه قلبی شده و در فرجام منجر به سکته قلبی و مرگ می گردد.

عطف توجه جدی به این موضوع مهم حیاتی والدین به این نکته حساس ملتفت باشند که ارگانیزم بدن کودک به یک مقداری زیادی آکسیجن ضرورت مبرم دارد. متکی به این اصل اساسی ابدان و ارگانیزم کودکان در مقابل سرب فوق العاده حساسیت دارند؛ زیرا سرب به صورت مستمر از رشد، نمو و انکشاف حجرات و جریان نورمال خون در ارگانیزم کودکان جلوگیری کرده و باعث کم خونی و کینوسلوکیشن در کودکان می گردد. چنانچه اطفالی که تحت تأثیرات منفی و نامطلوب مرکبات سرب قرار گرفته باشند از نشو و نموی جسمی، دماغی و فزیکی عقب مانده و همواره خواب برده، رنگ پریده و معروض به سرما خورده گی و… می گردد. معالجه و تداوی اطفالی که مبتلا و مصاب به توکسین فلز سرب و مرکبات آن شده باشند پروسه معالجه آنها مشکل و زمانگیر می باشد.

به همین منوال در مادران حامله، املاح فلز سرب سبب رشد مواد توکسینی در ارگانیزم جنین آنها شده و طفل شان معلول و ضعیف‌البنیه به دنیا می آید.

سمپتوم مشخصه و علایم فارقه کسانی که به توکسین سرب مصاب و مبتلا شده باشند عبارت اند از: تشوشات روحی، افسرده گی، احساس خستگی، عصبانیت، سردردی، قبضیت ، سرچرخی، دردهای حاد بطنی، کم اشتهایی، استفراغات، درد عضلات، پائین آمدن مقدار هموگلوبین، خراب شدن و فاسد گشتن کرویات خون، امراض کلیوی و... می‌باشد.

لازم به تذکر است املاح مضره سرب معمولاً و قاعده‌تاً از طریق نوشیدن آب های سرباز، از طریق خوردن میوه جات، سبزیجات، مواد غذایی و همچنان از طریق تنفس هوا داخل ارگانیزم انسان و حیوان می گردد.

باید به صراحت اذعان کرد که مواد نفتی که در عموم وسایط نقلیه ترانسپورتی و جنراتورهای بنزین و نفتی به مصرف می رسد دارای تترا- ایتل سرب می باشند که بعد از عملیه احتراق، گازاتی که از آن ها متصاعد شده و به هوا پراکنده می شوند، این گازات مضره متصاعد شده با عناصر دیگری که در ترکیب هوای اتموسفیر کره زمین موجود است آمیخته و مخلوط شده، سرب و املاح سرب را تولید می نمایند. در نتیجه تحقیقات و محاسبات، تعیین و تثبیت شده است که دریک لیتر مواد نفتی از0.5 تا 1 گرام سرب موجود می باشد که بعد از عملیه اشتعال و احتراق بنزین و دیزل سرب با عناصر دیگر موجوده در فضا و هوا باعث گاز خفه کننده کاربن مونواکسایدCoو تولید سایر آکسایدهای مختلفه مضره شده و خطرات ناگوار جدی را متوجه محیط زیست انسان ها و زنده جان‌ها می سازد.

اگر در 24 ساعت یک جنراتور مؤلد برق، موتر سایکل، موتر، تراکتور، بلدوزر، ماشین های محاربوی وغیره حداقل مقدار 10- 15 لیتر بنزین و دیزل را به مصرف برسانند در آن صورت هر واحد واسطه متذکره حداقل مقدار 10 گرام سرب را متصاعد ساخته و به هوا پراکنده می سازد.

با درنظرداشت این محاسبه اگر روزانه و شبانه 600 هزار واسطه نقلیه ترانسپورتی مختلفه و حداقل 50 هزار جنراتور مؤلد برق دیزلی در ولایت کابل حرکت و فعالیت داشته باشند، اگر هر واسطه روزانه ده لیتر تیل مصرف نماید جمعاً در این صورت در یک شبانه روز مقدار شش میلیون و پنجصد هزار لیتر بنزین و دیزل در ولایت کابل احتراق شده به مصرف می رسد.

بادرنظرداشت این محاسبه در یک شبانه روز در کابل مقدار 650 هزار کیلوگرام سرب به هوای کابل متصاعد و پراکنده ساخته می شود که باعث آلوده‌گی هوا، آب، خاک، نبات و در حقیقت مسمومیت شدید محیط زیست شهرکابل توسط فلز سمی سرب می گردد که البته به صورت ثابت ذخیره شده می رود و تهدید جدی را متوجه محیط زیست، صحت و سلامتی و مرگ و میر شهروندان شهر کابل و حیوانات آن می سازد.

یک موضوع به درستی معلوم نیست که آیا اندازه، مقدار و پیمانه و درجه مسمومیت سرب در هوا، خاک و آب های آشامیدنی شهرکابل و یا معاینات و اتالیزهای سیستماتیک آب های سرزمینی، زیر زمینی (چاه ها) از نقطه نظر کیمیاوی و از نگاه توکسیکولوژی جهت تعیین اندازه رسوبات سرب، جست، بسموت، کروم و سلیکات اکسایدکه خطرات جدی زیادی را متوجه صحت، سلامتی و زنده گی تمامی شهریان و باشنده گان شهرکابل می سازند در لابراتوارهای تحقیقاتی و پژوهشی ریاست اپیدیمیالوژی وزارت صحت عامه صورت گرفته و می گیرد یا خیر؟ در حالی که تشخیص، تثبیت و تعیین اندازه رسوبات مضره فلزات مسموم کننده متذکره از جمله مکلفیت های اساسی، وظایف اختصاصی، مسؤولیت های کاری و وجیبه ملی اربابان و متصدیان وزارت صحت عامه، ریاست حفظ محیط زیست و اداره سازمان صحی جهان مقیم کابل می باشند، لاغیر.

طبق آمار منتشره مطبوعات سالانه  9 هزار نفر در سطح کشور از مسمومیت مرگبار فلز زهری سرب تلف می شوند و تنها سالانه هزارها نفر از شهروندان کابل بالاثر آلوده‌گی شدید محیط زیست و مسمومیت مرکبات فلز زهری، مس خاموشانه و مظلومانه جان‌های شیرین شان را از دست می دهند که مسؤولیت مستقیم این مرگ و میرهای خاموش شهریان کابل فقط به دوش مسؤولان سه ارگان متذکره فوق الذکر می باشد، لاغیر.

ناگفته نماند که املاح سرب به شکل ترکیبی در گازات مختلفه هوا جذب شده در آب و خاک رسوب کرده، مواد غذایی را آلوده کرده و تسممات غذایی را بار می آورد. شایان ذکر است سبزیجات، نباتات و علوفه های که توسط سرب سمی شده باشند و حیوانات اهلی از علف‌ها و سبزی های مسموم شده استفاده نمایند (گوشت، شیر و خون) این حیوانات با مرکبات سرب زهری می گردند که خوردن گوشت و نوشیدن شیر این حیوانات به صحت و سلامتی انسان ها صدمه جدی وارد می کند.

پس شهروندان کشور و به طور اخص شهروندان کابل این نکات را در نظر داشته باشند و خود در حفظ و سلامت محیط زیست خود نیز توجه کنند و چون مسؤولان بی مسؤولیت به اصطلاح «به مه چی» نباشند.


مقاله های سیاسی

سیاست نامۀ بی ثبات افغانی

2017-Apr-19 ||  عبدالناصر نورزاد

چيستي شناسي سياسي: در بحث سياسي بودن و سياست شناس شدن، ما افغان ها ماشاالله کمبود کادر نداريم. هر گوشه و کنار کشور و ولايت و ولسوالي را بگذاريد، اگر به محلة که خود در آن زنده گي مي کنيد، برويد، نه تنها از طبقه تحصيل يافته و چيز فهم بل از کسبه کار و افراد عادي آن جامعه بپرسيد، ساعت ها براي تان، در مورد سياست جهان و افغانستان معلومات ارايه خواهد کرد. اين هم از برکت چهل سال خشونت و دگرگوني هاي خشن سياسي است که افراد جامعه افغاني را اگر از يک طرف متفرق و پيرو ايده هاي مختلف ايدئولوژيک، فکري و تباري و مذهبي ساخته از طرف ديگر درک سياسي مردم را بلند برده است. شعور سياسي موضوع کاملاً مجزا و تافتة جدا بافته از درک سياسي است که در قدم اول مستلزم داشتن درک سياسي است. يعني تا زماني که شما درک سياسي نداشته باشيد، شعور سياسي نخواهيد داشت. شعور سياسي اساساً به ملزمات همچو درک سياسي و د...

«ما زمانی می توانیم آینده را به آغوش بکشیم که جامعۀ خردمند بار آییم»

2017-Apr-19 ||  ترجمه: سهراب عمر نويسنده:

اهميت علم، حقيقتي است که از گذشته ها به اينسو در کانون توجه انسان‌ها بوده است. اين علم است که انسان را از ساير موجودات متمايز ساخته و به آن برتري داده است. سجده کردن فرشته‌گان به حضرت آدم  چه به معناي انقياد از او و چه به معناي پذيرفتنِ بزرگي و برتري اش؛ بر مبناي همين حکمت است. خداوند  با آموختنِ «اسماي الهي» به حضرت آدم، او را فضيلت و برتري بخشيده بود. از آنجا که اسماء را نمي توان جدا از مُسَمّا تلقي کرد، پس آنچه خداوند به آدم  آموخته بود، حقيقتِ اشيا بود. از جهتي، عينِ مظهريت به حضرت محمد(ص) نيز داده شده بود. ولي با يک فرق: چيزهايي که اجمالاً به حضرت آدم داده شده بود، به حضرت محمد(ص)  به تفصيل داده شده بود. حضرت آدم «اسماء» را مطابقِ سوية انسان هاي روزگار خود که رهبريِ آنها را به عهده داشت، ميدانست و به قدري به ترکيبِ دانسته‌هايش مي‌پرداخت که ...

چـه فکـر مـی کنیـد؟ افغانستـان مرکـز تفاهـم، یـا تخـاصـم

2017-Apr-18 ||  احمد سعیدی

چندي قبل بخاطر بحث روي معضله افغانستان نشست يک روزه اي در مسکو با حضور داشت دوازده کشور  (افغانستان، پاکستان چين، ايران، هند، تاجيکستان، ازبيکستان، قزاقستان، قرغيزستان، آذربايجان، ارمنستان)  برگزار گرديده بود، نيرو هاي متخاصم يعني طالبان و امريکايي ها که بايد در اين نشست حضور مي داشتند، نداشتند. قبل از اين نشست اميد برده مي شد که  در نشست مسکو، فرصتي ايجاد خواهد شد تا اين  کشور هاي  مهم منطقه بخاطر  ايجاد امنيت پايدار وبازسازي افغانستان به تفاهم برسند، اما متأسفانه با پرتاب مادر بمب ها آنهم در آستانه برگزاري نشست مسکو، از طرف امريکا در ولايت ننگرهار همه اميد ها به نااميدي تبديل شد. امريکا مي توانست بگويد يک موشک بزرگ بخاطر نابودي داعش استفاده کرده واما نام مادر بمب ها درين مقطع زماني بخاطر خبر ساز بوده تا نشست مسکو را  تحت الشعاع قرار دهد وتحليل...

«بم مادر» یا توپ امیر عبدالرحمان خان!!

2017-Apr-18 ||  مهرالدین مشید

درست زماني امريکايي ها درة اچين را مورد حمله قرار دادند، بم مادر را در مرکز و پناه گاه مهم واستراتيژيک گروه داعش به صدا در آوردند و به شعاع بيشتر از دو کيلومتر منطقه را تکان دادند که به ابتکار روسيه نشستي در پيوند به صلح افغانستان در مسکو آغاز مي شد. اين بم يازده تن وزن و شانزده ميليون دالر قيمت دارد. به گفتة سايت ويکي ليکس، اين تونل ها با پول امريکايي ها با ارزش 316 ميليون دالر در زمان جهاد ساخته شده بود. حکومت افغانستان از اين حمله به عنوان همکاري مشترک نيرو هاي افغان و خارجي ياد کرد و آن را ضربة محکم بر تروريزم و دشمنان مردم افغانستان خواند و سخنگوي رييس جمهور با اين گفته که جريان هاي سياسي به تقاضاي مردم افغانستان که هميشه از رييس جمهور مي خواهند که هراس افگنان را نابود کند، بايد احترام بگذارند، بر تمامي آن سياست مداراني چون آقاي کرزي تاخت که اين حمله را بر رسم همدردي...

جنگ افغانستان ناتوانی قدرت جنگی امریکا و ناتو را به نمایش گذاشت

2017-Apr-17 ||  میر نجیب الله شمس

به گواه تاريخ بعد از ختم جنگ دوم جهاني در سال 1945 ميلادي و سرآغاز جنگ سرد کشورهاي اتحاد شوروي و ايالات متحده امريکا به مثابه دو ابر قدرت با ايدئولوژي هاي کاملاً متضاد در صحنه گيتي ظهور نمودند. دوران 45 سال جنگ سرد که با چالش ها، تنش ها و مدوجذرهاي شديد سياسي، نظامي، اقتصادي، ايدئولوژيکي، فرهنگي، توليد اسلحه تأثير دسته جمعي، هستوي، کيمياوي، باکتريالوژي، مسابقات تسليحاتي، آزمايشات راکت هاي مخرب بالستيکي، صدور انقلابات ايدئولوژيکي، لشکرکشي، تجاوز و اشغال سرزمين کشورهاي ضعيف و تجزيه آنها، فروش و صدور بي حد و حصر سلاح هاي مختلف النوع مخرب به ساير کشورها، بلند بردن گراف ليمت بودجه هاي نظامي کشورهاي گيتي، تقسيم نمودن جهان به 3 بلاک شرقي، غربي و کشورهاي عدم انسلاک و جنگ افروزي هاي استمراري و…توأم بود. در دوران جنگ سرد کشورهاي متخاصم امريکا و اتحاد شوروي دوبار در آس...

داکتر اسپنتا خرد جمعی را اهانت نکند!

2017-Apr-17 ||  محمد صابر فهیم

داکتر رنگين اسپنتا، در يک مقاله به شدت از نظام و از دستگاه دولتي به دليل خاموش بودن دولت در برابر استعمال مادر بم ها در اچين انتقاد کرده است. من بايد اعتراف کنم که در حدي نيستم که مقاله هاي علمي آقاي اسپنتا را نقد کنم، اما مقاله هاي سياسي را که با اغراض شخصي و گروهي آلوده باشند و نويسنده بخواهد فهميده و دانسته يک بخش بزرگ از جامعه را تحميق کند؛ به درستي مي توانم آن را بفهمم و درک کنم. از همين جهت است که بايد به اوشان هشدار داد؛ اگر مي خواهند بيشتر از اين به انزوا نروند، از نوشتن و پرداختن به مطالب اهانت آميز به خرد جمعي بپرهيزند. آقاي اسپنتا خودش نيز در بخشي از اين مقالة که تازه نوشته است به صراحت بيان نموده که"روي سخن من به آناني است که مي دانند، اما خلاف مي گويند." دقيقاً جناب داکتر رنگين سپنتا! روي سخن من هم آناني نيستند که نمي دانند. شما دانسته و فهميده بيشتر...

حامد کرزی حتا از مادر بم ها سوء استفاده می کند

2017-Apr-17 ||  صدیق الله توحیدی

هدف قرار دادن تونل هاي اچين ننگرهار توسط بزرگترين بم غير هستوي زمينه داد وفرياد کرزي و ايادي اورا فراهم کرد. کرزي در يک نشست خبري جهاد عليه امريکا را اعلام کرد در حالي که در سال 2001 با يک پتو ودستار به کشتي نظامي امريکا در بحر هند برده شد واز آنجا در زير حمايت نيروهاي سيا  به ولايت ارزگان ديسانت شد. در اجلاس بن به اثر فشار امريکا ونماينده فوق العاده آن کشور (داکتر زلمي خليل زاد) به رياست اداره موقت رسيد و وارد کابل شد. او در کنار مارشال فهيم و ساير اراکين دولت استاد رباني پايه هاي نظام يک جانبه و قدرتمند رياستي را با حمايت امريکا پايه گذاري نموده سپس آنها را يکي پي ديگر از چرخه قدرت سياسي دور کرد ويا باتطميع و تهديد  رقباي داخل نظام منزوي و بي اعتبار ساخته و با همه بازي موش و گربه را راه انداخت. کرزي، با عمليات ارتش امريکا در داخل کشور موافقت کرد وهمانند برادربو...

چرا مادر بم ها در ننگرهار پرتاب شد

2017-Apr-16 ||  احمد سعیدی

متأسفانه، امريکا بزرگترين بم ساخت خود را بالاي افغانستان استعمال نمود. امريکا و ناتو طي سال هاي حضور شان در افغانستان به بهانه مبارزه با تروريزم که هرگز صادقانه نبوده هر نوع سلاح کشنده اي را عليه مردم ما استعمال کرده است.  به باور من هدف اصلي استعمال اين سلاح تنها از بين بردن لانه هاي داعش در دره اسد خيل ننگرهار نبوده بلکه اهداف ديگري را نيز با خود در بر داشته است. 1-  استعمال مادر بم ها در ننگرهار نشان مي دهد که افغانستان به آزمايشگاه سلاح هاي بزرگ قدرت هاي جهاني تبديل شده مي رود.  2- استعمال اين بم در افغانستان  جنبه آزمايشي نيز داشته است.  3- امريکا با استعمال اين بم خواست قوت خويش را به روسيه و کورياي شمالي و حريفان ديگر خود نشان بدهد. 4- امريکا خواست با استعمال اين بم جلسه اي را که روز گذشته بخاطر آوردن صلح براي افغانستان در مسکو داير شده بود نتاي...

Previous   ||   Next